يكشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sun, May 9, 2004
ضميمه ۷
سال دهم - شماره ۲۷۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
يك تست روانشناسى
رسم هاى عجيب در سرزمين هاى ديگر
اسم تو هر اسمى كه هست
در يك سال گذشته ستون «اسم تو هر اسمى كه هست» از پرخواننده ترين بخشهاى صفحه جوان بوده است. از اين رو در دوره جديد صفحات جوان اين ستون همچنان حفظ شده و درهر هفته مى توانيد درباره ويژگيهاى سه اسم جديد اطلاعاتى به دست آوريد.

آراد Arad
> آراد نام يكى از فرشتگان است
آراد انعطاف پذير و بخشنده است و موقعيت سنجى از ويژگيهاى ذاتى او به حساب مى آيد. به دليل همين موقعيت سنجى است كه او معمولاً حواسش كاملاً جمع است تا ببيند اطرافش چه مى گذرد. چون معمولاً با توجه به همين اتفاقات عكس العمل نشان مى دهد. بخصوص زمانى كه پرداختن به موضوعى مى تواند احساسات ديگران را جريحه دار كند، او با آگاهى كامل از آن خوددارى مى كند تا بحث و مشاجره پيش نيايد. البته دليل ديگرى نيز در اين ميان وجوددارد؛ آراد آنقدرنسبت به ديگران و عواطف آنها حساس است كه به راحتى تحت تأثير شرايط نامساعد ديگران قرار مى گيرد و دچار آشفتگى روحى مى شود. در واقع اين ويژگى آراد بزرگترين تناقض زندگى او را به وجود مى آورد.
او از يك طرف به خوبى مى تواندمسائل و مشكلات ديگران را درك كرده و نيز علاقه مند است در حدتوانش به ديگران كمك كند. از سوى ديگر، درگير شدن با افرادى كه مشكل دارند و نيز فكر كردن به مسائل آنها مى تواند به شدت ذهن آراد را گرفتا ركرده و آرامش روانى او را تحت تأثير قرار دهند؛ بنابراين سعى مى كند تا حد ممكن از آنها دور باشد. همين درگيرى فكرى هميشه در زمان مواجه شدن با كسانى كه مشكل دارند او را به خود مشغول مى كند و عملاً امكان تصميم گيرى را از او سلب مى كند.
درك آراد از مسائل دور و برش سبب مى شود در زندگى خانوادگى اش نيز فرد موفقى باشد. گذشته از اينكه او هميشه ديگران را درك مى كند و براى رسيدن به وضعيتى كه در آن حداقل تنش وجودداشته باشد تمام تلاشش را مى كند، براى آراد خانه و خانواده در درجه اول اهميت قرار دارند. بدين ترتيب آرادهميشه در روابط خانوادگى اش كوتاه مى آيد تا از اين طريق جلوى بزرگ شدن مشكلات را بگيرد. او معتقد است در صورتى كه كوتاه بيايد از ايجاد بحث و جدل جلوگيرى مى شودو اين مسأله به نوبه خود در ايجاد فضاى آرام و هماهنگ كه زيربناى اصلى وجود يك خانواده موفق است نقش بسيار مهمى دارد.
و اما نكته آخر: آراد از آن دسته افرادى نيست كه در انجام فعاليتهاى روزانه داراى انرژى فراوانى باشند. البته اين بدين معنى نيست كه او افسرده و پژمرده است. آنچه آراد بايدمورد توجه قرار دهد اين است كه نگرانيهاى دائمى كه ذهن او را مشغول مى كنند، انرژى درونى اش را تحليل مى برند؛ بدون آنكه بازدهى مفيدى داشته باشند. بدين ترتيب آنچه باقى مى ماند يك ذهن خسته است و جسمى كه حوصله و انرژى انجام كارهاى ديگر را ندارد. براى خلاص شدن از اين وضعيت نيز تنها يك راه وجوددارد: آراد بايد ياد بگيرد بر نگرانيهاى فزاينده اش به خصوص درباره ديگران و مشكلاتى كه ارتباط خاصى با او پيدا نمى كند غلبه كند. در اين صورت خواهد توانست انرژى اش را در راههاى مفيدترى به كار بگيرد...!
الههElahe
الهه به نظر آرام و ساكت مى رسد. اين آرامش و شايد بهتر باشد بگوييم نياز به آرامش، از درون الهه سرچشمه مى گيرد و تمام جنبه هاى مختلف زندگى اش را تحت تأثير قرار مى دهد. به همين جهت شرايط آرام و وضعيت تثبيت شده به شدت براى او جذابيت دارند. الهه به طور ذاتى خواستار امنيت خانه و خانواده است و براى او هيچ چيز بر آرامش خانه مقدم نيست. به نظر الهه اين آرامش تنها در يك صورت محقق مى شود: زندگى او بايد مانند ساعت منظم و دقيق پيش برود و به نظر شما چطور ممكن است در اين دنياى متغير امروزى بتوان به اين وضعيت رسيد؟ ممكن است راه حلهاى متفاوتى وجودداشته باشد. اما آنچه الهه انتخاب مى كند اين است كه زندگى اش را براساس يك مجموعه قوانين ثابت و لايتغير بنا مى كند. به نظر او تخطى از اين قوانين يعنى نقض قانون زندگى و حتى الامكان اجازه نمى دهد چنين اتفاقى در زندگى اش بيفتد.
آيا تا به حال نظر الهه را در موردمسائل مختلف پرسيده ايد؟ اگراين كار را كرده باشيد، حتماً متوجه شده ايد كه در مورد مسائلى كه ممكن است جنبه شخصى پيدا كنند، الهه بااحتياط تمام رفتارمى كند. او از اينكه در اينگونه موارد موضع مشخصى داشته باشد و با قاطعيت تمام اظهارنظر كند فرار مى كند. علت آن هم علاوه بر نداشتن اعتماد به نفس، پرهيز از ايجاد اختلاف بين مردم است. مسلماً يك نظر چندپهلو را مى توان به اشكال گوناگون تفسير كرد و بدين ترتيب دل همه را به دست آورد. اين موضوع را الهه بهتر از ما و شما و بقيه مى داند!
براى درك يك مطلب، لازم است الهه تمام جزئيات مربوط به آن را بداند. اگر بخشى از اين جزئيات كامل نباشد، آن وقت است كه ذهن خلاق و تيز او به كار مى افتد تا بخشهاى خالى اين پازل را كامل كند. زمانى كه الهه در اين موارد به نتيجه گيرى شخصى اش برسد، هيچ واقعيتى و هيچ دليل و مدركى نخواهد توانست او راقانع كند تا از نظرش برگردد. بنابراين بهتر است قبل از ارائه مطلبى به الهه، حتماً به جزئيات مورد نياز آن در حد لازم فكر كنيد تا بتوانيد سؤالهاى او را با پاسخ هاى مناسب جواب دهيد.و اما نكته آخر: هيچ فايده  ندارد كه بخواهيد الهه يا حتى بخشى از زندگى و افكار او را تغيير دهيد. اگر او به اندازه سرسوزنى احساس كند كسى قصد دارد او را به سمت خاصى كه مورد نظر شخص خودش نيست بكشاند، با تمام قوا در مقابلش ايستادگى خواهد كرد. بدين ترتيب ممكن است الهه نسبت به افكار و نظريات و ايده هاى جديد هم قابليت پذيرش خود را از دست بدهد و دچار تعصب و خشك انديشى شود.
ديسكت گم شده
معماهاى پليسى هميشه يكى از جذاب ترين بخش هاى مطبوعات در سراسر دنياست. معماهايى كه مى تواند چند دقيقه اى ذهن شما را اشغال كند. بعضى هفته ها در همين جا يك معماى پليسى مى خوانيد و پاسخ آن را هم مى توانيد در صفحه هشت پيدا كنيد. اما شما را جان هر كه دوست داريد اول خودتان فكر كنيد و اگر به نتيجه نرسيديد برويد سراغ پاسخ چاپ شده.

فرمانده «مارك دوست» عضو لانگديل از اينكه در آن صبح جمعه او را به دفتر برنامه ريزى ارتش مخفى در شهر محل سكونتش احضار كرده بودند به شدت متعجب بود. در آن منطقه فقط فرمانده دوست و دو سروان ديگر كه تحت امر او بودند از محل اين دفتر اطلاع داشتند. اين دفتر يكى از چند محل برنامه ريزى مخفى بود كه براى در امان ماندن از حملات تروريستى درشهرهاى كوچك در ۲۵ تا ۳۰ مايلى خارج از واشنگتن ايجاد شده بودند.
سرهنگ ادمانينگ كه كار نظارت بر اين دفتر برنامه ريزى را از محل استقرارش در پنتاگون انجام مى داد. با بدخلقى تمام فرمانده دوست را به حضور پذيرفت.
ـ لطفاً بنشينيد فرمانده دوست. اميدوارم از آنچه خواهيد شنيد ناراحت نشويد. اماتنها دليل حضور شما در اينجا رعايت آداب همكارى است. يك ديسكت كامپيوترى باطبقه بندى محرمانه ديشب از اين محل به سرقت رفته است. بازجوهاى ما قصد دارند از مهندس هايى كه به اين ديسكت دسترسى داشته اند تحقيق كنند. از آنچه كه مسؤوليت اين حوزه قضايى با شماست، مى توانيد در اينجا حضور داشته باشيد. اما نيروهاى ما عمليات بازجويى و تحقيق را انجام خواهند داد!
لحن رسمى سرهنگ منينگ حاكى از آشفتگى ذهنى او بود. فرمانده دوست با شدت تمام پاسخ داد: بله سرهنگ! و سپس درخواست كرد كمى اطلاعات اوليه در اختيار او قرار داده شود.
سرهنگ منينگ با سر موافقتش را اعلام كرد و پس ا زصاف كردن گلويش توضيحاتش را شروع كرد.
ـ در اين محل چند پروژه طراحى فوق محرمانه در حال انجام است.يكى از اين طرحها، ساخت هلى كوپتر ضد تانك پارتينگتون است. ديسكت مسروقه حاوى اطلاعات اوليه طرح هلى كوپتر بوده كه به همراه ديسكت هاى حاوى اطلاعات پروژه هاى ديگر در يك گاو صندوق در يك اتاق مخافظت شده نگهدارى مى شوند. اين ديسكت هر دو روز يكبار مورد استفاده قرار مى گرفت. هيچك از محتويات گاو صندوق را نمى توان از اتاقى كه گاو صندوق در آن قرار دارد خارج كرد. در اين اتاق به جز گاوصندوق حاوى ديسكت ها، يك ميز، دوصندلى و يك ترمينال كامپيوترى مخصوص كه براى خواندن اطلاعات روى ديسكت ها لازم است وجود دارد . در ورودى اين اتاق توسط شناسگر شبكيه چشم كنترل مى شودو مأموران حفاظت آن مراقب هستند كه هرچه از گاو صندوق خارج شده قبل از خروج افراد حاضر در اتاق به داخل آن بازگردانده شود.
ـ آيا اين اتاق در تمام ساعت هاى شبانه روز محافظت مى شود؟
سرهنگ منينگ درحاليكه صورتش از شدت عصبانيت سرخ شده بود. جواب منفى داد: مى دانيد كه ... براى كاهش بودجه مربوطه اين اتاق توسط يك مأمور از نيمه شب تا ساعت ۸ بعدازظهر دردو شيفت ۱۰ساعته محافظت مى شود. بنابراين از ساعت ۸ بعدازظهر تا نيمه شب مأمورى براى حفاظت وجود ندارد. اما در ورودى توسط يك سرى قفل حفاظت مى شود كه يك مهندس كار كشته مى تواند آنها راباز كند، كاملاً غير منطقى است، اما به هر حال بالادست هاى من اصلاً متوجه نيستند!
ـ اين ديسكت آخرين بار چه زمانى ديده شده است؟
ـ پنجشنبه بعد ازظهر. يكى از مهندس ها به نام لرى بيشاپ زمانيكه موردديگر را از داخل گاوصندوق بر مى داشته آنرا ديده است. يكى ديگر از مهندس ها به نام جو كاهيل هم آنرا روز قبل ديده بوده.
ـ و چه كسى متوجه سرقت شده است؟
ـ مسؤول پروژه خانم جوليا هريس امروز صبح ساعت يك ربع به نه متوجه اين سرقت شده است. هيچ نشانه اى از اينكه كسى به زور وارد اتاق شده باشد وجود ندارد و تنها سه نفر از مهندسين مى توانند از دستگاه كنترل چشمى عبور كنند. بهتر است ما ديگر به تحقيق مان بپردازيم...!
در حاليكه جوليا هريس با آرامش تمام فنجان قهوه اش را در اتاق مجاور سر مى كشيد، به سؤال هاى دو بازپرس نظامى نيز پاسخ مى داد.
ـ شما ديشب كجا بوديد؟
ـ من به همراه همسرم و چهار زوج ديگركه از دوستانمان هستند براى ديدن نمايش كار من به كندى سنتر در واشنگتن رفته بوديم. نه بليت هاى ما هنوز در سطح آشغال منزل هستند، اگر لازم است مى توانيد خودتان ملاحظه بفرماييد. ما دسته جمعى در ساعت ۷‎/۳۰در محل نمايش قرار داشتيم و بعد از نمايش هم براى خوردن شام به يك رستوران رفتيم. من و همسرم جان حدود ساعت يك نيمه شب به سمت خانه به راه افتاديم.
سرهنگ منينگ از او پرسيد كه آيا در تمام طول نمايش با ديگر افراد گروه بوده است يا خير؟
ـ خوب... من در طول ميان پرده به دستشويى رفتم. با احتساب زمانى كه طول كشيد تا راهم را از ميان جمعيت باز كنم، حدود بيست دقيقه طول كشيد. جمعيت خيلى زيادى در آنجا حضورداشت.
لرى بيشاپ، نفر بعدى بودكه بايد به اين سؤال جواب مى داد.
ـ ديشب؟ من براى ارائه يك سخنرانى در انجمن فارغ التحصيلان دانشگاه ام.آى.تى در ريچموند بودم. مراسم از ساعت شش تا حدود يازده و نيم طول كشيد و حدود ۱۵۰نفر در آنجا بودند. موضوع سخنرانى من هم مقايسه طراحى پروژه هاى هوايى نظامى و غيرنظامى بود. به شما اطمينان مى دهم هيچ موضوع محرمانه اى در سخنرانى من وجود نداشت...
آخرين كسى كه بايد به اين سؤال جواب مى داد جو كاهيل بود. او به نظر از همه خسته تر مى آمد و در حالى كه خميازه مى كشيد گفت:
ـ من در يك مهمانى شام بودم.در رستوران بول ران به مناسبت پنجاهمين سالگرد ازدواج پدر و مادرم. فكر مى كنم حدود ۲۵نفر بوديم. به نظر پدر و مادرم هنوز خيلى پرانرژى و سرحال هستند. اما كل مراسم كه از ساعت هفت تا حدود يك ربع به دوازده طول كشيد بسيار خسته كننده بود.
سرهنگ منينگ از كاهيل درباره محل رستوران سؤال كرد و او پاسخ داد كه در مريبرگ در فاصله دو مايلى آنجا قرار دارد.
حدود ساعت هفت بعدازظهر همان روز منينگ به اتاق كار دوست اش رفت. فرمانده كه هنوز پشت ميز كارش نشسته بود با لبخند از او درباره تحقيقات انجام شده سؤال كرد.
ـ اوضاع خيلى خوب پيش نمى رود. ما ادعاهاى هر سه نفر را بررسى كرده ايم. دوستان هريس او را در سالن اپرا وبعد هنگام شام ديده اند. همكلاسى هاى بيشاپ حضور او را هنگام شام و نيز ارائه سخنرانى اش را تأييد كرده اند. بستگان كاهيل ونيز كاركنان رستوران بول ران هم شهادت داده اند كه او در تمام طول عصر و شب در ميهمانى شام بوده است.
ـ اگر براى خواندن ديسكت مفقود شده دستگاه خاصى لازم است، آيا ممكن است براى كسانى كه خارج از اينجا هستند استفاده ديگرى هم داشته باشد؟
ـ مطمئناً. يك نيروى خارجى قادر است درمدت كوتاهى سيستمى براى خواندن اطلاعات روى ديسك طراحى كند و شكى نيست كه اطلاعات مربوط به طراحى هلى كوپتر براى آنها بسيار جالب و البته مفيد خواهد بود. در حالى كه ما هنوز هيچ سرنخى به دست نياورده ايم!
فرمانده دوست با زيركى خاصى پاسخ داد:
ـ اما ما جواب را پيدا كرده ايم! يكى از اين سه نفر دروغ مى گويد و من مى توانم به شما بگويم چه كسى ديسكت را دزديده است!
يك تست روانشناسى
شما چقدر اهل خطركردن هستيد؟
163011.jpg
فكرمى كنيد موفقيت در زندگى به چه چيزهايى بستگى دارد؟ هوش؟ تحصيلات؟ وابستگان؟ زرنگى؟ يا چيزهاى ديگر؟ شايد يكى از مواردى كه بسيارى براى موفقيت آن را ضرورى مى دانند، خطركردن باشد. بدون پذيرفتن خطرات احتمالى كه از عوامل غيرقابل اجتناب هر تصميم بشرى است. بسيار مشكل مى توان وضعيت حال را تغيير داد و به وضعيت بهترى در آينده رسيد و اين همان خطرپذيرى است كه مى گويند هر چه سن بالاتر مى شود ميزان آن هم كمتر مى شود. درهر شكل، آيا شما اهل خطر كردن هستيد؟ فكر مى كنيد اگر شرايط خاصى براى شما پيش بيايد، چگونه عمل خواهيد كرد؟ آيا جانب احتياط را خواهيد گرفت يا جانب خطر را كه متضمن پيروزى بزرگتر است؟ تست امروز ما ميزان خطرپذيرى شما را تخمين مى زند. شايد بتوانيد موفقيت يا عدم موفقيت خود را در زندگى براساس نتايج اين تست تا حدى پيش بينى كنيد!
۱ اگر به شما به طور معجزه آسايى اين امكان داده شود كه كل اطلاعات مربوط به آينده تان را بدانيد و با دانستن اينكه ممكن است آنچه مى فهميد بسيار دردناك يا ناخوشايند باشد، آيا از اين امكان استفاده مى كنيد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۲ براى انتقال يك محموله غيرقانونى از شرق به غرب كشور به شما يك پيشنهاد ده ميليون تومانى شده است. آيا قبول مى كنيد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۳ يكى از دوستان شما مسؤول انتخاب اولين فردى است كه براى زندگى به كره ماه فرستاده خواهد شد و او شما را در نظر گرفته است. آيا حاضريد اين كار را انجام دهيد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۴ به نظر شما كمربند ايمنى:
ـ در هنگام رانندگى بسيار ضرورى است. (۰)
ـ اگر خيلى تند نرانيد ضرورى نيست (۵)
ـ اگر بدانيد چطور بايد رانندگى كنيد اصلاً ضرورى نيست. (۱۰)
۵ اگر بيمارى دردناك شما با يك عمل جراحى كه ۲۰% احتمال فلج شدن قابل درمان باشد، اين عمل را انجام خواهيد داد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۶ اگر شما اين امكان را داشته باشيد كه مبلغ ده ميليون تومان از يك حساب به حساب بانكى خودتان منتقل كنيد، درصورتى كه بدانيد اين موضوع تا يك ماه بعد كشف نخواهد شد، اين كار را انجام خواهيد داد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۷ شما براى رسيدن به قرار كه با دوستانتان داريد نيم ساعت تأخير كرده ايد. چراغ راهنمايى درتقاطعى كه همواره در آن پليس قرار دارد قرمز است و حدود ۵ دقيقه رسيدن شما را به تأخير خواهد انداخت. در اين شرايط:
ـ حتماً از چراغ قرمز رد مى شوم. (۱۰)
ـ اطراف را نگاه مى كنم و اگرپليس را نبينم از چراغ قرمز رد مى شوم. (۵)
ـ خوب دوستان من كه تا حالا منتظر شده اند، پنج دقيقه هم بيشتر ! (۰)
۸) اگر به شما بگويند امشب درشهرتان زلزله خواهد آمد:
ـ بدون شك شب را بيرون از منزل خواهم گذراند. (۰)
ـ هر كارى همه مردم كردند، من هم همان كاررا مى كنم. (۵)
ـ بابا اين حرفها كه شوخيه، كسى نمى تونه زلزله رو پيش بينى كنه! (۱۰)
۹ به نظر شما انجام يك كار پرهيجان ولى غيرقانونى منطقى است يا خير؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
۱۰ عزيزترين دوست شما به يك بيمارى مرموز مبتلا شده كه احتمال سرايت آن ۱% است. آيا ارتباطتان را با او ادامه مى دهيد؟
ـ بله (۱۰) ـ خير (۰)
پس از اينكه امتيازات جواب هايتان را با هم جمع كرديد، مى توانيد توضيح مربوط به آن را در ادامه پيدا كنيد.
(۷۰ تا ۱۰۰ امتياز) شما مطمئن هستيد كه امتيازها را درست محاسبه كرده ايد؟ اگر واقعاً اينطور باشد والبته به آنچه جواب داده ايد اعتقاد كامل داشته باشيد، شما بايد در ميان دوستان و آشنايتان به ديوانگى شهرت داشته باشيد؟ شما از آن دسته افرادى هستيد كه هر خطرى را مى پذيرند، حتى در شرايطى كه بطور بالقوه امكان پيش آمدهاى بسيار ناگوار محتمل است. شما طبيعتاً اهل فكر كردن به خطرات نيستيد وآماده ايد حتى چيزهاى ارزشمند رانيز براى رسيدن به سود احتمالى يا صرفاً به خاطر هيجان متضمن آن فدا كنيد. ما گفتيم كه پذيرفتن درصدى ريسك براى موفقيت لازم است. اما زياده روى در اين مورد هم مى تواند نتيجه معكوس به بار بياورد. آيا هرگز به نتايج ناگوار آنچه انجام مى دهيد فكر كرده ايد؟ گاهى اوقات بهايى كه براى اين كارها ممكن است بپردازيد بسيار فراتر ازسودى است كه ممكن است بدست بياوريد. بهتر است روح ماجراجويتان را در راههايى كه خطر كمترى دارند هدايت كنيد. به هر حال ما به شما گفتيم... ديگر خود دانيد!
(۳۵ تا ۶۵ امتياز) در حاليكه شما از اين واقعيت آگاهيد كه بدون ريسك كردن، چيز زيادى به دست نخواهيد آورد، اما براى آنچه حاضريد انجام دهيد نيز حد ومرز مشخصى قائل هستيد.شما به ندرت بدون فكر كردن و سبك و سنگين كردن خطرات وعوايد يك تصميم ، هرگز كارى انجام نمى دهيد. روش كار شما يك روش خردمندانه است كه براى اكثريت منطقى قابل قبول است. اما بعضى از سؤال هايى كه در اين تست مطرح شدند در منتهى اليه خطرپذيرى بودند. اگر شما به اين سؤال ها جواب مثبت داده ايد، لازم است كمى بيشتر درباره تصميم هاى احتمالى تان فكر كنيد. بدون شك كمى بيشتر فكر كردن برايتان ضرر نخواهد داشت. باز هم از ما گفتن بود و از شما...؟
(۰ تا ۳۰ امتياز) شعار هميشگى شما كه اطرافيان ودوستانتان را هم ديوانه كرده اين است: بهتر است مطمئن باشيد وگرنه دچار پشيمانى مى شويد! شما به هيچ وجه اجازه نخواهيد داد احتمالات حتى براى ۱%  آنچه ممكن است اتفاق بيفتد تصميم بگيريد. اين طبيعت درنگ كننده شما مانند يك سپر محافظ در مقابل افسردگى، خطرات احتمالى وحتى شكست عمل مى كند. از آنجا كه بعضى از شرايط موجود در سؤال ها تا حد زيادى خطرناك بودند، نمى توان با احتمال ۱۰۰% گفت كه شما بيش از اندازه محافظه كار هستيد. اما اگر به ديگر سؤال هايى كه متضمن ريسك پذيرى متعادلى هستند (مانند ۱ ، ۳ ، ۷ و يا ۹) هم جواب منفى داده ايد، بايدگفت كه شما ديگر واقعاً محافظه كاريد. بين خطرى كه درباره آن فكر شده و يك تصميم گيرى آنى احمقانه تفاوت زيادى وجود دارد.اينكه از ديگران آنچه مى خواهيد را تقاضا كنيد، يا براى يافتن آنچه رؤياى هميشگى تان بوده ايد از بخشى از شرايط فعلى چشم پوشى كنيد لازمه يك زندگى هيجان انگيز است. جواهر لعل نهرو در اين باره مى گويد: بيش از حد محتاط بودن بزرگترين شكست ممكن است...!
رسم هاى عجيب در سرزمين هاى ديگر
شنبه عروسى نكن!
163041.jpg
رسم و رسوم هر كشور در واقع نشانگر گذشته آن سرزمين است و يادگارى است كه به امروز هم رسيده و با اتصالى محكم ديروز را به فردا گره زده است.
از اين پس در اين بخش «ايران جوان» به بررسى آداب و رسوم مختلف كشورهاى ديگر مى پردازيم و براى اين شماره به سراغ اتريش رفته ايم.
مراسم خواستگارى
در ايامى كه مراسم خواستگارى بسيار رسمى تر از حال حاضر بود، داماد آينده براى ارائه پيشنهاد ازدواج، دوست يا يكى از اعضاى فاميل را به منزل عروس خانم مى فرستاد و اعتقادى عجيب و غريب، ديدن فردى نابينا، تارك دنيا يا خانمى باردار ، در مسير رسيدن به منزل پدرى عروس ، را«به فال بد» مى گرفت!
از طرفى اعتقاد داشتند اگر بر سر راه اين فرد، بز، كبوتر يا گرگى! ظاهر شود، اين ازدواج خوب و خوش يمن خواهد بود!
نام فاميل:
يكسان بودن حرف اول نام خانوادگى خواستگار با عروس آينده را خوب و مبارك نمى دانستند!
انتخاب روز:
و اما بشنويد از انتخاب روز عروسى كه خود داستانى است جدا!
گرچه در حال حاضر بيشتر مراسم عروسى در روزهاى شنبه برگزار مى شود، اما اين رسم هم با گذشت زمان دستخوش تغيير شده است و در قديم آن را «بديمن» مى دانستند. «جمعه» نيز براى اين امر روز خوبى به حساب نمى آمد و بدتر از همه آنكه سيزدهم آن را انتخاب مى كردند! (جمعه سيزدهم ماه...) «دوشنبه» روز خوبى محسوب مى شد و آن راعامل افزايش ثروت و دارايى زوجين مى دانستند. «سه شنبه» سلامتى و نشاط مى آورد و خلاصه «چهارشنبه» از هر نظر بهترين روز بود. «پنجشنبه» ضرر و زيان مى آورد و «جمعه» عامل اختلاف و نزاع محسوب مى شد و «شنبه» را مى بايست به كلى فراموش كرد چون هيچ نشانى از خوبى و خوشبختى نداشت!
لباس عروسى
دوخته شدن لباس عروسى توسط خود عروس را، بد مى دانستند از طرفى معتقد بودند كه نبايد داماد پيش از رسيدن روز عروسى ومراسم آن روز، همسرش را در لباس عروسى ببيند. از طرفى عروس هم هيچگاه تركيب كامل كفش و لباس و... عروسى را پيش از مراسم به تن نمى كرد به همين خاطر تا لحظاتى قبل از رفتن به مجلس يك كوك از لباس را بر روى آن جا مى گذاشتند ودر آخرين لحظه آن را تكميل مى كردند!
گل
هميشه مراسم عروسى با گل پيوند عميقى داشته و دارد اما مردم «اتريش» هيچگاه تركيب گل قرمز و سفيد كه از نظر آن ها يادآور «خون» و «پانسمان و بانداژ» آن بود را به كار نمى بردند!
در ضمن داماد يكى ازگل هاى دسته گل عروس را انتخاب مى كرد ودر جادكمه لباسش مى گذاشت تابه رسم سلحشوران قديم، كه با پوشيدن رنگ لباس زن موردعلاقه شان، عشق به او را بيان مى كردند، به عروس خانم بگويد دوستت دارم!
نخستين خريد پس از انجام رسمى پيوند ازدواج
گفته مى شد از بين عروس و داماد هركدام كه نخستين كالا را بخرد در زندگى قدرتمند و صاحب اختيار خواهد شد! به همين علت بسيارى از نوعروسان بلافاصله پس از جارى شدن مراسم قانونى عروسى با خريد شيئى كوچك (همچون سنجاق يا...) از ساقدوش خود به داماد مى گفتند بعد از اين نوبت من است!!

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 
|   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   |   ضميمه ۵   |   ضميمه ۶   |   ضميمه ۷   |   ضميمه ۸   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |