يكشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۷ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Sun, Jun 6, 2004
ويژه ۷
سال دهم - شماره ۲۸۱۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
افسانه ها، رسوم و اعتقادات قومى پيشينيان در مورد زلزله:
تست خساست
معما
* شهرام و احمد و سعيد سه دوست صميمى كه اغلب تعطيلات شان را با هم مى گذرانند، تصميم مى گيرند آخر هفته سرى به شمال كشور بزنند و كمى استراحت كنند. به همين دليل هم برخلاف معمول، قرار مى گذارند كه شب را در يك هتل بمانند.
پس از اينكه وارد هتل مى شوند، مسؤول پذيرش طبق روال جارى از آنها مداركشان را مى خواهد و درباره سرويس هتل توضيحاتى مى دهد و مى گويد كه هزينه اقامت در اتاق سه تخته آن هتل شبى ۳۰۰۰۰ تومان است. از آنجا كه سه دوست قرار گذاشته اند تمام هزينه ها را به نسبت مساوى تقسيم كنند، پس از پر كردن فرم هاى مربوطه هركدام مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان مى پردازند و پس از گرفتن كليد به اتاقشان مى روند.
مسؤول پذيرش پس از مدتى به خاطر مى آورد كه اين هفته مدير هتل تصميم گرفته به مشتريان هتل تخفيف بدهد و هزينه اتاق سه تخته پس از اعمال تخفيف موردنظر مدير ۲۵۰۰۰ تومان مى شود.
بنابراين يكى از پادوهاى هتل را صدا مى كند و به او مى گويد ۵۰۰۰ تومان مابه التفاوت را به مشترى ها برگرداند. وقتى پادوى هتل اين مبلغ را به سه دوست پس مى دهد، آنها از صداقت مسؤولين هتل بسيار خوشحال مى شوند و مبلغ ۲۰۰۰ تومان از ۵۰۰۰ تومان برگشتى را بابت انعام به پادوى هتل مى دهند و ۳۰۰۰ تومان باقى مانده را نيز به نسبت مساوى بين خود تقسيم مى كنند و هر يك ۱۰۰۰ تومان برمى دارند.
پس از پايان سفر زمانى كه اين سه دوست مشغول انجام حساب و كتاب ها هستند به مشكلى برمى خورند كه هرچه فكر مى كنند نمى توانند جوابى براى آن بيابند. شهرام و احمد و سعيد هركدام ۹۰۰۰ تومان براى هزينه هتل پرداخته اند (۱۰۰۰۰ تومان در ابتدا منهاى ۱۰۰۰ تومان پس از برگشت پول) كه مجموعاً ۲۷۰۰۰ تومان مى شود. با درنظر گرفتن ۲۰۰۰ تومان انعامى كه به پادوى هتل داده بودند، كل هزينه آنها به ۲۹۰۰۰ تومان بالغ مى شود؛ درحالى كه آنها در ابتدا ۳۰۰۰۰ تومان به مسؤول پذيرش هتل داده بودند.
حالا شما مى توانيد به آنها كمك كنيد بفهمند سر ۱۰۰۰ تومان باقيمانده چه بلايى آمده است؟
167865.jpg
* به نظر شما چند ميله افقى در اين تصوير وجود دارد؟
جواب معماها:
* اشكال كار در محاسبه نهايى است. شهرام و احمد و سعيد هركدام ۹۰۰۰ تومان پرداخته اند كه انعام پادوى هتل را نيز شامل مى شود. يعنى كل هزينه آنها ۲۵۰۰۰ تومان براى اتاق به علاوه ۲۰۰۰ تومان انعام بوده كه در مجموع همان ۲۷۰۰۰ تومان هزينه مى شود. اگر ۳۰۰۰ تومانى را كه به نسبت بين خودشان تقسيم كردند نيز به اين ۲۷۰۰۰ تومان اضافه كنيد همان ۳۰۰۰۰ تومان را به دست خواهيد آورد. بنابراين اشكال محاسبات درنظر گرفتن دوباره انعام است.

* اين شكل به لحاظ ساختارى و فيزيكى دچار اشكال است. اگر از سمت راست تصوير به آن نگاه كنيد، سه ميله افقى مى بينيد. درحالى كه از سمت چپ به نظر مى رسد چهار ميله افقى در تصوير وجود دارند.
خاطراتى براى هميشه
ستون آنچه آموختيم هر هفته تجربيات جوانان و حتى مسن ترها را درباره مسائل مختلف بيان مى كند. مسائلى كه براى ديگران مفيدند. شما مى توانيد تجربه هايتان را به نشانى
ancheamoKhtim @ yahoo. com براى ما بفرستيد.


هيچ چيز به اندازه سفر به انسان «زندگى كردن» را نمى آموزد.
اينكه در شرايط مختلف چگونه برخورد كنى و با آدم هاى متفاوت رفتارت چطور باشد نكاتى است كه در هر سفر آدم مى تواند بياموزد. فرقى نمى كند سفر داخلى باشد يا خارجى. چون هر نقطه اى پر از موقعيت هايى است كه وقتى در شهر و محل خودت هستى كمتر با آنها برخورد مى كنى.
خيلى از اين موقعيت ها شرايط سخت و دشوار است و خيلى ها هم جذاب و شيرين و خنده دار. اما مهمترين نكته اين است كه از هر سفرى مى توان يك چيز ـ هرچند كوچك ـ ياد گرفت. چيزهايى كه نه از خواندن كتاب به دست مى آيند و نه از گوش دادن به نصيحت.
مهم اين است كه در هر سفرى انسان خودش تجربه مى كند و زندگى را لمس مى كند. تجربه اى كه بيشتر اوقات نمى توانى كسى را در آن سهيم كنى.
احمدجلالى ـ قم

درسهايى كه از پدرم آموختم
از دوران نوجوانى با پدرم درمغازه اش كار طلاسازى انجام مى داديم.
در همان دوران پدرم تأكيد داشت كه موقع كار حواسم جمع باشد و بازيگوشى نكنم. آن روزها از ترس حرف پدرم را گوش مى دادم.
اما رفته رفته كه بزرگتر شدم، دلم مى خواست كار ديگرى را تجربه كنم و كمتر حواسم به ريزه كارى ها بود. تا اينكه پدرم قرارداد با تاجرى بست.
سرى جواهراتى كه او سفارش داده بود، ظريف كارى زيادى داشت و پدرم جز من فقط از دو نفر ديگر كه تجربه زيادى داشتند استفاده كرد و به دقت هم مواظب ما بود البته كمتر كارهاى من را چك مى كرد.
من هم از اين كار روزمره و كسل كننده خسته شده بودم بنابراين ديگر دقتى بر ظرايف كار نداشتم و فقط ظاهر را خوب و تميز درست مى كردم.
وقتى پدرم كار ما را به صاحب پروژه تحويل داد، او قسمت عمده اى را قبول نكرد و پول قسمتى از كار هم نصف و نيمه پرداخت. ضرر آن قدر زياد بود كه مجبور به اخراج يكى دو كارگر شديم و بيش از همه در اين كار من مقصر بودم.
راستش از آن وقت كمتر كار طلاسازى انجام مى دهم. اما هر وقت انجام مى دهم، تمام هوش و حواسم به كار است مى دانم ندانم كارى من بيشتر اوقات مى تواند براى ديگران دردسر ايجاد كند. ضمن اينكه ضررش هم به خودم مى رسد.
ح. مرادى از تهران
افسانه ها، رسوم و اعتقادات قومى پيشينيان در مورد زلزله:
دعوا نكن لاك پشت!
167868.jpg
اين هفته، هفته زلزله بود و طبيعى است اگر اين بخش را هم به اعتقادات مردم جهان درباره اين پديده اختصاص دهيم. وقتى به ديدگاهها و نظرات علمى نوين در مورد زلزله و حركات زمين نگاه مى كنيم، داستانها و خرافات پيشين بسيار خنده دار و غير قابل باور به نظر مى آيند. اما فراموش نكنيد يك روز اين پندارها معيار و استاندارد، فرهنگهاى خاص بوده اند و اجداد نسل ما سعى داشته اند به اين وسيله، در حد دانش خود وقايع قدرتمند طبيعى و تأثيرات شديد آن را ريشه يابى و به نوعى تحمل كنند و داستانهايى بسيار دور از واقعيت، غير علمى و احمقانه ساخته اند و آن را قسمتى از عقايد و باورهايشان قرار داده اند.
افسانه هاى كهن:
«طالس» در قرن ششم پيش از ميلاد اعتقاد داشت: آشفتگى و تلاطم درياى بزرگى كه زمين روى آن شناور است، باعث زلزله مى شود و از طرفى تصور مى شد حركت هوا در تونلهاى زيرزمينى باعث اين فرآيند است.
اما مكزيكى ها معتقد بودند:
«El Diablo» يكى از خدايان اساطيرى آنان براى سركشى به زمين و ايجاد بدى و شرارت در آن شكافى در سطح زمين به وجود مى آورد تا مجبور نباشد خود و طرفدارانش زمين را دور بزنند و راهى طولانى را طى كنند.»
هنديان معتقد بودند:
مدتها قبل وقتى بيشتر دنيا از آب تشكيل شده بود، تصميم گرفته شد زمينى زيبا با رودخانه ها و درياچه هاى بسيار روى آن ساخته شود. براى حمل آن ۶ لاك پشت فراخوانده شدند تا زمين را بر روى لاك خود به نقطه اى مناسب ببرند. چند روزى گذشت... لاك پشت ها (مثل موجودات ۲ پاى امروزى) به جنگ و دعوا پرداختند تا هر كدام قدرت خود را به رخ ديگرى بكشد. سرانجام ۳ تاى آنها از بقيه جدا شدند و شناكنان به سمت شرق راه افتادند، درحالى كه سه تاى ديگر راهى غرب شدند و به آن سو شنا كردند. اينجا بود كه زمين نخستين تكان را تحمل كرد! و با صداى مهيبى شكاف خورد. لاك پشت ها تسليم شدند و بيش از اين شنا نكردند، چرا كه زمين سنگين بود و لاك هايشان به درد آمده بود. پس سر عقل آمدند و بيشتر از آن فاصله نگرفتند، اما هرچندصباحى (درست مثل خود ما) سر جنگ و دعوا بر مى دارند و دوباره زمين را تكان مى دهند (تا شايد ما زمينى ها دست از جنگ و دعوا برداريم و كمى به خودمان بياييم!)
هندوهاى هند:
آنان مى گفتند ۸ فيل افسانه اى زمين را نگه داشته اند و وقتى يكى از آنها خسته مى شود و براى رفع خستگى سرش را پايين مى آورد، آن قسمت زمين تكان مى خورد و زلزله رخ مى دهد!
مردم سيبرى و روسيه:
مى گفتند Tuli (يكى از خدايان آنها) زمين را بر سورتمه اى گذاشته است و سورتمه را به سگهايى بسته است كه بدن آنها پر از كك است، وقتى سگ هاى بيچاره مى ايستند تا بدن خود را بخارانند، زمين مى لرزد.
مردم چين:
اعتقاد داشتند جهان بر پشت قورباغه اى غول پيكر است و با جهيدن منظم و منقطع، باعث ايجاد لرزشهاى ملايمى در زمين مى شود.
پرو:
اين مردم اعتقاد داشتند زمانى كه تعداد زمينى ها شمرده مى شود، قدم برداشتن خدايان افسانه اى و موهوم آنها به اين كره و برخورد پاى آنها با سطح زمين، باعث زمين لرزه مى شود. به همين علت در هنگام وقوع زلزله به بيرون از خانه ها مى دويدند و فرياد مى زدند «من اينجام ـ من اينجام) تا هرچه سريع تر آنها، اينجا را ترك كنند و آرامش بازگردد.
تست خساست
همه حرفات واسه پوله؟
167862.jpg
پول مقوله اى است كه در دنياى امروز خيلى ها را به خود مشغول كرده است. اگر پول در آوردن را يكى از فرضيات دنياى امروز بدانيم، مسأله اى كه در مقابله آن پيش مى ايد خرج كردن پول است. خيلى ها نسبت به پولى كه در مى آورند بسيار محتاط هستند و اين موضوع تا حد حساسات پيش مى رود و بعضى ديگر نيز به حد افراط ولخرجند و هيچ ارزشى براى پولشان قائل نيستند. آيا شما مى دانيد جزو كداميك از اين دو گروه هستيد؟ شايد هم جزو گروه سومى باشيد كه در يك حد تعادل ما بين اين دو عمل مى كنند؟ به هر حال تست امروز ما مى تواند جواب قاطعى براى اين سؤال به شما بدهد!
۱  وقتى بقيه پولتان را از مغازه دار يا راننده تاكسى مى گيريد، چه مى كنيد؟
ـ با يك بررسى مختصر آن را در جيبتان مى گذاريد.(۵)
ـ بدون بررسى آن را در كيفتان مى گذاريد.(۰)
ـ به دقت پول را مى شماريد تا مبادا يك تومان كم باشد.(۱۰)
۲ وقتى براى خريد بيرون مى رويد:
ـ هميشه چيز هايى مى خريد كه واقعاً قصد خريد آنها را نداريد.(۰)
ـ فقط چيزهايى را كه لازم داريد مى خريد.(۱۰)
ـ معمولاً بيش از آنچه در نظر داشتيد خريد مى كنيد و وقتى به منزل بر مى گرديد پشيمان مى شويد.(۵)
۳ شما براى خريد با يكى از دوستانتان بيرون رفته ايد. پس از اينكه كارتان تمام مى شود دوستتان پيشنهاد مى دهد براى صرف شما به يك رستوران گران قيمت برويد. آيا شما موافقت مى كنيد؟
ـ مسلماً اگر لازم باشدحتى از دوستتان هم پول قرض مى كنيد.(۰)
ـ تنها در صورتى موافقت مى كنيد كه آن روز پول زيادى خرج نكرده باشيد.(۵)
ـ اگر او مى خواهد صورتحساب رستوران را بپردازد، چرا كه نه؟(۱۰)
۴ وقتى شما وارد يك رستوران مى شويد اولين عاملى كه به آن توجه مى كنيد چيست؟
ـ  اينكه قيمت ها متعادل هستند يا خير.(۱۰)
ـ اينكه رستوران انواع مختلفى از غذاها را ارائه مى دهد و كيفيت آنها مطلوب است. (۰)
ـ اينكه محيط خوبى براى صرف غذا وجود دارد يا خير.(۵)
۵ شما در بانك برنده يك جايزه ده ميليون تومانى شده ايد. با اين پول چه مى كنيد؟
ـ يك سيستم صوتى ـ تصويرى يا يك سيستم كامپيوترى مى خريد و بقيه را در بانك مى گذاريد. ( ۵)
ـ  يك مهمانى مجلل براى فاميل ها و آشنايانتان در گرانترين هتل شهر برگزار مى كنيد.(۰)
ـ  تمام پول را در حساب بانكى تان مى گذاريد.(۱۰)
۶  امروز پانزدهم ماه است و شما فقط چند هزار تومان داريد تا نيمه دوم ماه را با آن سر كنيد. وقتى در حال گذر از كنار مغازه ها هستيد، مى بينيد يكى از اقلامى كه شما مدت ها در انتظار خريد آن بوده ايد را حراج كرده اند و حراج تا يك ماه ديگر ادامه داد. چه مى كنيد؟
ـ  يا پول قرض مى كنيد و يا براى خريد آن چك مى دهيد.(۰)
ـ دو هفته صبر مى كنيد تا حقوقتان را بگيريد و سپس آن جنس را بخريد.(۵)
ـ از خريد آن منصرف مى شويد.(۱۰)
۷ همين الآن چقدر پول در كيفتان داريد؟
ـ دقيقاً نمى دانم ولى بطور تقريبى مى توانم بگويم. (۵)
ـ دقيقاً مى دانم چقدر پول در كيفم هست.(۱۰)
ـ مگه اصلاً كسى خبر داره چقدر پول همراهش هست؟!(۰)
۸ شما برنده جايزه اى شده ايدكه به شما بين دو گزينه پول نقد و يك سفر دو نفره به يك كشور خارجى حق انتخاب داده شده است. در اين شرايط چه مى كنيد؟
ـ پول نقد را گرفته و در حساب بانكى تان ميگذاريد.(۱۰)
ـ پول نقد را گرفته و بعد تصميم مى گيريد با آن چه كنيد.(۵)
ـ سفر را انتخاب مى كنيد.(۰)
۹  اگر بخواهيد دوستتان را تا يك مسافت بسيار طولانى با خودروى شخصى تان ببريد و برگردانيد، چه كسى بايد پول بنزين را بپردازد؟
ـ اگل دوستتان پيشنهاد پرداخت پول بنزين را بدهد، بخشى از آن را قبول مى كنيد.(۵)
ـ چون به خاطر دوستتان اين راه طولانى را مى رويد و بر مى گرديد، طبيعى است كه او بايد تمام پول را بپردازد.(۱۰)
ـ چون خودروى شماست، خودتان را موظف مى دانيد كه پول بنزين را بپردازيد.(۰)
(۰ تا ۳۰) امتياز): شما يك ولخرج به تمام معنا هستيد! پولى كه به دست شما مى رسد در عرض مدت كوتاهى دود شده و به هوا مى رود و اين زمان به تدريج در حال كوتاه شدن است. احتمال اينكه شما بطور متناوب دچار مشكلات مالى شويد بسيار زياد است، مگر اينكه گنجى در گوشه اى پيدا كرده باشيد. شما هيچ وقت پس انداز نمى كنيد، چون به نظر شما خرج كردن يكى از بزرگترين تفريحات دنياست. اما حواستان باشد: اين تفريح تا زمانى ادامه دارد كه پول در بساط شما باشد! بنابراين براى شرايط اضطرارى لازم است كمى هم پول پس انداز كنيد.
(۳۵ تا ۶۰) امتياز): شما مى دانيد چطور بايد پولتان را خرج كنيد. شما هيچ وقت دچار قرض هاى سنگين نمى شويد و معمولاً صورت حساب هايتان به موقع پرداخت مى شوند. شما ولخرج نيستيد، اما بدون حساب و كتاب هم پولتان را حيف و ميل نمى كنيد. اگر چه گاهى براى بعضى از چيزهايى كه واقعاً دوست داريد پول زيادى خرج مى كنيد، اما معمولاً هميشه كمى پول براى روز مبادا نگه مى داريد!
(۶۵ تا ۹۰ امتياز): شما بسيار خسيس هستيد و احتمالاً نسبت نزديكى با ساكنى بعضى از شهرهاى ايران داريد! شايد هم پول چندانى در اختيار نداريد تا آن را خرج كنيد! البته به نظر نمى رسد كه اگر هم پول زيادى داشتيد اوضاع تفاوت زيادى مى كرد، شايد تنها تفاوت موجود تعداد صفرهاى حساب بانكى تان مى بود! شكى وجود ندارد كه شما بسيارى از تفريحات و لذت هاى زندگى تان را به خاطر جمع كردن پول از دست مى دهيد كه واقعاً جاى تأسف دارد و شما بايد در اسرع وقت فكرى به حال خودتان بكنيد! واقعاً پول اگر هيچ وقت خرج نشود چه ارزشى دارد؟ البته آخرين توصيه به شما اين است كه نگران نباشيد، احتمالاً فرزندان و نوه هاى شما بسيار شما را دعا خواهند كرد!
اسم تو هر اسمى كه هست
محسن Mohsen
* محسن به معنى نيكى كننده است.
محسن به معناى واقعى كلمه يك فرد اجتماعى است. او به راحتى با افراد تازه آشنا مى شود و ارتباط برقرار مى كند. به همين دليل دوستان و آشنايان زيادى دارد و كمتر پيش مى آيد تنها بماند. محسن ذاتاً آدم شادى است و در نتيجه وقتى در جمعى حضور داشته باشد سعى مى كند فضاى شادى ايجاد كند و به همين خاطر نزد همه محبوبيت دارد. مثلاً اگر برنامه اى براى دور هم جمع شدن وجود داشته باشد، حتماً محسن يكى از كسانى است كه دعوت خواهدشد.
اگرچه اين توانايى محسن در برقرارى ارتباط بسيار تحسين برانگيز است، اما گاهى اوقات مى تواند مشكلاتى نيز برايش ايجاد كند. از آنجا كه محسن بشدت از بروز مسائل و مشكلات و آزردن و رنجاندن ديگران ناراحت مى شود، معمولاً هميشه دست پايين را مى گيرد و كوتاه مى آيد. به علاوه، به دليل احساس صميميت شديدى كه مى كند، هميشه براى كمك كردن به دوستانش پيشقدم مى شود. تا اينجا كه به نظر نمى رسد مشكلى وجود داشته باشد. اما محسن در بعضى موارد آنقدر درگير مشكلات ديگران مى شود كه خودش را بكلى فراموش مى كند. محسن همچنين قابليت تأثيرپذيرى بسيار زيادى دارد و براحتى ممكن است تحت تأثير دوستان و حرفهاى آنها قرار بگيرد. آنچه محسن بايد بداند اين است كه هركسى شايستگى دوستى نزديك و صميمى را ندارد و لازم است در انتخاب دوستانش كمى دقت به خرج دهد تا در آينده دچار مشكل نشود.
به لحاظ اجتماعى نيز محسن به خوبى ديگران را درك مى كند و در ارتباطات اجتماعى اش بسيار سياستمدارانه رفتار مى كند. كافى است محسن را در مجموعه اى قراردهيد كه هيچ يك از اعضاى آن وجه اشتراكى با بقيه ندارند. محسن اين توانايى را دارد كه تمام اين نظرات ناهماهنگ را با يكديگر جمع كرده و در نهايت مجموعه را به صورت هماهنگ در بياورد.
اما على رغم داشتن اين ويژگى مطلوب مديريتى، محسن ترجيح مى دهد در مقام يك مدير قرار نگيرد از آنجا كه اعتماد به نفس محسن چندان قوى نيست، تصميم گيرى  برايش بسيار مشكل است و فشار روانى زيادى بر او وارد مى كند كه بطور مضاعف عملكرد او را تحت الشعاع قرار خواهدداد. دنياى تجارت هم به هيچ وجه به محسن توصيه نمى شود چون او اصلاً از برنامه ريزى مالى خوشش نمى آيد و كلاً براى هزينه هايش هيج تفكر مالى ندارد. در مجموع كار كردن با يك روش منظم و براساس اصول از پيش تعيين شده براى محسن بسيار مشكل است. چون در اين شرايط احساس مى كند آزادى عملش را از دست داده است.
و اما نكته آخر: همانطور كه گفتيم محسن هميشه براى كمك به ديگران حاضر است. اما فكر نكنيد با اين شرايط خود محسن فرد با انگيزه  اى است. برعكس، محسن انرژى و انگيزه لازم براى آغاز كارهاى شخصى اش را نداردو اين جايى است كه شما بايد به او كمك كنيد. محسن را تشويق كنيد تا از اين طريق محبت هاى بى دريغ او را جبران كرده باشيد. مطمئن باشيد محسن انتظارى بيشترى از آن نخواهدداشت.

شهرزاد shahrzad

كسانى كه شهرزاد را مى شناسند، همگى براين قول متفق اند كه او به لحاظ سازگارى اجتماعى بسيار انعطاف پذير است. او طبيعتاً فرد سازگارى است و علاوه برآن علاقه خاصى به ايجاد روابط گسترده اجتماعى دارد. اگر درك فوق العاده شهرزاد از مسائل اجتماعى و اقتصادى پيرامونش را نيز به اين مجموعه اضافه كنيد، مسلماً شكى باقى نخواهدماند كه او در برقرارى روابط، فرد موفقى خواهدبود.
البته شايد در نگاه اول نظرى كه درباره شهرزاد مى دهيد كمى متفاوت باشد. او به ظاهر ساكت و آرام مى رسد و اين آرامش يا به عبارت بهتر نياز به آرامش يكى از ويژگى هاى ذاتى او محسوب مى شود. به همين جهت شرايط آرام و وضعيت تثبيت شده بشدت براى او جذابيت دارند. براى شهرزاد امنيت خانه و خانواده بشدت اهميت دارد و به نظر او هيچ چيز برآرامش خانه مقدم نيست. شهرزاد معتقد است اين آرامش تنها در صورتى محقق مى شود كه زندگى او مانند ساعت منظم و دقيق پيش برود و به نظر شما چگونه ممكن است در اين دنياى متغير امروزى بتوان به اين وضعيت رسيد؟ ممكن است راه حل هاى متفاوتى وجود داشته باشد. اما آنچه شهرزاد انتخاب مى كند اين است كه زندگى اش را براساس يك مجموعه قوانين ثابت و لايتغير بنا مى كند. به نظر او تخطى از اين قوانين يعنى نقض قانون زندگى و حتى الامكان اجازه نمى دهد چنين اتفاقى در زندگى اش بيفتد.
اگر قصد داريد نظر شهرزاد را درباره مسائل مختلف جويا شويد بايد به شما بگوييم كه در مورد مسائلى كه ممكن است جنبه شخصى پيداكنند شهرزاد با احتياط تمام رفتار مى كند. او از اينكه در اينگونه موارد موضع مشخصى داشته باشد و با قاطعيت تمام اظهارنظر كند فرارمى كند. درست است كه نداشتن اعتماد به نفس يك از مشكلات شهرزاد به شمار مى رود؛ اما دليل اصلى اين كار پرهيز از ايجاد اختلاف بين مردم است. مسلماً يك نظر چندپهلو را مى توان به اشكال گوناگون تفسير كرد و بدين ترتيب دل همه را به دست آورد. اين موضوع را شهرزاد بهتر از ما و شما و بقيه مى داند!
شهرزاد در درك مطالب كمى كند است و براى اينكه يك موضوع را بطور كامل متوجه شود لازم است تمام جزييات مربوط به آن را بداند. اگر بخشى از اين جزييات كامل نباشد، آن وقت است كه ذهن خلاق و تيزاو به كار مى افتد تا بخش هاى خالى اين پازل را كامل كند. زمانى كه شهرزاد در اين موارد به نتيجه گيرى شخصى اش برسد، هيچ واقعيتى و هيچ دليل و مدركى نخواهد توانست او را قانع كند تا از نظرش برگردد. بنابراين بهتر است قبل از ارائه مطلبى به شهرزاد، حتماً به جزييات مورد نياز آن درحد لازم فكر كنيد تا بتوانيد سؤال هاى او را با پاسخ هاى مناسب جواب دهيد.
و اما نكته آخر: هيچ فايده اى ندارد كه بخواهيد شهرزاد يا حتى بخشى از زندگى و افكار او را تغيير دهيد. اگر او به اندازه سرسوزنى احساس كند كسى قصد دارد او را بسمت خاصى كه مورد نظر شخص خودش نيست بكشاند، با تمام قوا در مقابلش ايستادگى خواهدكرد. بدين ترتيب ممكن است شهرزاد نسبت به افكار و نظريات و ايده هاى جديد هم قابليت پذيرش خود را از دست بدهد و دچار تعصب و خشك انديشى شود.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   چشم انداز   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   | 
|   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ويژه ۵   |   ويژه ۶   |   ويژه ۷   |   ويژه ۸   | 
|   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   | 
|   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |