دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۱ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Mon, May 31, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۸۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
كتاب و كتابخوانى
افق
آرشيو
گفت وگو با جمشيد درويش، استاد دانشگاه
خلاقيت، فصل مشترك آموزش و تحقيق
• احسان طيرانى راد
167307.jpg
• هنگامى كه سخن از علم به ميان مى آيد، نكته اى شايان توجه است
و آن اين كه علم در سايه تفكر نضج مى يابد
پژوهش سالها است كه جان گرفته، ولى هنوز نحيف است. اين كه پژوهش مادر علم است و درسايه علم و فن آورى راه هاى توسعه هموار مى شود، گزاف نيست. دراين رهگذر شناخت محيط يا به تعبيرى درون براى دستيابى به شاخصه هاى موفقيت ازهمه چيز مهمتر است.
اهالى دانش و دانشگاه هميشه براين موضوع تأكيدكرده اند كه دست يازيدن به علم بدون برنامه ريزى بلندمدت و كلان نگر برروى پژوهش ميسرنيست.
اين موضوع درگفت وگو با دكتر جمشيد درويش، مديريت پژوهشى دانشگاه فردوسى مشهد مورد بررسى قرارگرفته است كه درپى مى آيد.
\ ازمنظر شما علم، تحقيقات و فناورى چگونه تعريف مى شوند؟
> انيشتن درگفتارى علم را چنين تعريف مى كند. علم تلاشى است براى بازسازى عالم هستى ازطريق فرايند مفهوم پردازى. به نظر من شايد بتوان مقصود او را تأكيد برروى فعال سازى در آموزش علوم و جداشدن از روش هاى گفتارى و شنيدارى دانست.
هنگامى كه سخن از علم به ميان مى آيد، نكته اى شايان توجه است و آن اين كه علم در سايه تفكر نضج مى يابد. هميشه فكر و انديشه است كه جوانه هاى يك تئورى را در ذهن انسان بارور مى سازد تا از طريق مشاهده، آزمايش و تحصيل يافته هاى جديد تلاشى براى اثبات تئورى و تبديل آن به نظريه صورت گيرد، پس فاصله تئورى تا نظريه و بعد روش هاى عملى را بايد با تحقيقات پيمود.
در يك شبيه سازى مى توان تحقيق و پژوهش را مانند عناصر تشكيل دهنده يك كل واحد تلقى كرد كه فقدان هريك مانعى جدى براى رسيدن آن به كمال خواهد بود. با ورود پژوهش به محيط هاى آموزشى و دانشگاهى، درواقع برنامه اجرايى موردنياز اين محيط تدوين مى گردد تا بستر مناسب براى رشد سالم و منطبق با معيارهاى منطقى در بخش هاى انديشه ورزانه و تجربيات عقلى آدمى، فراهم گردد.
توجه داشته باشيم كه ماهيت علم را نمى توان تغييرداد ولى روش هاى علمى و سياست هاى مبتنى برآن را مى توان بومى كرد و نهايتاً اين كه علم، تحقيقات و فن آورى اجزاى يك پازل مى باشند كه با كنارهم قرارگرفتن آنها مى توان به واژه اى به نام توسعه رسيد.
\ حال باتوجه به اين تعريف و در فرايندى كه بيان كرديد آموزش چه نقشى دارد؟
> صاحبنظران آموزش را پايه ريزى قواعدى مبتنى بر تعقل و تجربه مى دانند كه منجر به يادگيرى صحيح، مناسب و پويا شود.
درنظام آموزشى بايستى دو نكته را درنظرداشت: ابتدا توجه به ضريب آمادگى افراد و سن يادگيرى آنها، تا از اين طريق آموزش به بازدهى بالا برسد و از حالت طوطى وار و خسته كننده خارج شود و ديگر اينكه سمت و سوى نظام آموزش بايد به جهتى باشد كه به فعاليت يادگيرنده و تلاش او براى كسب دانش منجر شود كه درنهايت يادگيرنده به دانشجو تبديل گردد.
\ با اين توضيحات چه جايگاهى براى خلاقيت در فراگرد يادگيرى متصور مى شويد؟
> خلاقيت فصل مشترك تحقيقات و آموزش است؛ آموزشى هدفمند است كه ذهن يادگيرنده را وادار به خلاقيت كرده او را به سمت تحقيق پايا و كارا رهنمون كند.
البته فراموش نكنيم كه نوآورى با افراط و تفريط مرزى بسيارنزديك دارد. شاخصه دوران خلاقه ژرف نگرى در تحقيقات است و اگر اين مورد از آن گرفته شود به ورطه افراط و تفريط مى افتد.
\ به نظر شما، راهكارهاى عملى براى نهادينه شدن تحقيقات و پژوهش و سپس گسترش فن آورى دركشور چيست؟
> سرمايه گذارى درامر پژوهش و تحقيقات نيازمند برنامه ريزى بلندمدت است. پس بايد سعى كنيم عوامل مؤثر در پيشبرد آن، نظير نيروهاى تحقيقاتى و بودجه ريزى را به گونه اى سازماندهى و مديريت نماييم تا كاركردهاى تحقيقات درتمام جنبه هاى برنامه ريزى علمى نمايان شود.
امروزه فن آورى جزئى از زندگى انسان ها شده است. هرانسانى سعى دارد كار خود را با اطلاعات و آگاهى بيشتر، شيوه هاى مناسب تر و هزينه كمتر و يا كارآمدى بيشتر انجام دهد و برجستگى فن آورى اين است كه مى تواند اين امكان را فراهم سازد تا آدمى بتواند هدف خود را سهل تر و شايسته تر محقق سازد.
\ بعضى عنوان مى كنند اگر وضعيت علوم دركشورهاى توسعه نيافته را بررسى كنيم به اين نتيجه مى رسيم كه اينان معمولاً دانشمند دارند اما سياست پژوهشى براى تحقيق ندارند و تازه، اگر پژوهشگر وجودداشته باشد، اين گونه تصورمى شود كه تمام سياست ها به سامان رسيده است. پس، ديگر پژوهش هاى كاربردى و بنيادى و نتايج حاصل از آنها به كار كشور نخواهدآمد.
> همانطور كه اشاره كرديد، متأسفانه فقدان سياست هاى لازم براى امور پژوهشى دركشور موجد ايجاد چنين شرايطى شده است، به اين معنا كه ابتدا برنامه ريزى مختصرى صورت مى گيرد و يافتن چالش ها و كمبودهاى آن را به زمان اجرا واگذارمى كنند؛ نتيجه چنين روشى فراهم شدن زمينه مناسب براى تربيت پژوهشگرانى با صبغه كاسبكارانه است كه در حقيقت اين حوزه رابسيار نامناسب جلوه مى دهد.
\ براساس آمارهاى جهانى كه بر مبناى تعداد محقق و دانشجو و همچنين هزينه هاى تحقيقات در نرخ توليد ناخالص داخلى بيان شده است، ايران از نظر تعداد محقق و دانشجو در رديف كشورهاى توليدكننده علم و فن آورى قرار مى گيرد ولى از حيث هزينه هاى تحقيقات در GDP در رده هاى بسيار پايين و هم سطح كشورهاى فاقد پايگاه هاى علم و فن آورى جاى دارد. نظر شما درباره اين ناهمگونى درسياست هاى آموزشى و پژوهشى ايران چيست؟
> اين آمارها يك نگرش كلى به شما مى دهد كه مثلاً ايران از نظرتعداد دانشجو در سطح مطلوبى قرار دارد، از نظر هزينه  تحقيقاتى وضعش بد است و از نظر علم توليدكننده نيست و مصرف كننده است. حال اين كه ما ۰‎/۴ درصد توليد ناخالص داخلى را صرف تحقيقات مى كنيم، اين خوب است يا بد، به همين راحتى نمى توان جواب آن را داد، ظرف ده دوازده سال گذشته چندين بار دولت دورخيز كرده اين عدد را به بالاى يك درصد برساند، در برنامه پنج ساله سوم هم ۱‎/۵ درصد پيش  بينى كردند كه الآن در سال چهارم برنامه بايد به ۱‎/۲ درصد مى رسيد تا سال ديگر بشود ۱‎/۵ درصد، درحالى كه در همين امسال، سه برابر كمتر است. البته نه بودجه است نه محل خرج آن. تحقيقات يك نظم خاصى مى خواهد كه ما هنوز اين انضباط را پيدا نكرديم. بنابراين يك سر تحقيقات ما هميشه باز است و آن سر مصرف آن است.
\ فكرمى كنم واحدهاى تحقيق و توسعه در واحدهاى صنعتى براى همين منظور تأسيس شد. يعنى تقاضاگرا كردن پژوهش.
> مشكل اين است كه دفترهاى ارتباط صنعت و دانشگاه حدود ۱۵ سال پيش با يك فكر سنجيده و خوب مطرح شد ولى راهش را نتوانست پيدا كند، ايده هم اين بود كه ارتباط صنعت و دانشگاه بتواند پل ارتباطى ميان صنعت و دانشگاه را بسازد و حلقه مفقوده را در اين ميان بيابد. مقصر را هم نمى توان پيدا كرد، شما به صنعت مراجعه مى كنيد، مى گويند دانشگاهى ها هيچى سرشان نمى شود و نمى توانند مسأله هاى ما را حل كنند، دانشگاه هم كه مى رود توى صنعت مى گويد: من چيزهايى بلدم كه مستقيماً به درد اين جا نمى خورد، يك واسط و تبديل مى خواهد كه وجود ندارد. حرف هر دو هم حساب است، دركشورهاى غربى همه مسير را خودشان طى كرده اند، يعنى نياز به دانشگاه آن را تأسيس كرده، يعنى نياز مصرف نهايى. ولى دركشور ما نياز به دانشگاه نبوده كه سبب ساز تأسيس دانشگاه شده است.
\ شايد يكى از رهيافت هاى خروج از اين نگرش ايجاد مراكز علمى، تحقيقاتى و تعريف سرفصل هاى جديد پژوهشى و استفاده از منابع و استعدادهاى بكر داخلى باشد.
> درست است. علم و فن آورى در فرايند توسعه دو جزء مستقل و بى ارتباط با هم نيستند. علم بخشى از مجموعه اى است كه بايد به سمت رفع نيازهاى جامعه گام بردارد. تنها راه دستيابى به فن آورى، ورود آن نيست. اين ساده ترين راه است بلكه بايد به پژوهش بها داد و پژوهش هم يگانه روشى است كه براى يافتن چالش هاى موجود بر سر راه زندگى بشر و تبديل آن به شاخصه هاى موفقيت گام برمى دارد.
\ اگر نقش برنامه ريزى در رشد و تكامل انسان را پراهميت فرض كنيم، جايگاه پژوهش و پرورش در برنامه ريزى هدفمند براى ادامه حيات آدمى چگونه است؟
> انسان فطرتاً موجودى جست وجوگر است و نيازمند اطلاعات و آگاهى مى باشد. در دنياى امروزى نهاد جامعه، فعال، مفصل وپيچيده شده است و اداره آن نيازمند به پرورش و تربيت افراد اجتماع دارد. پدران ما به گسترش مدارس همت گماشتند و ما بايد دانش آموزان اين مدارس را به گونه اى پرورش فكرى و جسمى بدهيم كه نه تنها با محيط سازگارى يابند بلكه بتوانند در آن صاحب نظر و فكر باشند، به طورى كه براى جامعه افرادى مفيد گردند و درجهت حل مشكلات جامعه توانمند باشند. به اين ترتيب سرمايه گذارى براى پرورش صحيح و راهنمايى فرزندان يك جامعه در واقع يك سرمايه گذارى بنيادى، داراى بازدهى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى است كه به سود نسل هاى حال و آينده جامعه است و مى تواند آنها رابه سوى يك زندگى سالم و متكى بر خود و برخوردار از استقلال و منطق رهنمون شود. اين كار نياز به يك برنامه پرورشى دارد كه لازم است توسط افراد مطلع و صاحب صلاحيت اجرا شود تا بتوانند فن آورى شايسته و مناسب محيط را با فرهنگ و نسل جامعه سازگار سازند.
\ گمان مى كنم نگرش افكار عمومى و جامعه نسبت به پژوهش و چگونگى پذيرش نتايج آن نيز در سياستهاى پژوهشى تأثيرگذار است؟
> البته نگرش مردم بسيار تأثيرگذار است. هميشه دغدغه تقابل و تفاوت نگرش عامه نسبت به پژوهش و مخصوصاً پژوهش هاى فرهنگى وجود داشته است. بيشتر مردم كار پژوهش را در حوزه علوم طبيعى مى دانند و انتظار دارند كه دانشمندان اين علوم با پژوهش  راههاى بهتر زيستن را پيدا كنند ولى شناخت اجتماعى و فرهنگى جامعه نيز براى برنامه ريزى هدفمند اجتماع ضرورى است.
پژوهش، كنش پژوهشگر و عمل پژوهش اغلب با باورها، ارزشها و هنجارهاى جامعه به طور كلى در تقابل است. زيربناى اين تقابل را مى توان در اين پرسش يافت كه آيا نوع نگرش به علم و دانش در ميان مردم يك جامعه يا دانشمندان و فرهيختگان آنان تفاوت دارد كه البته پاسخ مثبت است ولى اين تفاوت يك تفاوت ماهوى نيست تفاوتى است در حوزه تفكر و انديشه اين دو بخش.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |