شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۳ - ۲۵ ربيع الاول ۱۴۲۵
Sat, May 15, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۷۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
فرهنگ و هنر
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
پرونده يك پيشرفت: مالزى
به انگيزه افزايش توليد فيلم هاى ديجيتالى
مالزى! مالزى!
ايران اگرچه در ۵۰ سال اخير كوشيده است به كشورى توسعه يافته تبديل شود، اما عملاً تاكنون نتوانسته است به نسبت زمان و سرمايه اى كه در اين راه صرف كرده، به شاخص هاى توسعه دست يابد.
حال آنكه كشورهايى كه روند توسعه را بعد از ايران شروع كردند، به پيشرفت هاى قابل ملاحظه اى دست يافته اند. به عنوان نمونه مالزى يك نمونه از كشورهاى در حال توسعه است كه با اتخاذ تدبيرهاى درست و كوشش فراوان سياستمداران، نخبگان و توده ها توانسته خود را به عنوان يك كشور موفق در ميان كشورهاى در حال توسعه معرفى كند.
ما اگرچه نمى خواهيم خود را با مالزى مقايسه كنيم اما به نظر مى رسد بررسى سيستمهاى سياسى ، اجتماعى و اقتصادى چنين كشورهايى در كنار تيپ شناسى برخى سياستمداران اين كشورها مى تواند نكته هاى مفيدى در راه توسعه، پيشاورى تصميم گيران و مجريان توسعه ايران قراردهد. اما مالزى چگونه كشورى است؟
مالزى كشورى چندمليتى است كه مساحتى بالغ بر ۳۳۰كيلومتر مربع (يك پنجم مساحت ايران) دارد و با جمعيتى ۲۳ميليون نفرى (يك سوم جمعيت ايران) در جنوب شرقى آسيا واقع شده است.
تركيب جمعيتى مالزى، شامل ۵۸ درصد مالايايى عمدتاً مسلمان، ۲۴ درصد چينى، ۸درصد هندى و ۱۰درصد دربرگيرنده مليت هاى ميانمارى، بنگلادشى، پاكستانى، اروپايى و استراليايى است.
مالزى هم اكنون به توليد ناخالص ملى ساليانه ۲۳۰ميليارد دلار دست يازيده و بر مبناى برنامه درازمدت اين كشور پيش بينى شده كه مالزى در سال ۲۰۲۰ ميلادى به كشورى كاملاً توسعه يافته تبديل گردد.
مالزى به لحاظ حكومتى داراى نظام پادشاهى مشروطه و دو مجلسى است و به صورت فدرال اداره مى شود. اين كشور از ۱۳ ايالت تشكيل شده كه در مالزى شرقى ايالتهاى ساراواك و صباح و در مالزى غربى ايالتهاى جوهور، كداه، كلانتان، مالاكا، نگرى سمبيلان، پهنگ، پراك، پرليس، سلانگور، ترنگانو، ولسلى و منطقه فدرال كوالالامپور قراردارد.
پادشاهى مالزى به صورت چرخشى بوده و از بين سلاطين ايالات اين كشور انتخاب مى گردد. چهار ايالت مالاكا، پينانگ، ساراواك و صباح داراى سلطان نبوده و فرماندارى كل جايگزين سلطان شده است. در بين ۹ ايالت ديگر مالزى، هر ايالت يك سلطان محلى دارد كه از بين اين ۹ سلطان (سلطنت موروثى) هر پنجسال يكبار، يك سلطان به عنوان پادشاه مالزى نيز تعيين مى شود.
نظام پارلمانى مالزى متأثر از نظام پارلمانتاريستى بريتانيا بوده و شامل مجلس نمايندگان (Dewan Rakyat) با ۱۹۳ كرسى است كه نمايندگان آن از طريق آراى عمومى انتخاب مى گردند. آخرين انتخابات مجلس نمايندگان مالزى در فروردين ۱۳۸۳ (مارس ۲۰۰۴) برگزار شد كه اكثريت قاطع كرسى هاى پارلمانى ملى اين كشور را آمنو و ائتلاف جبهه ملى به دست آورد.
مجلس سناى مالزى نيز ۶۹ كرسى دارد كه ۴۰ تن از اعضاى آن توسط پادشاه مالزى و از ميان اشخاص برجسته، متخصصان، بازرگانان و صاحبان صنايع، كشاورزى و دست اندركاران امور فرهنگى و اجتماعى و بزرگان نژادهاى موجود در مالزى انتخاب مى شوند و ۲۶ سناتور مجلس سناى مالزى توسط مجالس قانونگذارى ايالات ۱۳ گانه مالزى انتخاب مى شوند و سه تن از سناتورها نيز سهميه پايتخت مالزى ـ كوالالامپور ـ مى باشد.
اولين انتخابات آزاد مالزى در سال ۱۹۵۵ برگزار شد كه در آن حزب آمنو و ائتلاف جبهه ملى به پيروزى دست يافت و تونكو عبدالرحمان فرزند سلطان ايالت كداه به نخست وزيرى مالزى (۷۰ـ۱۹۵۵) برگزيده شد. نخست وزيران بعدى مالزى، تون عبدالرزان (۷۶ـ۱۹۷۰)، حسين عون (۸۱ـ۱۹۷۶) و ماهاتير محمد (۲۰۰۳ ـ ۱۹۸۱) مى باشند.
ماهاتير محمد كه به طور مكرر و به مدت ۲۲ سال با پيروزى در انتخابات نخست وزيرى اين كشور را برعهده داشت، در نوامبر ۲۰۰۳ (آبان ۱۳۸۳) به نفع عبدالله احمد بداوى معاون آمنو و معاون نخست وزيرى از قدرت كناره گرفت و بداوى به عنوان دبيركل جديد آمنو در انتخابات پارلمانى اخير مالزى به همراه احزاب ائتلافى، اكثريت قاطع كرسى هاى پارلمانى فدرال و پارلمانهاى محلى ايالات مالزى را كسب نمود.
پرونده يك پيشرفت: مالزى
سياستمداران معتدل
164304.jpg
• گفت وگو با محمد سورى ـ مترجم
دكتر ماهاتيربن محمد (۱۹۲۵م) كه در شهر الور استار (Alor Star) مركز ايالت كداه چشم به جهان گشود، در سال ۱۹۴۶ به عضويت آمنو درآمد و در سال ۱۹۴۷ با ورود به كالج پزشكى ادوارد هفتم سنگاپور در رشته پزشكى به تحصيل پرداخت. او پس از اتمام تحصيل به عنوان پزشك، وارد خدمات دولتى شد. البته در سال ۱۹۵۷ از مقام خود استعفا نموده و در زادگاه خود به معالجه بيماران آن منطقه پرداخت. ماهاتير محمد در انتخابات پارلمانى ۱۹۶۴ مالزى به عنوان عضوى از آمنو به نمايندگى برگزيده شد ولى با كاهش محبوبيت آمنو، اين حزب در انتخابات سال ۱۹۶۹ اكثريت كرسى هاى پارلمانى را به احزاب رقيب و عمدتاً حزب چينى هاى تندرو مالزى يعنى حزب اقدام دموكراتيك (D.A.P) واگذار كرد. در اين برهه زمانى ماهاتير با نوشتن نامه اى سرگشاده به نخست وزير وقت، به شدت از او انتقاد كرد و وى را به بى توجهى نسبت به مالايايى ها متهم كرد و مسؤول شكست آمنو در انتخابات دانست. عبدالرحمان، او را از حزب اخراج كرد و البته با اعلام حالت اضطرارى توسط پادشاه مالزى، حكومت پارلمانى نيز تا مدتى ملغى شد. ماهاتير در سال ۱۹۷۳ به عنوان سناتور برگزيده شد و در انتخابات پارلمانى ۱۹۷۴ با پيروزى آمنو به رهبرى عبدالرزاق، مجدداً به پارلمان راه يافت و به عنوان وزير آموزش و پرورش و در سال ۱۹۷۸ وزير بازرگانى منصوب شد. ماهاتير با استعفاى سومين نخست وزير مالزى ـ حسين عون ـ رهبرى حزب آمنو را در انتخابات سال ۱۹۸۱ به عهده گرفت و از آن زمان تا سال ۲۰۰۳ هم به عنوان دبيركل آمنو و هم به عنوان نخست وزير مالزى، قدرت را دردست گرفت. او در آبان ماه ۱۳۸۲ بعد از ۲۲ سال عهده دار بودن پست نخست وزيرى، به نفع عبدالله احمد بداوى معاون آمنو و معاون نخست وزيرى، از قدرت كناره گرفت. اگر يكى از چاپ هاى ۲۱ گانه ترجمه كتاب «سنگفرش هر خيابان از طلاست» را مطالعه كرده باشيد، يقيناً نام مترجم آن ـ محمد سورى ـ براى شما آشناست. سورى كه فارغ التحصيل رشته مكانيك دانشگاه واشنگتن است، در سال ۱۹۷۵ نيز به تأسيس يك شركت دريايى در مركز بعداً مسأله ساز تجارت جهانى نيويورك روى آورد و در سال هاى بعد از انقلاب، مدتى معاونت وزارت بازرگانى را برعهده داشته و هم اكنون ۱۸ سال است كه مديرعامل شركت دولتى نفتكش ايران مى باشد. كتاب «در جست وجوى فقر يا ملك سليمان» نوشته ماهاتير محمد هم با ترجمه فارسى محمد سورى به چاپ رسيده است و مطلب كوتاهى از ماهاتير با درخواست مترجم ايرانى كتاب براى فارسى زبانان چاپ شده و براى من روزنامه نگار همين موضوع، بهانه اى شد تا با مترجم كتاب به بررسى ايده هاى مطرح شده در كتاب و ويژگى هاى شخصيت ماهاتير نخست وزير اقتدارگراى مالزى بپردازيم كه اين گفت وگو در اختيار خوانندگان محترم روزنامه قرار مى گيرد.

\ شناخت شما از مالزى چگونه شكل گرفت كه درنهايت منجربه ترجمه يكى از كتاب هاى ماهاتير محمد نخست وزير اين كشور شد؟
> من مدت ۲۳ سال است كه در كشتيرانى جمهورى اسلامى ايران مشغول خدمتم و بنابه ضرورت كارى، سفرهايى به مالزى و سنگاپور داشته ام. چون كشتى هاى ما براى تعمير به اين دو كشور و عمدتاً سنگاپور برده مى شوند. مالزى هم يك شركت كشتى سازى به نام «كشتى سازى ملى مالزى» دارد.
در سال هاى سفر، آشنايى من نسبت به مالزى و آقاى دكتر ماهاتير محمد نخست وزير اين كشور به مرور زمان بيشتر شد. در سال ۱۳۷۶ كه به مالزى سفر كرده بودم، در كتابفروشى فرودگاه كوالالامپور، چند كتاب به قلم ماهاتيرمحمد را خريدارى و درنهايت كتاب The Challenge به معناى چالش را به زبان فارسى ترجمه كردم.
\ در ترجمه كتاب، مطلب كوتاهى از ماهاتير براى فارسى زبان ها به چاپ رسيده.
> من در يك نامه كه براى آقاى ماهاتير محمد نوشتم، گفتم كه مى خواهم كتاب شما را ترجمه كنم و در نامه، خواهش كردم مقدمه كوتاهى براى ترجمه فارسى كتاب بنويسند.
بعد از مدتى كه از چاپ ترجمه فارسى كتاب مى گذشت، من در كنفرانس نفت و گاز كه در مالزى برگزار شد، جهت ارائه يك مقاله حضور داشتم. افتتاح كننده اين كنفرانس هم آقاى ماهاتير بود كه من در فرصت مناسبى، يك نسخه از ترجمه فارسى كتاب را به عنوان يادگارى به ايشان تقديم كردم.
\ تمركز مباحث كتاب بر چه موضوعى است؟
> در اين كتاب، علل عقب ماندگى كشورهاى اسلامى بررسى مى شود. كشورهاى اسلامى سوابق درخشانى در توسعه علوم رياضى، طب، تاريخ، فلسفه، فيزيك و شيمى داشته اند و مسلمانان با گرفتن شمال آفريقا، قسمتى از بالكان و حتى اسپانيا، عدالت اسلامى و علوم دينى را به اين مناطق برده و توسعه دادند. الآن افزون بر ۳۰ ميليارد دلار از درآمد اسپانيا از محل بازديد توريست ها از مكان هاى تاريخى اسلامى اين كشور مثل مسجد قرطبه و قصرالحمراء است.
يكى از مباحثى كه مطرح مى شود، موضوع نظم است كه فقدان آن منجربه انحطاط يك جامعه مى شود.
\ الآن مالزى به چه جايگاه قابل توجهى دست يافته؟
> در مالزى پس از استقلال، در نوع نگرش به آموزش علوم جديد تغيير حاصل مى شود و نه تنها نسبت به سرمايه گذارى هاى داخلى و خارجى تهديدى شكل نمى گيرد، بلكه حتى تلاش مى شود بخش خصوصى به عنوان عامل اصلى توسعه مالزى تقويت شود. با چنين اقداماتى، الآن مالزى پيشرفته ترين كشور اسلامى در بين ۵۵ كشور اسلامى است. اين موفقيت بزرگ مالزى با اعمال مديريت درست برمبناى زيربناهايى با فاكتورهايى مشخص به اين صورت كسب شد كه در سال هاى بعد از استقلال مالزى (۱۹۵۷) برخى مى خواستند سرمايه گذارى خارجى را در مالزى ملى و اموال سرمايه گذاران بزرگ مالزى را مصادره كنند.
اما اين تفكر به مرحله اجرا درنيامد و حتى در سالهاى بعد، سرمايه گذاران خارجى زيادى به مالزى روى آوردند و زمينه هاى رشد بيشتر اين كشور را فراهم كردند.
اما ما درايران عكس اين عمل را انجام داديم و سرمايه هاى سرمايه گذاران داخلى را مصادره كرديم و كارخانه هاى آنها را دراختيار دولت قرارداديم و اموال سرمايه گذاران خارجى را ملى كرديم.
بنابراين الآن ما سرمايه دار بزرگ نداريم و سرمايه گذار خارجى هم علاقه و تمايلى براى سرمايه گذارى مجدد در ايران ندارد.
چون نسل موجود دنيا شاهد حركت ما بوده و اين تصور را در ذهن خوددارد كه اگر روزى به كشور ما برگردد، امكان وقوع مجدد حوادث قبلى وجوددارد.
ما با اقدام خود، دولت را درگير مسائل اجرايى روزمره مانند توليد و خريدوفروش و كارخانه دارى كرديم ولى دولت مالزى دراين كارها واردنشد و توانست به مديريت جامعه توجه بيشترى داشته باشد.
\ فرق يك سرمايه گذار بخش خصوصى با شركت تحت نظارت دولت چيست؟
> يك كارمند يا مدير شركت دولتى انگيزه زيادى براى سودآوركردن شركت ندارد. ممكن است كه درحد متعارف و درحد رفع تكليف تلاش كند ولى قطعاً تلاش و تحرك كارمند يا مديربخش خصوصى را ندارد. اما يك مدير يا صاحب شركت بخش خصوصى اگر شركتش ضرر بدهد، به شدت ناراحت مى شود و ممكن است سكته هم بكند و حتى بميرد.
درحالى كه در بخش دولتى چنين حساسيتى وجودندارد.
\ مخالفت با سرمايه گذارى خارجى و مصادره و ملى كردن درتاريخ ما قبلاً هم وجودداشته؛ مثلاً قرارداد رويتر (۱۲۵۱ ش‎/ ۱۸۷۲) براى تأسيس راه آهن و كارخانه هاى صنعتى دركشور ما بود كه لغو شد.
درحالى كه قراردادهاى دوجانبه با مالزى منجر به ورود سرمايه هاى غربى براى توسعه صنعت قلع و احداث راه آهن مالزى در دهه هاى پايانى قرن نوزدهم شده است.
به نظر شما تضمين ۱۰۰درصدى مالكيت خارجى در مالزى ادامه آن روند گذشته نيست؟
> ادامه همان روند است و ما مى بينيم كه حتى چين كمونيستى در وضعيت كنونى ساليانه ۵۰ميليارددلار سرمايه گذارى خارجى را جذب مى كند.
البته مالزى از اوايل دهه ۱۹۸۰ به بعد بوده كه به شدت در صنايعى همچون الكترونيك پيشرفت كرده است.
حتى شركتهاى سونى و پاناسونيك بخش بسياروسيعى از توليدات خودشان را درزمينه تلويزيون، ويدئو و وسايل رايانه اى درمالزى توليد مى كنند و بخش عمده اى از صادرات مالزى دراين قسمت است.
\ مالزى داراى ذخاير نفتى به ميزان ۳‎/۶ميلياردبشكه اى نفت است. چگونه مالزى موفق شده كه اقتصاد مبتنى بر نفت نداشته باشد؟
> شايد يكى از علتهاى اصلى اين است كه صادرات مالزى از توليدات مختلفى همچون وسايل الكترونيك، توليدات صنعتى، كائوچو، قلع و گاز تشكيل مى شود و عمدتاً برنفت نيست.
مالزى ساليانه ۲۲ميليون تن گازمايع صادرمى كند و علاوه بر اين بايد به مجموعه نظام مديريتى مالزى اشاره كرد كه در دوران استعمار انگليس، نظام مديريتى خاصى حاكم بوده و در دوران بعد از استقلال، مردم مالزى از اين نظام برجاى مانده مانند كشورهاى هند و كانادا به خوبى بهره مند شده اند.
\ شاخصه هاى اين نظام مديريتى برجاى مانده از دوران استعمار شامل چه مواردى مى شود؟
> يكى ازاين شاخصه ها كه در سيستم غرب، موردتوجه قرارگرفته است سيستم نظم و نظم پذيرى درمسائل خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، دولتى و حكومتى است و درهمه شاخه هاى ادارى و ازجمله در ارتش مورداستفاده واقع شده و اجراى چنين سيستمى، نتيجه و راندمان كارها را به شدت بالامى برد.
به عنوان مثال در انگليس، براى هر مراسمى يك لباس خاص درنظرمى گيرند.
شايد گفته شود كه انگليسى ها خيلى تشريفاتى هستند ولى رعايت اين قواعد به كارهاى آنها نظم مى دهد و آنها از دوران بچگى مى آموزند كه منظم باشند.
درواقع اين نظم درهمه شؤون زندگى چه در منزل و چه دركارخانه و اداره و اجتماع پياده مى شود. درغير اين صورت، بى نظمى به همه جا سرايت مى كند و كل جامعه را دچار سير قهقرايى مى كند.
آقاى ماهاتير درهمين كتاب مى گويد كه علت موفقيت ارتشهاى اروپايى درگذشته اين بود كه وظايف هرشخص به صورت مكتوب و مشخص تعيين شده بود و با مرگ فرمانده، ارتش آنها ازهم نمى پاشيد.بلكه براساس چارچوب ازپيش تعيين شده، جانشين او، فرماندهى ارتش را به عهده مى گرفت.
ماهاتير مى گويد كه در كشورهاى آسيايى با كشته شدن فرمانده، كل افراد تحت فرماندهى او پابه فرارمى گذاشتند و چون همه چيز به يك فرمانده ختم مى شود، درصورتى كه آن فرمانده به هردليلى كشته مى شد به راحتى كل نيروها پراكنده مى شدند.
\ ماهاتير در آغاز كتاب گفته كه كتاب و نويسنده را مورد نقادى قرارندهند. حرف ماهاتير مثل اين است كه يك شاعر در برابر نقد شعرش توسط منتقدان بگويد اگر راست مى گوييد، خودتان شعر بگوييد.
> اين حرف شما درست است. اگر كتابى راجع به مباحث فلسفى، سياسى، اجتماعى باشد، به نقد و بررسى نيازدارد و اين مباحث با نقد و سؤال است كه رشد پيدامى كند.
اما تصور من اين است كه ماهاتير خواسته بگويد كه منتقدان به جاى اينكه به گفته هاى من ايراد بگيرند، اگر مى توانند بروند مقاله و كتاب بنويسند و به سيستم كشور كمك كنند و يا اگر هنرى دارند به جامعه ارائه كنند.
\ ماهاتير يكى ازعلل عقب ماندگى مالزى را كشاندن مالزى به جاهاى مختلف توسط نيروهاى متضاد مى داند.
آيا كشور چندمليتى هند نبايد به يك اجماع نظر كلى راجع به توسعه دسترسى پيداكند تا يك حركت منسجم و پايدار شروع شود؟
> شايد ماهاتير به حالت افراطى موضوع خرده گرفته باشد. به عنوان مثال در ايران ما، انتقاداتى كه نسبت به نيمايوشيج مطرح شد، واقعاً ازحدتعادل خارج شده بود ولى درمجموع بحث و نقد عقلانى و سازنده مشكل ساز نيست.
\ مگر انسجام موجود فعلى مالزى باسركوب چينى هاى مالزى توسط ژاپن و انگليس و اخراج سنگاپور عمدتاً با جمعيت چينى از فدراسيون مالزى (۱۹۶۵) به دست نيامده است:
> اتفاقاً چينى هاى مالزى، اقليتى ثروتمند و بسيار فعال هستند و در مسائل اقتصادى خيلى از مسلمانان جلوتر هستند و اصلاً در زمينه اقتصادى سركوب نشده اند. چينى هاى مالزى ۲۴ درصد جمعيت اين كشور را تشكيل مى دهند ولى بيش از ۵۰درصد ثروت ملى در دست آنهاست.
\ ولى در سال ۱۹۸۰ دستور صادر شد كه حداقل ۳۰ درصد از كارمندان مؤسسه هاى خصوصى مالزى بايد مالايايى باشند. صدور اين حكم باعث شد كه چينى ها بخشى از سرمايه خود را از مالزى خارج كنند و ركود اقتصادى در مالزى به وجود آيد؟
> به هرحال، تحولات سياسى گاهى تأثيرگذار هست ولى هنوز هم فعالترين گروه در مالزى، همان چينى ها هستند.
\ نخست وزير سابق مالزى در اين كتاب مى گويد كه آب و هواى گرم مالزى مناسب كت و شلوار پوشيدن نيست ولى الآن مد شده كه برخى در مالزى كت و شلوار نمى پوشند و به تقليد از مدهاى جديد غربى، استفاده از دمپايى به جاى كفش مد شده؟
> مردم كشورهايى كه براى سالهاى متمادى هميشه استعمارزده بوده اند، از استعمارگر تقليد مى كردند كه بگويند ما نسبت به كسى كه بر من حكومت مى كند، كم و كسرى ندارم و در واقع خودش را به شكل او درمى آورد. ممكن است كه او در گذشته از روش خوبى استفاده مى كرد و ما از او تقليد مى كرده ايم ولى اگر همانها از آن روش خوب قبلى منحرف شده اند، لزومى ندارد كه مجدداً از اين روش جديد ناپسند هم تقليد كنيم. منظور ماهاتير تقليد منفى است كه دلالت بر نادانى مى كند. الآن در سنگاپور كه يك كشور پيشرفته هست، مردم، كت و شلوار مى پوشند ولى اصلاً كراوات زدن مرسوم نيست و اروپايى هايى هم كه به سنگاپور مى روند، معمولاً كراوات نمى زنند ولى در كشورى مثل ژاپن حتى رفتگرها و راننده ها هم دايماً كراوات مى زنند.
\ ماهاتير محمد درجاى ديگر مى نويسد كه مردم ژاپن عميقاً با فرهنگ غرب آشنا شدند ولى مالايايى فقط با ظواهر غرب آشنايى پيدا كردند. آيا اين اظهارنظر به نوعى دعوت از مردم براى عميق تر شدن در نوع نگاه به غرب است؟
> بله، واقعيت امر اين است كه ژاپنى ها از غرب، به خوبى نظم غربى را ياد گرفتند و آن را با فرهنگ متين و سختكوشى خودشان تركيب كردند و اين چنين بود كه كشور جزيره اى و فقير ژاپن به كشورى توسعه يافته تبديل گرديد.
\ ماهاتير مى گويد كه اگر كشورى به علوم تكنولوژى جديد توجه نكند، درآينده مورد ظلم و ستم كشورهاى توسعه يافته قرارمى گيرد. آيا وضعيت فعلى مالزى به گونه اى هست كه دچار چنين تهديدى نشود؟
> مالزى توانسته وابستگى هاى خود را در اين زمينه رفع كند و سعى كرده حالت خودكفايى را در اين خصوص به دست آورده و بتواند سهم خود را از بازار جهانى دريافت كند.
الآن مالزى در توليد چندين مدل اتومبيل از جمله نوع پروتون و در صنايع الكترونيك به پيشرفت زيادى نائل گرديد. دربازار مالزى، توليدات پارچه، لباس، كفش ساخت اين كشور يافت مى شود . علاوه بر اين مالزى در زمينه توليد كامپيوتر، به قابليتهاى بالايى دسترسى پيدا كرده و سوپركريدور مولتى مديا محل تجلى پيشرفتهاى مالزى در توسعه فن آوريهاى نوين مى  باشد.
ما اگر يك كشور قدرتمند در زمينه هاى نظامى، اقتصادى و صنعتى باشيم، وابستگى به كشورهاى ديگر نخواهيم داشت. مثلاً ما، در صنايع هواپيمايى ضعف زيادى داريم و سيستم هوايى ما، به مقدار زيادى از سيستمهاى هوايى ديگر دنيا عقب مانده است، چون آمريكايى ها ما را تحريم كرده اند و موتور هواپيما و خود هواپيما چه به صورت مستقيم و غيرمستقيم در اختيار ما قرارداده نمى شود و ما مجبوريم كه هواپيماهاى كهنه و دست دوم را با قيمت بالا از ديگران خريدارى كنيم. اما اين حالت را در كشتيرانى نداريم و كشتيرانى ما جزو كشورهاى طراز اول دنياست و در اين بخش به هيچوجه وابستگى ايجاد نشده است.
\ ماهاتير مى گويد كه غرب، چشم ديدن شرق توانا و مسلح به تكنولوژى را ندارد و اتحاديه اقتصادى اروپا با جنگ ۱۹۷۳ اعراب و اسرائيل شكل مى گيرد ولى آقاى سورى واقعيت امر اين است كه زمينه هاى تشكيل اتحاديه به دهه ۱۹۵۰ برمى گردد.
> در مجموع كشورهاى اروپايى و جهان غرب مى خواهند بقيه كشورها مخصوصاً كشورهاى اسلامى را عقب مانده نشان بدهند و در درازمدت هم فقط به صورت يك بازار بزرگ باقى بمانند. الآن رشدى كه چين دارد، باعث وحشت آنها شده و اگر چين بيشتر از اين توسعه پيدا كند، كالاهاى چينى، بازارهاى آنها را اشغال خواهدكرد. غرب تمايل ندارد كه همه كشورها رشد پيدا كنند. در كلان اقتصادى آنها اين برنامه هست كه برخى از كشورهاى جهان صرفاً اقتصاد نيمه جانى داشته باشند تا به عنوان بازار مصرف مورد استفاده قراربگيرند.
كشورهاى غربى با كنترل نظامهاى بانكى و بيمه اى به همه كشورهاى جهان، وام كم بهره نمى دهند كه توسعه پيدا كنند. ما براى وام گرفتن از آنها بايد از هفت خوان رستم بگذريم تا بتوانيم يك وام مختصر از آنها براى پروژه هاى سازنده دريافت كنيم.
\ پس چرا مالزى را در حالت ضعيف شده نگه نداشته اند؟
> يك موقع هست كه آنها براى شما برنامه ريزى مى كنند و مى خواهند شما را در حالت ضعيف شده اى نگه دارند ولى يك وقت هست كه خودتان نسبت به اين قضيه اشراف و آگاهى داريد و در مقابل اين برنامه ها مى ايستيد و مالزى هم همين كار را كرد و خودش را از اين فشار غرب نجات داد. ماهاتير محمد در كتاب خودش، اشاره خوبى دارد به اين موضوع كه شبكه هاى خبرى كشورهاى غربى، حكومتهاى كشورهاى جهان سوم را ظالم و ديكتاتور نشان مى دهند و سعى مى كنند كه جاهاى خيلى عقب مانده اين كشورها را به تصوير بكشند.
در همان ايامى كه تيم ملى فوتبال ايران به جام جهانى فرانسه راه يافت، رسانه هاى غربى بچه هاى ايرانى را نشان مى دادند كه در شهرهاى ايران با توپ پلاستيكى بازى مى كردند و يا وقتى كه در آمريكا مى خواهند درباره ايران، فيلمى نشان بدهند، كوچ كردن عشاير ايران را نشان مى دهند و الآن تصور مردم آمريكا از ايرانى ها اين است كه همه مردم ايران، ايلياتى و هميشه در حال كوچ كردن هستند و يا وقتى مى خواهند كشورهاى عربى را نشان بدهند، يك تعداد شتر در بيابان و حداكثر يك رقص عربى را نشان مى دهند. اين كارها هدفدار و كاملاً حساب شده صورت مى گيرد.
\ همچنين در كتاب آمده كه استعمار به صورت استبدادى در مستعمره ها حكومت كرده ولى يكى از شروط استقلال در مستعمره ها را برقرارى دموكراسى اعلام مى كرد. اگر استعمار حكومت استبدادى در مستعمره ها برقرار كرده، ما باز بايد آن نوع حكومت را تداوم بدهيم. چه اشكالى دارد كه نظام دموكراسى كه كم عيب ترين نوع حكومت است، پياده شود؟
> نه، منظور او اين است كه حكومت استبدادى را استمرار دهيم. ماهاتير مى گويد كشورى كه هنوز دموكراسى را آزمايش نكرده و نديده، چگونه مى تواند حكومت دموكراسى را به سرعت پياده كند. ماهاتير معتقد است كه شايد هدف آنها اين بود كه ما موفق نشويم و شكست بخوريم ولى در آخر كارهاى ما به ثمر نشست و توانستيم حتى حكومت دموكراسى را پياده كنيم و نتيجه هم بگيريم.
\ ولى حالت اقتدارگرايى را شخص ماهاتير هم دارا بود؟
> به هرحال به خاطر محبوبيتى كه ماهاتير داشت و حزب او در تمام چندين انتخابات مالزى پيروز مى شد، او مى توانست نخست وزير بشود و شايد در مواردى از حالت اقتدارگرايانه هم برخوردار بوده است.
\ آيا اين كارى غيرانسانى نيست كه در اين كشور، منتقدان را بدون محاكمه در دادگاه دستگير مى كنند و نخست وزير مى تواند آنها را به مدت نامحدود در زندان نگه دارد؟
> اين يك واقعيت است كه وقتى شما هنوز به قدرت نرسيده ايد، مفهوم خاص و ايده آلى از حكومت و دموكراسى داريد ولى وقتى به قدرت رسيديد، وضعيت متفاوت مى شود. همه حكومتها، يكسرى مسائل غيردموكراتيك را مرتكب مى شوند و مالزى هم خارج از اين چارچوب نيست.
در حكومت آمريكا، على رغم همه شعارهايى كه درباره دموكراسى مطرح مى شود، در برخى موارد كه دوست دارند، انجام مى دهند. من شخصاً ۱۰ سال در آمريكا بوده ام و زندگى كرده ام. در آنجا هر وقت منافع آنها به خطر مى افتد، از انجام هر نوع كار غيردموكراتيك ابايى ندارند.
\ چرا ماهاتير كه در دهه ۱۹۶۰ به شدت از عبدالرحمان اولين نخست وزير مالزى انتقاد مى كند، وقتى به قدرت مى رسد تقريباً انتقادناپذير مى شود؟
> طبيعى است كه آقاى ماهاتير آدم ايده آلى نباشد. نمى توان گفت كه او هيچ عيب و اشتباهى نداشته، بلكه او نيز بعد از رسيدن به قدرت علاقه مند بوده كه در رأس قدرت بماند و با ديكتاتورى خاصى به حفظ حكومت و قدرت توجه كند.
\ ماهاتير در بخش ديگرى از كتاب آورده كه تأكيد بيش از حد بر مسائل عقيدتى و مذهبى نتيجه عكس مى دهد و به ضرر اسلام تمام خواهد شد. آقاى سورى، ماهاتيرخواسته يك حرف منطقى درست كه به آن رسيده، مطرح كند و يا اينكه خواسته حزب اسلامى مالزى را كنار بزند؟
> آقاى ماهاتير آدم عميقى در مسائل مذهبى نيست. او سياستمدارى مسلمان و فعال هست ولى اينطور نيست كه يك فيلسوف اسلامى باشد. او در حد توان خودش بحث كرده كه افراط گرى در هر زمينه اى جواب مثبت نمى دهد.
\ با اينكه هنوز مالايايى ها به قدرت اقتصادى سطح بالايى دست نيافته اند، ماهاتير مى گويد امروز ارزشهاى اقتصادى، جاى ارزشهاى دينى را گرفته ...
> اين يك انتقاد اجتماعى است. او معتقد است كه تلاش در زمينه اقتصادى نبايد منجر به دور شدن ما از دين گردد. ماهاتير اعتقاد دارد كه بايستى حالت تعادلى بين جمع آورى مال و ثروت با رعايت مسائل دينى ايجادشود.
\ مالزى طبق برنامه اى «چشم انداز ۲۰۲۰» قرار است در سال ۲۰۲۰ ميلادى به كشور كاملاً توسعه يافته اى تبديل شود. آيا مالزى امروزى علائم صنعتى شدن را تا حدودى به دست آورده است؟
> به نظر من آنها به اهداف برنامه ۲۰۲۰ بطورمستمر نزديك مى شوند. البته تا سال ۲۰۲۰ هنوز ۱۶ سال باقى است.
مالزى كه درگذشته، اقتصادى سنتى و كشاورزى داشته، سالهاست كه فعاليتهاى قابل توجهى را درزمينه صنعتى شدن و توسعه شروع كرده و ادامه مى دهد.
مسائل توسعه هم حالت تصاعدى دارد. مالزى كشورى است كه زيربناها را ايجادكرده و به سرعت درحال دستيابى به اهداف چشم انداز مذكور است.
صادرات ۱۰۰ميليارددلارى مالزى نيز دليلى بر صحت اين امر مى باشد.
به عنوان مثال اگر كشور ما درسال گذشته، صادرات غيرنفتى اش به ۶ميليارددلار رسيده، درسال آينده ما اميدواريم كه ۲ميليارددلار به ميزان اين صادرات اضافه شود و سال بعد از آن، ما شاهد ۴ميليارددلار افزايش در صادرات كشور باشيم. قاعدتاً توسعه حالت تصاعدى پيدامى كند. مالزى اى كه توانسته به پيشرفته ترين كشور اسلامى تبديل شود، حالا زيربناهايى دارد كه مى تواند با سرعت بيشترى آن را توسعه دهد. وضعيت كشورمالزى نسبت به كشورى همچون ليبى كه زيربناهاى اقتصادى را ايجاد نكرده، قابل قياس نيست.
به انگيزه افزايش توليد فيلم هاى ديجيتالى
سينماى ارزان؟
164271.jpg
واژه تركيبى سينماى ارزان از منظر تئوريك ذهن را به پيشينه اى معطوف مى كند كه به طور جدى از سينماى نئورئاليسم ايتاليا ناشى مى شود. هرچند در اوايل سالهاى دهه ۱۹۱۰ ميلادى و در فرانسه و روسيه نشانه هايى از آنچه بعدها در سال ۱۹۴۲ توسط امبرتو بارباراى منتقد نئورئاليسم ناميده شد، به چشم مى خورد، اما مقابله برخى از فيلمسازان ايتاليايى مقارن جنگ دوم جهانى با حاكميت فرهنگى فاشيزم و شرايط نابسامان ايتالياى پس از جنگ منجر به صدور بيانيه اى شد كه يكى از مهمترين نهضتها و سبكهاى سينمايى را پديد آورد.
با مراجعه به محتويات مانيفست نئورئاليست ها با تأكيداتى مواجه مى شويم كه مى توان «سينماى ارزان» را برآيند آنها دانست. تأكيداتى از قبيل: اعلام انزجار از جنگ و پيامدهاى آن و نمايش آنها در فيلمها، محكوميت فاشيسم، رها كردن استوديوهاى فيلمبردارى و حضور در كوچه و خيابان به عنوان لوكيشن اصلى و ثبت واقعيتهاى جامعه، مخالفت با حضور ستاره ها در فيلمها، كم هزينه و ارزان تمام كردن فيلمها، پرهيز از موضوعات مبتذل و مسخره و نيز تاريخى، استفاده از بازيگران غيرحرفه اى و افراد معمولى جامعه، مخالفت با بوروكراسى دست و پاگير تهيه و توزيع فيلمها و نيز احترام گذاشتن به آزادى به دست آمده براى توليد فيلم و كار سينماى مؤلفه هاى اصلى اين سبك به شمار آمدند و نگاهى اجمالى به ماهيت عملكردى عمده آنها مفهوم سينماى ارزان را به شكلى عينى در ذهن تداعى مى كند.
در سينماى ايران توليد فيلم سينمايى تحت مقياس كوچكى از نظام توليد استوديويى كه از سينماى غرب يعنى تقريباً آنچه در آمريكا و ايتاليا رواج داشت و در كشورهاى آسيايى و خاورميانه، هند، مصر و تركيه پيشگامان آن بودند، آغاز به كار كرد.
پيشگامان اين عرصه در سينماى ايران تقريباً با گوشه چشمى به نظام توليد مذكور و الگوبردارى از آن به فعاليت پرداختند كه فيلمهاى توليد شده استوديوهايى همچون پارس فيلم، عصرطلايى و ميثاقيه از آن جمله اند. دكتر اسماعيل كوشان بانى پارس فيلم در زمين وسيعى در حوالى جاده كرج دست به كار ساخت استوديو و پلاتوهاى مورد نياز زد و توانست با بضاعت آن دوره سينماى ايران از نظر اقتصادى، فيلمهاى تاريخى با بهره گيرى از فنون كهن ادبيات فارسى و نيز قصص قرآن توليد كند. ميثاقيه نيز با سرمايه گذارى در امر توليد، تجهيزات فيلمبردارى و نمايشى و ساخت و خريد سالنهاى سينما، تلاش كرد خود را به چنين الگويى نزديك كند، اما در ميان اين توليدات، قصه آشناى ورود فيلمسازان جديد كه بروز استعداد برخى از آنها فيلمهاى ماندگارى را در تاريخ سينماى ايران برجاى گذارد و نام آن فيلمسازان را نيز در پانتئون تاريخ سينماى ايران به ثبت رساند، با مشكلاتى مواجه بود كه ناچار بنيانگذار سينماى ارزان در ايران شد. سيروس الوند، نويسنده و كارگردان قديمى درباره شكل گيرى اين نوع از سينما در ايران مى گويد: «... در سالهاى اوايل دهه پنجاه يك نوع سينمايى در ايران شكل گرفت كه فيلم مشخصه در اين نوع از سينما خداحافظ رفيق [امير نادرى] بود و خود ما آن موقع به عنوان نويسنده سينمايى وقتى از اين نوع سينما حمايت مى كرديم، عنوانى كه براى اين فيلم درنظر گرفتيم و تيترى كه تحت آن، اين سينما را حمايت مى كرديم، «نهضت سينماى ارزان» بود. اين سينما، سينمايى بود كه كمتر از سوپراستارها و دكورها استفاده مى كرد و سعى داشت از جنبه هاى هزينه بر و تصنعى مثل گريم و صحنه ها و داستانهاى خاصى كه نياز به تدارك وسيع داشت، دورى كند، قصه بيشتر در خيابان مى گذشت، با آدمها و پوششهاى واقعى و قصه روز. (مجله هنر هفتم شماره چهارم خرداد ،۱۳۷۹ گفت و گو با نگارنده). ويژگيهاى برشمرده در تعريف سيروس الوند از نهضت سينماى ارزان دهه پنجاه سينماى ايران تشابه بسيارى با چند بند از مانيفست نئورئاليستهاى ايتاليايى دارد و در بررسى ساختارى برخى از فيلمهاى متعلق به آن دوران رد پايى از موج نوى سينماى فرانسه را نيز مى توان مشاهده كرد. سينماى خيابانى دهه پنجاه با توجه به موقعيت فرهنگى سازندگان آنها خود زمينه براى ادامه سينماى جدى پس از انقلاب را فراهم آورد و نيروهاى اصلى آن تبديل به شكل دهندگان سينماى دهه شصت و در موارد بسيارى راهگشاى حضور طبيعى و اوليه اين سينما در جشنواره هاى جهان گشتند.
اساساً سينما در ايران در مقام مقايسه با ساير توليدات، توليدى ارزان بوده است و حتى فيلمسازانى كه تحت نظام استوديويى الگوبردارى شده از غرب و نيز تلاش براى ساخت محصولات مشترك در اين راه گام نهاده بودند، در توليدات عظيم نيز از نظر امكانات و هزينه ها به پاى سينماى هند و مصر و تركيه كه از جهات بسيارى چه به لحاظ اقتصادى و چه مديريتى و فرهنگى مشتركات بسيارى با ايران داشتند، نمى رسيدند و حتى تلاشهاى اوليه عبدالحسين سپنتا كه براى ساخت فيلمهاى تاريخى ايرانى دست به دامن امكانات هندى ها شده بود، خود گواهى بر همين قضيه است. سينماى ايران از سالهاى آغاز تا اواخر دهه شصت از تجهيزات حداقلى فنى براى فيلمبردارى برخى پلان هاى مشكل بى بهره بود و عموماً ابتكارات شخصى فيلمبرداران، كارگردان را به نتيجه مورد نظر كه فيلمنامه اش با لحاظ شدن فقر امكانات نوشته شده بود، رهنمون مى ساخت. زمانى كه جرثقيلهاى صنعتى كار كرين هاى فيلمبردارى را انجام مى دادند و فيلمبرداران در فرغون تصوير نزديك به حركت تراولينگ را خلق مى كردند و الوارهاى ابتكارى كه امكانات متنوعى را براى حركات دوربين ايجاد مى كرد و ترفندهايى از اين دست كه در منابع تاريخى سينماى ايران و عكسهاى به جا مانده از آن دوران و خاطرات فيلمبردارهايى چون خانى، شيرازى، كنى، محمود كوشان و... به كرات وجود دارد.
پس از انقلاب و طى سالهاى دفاع مقدس، اين مسائل با توجه به مشكلات اقتصادى و تورم همچنان ادامه يافت، ولى اغلب حساسيت مسؤولان و نهادها و جدى انگاشتن مقوله توليد فيلم و ابزارهاى حمايتى آنان رفته رفته تلاش در جهت تقويت بنيه توليدى سينماى ايران افزايش يافت. هرچند پس از حذف سوبسيدى كه به برخى از اقلام مصرفى از جمله نگاتيو تعلق مى گرفت، هزينه هاى توليد افزايش يافت، اما گرايش تهيه كنندگان همچنان بر هرچه كم هزينه تر شدن فيلمها باعث شد فيلمنامه نويس سينماى ايران از همان ابتداى ثبت تخيل بر سفيدى كاغذ خود را كنترل كرد و با درك واقعيتهاى موجود از خير خلق موقعيتهاى پرهزينه و لوكيشنهاى گرانقيمت بگذرد و در واقع فيلمنامه نويس از همان ابتدا برنامه زمان بندى و كاهش هزينه ها و امكانات توليد و آيتم هايى را كه در يك كار توليدى مورد بررسى قرار مى گيرند، لحاظ كرده و به امكان توليد شدن اين موقعيت ها در سينماى ايران به جاى عوامل و مديران توليد فكر و برنامه ريزى مى كند. آنچه در سينماى ايران سينماى ارزان ناميده مى شود، در واقع سينماى خيلى ارزان است و عمده توليدات سينماى كشور در زمره توليدات ارزان قرار مى گيرند و اين درحالى است كه در برخى كشورهاى جهان سوم يك فيلم سينمايى با هزينه بسيار بالاترى نسبت به ايران توليد مى شود. براى مثال ميانگين هزينه توليد حرفه اى يك فيلم سينمايى در كشور آرژانتين ۳ ميليون دلار است درحالى كه اين رقم در سينماى ايران به حدود ۲۰۰ هزار دلار كاهش مى يابد و در سينماى ايران تنها چند فيلم اين امكان را مى يابند كه از همان ابتداى شكل گيرى قصه در ذهن نويسنده با علم به پرهزينه بودن استارت مى خورند و نويسنده با اطمينان از سقف بالاى هزينه، توليد خود را از قيد و بند و محدوديت هاى رايج رها كرده و فراغ بال بيشترى براى طرح ريزى موقعيت هاى دشوار و جلوه هاى ويژه و لوكيشن هاى مختلف در سطح كشور و بازسازى يكسرى لوكيشن ها و انفجارات و ... پيدا مى كند كه اين امكان فقط در فيلم هايى كه به نوعى هزينه هاى خود را از نهادهاى ذينفع مختلفى جبران مى كنند و يا به عبارتى تراز مثبت مالى درخصوص آنها اهميت و اولويتى ندارد و بيشتر وجوه تبليغى، فرهنگى و پروپاگانداى پروسه اهميت مى يابند بروز مى يابد كه توليداتى چون دوئل، مزرعه پدرى و از قديمى ترها حمله به H3 و دايره سرخ از اين دست به حساب مى آيند.
164295.jpg
در عرصه سينماى حرفه اى كه با استفاده از عوامل توليد و بازيگرى حرفه اى روند توليد يك اثر شكل مى گيرد، بحث دستمزدها كه بعد از دوره سينماى حمايتى، هدايتى، نظارتى دهه شصت از محدوديت رهايى يافت، بخش عمده اى از هزينه هاى توليد را به خود اختصاص مى دهد. در اين خصوص برخى عوامل حرفه اى در دوره بورس كارى شان از دستمزدهاى بالايى برخوردارند اما در همين مقطع عواملى در زمينه فيلمبردارى، تدوين و بازيگرى حضور دارند كه دوره فعاليت و بورس كارى شان به دلايلى گذشته و با توجه به ويژگى هاى صنعت سينما به راحتى در زمره فراموش شدگان و خانه نشينان قرار گرفته اند. تجربه نشان داده است، اين عوامل با دعوت به كار مجدد در يك تيم حرفه اى با دستمزدهاى پايين شروع به كار مى كنند كه اين خود هزينه هاى توليد در اين بخش را به درصد قابل توجهى كاهش مى دهد كه اين اتفاق در سينماى غرب نيز رخ مى دهد و طى حضور مجدد دوباره اين افراد، اثبات توانايى هايشان به عرضه موفق حيطه كارى شان باز مى گردند. با استفاده از همين موقعيت مى توان به جاى فيلمبردارى ده ميليون تومانى به يك فيلمبردار حرفه اى با سابقه ۲ ميليون تومان دستمزد داد و تقريباً همان نتيجه را گرفت و يا يك بازيگر حرفه اى فراموش شده را دوباره به عرصه بازگرداند و به جاى ۲ ميليون تومان به او سيصدهزار تومان دستمزد داد.
با اين اوصاف از سينماى ارزان چه تعريفى مى توان در حيطه فعاليت سينماى ايران عرضه داشت درحالى كه قيمت تمام شده فيلم به ندرت اعلام و يا حتى درست اعلام مى شود و ميزان دستمزدها نيز هميشه مخفى و در حد شنيده هاست. وقتى شفافيت در ارائه اطلاعات به دليل نگرانى هاى مختلف از سوى افراد دست اندركار وجود دارد، دشوار مى توان فيلمى را در زمره فيلم هاى متعلق به سينماى ارزان و يا به عبارتى خيلى ارزان درنظر گرفت و اين عناوين را به آن اطلاق كرد. بحث هزينه تمام شده توليد يك فيلم هيچگاه به شفافيت و وضوح مطرح نشده است. مرتضى شايسته تهيه كننده فيلم بوتيك پيرامون هزينه تمام شده اين فيلم طى گفت وگويى با نشريه صنعت سينما شماره ۲۱ به هزينه اى حدود ۱۲۵ ميليون تومان براى فيلمى كه به زعم عموم فيلم كم هزينه اى است، اشاره كرده است. مصطفى شايسته نيز در مصاحبه اى با مجله سينما شماره ۶۲۶ پيرامون لزوم استفاده از سينماى ديجيتال براى كاهش هزينه ها و ورود فيلمسازان جديد به عرصه سينماى حرفه اى و بدنه اى اظهار داشته كه با هزينه توليد يك فيلم سينمايى ۳۵ ميليمترى مى توان چهار فيلم سينمايى ديجيتالى توليد كرد. با اين فرمول هزينه فيلمى در قدوقواره بوتيك در سينماى ايران ۶۰۰ ميليون تومان خواهد شد كه بعيد به نظر مى رسد. از طرفى اگر فيلم بوتيك به صورت ۳۵ ميليمترى فيلمبردارى مى شد با مقايسه با نمونه هاى مشابه اش، حداكثر ۱۶۰ ميليون تومان هزينه برمى داشت كه طبق فرمول مصطفى شايسته بايد هزينه بوتيك حدود ۴۰ ميليون تومان شده باشد. با مقايسه رقم ۱۲۵ تا ۴۰ ميليون تومان ديگر تلاش براى به دست آوردن اطلاعات دقيق از هزينه فيلم ها و نامگذارى مجموعه اى از فيلم ها با صنعت سينماى ارزان دشوار مى نمايد.
از فيلم او (رهبر قنبرى) تا فيلم مارمولك ركورددار فروش و فيلم هايى كه دست به دامن امكانات ابتدايى صنعت سينماى ديجيتال شده اند و به طور كلى به جز مواردى خاص همه فيلم هاى سينماى ايران مشمول فهرست سينماى خيلى ارزان قرار مى گيرند و بر اين نكته صحه مى گذارند كه سينما در ايران هنوز هنرى ارزان، در دسترس و به شدت اقتصادى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |