سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
نا صر صفاريان
نگاهى به فيلم «باج خور» ساخته فرزاد مؤتمن
معرفى كتاب و نشريه
يك پنجره
نا صر صفاريان
۱ـ بالاخره پس ازماهها حدس و گمان و خبر و نظر، قضيه رياست سازمان صداوسيما اتفاق افتاد. جالب اينجا بود كه كسى جايگزين لاريجانى شد كه نامش در آن همه حدس و گمان اصلاً مطرح نشده بود: عزت الله ضرغامى.
از زمان تصدى پست معاونت سينمايى توسط ضرغامى، سال ها مى گذرد و دراين سالها، خيلى چيزها عوض شده. ان شاءالله كه اين حضور، خيلى شبيه آن حضور نباشد. درآن حضور، فضا حتى براى حاتمى كيا و ملاقلى پور خودى هم تنگ شده بود، چه رسد به آنها كه نامشان را غيرخودى گذاشته بودند.
هرچند كه اظهارنظر ضرغامى درباره فيلم «مارمولك»، نگرانى اين شباهت را دامن مى زند، اما اميدوارم اين گونه نباشد. انسان به اميد زنده است و اميد چيز خوبى است.
۲ـ سى ام ارديبهشت، سالروز تولد احمدرضا احمدى بود. شاعرى متولد ۱۳۱۹ كرمان و ساكن كنونى تهران. احمدى فقط شاعرنيست.
گوينده، نويسنده، بازيگر، دستياركارگردان، طنزپرداز، كارشناس موسيقى و... خيلى چيزها را مى توان در فهرست عنوان هاى فعاليت او يافت. اما مهربانى و انسانيت او برهمه چيزش مى چربد؛ و اين نكته اى است كه هركس او را مى شناسد مى گويد.
نخستين كتاب شعرش «طرح»، در سال ۱۳۴۱ منتشرشد و از همان اولين شعرها، موردتوجه شاعر ـ هميشه ـ بزرگ، فروغ فرخزاد قرارگرفت وفروغ يكى از شعرهاى او را دركتاب «از نيما تابعد» كه برگزيده اى از بهترين شعرهاى معاصر فارسى به انتخاب فروغ فرخزاد بود، گنجاند.
ويژگى منحصر به فرد احمدرضا احمدى ـ درميان روشنفكران معاصر ـ اين است كه هيچگاه به سياست نپرداخت و با سياست اخت نگرفت.
درمقابل هيچ حزب و جريانى سر خم نكرد. او درتمام سالهاى زندگى زير پرچم و بليت هيچ جا و هيچكس نرفت و به سرخى سيلى دلخوش كرد. اين هم شعرى از او:
تقويم پريد
من فراموش
تو خاموش
و باغ در ستيز زندگى خويش با خويشتن نشست.
نگاهى به فيلم «باج خور» ساخته فرزاد مؤتمن
مردى كه رعنا را نكشت
168330.jpg
على حيدرزاده
۱
آيا فيلم ساختن براى مخاطب عام با فرهيختگى در تناقض است؟ براى فيلمسازى كه در فيلم هاى اوليه اش سعى كرده روشنفكرى و انديشه و تفاوت در بينش را فرياد بزند، چطور؟ به احتمال زياد پاسخ مثبت نيست. پس نفس ساخته شدن «باج خور» به عنوان فيلمى كه قرار است با مخاطب عام ارتباط برقرار كند، حتى اگر بدانيم كارگردانش قبلاً «هفت پرده» و «شب هاى روشن» را به عنوان آثارى ضدجريان ساخته، نه تنها مذموم نيست، بلكه مى تواند نشانه رويكردى جديد در كارنامه كارگردان موصوف تلقى شود. به خصوص اگر بدانيم آن دو فيلم چندان هم از سوى طبقه روشنفكر و فرهيخته قانع كننده تشخيص داده نشده و در ميان همين افراد منتقدان جدى دارد.
۲
اما آيا فيلم ساختن براى مخاطب عام در استفاده از بازيگران مشهور و قصه سرراست و پرهيز از حرف هاى گنده روشنفكرانه زدن خلاصه مى شود؟ پاسخ به اين سؤال هم به احتمال فراوان مثبت نيست. چون هرچند معمولاً مخاطب عام را توده اى بى شكل و عارى از شعور و فكر تلقى مى كنند، ولى همين مخاطب عام با پشت كردن به فيلم هايى كه با ذهنيت «براى مخاطب عام» ساخته شده اند، به اين كوته بينى دهن كجى مى كند. «باج خور» فيلمى براى مخاطب عام نيست، چون عليرغم بهره گيرى از مؤلفه هاى صورى جذابيت با دغدغه هاى ديگرى ساخته شده است؛ رعايت قواعد ژانر نوآر، آشنايى زدايى از شمايل آشناى بازيگرانش، اداى دين به ساخته هاى فيلمسازان ديگر و ... كه به شهادت كارگردان برايش اهميت زيادى داشته. از آن جهت كه فرزاد مؤتمن صرف ساختن فيلمى جذاب و همه فهم را ـ احتمالاً ـ كسرشأن روشنفكرى و نوجويى مى دانسته و با سوار كردن مفاهيم عينى و ذهنى متفاوت سعى در تبرئه كردن خود و فيلم كرده است. به همين دليل «باج خور» فيلمى معلق ميان اين دو ذهنيت (جذابيت و فرهيختگى) است. درحالى كه اگر قرار بود فيلمى جذاب و قانع كننده باشد كه در آن شيوه كارگردانى از دل ظرفيت هاى موجود در فيلمنامه بيرون آمده، احتمالاً هم فرهيختگان و روشنفكران به آن روى خوش نشان مى دادند و هم موفقيت آن در جذب مخاطب بيشتر از وضعيت فعلى بود.
۳
هسته مركزى درام در «باج خور» از «چرخش» (اوليور استون) وام گرفته است. مردى كه اجير مى شود زنى را بكشد، ولى اسير جذابيت او مى شود و در عوض اجيركننده را از پا درمى آورد. درحالى كه بعد مى فهمدزن فريبش داده و او به مجرى نيت هاى پنهان او تبديل شده است. «چرخش» يكى از درخشان ترين نئونوآرهاى يك دهه اخير است كه دنيايى سرشار از فريب و ريا و سوءتفاهم و غرايز انسانى را در فضايى انتزاعى و ناكجاآبادى (شهرى دور افتاده) و با فيلمنامه اى دقيق و پرجزئيات به تصوير مى كشد. ضمن اين كه يكى از محبوب ترين فيلم هاى استون نزد جماعت فيلم بين و منتقد ايرانى است.
اقتباس از چنين فيلمى حتى اگر فرض كنيم محدوديتى در نمايش رابطه ميان شخصيت ها وجود ندارد، چالشى دشوار است. گره اصلى درام، اسير شدن قهرمان ‎/ ضدقهرمان مرد در اغواگرى و فريب شخصيت زن است و چرخش اصلى كه كشمكش هاى بعدى را مى سازد، تصميم ضدقهرمان در لحظه اى كه قصد دارد زن را بكشد. «باج خور» تا قبل از اين لحظه كه نقطه عطف اول فيلمنامه است، منطقى و قابل قبول پيش مى آيد. اطلاعات مناسبى درباره انگيزه شخصيت ها منتقل شده و توالى وقايع هم به لحاظ دراماتيك درست است و هم ريتم مناسبى ندارد. ولى وقتى اسى باج خور اسلحه مى كشد تا رعنا را بكشد، تصوير فيد مى شود و ما قرار است خيال كنيم قتل رخ داده، درحالى كه بنابه يك قرارداد ازلى سينمايى مى دانيم اين اتفاق نيفتاده است. تا چند دقيقه تعليق پررنگ مى شود و وقتى دوربين رعنا را زنده و سالم نشان مى دهد، تماشاگر از فيلم جلو افتاده است. ولى اسى چرا رعنا را نمى كشد. در «چرخش»، زن اغواگر (جنيفرلوپز) پيش از آن كه ضدقهرمان (شون پن) براى قتل اجير شود، او را وسوسه كرده است. در سكانس پس از تلاش براى قتل و انصراف هم مزد او را مى دهد! استون به راحتى مى تواند اين كنش ها را نشان دهد، ولى مؤتمن به خاطر محدوديت ها نمى تواند و فيلم از همين جا از دست مى رود. به خصوص كه بلافاصله مى فهميم در زندگى رعنا به جز توفيق كه اسى را اجير كرده بود، مرد ديگرى هم حضور دارد. شمايل زن اغواگرى هم كه بايد در شخصيت رعنا (با حضور نيكى كريمى) ببينيم، خيلى باسمه اى و غيرقابل باور است. مقدمه چينى خاصى هم انجام نشده و حتى تلاش فريبرز عرب نيا براى باوراندن حس ترديد و گرفتارى در مخمصه اسى (در سكانس ماشين) به دليل همين كمبودها تأثير چندانى ندارد. سؤال اين است كه وقتى كارگردان و فيلمنامه نويس مى دانسته اند براى پر كردن اين حفره باورناپذيرى چيزى در چنته ندارند، چرا بناى درام را روى آن بنا كرده اند؟
۴
كنش هاى بعدى فيلم هم به سادگى قابل حدس است. براساس اطلاعاتى كه رعنا مى دهد، مى دانيم توفيق به اسى نارو زده است. پس روبرو شدن اسى با ايادى توفيق، خلاصى او و بازى موش و گربه متقابلى كه به قتل دوست اسى به دست توفيق و كشته شدن توفيق به دست رعنا و اسى مى انجامد، جذابيتى ندارد. قرار است برگ برنده فيلم در پايان ناروزدن رعنا به اسى باشد. اما اين اتفاق هم شوكى به تماشاگر وارد نمى كند. چون حضور شخصيت دكتر (با بازى مهدى احمدى) قضيه را لو مى دهد. فيلمنامه نويس و كارگردان البته به عمد روى حضور او تأكيد ندارند و سعى مى كنند با مخفى كردن او در دل شبكه طرح و توطئه و سلسله حوادث به شكل ناگهانى او را از پس پرده بيرون بكشند تا نقطه اوج پايانى رقم بخورد. ولى نشانه هايى كه از نحوه زندگى كردن رعنا و رابطه با او مى بينيم، اين حدس را امكان پذير مى كند كه آن دو قرار است اسى را بازيچه اهداف خود قرار دهند. از آن عجيب تر و غيرقابل هضم تر دفاع كردن رعنا از اسى هنگام تهديد كردن او از سوى دكتر است چرا رعنا اين كار را مى كند. در طول فيلم چه رابطه اى ميان او و اسى برقرار شده؟ اگر احساس خاصى دارد، چرا به او نارو مى زند؟ اجراى بد صحنه درگيرى در خانه كه به كشته شدن دكتر و زخمى شدن رعنا و اسى منتهى مى شود، آشفتگى را بيشتر مى كند. حتى اگر در پاركينگ و هنگام گير افتادن اسى، يكى از معدود لحظه هاى خوب فيلم رقم بخورد؛ پليس ها را نمى بينيم و فقط نور چراغ گردان ها اسى را تهديد مى كند. حركت انتحارى او و گلوله هايى كه از خارج كادر، سرنوشت تراژيك او را رقم مى زنند و حركت دوربين انتهايى به سمت چهره رعنا كه آخرين صداها را شنيده و حالا تنهاتر از قبل باقى مانده پايان تلخ قابل قبولى است، هرچند شبكه وقايعى كه به اين پايان انجاميده را چندان قانع كننده نيافته باشيم.
معرفى كتاب و نشريه
• فصلنامه رايانه، معمارى و ساختمان
168297.jpg
مدير مسؤول احمد زهادى، سردبير: فرهاد گوران، قيمت هر شماره۲۵۰۰تومان، برخى از مطالب اين شماره:
ما و معمارى آينده، آينه گردانى معمارى با چالشهاى معاصر بودن، معمارى و تفكر، حيات و پيچيدگى د رمعمارى؛ طبيعت و معمارى؛ آرامش در فضاى كار؛ غم ۲۵۰۰ساله بم؛ بانك اطلاعات معمارى نوين ايران؛ معمارى نمادين جزيره كيش، مجموعه توريستى گل شرق كيش...
168303.jpg
• از خوب به عالى

جيم كالينز؛ ناهيد سپهرپور .ـ تهران: پيك آوين: ،۱۳۸۳ ۲۹۰۰تومان. كتاب حاضر مى تواند الگوى خوبى براى دانش آموختگان رشته مديريت باشد.
...خوب ماندن، سد راه تعالى است و اين يكى از مهمترين دلايلى است كه موجب مى شود سازمانها يا افراد به ندرت از خوب به عالى برسند. ما معمولاً مدارس خيلى خوب نداريم زيرا به داشتن مدارس خوب اكتفا مى كنيم.

• سرم را به شب تكيه دادم

بابك صحرانورد ـ تهران: پارس نژاد، ،۱۳۸۲ ۳۰۰تومان.
عزيز، زندگى حيله است و مرگ حيرت‎/ با اين تلاطمهاى بيشرم و حيا‎/ چه مى توان كرد؟ جز آن كه گفت‎/ آه پستى چه بلنديهايى دارد‎/ كه هيچ گاه ذهن عظيم شاعر‎/ بدان نرسيده.
168312.jpg
• حقوق بين الملل در واپسين سال هاى قرن بيستم

كتاب حاضر كه در اصل تأليف ايان برانلى است و صالح رضايى پيش آن را ترجمه كرده است، در پنجاهمين سالگرد تأسيس سازمان ملل متحد، در قالب دوره دروس حقوق بين المللى عمومى وقت عنوان «حقوق بين الملل در پنجاهمين سالگردتأسيس سازمان ملل متحد» در آكادمى لاهه ارائه شده است. در اين كتاب مباحث و موضوعات مختلف حقوق بين الملل از منظر مكتب فكرى ايان برانلى كه يك پوزيتيويست عينى است، مورد بررسى و نقد قرار گرفته است.
كتاب حقوق بين الملل در واپسين سال هاى قرن بيستم در پانزده فصل تأليف شده است. اين كتاب با بهاى ۱۷۰۰ تومان در انتشارات وزارت امور خارجه چاپ شده و هم اكنون در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.
168315.jpg
• انديشه هايى درباره گذشته و آينده «فروپاشى به روايت گورباچف»

اين كتاب پاسخى به سؤالات بى شمارى است كه پس از فروپاشى شوروى پيش روى گورباچف گذاشته شده است. گورباچف در اين كتاب از يك سو به تأثير سنت هاى ديرين روسيه بر مردمان اين كشور تا به امروز سخن گفته و از سوى ديگر به حمايت كنگره، جلسات حزبى، رؤساى جمهورى ها و حتى رفراندوم در شوروى اتكا كرده و از اينكه ظرف دو ماه از اوت تا اكتبر ۱۹۹۱ دو رفتار متضاد از شوراى عالى جمهورى ها سرزده اظهار تعجب كرده است. وى در بخش پايانى كتاب بر لزوم تجسم ارزش هاى اخلاقى در سياست جهانى و تسامح براى صلح و راه حل هاى متقابلاً سودمند براساس تعادل منافع تأكيد كرده است. او براى جست وجوى راه سوم فيمابين سوسياليسم و سرمايه دارى تشكيل «شوراى جهانى خردمندان» را پيشنهاد كرده است. اين كتاب كه نوشته ميخاييل گورباچف است توسط گروه مترجمان سفارت جمهورى اسلامى ايران ـ مسكو ترجمه شده است و مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه كار چاپ آن را برعهده داشته است. اين كتاب با بهاى ۱۴۰۰ تومان در ويترين كتابفروشى ها قرار دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |