يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۷ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Sun, Jun 6, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۸۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
تجربه اى متفاوت از لذت رانندگى
«اسپرت بازها» بدون
پول مى ميرند!
168030.jpg
• احمد جلالى فرهانى

حكايت اين جماعت، بيشتر به خيال مى ماند تا واقعيت. آنها جوانانى هستند كه نه بسان اساطير يونانى سراپا سيه پوشند و نه همچون پهلوانان ايرانى جوشن پوش.
از جنس خودمان هستند كه تمام رؤياها و كابوس هايشان بر مدار «روكم كنى» و «ويراژ» مى چرخد. شايد به همين خاطر هم هست كه بايد به خواسته ها و آمالشان كمى با ديده اغماض نگاه كنيم و همه گناه عقب ماندگى مان را به گردن آنها نيندازيم. چه هر چه باشد عصر ديجيتال است و دوره تكنولوژى. پس نبايد در برابر استدلال آنها كه مى پرسيم «چرا يازده ميليون تومان خرج اتومبيلت كرده اى؟» سپر اندرز بگيريم و تير نصيحت بيندازيم.

عشق يا عقده
چرا آنها دوست دارند اين همه لوازم اضافه روى خودروى خود سوار كنند؟ آيا آنها دچار گره هاى كور روانى اند يا واقعاً عاشق اتومبيل؟ فراموش نكنيم كه اغلب مردها در هرگوشه اين كره خاكى چند صباحى را با عشق اتومبيل و ويراژ سپرى كرده اند و بر ديوار خاطراتش حتماً تابلويى از «لامبورگينى» و «فرارى» آويزان بوده است. تفاوت ما و آنها شايد تنها در اين است كه ما از اين سوداى خام جوانى عبور كرده ايم و آنها هنوز گرفتار آنند. يكى از آنها در توجيه خود مى گويد: «اول بگم كه من عشق ماشين دارم نه عقده. سابقه اين عشق بر مى گرده به وقتى كه خيلى بچه بودم. يادمه همان دوران كه همه دور و برى هاى ما پيكان و رنو داشتند، ما يك شورلت آخرين مدل داشتيم كه البته الآن همه آنها كه پيكان و رنو داشتند، ديگه حداقل پژو و دوو دارند. ولى نمى دانم چرا من بايد پرايد سوار شوم؟!!»
او كه حاضر نيست تحت هيچ شرايطى نامش را بگويد در ادامه واكاوى روانى خودش مى گويد: آن روزها مى ديدم كه با آن ماشين هيچ وقت از هيچ نظر كم نمى ياريم. شايد همين مسأله باعث شد عشق ماشين در وجودمن ريشه بدواند. نه او هنوز يادش مانده كه هميشه سرزانوى شلوارش به خاطر ماشين بازى روى فرش هاى خانه شان ساييده و پاره بوده .
درست مثل خودرويش اسپرت و امروزيست. با طعنه مى گويد: «از معتادشدن كه بهتره!» و در لحظه حرف زدن با من مشغول چانه زنى با صاحب كارگاهى است كه در ازاى نصب چهار رينگ اسپرت «G7»، چهار ميليون و پانصد هزار تومان از او مى خواهد. وقتى از دوستش كه راننده پژو پرشيايى است و براى نصب همان چهار رينگ به كارگاه آمده مى پرسى: «شما چرا اين همه خرج خودرويتان مى كنيد؟» مى گويد: «بچه كه بودم عمويم كه توى يكى از آزمايشگاه هاى دانشگاه بود نمى دونم از كجا برايم فرمان پژويى را آورد. از همان روز كار من شد روى مبل نشستن و گازدادن. كمى بزرگتر كه شدم معتاد بازيهاى كامپيوترى شدم كه معروفترين شان آن زمان Test Drive بود و بعد هم كه كامپيوتر آمد، شد Screamer و بعد هم كهNFS خيلى دوست داشتم. وقتى برنده مى شدم انگار تمام انتقامم را از دنيا و ما فيها گرفته ام. بعد از آن هم ـ حتى تا امروز ـ خوراكم شد مجله ماشين و بعد هم خود ماشين و اسپرت كردن آن.»
خيلى از آنها تمام فكر و ذكرشان اتومبيل است و جاده. براى همين هم هست كه شايد وقتى از يكى از آنها مى پرسى: «چرا هفت ميليون خرج كردى تا موتور خودرويت را تقويت كنى؟» با خنده مى گويد: «چرا نكنم. من عاشق ماشينم. عاشق رانندگى ام. وقتى ورود خودروى خارجى ممنوع است، وقتى نمى توانم مثل خيلى ها بروم دوبى و آنجا ماشين آخرين سيستم سوار شوم، چرا اينجا اينكار را نكنم؟» او حتى استدلال اقتصادى هم دارد. مى گويد: «اينطورى لااقل به اقتصاد مملكت خودم كمك كرده ام. باعث مى شوم پول وارد بازار شود.» جالب اينجاست كه با اين هفت ميليون تومان او مى تواند يك خودروى مدل بالاى خوب ديگر هم بخرد. خودش هم مى داند. مى گويد: «براى چى بخرم؟ من كه كاسب نيستم. من عاشقم. عاشق پژو ۲۰۶. دوست دارم وقتى تو بزرگراه زنجان مى اندازم تولاين سرعت، كسى به گردم نرسد.» گرچه اين آرزو در مثلثى از جاده هاى حادثه خيز و خودروهاى غير استاندارد و رانندگان جسور محصور شده است اما او مى گويد: «اگر مى توانستم هر روز به پيست بروم و آنجا امتحان سرعت كنم، مى كردم و باز هم همين قدر خرج ماشينم مى كردم.»
آنها چه كسانى هستند
شايد بهترين نام براى آنها همان چيزى باشد كه صاحبان لوازم اسپرت فروشى ها روى آنها گذاشته اند. «ننه بابا پولدار». البته اطلاق كلمه پولدار براى همه آنها درست نيست. يكى از فروشندگان لوازم يدكى در اين باره مى گويد: «اكثر آنها جوانانى هستند كه بين ۲۰ تا ۲۲ سال سن دارند و بيشتر براى تفريح و جوانى اين خرج ها را مى كنند. طيف طبقاتى خاصى هم ندارند. از همه قشرى ميان آنها ديده مى شود. هر كسى به وسع خودش. مثلاً كسى كه پيكان جوانان ۵۷ دارد ۵۰۰ هزار تومان براى رينگ و لاستيك خرج مى كند و كسى كه بچه پولدار است و پژو۲۰۶ دارد، حتى تا شش ميليون هم ديده ام كه براى ماشينش رينگ اسپرت مى اندازد.»
او در باره رونق كارش مى گويد: «بهترين زمان براى ماشب عيد است. سر چراغ ما آن روز هاست. امسال البته كسادى در كارمان خيلى زياد است. علتش هم پلاك نكردن ماشين هاست. ما كارمان طوريست كه ارتباط مستقيم و تنگاتنگ با خودروهايى دارد كه از كارخانه مى آيند. الآن خيلى از مشترى ها هستند كه جرأت نمى كنند خودرويشان را كه عبور موقت است بيرون بياورند. در حالى كه عمده كار ما با خودروهاى صفر و پلاك جديد است.»
«اسپرت بازها» ـ اصطلاحى كه خودشان روى خودگذاشته اند  براى رقابت بايكديگر و شيك تر كردن خودروهايشان بايد در سه شاخه هزينه كنند. اول ظاهر خودروست كه شامل رينگ ها و بدنه مى شود. دوم داخل خودرو و تزيينات داخلى آن و سوم قدرت موتور و بخش مكانيكى خودرو . آنها براى رينگ و لاستيك خودروهاى خود چند گزينه دارند. يكى از فروشندگان مى گويد: «رينگ ها براساس سايزبندى و جنس شان تقسيم مى شوند. رايج ترينشان ،۱۴ ،۱۵ ،۱۶ ،۱۷ ۱۸ و ۲۰ است كه در واقع پهناى رينگ است و معروف ترين آرم ها عمدتاً آرم هاى خارجى است. از نظر او پژو ۲۰۶ «اسپرت خور» ترين خودرويى است كه در ايران وجود دارد. مى گويد: «اصلاً پژو ۲۰۶ را خود كارخانه پژو هم اسپرت ساخته و جزو رديف خودروهاى اسپرت تلقى مى شود. شما مى توانيد با اين ماشين هر كارى بكنيد. چون بهش مى آيد. حتى اگر وسط آن را سوراخ كنيد باز هم خوش تيپ است و جوان پسند.»
وقتى از او مزيت رينگ اسپرت كردن خودرو را مى پرسيم مى گويد: «باعث ايجاد تعادل در هندلينگ (Handeling) چرخها مى شود. يعنى چسبندگى خودرو به سطح جاده بيشتر مى شود و از چپ كردن آن در پيچ هاى خطرناك جلوگيرى مى كند.»
تزئينات خارجى خودروها به تعويض رينگ ها منتهى نمى شود. تعويض سپرهاى عقب و جلو، نصب «دم عقب» ، «باربند» تعويض چراغهاى خودروها و «عدسى» كردن آنها و «رنگى كردن نور» لامپها از ديگر تزئينات بدنه خودروست. يكى از فروشندگان لوازم اسپرت مى گويد: «ما براى هر جزء خودرو ها جايگزين داريم. شايد باورتان نشود اما حتى برخى ها هزينه هاى كلانى را صرف لوله اگزوز خودروى خود مى كنند. من مشترى داشتم ـ كه تعدادشان هم كم نبوده ـ براى نصب لوله اسپرت به اگزوز ماشينش ۳۰۰ هزار تومان هزينه كرده است «تعويض برف پاكن ها و حتى نوار بيرونى دور درها نيز براى خود حكايتى دارند. همين فروشنده كه درخيابان ولى عصر مغازه دارد مى گويد: «كسى را مى شناسم كه براى نوار درهاى اتومبيلش بيش از ۵۰۰ هزار تومان هزينه كرده است.»
تزئينات داخلى خودرو از ركاب و پادرى ها شروع مى شود تا صفحه كيلومتر شمار و شيشه هاى دودى و پرده هاى برقى و سان روف (Sun roof) برقى و... كه قيمتهاى آنها هم خواندنى است. يكى از فروشندگان مى گويد: «همين شب عيدى به يك ماكزيما ۴۶۰ هزار تومان روكش صندلى فروختند. باورتان مى شود! ۴۶۰ هزار تومان! تازه به همين جا ختم نمى شود.»
براى تعويض فرمان خودرو بين ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان (به طور متوسط) براى نصب يخچال بين ۱۲۵ تا ۴۰۰ هزار تومان ( در صندوق عقب مى گذارند) براى پاركابى بين ۱۵ تا ۶۵ هزار تومان، براى سان روف (سقف برقى) بين ۵۵۰ هزار تومان تا يك ميليون تومان، براى نصب سيستم هاى صوتى معروف به Sub System بين دوميليون و ۸۰۰ هزار تا شش ميليون تومان و براى نصب پرده برقى بين ۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان هزينه مى كنند.» او حتى يك مشترى را مى شناسد كه ۶۰۰ هزار تومان براى تعويض چراغهاى اتومبيلش هزينه كرده است. او مى گويد: «همين مشترى براى بال عقب پژو۲۰۶ اش چهار ميليون تومان هزينه كرده».
عمده ترين تغييرات در بخش مكانيك خودرو موتور و تقويت آن است. آنها با پرداخت هزينه هاى سرسام آور سيلندرهاى خودرويشان را دستكارى مى كنند و باعث ايجاد تغيير در سرعت گردش پيستون ها مى شوند. هرچند يكى از همين مكانيك ها كه تخصص اش تقويت موتور است مى گويد: «در نهايت چيزى بيشتر از ۲۰ تا ۵۰ كيلومتر در ساعت به سرعت خودروها اضافه نمى شود.» يكى ديگر از كارهاى مرسوم در ميان اين جماعت دستكارى منبع اگزور براى ايجاد سروصداى بم و خفه است. قيمت مرسوم براى چنين كارى بين ۱۴۵ تا ۵۰۰ هزار تومان است. بيشتر لوازم مورد نياز فروشندگان و مكانيك هاى اسپرت كار از بازارهاى داخلى ـ بازار اكباتان، امير كبير و چراغ برق ـ تأمين مى شود و بسيارى از آنها هم قاچاق هستند و از دوبى به ايران آورده مى شوند.
فرهنگ اصطلاحات
ميان اين جماعت اصطلاحاتى وجود دارد كه شايد خواندن برخى از آنها خالى از لطف نباشد. برخى از آنها عبارتند از ارتفاع زدن: كوتاه كردن ارتفاع كمك فنرها.
قالپاق گرد: براى خودروهايى كه وسع مالى صاحبانشان به تعويض رينگ ها نمى رسد.
رينگ مشهد: لاستيك هاى دور سفيدى كه از قيمت بالايى برخوردار نيستند و بيشتر مشتريان طبقه پايين عشق آن را دارند.
آينه بغل كاديلاكى: براى پيكان و پرايد استفاده مى شود.
بوق خرگوشى: بوق هاى فانتزى كه صداهاى عجيب و غريبى از خود در مى آورند. قيمت آنها گاه تا يك ميليون تومان هم مى رسد.
سان روف: سقف شيشه اى كه نوع برقى اش بسيار گرانقيمت است.
آفتامات: تقويت كننده نور چراغها.
شيشه اگزوزى: شيشه هاى ضد ضربه اى كه قدرت تحمل مقاومت در برابر پتك را هم دارند.
آنتن برقى: از اسمش معلوم است كه چيست. فراموش نكنيد قيمت آنها گاه تا ۳۵۰ هزارتومان هم مى رسد.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   چشم انداز   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   | 
|   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   | 
|   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   | 
|   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |