آقاى لارنس رئيس يك شركت بزرگ تجارى است كه با بسيارى از كشورهاى جهان در ارتباط است. او روزانه تعداد بسيار زيادى نامه دريافت مى كند كه بسيارى از آنها بايد در مهلت كوتاهى پاسخ داده شوند. در غير اين صورت بسيارى از درخواستهاى ارسال و خريد جنس از شركت آنها منقضى خواهدشد.
آقاى لارنس كه بعد از يك دوره كار يكساله بسيار خسته شده است، تصميم مى گيرد براى گذراندن يك دوره تعطيلات يك ماهه شركت را ترك كند، اما در عين حال نمى خواهدكار تعطيل شود. به همين دليل از منشى اش كه فرد بسيار منظم و دقيقى است تقاضا مى كند هر روز در صندوق نامه هاى شركت را بازكرده و محتويات صندوق را به آدرس هتل او بفرستد.
در هفته اول اقامت در هتل آقاى لارنس هيچ نامه اى از منشى اش دريافت نمى كند و به همين دليل با او تماس مى گيرد تا دليل اين مسأله را بپرسد، منشى اش توضيح مى دهد كه آقاى لارنس فراموش كرده كليد در صندوق نامه هاى شركت را به او بدهد. آقاى لارنس هم با كلى شرمندگى به او قول مى دهد كه كليد را همان روز به آدرس شركت پست كند.
دو هفته بعد آقاى لارنس هنوز هيچ نامه اى از جانب منشى اش دريافت نكرده است. او كه از بابت به تأخير افتادن جواب نامه هاى شركت بسيار عصبانى است ديگر با منشى تماس نمى گيرد تا علت را جست وجو كند. او يك هفته زودتر تعطيلاتش را تمام مى كند و به محض برگشتن به شركت منشى اش را بدون هيچ توضيح و پرس و جويى اخراج مى كند و حتى به منشى فرصت نمى دهد درباره آنچه اتفاق افتاده توضيح دهد. اما منشى قبل از اينكه شركت را ترك كند به آقاى لارنس مى گويد كه او مقصر نيست و هيچ دليلى براى اخراج او وجود ندارد.
بعد از اينكه آقاى لارنس به سروقت صندوق نامه هاى شركت مى رود تا نامه هاى سه هفته گذشته را بردارد، تازه متوجه مى شود منظور منشى از اينكه بى تقصير بوده چيست.
به نظر شما چه اتفاقى افتاده بوده است؟
> به تصوير زير دقت كنيد و بگوييد چند فلش در تصوير مى بينيد؟
جواب
* اگر صورت معما را دقيق خوانده باشيد، متوجه شده ايد كه آقاى لارنس كليد صندوق نامه را براى منشى اش پست مى كند و طبيعتاً پاكت محتوى كليد نيز داخل صندوق نامه ها قرارخواهدگرفت. بدين ترتيب منشى كه كليدى در اختيار نداشته نمى توانسته در صندوق را باز كند؛ حتى اگر كليد توسط آقاى لارنس پست شده باشد.
> اگر به تصوير زير كه معكوس تصوير اصلى است دقت كنيد، راحت تر متوجه خواهيدشد كه علاوه بر چهارفلشى كه جهت آنها به سمت مركز تصوير است و در تصوير اصلى به رنگ سياه ديده مى شوند، چهارفلش ديگر هم وجود دارند كه جهت آنها به سمت خارج تصوير مى باشد و در تصوير دوم به رنگ سياه درآمده اند. بنابراين مجموعاً هشت فلش در تصوير وجود دارند.
ستون آنچه آموختيم، هر هفته تجربيات جوانان و حتى مسن ترها را درباره مسائل مختلف بيان مى كند. مسائلى كه براى ديگران مفيدند. شما مى توانيد تجربه هايتان را به نشانى اينترنتى ancheAmokhtim@yahoo.com براى ما بفرستيد.
كيش و مات
مدتى پيش براى يك دوره مسابقه شطرنج ثبت نام كردم. سه سال بود كه قهرمان شطرنج منطقه بودم و خيالم جمع بود كه حريفى ندارم. راستش مطالعاتى هم درباره روشهاى بازى داشتم. با اطمينان تمام دور اول بازى را شروع كردم. بازى اول با برد من تمام شد. بازى دوم اما روبروى دخترى قرار گرفتم كه چند سالى از من كوچك تر بود. من هم همان روش قديمى ناپلئونى را بازى كردم، اما حريفم آن قدر حرفه اى بود كه نه تنها نتوانستم با سه حركت ماتش كنم، كه خيلى زود بر بازى مسلط هم شد. عصبى شده بودم، اما او خونسرد مرا در تله انداخت و ماتم كرد. اين كيش و مات باعث شد كه من در همان دور اول حذف شوم. آن دختر در مسابقات قهرمان شد. اولش عصبانى بودم، اما بعد كه فكر كردم، ديدم اين شكست بيشتر از هر چيز ديگرى به دردم مى خورد. لا اقل ديگر حريف را دست كم نمى گيرم و بى خودى از شروع بازى خودم را برنده نمى دانم.
ناديا دعايى ـ گرگان
بهترين روزهاى عمر ما
زندگى در خوابگاههاى دانشجويى درسهاى زيادى به آدم مى دهد. از اين جهت كه دانشجو محيط راحت خانه را رها مى كند و به جايى مى رود كه بيشترين مسؤوليت بر عهده اوست و دوم اينكه با گروهى از افراد با تفكرات و اعمال و رفتار متفاوت آشنا مى شود و ياد مى گيرد كه چطور با يك گروه «زندگى جمعى» داشته باشد.
روزهاى اول اين نوع زندگى سخت است، اما به مرور خيلى از اتفاقها عادى مى شوند و لذت زندگى با دوستان و بچه هاى ديگر احساس مى شود. اين مى تواند زمينه اى براى زندگى اجتماعى آينده هم باشد. ضمن اينكه اين بار مى شود از همفكرى هم نسلها هم استفاده كرد. اما بيش از هر چيز ديگر خاطرات خوش روزهاى خوابگاه در ذهن مى ماند. روزهايى كه بهترين ايام دوران زندگى هر دانشجوى دور از خانه را تشكيل مى دهد.
اين تجربه ها، چيزهاى كوچك و بى ارزشى نيستند.
رضا كريمى ـ مشهد