يكشنبه ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sun, May 9, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۷۸۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
بخش عمده اى از كودك آزارى ها توسط پدران است
نزن پدر
163119.jpg
بخش اول‎/ فاطمه اميرى

ساعت هفت بعدازظهر است. ديدار من و دخترك ساعتى بيشتر طول نكشيد. هوا رو به تاريكى است و من در آستانه شب حس مى كنم روزهاى زيادى از زندگيم سپرى شده و من به قدر گذر هرروز حادثه اى تلخ، رويدادى هول انگيز و فاجعه اى دردناك را تجربه كرده ام. يكى دوساعت قبل را به خاطرمى آورم كه او را ديدم ـ در يكى از مراكز تحت نظر بهزيستى ـ كه از در وارد شده بود.
حتى اگر سنش را نمى دانستم از رفتارها و حركاتش مى توانستم حدس بزنم كه چهارده ـ پانزده سال بيشتر ندارد. ازخانه فراركرده و بارها مورد سوءاستفاده جنسى قرارگرفته بود.
هرچند آرايشى كه چهره اش را پوشانده بود و لباسى كه به تن داشت، مقابل رويم تصوير زنى چهل ساله را به نمايش مى گذاشت
اما او مجموعه اى ناهماهنگ از دختربچه اى كم سن و سال و زنى غارت شده و آشفته بود.

اولين فرار را وقتى تجربه كرده كه ۱۳سال داشته، سه بار ازخانه فراركرده و هربار بعد از مدتى سرگردانى و دربه درى بازگشته، اما وضعيت نابسامان خانه، او را به فرار دوباره تشويق كرده است. وقتى نزديك دخترك مى نشينم تا صدايش را بهتر بشنوم، جاى زخم عميقى را روى دستش مى بينم. خطوط كبود و سياه زخم و شيارى كه پوست دستش را به دو نيم كرده، وقتى آستين پيراهنش كمى بالاتر مى رود، دلم را آشوب مى كند. زخم كهنه است اما آنچه زشت و بدمنظره اش كرده، اين است كه بدون تلاش براى درمان، به حال خودش رها شده است و فقط گذشت زمان مرهمى برآن گذاشته، مى گويد: پدرم كارگر بود. دستهاى سنگينى داشت. يادم مى آيد وقتى ازمادرم، من يا يكى از خواهر و برادرهايم عصبانى مى شد، با دستهاى سنگينش طورى كتكمان مى زد كه ازحال مى رفتيم. يك بار آن قدر با كمربند كتكم زد كه گوشت وپوست دستم پاره شد. اين زخم هم از همان موقع مانده است.
خشونت پدر سرآغازى بوده بر طغيان او درخانه و گرفتارشدنش در بيرون از خانواده. دچار تناقض شده ام. آيا او خوشبخت است كه ازهجوم ضربه هاى پدر و ناآرامى محيط خانه جان به در برده، هرچند اين رهايى به بهاى گرفتارى و آسيب ديدن روحش از ضربه هاى جامعه به دست آمده باشد؟! يا نه بايد بدشانسى مى آورد و مثل آرين گلشنى يا مريم كشته مى شد؛ قتل آرين درخانواده نقطه عطف پرونده هاى كودك آزارى بود. مريم دختر ۸ساله اهوازى نيز توسط پدر سرش بريده شد.
خودم را شماتت مى كنم. آيا مى توان اين گونه درباره حق زندگى يا مرگ آدمها قضاوت كرد؟!
پدران و كودك آزارى
بيش از ۷۵درصد كودك آزاريها درخانواده و براى فرزندان پنج تا چهارده ساله اتفاق مى افتد و بيشترين موارد كودك آزارى توسط پدران صورت مى گيرد.
عبدالعلى الصاق، مديركل بهزيستى استان تهران درنيمه اول فروردين،۸۳ اعلام كرد در چهارهزار و ۲۶۰تماس با خط تلفن كودك طى سال ۸۲ ، ۷۱كودك بخصوص ازسوى پدران خود با فراوانى ۳۷مورد تحت آزار و اذيت جسمى، جنسى و روانى قرارگرفته اند.
او با اشاره به اين كه پدران بيشترين آزاردهندگان كودكان هستند، گفته است: علاوه بر اين كودكان در ۱۱مورد تحت آزار مادر، ۸مورد نامادرى، ۳مورد والدين و در ۱۲مورد تحت آزار سايرين قرارگرفته اند.
كوچك كه بودم مدام از دست پدرم كتك مى خوردم. وقت و بى وقت با هروسيله اى كه مى شد. گاهى يك شب تا صبح توى توالت زندانى ام مى كرد... يا با طناب مى بست به نرده هاى آهنى بالكن خانه...
ليلا ارشد، رئيس هيأت مديره انجمن حمايت از حقوق كودك مى گويد: «آمارهاى ما هم اين مسأله را تأييد مى كند كه بيشترين كودك آزارى ها درخانواده و توسط پدر صورت مى گيرد.
ازنيمه ۸۱ تا اول فروردين۸۲ ، ۱۶۵ مورد كودك آزارى به ما گزارش شده كه همه قابل پيگيرى بود. خيلى ازمردم شناخت و تعريفى از كودك آزارى ندارند.
ازطرفى در خيلى از قوانين از تنبيه كودك براى تأديب او نام برده مى شود و والدين به تنبيه به عنوان يك شيوه تربيتى نگاه مى كنند و به عوارض و عواقبى كه درزندگى كودك يا نوجوان به وجود مى آيد توجهى ندارند.»
نزن، غلط كردم
\ آقا شما بچه داريد؟
> بله، يك دختر، دو تا پسر.
\ چندسالشان است؟
> دخترم ۷ساله و پسرها ۸ و ۱۳ساله اند.
\ شده آنها را كتك بزنيد؟
> گاهى. دخترم را كمتر. پسرها را بيشتر...
\ سر چى بچه ها را كتك مى زنيد؟
> اذيت مى كنند. حرف گوش نمى دهند. درس نمى خوانند و...
\ چطورى مى زنيد؟
> با كمربند، كشيده، لگد و از اين جور چيزها...
\ وقتى آنها رامى زنيد، چكارمى كنند؟
> گريه مى كنند. به التماس مى افتند و مى گويند: نزن، غلط كرديم...
\ شما چه احساسى داريد؟
> چه احساسى بايد داشته باشم؟! معلوم است ديگر، عصبانى ام...
\ چرا كتكشان مى زنيد؟
> پدرشان هستم. صلاح بچه ام را بهترمى دانم!
\ حالا كتك زدن تأثيرى هم دارد؟!
> تأثيرش موقتى است. همان روزى كه كتك مى خورند، خوبند، اما بعد دوباره شيطنت مى كنند...
بسيارى از والدين تنها ايراد ضرب و جراحت عميق به فرزندان را مصاديق كودك آزارى مى دانند، آنها كتك زدن با كشيده، لگد، كمربند و... را جزو اختياراتى مى دانند كه به عنوان والدين مى توانند درمورد فرزندان خود اعمال كنند.
عباسعلى الصاق، مديركل بهزيستى استان تهران اين تقسيم بندى را درمورد كودك آزارى هاى گزارش شده به خط تلفن كودك سازمان بهزيستى ارائه مى دهد: از بين ۷۱مورد گزارش كودك آزارى در ۳۱مورد تحت آزارهاى جسمى، ۱۹مورد آزارهاى روانى ـ عاطفى، ۶مورد آزار روانى ـ عاطفى و در ۳مورد تحت آزار جنسى قرارگرفته اند.
«... ما شده بوديم مادر و دخترى كه هرلحظه بايد مى ترسيديم. همسرم هر وقت عصبانى بود يا با من جروبحث مى كرد و يا به جان «مينا» مى افتاد و ما را به شدت كتك مى زد. آخرين بار به خاطر اختلافى جزئى با سيم ضبط و مشت و لگد به قدرى ما را كتك زد كه دخترم نيمه جان شد، تنها راه را فرارديدم... چون مى ترسيدم اتفاق بدى براى «مينا» بيفتد.»
دوعامل اقتصادى و فرهنگى از مهمترين دلايل آزاررسانى به كودكان، به شمار مى روند.
مسعوده مشايخ مديرعامل انجمن حمايت ازحقوق كودك مى گويد: «پدر عصبانى و نگران كه مشكل اقتصادى دارد. دست خالى و بيكار است. شب كه به خانه وارد مى شود يك انسان عصبانى و خشمگين است كه نمى تواند خواسته هاى طبيعى و به حق همسر و فرزندانش را تحمل كند و دست به خشونت مى زند و بيشترين كسى كه دراين ميان مورداذيت و آزار قرارمى گيرد، ضعيف ترين و مظلوم ترين عضو خانواده يعنى كودك است.» به عقيده مسعوده مشايخ، عامل فرهنگى در بروز «كودك آزارى» ريشه دارترو عميق تر است: «اين مسأله تاحدزيادى به طرز تربيت پسران درخانواده مربوط مى شود. آنها طورى تربيت مى شوند كه زورگو و قلدر باشند. با همين طرزفكر بزرگ شده و وارد جامعه مى شوند و ازدواج مى كنند. بدون اين كه واقعاً براى پذيرش مسؤوليت هاى زندگى آموزش ديده يا آماده باشند.
صاحب فرزند مى شوند و نمى دانند كه اين انسان كوچك شيرين براى سرگرمى، تفريح و يا خالى كردن عقده هاى آنان نيست. از يك طرف هم موقع بروز مشكلات و فشارها خشم خود را روى فرزندشان خالى مى كنند و ازطرف ديگر فكرمى كنند تربيت فرزند بدون تنبيه امكانپذير نيست.»
كتك مى زنم، چون قوى هستم
\ كلاس چندمى؟
> دوم راهنمايى.
\ چند تا خواهر و برادريد؟
> چهارتا.
\ پدرت چكاره است؟
> راننده تاكسى.
\ پيش آمده كه پدرتان كتكتان زده باشد؟
> چنددفعه!
\ سرچى كتك مى زند؟
> مادرم مى گويد: «صبح مى رود، آخر شب خسته برمى گردد.» حوصله و اعصاب برايش نمى ماند. به هربهانه دست روى ما بلند مى كند.
\ مادرتان چطور، او هم شما را كتك مى زند؟
> مادرم فقط داد و فرياد مى كند. به خودش بدوبيراه مى گويد كه چه شانسى داشته اين زندگى نصيبش شده است.
\ وقتى پدرت كتك مى زند، مادرت چه كارمى كند؟
> مادرم مى خواهد جلوى او را بگيرد، اما خودش هم كتك مى خورد. خودم كه كتك مى خورم، خيلى ناراحت نمى شوم، دوست داشتم آنقدر زور داشتم، نمى گذاشتم او مادرم را بزند.
\ خود تو چطور، اگرزمانى پدرشوى، بچه هايت را كتك مى زنى؟
> من كتك نمى زنم. اگر كار اشتباهى بكنند پول توجيبى شان را نمى دهم. مهمانى نمى برم. با آنها قهرمى كنم. اما كتك نمى زنم!
دكترمحمدرضا كاميار حقوقدان و وكيل دعاوى معتقداست: «يكى از عواملى كه باعث برجسته ترشدن نقش مردها دراين خصوص مى شود، وظيفه سرپرستى و رياست خانواده است كه به عهده آنها گذاشته شده، قانون آن را تأييدكرده و عرف هم پذيرفته است. تربيت كودك هم بخشى از وظيفه سرپرستى پدر نسبت به فرزند است.
بنابراين پدرها ممكن است درمقام انجام اين وظيفه عرفى و قانونى دچار افراط شوند و به تصور اين كه درحال تربيت كودك هستند او را آزار بدهند. درواقع قانونگذار به پدراختيار داده هرگاه لازم بداند براى تربيت كودك از تنبيه استفاده كند. يكى از مصاديق آن هم تنبيه بدنى است كه با آزار كودك همراه است. اما پدر در اجراى اين تنبيه قانونى بايد حدود و ضوابطى را رعايت كند و اگر از آن محدوده خارج شود، مى توان عمل او را كودك آزارى نام گذاشت.
تنبيه بدنى فرزندان، ازنظر برخى والدين به منزله نوعى اقتدارمحسوب مى شود كه آنها را نزد فرزندشان قوى و محكم نشان مى دهد اما تحقيقات متعدد نشان داده، والدينى كه كودك يا نوجوان خود را موردآزار و اذيت جسمى يا روحى قرارمى دهند، نه تنها درموضع قدرت قرارنمى گيرند، بلكه ازمحبوبيت، احترام و اقتدارشان كاسته مى شود.
دكترمريم موسوى روانشناس و استاديار دانشگاه مى گويد: «تنبيه بدنى صرفاً يك اثر آنى و زودگذر دارد كه درصورت تكرار حتى آن تأثير اندك روانى نيز ازبين مى رود. اگر هم صرفاً بعد جسمانى تنبيه درنظرباشد، به يقين درد سيلى دوم از سيلى اول كمتر است، مگر اينكه شما شدت و درجه آن را بيشتر كنيد.
متأسفانه دقيقاً به همين دليل است والدينى كه اقدام به تنبيه بدنى فرزندشان مى كنند، بعد ازمدتى تنبيهات خشن تر و با شدت بيشترى را به كارمى گيرند و تا جايى پيش مى روند كه فرزندشان به يك حالت اورژانسى مى افتد و موضوع تحت عنوان كودك آزارى قابل پيگيرى مى شود.»
مشت و لگد
\ چندسال دارى؟
> ۱۰ سال
\ شده از بزرگترها كتك بخورى؟
> خيلى، بيشتر وقتها پدرم كتكم مى زند.
\ چه وقتهايى؟
> بدون اجازه جايى بروم. به وسايل خانه دست بزنم.، جلوى بزرگترها بى ادبى كنم و...
\ با چى مى زند؟
> كشيده، لگد، كمربندش و هرچى كه جلوى چشمش باشد.
\ بعد كه كتك مى خورى چكارمى كنى؟
> قبلاً مى ترسيدم و بيشتر مراقب رفتارم بودم. اما حالا ديگر عادت كردم. وقتى كتك مى خورم، تازه خيالم راحت مى شود كه بعد از آن، هركارى دوست دارم، مى كنم!

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   |   ضميمه ۱   | 
|   ضميمه ۲   |   ضميمه ۳   |   ضميمه ۴   |   ضميمه ۵   |   ضميمه ۶   |   ضميمه ۷   |   ضميمه ۸   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |