سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۱
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
حمله دوم القاعده به خاك آمريكا؛ چه وقت، كجا و چگونه؟
در گزارش «ايران ديپلماتيك»
رايزنى ها و لابى هاى جداگانه تهران و واشنگتن بررسى شد
يادداشت
درافشانى
حمله دوم القاعده به خاك آمريكا؛ چه وقت، كجا و چگونه؟
سلول هاى خفته بيدار مى شوند
حسن بنانج
اكنون عمليات تروريستى در يك سو و جنگ عليه تروريسم در سوى ديگر شاهد سطح جديدى از رويارويى در قرن حاضر هستند. هر يك از دو طرف سعى مى كند با كسب مهارت هاى بيشتر در اين رويارويى به كسب توانايى هايى برترى نايل آيد و سير رويدادها را به نفع خود تغيير دهد.
آمريكايى ها مدعى هستند كه پس از حملات ۱۱ سپتامبر توانسته اند در حوزه جمع آورى و تحليل اطلاعات مربوط به فعاليت هاى تروريستى و نحوه مقابله با آنها به پيشرفت قابل ملاحظه اى است يابند. آنان به كارگيرى از امكانات مدرن استخدام بيشتر مترجمين زبان هاى مختلف دنيا برخوردارى از اطلاعات به دست آمده از اعترافات عوامل تروريستى در كشورهاى مختلف و .... را از جمله ابزارهاى جديد اين پيشرفت برمى شمرند. به نظر مى رسد كه سرويس هاى اطلاعاتى آمريكاـ و در سطح كلان آن غرب ـ اكنون به آن حد از توانايى دست يافته اند كه قادرند حملات غافلگيرانه تروريستى آينده را پيش بينى و خنثى كنند. اين در حالى است كه شبكه هاى تروريستى از جمله القاعده نيز در سوى ديگر ماجرا خود را باشرايط جديد سازگار و توانسته اند روش هاى جديدى را بر پايه تجربيات گذشته در راستاى اهداف خود تعريف كنند و در دستور كار قرار دهند.
القاعده پس از حملات ۱۱ سپتامبر
شبكه القاعده به عنوان يكى از حريف هاى اصلى در جنگ عليه تروريسم در بدو امر با حمله به اهداف نظامى اعلام حضور كرد.
انجام اين حملات با افزايش تدابير امنيتى در حفاظت از اهداف مذكور در غالب و شيوه اى ديگر ادامه يافت و به شكل تهاجم به اهداف فرم (غيرنظاميان) سازماندهى مجدد و بازآفرينى شد. سازمان هاى خود تروريستى در مقابل اين تغيير تاكتيك رويه جديدى را در پيش گرفته و استراتژى حمله پيشگيرانه را در دستور كار خود قرار دادند. توجه به اين استراتژى جديد اگرچه اولين نشانه هاى خود را پيش از حملات ۱۱ سپتامبر بروز داده بود اما حادثه غيرقابل پيش بينى مذكور موجب شد تا ديگر هيچ توجيهى در رد اين نظريه كارساز نشود و در نهايت با به كارگيرى قوه قهريه در افغانستان و عراق عملياتى شود.
با اين حال شبكه القاعده اگرچه ضربات هولناكى را ناباورانه از اين حملات دريافت كرد توانست با وسعت بخشيدن به حوزه هاى تحت پوشش عملياتى و ارتقاى روابط خود با (با گروههاى تروريستى محلى) در كشورهاى مختلف بار ديگر به نمايش قدرت پرداخته و نشان دهد كه اين قصه همچنان سرى دراز دارد.
سلول هاى خفته بيدار مى شوند
القاعده جديد اكنون (سلول هاى خفته) خود را در جاى جاى دنيا سازماندهى و پراكند كرده است تا بر هيمنه و هولناكى خود بيش از پيش بيفزايد. بر اساس گزارش جديدى كه يك مؤسسه بين المللى مطالعات راهبردى در لندن منتشر كرده است القاعده اكنون ۱۸ هزار نيروى شبه نظامى آماده حمله در اختيار دارد. اين مؤسسه اعلام كرد با وجودى كه شبكه القاعده تاكنون ۲ هزار نفر از اعضا و نيمى از ۳۰ رهبر ارشد خود را از دست داده توانسته است شبكه اى از مديران ميانه را براى تربيت و سازماندهى اعضاى جديد بر مبناى يك سيستم آموزشى جديد و به روز شده به خدمت بگيرد. به نظر مى رسد كه اصلى ترين مراكز آموزشى در حال حاضر كشمير و مناطق دور افتاده اى در پاكستان باشند. اعضاى جديد پس از اتمام مراحل آموزشى بلافاصله به جوامع مسلمان در آمريكا و اروپا و يا حتى آسيا و آفريقا تزريق مى شوند تا سلول هاى خفته را در اين جوامع تشكيل دهند. اعضاى جديد اين اين توانايى را دارند كه بدون جلب توجه تشكيلات ضد تروريستى در كشور محل فعاليت خود نيروهاى مستعد همكارى را جذب و يك كار تشكيلاتى دقيق را آغاز كنند. دستگيرى اخير يكى از اين سلول ها در ايالت ويرجينياى آمريكا كه ۹ شهروند اين كشور را در خود جاى مى داد نشان مى دهد كه روند شكل گيرى و تركيب اعضا احتمالاً در اكثر سلول هاى خفته القاعده از چنين قاعده اى پيروى مى كنند. روند بازجويى اعضاى گروه مذكور روشن كرد كه آنان درصدد تدارك اقدامى تحت عنوان (جهاد ويرجينيا) براى خارج كردن نيروهاى هندى از كشمير بودند. بازجويى ها همچنين آشكار كرد كه برخى از عوامل گروه مذكور در كمپ هاى آموزشى پاكستان دوره ديده بودند. بر اساس اخبارى كه از اطلاعات موجود در اداره تحقيقات فدرال آمريكا (FBI ) درز كرده اند سلول هاى خفته در بيش از ۴۰ايالت آمريكا در انتظار دريافت دستور و پول براى انجام حملات جديد در خاك آمريكا هستند. اين گزارش ها باعث شده است رفته رفته احتمال تكرار حمله اى ديگر به درون خاك آمريكا از سوى القاعده ـ مشابه آنچه در ۱۱ سپتامبر و يا در جايى مثل مادريد اسپانيا به وقوع پيوستند ـ در ذهن نخبگان اطلاعاتى و امنيتى غرب قوت بگيرد. نكته مهم در اين پيش بينى محتمل الوقوع آن است كه به نظر مى رسد، شبكه القاعده همچنان بر خصيصه غافلگيرى در حمله يا حملات آتى خود به خاك آمريكا اصرار خواهد ورزيد تا تأثير عميق آن بر اذهان عمومى اين كشور مانند عمليات پيشين حفظ شود. توجه به همين نكته است كه حدس زدن در مورد اهداف آتى القاعده را در خاك آمريكا و نحوه حمله به آنان را بسيار مشكل كرده است.

• بقيه در صفحه ضميمه ۵
در گزارش «ايران ديپلماتيك»
رايزنى ها و لابى هاى جداگانه تهران و واشنگتن بررسى شد
آخرين يارگيرى آمريكا و ايران
درآستانه نشست آژانس اتمى
168342.jpg
گروه بين الملل ـ سران «گروه۸» (۷كشور صنعتى پيشرفته غربى و روسيه) امروز اجلاس ۳روزه خود را در «سى آيلند» ويرجينياى آمريكا آغازمى كنند. يكى از محورهايى كه آمريكايى ها كوشيده اند موردبحث سران گروه۸ قرارگيرد، پرونده هسته اى ايران است. به همين خاطر، مقام هاى آمريكايى ازچندى قبل اقدام به رايزنى ها و لابى هاى گوناگون كرده اند تا بلكه بتوانند پيش از برگزارى نشست شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى هسته اى، فشار بر تهران را شدت ببخشند. اما اين اقدامات آمريكا از چشم ايران دورنمانده است و مقام هاى كشورمان نيز در واكنش به اقدامات آمريكايى ها، شروع به رايزنى ها و لابى هايى براى خنثى كردن سياست واشنگتن كرده اند.

امروز (سه شنبه) قرار است سران گروه ۸ در «جورجيا»ى آمريكا درباره پرونده برنامه هاى هسته اى ايران مذاكره كنند. در دستور قرارگرفتن برنامه هاى هسته اى ايران، پيشنهاد آمريكايى ها است كه تلاش مى كنند ضمن خنثى سازى رايزنى ها و لابى هاى ايران با اعضاى شوراى حكام، اروپايى ها و روسها را در نشست جورجيا به همسويى بيشتر با فشارهاى آمريكا بر تهران ترغيب كنند. اما ايران نيز منفعل ننشسته است و لابى هاى خرازى، روحانى و ساير مسؤولان ايرانى با اعضاى شوراى حكام ادامه دارد و انتظار مى رود تا هفته آينده كه نشست شوراى حكام برگزار مى شود، اين لابى ها، مشورت ها و رايزنى ها داغ تر و گسترده تر شود. اما پيش از اين نشست، سؤالى كه مطرح است اينكه اختلافات ايران، آژانس و آمريكا به كجا كشيده شده است، اتهامات اصلى كه هنوز عليه ايران وجود دارند كدامند و پاسخ ايران به اين اتهامات چيست؟
يكى از اتهامات اصلى وارد آمده به ايران، عدم همكارى در معرفى منشأ آلودگى هاى هسته اى بر روى برخى قطعات و دستگاههاى مستقر در مراكز هسته اى ايران است. «حسن روحانى» دبير شوراى امنيت ملى ايران در آخرين اعلام موضع خود كه چهارشنبه گذشته در يك كنفرانس مطبوعاتى ابراز شد در پاسخ به اين اتهام و ابهام گفت كه ايران از روز اول اعلام كرده بود كه اين آلودگى مربوط به قطعاتى است كه از خارج وارد شده اند. ايران هم اكنون نيز منشأ اصلى اين قطعات را نامعلوم مى داند و تأكيد دارد كه قطعات مذكور از يك دلال خريدارى شده و اين موضوع نيز به آژانس اطلاع داده شده است.
آژانس هم اكنون در صدد است كه منشأ اصلى اين قطعات و يا كشور ثالث مرتبط با موضوع را شناسايى كند.
ايران از سوى ديگر، معتقد است كه قطعات مگنت همچنان كه در دستگاههاى «سانتريفيوژ پى يك» كاربرد دارد، در برخى دستگاههاى صنعتى ديگر نيز به كار گرفته مى شود و واردات اين قطعات از سوى ايران منافاتى با ادعاى قبلى ايران در مورد ساخت قطعات «سانتريفيوژ۲» در ايران ندارد.
عدم ارائه شفاف اطلاعات
يكى ديگر از مهمترين اتهاماتى كه به برنامه هاى هسته اى ايران وارد مى شود، عدم ارائه اطلاعات دقيق و شفاف از تمامى ابعاد اين برنامه به آژانس بين المللى انرژى اتمى است. در واقع، اتهام مذكور بر اين پايه قراردارد كه ايران در هنگام ارائه گزارشهاى خود به آژانس، اقدام به ارائه اطلاعات كامل نمى كند و فقط هنگامى اطلاعات جديد ارائه مى كند كه اين اطلاعات از طرق ديگر منتشر شده باشد.
تعليق غنى سازى اورانيوم
ايرانيان همچنين معتقدند كه تعليق غنى سازى اورانيوم تعهدى حقوقى و يا الزامى براى ايران نيست و اقدامى داوطلبانه براى كسب اعتماد جامعه جهانى بوده است، اما حتى اروپايى ها نيز خواهان آن هستند كه تعليق به توقف دائمى تبديل شود. سخنان هفته گذشته روحانى نيز تكرار همين موضع تهران بود. روحانى گفت كه ايران تا هر روزى كه لازم بداند، تعليق را ادامه مى دهد، زيرا غنى سازى را حق طبيعى خود مى داند.
اما اينكه چه نوع اورانيوم هايى در ايران كشف شده اند و يا بازرسان با چه نوع از آلودگى هاى هسته اى و از جمله آثار غنى سازى اورانيوم روبرو شده اند، ماههاى متوالى است كه نقل محافل داخلى و خارجى است و از آنجا كه اين مسأله، فنى و تخصصى است، انبوهى از اطلاعات منتشر شده كه تقريباً فقط متخصصين و كارشناسان فيزيك هسته اى مى دانند كه اين اصطلاحات و شماره هاى مختلف اورانيوم ها يعنى چه و هريك به معناى چه نوع اورانيومى هستند.
«سانتريفيوژ پى۲»
يكى ديگر از داغ ترين مباحث هفته هاى اخير در روابط ايران و آژانس، مسأله توليد دستگاه گريز از مركز «سانتريفيوژپى 2» بوده است. ايران عنوان مى كند كه اين دستگاه در داخل توليد شده است، اما بازرسان آژانس هنوز چنين ديدگاهى ندارند.
به گفته دبير شوراى امنيت ملى ايران، تهران نقشه ساخت اين نوع از سانتريفيوژها را از يك واسطه خريدارى كرده است، اما تمامى قطعات آن در داخل توليد شده اند. آنگونه كه مسؤولان ايرانى تأكيد مى كنند، سانتريفيوژ پى۲ هنوز در مرحله تحقيق و نمونه سازى است و كارشناسان و بازرسان آژانس نيز از قطعات ساخته شده بازديد كرده اند.
بخش ديگرى از اتهامات مربوط به سانتريفيوژ پى،۲ مربوط به ادامه ساخت اين دستگاهها در خارج از صنايع دولتى است. به عبارت ديگر، ايراد وارده اين است كه ايران فقط توليد پى 2 را در صنايع دولتى متوقف كرده و توليد اين دستگاه در آنچه كه بخش خصوصى خوانده مى شود، ادامه دارد. مسؤولان ايرانى در پاسخ به اين شبهه، علت ادامه توليد قطعات پى۲ در بخش خصوصى را مسائل مالى مى دانند و معتقدند از آنجا كه در صورت توقف توليد اين سفارش بايد به سه شركت بخش خصوصى، غرامت پرداخت شود، ساخت قطعات در اين سه شركت ادامه يافته است.
نقش ويژه برادعى
ترديدى نيست كه نقش البرادعى در سمت و سو دادن به فضاى حاكم بر جلسه ۲۵ خرداد شوراى حكام بيش از گذشته است. اعضاى ۳۵ نفره شوراى حكام در اجلاس پيشين، در كنار صدور بيانيه انتقادى نسبت به ايران به البرادعى مأموريت دادند تا گزارش جامعى از برنامه هاى هسته اى ايران و ميزان همكارى تهران با بازرسان آژانس به شورا ارائه كند.
اكنون گزارش برادعى منتشر و معلوم شده كه موضع او تقريباً همان موضع سابق است. او ضمن آنكه به روند ارائه اطلاعات از سوى ايران انتقاد دارد و حاضر نيست به صراحت اعلام كند كه برنامه هاى هسته اى تهران مسالمت آميز و غيرنظامى است، اما از طرف ديگر، هرگز حاضر نشده است كه بدون مدرك سخن از غيرصلح آميز بودن برنامه هاى هسته اى ايران بگويد. البرادعى عرب تبار موفق شده است موضع متعادل خود را بين فشارهاى طرفين اين مناقشه حفظ كند. از او كه خود خواهان ارجاع پرونده هسته اى ايران از آژانس به شوراى امنيت نيست، نقل شده است كه چنانچه فعاليت هسته اى ايران نظامى باشد، پرونده ايران به شوراى امنيت خواهد رفت، اما ترديدى نيست كه وى خواهان آن است كه مسأله ايران از يك سو، از آژانس به شوراى امنيت نرود و از سوى ديگر، ايران نيز به خروج سريع پرونده اش از دستور كار آژانس، مطمئن نباشد.
ايران و آمريكا نيز هر يك، بخشى از سخنان برادعى را كه به مواضع تهران و واشنگتن نزديك تر است، انتخاب و آن را بزرگنمايى مى كنند.
ايران و آمريكا، آخرين يارگيرى ها در آخرين روزها
آمريكا كه هدايت گر اصلى تشديد فشارها بر ايران به شمار مى رود، نزديك به دو ماه است كه ديپلماسى و تحركات فشرده اى را براى همسو كردن مواضع اعضاى مهم شوراى حكام با مواضع خود آغاز كرده است.
مدير اجرايى اين ديپلماسى، «جان بولتون» مسؤول پرونده هسته اى ايران در وزارت امور خارجه آمريكا است، اما هدايت نهايى فشارها بر عهده خود بوش است. بوش، پاول و بولتون سه چهره اصلى و فعال در اين رايزنى ها و لابى گرى ها هستند. بوش هر روزه در چارچوب سخنرانى هاى تبليغاتى و انتخاباتى خطر ايران راتكرار و تلاش مى كند تا با شبيه سازى مسأله ايران با برنامه هاى هسته اى عراق و ليبى، به مخاطبانش بقبولاند كه همچنانكه فشار هاى وارده بر طرابلس و بغداد جواب داد، ايران نيز سرانجام تسليم اين فشارها خواهد شد. پاول كه نسبت به پنتاگون و رامسفد مواضع تندترى ندارد، در مورد عراق و افغانستان قائل و مايل به همكارى با ايران براى حل مشكلات آمريكا در اين دو كشور است، در مورد برنامه هاى هسته اى ايران در چارچوب همان سياست كلى و تقريباً يكسان مسؤولان كاخ سفيد موضع گيرى مى كند. مسؤولان ارشد آمريكا كه خود در صدد اعمال فشار روانى بر اعضاى شوراى حكام و حتى مدير عامل آژانس هستند، اكنون معتقدند كه سخنان هفته گذشته رئيس جمهورى ايران نوعى مرعوب كردن آژانس بوده و اين رويه اى غير قابل قبول است.

• بقيه در صفحه ضميمه ۲
يادداشت
بازى خطرناك قاهره درغزه
درافشانى
در شرايطى كه طرح «آريل شارون» نخست وزير اسرائيل براى عقب نشينى از نوارغزه، نخست وزير اسرائيل را با بحران فزاينده داخلى مواجه كرده، دولت مصر تلاشهاى وسيعى را براى اجراى آن درپيش گرفته است.
عمده تلاشهاى دولت مصر را در پيشنهادهاى آن براى آموزش و تجهيز نيروهاى پليس و امنيتى فلسطين به منظور كنترل اوضاع پس از خروج اسرائيل از نوارغزه مى توان مشاهده كرد.
ولى آنچه در وراى اين تلاشها قراردارد، توافقى است كه دولت مصر برسركنترل اوضاع امنيتى غزه پس ازخروج اسرائيل از اين منطقه با دولت اسرائيل به عمل آورده است.
ديدار چندى پيش «عمرسليمان» رئيس سازمان امنيت مصر به سرزمينهاى اشغالى و ملاقاتهايش با شارون و عرفات از قرار دولت مصر را به ايفاى نقش براى كنترل اوضاع امنيتى غزه بيش از پيش ترغيب كرده است.
طرف اسرائيلى باتوجه به حضور و نفوذ جنبش حماس در غزه درتلاش است تا خلأ امنيتى دراين منطقه را با كشاندن طرفى قابل اعتماد پرنمايد، از اين رو، حضور مصر در نوارغزه معنى پيدامى كند.
اين در شرايطى است كه گروههاى مبارز فلسطينى بخصوص حماس آشكارا با نقش آفرينى امنيتى مصر در غزه به مخالفت برخاسته اند.
جنبش حماس با انتقاد البته غيرمستقيم از دخالت دولت مصر در اداره و كنترل امنيت در نوارغزه خاطرنشان مى كند كه اين دخالت، آثار زيانبارى براى ملت فلسطين به همراه خواهدآورد.
تحليل گروههاى مبارز فلسطينى ازجمله حماس آن است كه طرح عقب نشينى يك جانبه شارون براى عقب نشينى اسرائيل از نوارغزه، پوششى آبرومندانه براى ناكامى اى است كه اسرائيل درنوارغزه متحمل شده است.
رژيم صهيونيستى على رغم حضور نظامى خود در غزه و حضور تنش آفرينى شهركهاى صهيونيست نشين دراين منطقه، دركنترل اوضاع آن موفق نشان نداده است. تاجايى كه حتى برخى گروههاى صهيونيستى خروج از غزه را ازآن جهت كه اين منطقه در ديدگاه مذهبى توراتى ـ تلمودى يهوديان جايگاه مقدسى ندارد، مباح اعلام كرده اند.
بنابراين طرح عقب نشينى يك جانبه از غزه كه توسط شارون پيگيرى مى شود، هرچند با مخالفت جناحهاى افراطى سياسى و مذهبى در اسرائيل مواجه شده است ، ولى بيش از هرچيزمى تواند نشانه اى از استيصال اسرائيل قلمداد شود. عقب نشينى از غزه از جهاتى با عقب نشينى از بخشهاى اشغالى جنوب لبنان درسال ۲۰۰۰ شباهت دارد. درآنجا نيز اسرائيل همواره تلاش كرد تا دولت لبنان را مجاب ويا مجبور نمايد كه ارتش اين كشور را در مرز با فلسطين اشغالى مستقر كند.
اين هدف به شكلى ديگر در ترغيب دولت مصر براى كنترل امنيتى نوار غزه پس ازعقب نشينى اسرائيل از آن مشهود است . نخست وزير اسرائيل ازاين طريق در تلاش است تا با تحريك حساسيتهاى امنيتى قاهره نسبت به خلأ امنيتى در غزه پس از خارج شدن اسرائيل از آن دولت مصر را به حضور امنيتى در غزه ترغيب كند.
دراين باره ، حتى اسرائيلى ها از اصلاح پيمان كمپ ديويد وتغييراتى در خطوط مرزى با مصر سخن گفته اند. ازاين رو، مقابله با حضور گروههاى مبارز فلسطينى از جمله حماس در غزه كه مى تواند به تقويت جريان اسلام گرايى در غزه منجر شود ، سياستى است كه شارون قصد دارد با توجه به حساسيتهاى مصر نسبت به اين قضيه ، از آن براى كشاندن مصر به غزه و رودررو قراردادن آن با فلسطينى ها استفاده كند.
اين مسأله بيش از هرچيز، وضعيت بغرنج فعلى در غزه را پيچيده تر خواهد كرد. تبديل مناقشه فلسطينى ـ اسرائيلى به مناقشه فلسطينى ـ مصرى در غزه به معناى بازى خطرناكى خواهدبود كه دولت مصر با ورود به غزه درگير آن خواهد شد. لذا اگر دولت مصر با محاسبه در مناسبات خود با آمريكا و اروپا در صدد است تا به كمك طرح شارون براى خروج از غزه بشتابد، بى شك ، موقعيت خود را در پاى سياستهاى فريبكارانه شارون از دست خواهد داد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |