|
نشريات انديشه
|
|
|
|
بررسى همايش جهانى حكمت مطهر
|
|
|
|
كتاب انديشه
|
|
|
|
|
نشريات انديشه
روان شناسى و دين
|
|
|
تقريب ميان روانشناسى و دين، بطور محسوس و ملموس از قرن نوزدهم آغاز شده است و تا امروز ادامه دارد. به يقين دين ـ يا به تعبير دقيق تر ديندارى ـ يكى از تظاهرات شايع، گسترده و عميق د رحيات انسانى و بشرى است و از اينرو كاملاً ناممكن مى نمود كه شاخه مهم و رشته مهمى همچون روانشناسى، كه با تظاهرات روان و تحليل رفتارهاى متعدد انسانى سروكار دارد، از تحليل و تأمل در مورد اين جلوه عميق وجود بشرى و افعال ناشى از آن غفلت نمايد. امروزه به هيچ وجه نمى توان در حوزه مطالعات روانشناختى، از پرداختن و توجه به روانشناسى دين صرفنظر نمود. شايد بتوان گفت كه روانشناسى دين شاخه اى است كه دينداران بيش از روانشناسان و متخصصان روان بدان نيازمندند تا از آن طريق اضلاع و ابعاد ديگرى از ديندارى را مكشوف سازند. رويكرد دينداران به مقوله روانشناسى دين در كشور ما، عمدتاً رويكردى كلامى است. رويكرد كلامى به روانشناسى دين در عين حال كه لازم است ولى كافى نيست. امروز وقت آن است كه در ميان متفكران دينى علاوه بر رويكرد سلبى مانند رويكرد كلامى، از رويكردهاى اثباتى و همدلانه و براساس بهره مندى از روانشناسى دين در تفسير و تحليل ديندارى و بطور كلى در حوزه معرفت و عمل دينى سود برده شود. امروزه روانشناختى دين موضوعات بسيار متنوع و متعددى را موضوع بحث خود قرار داده است كه تنها بخش معدودى از آن موضوعات در محافل علمى و فرهنگى ما مطرح و مورد تأمل قرار گرفته است. همايش روانشناسى و دين كه به همت مؤسسه سه علامه و با همكارى مديريت فرهنگى دانشگاه تبريز ـ به مديريت دكتر يوسف رضاپور ـ در دانشگاه تبريز برگزار شد، اين موضوع مهم و بحث انگيز را در حد وسع خود براى جامعه علمى واهل فكر مطرح ساخت. نشريه حاضر مجموعه مقالات ارائه شده در آن همايش منتشر كرده است. از جمله اين مقالات: ـ رابطه دين و اخلاق از ديدگاه يونگ / مسعود اميد ـ تأملى در نظريات روانشناختى منشأ وحى / حجت الاسلام حيدرباقرى اصل ـ دين و اصول روانشناختى مراحل رشد / منصور بيرامى ـ نيايش و توكل ، عوامل آرامش روح انسان / دكتر خليل سلطان القرائى ـ بهداشت روانى و دين / حسن صبورى مقدم. ـ فرويد و اعتقاد دينى / ويليام رو ـ تأثير دين در منش آدمى / مصطفى ملكيان
|
|
|
|
|
بررسى همايش جهانى حكمت مطهر
طهارت از نقد
|
|
|
۱ ـ قضيه از اين قرار بود كه سازمان صدا و سيما جمهورى اسلامى ايران با همكارى حداقل يازده سازمان ديگر از جمله مركز مديريت حوزه علميه قم، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، سازمان مدارس وحوزه هاى علميه خارج از كشور، فرهنگستان علوم ، مركز جهانى علوم اسلامى، شهردارى و سازمان فرهنگى ـ هنرى شهردارى تهران همايشى با عنوان «حكمت مطهر» برگزار كرد. در اين همايش كه ازتاريخ ۶ تا ۹ ارديبهشت ماه درسالن همايش هاى صدا و سيما برگزار شد، حدود شصت تن از صاحب نظران، پژوهشگران و استادان خارجى به همراه تنى چند از استادان ايرانى خارج از كشور و صاحب نظران داخلى به بحث وتبادل نظر درباره انديشه هاى آيت الله مرتضى مطهرى و بررسى آراى وى پرداختند. اگر از حواشى اين برنامه كه شامل چند نشست خبرى، همايش هاى متعدد در روزهاى قبل و بعد از همايش اصلى و برنامه هاى راديويى و تلويزيونى بود، بگذريم؛ همايش اصلى طى دوازده نشست شامل سخنرانى و ميزگرد به انجام رسيد. اين دوازده نشست شامل موضوعاتى پيرامون انديشه ها وزندگى آيت الله مطهرى، آزادى انديشه، احياء دينى، حقوق بشر و حقوق زنان، تكثرگرايى دينى و... بود كه در هر يك، صاحب نظران به بررسى موضوعات مطروحه و نگاهى اجمالى به انديشه هاى مرتضى مطهرى در خصوص آن مفاهيم و موضوعات پرداختند. ۲ ـ به نظر مى رسيد كه تنها مشكل براى حضور در همايش مذكور، مسأله حراست عجيب و به دور از تصور سازمان صداوسيما (به عنوان يك نهاد فرهنگى) باشد كه به واقع حراست پروازهاى خارجى راتداعى مى كرد. هنگام ورود به محوطه مركز بين المللى همايش هاى صدا و سيما اولين چيزى كه بسيار دور از تصور مى نمود، مسأله مراقبت و حراست براى ورود و خروج بود كه تا روز آخر براى خبرنگاران اساسى ترين مشكل محسوب مى شد. البته در طول همايش نيز مشخص شد كه خبرنگاران موجودات خطرناكى هستند كه همواره نياز به مراقبت دارند. در تمام طول اجراى همايش فردى محترم، البته بدون هيچگونه مزاحمت، در اتاق خبرنگاران حضور داشت ومراقب اعمال و رفتار خبرنگاران بود. به هر حال خبرنگارى تحت الحفظ نيز نوعى از خبرنگارى است كه در اين ديار باب شده است و به نظر مى رسد بايد كرسى نيز در دانشگاهها براى آن اختصاص داد، تا بتوان به خبرنگاران از همه جا وهمه چيز بى خبر تعليم داد كه چگونه در حالى كه تحت كنترل هستند به تهيه خبر بپردازند. به اين مسائل اشكال ترجمه همزمان همايش را نيز اضافه كنيد. گاه كه مترجم مورد نظر در دسترس نبود و آنگاه نيز كه مى شد صداى وى را شنيد بايد طرحى نو در زبان مادرى رامى پذيرفتيم. ۳ ـ نكته جالب تر حضور اعيان ثابته اى است كه همواره در همايش هايى كه به نوعى نهادهاى رسمى متولى آن است، حضور دارند. گويى طى توافقنامه اى نانوشته باب شده كه به اين افراد، «انديشمندان رسمى» بگويند ودور ازانتظار نيز نخواهد بود كه وقتى نهادهاى رسمى همايشى را براى ايدئولوگ خود برگزار مى كند تنها از افرادى دعوت به عمل آورد كه به نوعى دستى بر آتش دارند. در رأس تمامى آنها مى توان به دكتر حميد مولانا، اشاره كرد كه استاد ايرانى دانشگاه جرج واشنگتن است و تقريباً براى اكثر همايش هايى از اين دست به ايران ـ كهن زاد و بوم و برش ـ سفرى دارد. او در اين همايش از فلسفه ارتباطات اسلامى سخن گفت و در اين ميان آراى مرتضى مطهرى را مورد تأكيد قرار داد. وى «مفهوم هدايت اسلامى» نزد مطهرى را با هدايت درعلم سايبرنتيك مقايسه كرد وعلامه طباطبايى ، استاد مطهرى وعلامه محمدتقى جعفرى را از سرآمدان حوزه فلسفه ارتباطات اسلامى برشمرد. ديگرى حسن رحيم پورازغدى بود كه در ميزگردى با حضور چند تن از اساتيد خارجى حاضر در اين همايش به بحث از آزادى انديشه در دين پرداخت. دكتر رضا داورى اردكانى، رئيس فرهنگستان علوم و استاد فلسفه دانشگاه تهران نيز از سخنرانان روز اول همايش بود. ديگر صاحب نظران ايرانى حاضر در اين همايش محسن جهانگيرى ، على شريعتمدارى ، غلامعلى حداد عادل، حسين غفارى و مهدى محقق بودند . اما در اين ميان حضور فرهنگ رجايى، استاد ايرانى دانشگاه كارلتون كانادا بسيار جالب بود و از آن جالب تر ادعاى ليندا كلارك، استاد اسلام شناسى، از كانادا بود كه مطهرى را «ليبرالى محافظه كار» دانست كه اگر عمر بيشترى مى داشت صد در صد عقايد ليبرالى راديكالى را طرح ريزى مى كرد. ۴ ـ با اين وصف نبايد انتظار داشت كه در اين همايش رويكردى انتقادى كه همواره مورد تأكيد مسؤولان اجرايى همايش وخصوصاً دبير آن، دكتر حسن حسينى (مدير شبكه سراسرى صدا) بود، مورد توجه باشد و به جرأت مى توان گفت كه هيچ يك از حاضران قبول زحمت نكردند تا به نقد از «حكمت مطهر» مطهرى زبان بگشايند وهمه مطهرى را يگانه درّ مخزن معرفت و حكمت اسلامى معرفى كردند كه از هر چه سخن گفته درست بوده و امروز نيز تمام آن درّ نادر نيازجامعه است. سنت نقد ديرى است كه در ديار ما غيبت كبرى دارد و تمجيد يا تخريب دامن گسترده است. و از آنجا كه انتظار نيست كسى ايدئولوگ جمهورى اسلامى را تخريب كند پس راهى جز تمجيد پيش رو نيست. اين را از نام همايش نيز مى توان دريافت. «حكمت مطهر» سرشار از پيش داورى و حكمى مفروض است كه از همان ابتدا تكليف مخاطب را با موضوع روشن مى كند. حكمت مطهر و حكيم طاهر اگر بدان معنا باشد كه آرا و انديشه هاى كسى صد درصد درست وعارى از خلل وخطاست، آنچنان شيرى است كه خدا خود نافريد. انديشه بشرى ، كاستى، نقصان و اشتباهاتى دارد كه گويا مطهرى از آن برى بوده است و به لحاظ معرفت شناختى و استعلايى نمى توان از انسان انتظار داشت به تمامى مسائل و موضوعات بپردازد (حكيم يعنى اين) ولى اشتباه نداشته باشد، مطهر باشد ومطهر بماند و آيندگان هيچگونه نقد صائبى نسبت بدان نداشته باشند. چه كسى كه فلسفه مى گويد و چه كسى كه آن فلسفه را بررسى مى كنند، اگر آن آموزه ها را با هاله اى از مفهوم قدسى و مقدس مزين كند راه به مقصود نخواهد برد، جز اينكه باب نقد را مى بندد و باب تخريب وتمجيد را مى گشايد. اين بلايى است كه در طول تاريخ فلسفه اسلامى بر سر انديشه هاى فلاسفه اى چون سهروردى ، ملاصدرا و... نيز افتاده است. ۵ ـ مارك ليلا در بررسى انديشه هاى ژاك دريدا، فيلسوف پساساختارگرايى معاصر فرانسه گفته بود: «تاريخ فلسفه فرانسه را در سه دهه پس از جنگ جهانى دوم در يك جمله مى توان خلاصه كرد؛ « سياست ديكته كرد و فلسفه نوشت.» مجيد مددى، مترجم آثار فلسفى نيز بر اين باور است كه نظام فلسفى و فيلسوفان همواره در خدمت سياست بوده اند؛ اما نكته آزموده تر و سنجيده تر را دكتر شاپور اعتماد، استاد فلسفه، بيان مى كند. وى بر اين اعتقاد است كه نظام فلسفه بيش از آنكه تحت تأثير نظام معرفت باشد، تحت تأثير نظام قدرت است كه اين ادعاها چندان غريب نيست. ميشل فوكو، فيلسوف و انديشمند فرانسوى، نيز اساس گفتمان معرفتى را تحت تأثير بى واسطه نظام وگفتمان قدرت ارزيابى مى كند. امروز در ايران انديشمندان را مى توان به دو دسته رسمى و غيررسمى تقسيم كرد. اين دو دسته به دو جنبش فكرى ـ فلسفى متفاوت دامن زده اند. انديشمندان رسمى تنها همان نظام فلسفى آكادميك را دنبال مى كنند و جريان بيرون از آكادمى نيز بيشتر به دنبال ايجاد فضايى فكرى ـ عمومى به واسطه ترجمه وسخنرانى ها و نشست هاى غيررسمى است. ۶ ـ همان قدر كه طهارت فلسفه از حوزه هاى ديگرى چون سياست، اقتصاد و... امرى ميمون و مبارك است؛ طهارت فلسفه از نقد ونگاه انتقادى و بيان كاستى هاى آن امرى ناميمون ونامبارك است. و اگر هم عده اى طالب آن باشند، كاركردى ندارد. حال حتى اگر سعى شود تمام برنامه هاى رسانه اى را در خدمت تبليغ آن قرار داد و ازصداى محمدرضا شجريان (طبق معمول بدون اجازه) براى تهيه كليپ چنين برنامه هاى تبليغاتى اى بهره جست ،راه به مقصود نخواهيم برد و شايد حتى نتيجه اى عكس آنچه طالبش هستيم، حاصل كنيم.
|
|
|
|
|
كتاب انديشه
علت شناسى انحطاط و عقب ماندگى ايرانيان و مسلمين
|
|
|
> دكتر داريوش رحمانيان > مؤسسه تحقيقاتى علوم اسلامى ـ انسانى دانشگاه تبريز (علامه تبريزى) كتاب حاضر پژوهشى است با هدف ارائه گزارشى دقيق وهمه جانبه انديشه هاى برجسته ترين انديشه گران دوره قاجار و پهلوى در موضوع «علت شناسى انحطاط و عقب ماندگى ايرانيان و مسلمين.» اگر بپذيريم كه گرفتار ركود فكرى و بن بست انديشه و گرفتار بحران تفكر و عقلانيت هستيم، اگر باور داشته باشيم كه اساسى ترين وجه بحران ما، بحران عقلانيت است وبراى علاج دردهاى مزمن تاريخى خودو گشودن راه ترقى و تجدد حقيقى، راهى جز تأسيس يك عقلانيت جديد فلسفى نداريم، در آن صورت بايدبپذيريم كه تنها راه و اساسى ترين كار براى علاج بحران تفكر و عقلانيت و نيل به توانايى تأسيس يك عقلانيت جديد فلسفى، پرداختن به ريشه ها و پيشينه هاى آن بحران و به عبارت بهتر علت شناسى دقيق و عميق آن، از راه شناخت فلسفى ـ تاريخى است. در اين راه اولين گام، البته فهم علل وعوامل عقب ماندگى بارز ما، در دانشهاى انسانى و اجتماعى و به ويژه دانش تاريخ و به طور اخص فن تاريخ انديشه است. نمايندگان جريان تجددگرايى اسلامى، علت العلل انحطاط مسلمين را انحراف از اسلام اصيل اوليه مى دانند كه تحت تأثير استبداد سياسى و دينى و يا پيشامدهاى تاريخى و نفوذ افكار و فرهنگهاى بيگانه صورت گرفته است. نمايندگان جريان غرب گرايى عمدتاً آيين و فكر و فرهنگ شرقى را عامل انحطاط و عقب ماندگى تلقى كرده اند. نمايندگان جريان باستانگرايى علت انحطاط ايران دوره اسلامى را در وجود اسلام و عرب خلاصه كرده اند. گروه انديشه گران ماركسيست بعضاً پيشامدهاى تاريخى و تهاجمات خارجى و در دوره جديد استعمار غربى را عامل انحطاط و عقب ماندگى ايران تلقى كرده اند. در مجموع در آثار متفكرانى كه دراين كتاب موردتحقيق قرار گرفته اند علل و عواملى چون دين، نظام سياسى، فرهنگ، اخلاق، تهاجمات خارجى، شرايط جغرافيايى و شيوه توليد اقتصادى به عنوان علل انحطاط و عقب ماندگى ايرانيان و مسلمين مورد بحث قرار گرفته اند.
|
|
|
|