شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۸ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sat, May 8, 2004
بين الملل
سال دهم - شماره ۲۷۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
سلامتى
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
تكرار «انقلاب رز» گرجستان در آجارا
در ميان افشاگرى هاى تازه درباره بدرفتارى با اسراى عراقى
با اعلام جهاد عليه دولت آينده عراق
نبرد جيش المهدى با آمريكايى ها برسر ساختمان فرماندارى نجف
محمدرضا عرفانيان
آغاز دومين دوره رياست جمهورى پوتين
گروه بين الملل ـ ولاديمير پوتين ديروز در مراسمى پر زرق و برق براى دومين دوره به عنوان رئيس جمهور روسيه سوگند ياد كرد.
به گزارش خبرگزارى رويتر، هشت هفته پس از پيروزى قاطعش، وى در حضور هزار ميهمان در كرملين سوگند ياد كرد و قول داد ضمن حفظ امنيت، اقتصاد كشورش را مدرنيزه كند.
احترام هانتينگتون به لنين
سرگى هالمى (Serge Halmi)
كتاب «نظم سياسى در جوامع در حال تحول » (۱) نوشته ساموئل هانتينگتون كه در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسيده است ، هنوز هم در آمريكا به عنوان يك اثر كلاسيك در رشته علوم اجتماعى تدريس مى شود.اين كتاب براى درس national building مواد آموزشى غنى اى براى تدريس دارد، كه حتى به درد مشاوران آقاى جرج دبليوبوش هم مى خورد. نويسنده اين اثر از ساده انگارى آرمان گرايانه اى كه برروى تمايلات مردم جنوب به تقليد از مدل آمريكايى حساب باز مى كند نفرت دارد.
برعكس آن چيزى كه تمام رئيس جمهوران آمريكا با داد وفرياد اعلام مى كنند، هانتينگتون توضيح مى دهد كه «تجربيات آمريكاييها دستاوردكمى براى هديه كردن به كشورهاى درحال توسعه دارد. انقلاب آمريكا يك انقلاب اجتماعى مانند انقلاب فرانسه، روسيه،چين، مكزيك و يا كوبا نبود؛ بلكه نوعى جنگ استقلال طلبانه به شمار مى رفت در حقيقت جنگ استقلال طلبانه بوميان برضدفاتحان خارجى هم محسوب نمى شد. بلكه جنگ مهاجرنشينان برضدكشور مادريشان به شمار مى آمد. براى يافتن همانند واقعى اين جنگ بايد از نبرد مهاجرنشينان فرانسه برضد جمهورى و يا از جنگ رودزيايى ها Rhodesiens برضد بريتانيا نام برد». ازاين بى رحمانه تر ديگر نمى توان بررسى اى انجام داد.
هانتينگتون با ارجحيت دادن به نقش نهادهاى سياسى، نظريه اى را كه جان اف كندى پيشنهاد داده بود رد مى كند. (البته اين نظريه بعدها توسط رؤساى جمهور كارتر و كلينتون از سرگرفته مى شود)، نظريه اى كه مى گويد تجارت، توسعه، صلح ودموكراسى به اتفاق هم وهماهنگ با هم رشد مى كنند. براى هانتينگتون برعكس، مدرنيته سياسى پيش شرط ضرورى اى براى توسعه اقتصادى نيست. چراكه از نظر هانتينگتون : «دركشورهاى در مسير مدرنيته اى كه دولت بازيچه روشنفكران مخالف، ارتشيان نافرمان و دانشجويان خرابكار مى باشد» حكومت دچار نقصان است و پيش از هرچيز از همين نقص است كه كمونيسم بهره مى برد.
تحقيقات هانتينگتون كه بسيار موشكافانه، برروى دريايى از مثال وشاهد وحسابهاى آمارى بنا نهاده شده است ، اول از همه به فكر ثبات و نظم اجتماعى است وبايد از آن نتيجه گرفت كه آمريكا علاقه چندانى هم به تسهيل رشد اقتصادى دركشورهاى عقب افتاده ندارد. به علاوه اين نظريه كه فقر خشونت را تغذيه مى كند، از نگاه هانتينگتون ساده انگارانه به نظر مى رسد: «بى ثباتى كشورهاى محروم معلول فقرشان نيست، علت اين است كه اين كشورها براى ثروتمندشدن تلاش مى كنند. يك جامعه سنتى مطلق در عين حال فقير، نادان و با ثبات خواهد بود».
اگرچه بانك جهانى درآن زمان به تئوريهايى تكيه دارد كه هانتينگتون با آنها مخالف است (يعنى همان تئوريهايى كه مبارزات براى دموكراسى وتوسعه را با هم همراه مى سازند) ، اما او از دسته بنديهاى اين بانك استفاده مى كند تا ثابت نمايد كه در واقعيت كشورهاى فقرزده از آرامش بيشترى برخوردارند، يعنى كمتر توسط كمونيسم تهديد مى شوند تاكشورهايى كه به سرعت در حال رشدند. مثلاً در سال ۱۹۶۶ احتمال شورش دركشورهاى آمريكاى لاتين كه فقير نبودند دو بار بيشتر از كشورهاى فقرزده بود.تاجايى كه وقتى كندى جوانهايش را با نام «داوطلبان خواهان صلح» (peaxe corps) به جنگ ملتهاى جهان سوم مى فرستد، با اين توضيح كه «در مناطق توسعه نيافته دشمن ما فقر، نااميدى وركود است ونه كمك هاى بلاعوض يا تجارت اين كشورها با شوروى » ، هانتينگتون در نقد خود در دانشگاه هاروارد به تأثيرات چنين راه حل هايى براى منافع ژئواستراتژيك آمريكا به ديده شك وترديد مى نگرد.(۲)
روى هم رفته دموكراسى دغدغه اصلى او نيست. اغلب بايد انتخاب كرد: «كشورهاى غيرغربى مى توانند مانند اروپاى قرن ۱۷ يا مدرنيته سياسى داشته باشند يا كثرت گرايى دموكراتيك. اما عموماً نمى توانند هردو را با هم به دست آورند. ريشيليو، مازارن، پايان عمر گروههاى آشوب طلب، نافرمانى ها ودوئلها، بدون حكومت مطلقه به سختى قابل تصور است . درسال ۱۹۷۵ در گزارشى از كميسيون سه جانبه مربوط به كشورهاى اروپايى، هانتينگتون آنچنان درگير مسأله نظم است كه مى نويسد: «كارآيى يك سيستم دموكراتيك عموماً درجه اى از بى علاقگى وعدم مشاركت بعضى از اشخاص وگروهها را اقتضا مى كند»(۳) و او دراينجا به آمريكا مى انديشد.
هانتينگتون وراى يك فلسفه استبدادى، از محدوده تخصصى ودانشگاهى خود نيز دفاع مى كند. پذيرفتن اين فكر كه دموكراسى آمريكايى ناشى از توسعه اقتصادى است در حقيقت به آنجا مى رسد كه اين موضوع را بپذيرد كه رشته او يعنى علوم سياسى ، تابعى از ديگر رشته ها است. اما اين استاد دانشگاه هاروارد تبديل شدن رشته تخصصى خود را به يك قطعه اضافى براى اقتصاد و قدرتهاى اجتماعى اى كه توسط آن فعال مى شود را رد مى كند. به همين علت است كه او در همان حال كه اولويت را به ساختارهاى سياسى مى دهد به ستايش لنين ، اين تئوريسين قدرت وتصرف قدرت در حزب وكشور ، مى پردازد. (حتى او را با مديسون مقايسه مى كند) وماركس را به مثابه «سياستمدارى بدوى» تحقير مى كند:«اگر حكومت واقعاً همانطور كه ماركسيستها مى گويند «كميته مركزى بورژوازى است » پس به عنوان نهاد ارزش زيادى ندارد».
اولين خطوط كتاب هانتينگتون، دغدغه هاى اصلى او را بيان مى كنند: «مهمترين تفاوت سياسى بين كشورها، نه به نوع دولتها بلكه به سطح دولتها مربوط مى شود… ايالات متحده ، بريتانياى كبير واتحاد جماهير شوروى، نوع دولتهايشان متفاوت از يكديگر است اما در هرسه كشور، اين دولت است كه حكومت مى كند».
در روزگار ما اگر در آناليزهاى هانتينگتون «كمونيسم» را به «اسلاميسم» تغيير بدهيم ، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه آمريكاييها در افغانستان ، همچون عراق آينده اى ندارند. آنها به نهادهاى سياسى اهميت چندانى نمى دهند، به دنبال ايجاد يك دولت مشروع نيستند، به قبايل يا گروههاى آشوب طلب اعتماد مى كنند ، به هرج ومرج راضى مى شوند، آينده و صلح داخلى كشورهايى كه اشغال كرده اند را به خيزش بسيار نامطمئن اقتصادى وابسته مى كنند. اما هانتينگتون در سال ۱۹۶۸ عقيده داشت كه «عملكرد سياسى كمونيسم برانداختن حكومت نيست، بلكه پركردن جاى خالى گذاشته شده از نبود حكومت است».

۱) Political order in changing societies, samuel Huntington, Yale University press, 1968
۲) 1993 parsis, Colin, rnauda, sidentekennedy ou les mille jpurs d'un pr
۳) The crisis of Democracy, samuel Huntington, New York University Press, New York, 1975
منبع: لوموند ديپلماتيك
اخبار كوتاه از جهان
انتصاب رئيس جديد ام آى ـ۶

دولت انگليس، جان اسكارلت، چهره شاخص جنجال آفرين برسر دلايل دولت براى ورود به جنگ عليه عراق را به عنوان رئيس جديد سرويس اطلاعات خارجى اين كشور(MI6) منصوب كرد. جان اسكارلت كه پيش از اين رئيس كميته اطلاعات مشترك انگليس نيز بوده است، در تابستان جانشين سرريچارد دريرلوو خواهدشد. اسكارلت، نقش كليدى در تهيه و تنظيم پرونده سپتامبر سال ۲۰۰۲ در خصوص «شديد جلوه دادن» تهديد عراق داشت.

اصلاح قانون اساسى تركيه

اولين دور بررسى تغيير ۱۰ماده از قانون اساسى تركيه، در مجلس اين كشور پايان يافت. اولين دوره بررسى تغييرات ۱۰ماده از قانون اساسى تركيه با قبول كليه موادلايحه پايان يافت. در اين بررسى كه ۱۱ساعت به طول انجاميد، ۱۲بار رأى گيرى مخفى انجام گرفت. دور دوم بررسى ديروز آغاز شد. تركيه در راستاى پيوستن به اتحاديه اروپا، قصد دارد قانون اساسى خود را اصلاح كند.

درخواست «گل» از سازمان كنفرانس اسلامى

عبدالله گل از سازمان كنفرانس اسلامى خواست تا براى پايان دادن به تحريمهاى بخش ترك نشين قبرس، تلاش كند. وزيرامورخارجه و معاون نخست وزير تركيه، در اجلاس «اتحاديه اروپا ـ درياى سفيد» از سازمان كنفرانس اسلامى خواست براى مشخص شدن وضعيت بخش ترك نشين قبرس كمك كند. وى از وزراى امورخارجه كشورهاى عضو سازمان كنفرانس اسلامى خواست براى لغو تحريمهاى ناعادلانه اين بخش بكوشند.

سوريه نقش موساد را عقيم گذاشت

سوريه تلاش رژيم صهيونيستى براى ترور خالد مشعل را خنثى كرد. اين منبع سورى كه خواست نامش فاش نشود، گفت: نيروهاى امنيتى سوريه يك گروه از مأموران اطلاعاتى جاسوسى رژيم صهيونيستى (موساد) را كه با گذرنامه هاى جعلى وارد اين كشور شده بودند، دستگير كردند.

پاول بريده است

يكى از مشاوران نزديك كالين پاول گفت كه وزير امورخارجه آمريكا قصد ندارد كه يك دوره چهارساله ديگر تحت رياست جمهورى جورج بوش به فعاليت ادامه دهد. وى بيان داشت: اگر بوش مجدداً انتخاب شود و از پاول بخواهد كه در مسند وزارت خارجه باقى بماند، ممكن است براى يك دوره موقت قبول كند، اما بعيد به نظر مى رسد اين امر به يك دوره چهارساله تبديل شود.
162912.jpg
ديدار بوش با پادشاه اردن

رئيس جمهورى آمريكا براى فرونشاندن خشم جهان اسلام در قبال موضع گيرى اش هنگام ديدار با شارون اظهار داشت كه آمريكا درباره نتيجه نهايى مذاكرات ميان رژيم صهيونيستى و فلسطينى ها هيچ گونه پيشداورى نخواهدكرد. جورج بوش، در يك مصاحبه خبرى، مشترك با ملك عبدالله دوم اعلام كرد كه ضمانت نامه اى كتبى به پادشاه اردن ارائه كرده است.
وى همچنين گفته است كه به زودى در نامه اى جداگانه به احمد قريع، نخست وزير تشكيلات خودگردان، مواضعش را براى فلسطينى ها توضيح خواهدداد. جورج بوش همچنين در ديدار با پادشاه اردن، قول داد كه گفت وگوى ميان فلسطينى ها و آمريكا گسترش يابد.

انفجار در مقر اتحاديه ميهنى كردستان

انفجار دوبمب مقر اتحاديه ميهنى كردستان در بعقوبه را ويران كرد. در اين انفجار كه در ۶۰كيلومترى شمال بغداد روى داد، چهارتن نيز مجروح شدند. اتحاديه ميهنى كردستان عراق به رياست جلال طالبانى كه يكى از اعضاى شوراى حكومت انتقالى عراق است، رهبرى مى شود.
تكرار «انقلاب رز» گرجستان در آجارا
مردم باتومى از ساكاشويلى استقبال كردند
گروه بين الملل ـ ميخائيل ساكاشويلى، رئيس جمهورى گرجستان، ساعاتى پس از استعفاى اصلان آباشيدزه، رهبر منطقه جدايى طلب آجارستان، وارد باتومى مركز اين استان شد و مورد استقبال گرم مردم قرار گرفت.
به گزارش بى بى سى، ساكاشويلى در بدو ورود به باتومى از مردم به دليل نقشى كه در سرنگون كردن رهبر سابق اين منطقه ايفا كردند، سپاسگزارى كرد. در روزهاى اخير هزاران نفر از مردم با ريختن به خيابان ها و برگزارى تظاهرات اعتراض آميز خواستار بركنارى اصلان آباشيدزه شدند. گفته مى شود آباشيدزه پس از مذاكرات سه ساعته با ايگور ايوانف، فرستاده ارشد دولت روسيه به اين منطقه راهى مسكو، پايتخت اين كشور شد. در باتومى، ساكاشويلى اظهار داشت: اصلان آباشيدزه رفت. آجارا آزاد شد و عرصه جديدى در تاريخ گرجستان آغاز شد. آباشيدزه از مقامات سابق كمونيست كه به مدت يك دهه بر آجارا حكومت كرد، آخرين دژ نفوذناپذير حكومت ادوارد شواردنادزه، رئيس جمهور سابق گرجستان بود كه فروريخت؛ شواردنادزه نيز سال گذشته طى يك انقلاب بدون خونريزى از قدرت بركنار شد. بلافاصله پس از اعلام خروج آباشيدزه از آجارا، هزاران تن از مخالفان وى به جشن و پايكوبى پرداختند.
تظاهركنندگان همانند انقلاب سال گذشته، با دردست داشتن شاخه هاى گل رز، ساكاشويلى را فرياد مى زدند. نيروهاى امنيتى آباشيدزه كه به ماندن وى بر سر قدرت كمك كرده بودند، به تحويل دادن اسلحه هايشان پرداختند. در همين حال ساكاشويلى به نيروهاى امنيتى خود دستور داد تا خلأ ايجاد شده در پى سقوط حكومت آجارا را پر كنند و از بروز خشونت و غارت تا زمان برقرارى نظم جلوگيرى كنند. پايان صلح آميز بن بست آجارا و گرجستان نتيجه خوبى براى غربى ها خواهد بود؛ زيرا آنها در حال ساخت خط لوله انتقال نفت چند ميلياردى در گرجستان هستند و از اين در هراس بودند كه آغاز جنگ داخلى در اين كشور، بر روى پروژه مذكور تأثير بگذارد. همچنين سرگيى لاوروف و سالومه زورابيشويلى وزيران امور خارجه روسيه و گرجستان نسبت به تكرار نشدن سناريوى آجاريا در جمهورى خودخوانده آبخازى ابراز اطمينان كردند.
به گزارش خبرگزارى اينترفكس لاوروف و زورابيشويلى روز پنجشنبه در پايان مذاكرات خود در جمع خبرنگاران به توافق به دست آمده در جست وجوى مشترك راه هاى مقابله با چالش ها و تهديدهاى مختلف اشاره كردند. لاوروف افزود: طرفين درباره اقدام ها و برخوردهاى مشترك در حل و فصل مسأله آبخازى در چارچوب موجود و تحت نظارت سازمان ملل و جامعه كشورهاى همسود به توافق دست يافتند.
در ميان افشاگرى هاى تازه درباره بدرفتارى با اسراى عراقى
بوش: رامسفلد عزل نمى شود
162909.jpg
گروه بين الملل ـ درحالى كه جامعه جهانى و برخى از مقامات آمريكايى به جورج بوش براى عزل دونالد رامسفلد به خاطر بدرفتارى سربازان آمريكايى با اسراى عراقى فشار مى آورند، برخى شاهدان گوشه هاى تازه اى از رفتار تحقيرآميز نيروهاى اشغالگر آمريكايى و انگليسى را با زندانيان «ابوغريب» و ساير بازداشگاههاى عراق فاش كردند.
به گزارش بى. بى. سى، يك سرباز انگليسى به روزنامه «ديلى ميرور» گفت اسنادى در دست دارد كه جزئيات سوء رفتار عناصر شرور و خودسر نيروهاى انگليسى با زندانيان را فاش مى كند. وى كه سال گذشته همراه با هنگ لنكشاير در عراق خدمت مى كرده، همچنين گفت كه اسامى مسببان اين بدرفتارى را در اختيار دارد. وزارت دفاع انگليس در پى طرح اين اتهامات اعلام كرد كه تحقيق خواهد كرد.
همچنين واشنگتن پست در گزارشى اعلام كرد كه تصاوير جديدى از وضعيت زندانيان عراقى در زندان نظامى آمريكا در عراق به دست آورده است. اين روزنامه نوشت: اين تصاوير شبيه به عكسهايى است كه توسط شبكه خبرى سى. بى. اس پخش شد و در مجله نيويوركر منتشر گرديد. اين مجموعه جديد شامل بيش از ۱۰۰۰ تصوير از زندانيانى است «كه با وضعيت بسيار بدى بر روى هم ريخته شده اند.» در اين گزارش آمده است، اين تصاوير از زندان ابوغريب در غرب بغداد گرفته شده است.
در ميان اين تصاوير، عكسى هست كه نشان مى دهد يك سرباز آمريكايى با يك قلاده كه به دور گردن يك زندانى عراقى بسته است، آن را بر روى زمين مى كشد.
از سوى ديگر، سه مأمور پليس نظامى آمريكا كه در ابوغريب خدمت كرده اند، گفتند شاهد مواردى گزارش نشده از بدرفتارى با زندانيان بوده اند و ضرب و شتم و توهين به اسراى عراقى امرى عادى است. سرگروهبان مايك سيندار ۲۵ ساله پس از بازگشت به آمريكا گفت: فقط آن ۶ متهم نبودند. بدرفتارى با زندانيان متداول است. بله، ضرب و شتم صورت مى پذيرد، بله، هميشه! من مى ديدم كه سربازان عقده و يأس خود را سر زندانيان خالى مى كردند. همچنين يك بازجوى سابق آمريكا در ابوغريب گفت كه بسيارى از زندانيان بى گناه بودند، ولى نيروهاى آمريكايى آنها را اذيت مى كردند و بازجويان فاقد صلاحيت آنها را مورد بازجويى قرار مى دادند. تورين نلسون در مصاحبه با روزنامه گاردين گفت: من گزارشهايى از واحدهاى دستگير كننده مى خواندم كه نوشته بودند: هدف در خانه نبود، همسايه اش بيرون آمد تا ببيند چه خبر است و ما او را گرفتيم. گاهى اوقات آشپزها و رانندگان كاميونها به دليل كمبود نيرو، مأمور بازجويى مى شدند.
در همين حال، حاكم آمريكايى عراق نيز درباره شكنجه زندانيان عراقى گفت: از اقدامات مأموران خود شرمنده هستم و بايد آنها را مجازات كنيم. «پل برمر» در پاسخ به اين پرسش كه مقامات ارشد كاخ سفيد از جمله خود وى از اين اقدامات اطلاع داشته اند يا نه؟ گفت: ما نيز مثل جهانيان در همين روزها از اين شكنجه ها باخبر شديم. اين درحالى است كه كميته بين المللى صليب سرخ اعلام كرد كه مكرراً از آمريكا خواسته تا عملكرد صحيحى با زندانيان عراقى در زندان بغداد داشته باشد. سخنگوى كميته بين المللى صليب سرخ اعلام كرد: اين كميته كه بر اساس معاهدات بين المللى اجازه بازديد از زندانيان را دارد، از زمان آغاز اشغالگرى نيروهاى آمريكايى چندين بار از زندان ابوغريب ديدن كرده است. وى به اين خبرگزارى گفت: كميته بين المللى صليب سرخ بر اساس يافته هايش مكرراً از مقامات آمريكايى خواسته است تا عملكرد صحيحى در اين خصوص از خود نشان دهد. همچنين يك روزنامه آمريكايى نوشت كه بوش براى جلوگيرى از سقوط بيشتر اعتبار آمريكا در دنياى عرب بايد اقدامى فراتر از انجام مصاحبه با شبكه هاى تلويزيونى عربى انجام دهد. جورج بوش به دنبال افشاى رسوايى شكنجه وحشيانه زندانيان عراقى توسط سربازان و مأموران آمريكايى در زندان ابوغريب و برانگيخته شدن خشم جهانيان، روز چهارشنبه در شبكه هاى تلويزيونى «الحره» و «العربيه» تنفر خود را نسبت به اقدامات ناشايست سربازان آمريكايى ابراز داشت، ولى از اداى هرگونه عذرخواهى از مردم عراق و دنياى اسلام خوددارى كرد.
«باربارا اسلاوين» در گزارش خود در روزنامه يو. اس. اى. تودى به نقل از تعدادى عرب ميانه رو و طرفدار آمريكا نوشت: عكسهاى مربوط به بدرفتارى با زندانيان عراقى، منطقه را دچار هراس كرد و اعتبار آمريكا كه به خاطر اغتشاشات فزاينده در عراق و حمايت بوش از آريل شارون دچار آسيب شده بود، اكنون به قدرى ضربه خورده است كه بوش بايد دونالد رامسفلد وزير دفاع اين كشور را از كار بركنار كند تا توجه منطقه را جلب كند.
از سوى ديگر، مفسران و كارشناسان عرب اعلام كردند كه بوش خيلى دير به يادش افتاد كه بدرفتارى سربازان آمريكايى را با زندانيان عراقى محكوم كند.
مفسران عرب اعلام كردند: اعراب اغلب بوش را بر صفحه تلويزيون مى بينند و بعيد به نظر مى رسد كه ذهنيتشان را نسبت به وى از دست بدهند. برخى از مفسران عرب اظهار داشتند: بوش بيشتر از آنكه به فكر ارتقاى روابط خود با جهان عرب باشد، نگران خوب نگاه كردن افكار عمومى جهان به مردم آمريكا در آستانه انتخابات رياست جمهورى اين كشور است. اما به دنبال درخواست گروهى از اعضاى دموكرات كنگره آمريكا براى بركنارى «دونالد رامسفلد»، بوش اعلام كرد كه رامسفلد در سمت خود باقى خواهد ماند. بوش بعد از ملاقات با ملك عبدا• پادشاه اردن، تأكيد كرد: رامسفلد خدمات خوبى براى ملت ما انجام داده است. وى در دو جنگ وزير بوده و اكنون عضو مهمى از كابينه من است.
جان كرى نامزد دموكراتها در انتخابات رياست جمهورى آمريكا نيز دولت بوش را متهم كرد كه نسبت به بدرفتارى سربازان آمريكايى با زندانيان عراقى «كند» و «نامناسب» برخورد كرده و از وى خواست عذرخواهى كند.
با اعلام جهاد عليه دولت آينده عراق
بن لادن به قاتلان عنان و برمر
۱۰ كيلو طلا مى دهد
گروه بين الملل ـ يك پيام منسوب به اسامه بن لادن خواستار جهاد عراقى ها عليه دولت موقت آينده است كه پس از واگذارى حاكميت به آنها در ۳۰ ژوئن تشكيل خواهد شد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، اين پيام كه در يك سايت اسلامگرا انتشار يافته، بيان مى كند: بر عراقى ها واجب است كه نه تنها عليه جنگجويان صليبى، بلكه عليه دولت خيانتكاران و همدستانشان جهاد كنند. پيشتر نيز در سخنانى منسوب به بن لادن، آمده بود كه هركس كوفى عنان، دبيركل سازمان ملل و پل برمر، حاكم آمريكايى عراق را به قتل برساند، طلا پاداش خواهد گرفت.
در سخنانى كه پنجشنبه در يك پايگاه اينترنتى اسلامى منتشر شد، آمده است: هركس افراد ديگرى از جمله معاون پل برمر و همچنين اخضر ابراهيمى، فرستاده ويژه سازمان ملل به عراق را به قتل برساند، ۱۰ كيلوگرم طلا خواهد گرفت. در ادامه اين سخنان آمده است: كسى كه كوفى عنان يا اخضر ابراهيمى را بكشد، به همين ميزان پاداش دريافت خواهد گرفت. در اين سخنان همچنين براى قتل سربازان آمريكايى يا انگليسى و كاركنان غيرنظامى اين كشور در عراق، يك كيلو طلا و براى قتل هر سرباز از كشورهاى متحد آمريكا در عراق از جمله ژاپنى ها و ايتاليايى ها نيم كيلو طلا پاداش در نظر گرفته شده است.
درگيرى حزب الله و اسرائيل در جنوب لبنان
گروه بين الملل ـ ديروز ميان سربازان اسرائيلى و مبارزان حزب الله در جنوب لبنان درگيرى هايى رخ داد. به گزارش بى بى سى، اسرائيليان مى گويند حداقل يك سرباز اسرائيلى در اين زدو خوردها كشته شده است، ولى حزب الله اعلام كرد چند سرباز متجاوز به هلاكت رسيدند. در اين زد و خوردها جنگنده هاى اسرائيلى مناطقى را كه گمان مى رود مواضع گروه حزب الله بوده هدف قرار دادند. اين حملات در منطقه مورد مناقشه مزارع شبعا، محل تقاطع مرزهاى اسرائيل، لبنان و سوريه، صورت گرفت.
شهادت۵ نماز گزار در كراچى
گروه بين الملل ـ براثر انفجار يك بمب در مسجد شيعيان پاكستان در كراچى دست كم پنج نفر كشته و ۳۵ نفر ديگر مجروح شدند. به گزارش خبرگزارى آسوشيتد پرس، اين انفجار در خلال نماز جمعه ديروز اتفاق افتاد و به گفته پليس، پنج نفرجان باختند. بر اثر انفجار اين بمب دو ستون اين مسجد فروريخت و شيشه هاى آن شكست و ديوارها آغشته به خون شد.
عرفات مقراش در رام الله را تقويت كرد
162906.jpg
ياسر عرفات با تقويت كردن مقراش در رام الله با بشكه هاى پرشده از بتون و خودروهاى اسقاطى، اعلام كرد براى جنگيدن مصمم است.
به گزارش ايسنا، رژيم صهيونيستى كه بارها ياسرعرفات، رهبر تشكيلات خودگردان را تهديد كرده، اعلام كرده است كه طرحى فورى براى كشتن عرفات ندارد. مقامات فلسطينى گفتند كه موانع زمينى به منظور كندكردن حركت تانك ها و جلوگيرى از فرود بالگردها در نزديكى ساختمان ها تعبيه شده است. صائب عريقات، مذاكره كننده ارشد تشكيلات خودگردان نيز گفته است: ما نگران ورود سربازان اسرائيلى هستيم.
كاندوليزا رايس با احمد قريع ديدار مى كند
كاخ سفيد اعلام كرد كه كاندوليزا رايس با احمدقريع نخست وزير فلسطينيان در روز ۱۷مه در آلمان ديدار خواهدداشت. رايس ارشدترين مقام كاخ سفيد است كه قرار است با نخست وزير تشكيلات خودگردان ملاقات كند.
به گزارش ايسنا، يك منبع نزديك به كاخ سفيد گفت: رايس، مشاور امنيت ملى كاخ سفيد قرار است احمدقريع، نخست وزير تشكيلات خودگردان را قانع كند كه طرح عقب نشينى آريل شارون، نخست وزير رژيم صهيونيستى، فرصتى تاريخى براى توسعه و پيشبرد نقشه راه در راستاى استقرار صلح در خاورميانه است.
گراميداشت پنجاهمين سالگرد پيروزى ويتنام بر فرانسويان
گروه بين الملل ـ ويتنام ديروز پنجاهمين سالگرد پيروزى اش در نبرد «دين بين فو» بر استعمارگران فرانسوى را جشن گرفت.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، زير باران بى امان بيش از ۲۰ هزار نفر در ورزشگاهى كوچك در اين شهر دورافتاده در ۵۰۰ كيلومترى شمال غربى هانوى سالگرد اين پيروزى را جشن گرفتند. نونگ دوك مان رهبر حزب كمونيست ويتنام، وزير دفاع و معاون نخست وزير نيز در ميان حضار بودند. مراسمى نيز با حضور ديپلماتهاى خارجى در روز چهارشنبه در هانوى برگزار شد، ولى ديروز فقط ديپلماتهاى لائوس و چين كمونيست به آيين گراميداشت شهر «دين بين فو» دعوت شده بودند.
نبرد «دين بين فو» در ۱۳ مارس ۱۹۵۴ آغاز شد و ۵۶ روز بعد در ۷ مه، بازماندگان نيروهاى فرانسوى در پادگاه گلوله باران شده شان پرچم سفيد را به اهتزاز درآوردند تا به يكى از بزرگترين پيكارهاى قرن بيستم پايان دهند. دولت ويتنام اين رويداد را دستاويزى براى تأكيد بر مشروعيت حزب كمونيست، اهميت ايثار، بسيج توده ها و اتحاد كشور قرار داده بود.
نبرد جيش المهدى با آمريكايى ها برسر ساختمان فرماندارى نجف
۵۰هوادار مقتدى در شهرك صدر و نجف كشته شدند
162897.jpg
گروه بين الملل ـ ساعاتى پس از تصرف دفتر فرماندار نجف توسط نيروهاى آمريكايى، سپاه مقتدى صدر اين ساختمان و ساير پايگاههاى اشغالگران را در حوالى نجف و كوفه هدف قرارداد و پليس عراق نسبت به حضور آمريكاييان در اين ساختمان هشدار داد.
به گزارش خبرگزارى فرانسه، بعد از تصرف اين دفتر كه توسط پنج دستگاه تانك و ۲نفربر زرهى صورت گرفت، پل برمر فرماندار تازه اى براى اين شهر مقدس منصوب كرد. فرماندار جديد به نام عدنان ظرفى كه سلفش با آغاز درگيريها پا به فرارگذاشته بود، به نيروهاى صدر هشدار داد كه سلاحشان را به زمين بگذارند.
اما يكى از فرماندهان پليس عراق كه مأمور حفظ امنيت نجف است، گفت: هيچ سردر نمى آورم كه چرا آمريكايى ها اين ساختمان دولتى را تصرف كردند كه در دست پليس بود، نه جيش المهدى، آنها فقط كار مارا به هم ريختند و ما نمى دانيم چكار كنيم. باوجود اين كشمكش، مقتدى صدر ديروز نمازجمعه را در كوفه خواند. هوادارانش فرياد مى زدند: هيچ كس نمى تواند مقتدى را شكست دهد. ضيا سامى، يك عضو جيش المهدى به خبرگزارى آسوشيتدپرس گفت كه او و همقطارانش «تا آخرين قطره خون» براى آنچه به آن ايمان دارند، خواهندجنگيد. درگيرى هاى تازه در پى تصميم پل برمر داير برانتصاب يك فرماندار تازه در نجف، كه يك وكيل محلى به نام عدنان الظرفى است، درگرفت. برمر در يك كنفرانس خبرى در بغداد گفت كه بيش از اين به «دار و دسته هاى غارتگران اجازه داده نخواهدشد اراده خود را بر باقى مردم عراق تحميل كنند.» آمريكايى ها مى گويند كه در اين درگيرى ها، ۴۱شبه نظامى از گروه صدر در كوفه، در نزديكى نجف، كشته شده اند. تصور مى شود اين سنگين ترين تلفاتى باشد كه از زمان آغاز شورش هواداران صدر در ابتداى اوت به اين گروه وارد شده باشد.
هلى كوپترهاى توپدار نيز عمليات آمريكا در شهر راپشتيبانى مى كردند اما پنتاگون گفته است نيروهاى آمريكا از ورود به حرمهاى مقدس شهر خوددارى خواهندكرد. در تحولى ديگر گزارش مى شود كه نيروهاى آمريكايى در شهرك صدر بغداد با نيروهاى سپاه مهدى درگير شده و ده مرد مسلح را به قتل رسانده اند. همچنين تلويزيون عراق اعلام كرد:طرفداران مقتدى صدر در يك درگيرى شديد با نظاميان آمريكايى و لهستانى توانستند نيروهاى اشغالگر را از داخل شهر كربلا خارج كنند.
اين تلويزيون افزود: نيروهاى آمريكا و لهستان كه توانسته بودند عصر پنجشنبه وارد شهر كربلا شوند با مقاومت طرفداران مقتدى صدر از داخل شهر به عقب رانده شدند. شبكه تلويزيونى العربيه نيز طى گزارشى با اشاره به پيشروى نيروهاى آمريكايى به داخل شهر كربلا و تخريب دفتر مقتدى صدر در اين شهر اعلام كرد: كربلا به دليل حضور نيروهاى آمريكايى با سلاحهاى سنگين، به يك شهر جنگزده تبديل شده است. اما عامر الحسينى سخنگوى مقتدى صدر در بغداد تلاش نيروهاى آمريكايى براى تهاجم به نجف و كربلا را اقدامى مذبوحانه خواند و گفت: نيروهاى جيش المهدى با تمام قدرت در برابر اين تهاجمات ايستادگى خواهندكرد. الحسينى در مورد بيانيه دفتر مقتدى مبنى بر وجود طرحى براى ترور صدر ادعا كرد: در صورت ترور صدر، عراق قيام خواهدكرد و خون زيادى ريخته خواهدشد.
ايالات متحده اروپا
از انديشه تا واقعيت
محمدرضا عرفانيان
162954.jpg
اتحاديه اروپا امروز با پذيرش ۱۰ عضو جديد يكى از رويدادهاى مهم حيات سياسى، اقتصادى و اجتماعى خود را رقم زد.
اين رويداد كه تحول عمده اى در تاريخ اتحاديه اروپا محسوب مى شود در صورت موفقيت و دستيابى به اهداف از پيش تعيين شده به راحتى مى تواند در اندك زمانى مركز ثقل سياسى، اقتصادى و اجتماعى منطقه و جهان را جابه جا كند.
گرچه بارها تأكيد شده است كه اين تحول با هدف دستيابى به اهداف فراملى و تشكيل اروپاى واحد صورت مى گيرد ولى بايد توجه داشت كه انديشه تشكيل و تحقق «ايالات متحده اروپا» از ابتدا با هدف تقويت بنيان هاى صلح و ثبات و نيز حفظ موجوديت فرهنگى و سياسى هريك از كشورهاى عضو ارائه و پيگيرى شده است.
بسيارى از كارشناسان و ناظران در تحليل ها و گزارشهايى كه در آستانه عضويت ۱۰ كشور جديد در اتحاديه اروپا ارائه شد تصريح داشتند كه انديشه همگرايى اروپا به سالهاى نخستين پس از پايان جنگ جهانى دوم بازمى گردد.
اين تحليلگران حوادث ناگوار و خشونت بار جنگ جهانى دوم را عامل اصلى شكل گيرى انديشه و تحقق همگرايى اروپا مى دانند در حالى كه بايد اذعان و تأكيد داشت تفكر ايجاد اروپاى واحد به قرنها قبل باز مى گردد. صاحبان انديشه و فلاسفه اروپا با استناد به شواهد تاريخى تأكيد دارند كه اروپا به مدت چهار قرن در زمان امپراتورى روم متحد بوده است.
گرچه با گذشت زمان براثر اختلافات مذهبى و رقابتهاى استعمارى، كشورهاى مختلف اروپا از يكديگر جدا افتادند ولى تفكر و انديشه آرمانى ايجاد اروپاى واحد و يا اروپاى متحد همچنان در ذهن هاى محورگرا و طالب ثبات باقى ماند. چنانچه پيشينه همگرايى اروپا از نقطه نظر فلسفه سياسى مورد بررسى قرار گيرد ناگزير بايد به آرا و انديشه هاى «كانت» فيلسوف شهير آلمانى مراجعه شود. گرچه انديشمندان ديگرى نظير «آبه دوسن پير»، «هابس» و يا «گروسيوس» نيز به گونه هاى متفاوت موضوع همگرايى را مورد بررسى قرار داده اند ولى تأكيد و اصرار كانت بر همگرايى صلح آميز ميان دمكراسى هاى اروپايى بيش از ديگران در شكل گيرى و پايه گذارى فلسفى اروپاى واحد و يا اروپاى متحد مؤثر بوده است.
كانت در اثر خود تحت عنوان «صلح پايدار» كه در سال ۱۷۹۵ ميلادى منتشر شد موضوع ايجاد دمكراسى هاى صلح طلب و پيوند ميان آنها را مورد بررسى قرار داد. نظريات وى اخيراً از سوى انديشمندان موسوم به «نئوكانتى» مورد بازيابى و توجه مضاعف قرار گرفته است.
اين انديشمندان معتقدند تفكرات سياسى كانت با مسائل بين المللى روز و بويژه آنچه كه اتحادگرايى طالب صلح ناميده مى شود هماهنگى دارد.
وى با تكيه بر انديشه ها و تئورى هاى سياسى خود تأكيد داشت كه تشكيل اتحادى از دولتهاى دموكراتيك با هدف تضمين آزادى همه دولت هاى عضو و نه افزايش قدرت يك دولت مى تواند صلحى پايدار را به همراه داشته باشد. كانت معتقد بود اتحادى از كشورهاى دمكراتيك يك توافقنامه صلح نيست كه به جنگى پايان دهد بلكه ائتلاف يا اتحادى صلح آميز است كه به همه جنگها خاتمه خواهد داد. اين انديشمند تأكيد داشت كه چنين اتحادى بايد هماهنگى و هم آوايى اقتصادى را نيز شامل شود. براساس اين ديدگاه توسعه وابستگى اقتصادى متقابل مى تواند موجب تقويت چنين اتحادى باشد. وى معتقد بود كه دولتها بايد فدراسيونى با هدف تلاش براى صلح تشكيل دهند و براى اين اتحاد و ياائتلاف دولتها از تعابيرى مانند «همبستگى فدراتيو»، «همكارى با كنفدراسيون» و يا «كنگره پايدار دولتها» استفاده مى كرد. با اين وجود بايد اذعان داشت كه انديشه هاى كانت فقط يكى از بنيان هاى نظرى شكل گيرى ائتلاف كشورهاى اروپايى محسوب مى شود و قطعاً انديشمندان، سياستمداران و حوادث متعدد ديگرى در طول تاريخ در شكل گيرى اين اتحاد تأثير داشته اند.
گرچه بى ترديد نظريات بنيادين كانت نقش بسزايى در تحقق انديشه ايجاد ائتلافى از كشورهاى اروپايى داشت ولى اين ائتلاف به هيچيك از نام هاى پيشنهادى وى شهرت نيافت.
ائتلاف كشورهاى اروپا نخست با نام «بازار مشترك اروپا» و پس از آن با نام اتحاديه اروپا حيات سياسى خود را آغاز كرد و چندى است كه با طرح گسترش اين اتحاديه، برخى از انديشمندان از آن به عنوان ايالات متحده اروپا نام مى برند.
از سوى ديگر بايد تأكيد داشت كه اتحاديه اروپا به رغم تلاشهاى انديشمندان، فلاسفه و شخصيتهاى سياسى متعدد در ادوار گذشته به تنهايى منطبق بر هيچيك از نظريات آنان نيست بلكه آميزه اى است از نظريات و ديدگاههاى مختلف سياسى، اقتصادى و اجتماعى كه براساس خواست، ظرفيت پذيرش و امكانات عملى كشورهاى مختلف شكل گرفته و تا زمان تحقق واقعى ائتلافى همه جانبه و فراگير فاصله بسيارى دارد. هنوز سه كشور اتحاديه اروپا از جمله انگليس، دانمارك و سوئد اتحاد پولى و يا واحد پولى اروپا را نپذيرفته اند. از سوى ديگر خروج برخى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا از پيمان مرزى و يا ويزاى شنگن نيز خود يكى ديگر از موارد اختلاف در اين اتحاديه محسوب مى شود. اختلافات سياسى محورهاى متعدد اتحاديه اروپا كه در حوادث مختلف منطقه اى و بين المللى مجال بروز پيدا مى كند نيز همچنان تأكيدى بر عدم تحقق همه جانبه يك ائتلاف فراگير و منسجم در اين اتحاديه است.
از ديدگاه نظريه پردازان، شكل گيرى محورهاى قدرت در درون اتحاديه اروپا از جمله پديده هايى است كه در جهت مخالف اهداف اصلى اين اتحاديه ايجاد مى شود. برخى محورهاى صاحب نفوذ اتحاديه اروپا با تأكيد بر ظرفيتهاى متفاوت سياسى، اقتصادى و اجتماعى كشورهاى عضو و در واقع با هدف حفظ و تقويت حضور و دامنه نفوذ خود در اين اتحاديه از اروپاى دو يا چند سرعته سخن به ميان مى آورند. اين نوع نگرش به رغم تمامى توجيه هاى عملى و علمى آن تلاش براى ايجاد كانون هاى قدرت و شكل گيرى محورهاى تصميم گيرنده در درون اتحاديه اروپا است و نوعى نقض غرض و مخالفت با انديشه بنيادين تشكيل اين ائتلاف است. در واقع چنانچه ديدگاه اروپاى دو يا چند سرعته در درون اتحاديه اروپا تأييد و تقويت شد و برخى كشورهاى عضو با بهره گيرى از پيشينه سنتى، ظرفيتهاى سياسى، اقتصادى و جمعيتى خودموفق به تشكيل كانونهاى تأثيرگذار شوند در آن صورت بايد پذيرفت كه خواسته و يا ناخواسته مؤلفه ها و عوامل مخالف اين اتحاديه در درون آن در حال شكل گيرى است.
***
اولين تلاشهاى عملى
براى تشكيل اتحاديه اروپا
پيش از قرن نوزدهم برنامه هاى بلندپروازانه و انقلابى ناپلئون براى تشكيل اتحاديه اروپا به شكست انجاميد زيرا تمامى اين طرحها بر بهره گيرى از زور و اهرم نظامى تكيه و تأكيد داشت.
ناپلئون تلاش كرد با استفاده از اهرم نظامى اروپاى متحد را تشكيل دهد كه اين ديدگاه وى بيش از پيش احساسات ملى گرايانه در منطقه را تشديد كرد.
پيشنهاد الكساندر اول تزار روسيه براى تشكيل اتحاديه مقدس نيز كه در ابتدا با هدف استقرار صلح و عدل تأسيس شد در اندك زمانى به انحراف گراييد و به اتحادى از دولتها براى سركوب ملتهاى آزاديخواه تبديل شد.
اتحاد ديگرى در سال ۱۸۱۵ شامل روسيه، انگليس، اتريش و پروس بر اروپا تسلط يافت كه نابودى انديشه آزاديخواهى را هدف خود قرار داده بود.
شواهد تاريخى بيانگر آن است كه تا ابتداى قرن بيستم تمامى تلاشها براى تشكيل اتحاديه اى در اروپا با هدف نظامى گيرى و تفوق بر ديگر كشورهاى منطقه متمركز بوده است.
به اين ترتيب همگرايى سياسى و ايجاد ائتلاف و يا اتحاد صلح آميز كه در آن بخشى از اختيارات و نيروها به واحد تصميم گيرى مركزى واگذار شود و اعضاى اين ائتلاف از اعمال زور عليه يكديگر اجتناب كنند تا ابتداى قرن بيستم ميلادى جنبه نظرى و تئوريك داشت. «آريستيد بريان» وزير امور خارجه فرانسه و «گوستاواسترس من» وزير امور خارجه آلمان در اوايل قرن بيستم نظريه «ايالات متحده فدرال اروپا» را به عنوان راهكار مناسبى براى دستيابى به صلح پايدار و فراگير و جلوگيرى از بازگشت به جنگ و درگيرى ارائه كردند.
در جنگهاى جهانى اول و دوم سازمان هاى بين المللى متعددى براى همكارى در زمينه هاى هوانوردى، امور فنى، بهداشتى و كشتيرانى بوجود آمد. تشكيل دهندگان اين سازمانها ضمن انجام وظايف خود معتقد بودند كه اينگونه نهادها مقدمه اى براى همكاريهاى نزديكتر سياسى است.
همچنين رهبران گروههاى مقاومت در جنگ جهانى دوم و در ژوييه ۱۹۴۴ ميلادى از سراسر اروپا در ژنو گرد آمدند و ضمن محكوم كردن ملى گرايى افراطى متعهد شدند كه در جهت ايجاد اتحاد فدرال اروپايى تلاش كنند.
اولين كنگره طرفداران اتحاد فدرالى اروپا در مارس ۱۹۴۵ ميلادى در پاريس تشكيل شد و نهضت گسترده اروپايى براى پيشبرد سازمان فدرال مردم اروپا پايه ريزى و بنيانگذارى شد.
چرچيل نخست وزير انگليس نيز براساس ديدگاههاى خود و در جريان جنگ جهانى دوم طرح اروپاى واحد پس از جنگ را ارائه كرد. در طرح پيشنهادى چرچيل اروپاى واحد از ۱۰ كشور قدرتمند تشكيل مى شد كه اداره آن برعهده يك شورا بود و دادگاه عالى اروپايى نيز بر عملكرد آن نظارت داشت.
در اين طرح همچنين تشكيل يك ارتش مشترك اروپايى نيز پيش بينى شده بود كه اين طرح هم اكنون نيز از سوى كشورهاى عضو اتحاديه اروپا دنبال مى شود و تشكيل نيروهاى اتحاديه اروپا مقدمه اى براى ايجاد چنين ارتشى است كه البته تا شكل گيرى و عملياتى شدن آن راه درازى در پيش است. چرچيل در واقع با ارائه اين طرح به گونه اى تشكيل ايالات متحده اروپا را پيشنهاد كرد.
كنگره اروپا در ماه مه ۱۹۴۸ ميلادى در نشستى بر لزوم تأسيس شوراى اروپا تأكيد كرد.
در اين نشست پيشنهاد شد كه شوراى اروپا با تكيه بر بنيان هاى سياسى ـ اقتصادى تشكيل شود و نهادى تحت عنوان پارلمان اروپا نيز در آن مورد توجه قرار گيرد.
با اين وجود اولين گام عملى و مثبت در جهت ايجاد اتحاديه اروپا در سال ۱۹۵۰ ميلادى برداشته شد.
در اين سال فرانسه و آلمان با امضاى قراردادى صنايع زغال سنگ و فولاد دو كشور را ادغام كردند. يك سال بعد در آوريل سال ۱۹۵۱ ميلادى كشورهاى هلند، بلژيك، لوگزامبورگ و ايتاليا به اين پيمان پيوستند و اتحاديه صنايع و معادن موسوم به «مونتان يونيون» شكل گرفت. پس از گذشت شش سال از زمان تشكيل اتحاديه «مونتان يونيون» اين پيمان به «اتحاديه اقتصادى اروپا» تغيير نام داد. هدف از تشكيل اين اتحاديه حذف تعرفه هاى گمركى و مقررات بازدارنده بازرگانى در جهت تشكيل يك بازار مشترك در اروپا بود. موفقيتهاى اين اتحاديه، كشورهاى ديگر اروپايى را نيز به پيوستن به آن ترغيب كرد. انگليس كه در ابتدا با تشكيل چنين اتحاديه اى مخالفت مى كرد و حتى موانعى بر سر راه آن ايجاد كرده بود نتوانست از جذابيت اين بازار چشم پوشى كند و خود عضويت آن را پذيرفت. حوادث بعدى مانند تشكيل جامعه اتمى اروپا، بازار مشترك اروپا، پيوستن انگليس، ايرلند و دانمارك به اين بازار مشترك در سال ۱۹۶۹ ميلادى، پيوستن يونان، پرتغال و اسپانيا به جامعه اقتصادى اروپا در دهه ۸۰ ميلادى گامهاى بلند و مؤثرى بود كه براى همگرايى اروپا برداشته شد.
با امضاى پيمان ماستريخت در سال ۱۹۹۱ ميلادى بازار مشترك اروپا به اتحاديه اروپا تبديل شد و در سال ۱۹۹۵ ميلادى كشورهاى سوئد، فنلاند و اتريش به عنوان اعضاى جديد به آن ملحق شدند. در سال ۲۰۰۲ ميلادى نيز پس از نزديك به نيم قرن تلاش مستمر ۱۲ كشور عضو اتحاديه اروپا با انتخاب «يورو» به واحد پولى مشتركى رسيدند. تمامى اين رويدادها تأكيدى بر تقويت انديشه همگرايى اروپا به عنوان تنها راه استقرار صلح پايدار در اين قاره بود. فروريختن ديوار برلين و نيز فروپاشى اتحاد شوروى از جمله عواملى بود كه انديشه ايجاد اروپاى متحد را بيش از پيش تقويت كرد. با فروپاشى اتحاد شوروى زمينه براى پيوستن برخى كشورهاى اروپاى شرقى به اتحاديه اروپا فراهم و لزوم همگرايى اروپا بيش از گذشته مورد تأكيد قرار گرفت بويژه اينكه با فروريختن قطب مسكو، اروپا تلاش مى كرد از شكل گيرى جهان تك قطبى با محور واشنگتن جلوگيرى كند. بااين وجود بروز بحران در بالكان و شعله ورشدن برخى احساسات ناسيوناليستى در كشورهاى اروپاى شرقى آرامش خيال اروپا را براى مدتى درهم ريخت و احتمالاً روند همگرايى را براى مدتى دچار وقفه كرد. محور بروكسل به منظور كنترل دامنه بحران و نيز با هدف جذب كشورهاى اروپاى شرقى بر نظريه گسترش اتحاديه اروپا بسوى شرق بيش از گذشته تأكيد ورزيد.
بروكسل به خوبى واقف بود كه نمى تواند در رقابت با محور واشنگتن براى دستيابى به شرق اروپا پيروز نهايى ميدان باشد به همين علت تلاش كرد تا با جذب كشورهاى مستعد از اين رقابت بازنماند. واشنگتن با ارائه طرح گسترش ناتو به سوى اروپاى شرقى در واقع در تلاش براى گسترش دامنه نفوذ خود در اروپابود و محور بروكسل با آگاهى از اين استراتژى در صدد جذب كشورهاى اروپاى شرقى و مركزى برآمد.
پيوستن ۱۰ عضو جديد بويژه از كشورهاى اروپاى شرقى به اتحاديه اروپا گرچه رويداد بزرگى براى اين ائتلاف بين المللى محسوب مى شود ولى پيامدهايى نيز براى آن به دنبال خواهد داشت. اعضاى جديد اتحاديه اروپا از ظرفيتهاى اقتصادى متفاوتى نسبت به اعضاى قديمى برخوردارند و اين شرايط از هم اكنون نگرانى برخى اعضاى سنتى اين اتحاديه را برانگيخته است.
از سوى ديگر به جرأت مى توان گفت كه تمامى اعضاى جديد پيش از آنكه عضو اتحاديه اروپا باشند خود را هم پيمان ناتو و محور واشنگتن مى دانند.
اين شرايط براى اتحاديه اروپا كه تلاش مى كند به گونه اى استقلال سياسى خود را در سطح بين المللى حفظ كند پديده چندان رضايت بخشى نيست. حضور اعضاى متعدد طرفدار بى چون و چراى واشنگتن در اتحاديه اروپا مى تواند بيش از گذشته اين اتحاديه را در مواجهه با سياستهاى آمريكا دچار انفعال كند.
محور بروكسل در بسيارى موارد همچون بحران عراق، تشكيل دادگاه بين المللى رسيدگى به جرايم و حتى در مواجهه با بحران هاى بالكان به علت همين تقابل ديدگاهها نتوانست بصورت يكپارچه عمل كند و ناگزير در برابر فشارهاى آمريكا منفعل باقى ماند.
دادگاه بين المللى رسيدگى به جرايم باهدف محاكمه كسانى تشكيل شد كه عليه بشريت مرتكب جرم و جنايتى شده اند. آمريكا اين دادگاه را به رسميت نشناخت و هنگامى كه تلاشهايش براى ممانعت از به رسميت شناخته شدن اين دادگاه بى نتيجه ماند تصميم گرفت با بسيارى از كشورهايى كه توافقنامه تشكيل دادگاه بين المللى را امضا كرده اند پيمان جداگانه اى را به منظور كسب مصونيت براى شهروندان خود منعقد كند.اين اقدام واشنگتن از سوى اتحاديه اروپا نوعى تبعيض و گريز از قوانين بين المللى تلقى شد به همين علت بروكسل از اعضاى اتحاديه اروپا خواست از امضاى اين توافقنامه اجتناب كنند. با اين وجود برخى اعضاى سنتى و نيز اكثر اعضاى جديد اتحاديه اروپا توافقنامه مصونيت شهروندان آمريكايى در برابر دادگاه بين المللى رسيدگى به جرايم را امضا كردند. ترديدى نيست كه اتحاديه اروپا از زمان تشكيل خود طى نيم قرن گذشته همواره با توجه به شرايط و ظرفيتهاى خاص خود به لحاظ نظامى و اقتصادى به واشنگتن وابسته بوده است.
با اين وجود اين اتحاديه همواره براستقلال سياسى خود تأكيد ورزيده و در جهت تقويت آن كوشيده است.
مخالفت محور پاريس و برلين در قبال بحران عراق از جمله موارد تلاش بروكسل براى حفظ استقلال سياسى محسوب مى شود. برخى تحليلگران معتقدند باادامه روند كنونى و پيوستن اعضاى جديد به اتحاديه اروپا بدون اينكه پيشاپيش اهرمهاى اجرايى و قانونگذارى لازم براى تمركزگرايى شكل گرفته باشد مى تواند به وابستگى بيش از پيش بروكسل به واشنگتن منجر شود.
براساس اين ديدگاه بروكسل بايد در جهت تدوين قانون اساسى اتحاديه اروپا و نيز ايجاد نهادهاى اجرايى متمركز تلاش كند. ناظران معتقد كه پاريس از جمله محورهاى اتحاديه اروپا است كه از گسترش آن چندان راضى به نظر نمى رسد. فرانسه از آن نگران است كه با پيوستن اعضاى جديد و بويژه كشورهاى اروپاى شرقى به اتحاديه اروپا كه عمدتاً از هم پيمانان واشنگتن محسوب مى شوند نفوذ و جايگاه كليدى خود را در درون اين اتحاديه از دست بدهد.
براساس اين ديدگاه پاريس با طرح تشكيل نوعى هسته مركزى در اتحاديه اروپا تلاش مى كند كه نفوذ سنتى خود را در اين تشكل بين المللى حفظ كند.
بسيارى از كارشناسان معتقدند در شرايط كنونى مركز ثقل اتحاديه اروپا بر روى محورى است كه از پاريس و برلين عبور مى كند و به همين علت فرانسه تلاش مى كند از هرگونه تغيير و جابه جايى در اين زمينه جلوگيرى كند.
در شرايطى كه لندن همواره به سياستهاى واشنگتن متمايل است و برلين نيز با برخوردارى از پشتوانه قوى اقتصادى نگران كاهش نفوذ خود در اتحاديه اروپا نيست، به نظر مى رسد كه پاريس در اين تلاش به گونه اى تنها خواهد ماند. برخى نيز پا را از اين هم فراتر نهاده و معتقدند كه فرانسه از هم اكنون خود را در اتحاديه اروپاى جديد تنها و منزوى مى بيند و به مناسبتهاى مختلف نسبت به آن ابراز نگرانى كرده است. اين در حالى است كه بسيارى از كشورهاى بالكان نظير صربستان و مونته نگرو، بوسنى و هرزگوين، كرواسى، مقدونيه و آلبانى نيز در تلاش براى پيوستن به اتحاديه اروپا هستند. در اين ميان بلغارستان و رومانى نيز براساس پيش بينى هاى به عمل آمده در انتظار آن هستند كه سال ۲۰۰۷ ميلادى در مرحله بعدى گسترش اتحاديه اروپا به اين اتحاديه بپيوندند.
مشكل عمده در اين ميان ظرفيتهاى اقتصادى و مالى محدود اعضاى جديد است كه موجب نگرانى اعضاى سنتى اتحاديه اروپا شده است.
برآوردهاى آمارى بيانگر آن است كه درآمد ناخالص ملى ۱۰ عضو جديد اتحاديه اروپا در مجموع حدود ۴۲۰ ميليارد يورو است در حالى كه اين رقم فقط ۲۰ درصد درآمد ناخالص ملى ۱۵ كشور سنتى اتحاديه اروپا محسوب مى شود. از ديدگاه كارشناسان اقتصادى اين وضعيت مى تواند مشكلات متعددى را براى شهروندان قديمى اتحاديه اروپا به همراه داشته باشد كه افزايش جرايم و مهاجرت هاى گسترده از آن جمله است. پليس اروپا در سال ۲۰۰۳ ميلادى با انتشار گزارشى پيش بينى كرد كه با گسترش اتحاديه اروپا جرايم سازمان يافته نيز در اين اتحاديه افزايش خواهد يافت.
براساس اين گزارشها گروههاى مافيايى از كشورهايى نظير چك به عنوان پايگاه اصلى براى فعاليت هاى خود نظير قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و نيز شستشوى پول استفاده خواهند كرد. از سوى ديگر برخى نيز پيش بينى كرده اند كه هرساله ۳۵۰ هزار تن از شهروندان كشورهاى تازه پذيرفته شده در جست وجوى كار و زندگى بهتر به كشورهاى قبلى اتحاديه اروپا مهاجرت خواهند كرد كه اين روند مى تواند شرايط دشوارى را براى اين كشورها به همراه داشته باشد.
برخى از كشورهاى قديمى اتحاديه اروپا نيز با اتخاذ تدابيرى قصد دارند قوانينى را در مواجهه با اينگونه مهاجران به مورد اجرا درآورند.
منبع: ايرنا


|   شناسنامه   |   آرشيو   |