پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۲۳ ربيع الاول ۱۴۲۵
Thu, May 13, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۷۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
گفت و گو با مرتضى انوارى، استاد دانشگاه بركلى آمريكا
گفت و گو با نصرالله جهانگرد دبير شوراى عالى اطلاع رسانى
انگيزه قوى براى دستيابى به فن آورى اطلاعات
گفت و گو با مرتضى انوارى، استاد دانشگاه بركلى آمريكا
163884.jpg
در آخرين تقسيم بندى كشورهاى جهان از ديدگاه رشد در زمينه فناورى اطلاعات ـ ITـ ايران همراه با ۳۷درصد ديگر از كشورهاى جهان در رديف بازماندگان قرارگرفته است. اين كه Information Technology خوب است، توسعه به همراه مى آورد، شغل ايجاد مى كند، حركت و تنوع در بازار مرهون وجود اوست و توليد را رونق مى بخشد، همه از صفات شناخته شده IT است.
فناورى براستى مى تواند فرصت هاى بزرگ براى اقتصاد، فرهنگ و اجتماع به بارآورد و هر روزه نقش ماشين را در«كيفيت زندگى» آدمى افزون كند، اما شرايط و بستر بكارگيرى آن و لزوم سازگارى بين ابزارهاى فناورى و انسان و شناخت آن براى استفاده بهينه ضرورى است.
وب محصول IT و اينترنت مولود وب است. اين ابزارهاى فناورى به خودى خود، نه خوب است و نه بد. اما چگونگى استفاده ما از آنها نتيجه را روشن مى سازد. ايران از سال ۱۳۸۱ با برنامه تكفا ـ توسعه و كاربرى فناورى اطلاعات و ارتباطات ايران ـ جهشى خوب براى قرارگرفتن در جمع پيشتازان فناورى اطلاعات دنيا داشته است.
گفت وگو با دكتر مرتضى انوارى استاد دانشگاه بركلى آمريكا و رئيس مركز ملى فنى آورى اطلاعات و ارتباطات وابسته به مركز تحقيقات مخابرات ايران، پيرامون چگونگى حركت براى رسيدن به جامعه IT محور الزامات آن است.
| بحث من پيرامون برنامه هايى است كه براى پيشرفت مبتنى بر فناورى اطلاعات در كشور طرح ريزى شده است. بديهى است كه براى بهره بردارى مناسب از IT، گام اول شناخت محيط و شناخت ابزارى است كه مى خواهيم از آن استفاده كنيم. هدف هم استفاده از دانش براى كاهش فاصله علمى ايران با كشورهاى پيشرفته است. آيا اين راه به اين نتيجه مى رسد؟
مهمتر از انتخاب ابزار، تعيين هدف است. به نظر من يك هدف والا براى ايران اين است كه كوشش كند بسرعت راهى كه كشورهاى پيشرفته رفته اند، طى كند. تا اين فاصله و شكاف نه تنها بيشتر نشود بلكه كاهش پيدا كند، با اين فرض كه رسيدن به سطح آنان ناممكن است. اين را بگذاريم هدف اول، بعد بگوييم براى دست يافتن به اين هدف، يك راه اساسى و حياتى اين است كه در درجه اول آن تكنولوژيهايى را انتخاب كنيم، كه تكنولوژى هاى آينده است نه تكنولوژى هاى گذشته و در اين زمينه ها خود را جلو ببريم. چون اين تكنولوژى ها جديد است و اصولاً IT چيز جديدى است به نظرمى رسد ما توانايى انجام آن را داشته باشيم. به نظر من اين كاملاً عملى است به اين دليل كه برخلاف فناورى هاى ديگر، كه مستلزم سابقه تاريخى بلندمدت است، فناورى اطلاعات خودش نو است و اتفاقاً كشورهاى جهان سوم بايد بروند به سوى توسعه و كاربرى اين تكنولوژى. فناورى هاى ديگرى هم هست كه مستلزم سرمايه گذارى هاى خيلى زياد است مانند نانو فناورى. درست است كه نانو فناورى زمينه اى بسيار مهم و حياتى از علم است ولى من مطمئن نيستم كه بتوانيم با آن سرعتى كه در فناورى اطلاعات جلو مى رويم، به آن بپردازيم. به علت اين كه ما آدم هاى لازم براى توسعه IT را در اختيار داريم.
| حال اين سرمايه هاى انسانى بالقوه و سرگردان را چگونه بايد هدايت كنيم و در مسير توسعه IT قراردهيم؟
< بايد در IT سرمايه گذارى مادى و معنوى كنيم و كوشش كنيم ايرانيانى كه در خارج هستند جذب كنيم. پروژه هاى استراتژيك يك سطح بالا تعريف كنيم و اين پروژه ها را در اختيار كسانى قراردهيم كه شايستگى انجام آن را دارند.
تعداد زيادى IT manager تربيت كنيم، همچنين افرادى كه تخصصشان در زمينه هاى مختلف كاربردهاى IT است مانند بانكدارى، بيمه، تجارت الكترونيكى و آموزش الكترونيكى. سعى كنيم افراد متخصص در اين زمينه ها تربيت كنيم نه تنها براى فناورى بلكه براى Business بعد در دانشگاه ها تلاش كنيم كه در دانشكده هاى كامپيوتر در زمينه بانكدارى، ليسانس كامپيوتر اعطا كنيم يعنى رشته دوم اين فارغ التحصيلان بانكدارى باشد يا توريسم. يعنى كاربردهايى كه وجود IT در آن ها مهم است و از طرفى دانستن دانش كامپيوتر هم در آن ضرورى است. يك مشكل بزرگى كه ما در دانشگاه ها با آن روبرو هستيم اين است كه فارغ  التحصيلانى كه رشته آنها به نوعى به IT مربوط است، تخصصى در زمينه ديگر ندارند و نمى توانند در كاربردها با كسانى كه متخصص هستند ارتباط فنى و علمى برقرار كنند، بطور مثال اگر كسى بخواهد راجع به سيستم هاى بانكى با استفاده از اينترنت، سيستمى مبتنى بر وب طراحى كند، مسلماً بايد بداند كه اصول و قواعد بانكدارى چيست، در غير اين صورت موفق نخواهدبود.
از كارهاى ديگرى كه بايد انجام داد، سرمايه گذارى دولت است. البته اين سرمايه گذارى ها نبايد پخش شود، بلكه بايد پروژه هاى ملى را انتخاب كند و روى آنها سرمايه گذارى كند كه اين باعث به وجود آمدن پروژه هاى جذاب و كوچك تر خواهدشد كه بخش خصوصى مى تواند در انجام آنها فعال شود. يكى از دستاوردهاى مهم اين طرح نيز اشتغال خواهدبود.
| يك برداشت نادرست ما در اين موارد هميشه «نگرانى از تغيير» بوده است. حال سؤال من اين است كه IT يك تسهيل ساز است يا خودش كار انجام مى دهد؟
< IT وسيله اى است براى گسترش مغز انسان. شما هرجا كه با دانش سروكار داريد، IT هم هست و در تمام شؤون زندگى فرد دخالت دارد.
ما بايد تغيير را بپذيريم و به عنوان يك فاكتور غيرقابل اجتناب آن را وارد زندگى كنيم. به قولى تنها چيزى كه تغيير نمى كند و ثابت است، تغيير است. در IT هم ما بايد به سراغ آخرين فناورى ها برويم. يعنى كوشش و سرمايه گذارى در راستاى وب محورى باشد.
\ نيازهايى كه ما در راستاى دست يافتن به اين جلوه فناورى داريم، سخت افزارى است؟ نرم افزارى؟
< در درجه اول انسان افزارى و بعد نرم افزارى.
| پس سخت افزار در اولويت آخر قرارمى گيرد. آن چيزى كه ما الآن بيشتر بر روى آن سرمايه گذارى مى كنيم!
< سخت افزار را مى شود پول خرج كرد و رفت و خريد. مسأله شما را كه حل نمى كند!
| من از اين مقوله ، فهم نادرست از IT يا ناتوانى در استفاده از ابزار فناورى هاى نوين را نتيجه مى گيرم و اين برمى گردد به مديريت. يعنى الآن اگر نيازهاى ما سخت افزارى شده و مديران ما به سراغ حل مسائل سخت افزارى مى روند برمى گردد به اين كه ما، مديريت فناورى نداريم. به نظر شما درباره چالش هاى مديريتى كه در حوزه IT با آن روبرو هستيم، چيست؟
< يكى از چالش هاى اصلى اين است كه بسيارى از مديران ما در حوزه IT بزرگ نشده اند يعنى در فرهنگ بهره بردارى از IT بزرگ نشده. اين كافى نيست كه يك نفر بتواند از كامپيوتر و چند نرم افزار كاربردى استفاده كند، فهم، داشتن آگاهى و دانش در حوزه فناورى اطلاعات است و تصور منظرى نسبت به آينده.
تا اينجا كه گفتم وضع فعلى بود، ولى اين اوضاع را مى توان بهتر كرد، يعنى مى شود براى كسانى كه در موقعيت هاى مديريت IT هستند سمينارهاى هدف دار گذاشت نه اين كه به آنها زبان جاوا، بيسيك يا آفيس ياد بدهيم. بلكه سخنرانى هايى بگذاريم كه به مسائل راهبردى اشاره شود. مثلاً اشاره به وضع فعلى IT در دنيا و اين كه چگونه مى شود محيطى مبتنى بر ITرا هدايت كرد و يا اين كه رابطه IT با ساير فرآيندهاى سازمانى را تبيين كنيم. يعنى بگوييم كه فناورى اطلاعات تا چه اندازه مى تواند به بهره ورى در سازمان كمك كند و چه تغييراتى در صورت آوردن IT به سازمان به وجود مى آيد؟ و اين كه اين تغييرات را چگونه مى توان مديريت كرد؟ اين تغيير خودش بايد يك مديريت داشته باشد. به نظر من مديران ما افرادى هوشمندى هستند و مى توان با آموزش هاى راهبردى و هدف دار نگرش آنان را در مورد فناورى اطلاعات بهبود بخشيد.
| اين آموزش IT و كاركردهاى آن چگونه بايد باشد تا داراى بيشترين اثربخشى باشد؟
< اين آموزش به معناى مطلق كلمه نيست. اين exposure است. شما مديران را مى آوريد و به آنها نكاتى را عرضه و ارايه مى كنيد و در اين فرآيند لازم نيست كه وارد مسائل تكنيكى شويد.
مثلاً شما وب را معرفى مى كنيد و قابليت ها و مشكلاتش را هم بيان مى كنيد و كمك هايى كه اين ابزار مى تواند به يك سازمان و مؤسسه بكند براى او شرح مى دهيد. آينده وب را روشن مى كنيد و مى گوييد براى چه مهم است. بعد مى شود به آنها ياد داد كه چگونه سازمان خودشان را در آن جهت هدايت كنند و در اين راه ابزارهاى مورد استفاده كدامند. به آنها مى گوييد در انتخاب افراد و استخدام آنها سعى كنند دنبال بهترين ها بروند و متخصصان را گردهم جمع كنند. اينها چيزهايى است كه بايد به مديران گفت و يادآور شد كه بقاى آنها در IT بستگى دارد به اين كه چقدر بلدند. چون دير يا زود فارغ التحصيلان دانشگاهى ما جاى اينها را مى گيرند. مخصوصاً اگر اينها خودشان را به روز نگه ندارند.
البته الآن دولت در راستاى طرح تكفا، از طريق سازمان مديريت و برنامه ريزى بخشنامه كرده است كه تمام مديران بايد ۱۰۰ساعت درس IT ببينند. ولى مشكل كار اين است كه در اين ۱۰۰ساعت به آنها ويندوز، اكسل و نرم افزارهاى كاربردى ياد مى دهند. اين مشكلى را حل نمى كند! كسى كه ويندوز بلد است نمى تواند بگويد كه آينده وب چه مى شود!
| اشاره اى به تربيت كارشناسان IT در دانشگاه ها و لزوم كاربردى شدن آموزش آنها داشتيد. مى خواهم دوباره به اين موضوع بپردازيم كه نوع آموزش ما در دانشگاه ها به گونه اى است كه فارغ التحصيلان دانش اوليه را بياموزند و بعد وارد محيط كار شوند و با استفاده از استعداد و دانشى كه آنها به آموخته ايم، بتوانند با تعامل با صنعت و محيط بيرونى به روز آمد كردن خود بپردازند؟
< دانشگاه هاى ما بايد يك تغيير اساسى را در برنامه هايشان اعمال كند و اين موضوع جزو اولويت هاى اساسى است تا آنجا كه مى دانم برنامه هاى آموزشى دانشگاههاى ايران مربوط به ده يا ۲۰ سال گذشته است و اين در دنيايى كه براساس قانون نصف عمر، تمام اطلاعاتى كه شما بلديد در ۱۸ماه آينده، نقطه ۵۰درصد آن به كار شما مى آيد، بسيار جاى تأسف دارد. پس با اين شرايط نمى توانيد برنامه هاى۱۰سال گذشته را اجرا كنيد و به يك استراتژى نوين در ياددادن و يادگرفتن نياز داريم. البته بايد تغييرات را به گونه اى انجام داد كه با حفظ انسجام به روزآمدى برسيم.
IT يك فناورى چندوجهى است و بايد توجه كرد كه با Computer Science فرق دارد. مگر اين كه شما بخواهيد Computer Science تربيت بكنيد ولى اسمش را بگذاريد IT. چون IT مد است. حتى من مى خواهم بگويم كه IT خيلى شمول ندارد و شما بايد به سمت ICT برويد. چون IT كاملاً به فناورى ارتباطات وابسته است. از طرفى در IT نياز نيست كه شما تئورى علوم كامپيوتر را ياد بدهيد. چون هدف يكى نيست. هدف IT اين است كه كسانى را تربيت كنيد كه بتوانند كاربردهايى را به وجود بياورند و سيستم هاى هوشمندى طراحى كنند كه در تجارت، آموزش و تسهيل روابط دولتى به كار بيايد و اين IT man هاى شما بايد يك دانش عميقى نسبت به اطلاعات و زيرمجموعه آن داشته باشند كه اصلاً اطلاع رسانى و مبانى آن در راستاى توسعه پايدار چه نقشى دارد؟ همچنين نسبت به دانش و مديريت دانش آشنايى پيدا كنند، سيستم هاى فعال در دنيا را بشناسند. www را به خوبى بشناسند و قادر به ترسيم فرداى آن باشند.
در اين مورد مى شود از الگوى غربى ها هم استفاده كرد. مثلاً در آمريكا دوره هاى IT در دانشگاه ها وجود ندارد. اينها به دانشجويان Computer Science، Information System و Bussiness در يك دوره هايى IT مى آموزند و آنها را وارد صنعت مى كنند. البته براى اين كار ما مكانيزم هاى آنان را در اختيار نداريم. مشكل اين است كه در كشور ما IT يك رشته آكادميك معرفى مى شود و به صنعت وارد نشده است.
با تمام اين اوصاف مى توان گفت نقش ايران در  IT جهانى يك «نظاره گر» و «گزارشگر» است.
متأسفانه اين گونه است. ولى در ۲سال گذشته من حس مى كنم يك انگيزه قوى براى جلو رفتن به وجود آمده است. خب، اين فقط در  IT و ICT نيست، در همه موارد است. انگيزه اى قوى براى كار انجام دادن و خدمت كردن.
| از بالا به پايين يا از پايين به بالا؟
< از بالا به پايين و اين خيلى باعث خوشبختى است. دولت متوجه شده و افرادى وجود دارند كه با آگاهى كار مى كنند و من خيلى خوش بين هستم البته خوش بينى كافى نيست ما بايد آستين هايمان را بالا بزنيم و كاركنيم و يكى از علت هايى كه من اينجا هستم، اين است.
گفت و گو با نصرالله جهانگرد دبير شوراى عالى اطلاع رسانى
وبلاگ، وجه ديجيتالى هويت شهروندى است
163992.jpg
مهندس نصرالله جهانگرد، دبير شوراى عالى اطلاع رسانى و نماينده ويژه رئيس جمهور در طرح تكفا است. وى سال گذشته با توجيه لزوم تشويق توليد محتواى مثبت و مفيد در شبكه، نگاه مثبت خود را به پديده نوظهر وبلاگ نشان داد، ولى اكنون پس از يك سال، اساساً موضع توليد محتوا را مثبت و بلكه كاملاً ضرورى مى داند و آن را قدمى در زنده نگاه داشتن زبان و فرهنگ ما در شبكه مى شمارد.
در اين گفت و گو هم خواهيد ديد كه او نگرانى نسبت به كيفيت محتوا را چندان به جا نمى داند: «اصل توليد و ارائه محتواى فارسى در فضاى سايبر، مطلوب ماست و محتوا مسأله بعدى است.» و به همين دليل و البته دليل ديگرى كه در دل گفت و گو خواهيد دانست، به خاطر حرفهاى ناگفته اش، جهانگرد احساس مى كند كه نياز به يك وبلاگ شخصى دارد...

\ شما چه تصوير و تصورى از وبلاگ داريد؟
> به نظر من وبلاگ، وجه و صورت ديجيتالى هويت شهروندى است، يعنى همانطور كه مرا در جامعه، با فيزيك و رفتار و مشخصاتم مى شناسند، در فضاى ديجيتال هم از طريق وبلاگم مى توانند بشناسند.
\ البته اين شهروندان، همگى هم شناخته شده نيستند...
> وبلاگ نويسى بارزترين وجه بروز شهروندى در محيط رايانه اى است، البته در هر فرهنگى نحوه استفاده از اين محيط متفاوت است، مشابه تفاوت تمدنى شهروندان در تهران و دمشق و نيويورك و... با فرهنگهاى متفاوت.
در فضاى پيچيده ايرانى، ما معمولاً در صحبتهاى عادى و روزمره هم شفاف نيستيم و دوپهلو صحبت مى كنيم و زبان استعاره داريم، براى همين شما معمولاً در پاسخ سؤال خودتان، به جاى جواب صريح، اين را مى شنويد كه «چطور مگه؟» يعنى هر فرد تا ابعاد مسأله را به طور كامل نشناسد و دور و بر آن را نبيند، اظهارنظر نمى كند، اين به نوعى محافظه كارى و يا به تعبير ديگر استتار است و...
\ يعنى نوعى دوگانگى يا رياكارى در عمل؟
> نه! بحث دورويى و رياكارى در جاى ديگرى بروز مى كند، ولى اين پيچيدگى را كه مى گويم، در واقع فضاى ارتباطات و كامپيوتر به آن كمك كرده است، چون فرضاً شخصى مى تواند در اين فضا، ظاهراً ناشناس باقى بماند و هرچه مى خواهد بگويد. حالا اگر اينها مبتنى بر ادبيات و فرهنگ سالمى باشد، مشكلى بروز نمى كند، ولى اگر بنيه فرهنگى نداشته باشد، مى تواند حاوى مقدارى تخريب هم باشد. يكى از دوستانم در وبلاگش مطلبى نوشته بود و شخصى آمده بود و با عنوان «دوست ناشناس» ناسزا گفته بود. او هم با وجودى كه خودش هيچ جوابى نداده بود، ولى دوستان و خوانندگان ديگر آمده بودند و به اين فرد ناشناس جواب داده بودند و در نتيجه يك محيط چالش و گفت و گو شده بود كه جالب بود و...
\ علت گسترش غيرمنتظره وبلاگ را در كشورمان چه مى دانيد؟
> مهم ترين بخش قابل لمس براى همه كاربران، محتوايى است كه به شكلهاى مختلف در شبكه مى بينيد. موضوع وبلاگ نويسى در اين ميان، يك متد بسيار جذاب و سهل است كه اين امكان را به همه مى دهد كه در نقش نويسنده و خواننده و... باشد. از طرف ديگر، به تنوع كسانى كه وبلاگ مى نويسند، محتواى متفاوت وجود دارد، تاريخى، خاطرات، ادبى و... هرچه به ذهن مى رسد و به نوعى معرف جامعه رايانه اى شده است.
\ با اين تعريفتان، حتماً توجه داريد كه فضاى وبلاگها، فضايى وحشى و آزاد است، يعنى همه مى توانند با امكاناتى كه اين محيط به آنها مى دهد، كاملاً راحت و بدون ملاحظات بيرونى بنويسند، شايد برخى كه مدام دنبال يافتن عيب و سپس محدود كردن آدمها هستند، اينجا هم سريع دنبال جرم و خطا مى گردند...
> ببينيد، تعريفى كه من از وبلاگ كردم، تعريف منطقى بود، هرچند چيزى كه ما در وبلاگهاى خودمان مى بينيم، طبيعتاً ويژگى شرايط خاص اجتماعى و فرهنگى جامعه مان است. وقتى پنهانكارى نباشد، افراد با هويت روشن ابرازنظر مى كنند و با يكديگر ديالوگ مى كنند. معمولاً وقتى هويت فردى مشخص نباشد، شما با او ديالوگ قوى برقرار نمى كنيد.
در كشورهاى پيشرفته، دستگاههاى نظارتى اين توان را دارند كه هر Transaction را پيگيرى كنند كه ما در اين زمينه به دليل روابط محدود بين المللى در حوزه اينترنت، اصولاً ضعف هم داريم، در نتيجه برخى آدرسها قابل رديابى نيستند، اين فضاى پنهانكارى كمك كرده كه افراد مكنونات قلبى و ويژگيهاى شخصى دلخواه خود را با هويت پنهان بيان كنند.
اگر كسى به صورت ناشناس صحبت كند، مى توان او را مانند كسى فرض كرد كه در اتاقى خالى باشد كه نوع لباس پوشيدنش آزادتر از زمانى است كه در مقابل مردم است، ولى اينطور نيست كه عريان در اتاق بنشيند، هرچند لباس راحت به تن دارد. در فضاى وبلاگ نويسى با اين مشخصات مى توان كسانى را يافت كه در ميز شخصى و خصوصى خودشان، مطالبى را فراتر از عريان عرضه مى كنند، خوب قابل درك است كه اين درواقع نوعى مقابله با ناخواسته هاى اجتماعى است كه شخص به اين وسيله به صورت افراطى با آن مقابله مى كند، ولى سواى اين موارد در فضاى ديجيتالى، اصولاً آدم ها خيلى رك تر و گاهى هم تلخ تر باهم ديالوگ برقرار مى كنند و اين نگاه انتقادى هم عموماً در واقع نشان از خيرخواهى دارد و انتظار بهبود وضع طرف مقابل و جامعه. اينها مجموعاً طبيعت ساخت جوان ما است. موارد جزيى احتمالى بزه هم اصلا ً داراى آن وزن قابل توجه نيست، من با اطلاعى كه از اين مجموعه دارم و تا حدودى هم در جريان آنها هستم اعتقاد ندارم كه در فضاى وبلاگ ها مشكل داريم، بلكه به تدريج با عادى تر شدن اين ديالوگ ها، كمتر شاهد مشكل هستيم.
پيدايش وبلاگ  در كشورمان، همزمان است با گسترش اينترنت در كشورمان، و نتيجه اين است كه هجوم كاربران به سمت اينترنت، همزمان با توليد محتوا روى شبكه است، يعنى كاربران در همان شروع كار در شبكه، به جاى اين كه فقط خواننده و منفعل باشند، خود توليدكننده و فعالند. مى خواهم بدانم در مجموعه دولت و سياستها، اين نكته به ويژه مسأله توليد محتوا، چه جايگاهى دارد؟
ما هدفمان تكيه جدى بر توليد محتواست، چون در فضاى سايبر، هويت هر قوم و ملتى از طريق عرضه محتوايى آنها ديده مى شود، بنابراين هر ملتى كه در عرضه محتوا و زبان خود بيشتر تلاش كند، بيشتر توانسته خود را در روى شبكه عرضه و معرفى كند، يعنى مى توان ميراترين زبانها را با تحرك و توليد، در شبكه زنده نگاه داشت، در عين حال هم مى توان زبانهاى قوى را با عدم تحرك، از بين برد. در نتيجه اصل توليد و ارائه محتواى فارسى در فضاى سايبر، مطلوب ما است و محتوا مسأله بعدى است.
\ در برنامه هايتان چطور؟
در سياستهاى مالى و در تمام قراردادها، نسبت هايى از هزينه را ما پرداخت مى كنيم، ولى وقتى اين مسأله به توليد محتوا مى رسد، اين نسبت بشدت افزايش پيدا مى كند و گاه تا صد درصد مى رسد. يعنى طرح تكفا بيشترين تلاشش صرف دادن اعتبار براى توليد محتواست، اعم از نرم افزار و پايگاه اطلاعات و انواع بانك هاى اطلاعاتى.
ولى مى دانيد كه معمولاً مجموعه هاى كوچك و كمتر شناخته شده خصوصى (كه به تدريج در حال افزايشند)، در اين موارد عموماً بى نصيب مى مانند، آيا در اين مورد كارى مى شود؟ به عنوان مثال صريح، مجموعه ها و سرويس دهنده هايى كه به صورت جدى و رايگان زمينه توليد محتواى انبوه توسط عموم مردم را فراهم مى كنند؟
اصولاً اعتبارات دولتى از طريق دستگاههاى دولتى داده مى شود ولى براى كمك به بخش خصوصى، بخشى از اين اعتبارات را از طريق مجموعه اى نيمه دولتى هزينه مى كنيم. در مورد مجموعه ها و شركتهاى كوچكتر، اگر پروژه هاى محتوايى خوب ارائه شود، از همين طريق حتماً حمايت و اقدام مى كنيم.
163902.jpg
ببينيد، اين مشكل كلى موردنظر شما، در واقع يك اشكال متعارف در توسعه كشورهاست. در كشورهاى توسعه يافته، مجموعه هاى مشخصى وجود دارند كه روى ايده ها سرمايه گذارى مى كنند. البته ايده ها معمولاً متعلق به گروههاى كوچك است، مثلاً بازيهاى كامپيوترى معروف را گاه مى بينيد كه كار يك گروه كوچك يا حتى يك نفر است، وقتى كه صنعتى شد، قطعاً شاخ و برگ پيدا مى كند و توسعه مى يابد.
ما هنوز در مرحله شكل دادن به اين اندامها براى توسعه هستيم. الآن هم به دنبال اين هستيم كه در مجموعه هاى جوان تر، واسطه اى پيدا كنيم كه اين ايده هاى خوب را پيدا كند و آنها را كمك كند. خودمان هم براى تصحيح اين چرخه، تجربه هاى كشورهاى توسعه يافته را مطالعه مى كنيم و قصد اختراع دوباره چرخ را نداريم.
ظاهراً شما در مجموعه دولت از وبلاگ دفاع مى كنيد؟ قضيه طرح بى سابقه و مثبت موضوع وبلاگ توسط آقاى رئيس جمهور در ژنو چه بود؟
بله همينطور است. البته در مجموعه مخالفتى در اين زمينه نداريم و من هم در ژنو به ايشان اطلاعاتى دادم كه مجموعاً اظهارنظر خوبى بود.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |