|
اولويت نظام آموزشى در ژاپن (بخش دوم و پايانى)
مشاركت و كار گروهى
در گفت و گو با محمد رضا سركارآرانى، نويسنده
|
|
|
\ برخى، سامورايى هاى ژاپن را موتور توسعه ژاپن مى دانند، شما با اين نظر و ايده موافق هستيد؟ > بله، سامورايى هاى ژاپن، طبقه اى را ايجادكردند و بعداً بازرگانان و بوروكراتهاى دولتى به آن پيوستند. اين طبقه، نقش حلقه واسط بين عموم مردم ژاپن و تحولات جهانى و پروژه هاى اصلاحات اجتماعى دولت ژاپن را به عهده گرفتند. دربررسى تاريخ تحولات بريتانيا نيز مى بينيد كه درتاريخ تحول دموكراسى اين كشور، همه مردم نمى توانستند كه نقشه هاى عملى تحول را پيش بينى كنند. در ابتدا طبقات مشخصى ازجامعه بودند كه نقش مهمى را دراين زمينه ايفاكردند و تحولات مربوط به دموكراسى را روبه جلو مى بردند. اما برخلاف جوامع ژاپن و بريتانيا، در جامعه ايران چنين طبقه اجتماعى كه تغييرات اجتماعى را سازماندهى و مديريت كند، شكل نگرفته است. سازوكار ايجاد طبقه متوسط درجامعه براى توسعه بسيارمهم است. نقش طبقه متوسط براى دولت نيز در انجام اصلاحات، حياتى مى باشد. چنانچه جامعه اى اين قابليت اجتماعى را نداشته باشد، صرفاً داشتن منابع طبيعى يا سرمايه اى، آن را به حداقلى ازتوسعه نيز نمى رساند. \ شما گفتيد كه ما ايرانيان به محصول نگاه كرديم و نه مانند ژاپنى ها به فرآيند. دقيقاً منظور شما از اين گفته چيست؟ > ما ايرانيان به غرب نگاه كرديم و مثلاً ديديم كه درآنجا سينما، ماشين، وسايل ارتباطى، رسانه و فناورى وجوددارد، لذا تصميم گرفتيم كه آنها را واردكشور كنيم ولى به توسعه فناورى، همزاد و همراه با توسعه فرهنگى و اجتماعى و مديريت تغييرمناسبات فرهنگى براساس تجربه گذشته توجه نكرديم. بنابراين الآن مى بينيد كه ما از دستاوردهاى مدرن استفاده مى كنيم ولى درجامعه ما، آنها كاركرد واقعى خودشان را نداشته و يا حداقل كارايى موردنظر را ندارند. اتفاقاً دربرخى موارد به مشكلات و پيچيدگى هاى جامعه ما نيز افزوده اند. به عنوان نمونه، وضعيت آشپزخانه هاى ما با «مطبخ»هاى صدسال پيش ما كاملاً متفاوت است. اما ذهنها، بينشها و انديشه هاى نوجوانان و جوانان ايرانى، با ذهنيت، بينش و انديشه مادربزرگهاى آنها به ميزان تغييرات سخت افزارى در آشپزخانه تغييرنكرده است. به اعتقادمن، ما ميوه ها و نهال ها را آورديم ولى محيط زيست نگهدارى و پرورش آنها را فراهم نساخته ايم. \ چرا ژاپنى ها دچار چنين مشكلى نشدند؟ > اگر ما نفت را به عنوان منبع درآمدى نمى داشتيم، قادربوديم كه همزاد با كارخودمان، با تكنولوژى همراه شويم، آن را جذب كرده و درتوسعه آن بكوشيم. اما پول نفت، دستيابى ما را به تكنولوژى آسان نموده و با خريد فناورى، تغيير رفتارهاى فرهنگى و اجتماعى ما به تأخير مى افتد. درنتيجه دچار عقب ماندگى فرهنگى و اجتماعى مى شويم و حتى درزمينه كاربرى از فناورى و درك فرهنگ آن نيز دچار مشكل مى شويم. انسانى كه در تمدن جديد، فناورى را به وجود مى آورد، در ابتدا توسعه يافته است وتوسعه يافتگى اوست كه فناورى و جامعه را توسعه مى دهد و آنگاه در مناسبات اجتماعى متحول و مدرن، ميوه هاى فربهى در اقتصاد، فرهنگ و جامعه به بار مى نشيند ولى چنانچه ورود تكنولوژى قبل از تحول و توسعه انسانها و مناسبات اجتماعى اتفاق بيفتد، آنگاه پيامدهاى اين شكاف ها بسيار رنج آور است و مديريت اين تناقض ها هم بسيار دشوار است. \ در زمان ناصرالدين شاه، نفتى وجود نداشت... > تفاوت در اين است كه ايتو نماينده يك انقلاب به نام انقلاب ميجى بود كه به اروپا رفت ولى ناصرالدين شاه، چنين نمايندگى را برعهده نداشت. ژاپنى ها قبل از سفر، نقشه اجتماعى و اقتصادى اصلاحات را تنظيم نمودند. آنها كشورها را به خوبى مطالعه كرده و براى آموختن در همه زمينه ها، خودشان را آماده كردند. سفر ايتو از ژاپن به اروپا سفر تشريفاتى ـ تفريحى نبود. گزارش سفر او نشان مى دهد كه اراده اى در ژاپن مبتنى بر قابليت هاى اجتماعى شكل گرفته بود تا فاصله خود را به سرعت با غرب پر كند. تحليل واقع بينانه اين فاصله، پذيرش عقب ماندگى، ترسيم ناتوانايى هاى ژاپن، تصوير قوت ديگران و تعيين نقطه هاى عزيمت، بازبينى خودپنداره ها و دورشدن از انگاره هاى توهم زا، ويژگى اصلى برنامه عزيمت ژاپن براى آموختن از غرب بود. \ ايران هم انقلاب مشروطه را در سال ۱۲۸۵ ش تجربه كرد. ماده ۳ قانون آموزش سال ۱۲۹۰ مصوب مجلس شوراى ملى، تعليمات ابتدايى را براى ايرانيان اجبارى و خصوصاً ماده ۲۸ آن مجازات بدنى در مدارس را ممنوع اعلام مى كند. چرا با اين انقلاب تحول زا و تصويب اين قانون پيشرو، يك روند سازنده در ايران شكل نمى گيرد؟ > انقلاب مشروطيت توانست قانون آموزش را به تصويب برساند و براى اولين بار آموزش ابتدايى را اجبارى كند كه البته اين دستاورد كوچكى نيست. اما كدام تحرك اجتماعى براى ساخت ۲۵ هزار مدرسه ابتدايى در ۴ سال، همانطور كه در ژاپن اتفاق افتاد، شكل گرفت. سرنوشت مدرسه رشديه (۱۲۶۵ش/ ۱۸۸۷م) را در تبريز بخوانيد كه داستان غم انگيزى دارد. عده اى به اين مدرسه حمله كردند و ميزها و نيمكتهاى آن را در هم شكستند. به نظر مى رسد كه بخشى از مشكل ما به اين بر مى گردد كه در ايران، طبقه متوسط شكل نگرفته است ولى در ژاپن، سامورايى ها، بازرگانان و مربيان مكتب خانه ( تراكويا) ها و بوروكراتهاى دولتى، طبقه متوسط را ايجاد كرده و آموزش مدرن را سازماندهى و گسترش دادند. مشكل دوم ما، در نحوه وام گيرى از غرب بوده است. ژاپنى ها با نگاهى گزينشى همراه با هوشمندى، از دستاوردهاى مدرن استفاده كرده و تلاش كردند كه اين آموزه ها را با ارزشهاى جامعه خودشان تلفيق كنند. اما در ايران، اصول و ساختار آموزش و محتواى درسى با ارزشها و نيازهاى عمومى مردم ايران همخوانى پيدا نمى كرد و مردم حاضر نمى شدند كه هزينه آموزش را به سرعت در سبد خانوار خودشان بگذارند. برنامه هاى گسترش مدارس نيز از لحاظ اجتماعى در عمل با تنشها و مجادلات زيادى در جامعه ما روبرو شد. \ در حال حاضر، نظام آموزش و پرورش ژاپن با چه چالشهايى روبرو هست؟ > آموزش و پرورش ژاپن، پيشرفتهاى چشمگيرى در خصوص ميانگين آموزش و سطح كيفى آن داشته ولى در ۲۰ سال اخير با چالشها و مشكلات زيادى روبرو شده است. ريشه اصلى اين مشكلات بر مى گردد به همان سياست «آموزش براى توسعه» و الآن اين بحث در گفتمان پست مدرنيستها در ژاپن مطرح مى شود كه در شرايط كنونى، آموزش و پرورش بايد بر تفاوتها، نيازها و آزادى هاى فردى و مهارتهاى شهروندى تأكيد كند. مطرح شدن اينگونه اظهار نظرها باعث شده كه گذشته آموزش و پرورش ژاپن، دچار نقد جدى شود. ناگفته نماند كه در بيست سال اخير، اصلاحات مكررى همچون اصلاحات اخير آموزشى سراسرى سال ۲۰۰۳ در ژاپن به اجرا در آمده است. اصلاحات جديد شامل اين موارد است: كاهش فشار دولت در تعيين همه كاركردهاى واحدهاى آموزشى، كاهش ساعات درسى مدارس به پنج روز در هفته، اصلاح برنامه هاى آموزشى رسمى و افزايش دروس اختيارى، تأكيد بر رويكردهاى تلفيقى و بين رشته اى و تأكيد جدى بر مهارتهاى زندگى و كار در جامعه اطلاعاتى كه لازمه زندگى در قرن بيست ويكم است. البته اين برنامه هاى اصلاحى با استقبال صنعت و مديران اقتصادى در ژاپن مواجه نشده. چون آنها بر اين باورند كه تغييرات ايجاد شده ما را با آينده اى مبهم روبرو مى كند. \ به چه علت؟ > آنها مى گويند كه آموزش و پرورش ژاپن تاكنون توانسته به پيشرفت صنعتى و اقتصادى ژاپن كمك كند و معلوم نيست كه اصلاحات پست مدرنيستى مبتنى بر آزادى هاى فردى و تنوع در روشهاى آموزشى، الزاماً بتواند به ارتقاى موقعيت ژاپن كمك كند و ما را همچنان در آموزش رياضى، پيشرفت تحصيلى در علوم و درك منطق فناورى پيشرو نگاه دارد. \ از ديد آكادميك، چنين ادعايى قابل قبول است؟ > از نظر آكادميك هم اين برنامه هاى اصلاحات آموزشى كه در جريان است، محل نقد و بحث بسيارى است. چون اين برنامه ها تازه شروع شده و مخالفان و موافقان بسيارى دارد. برخى معتقدند كه آموزش وپرورش متمركز ژاپن توانسته به ميزان زيادى شكاف فقير و غنى را پر كند و اصلاحات جديد منجر به بروز شكافهاى اقتصادى مى شود و كسانى كه توان مالى بيشترى دارند، از موفقيت بيشترى برخوردار خواهند شدو تكثر و غير متمركز كردن برنامه ها و واگذارى اختيارات بيشتر، موجب عدم تعادل هايى در سرمايه گذارى اقتصادى و اجتماعى براى آموزش خواهد شد. به علاوه خانواده ها هم خيلى نگران اين نوع برنامه هاى اصلاحى هستند چون مسؤوليتهاى آنها بيشتر مى شود. به اين معنا كه كاهش ساعات آموزش يعنى ماندن بچه ها در ساعات بيشترى در خانه و از همين جا هست كه مسؤوليت خانواده ها افزايش مى يابد. ممكن است كسانى كه ثروت بيشترى دارند، فرزندان خود را به مؤسساتى بفرستند كه توانمندى آنها را افزايش دهد و در نهايت نابرابرى هاى اجتماعى تشديد شود. \ مگر اين برنامه ها به صورت علمى و حساب شده تنظيم نشده ؟ > تاالآن اصلاحات آموزشى و تغيير نظام آموزشى و بنيانگذارى نظامهاى آموزشى جديد در ژاپن عموماً از طريق الگوگيرى از كشورهاى خارجى انجام شده ولى در آغاز قرن بيست ويكم، ژاپن الگويى براى پيروى از آن ندارد. قضاوت درباره اينكه چقدر ايده هاى اين برنامه ها، مطابق با چالشهاى قرن بيست و يكم در آموزش، بحث جهانى شدن و موضوع جامعه اطلاعاتى باشد، نياز به زمان بيشترى هست. \ ايالات متحده نمى تواند همچنان الگوى ژاپن باشد؟ > الگوى آمريكا در چالش با دنياى جديد و جامعه اطلاعاتى چندان جلوتر از ژاپنى ها در بخش آموزش نيست. چون زمان زيادى از ورود جهان توسعه يافته به جامعه اطلاعاتى نمى گذرد، بنابر اين ژاپن، الگوى آموزش جديدى را نمى بيند كه از آن تقليد كند. به علاوه، چالش هاى جامعه اطلاعاتى براى هر يك از كشورهاى جهان پيامدهاى مشخص ملى و منطقه اى نيز به همراه دارد. مثلاً زبان ژاپنى و عدم توانايى كافى براى برقرارى ارتباط با زبان انگليسى، برنامه هاى زيادى را براى ژاپنى ها مطرح كرده است. \ نظام آموزشى ژاپن بر كار گروهى و ايجاد صميميت بين دانش آموزان توسط معلمان تأكيد دارد. وجود همبستگى جمعى شديد ژاپنى ها، يكى از دلايل موفقيت ژاپن بوده است. چرا اصلاحات جديد آموزشى، در پى ترويج فرد گرايى است؟ > در نظام «آموزش براى توسعه» بر اين موضوع تأكيد مى شد كه رفتارهاى گروهى بسيار مؤثرترند. آن نظام، همسان سازى در ميان گروههاى اجتماعى را ايجاد مى كرد كه پروسه توسعه را پيش ببرد. در مجموع فعاليت بيشتر در گروه باعث انقياد فرد از گروه شده و نيازمند دست كشيدن فرد از نيازهاى خودش مى باشد. البته اين ويژگى، عاملى بوده كه ژاپن امروزى را ساخته و نظام آموزشى ژاپن در شكل گيرى اين موفقيت مؤثر بوده است. معناى اين ايده در كارخانه اين است كه يك كارگر يا كارمند، كارخانه را خانه خودش بداند و به زندگى جمعى علاقه نشان دهد. \ آيا گروه گرايى ژاپنى ها با تبليغ فردگرايى از نوع غربى، دچار چالش عمده اى نمى شود؟ > تحولات جامعه اطلاعاتى و نيازهايى كه پيش روى ژاپن امروز قرار مى دهد، چالشهايى را به وجود آورده است و ژاپنى ها براى تداوم پيشرفت خودشان ناچارند الزامات جديدى را پذيراشوند. نظام استخدام مادام العمر به تدريج لغو مى شود، فردگرايى گسترش مى يابد و آموزش به سوى انسانى تر شدن در حركت است. فشارهاى اجتماعى مبتنى بر ديدگاه پست مدرنيسم، ليبرال ترشدن آموزش و هدف هاى آن را دنبال مى كند. تعليم و تربيت مبتنى بر اهداف توسعه اقتصادى ژاپن به طور جدى نقد شده، توجه به تعليم و تربيت انتقادى گسترش يافته است و مرزهاى موجود را متزلزل مى سازد. بديل هاى مؤثرتر آموزش جست وجو مى شود و چشم اندازهاى نوينى براى سازگارى با الزامات پارادايم فناورى اطلاعات و ارتباطات و جامعه اطلاعاتى در حال شكل گيرى است.
|