|
احتمال وجود حيات در ۲۵درصد منظومه ستاره ها
درگفت وگو با مهندس مسعود عتيقى، كارشناس نجوم
|
|
|
آخر دنيا كه مى گويند كجاست؟ ظاهراً انسان هرچه بيشتر به آسمان و ستاره هايش مى نگرد به اين نتيجه مى رسد كه دنيا را پايانى نيست. چه آنكه وجود تلسكوپهاى قوى و دقيق و اكتشافات علمى دانشمندان نشان مى دهد آنچه ما مى بينيم شايد به مثابه يك هزارم از واقعيتهاى آفرينش باشد. اما واقعيتها را چگونه بايد فهميد؟ بيگ بنگ يا انفجار بزرگ به عنوان نظريه مورد قبول دانشمندان، درخصوص چگونگى خلق كهكشانها كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، توضيح مى دهد و حال در اين گفت وگو مهندس مسعود عتيقى، مدير انجمن نجوم آماتورى ايران «انفجار بزرگ» را در خلاصه ترين صورت ممكن شرح مى دهد.
| زيبايى آسمان و اجرام سماواتى در چيست كه انسانها عمدتاً به آن علاقه مندند؟ < تماشاى اجرام آسمانى توسط انسان اوليه به دليل درخشان و دور از دسترس بودنشان بسيار براى او زيبا بود و مشاهده مناظر بديعى مانند يك دنباله دار كه براى مدتى در آسمان بود و بعد ناپديد مى شد، دليل اين شد كه اين مسأله قابل تفكر وتأمل بشود. چون حس كنجكاوى در بشر اوليه وجود داشت، حتى با اينكه شايد از قدرت تكلم و برقرارى ارتباط بهره مند نبود. از اين رو بشر شروع كرد به اينكه هرچه بيشتر و بهتر اطلاعاتى را در مورد اين ناشناخته ها كسب كند اما هنگامى كه بيشتر مى دانست تازه متوجه مى شد كه با نادانسته هاى زيادترى مواجه است. | خب يكى از اين نادانسته ها، چگونگى پيدايش كائنات است. انسان به وجود آمدن كائنات را چگونه توجيه مى كند و منظور از بيگ بنگ يا انفجار بزرگ چيست؟ < همانطور كه گفتم پيدايش كائنات براى انسان يك نادانسته بود و بشر مى خواست بداند كه اين پيدايش از كجا شروع شد. آيا به صورت يكنواخت بوده و همين گونه نيز ادامه دارد يا نه؟ چنان كه برخى اعتقاد داشته اند كه كائنات همين ساختار را داشته و بدون تغيير باقى مى ماند. خب نتيجه اينكه نظريه هاى مختلفى در اين رابطه وجود داشت و نظريه پردازيهاى زيادى مى شد. يكى از اين نظريه ها كه حدود سى و هفت يا سى و هشت سال قبل ارائه شد بيگ بنگ ياهمان انفجار بزرگ نام داشت كه توانست به خيلى از ابهامات پاسخ بدهد. اين نظريه، آغاز كائنات را از يك هسته اتم در فضا و زمان صفر مى داند زيرا آن هنگام هنوز فضا وزمان آغاز نشده بود. تصور بكنيد كه تمام كائنات در يك هسته اتم ياحتى كوچكتر از آن جاى داشت و در يك لحظه اين فضا و زمان آغاز مى شود يعنى اينكه يك انفجار بزرگ كه حاصل گرانش شديد ناشى از فشردگى بوده، شروع شد. اين واقعه بين سيزده تا پانزده ميليارد سال پيش رخ داده است، درحقيقت اين حادثه از آن نقطه صفر شروع مى شود. قابل ذكر است كه باوجودچنين فشردگى اى طبيعتاً دماى بسيار زيادى در لحظه كمى قبل از انفجار بزرگ حاكم بوده است. هنگامى كه فضا وزمان شروع به بزرگ و باز شدن كرد، دما مدام رو به كاهش بوده به طورى كه تخمين زده مى شود وقتى فقط يك ثانيه ازتشكيل كائنات مى گذشته است ده ميليارد كلوين نزول دما داشته ايم. انبساط جهان به قدرى شديد رخ داده است كه از اندازه كوچكتر از يك هسته اتم در يك لحظه به اندازه كره زمين بزرگ مى شده، يعنى انبساط و تورم بعد از بيگ بنگ شروع شده بود اما هنوز كهكشانها به وجودنيامده بودند. نور آغاز كائنات بود سپس بعداز نور، ماده ايجاد شد و شايد بعد از دو ميليارد سال از انفجار بزرگ كهكشانها شكل گرفتند و خورشيد ما يكى از ذرات كوچك آنهاست. | كهكشانها چگونه و چه زمانى شكل گرفتند؟ < كهكشانى كه ما در آن هستيم (كهكشان راه شيرى) حدود ده ميليارد سال پيش به وجود آمده است البته اگر قبول كنيم كه بيك بنگ سيزده ميلياردسال پيش رخ داده است. اما كهكشانها انواع مختلفى دارند كه عبارت است از: نامنظم، بيضوى و مارپيچى. ازمواد اطراف كهكشانها كه باقى مانده بودند بازوهاى كهكشانى شكل گرفتند اما چون فشردگى مواد را در آن قسمت فضا داشتيم ونيز كهكشانهاى شكل گرفته بسيار نزديك به هم بودند طبيعتاً برخوردها هم زياد بوده است يعنى دوكهكشان با هم ادغام شده و يك كهكشان بزرگتر تشكيل مى دادند يا سبب ساز بازوهاى كهكشانى بزرگتر مى شدند. اين اثرات در بحث انتقال به سمت قرمز يا رد شيفت مى گنجند. | برگرديم به بحث انفجار بزرگ؛ اين انفجار چقدر طول كشيد؟ < براى لحظه انفجار بزرگ عدد ده به توان منفى چهل و سه را در نظر مى گيرند و بعد از آن لحظه، حادثه شروع مى شود كه حتى هنوز به هزارم ثانيه نرسيده، تغييرات در حال رخ دادن بوده است. | آيا تغييرات وانسباط كائنات هنوز ادامه دارد؟ < بله ادامه دارد. قبل از اينكه انفجار بزرگ به عنوان يك نظريه مطرح بشود نظريه ديگرى وجود داشت با اين بحث كه جهان نوسان كننده است يعنى كائنات دائماً باز مى شوند و در يك نقطه اى جمع و فشرده مى شوند، يك بيگ بنگ و مجدداً باز مى شود سپس فشرده شده و باز هم يك بيگ بنگ ديگر، نتيجه اينكه مدام اين نوسان در كائنات وجود دارد .اما در نظريه انفجار بزرگ چون ما از قبل از آن باخبر نيستيم و بعد از آن هم اگر بتوانيم يك فضاى محصورى را تصور بكنيم پس كائنات تا حدى در حال بزرگ شدن است. | آيا در محافل علمى نظريه بيگ بنگ پذيرفته شده و غالب است؟ < بله، ببينيد نظريه هايى مانند نظريه جهان پايدار به هيچ وجه قابل قبول نبود به دليل اينكه قابليت پاسخگويى به نقايص را نداشتند، اما بيگ بنگ تا به حال به تمام پرسشهاى مطرح شده پاسخ گفته است و قاعدتاً نكاتى كه داراى ابهام هستند مواردى مى باشند كه از دسترس ما دور است بخاطر اينكه اگر ما چيزى را نتوانستيم لمس كنيم يا از قوه ادراك ما خارج بود به مفهوم نفى آن نيست. | مهمترين ابهامات انفجار بزرگ چيست؟ < اگر بخواهيم از رئوس ابهامات نام ببريم بايد اول اشاره كنيم به اينكه چنين ساختارى را كه ما زمان و مكان را صفر فرض بكنيم بايد در ظرفى اتفاق بيفتد اگر اين ظرف را در فضا بپذيريم پس چرا مى گوييم فضا در نقطه اى يگانه و يكتا آغاز شده است. مورد بعد اين است كه در آن لحظه كه مواد آنقدر فشرده بوده اند، چگونه به اين حد فشار رسيده اند. | خب دانشمندان ايرانى كه همواره نقش مهمى در پيشرفت علم نجوم داشته اند در كشف اين ماجرا ـ بيگ بنگ ـ تا چه اندازه دخيل بوده اند؟ < من به عنوان اينكه خودم ايرانى هستم اين را نمى گويم اما پيشينه تاريخى ما نشان داده است كه ايران از هزاران سال قبل داراى دانش بالايى بوده است. مثلاً در پيش بينى خورشيدگرفتگى گذشتگان ما اين كار را با چند دقيقه اختلاف انجام مى داده اند درحالى كه آن هنگام چينى ها كه به عنوان يك رقيب محسوب مى شدند اين واقعه را با چند روز اختلاف پيش بينى مى كردند يا درتقويم كه ما اثرات زيادى مى بينيم مانند اينكه ايرانيان از كسر شبانه روز خبرد اشتند، مى دانيد كه مدت بيست وچهار ساعت شبانه روز قراردادى است و درواقع شبانه روز بيست و سه ساعت وپنجاه و شش دقيقه و چهارثانيه است البته اثراتى هم باقى مانده است مانند: كعبه زرتشت دراستان فارس، نقش رستم شيراز كه اينها رصدخانه هاى خورشيدى مى باشند. بعد مى بينيم كه اسلام وارد ايران مى شود و چون هم راستا بود با ديد ايرانيان نسبت به ترويج علم، خيلى راحت مردم آن را پذيرفتند و مشاهده مى كنيد كه ايران بعد از اسلام دانشمندان بزرگى به دنيا عرضه كرد كه كتابها و دستاوردهاى آنها مبنا بوده است مانند غياث الدين جمشيد كاشانى كه چهل و دوسال عمر كرد اما همين شخص بود كه عدد P را پانزده رقم بعد از اعشار محاسبه كرد و ايشان مدير رصدخانه سمرقند بوده است و بعضى از دهانه هاى سطح ماه به اسم دانشمندان ايرانى نامگذارى شده است كه اين عمل به نوعى بزرگداشت اين اشخاص مى باشد؛ دانشمندانى مانند بوعلى سينا، ابوالوفاى بوزجانى، خواجه نصيرالدين طوسى و ابوريحان بيرونى. | يكى از تفكرات انسان درباره فضا وجود بشقاب پرنده ها يا اشياى نورانى است كه اخيراً هم سبب بروز بحث هايى در ايران شده است آيا وجود چنين چيزهايى پايه علمى و مستدل دارد؟ < در آسمان گنبدى بالاى سرما بجز اجرام آسمانى (ستاره ها، سيارگان و دنباله دارها) اتفاقاتى رخ مى دهد از جمله بحث وجود بشقاب پرنده ها و اشياى پرنده نورانى. گزارشات بسيار زيادى همه روزه در دنيا منتشر مى شود مبنى بر مشاهده اشياى پرنده، بخصوص در آمريكا و اروپا افراد بيشترى مدعى مى شوند كه اين اجرام را مشاهده كرده اند. اين اجرام پرنده امروزه دركل دنيا به اسم اشياى پرنده ناشناخته ناميده مى شوند اما دليل به كار بردن اين نام اين است كه تا به حال مدرك مستدل و يا اثبات شده اى در دست نداريم كه بتوانيم مدعى شويم اين موارد، موجود فرازمينى بوده اند. گاه شرايطى پيش مى آيد مانند اينكه، شما مى توانيد سياره ناهيد را در افق غرب محل سكونت خود ببينيد حال ممكن است آسمان صاف باشد اما يك لكه كوچك ابر كه بدون وجود نور ماه قابل رؤيت نيست در هنگام غروب، ناهيد جلوى اين سياره را بگيرد و شخص يك نور بسيار قوى مى بيند كه به سرعت محو مى شود نتيجه اينكه فكر مى كند يك شىء نورانى ديده است. البته دلايل ديگرى براى اشتباه در مورد اشياى پرنده ناشناخته وجود دارد مانند: ظهور دنباله دارها، هواپيماها، ماهواره هايى كه نور خورشيد به آنها مى تابد و ما بازتابش آن را مى بينيم و پروازهاى جاسوسى و … | اخيراً در خبرها مى شنويم كه انسان فعاليتهايى را براى پيدا كردن حيات در سياره هاى ديگر انجام مى دهد. آيا منظور از حيات پيدا كردن موجودى زنده است يا خير؟ < به هيچ وجه منظور از جست وجوى حيات پيدا كردن موجودى زنده نيست. تعبيرى كه من از اين قضيه مى كنم و به ديگران مى گويم اين است كه وقتى يك فضاپيما به دنبال حيات است به اين معنى نيست كه يك موجود زنده در سياره اى منتظر ما باشد و يك انسان زمينى به آنجا برسد و او را ببيند. | با توجه به بزرگى وعظمت كائنات، پيدايش حيات غيرزمينى چقدر احتمال دارد؟ < با يك حساب سرانگشتى متوجه مى شويم كه باوجود اين تعداد ستاره احتمال حيات بسيار زياد است. حتى بعضى از ستاره ها داراى سياره نيستند و يا اين سياره بسيار دور از ستاره يا بسيار نزديك به آن هستند و برخى هم گازى مى باشند اگر تمام اين موارد را از كل ستاره ها كم كنيم تقريباً بيست وپنج درصد آنها امكان وجود حيات را دارند. | چرادانشمندان براى جست وجوى حيات به سياره مريخ اهميت بيشترى مى دهند؟ < با نگاهى به منظومه خودمان متوجه مى شويم كه سياره تير يا عطارد بسيار به خورشيد نزديك است و طبيعتاً امكان حيات درآن وجود ندارد واز سياره زهره يا ناهيدبه علت وجود نود ودو اتمسفر فشار بر روى آن، نمى توانيم توقع حيات راداشته باشيم. برجيس، كيوان، اورانوس و نپتون هم غولهاى گازى منظومه شمسى هستند كه امكان جست و جو در آنها براى ما وجود ندارد و حداكثر توانايى ها، فضاپيماهايى مى باشد كه در اطراف برجيس و كيوان هستند. و سياره پلوتو هم از دسترس ما به دور است. اما در جواب اين سؤال كه چرا به سياره مريخ يا بهرام توجه بيشترى مى شود و كاوش حيات در اين سياره انجام مى گيرد بايدگفت كه اولاً سياره مريخ به زمين نزديك است وهمسايه ما محسوب مى شود. ثانياً باتكنولوژى موجود، امكان فرستادن كاوشگرها به اين كره حاصل آمده است و پرواز سرنشين دار فقط به كره ماه انجام شده است كه آمريكا مدعى آن بود. | شما اشاره كرديد به اينكه سفر آمريكاييها به ماه يك نوع ادعاست آيا اين عمل اثبات شده نيست؟ < نمى توان اين گونه گفت، اما اخيراً در اينترنت تصاويرى گذاشته شده، مبنى بر اينكه تصاوير ارسالى از كره ماه حقيقت ندارد، مثلاً تصوير پرچم آمريكا روى مه نشينى كه بر ماه فرود آمده بود در سايه قرار داشت در حالى كه در كره ماه سايه شارپ است وبه خاطر نبود جو انعكاس سايه وجود ندارد. ولى اگر من ازكلمه «ادعا» استفاده كردم به هيچ وجه نمى خواهم رفتن آمريكايى ها به ماه را نفى بكنم به خاطر اينكه آنها هم دلايل خودشان رادارند مانند: اثر مه نشين وخودروى مه نورد بر سطح ماه يا جاى پاى انسان و ...
|