|
مصاحبه با ژنرال «جياپ» فاتح نبرد «دين بين فو»
... و استعمار تا ابد ريشه كن شد
|
|
|
اگرچه ژنرال «وونگوين جياپ» ۹۲ساله و حالى ناخوش دارد، ولى ابهت مردى كه ۵۰سال پيش پيروزى «دين بين فو» را رقم زد، كماكان شگفت انگيز است. وى كه پس از «هوشى مينه» والاترين شخصيت تاريخ معاصر ويتنام است، به لطف ذكاوت سرشار خود توانست به حكومت فرانسويان برهندوچين پايان دهد. حرفه نظامى جياپ كه سابقاً معلم تاريخ بوده، درسال ۱۹۴۴ آغازشد، زمانى كه به فرمان هوشى مينه، بنيانگذار حزب كمونيست ويتنام، ارتش «ويت مينه» را براى بيرون راندن اشغالگران ژاپنى و فرانسوى تشكيل داد. جياپ ازطريق آموزش فشرده نظامى و برنامه هاى عقيدتى ـ سياسى توانست دسته هاى نابسامان دهقانان چريك را به يك نيروى رزمى كارآمد تبديل كند. در بحبوحه هرج و مرج دوره خروج ژاپنى ها كه ويتنام را درخلال جنگ جهانى دوم اشغال كرده بودند، وى دراولين دولت هوشى مينه در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ به عنوان وزيركشور منصوب شد. اما هنگامى كه فرانسويان دوباره ويتنام را تحت سلطه درآوردند، وى ناگزيرشد براى رهبرى مبارزه استقلال طلبان به جنگل برود. پيروزى ۹سال بعد در ۷ مه ۱۹۵۴ پس از ۵۶روز نبرد شديد و خونين در دره دين بين فو به دست آمد و به اوج حرفه نظامى جياپ و يكى از بزرگترين نبردهاى قرن بيستم تبديل شد. نيروهاى وى فرانسويان را در آن دره واقع در شمال غربى ويتنام محاصره كردند و با توپخانه اى كه قطعه قطعه به بالاى تپه هاى مشرف بر پادگان فرانسويان كشانده شده بود، آنها را قلع و قمع كردند. البته ويتنام تاوان سنگينى پرداخت زيرا ۱۰ هزار ويتنامى جان باختند. در اواخر سال ،۱۹۵۴ جياپ به عنوان وزيردفاع (سمتى كه تا سال ۱۹۸۰ حفظ كرد) در دولت تازه استقلال يافته در ويتنام شمالى به «هانوى» برگشت و مأمور مبارزه براى اتحاد مجدد كشورش شد كه به خاطر پيمانهاى «ژنو» به دو پاره تقسيم شده بود. اين دفعه، دشمنانش، آمريكايى ها و رژيم دست نشانده ويتنام جنوبى بودند. سقوط «سايگون» در ۳۰ آوريل ۱۹۷۵ نيز كمك كرد تا جايگاه جهانى جياپ به عنوان يك استاد استراتژى، اسطوره اى شود. سرانجام درسال ،۱۹۸۰ او سمت خود به عنوان وزيردفاع را به ژنرال «ون تين دونگ» داد كه قهرمان گمنام واپسين روزهاى «جنگ آمريكا» بود و عمليات را از خط مقدم هدايت مى كرد. جياپ در ۱۹۸۲ نيز از پوليت بورو بازنشسته شد و ازآن هنگام بيرون از عرصه سياسى ويتنام روزگارمى گذراند. <<< جياپ در ۲۵ آگوست ۱۹۱۱ درروستاى «آن شا» دراستان كوانگ بينه درخانواده اى نسبتاً متمول به دنيا آمد و تعاليم كنفسيوس و روح ملى گرايى ويتنامى را فراگرفت. وى كه عضو حزب كمونيست هندوچين به رهبرى هوشى مينه بود، در سپتامبر ۱۹۳۹ پس از سركوب كمونيسم توسط فرانسويان به چين گريخت. همسرش كه از فعالان ضد فرانسه بود و به همراه دخترشان در هانوى مانده بود، در اوايل ۱۹۴۰ دستگير و به ۱۵سال حبس محكوم شد. وى يك سال بعد در زندان جان سپرد، ولى دخترشان جان سالم به در برد. جياپ در اواخر ۱۹۴۱ مأموريت يافت به ويتنام بازگردد تا كارهاى سازمانى و اطلاعاتى را دركوهستانهاى شمالى آغازكند و اين سرآغاز حرفه نظامى طولانى اش بود. براى آشنايى بيشتر خوانندگان گرامى، مصاحبه نشريه «ويتنام نيوز» را با ژنرال جياپ انتخاب كرده ايم كه ازنظرتان مى گذرد. \ ژنرال، ممكن است اهميت تاريخى پيروزى «دين بين فو» را تشريح كنيد؟ > مردم و ارتش ما با پيروزى در «دين بين فو» و ساير كارزارهاى زمستان ۱۹۵۳ و بهار ۱۹۵۴ شكست هاى سنگينى به نيروهاى فرانسوى واردكردند. همين امر به موفقيت كنفرانس ژنو انجاميد كه ويتنام را به عنوان كشورى مستقل و متحد به رسميت شناخت و ويتنام شمالى و پايتختش «هانوى» را كاملاً آزادكرد. همان موقع، جمهورى دموكراتيك ويتنام، حاكميت و موقعيت خود درعرصه جهانى را تثبيت كرد. ويتنام شمالى پس از آزادى كامل قوى تر و قوى تر شد، شالوده انقلاب كل كشور را بنا نهاد و به عنوان عقبه جبهه عظيم جنوب عمل كرد. اين پيروزى، تعيين كننده ترين عامل بود و جنبش انقلابى جنوب نيز آزادى موفقيت آميز جنوب و اتحاد مجدد كشور را به ارمغان آورد. بنابراين پيروزى در دين بين فو و مقاومت مقابل فرانسويان اساس، نظريه، تجربه و اعتمادبه نفس لازم براى غلبه بر متجاوزان آمريكايى را به ملت و ارتش ما بخشيد و براى نبردى آزادى بخش ۳۰ساله فرجامى ظفرمندانه رقم زد. \ تأثير اين پيروزى بر زوال استعمار چه بود؟ > درعرصه بين الملل، پيروزى «دين بين فو» به منزله فروپاشى استعمار و سرآغاز عصرى جديد براى ستمديدگان سراسر دنيا بود. همانگونه كه همه مى دانند، در ابتداى قرن بيستم تقريباً همه كشورهاى كوچك و ضعيف آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين توسط قدرتهاى امپريالستى اشغال شده بودند. صدها هزارنفر زير يوغ استعمار و امپرياليست زندگى بردگى داشتند و هيچ راه خلاص نداشتند. پيروزى «دين بين فو» نخستين بار درتاريخ جنبش ضداستعمار بود كه يك كشور كوچك و با جمعيت اندك و تحت سلطه استعمار قيام مى كرد و ارتش مدرن و تجاوزطلب يك قدرت سرمايه دارى غربى را شكست مى داد. آن پيروزى، نقطه عطفى براى ملت ما و نهضت ضداستعمار در قرن بيستم بود، چرا كه شمار زيادى از افسران و سربازان سپاهى نيرومند را به هلاكت رساند. در بازديدهايم از برخى كشورهاى آسيايى و آفريقايى پس از «دين بين فو»، رهبران و ملت هايشان بارها و بارها به من مى گفتند: پيروزى «دين بين فو» پيروزى ما نيز بود و به لطف آن توانستيم سربلند شويم. آنها با صداى بلند شعارمى دادند: «ويتنام، هوشى مينه، دين بين فو». درواقع، «دين بين فو» به منبع غرور و اعتماد براى ملتهاى ستمديده و منبع الهام و انگيزه براى جنبش ضداستعمار درسراسر جهان تبديل شد. پس از دين بين فو، صدها هزارنفر قيام كردند تا براى استقلال كشورشان به شيوه هاى مختلف بجنگند و استعمار تا ابد ريشه كن شد. \ مهمترين تجربه اى كه شما از نبرد «دين بين فو» آموختيد، چه بود؟ > ما تنها به مدد رهبرى سليم و روشن بينانه هوشى مينه توانستيم در «دين بين فو» و نبردهاى ديگر كشورمان به پيروزى برسيم. ما از نبرد «دين بين فو» درسهاى زيادى آموختيم، ولى من تنها به ذكر مهمترين شان اكتفا مى كنم. ما همواره بايد ديدگاهى عملگرايانه داشته باشيم و اولين درس اين است كه به واقعيت وضعيت موجود بنگريم، چرا كه راهكارهاى آن مدام تغييرمى كنند. در خلال زمستان ۱۹۵۳ و بهار ،۱۹۵۴ ما وضعيت را از نزديك دنبال كرديم و ازنيات دشمن مطلع بوديم و تضادهاى بين جنگ تجاوزطلبانه فرانسه و نقشه ناوار را بررسى كرديم. بدين ترتيب، «عموهو» و پوليت بورو توانستند يك نقشه دقيق، خلاق و مؤثر عملياتى را ارائه دهند كه دشمن را ناگزير به پراكنده سازى نيروهايش و كشاندن آنها به «دين بين فو» مى كرد و ما توانستيم آنها را درآنجا تاروماركنيم. سازمان حزب و فرماندهى روزوشب تحولات ميدان نبرد را مدنظرداشت و نقاط قوت و ضعف هردوطرف را ارزيابى مى كرد. هرگاه متوجه تغييرى درتوازن قدرت مى شديم، تاكتيك هايمان را تغيير مى داديم تا مطابق وضعيت باشد. ما از تاكتيك «نبرد سريع و پيروزى سريع» ظرف ۳روز و ۲شب به تاكتيك «نبرد مطمئن و پيروزى مطمئن» ظرف ۵۵شبانه روز روى آورديم تا به پيروزى نهايى مان نائل شويم. درس دوم اين بود كه به قوت كل كشور اتكاكنيم. دشمن ادعامى كرد استحكاماتش در «دين بين فو» تسخيرناپذير است، اما درحقيقت، آنها فقط مانعى بزرگ براى سربازان و غيرنظاميان ما بودند. به منظور گردآورى نيروى لازم براى غلبه بر فرانسويان تحت رهبرى عموهو و حزب، ما قدرت سربازان و غيرنظاميان سراسركشور را ازشمال تا جنوب و ازمناطق آزادشده تا سرزمينهاى تحت اشغال با موفقيت بسيج كرديم. ما همچنين همدردى و حمايت همسايگان لائوسى و كامبوجى و نيز چين، اتحادشوروى، ساير كشورهاى سوسياليست و ملت ترقى خواه دنيا ازجمله فرانسويان را به دست آورديم. \ اهميت فرهنگى اين پيروزى چه بود؟ > وقتى درباره اهميت سياسى و نظامى پيروزى «دين بين فو» صحبت مى كنيم، بر اهميت فرهنگى آن دلالت كرده ايم. درحقيقت، پيروزى «دين بين فو» نماد شيواى پيروزى عدالت بر بى عدالتى و تمدن بر توحش بود. آن پيروزى روحيه مبارزه و مهارناپذيرى و هوش ملت ويتنام است. آن دركل پيروزى فرهنگ ويتنام درعصر هوشى مينه بر فرهنگ سرمايه دارى است. پيروزى «دين بين فو» نه تنها نيمى از ويتنام را به ما بازگرداند و حكومت پليد برده دارى را ريشه كن كرد، بلكه به منبع مهمى از الهام و انگيزه براى ملتهاى مظلوم و مستضعف تبديل شد تا براى نابودى استعمار كه لكه ننگى بر تاريخ بشريت است، قيام كنند. خلاصه اين كه پيروزى «دين بين فو» نقش مهمى در مبارزه مردم ويتنام و همه ستمديدگان عالم براى كسب حق برخوردارى از يك زندگى انسانى و داشتن صلح و نيكبختى ايفاكرد. ما به پيروزى «دين بين فو» فوق العاده مباهات مى كنيم، زيرا سنتهاى فرهنگى ديرينه ملت ويتنام را كه درخلال مقاومت عليه تجاوز آمريكا به اوج تازه اى رسيد، تقويت كرد. ما ايمان راسخ داريم كه تحت رهبرى حزبمان، سنتهاى ظريف فرهنگى ملت مان درخلال دوره «دوى موى» (اصلاحات اجتماعى و اقتصادى) محفوظ خواهدماند و توسعه خواهديافت تا بتوانيم از وطن ويتنام سوسياليست پاسدارى كنيم. مترجم : رضا اسدى
|