همه اهل كوچه، او را با صداى گوش خراش موسيقى اتومبيلش مى شناسند. هر وقت كه پايش به كوچه و محله ما مى رسد، خانواده ها سردرد مى گيرند و زير لب شكوه مى كنند. همين چندروز پيش بودكه پيرمردى در محله ما سكته كرد وخوشبختانه زنده ماند. پزشكان گفته بودند بايد در خانه اى بى سر و صدا و به دور از هياهو، استراحت مطلق داشته باشد. او هم نشست خانه و پرده ها را كشيد. پنجره ها را بستند و همه كودكان خانه قرار شد، سكوت را نشكنند. اما امان از سر و صداى ؟ موسيقى اتومبيل همان پسر شرور محله، كه صداى موسيقى اش را نمى توانستى كم كنى.
همه اهل محله، شكايت داشتند و چندبار هم به پدر و مادر پسرك تذكر دادند كه جلوى او را با اين كارهايش بگيرند ولى گوش پسرك با آن اتومبيل تازه خريده اش، بدهكار اين حرفها نبود تا اينكه... تا اينكه پيرمرد دوست داشتنى محله ما، فوت كرد.
***
تقريباً همه ما در طى اين چندسال به اين صداها عادت كرده ايم.عادت كرده ايم كه هر چند لحظه يك بار يك ماشين با صداى بلند نوارى كه نمى دانيم او احتمالاً نمى داند چه مى خواند، از جلوى خانه مان رد شود و يا فرزندمان، خواهرمان يا برادرمان هر روز يكى از اين نوارها يا سى دى ها را به خانه بياورد. موسيقى اى كه معجونى از فرياد و صداهاى گوشخراش و آهنگهايى پرسر و صداست. در اين آهنگها نه از آن لطافت موسيقى سنتى مان خبرى هست و نه از شيرينى كلام.
گرايش جوانان ايرانى به گردهمايى موسيقى اين چنينى كه در خارج از كشور فعاليت دارند، مانند ديگر مسائل مربوط به جوانان، بسيار بحث برانگيز و قابل تأمل است. چرا كه اكثراوقات اين مسأله تنها به گوش كردن آهنگهاى اين گردهمايى موسيقى ختم نمى شود و بعد از مدتى افراد سعى در تقليد رفتار، پوشش، گفتار وحتى زيورآلات اين گروهها دارندكه به تبع مى تواندمشكلاتى را به وجود بياورد. جوانان درون خانواده ها با پدر و مادر و احياناً ديگر اعضاى خانواده كه اين نوع موسيقى و پوشش و رفتار مربوط به آن را نمى پسندند، مشكل دارند.
«حميد رضا مهرعلى» دانشجوى كارشناسى ارشد رشته امور فرهنگى براى پايان نامه خود اين مسأله راانتخاب كرده است و به بررسى «علل گرايش برخى جوانان به گروههاى ناهنجار موسيقى» پرداخته است. وى در تحقيقات خود آورده است با توجه به اينكه خاستگاه اين گروهها در خارج از كشور است و رفتار آنها باارزشها و فرهنگ ما تعارض دارد، جوانانى كه به اين گروهها گرايش پيدا مى كنند با هوادارى و تقليد از رفتار و ظاهر اين گروهها، نسبت به رعايت بسيارى از هنجارهاى اجتماعى بى تفاوت مى شوند.
اين گروهها در دوسبك موسيقى پاپ و راك به اجراى برنامه مى پردازند و داراى طرز تفكر و عقايد ويژه اى در زمينه شيوه زندگى، رفتارهاى اجتماعى هستند و اين عقايد در قالب موزيك و اجراى برنامه هاى بزرگ موسيقى ارائه مى شود. موسيقى اين گروهها نيز داراى ريتم تند و خشن بوده و بيشتر از سازهاى الكترونيكى استفاده مى كنند.
در اين پژوهش كه روى جوانان ۱۶ تا ۱۸ساله انجام شده است، نقش خانواده در انتقال هنجارهاى فرهنگى، ميزان رعايت هنجارهاى فرهنگى بين دوستان افراد، ميزان ارتباط مسؤولان مدرسه با دانش آموزان، ميزان قرار گرفتن فرد در موقعيت نفوذ پذيرى فرهنگ بيگانه وتأثير طبقه اجتماعى به عنوان عوامل مؤثر بر گرايش جوانان به اين گروههاى موسيقى در نظر گرفته شده است.
عدم توجه همه جانبه به توسعه نهادهاى فرهنگى خانواده و مدرسه و توجه بيش از حد مسؤولان به «ارزش سرمايه» براى تحولات فنى وتغييرات اقتصادى باعث شده كه معيارها و ملاكهاى رفتار به معيارهاى مادى تغيير پيدا كرده و ارزشهاى فرهنگى دستخوش تغييراتى شود.
براساس اين تحقيق گرايش به گروههاى ناهنجار موسيقى ابتدا توسط جوانان خانواده هاى طبقات بالاتر كه چندان به مسائل مذهبى پايبند نبودند، آغاز شد و پس از پايان دوران جنگ تحميلى كه ارزشهاى مادى طبقه مورد توجه قرار گرفت، در بين طبقات متوسط هم رواج يافت.
به غير از خانواده و مدرسه، دوستان و جوانان نيز در اين گرايش بسيار مؤثر هستند و حتى مى توان گفت كه در اكثر اوقات دوستان تأثيرات بسيار مهمى در رفتار جوانان دارند. اينكه دوستان افراد تا چه حدى هنجارهاى فرهنگى جامعه را رعايت كنند و يا موسيقى، منش و رفتار اين گروهها چقدر مورد توجه آنان قرار گيرد، بر گرايش جوانان به گروههاى موسيقى تأثير مى گذارد. هر چه دوستان فرد درباره اين گروهها بيشتر صحبت كنند، رفتار آنها را مورد تشويق قرار دهند ونوارهاى اين گروهها را رد و بدل كنند، فرد تمايل بيشترى به اين گروهها پيدا مى كند.
اما اگر خانواده ها و مدارس با جوانان را ارتباط صميمانه تر و تنگاتنگى برقرار كنند و به الگوهاى مورد علاقه آنان توجه بيشترى نشان دهند و الگوهاى مثبتى را جايگزين كنند، مى توانند تأثيرات دوستان را كمتر كنند و توجه جوانان را به هنجارهاى فرهنگى كشورشان جلب كنند. چرا كه گرايشهاى اين چنينى زمانى رشد پيدا مى كند كه ارزشهاى فرهنگى كشور با نيازهاى روز جوانان آن مطابقت نداشته باشد و خانواده ها و مدارس نيز براى برقرارى رابطه ميان تمايلات جوانان و ارزشهاى فرهنگى مورد پسند جامعه تلاش نكنند.
شايد اين رفتار به اين علت به وجود مى آيد كه هنجارهاى فرهنگى و دينى كشور مورد توجه خانواده ها نيز قرار نمى گيرد زيرا اين گروهها بيشتر از طريق شبكه هاى تلويزيونى ماهواره اى، ارزشهاى مورد نظرشان را اشاعه مى دهند.
از طرفى چون ارزشهاى ارائه شده توسط اين گروهها اكثراً با هنجارهاى خانوادگى و جامعه تعارضاتى دارد، بعد از مدتى جوانان در داخل خانواده براى طرفدارى از اين گروهها دچار مشكلاتى مى شوند و بحث و جدل بر سر اين موضوع در خانواده ها درمى گيرد و اين مسأله باعث مى شود كه ارتباط جوانان و خانواده ها كمرنگ تر شده و جوانان هر چه بيشتر به دوستان خود پناه ببرند و فاصله ها هر روز بيشتر شود.