آخرين اخبار رسيده درباره وضعيت ديه گو مارادونا كاپيتان دردسرساز پيشين تيم ملى فوتبال آرژانتين فقط ابهام ها را درباره وى بيشتر كرده است. به نوشته روزنامه كلارين آرژانتين تمام تلاشهاى كلوديو ويلافانه همسر سابق مارادونا براى يافتن يك كلينيك بازپرورى مناسب براى اين چهره ناآرام ورزش جهان بى ثمر مانده و حداقل ۵ كلينيك به وى جواب رد داده اند. وى سرانجام ديروز (دوشنبه) به يك كلينيك تازه منتقل شد كه گمان مى رود وظيفه اولش رسيدگى به اعتيادوى باشد اما تمام اين واحدهاى درمانى در روزهاى اخير گفته بودند مايل نيستند با پذيرش مارادونا باعث از بين رفتن خلوت فعلى خود و آزار ساير بيمارانشان شوند.
فرضيه مقبول
مارادونا ۳هفته پيش به دليل سكته قلبى و عفونت سينه در بيمارستانى در حومه بوينوس آيرس بسترى شد و در حالى كه پزشكان هنوز از وضعيت وى رضايت كامل نداشتند، اين محل را پس از ۱۲روز ترك كرد و ۶روز در خانه يكى ازدوستانش در ۵۰كيلومترى بوينوس آيرس به سر برد و هر روز چند ساعت گلف بازى كرد و سپس از چهارشنبه گذشته (۱۶ارديبهشت) دوباره كارش به بيمارستان كشيد و اين بار اقوام وى گفتند كه «ديه گو» ۴۳ساله و دفرمه و بيش از حد چاق از قند خون و اختلال روانى رنج مى برد. در تمام اين مدت پزشكان مارادونا و به ويژه الفردو كارمه كه پزشك شخصى اوست از تأييد اين فرضيه بسيار مقبول كه حمله قلبى او برخاسته از اعتيادهميشگى اش به موادمخدر بوده است، سرباز زده اند، اما تلاش خانواده او براى بسترى كردن مجدد وى در يك كلينيك بازپرورى كه شايد بافعل و انفعال ديروز به نتيجه رسيده باشد، چيزى خلاف اين رامى گويد و تأييدى بر فرضيه فوق است.
به خرج فيدل كاسترو
ذهنها، بلافاصله به سمت كوبا مى رود. كشورى كه مارادونا در سه سال و نيم گذشته با ادعاى رفع و اعتيادش به موادمخدر در آن ساكن بوده و به خرج فيدل كاسترو در آن به رايگان زندگى كرده است. ارادت متقابل اين دو به يكديگر به حدى است كه گفته مى شودكاسترو به او گفته است يك هواپيماى اختصاصى آماده و در اختيار مارادونا است تا هر موقع خواست او را به هاوانا بازگرداند. با اين حال كاهه گفته است: «تنها راه باقى مانده براى ما بردن مجدد ديه گو به يكى از كلينيكهاى هاوانا است، چون در آرژانتين هيچ بيمارستان ويژه معتادان، او را نمى خواهد. اما براى اين مهم بايد رضايت خود ديه گو را بگيريم كه او تا به حال موافقت نكرده است.»
حكم از دادگاه
دراين ميان پد رو مادر مارادونا هم وارد ماجرا شده اند. آنها شخصاً با كلينيكى واقع در منطقه ويلا پاراناسيتو در مركز آرژانتين تماس برقرار كرده و مدعى هستند كه رضايت مسؤولان اين محل را براى بسترى كردن پسرشان در آن گرفته اند، اما خوان فرى يرا مدير اين كلينيك ديروز (دوشنبه) اعلام كرد كه هنوز توافقى در اين زمينه حاصل نيامده است. پدر ومادر ديه گو هم متذكر شده اند مدركى را از مراجع قضايى كشور گرفته اند كه به آنها اجازه مى دهد هر تصميمى را در اين ارتباط «قيم وار » گرفته و اجرا نمايند و اگر او حاضر به بسترى شدن در بيمارستان نشود، مى توانند با استناد به حكم قانون چنين كنند.
آن جا كه او خوش است
خود مارادونا بسيار مايل است هر چه سريعتر به همان خانه شيك محل سكونت اش در هفته گذشته بازگردد و همان جا خوش باشد. حتى نزديكان او عنوان كرده اند وقتى مسأله بسترى شدن مجدد او در يك بيمارستان سوئيسى ـ آرژانتينى مطرح شده است، ديه گو مى خواسته است فرار كند و آنها هم وادار شده اند سوئيچ اتومبيل وى را پنهان كنند تا او نتواند از محل بگريزد!
در عين حال هيچكس نمى داند اگر بيمارى مارادونا همان قدر شديد بوده است كه مى گويند، او چطور زنده مانده و به آن شكل بيمارستان را با پاى خود ترك كرده است. فقط ۷۲ ساعت قبل از ترك بيمارستان دوباره عنوان شده بود كه وى در مرز زندگى و مرگ ودريك خط حائل نازك بين اين دو حركت مى كند. وقتى او برخلاف اين تشخيص هاى خطرناك پزشكى بيمارستان را ترك كرد، باز به همان «زندگى بى خيال» گذشته اش رجعت كرد. تا توانست غذاهاى چرب خورد، گلف بازى كرد، گاهى لگد به توپ فوتبال زد، اجازه داد دوروبرش شلوغ شود و همان «ديه گو» يى شود كه در سالهاى اخير مى شناختيم. به قول يك مقام پزشكى، ديه گو در اين مدت هر كارى را كه نبايد انجام مى داد، صورت داده است!
آدم قحطى ديده
در چنين شرايطى خيلى ها در كوبا هر لحظه و دقيقه تحولات مرتبط با ديه گو را زير نظر دارند، زيرا اينجا كشور دوم وى شده است.
كوبايى ها مى گويند وى طى اقامتش در نزد آنان مثل آدم هاى قحطى ديده و وحشى غذا مى خورده، عاشق گلف شده و حتى شب ها هم به اين ورزش مفرح مى پرداخته و با مهربانى اش دوستان بسيارى را براى خود يافته است. به اين ترتيب جاى تعجبى نداشت كه در روزهاى وخيم اعلام شدن حال ديه گو در بوينوس آيرس، مردم كوبا براى سلامتى مردى كه در ايام جوانى و بازيگرى اش يك نابغه فوتبال بود و تيم ملى آرژانتين را يك تنه قهرمان جام جهانى ۱۹۸۶ و نايب قهرمان جام ۹۰ و ناپولى را در سالهاى ۱۹۸۷ و ۱۹۹۱ فاتح «سرى آ» و به سال ۱۹۹۰ فاتح جام يوفا ساخت دائماً دعا مى خوانده اند و حتى اگر سرى به هاوانا بزنيد، از ديدن و لمس ميزان محبوبيت وى غرق درشگفتى مى شويد.
چراغ قوه به دست
زندگى در كوبا از هر جهت به نفع ديه گو بود. از يك سو او از شلوغى وحشتناك بوينوس آيرس فرار مى كرد و برخلاف آنجا از فعاليت دائمى خبرنگاران در زندگى خصوصى اش در امان بود و از جانب ديگر مى توانست امكاناتى را در اختيار داشته باشد كه در آرژانتين و يا هر جاى ديگرى براى او ميسر نبود. ديه گو در كلوبى كه در هاوانا به گلف مى پرداخت، يك ماشين كوچك اختصاصى و به نام خودش در اختيار داشت كه با آن به اينجا و آن جاى زمين گلف مى رفت و شاهدان عينى مى گويند او به هيچ وجه از آن جا دل نمى كند و نصفه هاى شب براى پيدا كردن توپى كه شليك كرده بود، چراغ قوه به دست به اين سو و آن سو سرازير بود و حتى مى گويند توپ هايى «فسفر»ى در اختيار او گذاشته بودند كه درنيمه هاى شب برق مى زد و قابل رؤيت بود!
يك تاجر اروپايى كه در تنها كلوب گلف هاوانا با مارادونا بازى كرده بود، مى گويد: «بازى با ديه گو واقعاً شيرين بود. او دائماً جوك مى گفت و هرگاه توپ را در حفره جاى مى داد، چنان دستهايش را با شادى بالا مى برد كه انگار در زمين فوتبال گل زده است». يك همبازى ديگر مارادونا در آن كلوب كه راننده سفارتخانه بريتانيا در هاوانا بود، همين حرف ها و نظريه را تكرار كرده است.
مثل ثروتمندان مهربان
كلوب ديگرى كه مارادونا در هاوانا زياد به آن سر مى زد، يك كلوب ورزش وآمادگى جسمانى به نام لاپرادرا بود. كارگردان و كارمندان كلوب تعريف مى كنند كه ديه گو مثل ثروتمندان مهربان رفتار مى كرد و دائماً چيزهايى از قبيل لباس هاى فوتبال، ساعت مچى و پيراهن هاى شماره ۱۰ آرژانتين را كه در ايام بازيگرى اش به تن مى كرد و به نام وى مشهور است، به اين و آن هديه مى داد و باز روايت مى كنند، وقتى براى صرف شام به خانه يكى از سفراى خارجى در هاوانا دعوت شده بود، با شلوار كوتاه و تى شرتى كه چند جاى آن مخصوصاً پاره شده وچهره حك شده «چه گوارا» برروى شانه و نامهاى خالكوبى شده دو دخترش بر روى بازوى او ديده مى شد، در آن محل ظاهر شد.
وقتى فيدل شگفت زده شد
«اسون كوهن فون بورگش دورف» نماينده «كميسيون اروپا» كه در آن مجلس حاضر بود، ديه گو را مردى روشن بين، باهوش و مطلع از فعل و انفعالات جهانى توصيف كرده است، اين ديپلمات آلمانى مى گويد:« ديه گو حتى يك لحظه هم تحسين و احساس مساعدش را نسبت به كاسترو پنهان نمى كرد». ديه گو حتى چهره كاسترو را هم بر روى ساق پاى چپش خالكوبى كرده است و روايت مى كنند وقتى آن را به رهبركوبا نشان داده، وى غرق در شگفت شده است.
و باز مى گويند فرداى آن روز كاسترو دستيار شخصى اش را با يكى از كلاه هاى نظامى مختص خود به رسم هديه تولد نزد ديه گو فرستاده و روى آن يادداشتى با اين مضمون گذاشته بود:«تولدت مبارك باشد. اميدوارم سه برابر سن فعلى ات و با سلامتى وانرژى زندگى كنى. فيدل كاسترو».
نمونه هاى افراط
كسى نمى داند مارادونا حتى قادر است سن فعلى اش را هم پشت سر بگذارد يا نه.
«نمونه هاى زياده روى وافراط» ، معمولاً سرنوشت خوشى نداشته اند: گارينشا فوتباليست جادوگر برزيلى جانش را روى اعتياد به مشروبات الكلى گذاشت وجورج بست ايرلندى اگر زنده مانده و ۵۸ سال سن دارد اما بارها در بيمارستان بسترى شده و چيزى به اسم كليه براى او نمانده است. گرد مولر آلمانى نيز تا مرز نابودى بر سر همين قضيه پيش رفت اما حالا عهده دار پستى در باشگاه بايرن مونيخ است و با نوجوانان سروكله مى زند.
پل گاسكوين انگليسى نمونه ديگرى است كه در ۳۷ سالگى هرچه مى كوشد تيم تازه اى بيابد هيچكس به او روى خوش نشان نمى دهد و مشروبات الكلى از هافبك تكنيكى درخشان اوايل دهه ۱۹۹۰ انگليس فقط سايه اى تأسف بار را به جاى نهاده است. مارادونا كه طى سكته اخيرش به اعتراف خودش تا يك قدمى مرگ پيش رفت ، باز به ادعاى خود فقط با حضور و كمك دوستداران فوتبال آرژانتين و بويژه دعاى هواداران بوكاجونيورز تيم سابق و محبوب وى زنده مانده است اما در اين كه اين حضور و كمك براى نجات اودر دفعات بعدى هم كافى خواهد بود، شك و ترديد اساسى وجود دارد.