سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۴
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
& ويژه نامه « ايران ديپلماتيك »
اين هفته را در صفحات ضميمه بخوانيد.
شاهين خلج
رد پاى شكنجه
در ابوغريب را دنبال كنيم
& ويژه نامه « ايران ديپلماتيك »
اين هفته را در صفحات ضميمه بخوانيد.
168318.jpg
انتظار كشيدن براى تخريب زندان «ابوغريب» و تبديل آن به يك خرابه ـ كه البته با تقاضاى دولت جديد عراق انجام مى گيرد ـ در توان من نيست. اين زندان به خاك مبدل خواهد شد، با اين هدف كه نمادى از سبعيت صدام حسين نابود شود. اين چيزى است كه رئيس جمهور بوش به ما مى گويد. بنابر اين بازنويسى تاريخ هنوز ادامه دارد.
در آگوست گذشته، من به زندان ابوغريب دعوت شدم ـ البته به وسيله ژنرال آمريكايى مورد علاقه ام؛ «جانيس كارپينسكى»، نه مقامى پايين تر از او ـ تا از تعميرات اين مكان ناخوشايند و مايه شرم كه يك ميليون دلار هزينه داشته است، ديدن كنم: سلول هاى پاك و پاكيزه، لوله هاى خمير دندان و شلوارهاى تميز براى «تروريست ها»ى در بند. ولى حالا ناگهان كل اين مكان و وسايل، ديگر يك مركز شكنجه آمريكايى نيست. اين محل هنوز هم يك مركز شكنجه عراقى است و سزاوار در هم كوبيدن.
بازنويسى تاريخ عراق اكنون با سرعتى سرسام آور ادامه دارد: سلاح هاى كشتار جمعى، ارتباط بين صدام و القاعده، آزاد كردن عراقى ها از زندگى در ابوغريب و از شكنجه  هاى آن و به خون كشيدن عروسى ها و همه و همه به فراموشى سپرده شده اند. عرصه را براى «استقلال (كذا) كامل» و «بى نظمى ها و درهم برهمى ها» خالى كنيد و اين كار به هر درجه و سرعتى، به پرزيدنت بوش بستگى دارد. من وقتى تلفظ ترديد آميز بوش را از زندان ابوغريب به عنوان «ابوگراب» شنيدم، صميمانه آن را پذيرفتم.
ولى ما دو باره در معرض فراموش كردن جزئيات هستيم. درست همان طور كه نيروهاى اشغالگر آن مزدوران مسلح بدون نظارت و كنترل را كه در عراق كشته شدند، «پيمانكار» و يا از اين هم نادرست تر «افراد غير نظامى» خواندند، مسؤوليت بازجويى هاى هرزه و غير اخلاقى در ابو غريب را هم مى گذارند، به  فراموشى سپرده شود. پس بياييدلحظه اى به عقب برگرديم؛ به هفته هاى طولانى كه طى آن به اراذل و اوباشش اجازه داده شد قلاده به گردن عراقى ها بيندازند، زندانيان را مجبور كنند با يكديگر رابطه غير مشروع برقرار كنند و به بعضى از دختران و زنان جوان تجاوز نمايند.
و بياييد به موضوع بدون ترديد مهم مسؤوليت نگاهى بيندازيم. بازجويان اصلى كه متهم به ترغيب سربازان آمريكايى به بدرفتارى با زندانيان ابوغريب هستند، همه دست كم براى يك شركت كه با اسرائيل داراى روابط تجارى و نظامى گسترده اى بوده است، كار مى كرده اند. اكنون معلوم شده است رئيس يك شركت آمريكايى كه كارمندانش دست اندركار شكنجه عراقى ها بوده اند، در يك اردوى آموزش «ضد ترور» در اسرائيل شركت كرده بوده و اوايل امسال به وسيله «شائول موفاز» وزير دست راستى دفاع اسرائيل جايزه اى دريافت كرده است.
به گفته «ج.پ.لندن» مدير عامل شركت «كا سى» (CACI)، سفر وى به اسرائيل ـ كه با دعوت و هزينه يك شركت اسرائيلى و همراه ساير نمايندگان شركت هاى پيمانكار امنيتى ( مزدوران شبه نظامى) و چند نماينده مجلس انجام گرفت، با اين هدف بوده است كه امكانات همكارى هاى استراتژيك و سرمايه گذارى هاى مشترك بين سازمان هاى دفاعى و امنيت اسراييل و آمريكا را گسترش دهد. ( كا سى شركتى است كه در زمينه هاى مختلف فعاليت مى كند. يكى از اين فعاليت ها بستن قرارداد با وزارت دفاع وانجام عمليات امنيتى در كشورهاى ديگر از جمله عراق است. اين عمليات به وسيله كارمندان شركت هاى مزدور انجام مى گيرد).
پنتاگون و نيرو هاى اشغالگر در عراق اصرار دارند كه در ابو غريب فقط شهروندان ايالات متحده مجاز بوده اند از زندانيان بازجويى به عمل آورند، ولى اين گفته، آمريكاييانى را كه احتمالاً مليت مضاعف دارند، استثنا نمى كند. يكى از گزارش هاى محرمانه ژنرال آمريكايى «آنتونيو تاگوبا» به دخالت افرادى كه «تابعيت كشور ثالثى را دارند» در سوء رفتار نسبت به زندانيان عراقى اشاره اى دارد. او از «استيون استپانويچ» نام مى برد و «جان اسرائيل»، كه در اين بدرفتارى ها شركت داشته اند. تاگوبا درباره استپانويچ كه براى كاسى ـ شركتى كه در ارتش آمريكا آن را به نام كاكى مى شناسند ـ كار مى كند، گفته كه «او به پليس هاى ارتشى بدون اين كه آموزش هاى تكنيكى براى بازجويى ديده باشند،اجازه داده است بازجويى ها را با «ايجاد شرايط مناسب» تسهيل كنند و يا آن ها را در اين مورد تعليم داده است. او به وضوح مى دانسته كه اين دستور او به مفهوم بدرفتارى هاى فيزيكى است». يكى از همكاران استپانويچ به نام «جوراين» ـ كه در گزارش تاگوبا از او نام برده نشده بود ـ اكنون مى گويد قبل از رفتن به عراق يك دوره آموزش نحوه بازجويى را در اسرائيل گذرانده بوده است. ما مى دانيم كه پنتاگون از اسرائيل خواهان آموزش «قواعد رزمى» در ساحل اشغالى غزه به افسران آمريكايى شده بود و بنا بر گزارش آسوشيتدپرس، در ژانويه و فوريه ،۲۰۰۳ سربازان اسرائيلى و آمريكايى به اتفاق در بيابان هاى جنوب اسرائيل آموزش مورد نظر پنتاگون را ديدند. اسرائيل همچنين ميزبانى مأموران عالى رتبه اجراى قانون ايالات متحده را در يك سمينار «ضد تروريسم» به عهده داشته است.
استپانويچ عضو كاسى كه ممكن است استراليايى باشد در گزارش تاگوبا متهم شده است كه با توجه به آگاه بودن از سوء رفتار با زندانيان ـ و براساس آن ـ گزارش نادرستى به تيم بازپرسى داده بود. بازپرس خارجى ديگرى به نام «عادل نخله» كه ممكن است تبار مصرى داشته باشد، شاهد بر روى هم توده كردن زندانيان برهنه در زندان ابوغريب بوده است. بنابر ادعاى تيتان، جان اسرائيل ـ كه از دو نفر از كارمندانش در گزارش تاگو با نام برده شده است ـ براى يكى از پيمانكاران دست دوم شركت كاسى كار مى كند. تيتان از اين كه نام آنها را بگويد، امتناع كرده است. چرا؟ يكى از مديران قبلى شركت «ج.پ.لندن»، «جيمز وولسى» كه يكى از معماران اصلى تهاجم به عراق بوده، دوست «احمد چلبى» و يك عضو سرشناس لابى طرفدار اسرائيل در واشنگتن است. لندن مى گويد: كاسى هيچ رفتار ناشايستى را از طرف كارمندان خود در هيچ شرايط و در هيچ جايى نمى بخشد و تحمل و يا تأييد نمى كند.
ولى روشن است كه ردپاى شكنجه در ابوغريب بسيار فراتر از يك گروه پاسبان ظالم و بى رحم آمريكايى مى رود كه همه آن ها ادعا مى كنند «افسران اطلاعاتى» به آنان گفته اند كه زندانيان را براى بازجويى «نرم» كنند. آيا شكنجه گران، اسرائيلى بوده اند؟ يا اهل آفريقاى جنوبى و يا بريتانيايى؟ آيا اجازه مى دهيم كه داستان ادامه يابد؟
نوشته: رابرت فيسك
منبع: سياتل پست اينتليجنس
برگردان: پوراندخت مجلسى
عبريان سياهپوست نمونه بارز تبعيض در اسرائيل
شاهين خلج
168333.jpg
برخلاف شعارهاى مسؤولان سياسى رژيم صهيونيستى در راستاى ترغيب يهوديان جهان به مهاجرت در اراضى اشغالى و زندگى راحت در آنجا، رفتار با عبريان سياهپوست و عدم پذيرش آنها به طور كامل در جامعه اسرائيل نمونه بارز تبعيض در جامعه اسرائيل به طور روشن، آشكار مى شود. اعضاى فرقه عبريان سياهپوست موسوم به «بلك هبرو» در بدو ورود به اراضى اشغالى ۳۰ نفر بودند و امروز، به بيش از ۳ هزار نفر رسيده اند. آنها براى اخذ تابعيت از دولت غاصب اسرائيل اقدامات فراوانى انجام دادند و بعد از ۳۰ سال تلاش مقام هاى سياسى رژيم صهيونيستى را متقاعد كردند كه به آنها تابعيت اعطا كنند. در مقاله حاضر، ضمن بررسى افكار و عقايد سياهان عبرى، موارد تبعيض با اين فرقه را مورد بررسى قرار مى دهيم:

سياهان عبرى، سياهان آمريكايى، آفريقاى تبارى هستند كه با عنوان «ملت يهوه» فعاليت مى كردند. اولين گردهمايى اين فرقه در سال ۱۸۸۰ ميلادى در شهر «چانانگوا» در ايالت «تنسى» آمريكا به همت يك كارگر راه آهن به نام «اف.اس.چرى» برپا شد. وى در سخنرانى خود، پيوسته تأكيد مى كرد كه سياهان آمريكايى يكى از دوازده قبيله گم شده قوم بنى اسرائيل هستند. به هرحال، امروز، كانون فعاليت اين شاخه از فرقه مذكور در شهر «شيكاگو» آمريكا است.۱
اولين گروه از فرقه سياهان يهودى به تشويق رهبر معنوى اين فرقه به نام «بن آمى بن اسرائيل» كه مدعى شده بود برپايه يك نداى آسمانى، وظيفه دارد فرزندان اصيل اسرائيل را به سرزمين اجداديشان بازگرداند، با ويزاى توريستى از آمريكا به اراضى اشغالى عزيمت كردند. گروه دوم نيز طى سال هاى ۱۹۶۹ و ۱۹۷۰ ميلادى به اين سرزمين رفتند. آنها در بدو ورود خود مورد استقبال جامعه اسرائيل قرار نگرفتند و خاخام هاى ارتدوكس ادعاهاى اين فرقه را در راستاى يهودى بودن نپذيرفته اند. در نتيجه، آنها به عنوان شهروند اسرائيلى محسوب نشدند. به هرحال، آنها به طور غيرقانونى در منطقه ديمونا (شهرى كه تنها رآكتور اتمى رژيم صهيونيستى در آنجا قرار دارد) اسكان يافتند. مقامات رژيم صهيونيستى براى بازگرداندن اعضاى اين فرقه تلاشى نكردند، ولى در عين حال، از اعطاى حق شهروندى (اقامت دائم) به آنها خوددارى كردند، اما اعضاى فرقه سياهان يهودى به سكونت غيرقانونى خود ادامه دادند و شروع به زاد و ولد كردند و تعداد آنها رو به فزونى نهاد.
قوانين و آداب فرقه سياهان يهودى
اعضاى اين فرقه، خود را يك فرقه مذهبى نمى دانند و معتقدند تنها به دليل قوانين يا طرز لباس پوشيدن و نوع زندگى خاص نبايد آنها را يك فرقه مذهبى ناميد. طبق رسوم داخلى، افراد اين فرقه تنها لباس هايى را مى پوشند كه از الياف طبيعى مانند: ابريشم و كتان تهيه شده باشد، خوردن گوشت، فرآورده هاى لبنى، تخم مرغ، شكر، مشروبات الكلى، استعمال دخانيات و مواد مخدر به طور مطلق ممنوع است و كسانى كه در حين خوردن و استفاده از موارد مذكور دستگير شوند، شديداً مجازات مى شوند. اعضا بايد از اسامى عبرى استفاده و اسامى قبلى خود را كه ميراث بردگى آنها بود، حذف كنند. گياهخوارى و سنت تعدد زوجات در نزد سياهان يهودى بسيار رواج دارد و كنترل زاد و ولد ممنوع است و طبق رسوم عبريان سياهپوست، رهبر اين فرقه وظيفه دارد كه مشخص كند چه فردى با چه كسى ازدواج نمايد و به طور كلى، اجراى مراسم ازدواج و طلاق در حيطه اختيارات رهبر اين فرقه است.۲
عبريان سياهپوست در برخى از آداب و رسوم با شهروندان يهودى مشتركند، مانند فرايض روز شياط (روزهاى شنبه) آموزش زبان عبرى به كودكان، اعياد يهودى و مطالعه تورات، اما داراى يك سرى آداب متفاوت نيز هستند. آنها برخلاف يهوديان سفيدپوست ارتدكس، تلمود (احكام دينى تورات يا به تعبيرى، مبانى فقهى يهوديان) را نمى پذيرند، از اين رو، آنها اعتقادات خاخام ها را مبنى بر اينكه كسانى يهودى واقعى قلمداد مى شوند كه به تعاليم تلمود اعتقاد داشته باشند، را قبول ندارند. همچنين، عبريان سياهپوست برخلاف يهوديان ارتدكس تأكيد چندانى به داشتن مادر «يهودى» ندارند و معتقدند يهوديت هم از مادر و هم از پدر به فرزند منتقل مى شود.۳ علت ديگرى كه عبريان سياهپوست، تلمود را قبول ندارند، مربوط به «افسانه هميتيك»۴ است، براساس اين افسانه در «كتاب مقدس» تمام سياهپوستان از نسل نفرين شدگانند.
بحران هويت عبريان سياهپوست
عبريان سياهپوست به دليل عدم پذيرش تابعيت آنها به مدت ۳۰ سال به طور منزوى و به دور از جامعه اسرائيل به زندگى خود در منطقه كويرى ديمونا ادامه دادند. آنها معتقدند كه هويت آنها در اسرائيل تعريف مى شود، زيرا عبريان واقعى هستند.۵ از اين رو، آنها از بازگشت به آمريكا امتناع مى ورزند. به هرحال، مشكل اصلى آنها براى اقامت دائم منوط به شركت در مراسم مذهبى تغيير آيين به دين يهوديت (كه برابر است با انكار ريشه هاى عبرى خود) و پذيرفتن تلمود است كه آنها اين اقدام را قبول ندارند.
دلايل فوق سبب شده است كه فرقه عبريان سياهپوست، پست ترين جايگاه اجتماعى را در جامعه اسرائيل داشته باشند. لذا در شرايط سخت و بدون امكانات، زندگى فقيرانه اى دارند و آمار بيكارى در ميان آنها بسيار بالا است، شرايط مذكور موجب شده كه آنها تلاش بيشترى انجام دهند و براى گذران زندگى و تأمين مايحتاج خود اقدام به تأسيس فروشگاه هاى كوچك و رستوران هاى گياه خوارى نمودند. تمام اعضاى فرقه عبريان سياهپوست خواستار تابعيت دائم اسرائيل هستند تا از اين طريق، از مزاياى شهروندى برخوردار شوند و بتوانند در جوار شهرهاى بزرگ، شهركهايى مخصوص به خود را بنا كنند.۶
ارتقاى جايگاه اجتماعى عبريان سياهپوست
اعضاى فرقه عبريان سياهپوست به انحاى مختلف براى گرفتن تابعيت دايمى تلاش كردند و برگزارى كنسرتها، انجام مصاحبه هاى مطبوعاتى و به طور كلى از راههاى مسالمت آميز وجهه اى از خشونت، تلاش به عمل آوردند تا رژيم صهيونيستى را به اعطاى تابعيت دايم متقاعد كنند، رژيم صهيونيستى نيز در اين ميان، موضع خود را از برخوردهاى نامناسب و خشن به تحمل مدبرانه تغيير داد. اين فرقه همچنين به تبليغات وسيعى در سطح جامعه اسرائيل دست زد و ضمن اعلام سلامت نفس و جسمى اعضاى خود مدعى شد كه به علت رعايت رسومات داخلى، هيچ يك از اعضاى اين فرقه مبتلا به بيمارى ايدز نيست.۷
شايان ذكر است كه بعضى از اعضاى افراطى فرقه عبريان سياهپوست با ملحق شدن به صفوف گروههاى آنتى يهودى مبادرت به فعاليت و تبليغات عليه يهوديان سفيدپوست كردند. در تعاليم اين فرقه از يهوديان، سفيدپوست با عنوان «شياد» نام برده مى شود و عبريان سياهپوست خود را وارثان حقيقى سرزمين اسرائيل مى دانند.۸
سرانجام در سال ۱۹۹۰ و در پى توافق اعضاى اين فرقه با وزارت كشور رژيم صهيونيستى، عبريان سياهپوست به نوعى به منزلت اجتماعى قانونى دست يافتند. براساس توافقنامه مذكور، ابتدا به آنها يك ويزاى توريستى داده شد كه آنها با استفاده از اين ويزا، اجازه كار يك ساله را كسب كردند. در سال ،۱۹۹۱ به آنها اجازه اسكان موقت براى يك دوره ۵ ساله داده شد. در انتهاى دوره ۵ ساله يعنى در سال ۱۹۹۶ اين وضعيت براى ۳ سال ديگر تمديد شد.۹
در سال ،۱۹۹۹ استفاده از مستمريهايى كه توسط مؤسسه بيمه ملى اسرائيل پرداخت مى شود، از قبيل حمايت از كودكان، كمك به معلولان و سالمندان، براى فرقه عبريان سياهپوست آزاد اعلام شد و ۸۳۰ نفر از اعضاى فرقه مذكور از مزاياى آن استفاده كردند. وزارت آموزش و پرورش نيز با پرداخت يارانه در كار ساخت يك مدرسه مجهز براى كودكان فرقه مذكور كمك كرد در قبال امتيازات مذكور، اعضاى فرقه عبريان سياهپوست متعهد شدند كه اعضاى جديد را به داخل اسرائيل دعوت نكنند (به عنوان اعضاى جديد به فرقه خود ملحق نكنند) و همچنين رسم داخلى خود را مبنى بر آزادى تعدد زوجات لغو نمايند.
در سال ۲۰۰۳ ميلادى «آوراهام پوراز» وزير كشور رژيم صهيونيستى به اعضاى فرقه عبريان سياهپوست به طور ضمنى قول تابعيت دايم داد.۱۰
موارد تبعيض عليه فرقه عبريان سياهپوست:
۱ـ خاخامهاى ارتدوكس و مقامات سياسى رژيم صهيونيستى، اعضاى فرقه عبريان سياهپوست را تا سال ۲۰۰۳ به عنوان شهروند نپذيرفته اند و درحال حاضر نيز آنها را جزو شهروندان عادى نمى شمارند.
۲ـ ارتباط جامعه اسرائيل با اعضاى فرقه مذكور بسيار محدود است، به گونه اى كه اعضاى فرقه مجبورند براى امرار معاش و تأمين مايحتاج خود، از فروشگاههايى كه خود داير كردند، استفاده كنند.
۳ـ تا سال ،۲۰۰۳ اعضاى فرقه عبريان سياهپوست اجازه ورود به ارتش رژيم صهيونيستى را نداشتند، اما امروز آنها در ارتش حضور دارند و از آنها در حملات عليه انتفاضه فلسطينيان استفاده مى كنند.
برآيند سخن:
گروه ۳۰ نفره عبريان سياهپوست كه در سال ۱۹۹۶ وارد اسرائيل شدند، با استقبال سرد و توهين آميز خاخامها و شهروندان يهودى مواجه شدند. نحوه برخورد با اعضاى فرقه مذكور به نحوى بود كه آنها به تبعيض و بى عدالتى در فلسطين اشغالى پى بردند و متوجه شدند كه حتى در موطن اجدادى خود (به ادعاى خودشان) هم عبرى محسوب نمى شوند. اين رفتار تبعيض آميز موجب شد كه گروههاى تندرويى در داخل فرقه مذكور تشكيل شود كه داراى تفكرات نژادپرستانه افراطى هستند. آنها از لباسهاى سياهرنگى كه منقش به علامت ستاره داوود است، استفاده و برترى سياهپوستان بر يهوديان سفيدپوست را مطرح مى كنند. اينگونه اعمال به همراه اعتقاد شديد آنها بر شياد بودن و شيطانى بودن سفيدپوستان عبرى و طبيعى دانستن كشتار آنها به منظور پاك كردن جهان از لوث آلودگى آنها، مى تواند در آينده به چالشى بزرگ در رژيم صهيونيستى در كنار قيام انتفاضه الاقصى و بحران اقتصادى فراگير تبديل شود. از اين رو، بروز يك درگيرى نژادى بين عبريان سياهپوست و سفيدپوستان جامعه اسرائيل در آينده بسيار محتمل خواهد بود.
پانوشتها:
۱‎/ www.angelfire.com
۲‎/ www.wwrn.org
۳‎/ www.angelfire.com
۴‎/ hamiticnyth
۵‎/www.religionnewsblog.com
۶‎/ www.newsday/blackhebrews.com
۷‎/ www.metimes.com
۸‎/ www.us-Israel.org
۹‎/ Ibid
۱۰‎/ www.haaretz.com (2003,7,28)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |