|
شهرزيبا
|
|
|
|
من تا صبح بيدارم
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
شهرزيبا
عاشقانه اى تلخ اما پراميد
|
|
|
نويسنده و كارگردان: اصغر فرهادى (داستان يك شهر، رقص در غبار) فيلمبردار: على لقمانى (بلندى هاى صفر، عروس آتش) بازيگران: فرامرز قريبيان (ترن، ردپاى گرگ، چشمهايش، رقص در غبار) ترانه عليدوستى (من، ترانه ۱۵سال دارم) فرهاد قائميان (نسل سوخته، قارچ سمى) آهو خردمند (واكنش پنجم، پدربزرگ) خلاصه داستان: اكبر كه به جرم قتل دخترى در زندان است، هجده ساله شده و زمان اعدامش فرارسيده است. اعلا دوست او و فيروزه خواهر اكبر مى خواهند از ابوالقاسم پدر دختر رضايت بگيرند. كسى كه با سرسختى حاضر نيست از حق قصاص بگذرد. اما اصرار اعلا باعث مى شود كه او به ترديد بيفتد. حاشيه: ۱ـ درابتدا خسروسينايى قصدداشت براساس اين داستان فيلمى را كارگردانى كند اما پروژه او در مرحله نگارش فيلمنامه كه با همكارى حميد فرخ نژاد نوشته مى شد، ناتمام ماند. ۲ـ شهرزيبا در بيست و دومين جشنواره فجر نامزد دريافت سيزده سيمرغ بلورين شد كه تنها يكى از آنها را براى صدابردارى دريافت كرد. ۳ـ پايان فيلم درنسخه نمايش داده شده درجشنواره با كپى آماده نمايش فيلم تفاوت دارد. چندماه پيش خبرهايى مبنى بر فيلمبردارى مجدد سكانس پايانى شنيده مى شد. اما با آماده نشدن امكانات فيلمبردارى و تصميم فرهادى يك پلان از فيلم كم شد. درنسخه قبلى اعلا بعد از جداشدن از فيروزه، قصددارد كه به شهرزيبا برود. اما درنسخه جديد فيلم جلوى درخانه فيروزه به پايان مى رسد. ۴ـ بسيارى از منتقدين فضاى اين فيلم را نزديك تر از رقص در غبار به آثارديگر فرهادى مى دانند. تلخى يكى از ويژگى هاى اصلى آثار فرهادى است. درباره كارگردان: اصغر فرهادى كارهنرى را با نگارش برنامه هاى تلويزيونى آغازكرد. اما با نوشتن مجموعه داستانى «داستان يك شهر» و كارگردانى آن توجه بسيارى را به خود جلب كرد. شيوه قصه گويى و ساختار شكنى اش در روايت ماجرا، كارگردانى دقيق و بخصوص تلخى مضمون اين سريال باعث شد كه او را پديده اى درتلويزيون به شمار آورند. در سال ۸۰ او فيلمنامه ارتفاع پست را به همراه ابراهيم حاتمى كيا نوشت. فيلمى كه هم درجشنواره فيلم فجر و هم دراكران عمومى موردتوجه تماشاگران قرارگرفت. سال ،۸۱ او براى اولين بار كارگردانى در سينما را تجربه كرد. رقص در غبار علاوه بر نمايش درايران دركشورهاى اروپايى هم نمايش داشت. شهرزيبا آخرين فعاليت او درزمينه فيلمنامه نويسى و كارگردانى محسوب مى شود.
|
|
|
|
|
من تا صبح بيدارم
روايت ظريف قصه اى پرتناقض
|
|
|
«من تا صبح بيدارم» جديدترين رمان جعفر مدرس صادقى نويسنده رمان هاى گاوخونى، كله اسب، شريك جرم، سفر كسرا و... است كه نشر مركز آن را به چاپ رسانده. كتابى ۱۱۶صفحه اى كه مثل اكثر كارهاى مدرس صادقى تجربه اى نو در فرم و روايت قصه است. مقدمه دانشجويى كه به همراه دو نفر ديگر درخانه اى زندگى مى كند، روزى در دانشكده به طور تصادفى باعث درافتادن چنددختر و دعوا با آنها در دانشكده مى شود و بر سر اين مسأله محيط دانشكده به هم مى ريزد. راوى مجبور مى شود كه مدتى به دانشگاه نرود. اما وقتى بازمى گردد دوباره درگيرى ها ازسرگرفته مى شود و اين بار بايد به عنوان يك نيروى شورشى و ناآرام و انقلابى جواب بازجوها را بدهد. آن هم در شرايطى كه پدر و دوستانش عليه او شهادت داده بودند. بعد از آزادى وقتى به خانه بازمى گردد، كس ديگرى اتاق او را كرايه كرده و او شبى را تا صبح با دخترى به نام مريم درخيابان ها سپرى مى كند. كل قصه «من تا صبح بيدارم» روايت اول شخص دانشجويى است كه حرف ها و واكنش هايش پرازتناقض است و اطمينانى به رفتارش نيست. صفحه اول دررمان جديد مدرس صادقى بعضى از فصل ها براساس ديالوگ ساخته و پرداخته شده اند كه سابق براين در آثار مدرس صادقى ديده نشده بود. من تا صبح بيدارم پر از ريزه كارى و شخصيت پردازى هاى ظريف است كه شايد در يك بارخواندن چندان جلب توجه نكند. مثلاً دخترى كه هميشه با راوى تنيس روى ميز بازى مى كند و يا كسى كه از او در دانشكده حمايت كرده بسيار ظريف پرداخت شده اند. ضمن اينكه مثل ديگر آثار اين نويسنده نمى توان پايان ماجرا را حدس زده. قصه زمانى تمام مى شود كه هيچ نكته اى براى خواننده روشن نشده و هيچكدام از حرف هايى كه راوى زده عينيت نيافته. درست جايى كه انتظار پايان را نداريم قصه به آخر مى رسد. نقطه اوج تأثيرگذارترين بخش رمان مربوط به فصلى است كه راوى به خانه برگشته و كت و شلوارى مطابق ميل پدرش پوشيده و دوستانش كه عليه او شهادت داده اند به او مى گويند كه اتاقش را به كس ديگرى كرايه داده اند. لحظاتى به شدت تصويرى كه واكنش ها و افكار راوى درآن لحظات جذاب ازكاردرآمده. صفحه آخر همه درمورد آثارمدرس صادقى معتقدند كه داستان هاى او به شدت تصويرى اند و ظرفيت تبديل شدن به فيلم را دارند. اگرچه وقتى پاى عمل به ميان مى آيد، همه گرفتار پيچيدگى هاى قصه هاى او مى شوند. سال قبل كه گاوخونى ساخته شد، نظرهاى متفاوتى برانگيخت. بسيارى آن را فيلم نمى دانستند. اما همگى معتقدبودند كه تجربه جديدى دربرداشت ادبى است. من تا صبح بيدارم اگرچه پيچيدگى گاوخونى را ندارد، اما تناقض گويى هاى راوى آنقدر زياداست كه هركارگردانى را با مشكل روبرو كند. شايد بازهم بهترين انتخاب براى راوى، بهرام رادان باشد كه پيشتر درگاوخونى آن را تجربه كرده، براى نقش مريم هم بايد سراغ كسى رفت كه هيچ ذهنيتى درمخاطب ايجادنكند تا آن سادگى و معصوميت و حتى زيركى اش مشخص شود. براى هم خانه اى ها مسلماً سروش صحت يكى از گزينه هاى اصلى است. او به راحتى مى تواند در نقش همايون ظاهرشود. اما فارغ از اينها كسى كه بتواند فيلمنامه اى با پيچيدگى ها و ريزه كارى هاى رمان بنويسد شايسته جوايز فراوان است. اين را مطمئن باشيد.
|
|
|
|
|
احمق هاى نابغه
اينكه اينترنت دنيا را عوض كرده و بسيارى ازمعادلات و پيش فرض ها را تغييرداده واقعاً هرلحظه ملموس تر و واقعى تر مى شود. شما اينطور فكرنمى كنيد؟ مثلاً اگر تا به حال فكرمى كرديد نوابغ فقط درميان تيزهوشان وجوددارند، بايد به شما بگوييم كه كاملاً دراشتباه بوده ايد! و اين هم يكى از آن مسائلى است كه اينترنت پنجره جديدى به روى آن مى گشايد تا واقعيت ها را بهتر ببينيم. بله... حتى درميان احمق ها نيز نوابغى پيدامى شوند. البته نبوغ آنها هم درحد بهره هوشى خودشان است، ولى درميان يك جمع كودن با ميانگين بهره هوشى ،۵۰ كسى كه بهره هوشى ۶۰ داشته باشد، نابغه محسوب مى شود. كاملاً طبيعى است! خوب حالا حتماً فكرمى كنيد هدف از گفتن اين حرف ها چيست... خوب، همين حالا خواهيدفهميد. مى دانيد كه در اينترنت گروههاى خاص با اهداف مشترك دورهم جمع مى شوند و به نوعى فعاليت مجازى مى پردازند. دراين ميان همه جور گروه و دسته ازجمله افراد با اهداف مشترك اقتصادى، سياسى، اجتماعى، آموزشى، مذهبى و هزار و يك نوع موضوع ديگر ديده مى شوند و تا چندوقت پيش تنها گروهى كه دراينترنت اعلام موجوديت نكرده بودند، گروه خنگ ها و احمق ها بود كه البته اين مشكل نيز حل شده است. بله... درست خوانديد. احمق ها هم دور هم جمع شده اند و سايتى درست كرده اند كه درآن اعضاى با بهره هوشى پايين به تبادل نظر با يكديگر مى پردازند و ازهمفكرى يكديگر استفاده مى كنند. البته كار راه اندازى اين سايت عجيب كه آدرس آن http:// www. mockery. org/ notmensa است را نوابغ اين گروه، همانها كه بهره هوشى حدود ۵۰ يا ۶۰ دارند، انجام داده اند و بسيارموردتشويق هم مسلكانشان نيز قرارگرفته اند. شعار اين نوابغ اين است: حتى كودن ها و احمق ها هم نابغه دارند و اين سايت مجالى است براى آنها تا بدرخشند و نبوغ خود را به جهانيان ثابت كنند! دراين سايت شما مى توانيد لطيفه هاى بسيار احمقانه و بى مزه، بحث برسرموضوعات مزخرف و بيهوده كه هيچ ربطى به يكديگر ندارند وبحث هاى فلسفى درمورد مسائل پيش پاافتاده اى كه افراد عادى حتى يك ثانيه هم وقت صرف آنها نمى كنند را بخوانيد. به عنوان مثال يكى از بحث هاى اخير اين گروه خاص! تحقيق درباره رسيدن به صلح جهانى ازطريق چپاندن آدامس بادكنكى جويده شده درگوش همه مردم دنيا بوده است. شما ديگر خود حديث مفصل بخوانيد از اين مجمل! به علاوه اگر فكركرديد به همين راحتى مى توانيد عضو اين سايت شويد، بايد بگوييم كه عضويت دراين سايت شرايط خاصى مى خواهد و اين شرايط به اندازه خود موضوع سايت احمقانه است. تنها كسانى مى توانند عضو اين سايت شوند كه بهره هوشى آنها كمتر از ۸۰ باشد و براى اثبات اين موضوع شما بايد يك تست بهره هوشى نيز انجام دهيد و براساس نتيجه اين تست به شما اجازه عضويت در سايت داده مى شود. فكرمى كنيد چه كسانى دوروبرشما براى عضويت دراين سايت شايستگى دارند؟ اگر كسى را مى شناسيد، حتماً اين سايت را به او پيشنهاد دهيد، شايد نبوغش به درخشش برسد و جهانيان از اين درخشش شگفت زده شوند! بدين ترتيب سهمى در پيشرفت دنيا نيز خواهيدداشت.
|
|
|
|
|
موش هاى نورى
|
|
|
اگرچه موش ها موجودات محبوبى نيستند و به خصوص خانم ها نظر چندان مساعدى به اين موجودات موذى ! ندارند، اما گونه اى از اين موش ها كه هميشه در كنار سيستم كامپيوترى ما بوده اند ديگر جزء جدايى ناپذير سيستم هايى شده اند كه به تدريج همه دنيا را به تسخير خود در آورده اند. اگر چه استفاده از موش هاى كامپيوترى براى به حركت درآوردن نشانگر بر روى صفحه مانيتور از ساليان پيش متداول بوده است، اما با گسترش برنامه ويندوز و سپس تبديل شدن آن به سيستم عامل كامپيوترها، موش به صورت يكى از ملزومات كار با كامپيوتر در آمده و بدون آن عملاً امكان كاركردن با سيستم كامپيوترى به صفر مى رسد. به همين دليل هم بازار توليد و فروش موش هاى كامپيوترى بسيار داغ است و همواره شاهد آن هستيم كه يك مدل جديد با ويژگى هاى تازه تر به بازار آمده و رقباى قبلى خود را از ميدان به در كرده است. اما اگر به خاطر داشته باشيد تا يكى دو سال پيش تنها سيستم موجود براى موش ها سيستم مبتنى بر يك گلوله سنگين وزن بود كه در داخل سوراخى در زير موش مى چرخيد و با چرخش در جهات مختلف اهرم هاى داخل موش را به حركت در مى آورد و اين اهرم ها كه در انتهاى ديگر شان داراى يك چرخ دندانه دار بودند از طريق حسگرهاى حركتى سيگنال هاى جابجايى را به پردازنده مركزى مى فرستادند و بدين ترتيب عمل جابجايى نشانگر روى صفحه نمايشگر انجام مى شد. البته بسيارى از شما ممكن است هنوز از همين نوع موش ها استفاده كنيد، اما كسانى هم كه ديگر اين نوع موش را فراموش كرده اند، به خاطر دارند كه هراز چندگاهى موش دچار اشكال مى شد و ديگر نشانگر را به درستى حركت نمى داد. و البته كسانى كه كمى حرفه اى تر بودند مى دانستند كه اشكال جمع شدن ذرات در محل مجاورت گلوله و اهرم هاى موش بود. بنابراين لازم بود اين محل ها را تميز كنند تا اوضاع روبراه شود. البته اين كار هم بيش از چند بار قابل انجام نبود و اين اهرم ها بعد از مدتى دچار ساييدگى مى شدند و ديگر وقت آن مى رسيد كه يك موش جديد جايگزين آن شود. مشكل خراب شدن موش ها از يك طرف و مشكل نداشتن دقت كافى براى جابه جايى نشانگر در فواصل بسيار جزيى زمان انجام كارهاى گرافيكى دقيق باعث شد توليد كنندگان موش به فكر تغيير سيستم آنها بيفتند و سيستم جديدى كه جايگزين شد، سيستم موش هاى نورى بود. اگر اين موش هاى نورى جديد را كه در حال حاضر به وفور در بازار كامپيوتر وجود دارند ديده باشيد، حتماً دقت كرده ايد كه ديگر از آن گلوله سنگين خبرى نيست و به جاى آن از يك چشم الكترونيكى استفاده شده است. شركت مايكروسافت براى اولين بار اين سيستم را بر روى موش ها پياده كرد و نام آن را چشم هوشمند گذاشت. اين چشم هوشمند در واقع يك ديود نورى بسيار كوچك است كه نور را از روى سطح زير موش باز مى تاباند و بدين ترتيب اين سطح را پويش مى كند. اين موش ها علاوه بر اين ديود نورى يك دوربين ديجيتالى بسيار كوچك هم دارند كه تصاوير متعددى از سطح زيرين موش مى گيرد. دقت حركت نشانگر توسط موش بر اساس تعداد اين تصاوير در واحد زمان معين مى شود. اولين موش نورى كه توسط مايكروسافت ارائه شد كار پويش سطح زيرين را با حدود ۱۵۰۰ تصوير در ثانيه انجام مى داد. اما با پيشرفت فن آورى اين نوع موش ها اين تعداد نيز به حدود ۲۵۰۰ تصوير در ثانيه افزايش يافته است. در داخل اين موش هاى نورى علاوه بر سيستم دريافت تصوير يك سيستم ديجيتال پردازنده سيگنال نيز وجود دارد كه تصاوير گرفته شده توسط دوربين را تجزيه وتحليل مى كند. اين پردازنده قادر است تفاوت هاى بسيار جزيى را در تصاوير دريافتى تشخيص دهد و از بررسى اين تفاوت ها ميزان و سرعت حركت موش را تعيين مى كند. پس از انجام اين تحليل ها مختصات جديد به دست آمده براى نشانگر به كامپيوتر فرستاده مى شوند تا نشانگر را بر روى صفحه حركت دهد. اين پردازنده داخل موش نورى قادر است حداقل ۱۸ ميليون دستور در ثانيه صادر و بدين ترتيب با دقت بسيار بالايى مختصات جديد نشانگر را تعيين كند. اگر سرعت اين پردازنده كمتر از حد مذكور باشد، حركت نشانگر بر روى صفحه با پرش انجام مى شود كه استفاده از موش را غير ممكن مى كند. بدين ترتيب ويژگى هاى مهمى كه تعيين كننده دقت موش هاى نورى هستند بستگى مستقيمى به چشم هوشمند آن دارد. هرچه سطحى كه اين چشم پوشش مى دهد بيشتر باشد، تغييرات مكانى موش با دقت بيشترى قابل سنجش خواهد بود وحركت دقيق تر انجام خواهد شد. بر اين اساس در موش هاى جديد سعى شده سوراخى كه چشم هوشمند پوشش مى دهد و به تبع آن اندازه خود اين حسگر بزرگتر تعبيه شود. به علاوه در آخرين موش هاى نورى كه به بازار عرضه شده، دو چشم هوشمند در نظر گرفته شده تا دقت هرچه بيشتر افزايش يابد. و اما نكته آخر اينكه قيمت موش هاى نورى در مقايسه باموشهاى قبلى تا حدى بالاتر است كه به دليل بهبود چشم گير در دقت حركت و بى نياز كردن شما از خريد مجدد موش در زمان كوتاه بسيار مقرون به صرف است.
|
|
|
|
|
شهرى روى قير
|
|
|
«نام ميرا از روى داستانى براى گروه انتخاب شده. داستان شهرى كه روى قير ساخته شده و دخترى كاراكتر اصلى ماجراست. اين داستان را يكى از بچه هاى گروه خوانده بود و او پيشنهاد داد كه نام گروه ميرا باشد.» اين حرفها را رضا مقدس يكى از اعضاى گروه ميرا مى گويد. گروه ميرا كارش را از سال ۷۹ آغاز كرد: «وقتى كه فرزام رحيمى و بابك آخوندى با هم آشنا شدند و تصميم به ايجاد گروه موسيقى گرفتند.» در گروه ميرا پنج نفر حضور دارند كه همگى آهنگساز و تنظيم كننده قطعات هستند: « بچه ها سابقه نوازندگى حرفه اى دارند و قبل از اين كه در گروه ميرا دور هم جمع شوند، در گروههاى ديگرى ساز مى زدند.» فرزام رحيمى خواننده، شاعر و تنظيم كننده است، بابك آخوندى گيتار الكترونيك و آگوستيك مى زند و شعر هم مى گويد، دارا دارايى نوازنده گيتارباس و همخوان گروه ميرا است. كسرى ابراهيمى نوازنده درام و برنامه ريز سازهاى كوبه اى است. رضا مقدس هم كيبورد و پيانو الكتريك مى نوازد: «ميرا اولين آلبومى است كه گروه ما منتشر كرده است. سرمايه گذار كار شخصى است به نام نيك پتيسون، اما ناشر خود ما بوده ايم.» گروه ميرا جزو معدود گروههايى هستند كه به طور گسترده اى به موسيقى آلترناتيو مى پردازند. «ميرا» هم جزو اين نوع كارهاست. شايد اين اولين بار در ايران است كه اين نوع موسيقى را گروهى كار مى كند.
|
|
|
|