يكشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sun, May 9, 2004
ضميمه ۸
سال دهم - شماره ۲۷۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
بحران تحصيل دانشگاهى در اروپا
يخچال فرنگى
يخچال فرنگى عنوان ستون اعجاب انگيزى است كه هر هفته مى توانيد آخرين لطيفه هاى قابل چاپ و بى  مزه را در آن بخوانيد.
جهت اطلاع بايد به عرض برسانيم كه اين لطيفه ها براى اولين بار است كه در منطقه خاورميانه به چاپ مى رسد و كپى رايت آن پس از نامه نگارى هاى فراوان در اختيار صفحه ما قرار گرفته است.
اين لطيفه ها پس از ترجمه توسط آقاى داريوش منزوى از زبان اصلى به فارسى و مطابقت آن بامسائل روز و محدوديت هاى عرفى مطبوعاتى توسط آقاى انوشيروان پناهنده تقديم خوانندگان صفحه ايران جوان مى شود. شما هم در صورت تمايل مى توانيد لطيفه هاى قابل چاپ خود را براى ستون يخچال فرنگى ميل كنيد.
Yakhchalfarangi @ yahoo.com

يك لطيفه عملياتى
اين لطيفه توأم با ژست است و در همين روز سه شنبه پيش كه باران مى آمد در اتوبوسى شلوغ در تهران اتفاق افتاد.
(انگشت سبابه را قلاب كنيد و در دهان بگذاريد و لبها را با فشار به سمت راست بكشيد و در همان حال بگوييد:»
ـ آقا، ببخشيد، ممكنه دسته چترتون رو يه جاى ديگه بذارين؟
( با همان انگشت لبها را اين دفعه به سمت چپ بكشيد و بگوييد:)
ـ ممنونم قربان

يك لطيفه تاريخى
كلفت پير بتهوون مى آيد جلوى او، جارو را مى گذارد روى زمين و پيش بند را هم باز مى كند، روسرى اش را جلو مى كشد و مى گويد: «آقاجون، اومدم بگم كه من ديگه نمى تونم تو خونه شما بندبشم. از همين حالا مى خواهم برم.»
بتهوون مى گويد: «اى بابا! كجا مى خواهى برى؟ مگر من حرفى به شما زده ام؟»
ـ نه آقا، شما حرفى نزدين ولى كار اين خونه زياده، از عهده من پير زن ساخته نيست.
بتهوون مى گويد: «عاقل باش جانم. تو براى من خيلى با ارزشى. نه تنها كدبانوى آشپزخانه منى، بلكه الهام بخش موسيقى من هستى.»
كلفت خانه مى گويد: «من مايه الهام شما هستم؟»
و بعد مى زند زير خنده:
«ها، ها، ها، ها.»
(صداى خنده كلفت بتهوون را بايد با آهنگ چهارنت معروف شروع سمفونى پنجم ادا كنيد.)

يك لطيفه آقازاده اى
يكى از آقايان (كه نامش در دفتر روزنامه محفوظ است) آقا زاده گلش را براى تحصيلات فرستاده بود به انگلستان و مدتى بود كه از او خبرى نرسيده بود. آقا جان دلش شور زد و توسط منشى محترمش براى آقازاده يك ميل فرستاد به اين شرح:
«پسرجان! حالت خوب است؟»
اما آقازاده كه گفته مى شود در انگلستان به شدت درگير درس خواندن(!) بود، ميل را پس از پانزده روز باز كرد و در پاسخ آقاجان نوشت: «بله!»
اين جواب كوتاه بهانه اى شد تا آقاى مذكور توسط منشى محترمشان مجدداً ميلى ارسال فرمايند و بپرسند:
«بله، چى؟»
و آقازاده جواب داد:
«بله! آقاجان!»

يك لطيفه به مناسبت روز معلم
آقاى معلم از بچه ها خواست كه شغل آينده خود را روى كاغذ نقاشى كنند. يك نفر عكس يك هواپيما با خلبان را كشيد، يكى عكس دكترى را با گوشى طبى كشيد، ديگرى عكس آچار و چكش را رسم كرد و خلاصه هر كس چيزى كشيد جز يكى از بچه ها كه همين جور نشسته بود و فكر مى كرد و بالاخره هم زد زير گريه. معلم (كه همين شنبه پيش روزش بود و به همين مناسبت كادوهاى فراوانى هم گرفته بود) با مهربانى رفت جلو و گفت: «گريه نكن عزيزم، بگو وقتى بزرگ شدى مى خواى چه كاره بشى تا كمكت كنم.»
بچه دماغش را بالاكشيد و گريه كنان جواب داد: «من مى خواهم شوهر يه بيوه زن پير ميليونر بشم، اما نمى دونم چه جورى بايد عكسش رو كشيد؟»
جواب معماى پليسى
مأموران حفاظتى مسؤول مراقبت از اتاقى كه گاوصندوق حاوى اطلاعات سرى در آن قرار دارد، متوجه بوده اند كه در طول روز و در زمان حضور آنها هيچ شيئى از آنجا خارج نشود. بنابراين سرقت بايد در زمان بين هشت بعدازظهر و دوازده نيمه شب انجام شده باشد.
به دليل آنكه هيچ نشانه اى از ورود غير عادى به اتاق ديده نمى شود و نيز با توجه به وجود كنترل شبكيه چشم، تنها عبور سه نفر مهندس مربوط به پروژه به شكل عادى و طبيعى وجود داشته است. اما هر سه نفر آنها براى روز پنجشنبه دلايل موجهى براى عدم امكان حضورشان در محل انجام پروژه در فاصله هشت بعد از ظهر تا نيمه شب داشته اند. غيبت بيست دقيقه اى جوليا اين امكان را به او نمى داده است كه فاصله ۲۵ تا ۳۰ مايلى محل پروژه تا مركز شهر، محل برگزارى اپرا را رفته و بازگشته باشد.
همكلاسى هاى لرى همگى تأييد كرده اند كه او در فاصله شش تا يازده و نيم بعد از ظهر تماماً در مراسم حضور داشته است و تمام فاميل ها و كاركنان رستوران بول ران به حضور جو در رستوران تا حدود نيمه شب گواهى داده اند. ديسكت مسروقه آخرين بار در بعدازظهر پنجشنبه توسط جو و يك روز قبل از آن توسط لرى ديده شده بود. با اين حساب تنها كسى كه مى توانسته دروغ گفته باشد، جو كاهيل بوده است. چون لرى ديسكت را بطور عادى در روز كار با آن در چهارشنبه ديده بود.
با دانستن اينكه ديسكت هر دو روز يكبار استفاده مى شده، جو مطمئن بوده كه سرقت تا صبح جمعه كشف نخواهد شد. بنابراين در فاصله هشت بعدازظهر تا نيمه شب چهارشنبه با ورود به اتاق ديسكت را ربوده و درباره ديدن آن در روز پنجشنبه دروغ گفته است. البته اگر ديگر همكاران او دلايل محكمى براى عدم حضور در محل پروژه در پنجشنبه شب نداشتند، دروغ او به هيچ عنوان كشف نمى شد و يكى از آنها به انجام سرقت متهم مى شد. اما به هر حال او از وضعيت همكارانش اطلاعى نداشته است.
اسپايدرمن مودار!
163038.jpg
اگر روى لباس مردعنكبوتى مو بود بهترمى توانست از ساختمان هاى بلند بالارود!
گروهى از محققين آلمانى و سوئيسى نوع خاصى از عنكبوت هاى جهنده را يافته اند كه قادر است سطوح صاف را به علت آنكه سطح بدنش پوشيده از هزاران تار نازك است، بخوبى طى كند.
يافتن نحوه كاركرد اين موهاى ظريف مى تواند دانشمندان را كمك كند تا لباس هاى فضايى بهترى طراحى كنند.
دانشمندان معتقدند اين موهاى چسبان در فضا به درد انسان مى خورد و امكان حركت درآنجا را براى فضانورد آسانتر خواهدكرد.
حتى استفاده از چنين لباسى برداشتن اشياء در فضا را هم سهل تر مى كند و انسان مجبورنيست تنها با كف دست و توسط دستكشى چون دستكش بوكس اجسام را نگه دارد. (البته اميدواريم براى سرقت از اين دستان چسبنده استفاده نشود!!)
پشه هاىHIV منفى
163047.jpg
بعضى از مبتلايان به ايدز جديداً ياد گرفته اند كه بيمارى خودشان را به گردن پشه هاى بيچاره بيندازند و بگويند مادر يك جايى بوديم كه يك نفر ايدزى هم خوابيده بوده و پر از پشه هم بوده! احتمالاً يك پشه آن طرف را نيش زده و بعد هم آمده سراغ ما! جهت اطلاع اين افراد بايد گفت: «دست برداريد! فكر كرده ايد ما اينقدر ساده هستيم؟!» اما آيا واقعاً چنين اتفاقى ممكن است بيفتد؟
پاسخ اين سؤال منفى است. از زمان شيوع و همه گيرى بيمارى «ايدز» توجه دانشمندان معطوف به اين مسأله بوده كه آيا ويروس HIV، از طريق حشرات گزنده و مكنده خون همچون پشه منتقل مى شود يا خير؟
مطالعات انجام شده در مناطق مختلف جهان، حتى مناطقى كه مستعدابتلا به اين بيمارى هستند و جمعيت پشه ها در آن جا بسيار زياده است، نشان مى دهد كه فرضيه انتقال اين ويروس توسط پشه به هيچ عنوان درست نيست!
نتيجه تجربيات و آزمايش ها در مورد خصوصيات گزندگى حشرات نشان مى دهد كه وقتى حشره اى شخصى را نيش مى زند، خون خود، انسان گزيده شده قبلى و يا حيوانى را به شخص ديگر منتقل نمى كند، بلكه بزاق خودرا انتقال مى دهد كه در حكم روغنى باعث نرم و لزج شدن سطح شده و امكان غذاخوردن حشره را بيشتر و راحت تر مى كند.
بيمارى هايى چون تب زرد و مالاريا توسط بزاق گونه اى خاص از پشه ها منتقل مى شود و مهمتر اينكه ويروس ايدز تنها براى مدت كوتاهى در بدن پشه مى ماند (برخلاف ارگانيسم هايى كه از طريق نيش حشرات منتقل مى شوند HIV نه قدرت تكثير و نه امكان زنده ماندن در بدن حشره را دارد. پس حتى اگر به فرض هم ويروس وارد بدن پشه يا حشره ديگرى  شود، حشره نمى تواند عامل سرايت باشد و HIV را به شخص ديگر انتقال دهد.
همچنين نمى بايست نگران گزيده شدن توسط پشه اى كه دهانش آغشته به خون شخص مبتلا است باشيد و دليل اين ادعا بنا بر بررسى هاى زير است:
نخست اينكه ، افراد مبتلا به ايدز دائماً سطح بالايى از (HIV) را در جريان خون خود ندارند.
دوم اينكه اجزاى دهانى حشره تنها مقدار بسيار ناچيزى از خون را روى سطح خود نگه مى دارند.
وسر انجام آنكه:
حشره شناسان معتقدند حشرات گزنده معمولاً بلافاصله پس از مكيدن خون بسراغ طعمه بعدى نمى روند، بلكه پرواز كرده در جاى امن و راحتى استراحت مى كنند تا وعده خون خورده شده را براحتى هضم كنند. (حالتان كه به هم نخورد؟)
بحران تحصيل دانشگاهى در اروپا
زنگ ها براى كه به صدا در مى آيند؟
162981.jpg
دانشجوها آرام وصبور نشسته اند و گوش مى دهند اما اين بار نه روى صندلى كلاس ها . آن ها در حياط دانشگاه و پياده روها تحصن كرده اند. البته به صحبت استادها گوش نسپرده اند. استادها به دفتر دانشگاه پناه برده ا ند و رئيس دانشگاه ميزها و كمدها را پشت درها گذاشته و سعى مى كند تا رسيدن پليس ضد شورش، اوضاع را تحت كنترل داشته باشد. دانشجوهاى فرانسوى به بيانيه اى تند گوش مى دهند كه بر ضد نظام دانشگاهى فرانسه خوانده مى شود و گاه گاه باتشويق منظم دانشجوها قطع و وصل مى شود. آيا دنياى سال هاى ۱۹۸۶ و اعتصاب هاى عمومى بار ديگر پاريس را فلج خواهد كرد؟
دانشگاههاى فرانسه كه روزگارى پرطمطراق ترين مراكز علمى اروپا بودند. كم كم تبديل به ناكارآمدترين، آشفته ترين و بروكراتيك ترين دانشگاهها شده اند. همه چيز البته به شعار هميشگى دموكراسى و حقوق برابر انسان ها شروع شد اماحالا به بهانه اين حقوق برابر، كلاس ها بيش از حد شلوغ شده اند و دانشگاهها هر سال بيشتر از سال قبل دانشجو ثبت نام مى كنند. ظاهراَ به نام حقوق برابر انسانها، به استادها هم حقوق كمترى داده مى شود.نظام بوروكراسى و كاغذ بازى آن قدر بالا گرفته كه براى فتوكپى يك صفحه بايد از هفت خوان منشى ها، فرمها، مهرها و ليست هاى انتظار بگذرى.
اما مشكل دانشجوها اين نيست. مسأله از وقتى سرباز كرد كه دانشگاهها براى رضايت دانشجو ها تصميم گرفتند كلاس ها را خلوت تر كنند و با پرداختن حقوق بيشتر ، استادهاى بهترى استخدام كنند.
اما از آنجا كه هر اقدام اصلاح طلبانه اى احتياج به كمى پول و سرمايه دارد، دانشگاهها تصميم گرفتند شهريه ها را كمى افزايش دهند.
در لندن هم هزاران دانشجو در اعتراض به افزايش شهريه ها مقابل پارلمان تجمع كردند. به نظر مى رسد اين تناقض آشكار كم كم دانشگاه ها و دانشجوهاى اروپايى را به زانو در آورد. ظاهراً دولت هاى اروپايى هم چندان تمايلى به افزايش بودجه دانشگاهها ندارند. دولت ها كارهاى مهم ترى دارند. آن ها بايد اول مشكل بيمه هاى درمانى، حقوق بيكارها و مستمرى بازنشسته ها را سرو سامان دهند تا از اتحاديه بيرون نشوند.
تحصيلات در اروپا ارزان است. دانشگاههاى انگليسى با هزينه سالانه ۱۶۰۰ پوند، گران ترين دانشگاه هاى اروپا به حساب مى آيند. اما بحران از آنجا شروع شده كه در انگليس تعداد دانشجويان در ده سال گذشته دو برابر شده اما بودجه دانشگاههاحتى ذره اى افزايش نيافته . تونى بلر هم تنها راه حل را افزايش شهريه ها مى داند. در سال ۲۰۰۶ شهريه ها از ۱۶۰۰ پوند به ۴۲۸۰ پوندافزايش پيدا مى كند. اين پول به دانشجو ها قرض داده مى شود كه بعد از فارغ التحصيل شدن وقتى حقوقشان از سطح مشخصى بالاتر رفت. بايد آن را ماه به ماه برگردانند. دانشگاهها البته توجيه هاى خاص خودشان را دارند. ما اين پول ها ر ا صرف استخدام استادهاى بهتر و خريد تجهيزات مدرن آموزشى مى كنيم.» اما دانشجوها با اين حرف ها صحنه را خالى نمى كنند.
دانشجوهاى معترض مى گويند اگر پول وارد نظام آموزشى شود، تحصيلات تبديل به يك امر تشريفاتى و فاصله طبقاتى بيشتر مى شود در حال حاضر دانشگاههاى آلمان به اندازه كافى نخبه گرا هستند (تنها ده درصد از دانشجوهاى آلمانى از طبقات كارگر هستند) حالا تصورش را بكنيد اگر قرار باشد شهريه دانشگاهها چهار برابر شود. طبقات محروم چگونه مى توانند به تحصيلات عالى ادامه دهند. در تظاهرات برلين يك دانشجوى ۲۰ ساله اقتصاد به خبرنگار تايم مى گويد:
«پرداخت هزار يورو در سال من را نمى كشد. اما به نظر من ناجوانمردانه است اگر بخواهندتحصيلات ما را به ثروت پدرها و مادرهايمان ربط بدهند.»
در فرانسه شهريه دانشگاهها از ۱۰۵۰ يورو به ۴۰۰۰ يورو افزايش خواهديافت. ظاهراً به دانشجويانى كه از طبقات پايين هستند تخفيف داده مى شود اما اين تغييرى در ماجرا ايجادنمى كند. تحصيلات كم كم وارد فضاى تبعيضى مى شود. شايد دانشگاهها هم حق داشته باشند. رقابت دانشگاههاى دولتى با دانشگاههاى خصوصى ـ كه به پيشرفته ترين كامپيوترها و كلاس ها و  آزمايشگاهها و محيط هاى تفريحى مجهزند ـ غير ممكن شده. امروز اگر دانشگاهى بخواهد روى پا بايستد مجبور است هزينه سنگينى صرف كند.
در سال ۲۰۰۲ قانونى در آلمان تصويب شده كه مطابق آن هيچ دانشگاهى حق ندارد از دانشجوها شهريه اضافى دريافت كند اما دانشگاهها از آن زمان تاامروز مدام اعتراض مى كنند كه مى خواهند استادهاى بهترى استخدام كنند يا كامپيوتر ها و تجهيزات آزمايشگاهى شان را به روز كنند. چند ايالت موفق شده اند شهريه خود را از پانصد يورو به ۲۰۰۰ يورو افزايش دهند. اما دانشجوها حاضر نيستند در اين رقابت پول اضافى پرداخت كنند. آن ها بااعتصابهاى پيگير خود عملاً دانشگاهها را فلج كرده اند و رؤساى دانشگاهها را تهديد كرده اندكه اگر دست از اين زياده خواهى برندارند، به دانشگاه آنهاچنان آسيبى مى رسانند كه مدت ها بايد پول جمع كنند تا بتوانند آن را جبران كنند.
درميان سيل تظاهركنندگان، دانشجوهاى سال آخر هم ديده مى شوند. آن ها تا سال ۲۰۰۶ فارغ التحصيل مى شوند مجبور نخواهند بود حتى يك يورو پول اضافى پرداخت كنند. اما آنهاصداى دانشجوهاى بعد از خود هستند. آن ها براى آيندگان مبارزه مى كنند و به جاى كسانى شعار مى دهند كه هنوز پابه دانشگاهها نگذاشته اند.
آتشى زكاروان جدا مانده
از هزاران سال پيش انسان هاى نخستين غذا را برروى شعله هاى آتش طبخ و كباب مى كرده اند!
نخستين مطالعات در اين زمينه نشان مى دهد كه عمر آتش در آفريقاى جنوبى به ۱ تا ۱‎/۵ميليون سال قبل مى رسد.
شواهد توليد آتش در آفريقاى جنوبى از درون غار تاريكى بنام (Swart Krans) يافت شد و نخستين بار در سال ۱۹۸۴ دانشمندان توانستند بيش از ۲۵۰تكه استخوان ذغال شده حيوانات را در آنجا پيدا كنند. هرچند تا همين اواخر كه روش مطالعاتى جديدى به نام ESR (Electron Spin Resonance) را اختراع كنند متوجه نشده بودند اين استخوانهاى سوخته شده تا چه دمايى كبابى! شده بودند.
با به كارگيرى تيم جديد، دانشمندان دريافتند اين استخوان ها دمايى درحدود ۶۰۰ درجه سانتى گراد را تحمل كرده اند و شامى صددرصد غيرقابل مصرف شده اند! (ظاهراً ازهمين دوران بود كه آقايان اعتراف كردند ازعهده آشپزى براى خودشان هم برنمى آيند!)
اين يافته جديد فرضيه توليد مدبرانه آتش توسط انسان را قوت بخشيد چرا كه منطقه موردنظر پوشيده از چمنزار بوده است و چمن فقط تا دماى ۲۰۰ـ۳۰۰ درجه سانتيگراد داغ مى شود.
به همين جهت يك ميليون سال قبل انسان بطور حساب شده شاخه هاى سوزان را جمع كرده و توسط آن ساير اشياء و عوامل طبيعى را به آتش كشيده است.
نوازنده هاى حساس
نواختن اسباب و آلات موسيقى خطر ابتلا به ناراحتى پوستى را افزايش مى دهد
پزشكان متخصص دريافته اند كه بيشتر اين ناراحتى ها در اثر (حساسيت هاى پوستى) حاصل مى شود. (حساسيت نسبت به اجزاى خاص آن آلت و همچنين تماس طولانى مدت آن با سطح پوست!)
براى مثال حساسيت به موادسازنده كلاريفون، ساكسيفون، نى، فلوت و سازهاى زهى باعث ايجاد حساسيت هاى پوستى مزمن درنواحى لب، چانه و دستان نوازنده مى شود. يا حالت تحريك شده پوست اطراف گردن كه درتماس طولانى با ويولن است باعث مى شود پوست آن ناحيه ضخيم تر از حدطبيعى باشد و رنگ آن نيز تغييركند. اما گيتاريست ها هم ممكن است درنوك سينه دچار حساسيت پوستى شوند. (قابل توجه جوانان علاقه مند نواختن گيتار.) البته تمام اين مشكلات را مى توان با تغييردادن موقعيت آلت موسيقى و نحوه به كارگيرى صحيح آن كاهش داد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 
|   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   |   ضميمه ۵   |   ضميمه ۶   |   ضميمه ۷   |   ضميمه ۸   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |