شنبه ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۸ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sat, May 8, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۷۸۷
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
سلامتى
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
نگاهى به نمايشگاه كتاب تهران
ده روز فروش خوب
در بازار كساد كتاب
162951.jpg
گزارش: حميده احمديان راد
چند سال پيش يكى از معاونان وزارت فرهنگ و ارشاد در جمع ناشران گفته بود: «در اين صنعت دنبال پول نباشيد. كسى كه وارد كار انتشارات مى شود يا عاشق است يا ديوانه يا هر دو!»
براى بسيارى از ناشران اين نظر محقق شده است. در گردهمايى بزرگ ناشران كه هر سال ارديبهشت ماه در نمايشگاه بين المللى تهران برگزار مى شود، اكثر ناشران تأكيد مى كنند وضع بازار كتاب هر سال بدتر مى شود و از نمايشگاه پارسال تا امسال وضع تيراژ و فروش واقعاً بد بوده است. با اين وجود آنها هنوز فكر مى كنند انتشارات غرفه كنارى يا آنكه چند قدم بالاتر است فروش بهترى داشته است.
ناشران كتاب هاى فلسفه و تاريخ عقيده دارند ناشران رمان هاى سطح پايين فروش خوبى دارند. دسته دوم به انتشاراتى هاى كتاب هاى عوام پسند روانشناسى مثل راه هاى دستيابى به موفقيت در زمينه هاى مختلف اشاره مى كنند و اين يكى عقيده دارد كتاب هاى سياسى از اقبال اكثر كتاب خوان ها يعنى دانشجويان برخوردارند. ولى در واقع اكثر انتشاراتى ها، سال گذشته يا در گذشته اى نزديك، تيراژ كتاب ها را به ميزان قابل توجهى كاهش داده اند و تيراژ جديد را براساس راندمان فروش سال ماقبل تعيين كرده اند.
تيراژ برخى رمان هاى عوام پسند نصف شده و برخى ناشران تيراژ را حتى از سه هزار نسخه پايين تر آورده اند و اينك ارقامشان روى تيراژ دو هزار جلد دور مى زند. در بهترين شرايط انتشاراتى هاى مشهور و با سابقه و نيز ناشران كتابهاى تخصصى كه مشتريانشان را مستقيماً در ميان دانشگاه ها، كتابخانه ها، ارگان هاى دولتى و دانشجويان مى يابند، تيراژ شان را ثابت نگه داشته اند. بخصوص ناشران كتابهاى مذهبى كه توأمان علاوه بر عوام كتابهايشان به مراكز آموزشى نيز راه مى يابد از اقبالشان ابراز رضايت مى كنند و حتى از تيراژ و تعداد چاپ بيشتر صحبت مى كنند. كتاب هاى كودكان نيز وضع اميدوار كننده اى دارد و فروش كتاب هاى آموزشى مرتبط با كنكور، كتابهاى كمك آموزشى مدارس و كتابهاى درس دانشگاهى همچنان چشم ساير ناشران را خيره مى كند. از نظر ناشران ديگر آنها اصولاً نيازى به حضور در نمايشگاه و معرفى كتابهايشان ندارند. با اين وجود بلندگوهاى نمايشگاه پياپى به تبليغ اينگونه كتاب ها مى پردازد.
بنابراين جزاستثنائاتى در برخى حوزه ها درباره ميزان تيراژ و فروش كتابهاى عام جز وضع «اسف بار» تعبير ديگرى نمى توان به كار برد. براى تمام اين ناشران ده روز نمايشگاه ارديبهشت به مثابه فرشته نجات عمل مى كند. هر چه تعداد بازديد كنندگان بيشتر باشد، اميدهاى ناشران افزايش مى يابد.
انبوه جوانان مدرسه اى و دانشگاهى كه در ميانشان كودكانى دست در دست والدين، متخصصان، روحانيون و تعداد انگشت شمارى شهرستانى با لباس هاى محلى به چشم مى خورند و خستگى را بعضاً روى چمن ها، كنار انبوه دكه هاى فروش سيب زمينى سرخ كرده، عرضه بستنى و نوشابه، انواع كيك و كلوچه و رستوران در مى كنند، روزهاى سرنوشت ساز و نجات دهنده اى را براى صنعت كتاب رقم مى زنند. بنابراين طبيعى است كه از داشتن غرفه اى درنمايشگاه ذوق زده باشند و به مسائل حاشيه اى مثل مسائل امنيتى پيش از نمايشگاه كه براى برخى ناشران مثل انتشارات هفت آسمان تأخير در ورود محموله شان را به دنبال داشت، چندان اعتنايى نكنند.
يكى از انتشاراتى ها مى گويد: «چند روز نمايشگاه خيلى در كارمان مؤثر است. كتابهاى مانده را با تخفيف مى فروشيم.»
مسؤول غرفه روزنامه اطلاعات مى گويد: «تمام انتشاراتى ها سالى يك بار دور هم جمع مى شوند. در اين موقعيت در ميان تراكم جمعيت و استقبال مردم فروش بيشتر و انبارها خالى مى شود. در عين حال كتاب هاى جديدمان را هم معرفى مى كنيم.»
غرفه داران انتشارات خوارزمى نيز مى گويند: «انتشاراتى ها سر رسيد هاى چكشان را از ناحيه شركت در نمايشگاه مى پردازند. انتشاراتى هايى كه كتاب هايشان را در شهرستان ها پخش مى كنند چك شش ماهه دارند. در حالى كه در يافتى نمايشگاه نقد است. بنابراين حجم كارشان را به ارديبهشت مى اندازند.»
به اين ترتيب در فقدان ساير روش هاى رايج فروش كتاب در كشور نمايشگاه ده روزه تهران نقطه اميدى براى فروش كتاب هاى بسيارى از انتشاراتى ها است.
مسؤول غرفه انتشارات اميركبير با وجود داشتن فضاى بزرگى در نمايشگاه مى گويد: «كارديگرى جز شركت در اين نمايشگاه نمى توانيم انجام دهيم. تبليغات هزينه بر است و به خاطر مسائل مالى قدرت مانورمان در ميدان كم است. اين كار تنها از ناشران كتاب هاى آموزشى بر مى آيد. تازه ما شناخته شده ايم و كتاب هاى خاص و تعداد خوانندگان ثابت داريم.»
با اين حساب تكليف انتشاراتى هاى كوچك تر و نوپا چيست؟ مدير انتشارات المعى كه بيش از شش سال نيست به جمع انتشاراتى هاپيوسته  مى گويد: «كار انتشارات براى زنها به مراتب سخت تر است. با اين وجود اين كار مورد علاقه من است.» او به مجرد بذل توجه يكى از بازديد كنندگان به يكى از كتاب هايش با حرارت به تبليغ مى پردازد: «اين كتاب بسيار جالبى است جلد دوم آن را در صورت استقبال از جلد اول چاپ مى كنم. اين يكى نسخه ساده شده اى از كتاب ثقيل چنين گفت زرتشت در قالب نمايشنامه است...» او مى داند روش هاى مؤثرى براى تبليغات وجود دارد كه ناشران ايرانى به خاطر برخى مسائل توان به كارگيرى آن را ندارند: «در خارج درباره يك كتاب در تلويزيون، راديو و روزنامه ها بحث مى كنند، از ناشر و نويسنده دعوت مى كنند و به اين ترتيب و با اجراى روش هاى ديگر تيراژ كتاب هايشان را به ۵۰۰ هزار و بيشتر مى رسانند. با اين تيراژ صنعت نشر سود ده و تجارى مى شود.» اما براى كتاب هاى فارسى كه تيراژ آنها به طور استثنايى و در بهترين حالت ده هزار نسخه بوده است و بسيارى نيز در دايره مميزى گرفتار مى آيند و در حالى كه سير سقوط تيراژ ها به نحو نگران كننده اى ادامه دارد، تيراژى معادل ۵۰۰ هزار نسخه دست نيافتنى است. در نمايشگاه در لحظه اى كه مشترى دزدانه صفحه اول كتاب را باز مى كند يا نگاهى به پشت آن مى اندازد تا قيمت كتاب را ببيند و به سرعت از خريد منصرف مى شود، توأمان آه از نهاد ناشر و بازديد كننده بلند مى شود.
ناشر برگ زيتون مى گويد: «كاغذ در بازار آزاد گران است. از نظر مالى قادر نيستيم ما به التفاوت كاغذ آزاد و دولتى را بپردازيم. به ناچار روى قيمت كتاب مى كشيم. در حالى كه خواننده با قيمت كنونى يك كتاب بايد مى توانست دو يا سه كتاب بخرد. باقيمت پايين هم تيراژ بالا مى رود، هم خواننده بيشتر مى شود. در حالى كه الآن من كتابى دارم كه از سال ۷۹ هنوز روى دستم مانده است.»
يك ناشر تعريف مى كند زمانى با درآمدحاصل از فروش كتاب در نمايشگاه مى توانست كتاب چاپ كند. ولى حالا با وجود چند برابر شدن قيمت كتابها قادر به چنين كارى نيست. اين ناشر كتاب هاى روانشناسى عامه پسند مى افزايد: «زمانى زير پنج هزار جلد كتاب چاپ نمى كردم ولى الآن تيراژ كتابها را حتى به دو هزار نسخه كاهش داده ام. كتاب در سبد خانواده  جايى ندارد. طبيعى است كه خانواده در درجه اول بايد هزينه غذا و پوشاكش را تأمين كند. البته هزينه كتاب نسبت به كشورهاى خارجى بسيار پايين است. من خودم يك كتاب خارجى بسيار گران را با قيمت بسيار ارزان چاپ كردم. ولى باز هم قيمت ها به بودجه خانواده نمى خورد.»
با كسر كردن يا برداشتن يارانه از كاغذ و كاهش يا ثبات مبلغ بن هاى كتاب عملاً خريداران قدرت خريد شان را از دست داده اند. والدين به هر دليل ممكن هزينه تهيه كتاب فرزندان دانش آموز، كنكورى و دانشجوى خود را تأمين مى كنند. ولى در مقابل جاى كتاب هاى عادى را براى مصرف خود خالى مى گذارند. بويژه آنكه اغلب آنها با كار روزانه بيش از حد متعارف در طول روز وقت چندانى براى مطالعه پيدا نمى كنند.
به اين ترتيب سه دختر جوان مأيوسانه مى گويند كتابى را كه در نمايشگاه سال گذشته به قيمت شش هزار تومان ديده بودند، امسال ناچارند نه هزار تومان بخرند و يكى از آنها ساده دلانه مى پرسد مگر قيمت بنزين چقدر گران شده؟
تأمين هزينه براى خريد كتاب هاى خارجى حتى به مراتب مشكل ساز تر است. يك نويسنده مى گويد: «امسال قيمت دلار براى خريد كتاب خارجى را ۲۵۰ تومان تعيين كردند در حالى كه سال گذشته ۱۷۰ تا ۱۸۰ تومان بود. به عبارتى قيمت ها با لارفته. ولى به همان ميزان سهميه اهل قلم زياد نشده. در فهرست امسال كتاب هايى با قيمت بالاى صد هزار تومان به وفور يافت مى شود و شايد نتوانم بيش از دو كتاب بخرم.»
چند دانشجو نيز مى گويند در پيدا كردن كتاب هاى تخصصى شان با مشكل مواجه بوده اند و دست خالى برگشته اند. ديگرى مى گويد: «نمايشگاه سال گذشته كتاب هاى سال ۲۰۰۳ را داشت. ولى به نظر مى رسد امسال نمايشگاه در برخى زمينه ها از كتاب هاى سال ۲۰۰۴ خالى است.»
همه آنها متفق القولند كه نمايشگاه امسال در زمينه عرضه كتاب هاى خارجى ضعيف تر از سال گذشته بوده است و دو نفر مى گويند در روز اول نمايشگاه مدت زيادى در بانك معطل شده اند و رايانه خراب بود. باوجود مشكلات خريداران داخلى، ناشران خارجى گستردگى نمايشگاه كتاب تهران را تحسين مى كنند.
يك ناشر انگليسى كه ده سال است در نمايشگاه تهران شركت مى كند مى گويد: «نمايشگاه تهران به لندن شبيه است. منتهى بزرگترين مزيت و عامل موفقيت نمايشگاه تهران وجود يارانه هاست. به طورى كه كتاب ها به نصف قيمت عرضه مى شوند و اين قطعاً برميزان فروش تأثير مى گذارد. در نمايشگاه لندن يا فرانكفورت فروش وجود ندارد و نمايشگاه تنها محلى براى گفت وگو ى ناشر، نويسنده و مترجم راجع به دستمزد، كپى رايت و ... است خدمات ارائه شده در نمايشگاه تهران هم خيلى خوب است.»
مسؤول غرفه جمهورى خلق چين در نمايشگاه نيز وجود انبوه ناشران غير دولتى را مزيت نمايشگاه تهران مى داند: «در چين ۷۰درصد انتشارات دولتى است. نمايشگاه تهران بزرگ است و غرفه هاى حرفه اى و زيادى دارد. ولى نمايشگاه هاى چين غرفه هاى بزرگ و كمى دارند. اما در عين حال در چين نمايشگاه هاى زيادى در حوزه تخصصى و محلى تشكيل مى شود كه برخلاف نمايشگاه تهران بليتى هستند و در عوض به كتاب ها ۵۰درصد تخفيف مى دهند.»
جالب اينجاست كه بيشتر ناشران ايرانى مى گويند به خاطر هزينه هاى بالاى شركت در نمايشگاه هاى خارجى و نبود سيستم فروش در آنها در چنين نمايشگاه هايى شركت نكرده اند.
با اين اوصاف هيچ چيز لذت بخش تر از آن نيست كه ناشران از تيراژ و فروش خود ابراز رضايت كنند. هنگامى كه يك مسؤول غرفه كتاب هاى مذهبى مى گويد كتابهاى انتشارات دارالفكر با تيراژ پنج هزار تا و در چند نوبت در سال چاپ مى شود چنين حسى دست مى دهد. وى مى گويد: «كتاب هاى جديد مذهبى و كتاب هاى حوزه عرفان و موضوعات مربوط به رستاخيز فروش خوبى دارند.»
انتشارات دفتر مطالعات راهبردى كه در حوزه كتاب هاى تخصصى سياسى فعاليت مى كند به خاطر مشتريان ثابتش در ميان ارگان هاى دولتى و دانشگاه ها و دانشجويان از تيراژش راضى است. يك ناشر كتاب هاى كودكان از فروش سال گذشته راضى است و انتشارات پر از اينكه رمانهايش مانند سابق فروش دارند خشنود است. ولى انتشارات چكاوك كه رمان هاى عامه پسند نيز عرضه مى كند على رغم اشاره همكارانش مى گويد كه تيراژ كتابهايش را از ده هزار به نصف كاهش داده و خود را در بلاى مبتلا به كتاب و كتاب خوانى در كشور سهيم مى داند.در كنار اينها جوانان انجمن حكيميان نيز از بابت داشتن غرفه در نمايشگاه و عرضه كتابهاى محدود خود هرچند در فضايى كوچك خوشحال به نظر مى رسند.
خسته نشستن در محوطه نمايشگاه و دست كشيدن توأم با ذوق زدگى ميان ورق هاى كتاب احساس مطبوعى است كه در چهره بازديدكنندگان نمايشگاه به سادگى قابل تشخيص است. لذتى كه تنها به خريداران كتاب دست مى دهد و قيمت بالا و ساير مشكلات را به سادگى به بوته فراموشى مى سپارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |