يكشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۰ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Sun, May 30, 2004
فرهنگ و انديشه
سال دهم - شماره ۲۸۰۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
بزرگان انديشه (۳۰)
به بهانه بيست و هشتمين سال در گذشت مارتين هايدگر
بزرگان انديشه (۳۰)
رابيندرانات تاگور قسمت دوم ( پايانى)
عشق جام دردمرابا شادمانى پر مى سازد
167070.jpg
تاگور در زندگى خود با مصائب و رنج هاى بسيار روبرو شد. در عنفوان جوانى مادرش را از دست داد. در ۱۸۸۳ زن برادرش كه به او بسيار علاقه مند بود و به نوعى جاى خالى مادرش را پر مى كرد خودكشى كرد. در ۱۹۰۲ همسرش از دنيا رفت. مادر يكى از شاگردان تاگور تعريف مى كند كه او با عشق و محبتى بسيار از همسرش پرستارى مى كرد و با وجود آنكه همسرش او را از اين كار منع مى كرد شب ها هم يكسره بربالين او بيدار و مراقب بود. چند ماه پس ازمرگ همسرش، دخترش رنوكا هم بيمار شد و در فاصله اى كوتاه در گذشت. در ۱۹۰۵ پدرش مرد. چند سال بعد كوچكترين و به قول عده زيادى، محبوب ترين پسرش شاميند را نات از دنيا رفت. ولى تاگور كه در مرگ آنان آرام و خاموش اشك مى ريخت به ورطه تيره انديشى و گزافه گويى و غصه پرستى نيفتاد و مايه شگفتى منتقدان است كه به طور كلى در شعر او گرايش نوستالژيك نازل، كمتر ديده مى شود. ديده عشق، جان او را به افق هاى دور دست سوق مى داد. «عشق، راز بزرگى است كه مرگ و زندگى را به هم مى پيوندد. عشق جام درد مرا با شادمانى پر مى سازد.»
عشق: «در عشق همه تضادها و تناقض هاى هستى در هم محو مى شوند. عشق حركت و سكون را توأمان و در آن واحد در خود دارد. قلب هاى ما كه هر دم در تغيير و دگرگونى است در عشق به آرامش و اطمينان و سكون مى رسد. ـ عشق يك رازبى پايان است. زيرا هيچ چيز ديگرى براى تبيين و توصيف آن وجود ندارد.» تاگور عشق را در پيوند عميق با حقيقت مى ديد و آن را يك امر احساسى و رمانتيك صرف نمى دانست. «عشق يك امر احساسى صرف نيست، حقيقت است. عشق، سرور و طراوتى است كه در تارو پود كل عالم خلق جريان دارد.»معناى رنج: «مهمترين درسى كه انسان مى تواند از زندگى اش بياموزد اين نيست كه در اين جهان درد و رنج وجود دارد، بلكه به او بستگى دارد كه آن را به صورت خير درآورد. اين امكان براى او وجود دارد كه آن را به شادمانى و بهجت دگرگون كند. آزادى و رهايى انسان در اين نيست كه از دشواريها و دردسرها بركنار باشد بلكه در اين است كه آنها را به عنصرى در شادمانى و سرور خود بدل سازد.»
مسأله شر: «پرسش از اينكه چرا شر وجود دارد همانند اين پرسش است كه چرا نقص و دورى از كمال هست... اما پرسش واقعى اى كه بايد طرح كنيم آن است كه آيا نقص و دورى از كمال حقيقت غايى است؟ آيا شر مطلق و نهايى است؟»
دين: «دين نيز همچون شعر يك ايده و انديشه صرف نيست بلكه نوعى تجلى است. تجلى خداوند در تنوع بى پايان خلقت. و نگرش ما نسبت به وجود نامتناهى نيز در تجلى خود بايد برخوردار از تنوع بى پايان فرديت باشد. آن فرقه ها و نحله هايى كه با اعتقادات صلب و سخت شان تنگ نظرانه به دور خود ديوار مى كشند و همه حركت هاى خودجوش روح زنده و پويا را مطرود مى دارند ممكن است اندوخته الهيات خود را حفظ كنند اما دين را از بين مى برند.»
تسليم در برابر خداوند: «هدف واقعى پرستش و عبادت روزانه خداوند آن است كه هر روز بيشتر در برابر او تسليم شويم، همه موانع وصال را بر طرف سازيم و تعلق خاطر و دلمشغولى مان را نسبت به او در اخلاص و خدمت، در عشق و نيكوكارى و سعت بخشيم. اين بايد هدف كل زندگى ما باشد. در همه افكار و اعمالمان بايد به نامتناهى نظر داشته باشيم.»
نغمه وجود: «من خدا را در نغمه و آواى وجودم لمس مى كنم، بسان تپه اى كه آبشار هايش در ياى دور دست را لمس مى كند.» تحجر: «خشك مغزى و تحجر مى كوشد حقيقت را در دستانش سالم نگاه دارد اما آن را چنان سخت مى فشرد كه مى كشد.
خطا و حقيقت: «اگر در خود را به سوى همه خطاها ببندى حقيقت پشت در خواهد ماند.»
منطق انديشى مطلق: «ذهنى كه تمامى فضاى آن را منطق پر كرده مانند چاقويى بسيار تيز است. دستى را كه از آن استفاده مى كند مى برد.»
زمان: «پروانه ها لحظه ها را مى شمارند نه ماهها را و از اين رو وقت كافى دارند.»
به بهانه بيست و هشتمين سال در گذشت مارتين هايدگر
فهم روزمره
در ساحت شعر و فلسفه
167073.jpg
روز چهارشنبه۶ خردادماه، مطابق با ۲۶ ماه مه مصادف بود با بيست و هشتمين سال درگذشت مارتين هايدگر. از اين فيلسوف شهير آلمانى در ايران آثارى چاپ شده است و درباره آرا و افكار وى نيز بحث ها و نظراتى وجود دارد و كتاب ها، مقالات و گفت وگوهاى بسيارى نيز منتشر شده است؛ اما مهمترين انتقادى كه به خوانش ايرانى از هايدگر و كلام دشوار او مى شود، جا افتادن يك تفسير در ميان عامه تحليلگران و مفسران است كه اين تفسير به مرحوم فرديد منسوب مى شود. فارق از اين نقد، مى توان ادعا كرد كه هايدگر در عين دشوار گويى هايش از معدود متفكرانى است كه در ايران كارهاى بسيار فراوانى از او و درباره او منتشر شده است و اين خود جاى اميدوارى دارد. اينكه چرا امروز به انديشه هاى هايدگر اقبال فراوان مى شود، موضوع ديگرى است كه خود تأمل برانگيز است. به بهانه درگذشت اين فيلسوف قرن بيستمى، نگاهى اجمالى به زندگى و كليت انديشه هاى وى شده است كه مى خوانيد.
مارتين هايدگر، فيلسوف بزرگ آلمانى، در تاريخ ۲۶ سپتامبر سال ۱۸۸۹ به دنيا آمد و در دوران تحصيل به سرعت تحت تأثير فرانس برنتانو قرار گرفت. آشنايى با برنتانو به عنوان فيلسوفى كه تفكراتش بر پديدارشناسى ادموند هوسرل نيز تأثير به سزايى داشته است، فضاى فكرى هايدگر را به سمت و سوى خاصى سوق داد كه در اين راستا انديشه هاى فلسفى متفكران يونان باستان نيز بى تأثير نبود. به عنوان مثال ايده كلاسيك از چيستى حقيقت كه در يونان پيشا ـ سقراطى باب بود، بر نظر هايدگر در اين باب تأثير بسزايى داشت و از اين منظر به كارهاى هوسرل علاقه مند شد.وى پس از چندى كه از ورودش به دانشگاه فرايبورگ و تحصيل در رشته الهيات گذشت، در انتخاب خود تجديد نظر كرد و بيشتر وقت خود را صرف فراگيرى فلسفه و رياضيات نمود. هايدگر در سال ۱۹۱۹ به عنوان دستيار ادموند هوسرل در فرايبورگ مشغول به كار شد و در آنجا با كارل ياسپرس نيز آشنا شد. وى در سال ۱۹۲۴ به دانشگاه ماربورگ رفت و در همان سال ها نوشتن كتاب «هستى و زمان» (Sein und Zeit) را آغاز كرد. به واقع شارحان فلسفه، كتاب «هستى و زمان» را برترين اثر هايدگر مى دانند. او كتاب هستى و زمان را در سال ۱۹۲۷ به  پايان رساند. هايدگر رابطه وجود و زمان را همواره در راستاى يكديگر مطرح مى كند و وجود را در افق زمان قابل تحليل مى داند. هايدگر پس از كتاب «هستى و زمان» دچار چرخشى اساسى شد و با آثار جديدش الهام بخش هرمنوتيسين هاى بسيارى چون گئورگ گادامر و متفكران پاساساختارگرايى چون فوكو و دريداشد. وى در دوره حضور خود در ماربورگ با هانا آرنت، فيلسوف سياسى، ملاقات كرد و به واسطه سخنرانى هاى جذابى كه ارائه مى كرد، بسيارى از متفكران جوان چون هربرت ماركوزه، ژان پل سارتر و ... را تحت تأثير قرار داد.مى گويند مارتين هايدگر در دهه چهل ميلادى ارتباط نزديكى با حزب نازى برقرار كرد و تقريباً يك سال پس از اين ارتباط، در سال ۱۹۴۵ از آنها جداشد و تا آخر عمر نيز درباره اين رابطه توضيح نداد. پس از اين جدايى وى به مدت پنج سال از تدريس محروم شد و عاقبت در سال ۱۹۵۰ به عنوان استاد ممتاز در دانشگاه به كار گرفته شد. اين رابطه با حزب نازى و تمجيد او از دستان زيباى هيتلر در يك جلسه، اساسى ترين انتقاد حاشيه اى (غير فلسفى) به اين فيلسوف دشوارگوى قرن پايانى هزاره دوم بوده و هست. تا جايى كه عده اى آراى فلسفى وى را تحت غلبه اين رخداد بى ارزش ارزيابى كرده اند. به هر حال مارتين هايدگر ۸۷ ساله در تاريخ ۲۶ مه سال ۱۹۷۶ پس از فراز و فرودهاى بسيار در فرايبورگ درگذشت.
امروزه عده اى هايدگر را يكى از مهمترين فيلسوفان معاصر بر مى شمارند و فلسفه او را در ادامه راه فيلسوف هموطنش نيچه مى دانند و به عبارتى چنين ارزيابى مى كنند كه هايدگر فلسفه هيچ انگارانه نيچه را با فلسفه وجودى «سورن كير كه گارد» و «پديدارشناسى هوسرل» آميخته و برآيند آن را در آراى خود به تفسير وجود و هستى كشانده است. اگر چه زبان و اساساً افكار هايدگر را غير قابل فهم ارزيابى كرده اند؛ البته انديشه هاى او بستر مناسبى براى بسيارى از تحليلگران متن، اگزيستانسياليست ها و حتى پست مدرن ها بوده و هست. در اين ميان نظر هايدگر در باب هستى و وجود جالب، دشوار و تا اندازه اى بديع و تازه است.
به واقع بايد گفت كه تفسير وى از هستى به مثابه امر روزمره اهميت زيادى دارد. ايده اصلى وى در پرسش از وجود كه همواره در ساحت زندگى روزمره جاى مى گيرد، بى هيچ واسطه اى به انسان به عنوان هستى در جهان (دازاين) مربوط مى شود. بدين معنى فلسفه و پرسش از وجود از زندگى كه اساساً امرى روزمره است، قابل تفكيك نيست و هر فرد در ساحت روزمره خود مى داند ومى فهمد كه وجود چيست. البته هايدگربين دوگونه درك از هستى يا هر مقوله متعين، تمايز قائل مى شود. براى هايدگر فهميدن در وهله نخست آن چيزى است كه هر كس دارد و اين حقيقت مختص به يك انسان و يك گروه نيست؛ بلكه حقيقتى مختص به نوع انسان است. به عبارت دقيق تر اين فهم مختص به دازاين است. در اين ميان فهم چيزى است كه بايد آن را تحقق بخشيد و وظيفه فلسفه در اين ميان تبيين چگونه بودن در ساحت وجود است. اين پرداختن به وجود و هستى در جهان برخلاف آنچه عده اى از مفسران مى پندارند تفكرى عرفانى نيست، بلكه ساحتى از تفكر شاعرانه را در بر مى گيرد و به دليل اين سويه هاى بلاغى است كه مى بينيم تا اين اندازه زبان فلسفى و فكرى هايدگر دشوار و غامض است.
البته براى وى ساحت شعر و فلسفه و به صورت كلى تر ساحت هنر و انديشه از يكديگر جدا نيست بلكه همواره پرسش هاى بنيادينى مبنى بر امكان تحقق امورى چون آزادى در هر دو حوزه مطرح است اينكه آيا مى توان آزادى را در قلمرو شعر و فلسفه بازجست و تا حدودى تبيين كرد و وجود را در معرض تهديد قرار نداد. بايد دانست كه تلقى «هايدگر» از ذات آزادى تلقى اى مثبت است. وى بر اين باور است كه انسان داراى هويت و ماهيت نيست و هر گاه مى پندارد عملى را به واسطه ماهيت انسانى خود انجام داده يا خواهد داد، در همان لحظه، ماهيتش دگرگون مى شود. بنابراين نوع انسان (دازاين) تنها در آزادى انتخاب و تبديل خود به موجود ديگر، آزاد است و در همين انتخاب است كه مى تواند نوع خوب و بد را توليدكند. (اين انديشه بعدها مبناى نگره هاى اگزيستانسياليستى از هستى و بشر شد.) بدين واسطه است كه هايدگر فهم روزمره و هستى در جهان را از منظرى هستى شناختى در ساحت فلسفه و هنر كه بهترين نمود آن شعر است، مطرح مى كند.
به اين ترتيب هايدگر پلى مستحكم بين هنر و فلسفه برقرار مى كند و با پرسش از منشأ اثر هنرى و پرداختن به بنيادهاى وجودى اين مسأله را تحليل مى كند. اگر چه بنا به باور عمومى اثر هنرى از فعاليت هنرمند سرچشمه مى گيرد؛ اما پرسش اصلى اين است كه هنرمند چگونه وجودى است؟ شايد بتوان از اين منظر هنرمند را استوار براثر يا آثارى كه خلق كرده يا مى كند مورد واكاوى قرار داد. با اين وصف هنرمند سرمنشأ اثر هنرى است و به واقع در تكوين آن نقش اصلى را دارد. حال با اين توصيف بايد قبول كرد كه در يك رابطه وجود شناختى هر يك از اين دو عامل ( هنر و هنرمند) وابسته به ديگرى است و هيچ كدام به تنهايى حامل وجودى ديگرى نيست كه از اين موضوع مى توان به نتيجه رسيد كه عامل مؤثر اصلى در اين ميان چيزى جز هنر به معنى وجودى و نه مصاديق خارجى آن نيست. پس همان طور كه هنرمند از لحاظى بالضروره سرچشمه هنر است، هنرنيز سرچشمه اى براى هنرمند و اثر هنرى به شمار مى رود.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   |   ايران زمين   | 
|   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |