جمعه ۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۷ ربيع الاول ۱۴۲۵
Fri, May 7, 2004
گوناگون
سال دهم - شماره ۲۷۸۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
حقوق
گفت و گو
ويژه ۱
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تصوير
گوناگون
ارتباطات
افق
آرشيو
جاى خالى
كنكاشى در سابقه جورابى كه مى پوشيم
نقش خانواده ها در زنده كردن و تداوم آيين هاى محلى
كدبانوى جمعه
به نظر مى رسد اين تغييرات آب و هوا، از شروع تابستانى داغ خبر مى دهد و آنچه بهتر از هر چيزى رفع تشنگى مى كند، نوشيدن شربتهاى خانگى است ـ نه اينكه نوشيدنى هاى دست ساز بيرون، الزاماً  غيربهداشتى باشند ولى بهتر است كدبانوهاى خانه شربتهاى خانگى را تهيه و آماده كنند تا اعضاى خانواده در منزل رفع عطش كنند. اينطورى بهتر نيست؟!

پرتقال يخى
موادلازم براى پذيرايى از ۵نفر
۱۵۰گرم شكر، آب و دو عدد ليموترش، ۱۴ عدد پرتقال متوسط و ۸عدد برگ پرتقال يا برگ بو براى تزيين.
طرز تهيه
۱ـ شكر را با آب نيمى از ليموترش و يك دوم پيمانه آب در ظرفى مناسب ريخته در آن را ببنديد و روى حرارت ملايم اجاق گاز قرار دهيد تا شكر حل شود. حرارت را اندكى افزايش داده و مخلوط را به جوش آوريد و ۲ تا ۳ دقيقه بجوشانيد تا شربت شفاف شود.
۲ـ يك لايه كوچك از روى ۸ عدد از پرتقالها را به صورت كلاهكى گرد ببريد و با يك قاشق چايخورى، مغز پرتقال را خارج كرده در ظرفى بريزيد. پرتقالها و كلاهكهايشان را در فريزر قرار دهيد.
۳ـ آب پرتقال و آب نيمه ديگر ليمو را با ۹۰ميلى ليتر آب به شربت اضافه كنيد. در اين مرحله مخلوط را بچشيد و با افزودن شكر يا آب ليموى بيشتر آن را مطابق ذائقه خود تنظيم كنيد. مخلوط را در يك ظرف كم عمق كه بتوان در فريزر قرار داد، بريزيد و به مدت حدود ۳ساعت در فريزر بگذاريد.
۴ـ مخلوط آب پرتقال را از فريزر خارج كرده در يك ظرف گود خالى كنيد و خوب هم بزنيد تا كريستالهاى يخ آن شكسته شود. سپس دوباره به مدت ۴ساعت در فريزر قرار دهيد تا سفت شود اما يك تكه و سخت نشده باشد.
۵ـ پوسته هاى پرتقال را با اين مخلوط پر كنيد و كلاهكهاى پوسته ها را روى آنها قرار دهيد و با يك برگ پرتقال يا برگ بو بياراييد.

سيب با عسل و ليمو
موادلازم: ۴عدد سيب سفت، ۱قاشق سوپخورى عسل، رنده پوست و يك عدد ليموترش و ۱قاشق سوپخورى يا ۱۵گرم كره
طرز تهيه
فر رابا حرارت ۱۸۰درجه سانتيگراد يا ۳۵۰درجه فارنهايت روشن كنيد تاگرم شود. چوب و هسته وسط سيبها را خالى كنيد. براى اين منظور مى توانيد از بادمجان پوست كن هايى كه به شكل لوله اى ساخته شده اند و براى اين كار مورد استفاده قرار مى گيرند، يا يك چاقوى باريك و تيز استفاده كنيد.
رشته هاى باريكى از پوست سيب را در فواصل يكسان بگيريد. برخى از انواع پوست كن در كنارشان وسيله اى جهت كندن رشته هاى باريك پوست سبزيها دارند و يا مى توانيد با يك كارد تيز نيز اين كار را انجام دهيد. سيبها را در يك ظرف نسوز قرار دهيد.
رنده پوست ليمو و عسل و آب ليمو و كره را مخلوط كنيد. با قاشق مقدارى از اين مخلوط را در حفره ميان هر يك از سيبها بريزيد. روى ظرف را با يك لايه كاغذ آلومينيوم بپوشانيد و آن را به مدت ۴۰ تا ۴۵دقيقه تا زمانى كه كمى پخته و ترد شوند در فر مى پزيم. سپس سرو كنيد.
جاى خالى
ماشين دودى در حافظه
و خاطرات تهران
در قرن ۱۹ كه دستاوردهاى انقلاب صنعتى چهره زندگى مردم را دگرگون كرد، ورود «ماشين دودى هاى بلژيكى» به ايران به عنوان نخستين نمونه پيشرفت در اين زمينه، موجب شگفتى  عامه مردم شد. اين ماشين دودى ها كه درگيرودار توليد انبوه گرفتار نشدند، هم اكنون از جمله آثار صنعتى و هنرى به شمار آمده و در تاريخ صنعت حمل و نقل ايران، از جايگاه ويژه اى برخوردارند.پيشينه ورود ماشين دودى به ايران به دوره اى بازمى گردد كه يك مهندس بلژيكى اين وسيله را وارد ايران كرد و در آن زمان بود كه مردم تهران قديم با شكل جديدى از وسايل حمل و نقل مدرن، آشنا شدند. اما بتدريج و با تأسيس خط راه آهن در تهران و در سال ۱۲۰۶رفته رفته از درجه اهميت ماشين دودى ها گذشته كاسته شد و با احداث راه آهن سراسرى ايران و ورود تكنولوژى پيشرفته تر و قطارهاى بخار كه نقل و انتقال افراد را در حجم بالا و از شهرى به شهر ديگر ميسر مى كرد، بتدريج روند كاربرى ماشين هاى دودى كم و پس از گذشت مدت زمانى، حتى خاطرات مردم از آنها هم از حافظه ها محو شد.
در دهه ۴۰هجرى شمسى به دليل فرسوده شدن ماشين دودى ها و خطراتى كه ممكن بود براى مسافران ايجاد شود، مسير حركت اين ماشين دودى ها هم جمع آورى و لوكوموتيوها نيز در ايستگاهها مبدأ و مقصد رها شدند.
اين لوكوموتيوهاى قديمى در تهران بزرگ تا چندى پيش سرگردان بودند، اما در نهايت شهردارى منطقه ۲۰ تهران با تقبل هزينه مرمت اين آثار تاريخى، آنها را از خطر نابودى كامل نجات داد و روند مرمت آنها آغاز شده و قرار است اين ماشين هاى قديمى پس از انجام مطالعات تاريخى، بازسازى شده و سيستم نيرو محركه آنها نيز دوباره احيا شود كه البته اين وعده چند ماه پيش است.
در حال حاضر، ماشين دودى ايستگاه شاه عبدالعظيم مرمت شده و در ايستگاه مترو شاه عبدالعظيم، در معرض نمايش قرارگرفته است.
اين ماشين دودى ها، از نخستين انواع لوكوموتيوها هستند كه حتى نمونه اى نيز در اختيار كارخانه بلژيكى سازنده آن قرار ندارد. بنابراين توجه به مرمت و احياى آنها بايد به عنوان يكى از اولويت هاى برنامه هاى بازسازى قرارگيرد و باتوجه به اين كه هم اكنون نيز در تالار مشاغل موزه گنجينه هنر زمان، مى توان عكس هايى از حمل و نقل تهران قديم را شاهد بود، نمونه هاى عينى اين لكوموتيوها مى تواند به جاى عكس هاى قديمى آن، به نمايش عمومى درآيد.
باوجود اين كه لوكوموتيوهاى قديمى و به جاى مانده از تاريخ گذشته حمل و نقل تهران، در تهران مى توانند مورد استفاده بهينه قرارگيرند، اما هريك از آنها اكنون بدون استفاده در گوشه اى از شهر به حال خود رها شده اند و از ميان شش ماشين دودى كه در گذشته مورد استفاده قرار مى گرفتند، اكنون تنها سه لوكوموتيو باقى مانده كه از اين تعداد فقط يك لوكوموتيو قراراست با زندگى تهرانيان امروز پيوند خورده و بخشى از خاطره هاى زندگى در گذرهاى تهران قديم را دوباره زنده كند.
كنكاشى در سابقه جورابى كه مى پوشيم
سوگلى هاى ناصرالدين شاه نخستين جوراب پوشان ايران
ناصرالدين شاه، سال ۱۳۰۶ در سفرى به انگلستان، ۱۸ جفت جوراب از شهرهاى «برادفورد» و «يرايتون» براى سوگلى هاى حرم سوغات آورد و بنا بر بعضى منابع، سوگلى هاى ناصرالدين شاه نخستين زنانى هستند كه جوراب پوشيده اند. در حالى كه منابع ديگر سخن از اين نكته به ميان مى آورند كه در ايران باستان، مردان «ماد»ى شلوارى كه به نوعى جوراب سر خود متصل بوده است، به پا مى كرده اند.
جعفر شهرى در طهران قديم مى نويسد: «در ايران تا قبل از عهد ناصرى، «جوراب» رواج نداشت و پس از سلطنت ناصرالدين شاه بود كه ابتدا براى زنان دربارى و سوگلى هاى حرم شاه جوراب آوردند و پس از آن كم كم به طبقات پايين رسيد و متداول شد.»
پس از آن هم جوراب جزو البسه گران قيمتى بود كه فقط در مهمانى هاى سنگين مى پوشيدند و چون جوراب مستهلك مى شد، كف آن را مى بريدند و پارچه اى ديگر به كف آن مى دوختند و هنگامى كه رويه آن نيز از بين مى رفت و ديگر قابل استفاده نبود، آن را از مچ بريده به ساقه اش ركابى دوخته و نامش را جوراب ركابى مى گذاشتند.اما «جليل ضياپور» پژوهشگر فرهنگ، در «پوشاك هخامنشى ها و مادى  ها در تخت جمشيد» مى نويسد: «در ميان اقوام فراوان كه بر راه پله شرقى كاخ آپادانا نقش كرده اند، كسانى ديده مى شوند كه شلوار و پاى افزار مادى دارند و از جمله پيشكشى هاى آنان شلوار است كه روى دست مى برند. اين شلوار از پا به جورابى وصل است كه گويى يك سره دوخته شده است و آن را در شكل هايى كه سكايى ها و كاپادوكى ها معرفى مى كنند مى توان ديد. به اين ترتيب پايين شلوار مادها بايد داراى جوراب سرخود باشد ولى اكثريت نزديك به كل نقوش مادى كه پاى افزار با شلوار نشان داده اند، به نحوى ساخته شده اند كه به نظر نمى رسانند دمپاى شلوار در داخل پاى افزار قراردارد تا چه رسد كه به انديشه برسانند جورابى نيز سر خود دارد.»لغت جوراب در زبان فرنگى كه واژه "Soccus" گرفته شده است و آن پاپوشى بوده است كه هنرپيشه هاى نمايشنامه هاى كمدى در روم باستان استفاده مى كردند. نخستين ماشين جوراب بافى نيز در قرن شانزدهم، سال ۱۵۸۹ توسط «ويليام لى» اختراع شده است.
در همين حال دكتر «محمود روح الامينى» مردم شناس، استفاده از جوراب را متعلق به عصر ناصرى نمى داند و تأكيد مى كند: «دقيقاً نمى دانم زمان استفاده يا رواج جوراب در ميان ايرانيان چه زمانى بوده، اما تحقيقاً مربوط به گذشته هاى خيلى دورتر از تاريخ ناصرالدين شاه است. علاوه بر آن لغت هاى «جوراب» و «پنجره» لغاتى هستند كه از فرهنگ پارسى به فرهنگ عثمانى وارد شدند و از آنجا به اروپا راه پيدا كردند. به نحوى كه همين الآن هم در لهستان مردم از لغات جوراب و پنجره استفاده مى كنند.»
به گفته وى، «باتمام اين احوال، پاپوشى به نام جوراب پشمى كه پسوند پشمى اش هيچ گاه از قلم نمى افتاده، همواره در زمستان ها براى گرم كردن پاى ايرانى ها به كار مى رفته و ممكن است مطلب مربوط به جوراب زنان سوگلى ناصرالدين شاه، مربوط به جوراب هاى ظريف يا تجملى باشد، البته بايد بدانيم كه ما ايرانى ها مدتها پابرهنه بوده ايم. به طورى كه در همين سالها من شخصى را در اطراف شهر «ميمند» ديدم كه مى گفتند هرگز در عمرش چيزى به پا نكرده و همواره پا برهنه بوده است و آن مرد تقريباً هفتاد، هشتاد سالى سن داشت. يعنى تمام عمر را پابرهنه سركرده بود.»آن طور كه از منابع در دسترس برمى آيد، نخستين كارخانه جوراب بافى هم در ايران در سال ۱۳۳۳ به همت «خليل رحيمى» بنيان نهاده شده است. قبل از آن جوراب بافى دستى رايج بوده و كدبانوى هر خانه اى براى اهالى منزل جوراب پشمى مى بافته است. در سال ۱۳۴۵ ماشين هاى جوراب بافى ايتاليايى و چينى وارد ايران شد كه در سال ۱۳۵۰ از آنها كپى بردارى و واردات آنها هم قطع شد. ماشين هاى جواب بافى كامپيوترى هم در سال ۱۳۶۴ به ايران رسيدند كه ابتدا فقط جوراب هاى زنانه مى بافتند. ولى از سال ۷۰ به بعد ماشين هايى به بازار ايران آمد كه همه نوع جورابى اعم از زنانه، مردانه و بچگانه توليد مى كند.
نقش خانواده ها در زنده كردن و تداوم آيين هاى محلى
سنت هاى ايرانى ديروز
كم فروغ مى شود؟
162807.jpg
ازدواج، سنتى است نيكو و دوست داشتنى و لحظه لحظه مراسمش سرشار از رخدادهاى زيبا و به خاطر سپردنى است. اين سنت پسنديده كه در كتاب خدا و گفتار پيامبران و پيشوايان دين به كرات از آن ياد شده و برانجام آن تأكيد فراوان شده است. آرزوى هر دختر وپسر و بيش از آنان، آرزوى هر پدورمادر است، اينكه حضورد اشته باشند تا مراسم عروسى فرزندان خود را جشن بگيرند.
چيزى كه در اين مختصر به آن خواهيم پرداخت نحوه برگزارى اين مراسم از ابتداى انتخاب دو نفر به عنوان عروس و داماد تا برپايى جشن عروسى است كه دركشور ما و در نقاط مختلف و در طوايف، روستاها، شهر و شهرستان و استانهاى مختلف متفاوت بوده و از ديروز تا امروز دستخوش تغييرات فراوان شده است تا جايى كه بسيارى از آيين ها در مراحل گوناگون به كل فراموش شده است.
در اين بين آنچه كه بيش از همه نمود پيدا مى كند، از بين رفتن و فراموش شدن بسيارى از مراسم در مناطقى است كه مى توان تحت عنوان مناطق توريستى و گردشگرى از آنها ياد كرد. محلهايى كه حضور «غريبه »هايى با فرهنگهاى متفاوت، بروز واكنشهاى عمدتاً منفى و به نوعى تمسخرآميز درقبال مراسم خاص آن محل را در پى داشت.
يكى از اين محلها كه از مدتها قبل شاهد حضور افرادى بافرهنگهاى گوناگون در آن بوده است، شهرهاى شمالى كشور از جمله چالوس و بخشهاى اطراف آن است كه از گذشته هاى دور به اين سو، بسيارى از مراسم و آيينهاى عروسى در آن به فراموشى سپرده شده است كه برخى از آنها را يادآور مى شويم.
\ «دست خش هادن» يا مراسم بوسيدن دست ريش  سفيد يا بزرگ خانواده عروس، توسط داماد، كه اين عمل پس از شنيدن پاسخ مثبت و موافقت در مراسم خواستگارى صورت مى گرفت و در ادامه با شكستن مته (دو تكه بزرگ كله قند را به هم مى زدند و مى شكستند) و توزيع شيرينى بين حاضران در مراسم خواستگارى همراه بود.
\ «بله پلو» شامل تهيه و تدارك مهمانى و پذيرايى از خانواده عروس بود كه يا در منزل پدر داماد انجام مى شد و يا از طرف خانواده داماد براى خانواده عروس ارسال مى شد كه طى آن هدايايى نيز از قبيل چندمتر پارچه، انگشترى (عمدتاً نقره) و … به عروس داده مى شد.
\ «سپا» كه شامل يك سينى بزرگ متشكل از «بادونه»، «برسقا»، «نخود، كشمش، سنجد و … مى شد كه از طرف خانواده  عروس براى خانواده داماد فرستاده مى شد.
\ سه چهار شب بعد از خواستگارى، دامادتعدادى از دوستان داماد به خانه عروس دعوت مى شدند و از طرف خانواده عروس هديه اى مثل پيراهن به داماد و هداياى كوچكترى مثل دستمال به دوستان داماد داده مى شد و متقابلاً داماد و رفقايش هداياى نقدى به عروس مى دادند.
\ در كليه اعياد ملى و مذهبى مثل عيد نوروز، عيد فطر و قربان… از طرف خانواده  داماد هدايايى براى عروس ارسال مى شد كه اين مورد امروز هم كم و وبيش و در بسيارى از نقاط كشور مرسوم است. ولى دو موردى كه امروزه بسيارى از ساكنان اين منطقه حتى با عناوينش هم آشنا نيستند و اصطلاحش را نشنيده اند. «تيرما سيزده» (روزى مصادف با تولد حضرت على (ع)) و «بيست و شش نوروز ما» (شبى كه زرتشت به پيامبرى رسيد) است.
\ حدود ۱۵ روز قبل از مراسم عروسى، پايان دوران نامزدى بود كه عروس و داماد به عقد هم درمى آمدند و فرداى آن روز خياط در منزل داماد حاضر مى شد و در آنجا استقرار مى يافت و براى داماد و سايرين لباس مى دوخت كه در اين ميان هر شخص به ميزان وسعش علاوه بر پرداخت اجرت انعامى نيز به خياط مى داد.
\ خبركردن اهالى محل و دعوت از آنان براى مراسم حنابندان و عروسى توسط يك نفر از خانواده عروس و داماد همراه با سازو دهل در بعدازظهر شب حنابندان صورت مى گرفت. سازو دهل در سرتاسر محل نواخته مى شد و به منزل هركسى كه مى رسيدند، اهل منزل به نواندگان سازو دهل انعام مى دادند. مهمانان محلهاى اطراف نيز به صورت دعوت حضورى توسط شخص خاصى انجام مى شد.
\اصلاح سرداماد و دوستانش در عصر حنابندان صورت مى گرفت كه سلمانى به منزل داماد مى آمد و در آنجا به اصلاح سروصورت همه متقاضيان مى پرداخت. در اين موقع نيز علاوه بر پرداخت حق الزحمه سلمانى انعام فراوانى نيز براى وى جمع مى شد.
\ دعوت پهلوانان كشتى محلى از محلهاى اطراف و برپايى مراسم كشتى محلى در روز عروسى از زيباترين مراسمى است كه ديگر نشانى از آن نيست.
\ حدود ساعت دو يا سه بعدازظهر روز عروسى، داماد سوار بر اسب به دنبال عروس مى رفت و هر كسى كه اسب داشت، اسبش را آورده و درمسير رفت و برگشت مسابقات اسبدوانى برگزار مى كردند.
\ در هنگام برگشتن از منزل عروس كه عروس و داماد سوار بر اسب به آرامى به طرف منزل داماد حركت مى كردند، جوانان محل پلهاى روى رودخانه و گذرگاههايى كه مسير ميانبر و يا راه ديگرى نداشت را سد مى كردند و پس از دريافت مبلغ يا هديه اى از طرف داماد و يا همراهان داماد، راه را باز مى كردند. اين عمل در برخى مواقع در چندين نقطه صورت مى گرفت.
\ درنزديكى هاى منزل داماد، عروس سوار بر اسب و داماد نيز سوار بر اسب و با فاصله اى حدوداً ۱۰ الى ۱۵ مترى نگه مى داشتند و ساقدوش سيب، انار و نوك كله قند به داماد مى داد و به طرف عروس و همراهان پرت مى كرد و جوانان همراه آنها را روى هوا مى گرفتند و هركس كه مى توانست قند پرت شده اى را روى هوا بگيرد از داماد هديه اى دريافت مى كرد.
\ «پاانداز» هديه اى بود كه به عروس از طرف خانواده داماد داده مى شد. وقتى عروس وارد منزل داماد مى شده، مادامى كه اين هديه را كه شامل گاو، گوسفند، يك قطعه زمين مى شد، نمى گرفت، در جاى خود نمى نشست.
\ مراسم تيراندازى و شليك هوايى كه در نيمه شب عروسى و درپايان مراسم صورت مى گرفت.
\ مراسم «ماركاسه» يا پاتختى فرداى عروسى با حضور زنان فاميل و دادن هداياى عمدتاً نقدى به عروس انجام مى شد.
صداهاى ناهنجار
خواب مردم محله را آشفته مى كند
162876.jpg
همه اهل كوچه، او را با صداى گوش خراش موسيقى اتومبيلش مى شناسند. هر وقت كه پايش به كوچه و محله ما مى رسد، خانواده ها سردرد مى گيرند و زير لب شكوه مى كنند. همين چندروز پيش بودكه پيرمردى در محله ما سكته كرد وخوشبختانه زنده ماند. پزشكان گفته بودند بايد در خانه اى بى سر و صدا و به دور از هياهو، استراحت مطلق داشته باشد. او هم نشست خانه و پرده ها را كشيد. پنجره ها را بستند و همه كودكان خانه قرار شد، سكوت را نشكنند. اما امان از سر و صداى ؟ موسيقى اتومبيل همان پسر شرور محله، كه صداى موسيقى اش را نمى توانستى كم كنى.
همه اهل محله، شكايت داشتند و چندبار هم به پدر و مادر پسرك تذكر دادند كه جلوى او را با اين كارهايش بگيرند ولى گوش پسرك با آن اتومبيل تازه خريده اش، بدهكار اين حرفها نبود تا اينكه... تا اينكه پيرمرد دوست داشتنى محله ما، فوت كرد.
***
تقريباً همه ما در طى اين چندسال به اين صداها عادت كرده ايم.عادت كرده ايم كه هر چند لحظه يك بار يك ماشين با صداى بلند نوارى كه نمى دانيم او احتمالاً نمى داند چه مى خواند، از جلوى خانه مان رد شود و يا فرزندمان، خواهرمان يا برادرمان هر روز يكى از اين نوارها يا سى دى ها را به خانه بياورد. موسيقى اى كه معجونى از فرياد و صداهاى گوشخراش و آهنگهايى پرسر و صداست. در اين آهنگها نه از آن لطافت موسيقى سنتى مان خبرى هست و نه از شيرينى كلام.
گرايش جوانان ايرانى به گردهمايى موسيقى اين چنينى كه در خارج از كشور فعاليت دارند، مانند ديگر مسائل مربوط به جوانان، بسيار بحث برانگيز و قابل تأمل است. چرا كه اكثراوقات اين مسأله تنها به گوش كردن آهنگهاى اين گردهمايى موسيقى ختم نمى شود و بعد از مدتى افراد سعى در تقليد رفتار، پوشش، گفتار وحتى زيورآلات اين گروهها دارندكه به تبع مى تواندمشكلاتى را به وجود بياورد. جوانان درون خانواده ها با پدر و مادر و احياناً ديگر اعضاى خانواده كه اين نوع موسيقى و پوشش و رفتار مربوط به آن را نمى پسندند، مشكل دارند.
162810.jpg
«حميد رضا مهرعلى» دانشجوى كارشناسى ارشد رشته امور فرهنگى براى پايان نامه خود اين مسأله راانتخاب كرده است و به بررسى «علل گرايش برخى جوانان به گروههاى ناهنجار موسيقى» پرداخته است. وى در تحقيقات خود آورده است با توجه به اينكه خاستگاه اين گروهها در خارج از كشور است و رفتار آنها باارزشها و فرهنگ ما تعارض دارد، جوانانى كه به اين گروهها گرايش پيدا مى كنند با هوادارى و تقليد از رفتار و ظاهر اين گروهها، نسبت به رعايت بسيارى از هنجارهاى اجتماعى بى تفاوت مى شوند.
اين گروهها در دوسبك موسيقى پاپ و راك به اجراى برنامه مى پردازند و داراى طرز تفكر و عقايد ويژه اى در زمينه شيوه زندگى، رفتارهاى اجتماعى هستند و اين عقايد در قالب موزيك و اجراى برنامه هاى بزرگ موسيقى ارائه مى شود. موسيقى اين گروهها نيز داراى ريتم تند و خشن بوده و بيشتر از سازهاى الكترونيكى استفاده مى كنند.
در اين پژوهش كه روى جوانان ۱۶ تا ۱۸ساله انجام شده است، نقش خانواده در انتقال هنجارهاى فرهنگى، ميزان رعايت هنجارهاى فرهنگى بين دوستان افراد، ميزان ارتباط مسؤولان مدرسه با دانش آموزان، ميزان قرار گرفتن فرد در موقعيت نفوذ پذيرى فرهنگ بيگانه وتأثير طبقه اجتماعى به عنوان عوامل مؤثر بر گرايش جوانان به اين گروههاى موسيقى در نظر گرفته شده است.
عدم توجه همه جانبه به توسعه نهادهاى فرهنگى خانواده و مدرسه و توجه بيش از حد مسؤولان به «ارزش سرمايه» براى تحولات فنى وتغييرات اقتصادى باعث شده كه معيارها و ملاكهاى رفتار به معيارهاى مادى تغيير پيدا كرده و ارزشهاى فرهنگى دستخوش تغييراتى شود.
براساس اين تحقيق گرايش به گروههاى ناهنجار موسيقى ابتدا توسط جوانان خانواده هاى طبقات بالاتر كه چندان به مسائل مذهبى پايبند نبودند، آغاز شد و پس از پايان دوران جنگ تحميلى كه ارزشهاى مادى طبقه مورد توجه قرار گرفت، در بين طبقات متوسط هم رواج يافت.
به غير از خانواده و مدرسه، دوستان و جوانان نيز در اين گرايش بسيار مؤثر هستند و حتى مى توان گفت كه در اكثر اوقات دوستان تأثيرات بسيار مهمى در رفتار جوانان دارند. اينكه دوستان افراد تا چه حدى هنجارهاى فرهنگى جامعه را رعايت كنند و يا موسيقى، منش و رفتار اين گروهها چقدر مورد توجه آنان قرار گيرد، بر گرايش جوانان به گروههاى موسيقى تأثير مى گذارد. هر چه دوستان فرد درباره اين گروهها بيشتر صحبت كنند، رفتار آنها را مورد تشويق قرار دهند ونوارهاى اين گروهها را رد و بدل كنند، فرد تمايل بيشترى به اين گروهها پيدا مى كند.
162765.jpg
اما اگر خانواده ها و مدارس با جوانان را ارتباط صميمانه تر و تنگاتنگى برقرار كنند و به الگوهاى مورد علاقه آنان توجه بيشترى نشان دهند و الگوهاى مثبتى را جايگزين كنند، مى توانند تأثيرات دوستان را كمتر كنند و توجه جوانان را به هنجارهاى فرهنگى كشورشان جلب كنند. چرا كه گرايشهاى اين چنينى زمانى رشد پيدا مى كند كه ارزشهاى فرهنگى كشور با نيازهاى روز جوانان آن مطابقت نداشته باشد و خانواده ها و مدارس نيز براى برقرارى رابطه ميان تمايلات جوانان و ارزشهاى فرهنگى مورد پسند جامعه تلاش نكنند.
شايد اين رفتار به اين علت به وجود مى آيد كه هنجارهاى فرهنگى و دينى كشور مورد توجه خانواده ها نيز قرار نمى گيرد زيرا اين گروهها بيشتر از طريق شبكه هاى تلويزيونى ماهواره اى، ارزشهاى مورد نظرشان را اشاعه مى دهند.
از طرفى چون ارزشهاى ارائه شده توسط اين گروهها اكثراً با هنجارهاى خانوادگى و جامعه تعارضاتى دارد، بعد از مدتى جوانان در داخل خانواده براى طرفدارى از اين گروهها دچار مشكلاتى مى شوند و بحث و جدل بر سر اين موضوع در خانواده ها درمى گيرد و اين مسأله باعث مى شود كه ارتباط جوانان و خانواده ها كمرنگ تر شده و جوانان هر چه بيشتر به دوستان خود پناه ببرند و فاصله ها هر روز بيشتر شود.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   بين الملل   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   حقوق   | 
|   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   تصوير   | 
|   گوناگون   |   ارتباطات   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |