|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
از زلزله چه مى دانيم؟
|
|
|
|
جوانان افغانى درالمپيك آتن
|
|
|
|
|
|
|
|
|
يخچال فرنگى
يخچال فرنگى عنوان ستون اعجاب انگيزى است كه هر هفته مى توانيد آخرين لطيفه هاى قابل چاپ و بى مزه را در آن بخوانيد. جهت اطلاع بايد به عرض برسانيم كه اين لطيفه ها براى اولين بار است كه در منطقه خاورميانه به چاپ مى رسد و كپى رايت آن پس از نامه نگاريهاى فراوان در اختيار صفحه ما قرار گرفته است. اين لطيفه ها پس از ترجمه توسط آقاى داريوش منزوى از زبان اصلى و مطابقت آن با مسائل روز و محدوديت هاى عرفى مطبوعاتى توسط آقاى انوشيروان پناهنده تقديم خوانندگان صفحه ايران جوان مى شود. شما هم در صورت تمايل مى توانيد لطيفه هاى قابل چاپ خود را براى ستون يخچال فرنگى ميل كنيد: yakhchalfarangi@yahoo.com
|
|
|
|
|
يك لطيفه معجزه گر
ـ الو دكتر؟ ـ بله، بفرماييد، خودم هستم. ـ مى خواستم براى آن نسخه اى كه دادين، ازتون صميمانه تشكر كنم، واقعاً معجزه كرد. ـ خيلى ممنونم، البته وظيفه ام بوده، ايشالا مفيد واقع شده باشد. ـ واقع شد آقاى دكتر، چه جور هم واقع شد. ـ چند تا از اون قرصها رو خوردين؟ ـ خودم هيچ چى، ولى عموى ثروتمندم كه من تنها وارثش بودم، چهارتاش رو خورد!
|
|
|
|
|
يك لطيفه دوزنى
اما اين يكى لطيفه را واقعاً باور كنيد، چون خودمان به گوش خودمان شنيديم كه دو تا آقاى مسن داشتند توى پارك با هم از قديم و نديمها مى گفتند. برخلاف انتظار، موضوع بحث آنها «شهريور ۲۰» و «كو دتاى ۲۸ مرداد» نبود. يكى شان به آن يكى مى گفت: «هى روزگار! يه زمانى بود كه من دو تا زن داشتم، ولى الآن تنهاى تنها هستم.» نفر ديگر پرسيد: «چرا؟» اولى جواب داد: «يكى شان بر اثر خوردن قارچ سمى عمرش را بخشيد به شما و ديگرى هم بر اثر شكستگى جمجمه به آسمانها پرواز كرد.» دومى كه انگار فقط يك كلمه در زندگانى اش بلد بود، دوباره پرسيد «چرا؟» اولى گفت: «آخر او نمى خواست قارچهاى سمى را كه برايش تهيه كرده بودم، بخورد.»
|
|
|
|
|
يك لطيفه ناوى
از يك دانشجوى دانشكده نيروى دريايى قرار بود آزمايش روانى به عمل بيايد، دكتر روانشناس پرسيد: ـ در باغتان نشسته ايد. يك ناو جنگى مى گذرد، چه مى كنيد؟ دانشجو فوراً پاسخ داد: ـ غرقش مى كنيم. ـ دكتر پرسيد: ـ اژدر از كجا مى آوريد؟ ـ از همان جايى كه شما ناو جنگى مى آوريد! يك
|
|
|
|
|
لطيفه ژاپنى ها
درباره ادب ژاپنى ها خيلى داستانها گفته اند و نوشته اند، اما اين يكى كه راوى آن معتقد است داستان نيست و عين واقعيت است، به نظر ما كمى غير واقعى مى آيد، اما چون راوى آن قسممان داده كه نقلش كنيم، اين كار را انجام مى دهيم. يكى از كارگردانهاى بزرگ كشورمان كه براى چند روز به توكيو رفته بود، چند پيراهن را كه همه آنها آبى بوده، به خشكشويى هتل مى سپارد كه برايش بشويند. وقتى پيراهنها را برايش مى آورند، كارگردان معروف اين يادداشت را هم روى بسته پيراهنها پيدا مى كند: «خيلى خيلى بايد ما را ببخشيد كه نتوانسته ايم پيراهن هايتان را تميز تميز كنيم. باور كنيد كه آنها را شش بار پشت سر هم با آب ژاول شستيم، ولى موفق نشديم رنگ آبى آنها را از بين ببريم.» نكته اى كه ما را مشكوك مى كند كه كارگردان مربوطه مزخرف گفته، اين است كه مى دانيم ايشان زبان فارسى را هم به زور بلدند، چه رسد به اينكه بتوانند يادداشتى را به ژاپنى بخوانند.
|
|
|
|
|
يك لطيفه انحرافى
پزشك يكى از آسايشگاههاى روانى اهواز، ضمن بازديد از محل كارش، متوجه شد كه حال يكى از ديوانه هاى تحت معالجه خيلى خوب به نظر مى رسد. هر سؤالى كه از او كرد، بيمار سابق به روشنى و دقت به آن جواب داد. پزشك كه نزديك بود ورقه صحت و سلامت ديوانه سابق را امضا كند، متوسل به آخرين آزمايش شد و گفت: «ديروز كه جمعه بود، در يكى از جاده هاى منتهى به شهر موتورسوارى را ديدم كه به شدت با اتومبيلى تصادف كرد و شدت تصادف به حدى بود كه سر موتورسوار جابه جا قطع شد و افتاد وسط جاده، اما موتوسيكلت سوار بى آنكه روحيه اش را ببازد، سرش را برداشت و دوان دوان برد به نزديكترين داروخانه و آنجا سرش را روى گردنش گذاشتند و دوا زدند و خوب شد. حالا مى توانى بگويى كجاى اين ماجرا درست نيست؟» بيمار سابق كه ناراحت شده بود و خون به صورتش دويده بود، گفت: «آقاى دكتر، شما فكر مى كنيد من ديوانه ام يا احمق؟ معلوم است كه توى اهواز روزهاى جمعه داروخانه ها تعطيل است.»
|
|
|
|
|
يك لطيفه هواشناسانه
يه روز يه يارو زنگ مى زنه به اداره هواشناسى، مى گه آقا دستتون درد نكنه، ديروز هوا خيلى خوب بود. ناهيد
|
|
|
|
|
يك لطيفه خطرناك
يارو مى خواسته خودكشى كنه، يه چاقو مى ندازه توى غذاش. حسن سلمونى
|
|
|
|
|
يك توضيح لطيفه اى
در شماره پيش ايران جوان يك لطيفه درباره شخصى به نام آقاى كتابى به چاپ رسيده بود كه موجبات دلخورى يكى از هموطنان ما را به اين نام فراهم كرده بود. جهت توضيح عرض مى كنيم كه اين آقاى كتابى هيچ ربطى به آن آقاى كتابى ندارد و اين آقاى كتابى اصلاً يكى از اقوام نزديك يكى از دبيران سرويس روزنامه ايران هستند كه با شماره شناسنامه ۱۱۹۲ و كد ملى ۰۰۵۶۹۷۴ در يكى از ادارات تابعه «شركت صادرات موز ايران» مشغول به كار مى باشند. وى داراى يك همسر و دو فرزند است و همسر ايشان يكى از قهرمانان اصلى پرتاب وزنه با هاون هستند. در همين جا از فرصت استفاده كرده، هرگونه تشابه اسمى را ميان شخصيتهاى ستون يخچال فرنگى با اشخاص حقيقى شديداً تكذيب مى كنيم و خواستار حل هرچه سريعتر اختلافات مرزى ميان چين و تايوان مى باشيم.
|
|
|
|
|
از زلزله چه مى دانيم؟
۳ ده بار بيشتر از ۲
|
|
|
همه ما با ديدن فيلمهاى علمى و يا شنيدن علل زلزله و يا حتى تجربيات شخصى، متوجه شده ايم كه اين فرآيند حاصل لرزش و تكان زمين در اثر حركت ناگهانى لايه هاست كه تعداد زيادى از آن در سطح زمين و بسيار بيشتر از آن در درياها اتفاق مى افتد و اغلب آنقدر كوچك هستند كه نمى توانيم آنها را حس كنيم و برخى نيز باعث تخريب ساختمانها، جاده ها و تغيير روند عادى زندگى مى شوند.
اين نيروى عظيم و مخرب چيست و چگونه عمل مى كند؟
وقتى با چكش بر روى ميخى مى زنيد تا آن را وارد چوب كنيد، ميخ، چوب و چكش امواجى را از ميان خود عبور مى دهند و به يكديگر برخورد مى كنند كه حاصل آن تغيير انرژى از شكلى به شكل ديگر است. در اين تغيير ممكن است انرژى جنبشى (انرژى حاصل از حركت) چكش به انرژى صوتى يا گرمايى و يا جنبشى در ميخ تبديل شود. هنگامى كه صفحات درونى قاره ها به هم برخورد مى كنند يا در كنار يكديگر كشيده شده و سايش مى يابند، نيز انرژى جنبشى لايه ها تبديل به انرژى گرمايى مى شود و در ميان سطوح برخورد كرده پخش مى شوند و محل سايش را پر كرده، در آنجا در انتظار ايجاد شرايط لازم براى خارج شدن مى مانند. در زمان ايجاد اين وضعيت، صفحات براى رهاسازى انرژى درونى و كم كردن يا از بين بردن فشار داخل خود ناگهان حركت مى كنند و با حركت خود، امواج تكان دهنده اى را به بيرون مى فرستند (درست مثل چكشى كه با حركات شديد به ميخ ضربه مى زند) و حاصل اين ضربات تكان خوردن، بالا و پايين رفتن يا چرخش زمين است. مهمترين علت مشترك زمين لرزه ها شكست سنگها در نتيجه تصادم، جدا شدن يا سايش صفحات زمين است كه حاصل آن پخش شدن امواج در تمام جهات است.
امواج زلزله چيست؟
وقتى «زلزله اى» اتفاق مى افتد، دانشمندان تلاش مى كنند با شناخت و آشنايى با آن و ساختمان زمين و علت و چگونگى وقوع آن، دريچه هاى نويى را باز كنند تا شايد روزى دانش بشرى قادر به پيش بينى آن و در نتيجه حفظ جان مردم باشد. بنابراين وقتى قصد مطالعه زلزله هست، بايد به دنبال منشأ آن بود. نخستين نقطه اصلى در زيرزمين كه محل آزادسازى انرژى و شروع زمين لرزه است را «كانون زلزله» مى نامند و بلافاصله بالاى آن در سطح زمين «مركز زلزله» خوانده مى شود.
اما چگونه مى توان «كانون و مركز» يك زلزله را مشخص كرد؟!
براى اين كار مى بايست با انواع امواجى كه در حين زلزله به وجود مى آيند و مدت و سرعت حركت آنها چيزهايى بدانيم. در بحث مربوط به لرزه نگارى ۳ نوع مشخص از امواج بررسى و ثبت مى شوند. ۱ـ امواج اوليه يا P: كه عامل «هل دادن» و «كشيدن» لايه ها هستند. اين امواج سريع ترين نوع مى باشند و با سرعت ۱/۵ تا ۸/۵ كيلومتر در ثانيه در پوسته زمين حركت مى كنند و از جامدات، مايعات و گازها عبور مى كنند و در حين حركت در زمين، با صخره ها، صخره هاى مذاب، آب و گاز برخورد دارند كه هركدام آنها چگالى (غلظت) خاص خود را دارد و همين تفاوت باعث مى شود امواج P با سرعت متفاوت از زمين عبور كند، اما اساساً هرچه سنگها فشرده تر و محكم تر باشند، سرعت اين امواج بيشتر است. ۲ـ امواج ثانويه يا (S) كه باعث اين طرف و آن طرف شدن مى شود. براى فهم بهتر تأثير اين امواج قايقى را درنظر بگيريد كه درون آب به سمت جلو در حركت است، اما امواج آب، آن را به چپ و راست مى برند. در واقع اين نيروى آب، شبيه امواج S است. حركت اين امواج كندتر از امواج «P» است و فقط از درون جامدات عبور مى كنند. اما آنها نيز از درون مواد متراكم تر و سريع تر عبور مى كنند. بنابراين قادر نيستند از جبه و هسته زمين كه پر از مايع مذاب است، عبور كنند. ۳ـ امواج سطحى يا «L»: كه باعث بالا و پايين شدن و چرخش پوسته زمين مى شوند و با آن مثل تخته چوبى كه در اقيانوس افتاده است، رفتار مى كنند. اين امواج از سطح بالاى «كانون زلزله» يعنى «مركز زلزله» نشأت مى گيرد و در واقع به علت ايجاد پيچ و خم در لايه ها، بيشترين خسارت را ايجاد مى كند.
چگونه مى توان امواج فوق را اندازه گرفت؟!
دانشمندان با استفاده از دستگاهى به نام «Seismograph» اين امواج را اندازه مى گيرند. وسيله فوق داراى خودكارى است كه خطوطى را بر روى صفحه مخصوص مى كشد كه آن خطوط همان امواج «سيموگراف» است و هرچه اين خطوط بيشتر بالا و پايين روند، به معناى شديدتر بودن زلزله است. با استفاده از اين ابزار، قادرند بزرگى و اندازه زلزله را محاسبه كنند (يعنى اينكه چه مقدار انرژى آزاد شده است) هرچه خطوط بلندتر باشند، زلزله قوى تر است. در سال ۱۹۳۵ براى اندازه گيرى بزرگى واحدى به نام «ريشتر» توسط دانشمندى با همين نام پيشنهاد شد، درحالى كه پيش از آن تنها با مشاهدات چشمى و ميزان خرابى ها بزرگى زلزله ها را گزارش مى كردند. هر شماره صحيح در واحد اندازه گيرى «ريشتر» به معناى اين است كه زمين لرزه ۱۰ مرتبه قوى تر از واحد قبلى است. براى مثال: زمين لرزه اى با قدرت ۳ ريشتر ۱۰ مرتبه قوى تر از زلزله ۲ ريشترى عمل مى كند. براى همين است كه زمين لرزه هاى بالاتر از ۶ ريشتر بسيار مخرب هستند.
|
|
|
|
|
جوانان افغانى درالمپيك آتن
دويدنم خواب نيست
|
|
|
هفته گذشته، بعد از گذشت هشت سال تحريم، جوان هاى افغان توانستند اولين تيم خود را براى آماده شدن به خاطر المپيك تابستانى آتن به اروپا بفرستد. ازسال ۱۹۹۶ دولت طالبان ورزش كردن را براى زنان و دختران ممنوع كرده بود. درسال ۲۰۰۰ طالبان هيچ ورزشكار زنى را به المپيك سيدنى نفرستاد و مسؤولان المپيك هم نام اين كشور را از فهرست شركت كنندگان در مسابقات خط زدند. كسى باورش نمى شد افغانستان بعد از همه آن سختى ها و تحريم ها، بتواند در المپيك ۲۰۰۴ آتن خودى نشان دهد. درطول اين سال ها، بسيارى از باشگاههاى ورزشى افغانستان تبديل به ويرانه هايى متروك شده بود و مربى هاى ورزشى به كشورهاى ديگر مهاجرت كرده بودند. تيم المپيك جوانان افغانى را تنها پنج نفر تشكيل مى دهند؛ دو دختر و سه پسر: دو دونده، يك بوكسور، يك كشتى گير و يك جودوكار. هفته پيش تيم جوانان افغان درحالى كه لباس هاى متحدالشكلى پوشيده بودند و پرچم كشورشان را بردوش حمل مى كردند وارد آتن شدند. آنها چندساعتى در شهر گردش كردند و بلافاصله به سراغ تمرين هايشان رفتند. روبينا مقيم يار، دخترى ۱۷ساله و خجالتى است، با گونه هايى سرخ كه قرار است در «دو بامانع» مسابقه دهد. او سنگينى نگاه ۲۹ميليون نفر زن و مرد افغان را به خوبى احساس مى كند كه اميد به قهرمانى آنها بسته اند، مى گويد: هروقت شروع به تمرين مى كنيم، فقط به كشورم فكرمى كنم، به اينكه بايد براى كشورم افتخارى كسب كنم. روبينا دخترى است كه هنگام حكومت طالبان، همراه خانواده اش به پاكستان رفته و آنجا به ورزش كردن ادامه داده است. او وقتى به ياد روزهايى كه در افغانستان مى گذرانده، مى افتد، ناگهان بغض مى كند: زمان طالبان ما دخترها هيچ كارى نمى توانستيم بكنيم. حق نداشتيم به مدرسه برويم، حق نداشتيم ورزش كنيم. حق انجام هيچ كارى نداشتيم تمام مدت درخانه بوديم و به بدبختى مان فكرمى كرديم. فريبا، جودوكار تيم هم دخترى هفده ساله است و هنگام تمرين به موسيقى هندى گوش مى دهد. او مى داند نامش به عنوان اولين زنان افغان كه درمسابقات المپيك شركت كرده اند، درتاريخ ثبت خواهدشد. او نيز دخترى ازخانواده ثروتمند افغان است كه به كمك خانواده اش توانسته درزمان حكومت طالبان به ورزش كردن ادامه دهد. هنگام تمرين، موبايل كوچك و رنگى اش زنگ مى خورد و مربى از حواس پرتى او عصبانى مى شود. وقتى ازاو مى پرسم هنرپيشه محبوبت كيست؟ جواب مى دهد: «جكى جان! او واقعاً حرفه اى است و من فنون بسيارى از او يادگرفته ام.» البته مربى تيم، چندان به قهرمانى اين جوان ها اميدوارنيست. او مى گويد: تيم هاى رقيب بسيار قوى تر از ما هستند و با امكاناتى كه دارند، ماهها و حتى سال ها در بهترين سالن ها براى مسابقات تمرين كرده اند. درحالى كه اين دو دختر هيچوقت نتوانسته اند در فضاى باز بدوند. آنها رژيم غذايى ورزشكارها را نداشته اند، بلكه مدام مجبور بوده اند از الگوى غذايى خانواده هايشان پيروى كنند و غذاهاى سنگين بخورند. پشتكار آنها واقعاً برايم ستايش برانگيز است. آنها مى خواهند به جهان نشان دهند كه افغانستان از انزوا بيرون آمده و مى خواهد خود را درعرصه هاى بين المللى نشان دهد. مى خواهند به جهان نشان دهند كه در كشورشان صلح هست و پيشرفت هست و اميد؛ مخصوصاً براى دخترها. در شرايطى كه پنج عضو تيم اميد به قهرمانى در مسابقات دل بسته اند، مربى سعى مى كند به طور ضمنى به آنها بگويد كه قهرمانى در مسابقات، به تنهايى هدف نيست و حضور آن پنج ورزشكار در بازى هاى المپيك براى مردم افغانى، افتخارآفرين است. فريبا با خوشحالى و هيجان مى گويد: دو سال و نيم پيش، دويدن براى زنان افغان، يك خواب بود. من اما مى خواهم ثابت كنم كه خواب ها مى توانند به حقيقت بپيوندند. فريبا خوب مى داند كه صدمتر را مى تواند در ۱۵/۰۶ ثانيه بدود. درحالى كه ماريون جوتر رقيب آمريكايى او كه به المپيك آمده تا صدمتر را زيريازده ثانيه مى دود. فريبا به سختى تلاش مى كند تا ببيند آيا محال ها، ممكن مى شوند. ما در استوديوم هايى دويده ايم كه درهر قدمش آجر و تيرآهن افتاده بود، در سالن هايى كه هيچ گرم كننده يا خنك كننده اى نداشت و دوش هايش به زحمت يك قطره نم پس مى دادند. ما آمده ايم تا نتيجه سختى هايى كه كشيده ايم را بگيريم. كميته المپيك آتن، تيم ورزشكاران جوان افغان را با آغوش گرم پذيرفت وبه آنها به خاطر شجاعت و پايدارى شان تبريك گفت. حالا فقط ۲۹ ميليون نفر نيستند كه چشم هايشان را به اين پنج نفر دوخته اند؛ جهان درانتظار شكوه مبارزه آنهاست.
|
|
|
|
|
موى چپى ها، موى راستى ها
* اگر موهاى عجيب و غريبى داريد مى توانيد از والدينتان ادعاى خسارت كنيد! بله. شكل موهاى شما ممكن است از طريق والدينتان به ارث برسد، دانشمندان برروى موش ها تحقيقاتى انجام داده اند و ژنى را كشف كرده اند كه باعث به ارث رسيدن شكل مو مى شود. آنها معتقدند: در انسان نيز احتمالاً ژنى مشابه مسؤول تعيين نوع و شكل موهاست و جالب تر آنكه سال گذشته به رابطه اى عجيب ميان صفات و خصوصيات موى هر فرد و رابطه آن با چپ دستى و يا راست دستى او اشاره كردند. آنها امكان وجود يك فاكتور ژنتيكى مشترك در اين دو خصوصيت را مطرح كردند.
|
|
|
|
|
دروغ نگو بچه!
آيا دستگاه دروغ سنج مى تواند يك دروغ بزرگ را برملا كند؟ اين دستگاه شامل مجموعه اى از سيم ها و فلزات است و مى تواند ذهن افراد را بخواند. در نگاهى سطحى و گذرا مى توان با كمك آن هزاران مشكل را حل كرد. مشكل بين همسران بى اعتماد، كارمندان نالايق و سارقين احتمالى، تنها كار لازم اسير كردن آنها در دام اين دستگاه و قضاوت دانشمندان است. نحوه كار ماشين دروغ فاش كن در واقع بررسى مستقيم صحت يا عدم گفته اى نيست. بلكه بررسى ميزان سرعت تنفس، ضربان قلب، فشار خون و عرق و بررسى ۴ فاكتور ذكر شده به دانشمندان اين امكان را مى دهد كه گفته هاى شخص مذكور را ارزيابى كنند. دستگاه ساخته شده شامل قسمت هاى زير است: ۱ـ دم نگار (تعيين كننده سرعت تنفس) ۲ـ گالوانومتر (تعيين گر ميزان عرق) ۳ـ دست بند (تعيين كننده سرعت ضربان قلب و فشار خون كه در مواقع استرس و فشار عصبى بالا مى رود) ... و درنهايت نتايج حاصل از اين اندازه گيرى به صورت امواجى ظاهر مى شود كه پس از ثبت با امواج حاصل از سخنان درست شخص مقايسه مى شود!
|
|
|
|