گروه بين الملل ـ سران «گروه۸» (۷كشور صنعتى پيشرفته غربى و روسيه) امروز اجلاس ۳روزه خود را در «سى آيلند» ويرجينياى آمريكا آغازمى كنند. يكى از محورهايى كه آمريكايى ها كوشيده اند موردبحث سران گروه۸ قرارگيرد، پرونده هسته اى ايران است. به همين خاطر، مقام هاى آمريكايى ازچندى قبل اقدام به رايزنى ها و لابى هاى گوناگون كرده اند تا بلكه بتوانند پيش از برگزارى نشست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى هسته اى، فشار بر تهران را شدت ببخشند. اما اين اقدامات آمريكا از چشم ايران دورنمانده است و مقام هاى كشورمان نيز در واكنش به اقدامات آمريكايى ها، شروع به رايزنى ها و لابى هايى براى خنثى كردن سياست واشنگتن كرده اند.
امروز (سه شنبه) قرار است سران گروه ۸ در «جورجيا»ى آمريكا درباره پرونده برنامه هاى هسته اى ايران مذاكره كنند. در دستور قرارگرفتن برنامه هاى هسته اى ايران، پيشنهاد آمريكايى ها است كه تلاش مى كنند ضمن خنثى سازى رايزنى ها و لابى هاى ايران با اعضاى شوراى حكام، اروپايى ها و روسها را در نشست جورجيا به همسويى بيشتر با فشارهاى آمريكا بر تهران ترغيب كنند. اما ايران نيز منفعل ننشسته است و لابى هاى خرازى، روحانى و ساير مسؤولان ايرانى با اعضاى شوراى حكام ادامه دارد و انتظار مى رود تا هفته آينده كه نشست شوراى حكام برگزار مى شود، اين لابى ها، مشورت ها و رايزنى ها داغ تر و گسترده تر شود. اما پيش از اين نشست، سؤالى كه مطرح است اينكه اختلافات ايران، آژانس و آمريكا به كجا كشيده شده است، اتهامات اصلى كه هنوز عليه ايران وجود دارند كدامند و پاسخ ايران به اين اتهامات چيست؟
يكى از اتهامات اصلى وارد آمده به ايران، عدم همكارى در معرفى منشأ آلودگى هاى هسته اى بر روى برخى قطعات و دستگاههاى مستقر در مراكز هسته اى ايران است. «حسن روحانى» دبير شوراى امنيت ملى ايران در آخرين اعلام موضع خود كه چهارشنبه گذشته در يك كنفرانس مطبوعاتى ابراز شد در پاسخ به اين اتهام و ابهام گفت كه ايران از روز اول اعلام كرده بود كه اين آلودگى مربوط به قطعاتى است كه از خارج وارد شده اند. ايران هم اكنون نيز منشأ اصلى اين قطعات را نامعلوم مى داند و تأكيد دارد كه قطعات مذكور از يك دلال خريدارى شده و اين موضوع نيز به آژانس اطلاع داده شده است.
آژانس هم اكنون در صدد است كه منشأ اصلى اين قطعات و يا كشور ثالث مرتبط با موضوع را شناسايى كند.
ايران از سوى ديگر، معتقد است كه قطعات مگنت همچنان كه در دستگاههاى «سانتريفيوژ پى يك» كاربرد دارد، در برخى دستگاههاى صنعتى ديگر نيز به كار گرفته مى شود و واردات اين قطعات از سوى ايران منافاتى با ادعاى قبلى ايران در مورد ساخت قطعات «سانتريفيوژ۲» در ايران ندارد.
عدم ارائه شفاف اطلاعات
يكى ديگر از مهمترين اتهاماتى كه به برنامه هاى هسته اى ايران وارد مى شود، عدم ارائه اطلاعات دقيق و شفاف از تمامى ابعاد اين برنامه به آژانس بين المللى انرژى اتمى است. در واقع، اتهام مذكور بر اين پايه قراردارد كه ايران در هنگام ارائه گزارشهاى خود به آژانس، اقدام به ارائه اطلاعات كامل نمى كند و فقط هنگامى اطلاعات جديد ارائه مى كند كه اين اطلاعات از طرق ديگر منتشر شده باشد.
تعليق غنى سازى اورانيوم
ايرانيان همچنين معتقدند كه تعليق غنى سازى اورانيوم تعهدى حقوقى و يا الزامى براى ايران نيست و اقدامى داوطلبانه براى كسب اعتماد جامعه جهانى بوده است، اما حتى اروپايى ها نيز خواهان آن هستند كه تعليق به توقف دائمى تبديل شود. سخنان هفته گذشته روحانى نيز تكرار همين موضع تهران بود. روحانى گفت كه ايران تا هر روزى كه لازم بداند، تعليق را ادامه مى دهد، زيرا غنى سازى را حق طبيعى خود مى داند.
اما اينكه چه نوع اورانيوم هايى در ايران كشف شده اند و يا بازرسان با چه نوع از آلودگى هاى هسته اى و از جمله آثار غنى سازى اورانيوم روبرو شده اند، ماههاى متوالى است كه نقل محافل داخلى و خارجى است و از آنجا كه اين مسأله، فنى و تخصصى است، انبوهى از اطلاعات منتشر شده كه تقريباً فقط متخصصين و كارشناسان فيزيك هسته اى مى دانند كه اين اصطلاحات و شماره هاى مختلف اورانيوم ها يعنى چه و هريك به معناى چه نوع اورانيومى هستند.
«سانتريفيوژ پى۲»
يكى ديگر از داغ ترين مباحث هفته هاى اخير در روابط ايران و آژانس، مسأله توليد دستگاه گريز از مركز «سانتريفيوژپى 2» بوده است. ايران عنوان مى كند كه اين دستگاه در داخل توليد شده است، اما بازرسان آژانس هنوز چنين ديدگاهى ندارند.
به گفته دبير شوراى امنيت ملى ايران، تهران نقشه ساخت اين نوع از سانتريفيوژها را از يك واسطه خريدارى كرده است، اما تمامى قطعات آن در داخل توليد شده اند. آنگونه كه مسؤولان ايرانى تأكيد مى كنند، سانتريفيوژ پى۲ هنوز در مرحله تحقيق و نمونه سازى است و كارشناسان و بازرسان آژانس نيز از قطعات ساخته شده بازديد كرده اند.
بخش ديگرى از اتهامات مربوط به سانتريفيوژ پى،۲ مربوط به ادامه ساخت اين دستگاهها در خارج از صنايع دولتى است. به عبارت ديگر، ايراد وارده اين است كه ايران فقط توليد پى 2 را در صنايع دولتى متوقف كرده و توليد اين دستگاه در آنچه كه بخش خصوصى خوانده مى شود، ادامه دارد. مسؤولان ايرانى در پاسخ به اين شبهه، علت ادامه توليد قطعات پى۲ در بخش خصوصى را مسائل مالى مى دانند و معتقدند از آنجا كه در صورت توقف توليد اين سفارش بايد به سه شركت بخش خصوصى، غرامت پرداخت شود، ساخت قطعات در اين سه شركت ادامه يافته است.
نقش ويژه برادعى
ترديدى نيست كه نقش البرادعى در سمت و سو دادن به فضاى حاكم بر جلسه ۲۵ خرداد شوراى حكام بيش از گذشته است. اعضاى ۳۵ نفره شوراى حكام در اجلاس پيشين، در كنار صدور بيانيه انتقادى نسبت به ايران به البرادعى مأموريت دادند تا گزارش جامعى از برنامه هاى هسته اى ايران و ميزان همكارى تهران با بازرسان آژانس به شورا ارائه كند.
اكنون گزارش برادعى منتشر و معلوم شده كه موضع او تقريباً همان موضع سابق است. او ضمن آنكه به روند ارائه اطلاعات از سوى ايران انتقاد دارد و حاضر نيست به صراحت اعلام كند كه برنامه هاى هسته اى تهران مسالمت آميز و غيرنظامى است، اما از طرف ديگر، هرگز حاضر نشده است كه بدون مدرك سخن از غيرصلح آميز بودن برنامه هاى هسته اى ايران بگويد. البرادعى عرب تبار موفق شده است موضع متعادل خود را بين فشارهاى طرفين اين مناقشه حفظ كند. از او كه خود خواهان ارجاع پرونده هسته اى ايران از آژانس به شوراى امنيت نيست، نقل شده است كه چنانچه فعاليت هسته اى ايران نظامى باشد، پرونده ايران به شوراى امنيت خواهد رفت، اما ترديدى نيست كه وى خواهان آن است كه مسأله ايران از يك سو، از آژانس به شوراى امنيت نرود و از سوى ديگر، ايران نيز به خروج سريع پرونده اش از دستور كار آژانس، مطمئن نباشد.
ايران و آمريكا نيز هر يك، بخشى از سخنان برادعى را كه به مواضع تهران و واشنگتن نزديك تر است، انتخاب و آن را بزرگنمايى مى كنند.
ايران و آمريكا، آخرين يارگيرى ها در آخرين روزها
آمريكا كه هدايت گر اصلى تشديد فشارها بر ايران به شمار مى رود، نزديك به دو ماه است كه ديپلماسى و تحركات فشرده اى را براى همسو كردن مواضع اعضاى مهم شوراى حكام با مواضع خود آغاز كرده است.
مدير اجرايى اين ديپلماسى، «جان بولتون» مسؤول پرونده هسته اى ايران در وزارت امور خارجه آمريكا است، اما هدايت نهايى فشارها بر عهده خود بوش است. بوش، پاول و بولتون سه چهره اصلى و فعال در اين رايزنى ها و لابى گرى ها هستند. بوش هر روزه در چارچوب سخنرانى هاى تبليغاتى و انتخاباتى خطر ايران راتكرار و تلاش مى كند تا با شبيه سازى مسأله ايران با برنامه هاى هسته اى عراق و ليبى، به مخاطبانش بقبولاند كه همچنانكه فشار هاى وارده بر طرابلس و بغداد جواب داد، ايران نيز سرانجام تسليم اين فشارها خواهد شد. پاول كه نسبت به پنتاگون و رامسفد مواضع تندترى ندارد، در مورد عراق و افغانستان قائل و مايل به همكارى با ايران براى حل مشكلات آمريكا در اين دو كشور است، در مورد برنامه هاى هسته اى ايران در چارچوب همان سياست كلى و تقريباً يكسان مسؤولان كاخ سفيد موضع گيرى مى كند. مسؤولان ارشد آمريكا كه خود در صدد اعمال فشار روانى بر اعضاى شوراى حكام و حتى مدير عامل آژانس هستند، اكنون معتقدند كه سخنان هفته گذشته رئيس جمهورى ايران نوعى مرعوب كردن آژانس بوده و اين رويه اى غير قابل قبول است.
• بقيه در صفحه ضميمه ۲