|
|
|
|
|
لازيو:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دنبال چه مى گردى
سهراب گفته هميشه فاصله اى هست، اما ما مى گوييم هميشه گمشده اى هست! همه ما چيزهايى از دست داده داريم. گاه اين گمشده ها را مى توان يافت و گاهى امكان يافتنشان وجود ندارد. ستون گمشده ها درباره همين جور چيزهاست. ما براى شماره اول سراغ دوستان خودمان رفته ايم، اما از شماره بعد منتظر اى ميل ها و نامه هاى شما هستيم. donchemig@yahoo.com نشانى اين ستون است. در بين همه چيزهايى كه گم كرده ام، يك چيز است كه نمى توانم آن را فراموش كنم. آن هم حلقه ازدواجم است كه بعد از دو سال، در مسافرت گم شد. وقتى خانه يكى از دوستان بوديم، آن را جا گذاشتم و روز بعد هرچقدر دنبال آن گشتيم، پيدا نشد. چند روز بعد هم شوهرم حلقه اش را گم كرد. قيمت آنها زياد نبود، اما آنها را با پول خودمان خريده بوديم. الهه نادرى راستش چيزهاى زيادى گم كرده ام. از ساعتى كه دوره راهنمايى جايزه گرفتم تا عكسى يادگارى از يك دوست، اما الآن فكر مى كنم خنده را گم كرده ام. همان خنده از ته دل دوران نوجوانى. همان بى خيالى و بى غمى بچگى. حالا كه در دانشگاه هستم، ديگر خيلى چيزها مهم شده اند. خيلى چيزها در ذهنم جا خوش كرده اند و رهايم نمى كنند. وقتى به اين سالها نگاه مى كنم، مى بينم سه، چهار سالى هست درست و حسابى نخنديده ام. خنده اى از ته دل و راحت و بى خيال به همه چيزهايى كه زمانى مهم نبودند و حالا اهميت پيدا كرده اند. مهدى خنجرى گم شدن شلوارم، عجيب ترين اتفاقى است كه تا به حال برايم رخ داده. سه سال پيش شلوار جين آبى رنگى خريده بودم. در ايام دانشگاه، روزى در خوابگاه آن را شسته و روبروى پنجره در راهرو روبروى اتاقم قرار دادم. عصر آن روز، وقتى براى بردن آن آمدم، اثرى از آن نبود. مدتها در مسير خوابگاه تا سلف و دانشگاه به پاى دانشجويان نگاه مى كردم شايد اثرى از آن پيدا شود، اما الآن سه سال است كه خبرى از آن ندارم. حيدر عالمى چون آدم كم حافظه اى هستم، هراز چندگاهى چيزى را گم مى كنم، اما در اين يك سال اخير، يك جايزه را گم كرده ام. دوربين عكاسى كه به خاطر يك فيلم آن را در جشنواره اى دريافت كرده بودم، در اسباب كشى گم شد، دوربين زنيت ۳۲۲ چرخ دنده اى با لنز دوهزار كه فقط يك حلقه نگاتيو با آن عكس گرفته بودم. سياوش راد در هر سنى آدم فكر مى كند از دست دادن يك چيز مهم تر از بقيه است. اما در هيچ دوره اى، هيچ چيز به اندازه دوستانى كه آدم گم مى كند، باعث ناراحتى نمى شود. من در سالهاى اخير چند دوستم را گم كردم. يعنى هركدام از آنها به بهانه هاى مختلف به يك گوشه دنيا رفتند. بعضى هايشان زندگى خوبى دارند، بعضى ها هم نه. از خيلى از آنها بى خبرم و نمى دانم كجا هستند، اما مى دانم آنها هم گمشده اى دارند. عباس لكى راستش من تمبر جمع مى كنم. هر نوع تمبرى. از سال هفتاد و چهار وقتى شانزده سالم بود. همه آنهايى كه مى خواستم را با سختى به دست آورده ام، جز يكى. آن هم چند بلوك از تمبر فوتباليستها بود كه در سالهاى شصت چاپ شده بود. فقط يك بار آن را در مغازه اى ديدم. قيمت هر بلوك صد تومان بود و پول نداشتم تا چهار بلوك برم. بعد از دو روز كه پولهايم را جمع كردم، ديگر آنها را پيدا نكردم. تمبرهايى با عكس على پروين، رضا جبارى، همايون بهزادى و... حسن زارعى گم كردن كتاب شعر «نيلوفر عشق» نوشته رابيندرانات تاگور شاعر هندى هيچ وقت از يادم نمى رود. كتابى كه سالها پيش چاپ شده است. يك بار وقتى در راه بازگشت از مدرسه در اتوبوس نشسته بودم، آن را روى صندلى كنارى ام گذاشتم و خوابم برد. بعد هم وقتى بيدار شدم، آن را فراموش كردم. در تمام اين چهار سالى كه از گم شدن آن مى گذرد، كتابفروشى هاى زيادى را دنبال آن گشتم، اما پيدا نكردم. لطفاً اگر نسخه اى از آن را سراغ داريد، به من email بزنيد. من دربه در اين كتابم. مهدى شاهينى Shahini2215@yahoo.com
|
|
|
|
|
حس هفتم وهشتم
نستا طرفداران پروپاقرص زيادى داردكه مدام به او فكر مى كنند. آن ها نستا را يك سوپرمن واقعى مى دانندو معتقدند او مى تواند باديگر بازيكن هاى تيم تله پاتى برقرار كند و حتى ذهن بازيكن هاى تيم حريف را بخواند. بيشتر هوادارانش مى گويند نستا به جاى پنج حس، چيزى حدود هفت يا هشت حس دارد. اگر نگاهى به گروه هاى سايت يا هو بيندازيد مى بينيد هواداران نستا به تنهايى ۱۵۳ گروه دارند كه مدام تصاوير و خبرهاى جديد و شايعه هاى مربوط به نستا را براى همديگر مى فرستند و در كنار هم قربان صدقه او مى روند.
|
|
|
|
|
لازيو:
پشت سر يا پيش رو؟
نستا، در ابتدا كودك ضعيفى بود. دكتر خانوادگى آنها در استخوانهاى كمر او بيمارى عجيبى را تشخيص مى دهد و نستاى بيچاره مجبور مى شودتا مدتها روى تخت بيمارستان بسترى شود و انواع معالجه ها را تحمل كند. در دوران نقاهت دكتر به او پيشنهاد مى كند كمى ورزش كندشايد بتواند پيشروى اين بيمارى استخوانى رامتوقف كند. نستاى نوجوان از همان ابتدا فوتبال را انتخاب مى كند و وارد تيم نوجوانان لازيو (Lazio) مى شود. نستا در لازيو نزديك به هجده سال فوتبال بازى كرد. در همان تيم بزرگ شد و در همان جا مشهور شد اما هيچ وقت دغدغه بيرون آمدن از آن را نداشت. به آن لباس عشق مى ورزيد چرا كه به كمك آن توانسته بود نقطه ضعف خودرا تبديل به نقطه قوت اش كند. سالها بعد وقتى نستا واردتيم ميلان شد، او را ديدند كه در يك رستوران قديمى ايتاليايى با هم تيمى سابقش فاوالى شام مى خورد. آنها يك هفته بعد در مقابل هم بايدمسابقه مى دادند و حالا آمده بودند خاطرات گذشته را با هم مرور كنند. فاوالى بعدها مى گفت: «ما در طول شام مدام جوك مى گفتيم. هميشه وقتى كنار هم هستيم شوخى مى كنيم. چيزى عوض نشده. اما يك چيز مسلم است. در نگاه الساندرو غم عجيبى بود. كاملاً معلوم بود كه نمى خواهد مقابل تيم سابقش، لازيو، بازى كند.»
|
|
|
|
|
دوست دارم ايتاليايى بمانم!
|
|
|
> چه احساسى دارد كه آدم بهترين مدافع جهان باشد؟ نستا: تقصير خودم است. وقتى مردم مى آيند مرا ببينند توقع دارند با چيز عجيب و غريبى مواجه شوند اما با ديدن من نااميد مى شوند. بهترين مدافع جهان بودن چيز خيلى عجيب و غريبى نيست. من سعى مى كنم زياد اشتباه نكنم. فقط همين. > دوست ندارى در كشور ديگرى فوتبال بازى كنى؟ نستا: من البته سفر كردن را دوست دارم و حالا كه استطاعت مالى اش را دارم مدام جهانگردى مى كنم. اما من به ريشه هايم پيوند محكمى خورده ام. وقتى دو هفته از رم دور مى شوم مدام در آرزوى برگشتن به خانه ام. مى توانم بگويم به خيلى چيزها عادت كرده ام و عادت هايم برايم مهم اند. من بايد خريدهايم را از مغازه هايى بكنم كه هميشه به آنها رفته ام. بايد صبحانه ام را در كافه اى بخورم كه سالهاست صبحها به آنجا مى روم. علاوه بر اين من در رم دوستاى زيادى دارم كه بايد ببينم شان. مسأله بچه ها هم هست. من الان بچه ندارم اما وقتى بچه دار شدم دوست دارم آنها ايتاليايى يادبگيرند و همه چيز را درباره فرهنگ ما بدانند. همين است كه نمى توانم به اين سؤال جواب مشخصى بدهم براى رفتن به يك كشور خارجى يا يك تيم ديگر خيلى چيزها را بايد در نظر بگيرم. > بزرگترين آرزوى نستا چيست؟ نستا: دوست دارم درمسابقه اى برنده شوم كه نامم در كتابهاى تاريخ ثبت شود. > آيا به ازدواج فكر مى كنى؟ نستا: هنوز وقتش نرسيده. براى يك بازيكن فوتبال خيلى مهم است كه همسر خوبى نصيب اش شود كه به او آرامش بدهد. مثلاً دوست ندارم وقتى عصرها خسته و كوفته به خانه مى آيم، همسرم بيرون برود. > آيا به هيچ خواننده يا بازيگرى علاقه دارى؟ نستا: اوه… نه… دوست ندارم روزنامه ها ستون هايشان را با خبر رسوايى من پر كنند. من دوست دارم در سايه زندگى كنم.
|
|
|
|
|
نستا، تلمبه باددربينى
رم ـ ۱۶ مارس ۷۶ Alessandro Nesta الساندرو نستا را يكى از بهترين مدافعان وسط فوتبال اروپا مى دانند. اما او پيش از آنكه فوتباليست شود، حتماً روزى به دنيا آمده: ۱۶ مارس ۱۹۷۶. اگرچه عده اى ديگر معتقدند نستا فوتباليست به دنيا آمده و استعداد او در فوتبال، استعدادى ژنتيكى است. نستا متولد شهر رم در ايتالياست و تاكنون فقط براى تيم هاى ايتاليايى بازى كرده است. ۱۸۷ سانتيمتر قد دارد و وزنش به ۷۹ كيلوگرم مى رسد. روز ولنتاين او را روبروى يك جواهرفروشى در مركز ميلان ديده اند كه يك ساعت خريده. فعلاً روزنامه ها دورخيز كرده اند تا خبر ازدواج خوش تيپ ترين بازيكن فوتبال ايتاليا را پوشش خبرى دهند. مخصوصاً اينكه شنيده اند نستا كه مدتها در هتل ها زندگى مى كرد. به شدت به دنبال يك خانه آرام و ارزان مى گردد.
|
|
|
|
|
واى از دست اين دشمنها
|
|
|
الساندرونستا به طرز عجيبى روى حرفه اش متمركز شده. به نظر مى رسد زندگى او را فوتبال تشكيل مى دهد. اما او دوست دارد خوش لباس باشدو تميز. در بيشتر عكسهايش، پايين رانگاه مى كند كه نشان مى دهد آدمى خجالتى است. ظاهراً نستا از پيچ موهايش چندان راضى نيست (دليل: وقتى جايزه بهترين بازيكن را دريافت مى كردموهايش را صاف صاف كرده بود، درست مثل چوب كبريت) او ايتاليايى است اما خيلى شبيه آن مجسمه هاى يونانى است كه در برنامه هاى مستند تلويزيونى مدام نشان مى دهند. درهنگام تمرينها، وقتى مربى بچه ها را جمع مى كندتا به آنها تذكرهاى حرفه اى بدهد، نستا معمولاً شبيه ژاپنى ها مى نشيند و پاهايش را زيرش جمع مى كند. نستا آدم شيرين و متواضعى است. يك بار در جريان مسابقات جام جهانى، نستادر بازى مجروح شد و از زمين بيرون آمد. وقتى روى نيمكت ذخيره نشسته بود يك خبرنگار اندونزيايى سروكله اش پيدا مى شود و با آنها مشغول صحبت مى شود. در اين مصاحبه دوستانه، چند دقيقه اى مى گويند و مى خندند وخاطره تعريف مى كنند. بعد خبرنگار مى گويد كه دوست دارديك عكس يادگارى باآنها بيندازد. تصورش را بكنيد كه نستا دوربين را مى گيرد و در حالى كه پاى راستش از نوك انگشت تا ران باندپيچى شده بوده و در ايستادن تعادل نداشته از آنها عكس يادگارى مى گيرد! واى چه آدم فداكارى! جهان كجا بود تا اين صحنه را ببيند؟! بقيه كجا بودند؟ انسانيت كجا رفته؟ بله... بله... معلوم است كه هيچ آدمى كامل نيست. نستا اما يك استثناست. او ۹۹/۴ درصد كامل است. چندعيب كوچك داردكه دشمنانش بزرگ كرده اند. مثلاً يك بار در زمين مقابل ترى شرينگهام با دستش حركت بسيار زشتى كرد. اين تصوير دست مدتها دست به دست مى شدتا اينكه هواداران او به اين نتيجه رسيدند كه اين تصوير، يك عكس جعلى ساختگى است كه احتمالاً تيمهاى رقيب با استفاده از فوتوشاپ ساخته اند تا به اعتبار او لطمه بزنند. نستا چند وقت بعد در يك حركت فوتوشاپى ديگر پاى پل گاسكوين را شكست! واقعاً دشمنها با آدم چه كار كه نمى كنند.
|
|
|
|
|
پنير سوييسى
طرفدارانش او را با لقب «زيبا» صدا مى زنند. «نستاى زيبا» اما هيچكدام از اين طرفداران دو آتشه و متعصب به بينى پر از باد او نگاه نمى اندازند. دماغى كه گويا يك تلمبه پر از باد را در آن خالى كرده اند. و يا هيچ كس از چشمان مظلوم نماى او حرف نمى زند. چشمانى كه متخصص فريب دادن داوران اند. وقتى «ديويد نورمن» ستون نويس هفته نامه انگليسى زبان Niceايتاليا در مرود زيبايى هاى سنتا در اين مجله نوشت: «درست است كه او زيبا است اما يادمان نرود او يك ايتاليايى است و فرقى با ديگر هموطنانش ندارد» ، هواداران او بسيار برآشفتند و تصميم گرفتند خواندن اين مجله را براى هميشه تحريم كنند. آنها حتى حرفهاى خود نستا را كه گفته بود: «مادرم هميشه آروز داشت كه يك فرزند دختر داشته باشد و وقتى من به دنيا آمدم و از آنجا كه بى شباهت به دخترها نبودم، لباسهاى دخترانه تنم مى كرد» را باور نكردند. اين طرفداران بى منطق پا را فراتر گذاشته و نه تنها او را زيباترين موجود عالم خلقت مى دانند كه او را بهترين مدافع حال حاضر جهان هم مى شناسند. حتماً اين هواداران دو آتشه نظرات روبروتو كارلوس را در مورد نستا نشنيده اند. او يكبار طى مصاحبه اى آتشين با روزنامه Daily Sport گفت: «نستا درست شبيه به يك پنير سوئيسى است». آنها كه با فوتبال آشنا هستند كاملاً مى دانند وقتى اصطلاح پنير سوئيسى را براى يك مدافع به كار مى برند چه معنايى مى تواند داشته باشد. پنير سوئيسى از جمله پنيرهايى است كه داراى فضاهاى زياد و سوراخ سوراخ است. درست مثل پنير تبريزى خودمان. به هر حال نه طرفداران نستا حاضرند پا را يك قدم عقب تر بگذارند و بيشتر به فوتبال بپردازند تا به زيبايى ونه مخالفان سرسخت او حاضرند كمى با چشمان منصف تر ارزشهاى بازى نستا را ببينند و به آن احترام بگذارند.
|
|
|
|
|
هى! رونالدو!
نستا: بدترين تجربه من وقتى بود كه مقابل رونالدو بازى مى كردم. فينال جام باشگاههاى اروپا. او بازيكنى باور نكردنى است. من بعد از بازى چند بار نوار ويدئويى مسابقه را نگاه كردم تا ببينم كجا اشتباه كرده ام. ما بازى را ۳ ـ ۰ باخته بوديم اما حقيقتش را بخواهيد فكر مى كنم واقعاً تقصير من نبود. رونالدو مهار نشدنى است.
|
|
|
|