سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۵
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
چشم انداز
گفت و گوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «سيد اسدالله اطهرى»
چشم انداز
همكارى اسپانيا با موتور اروپا
«گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان، اسپانيا را به عنوان قدرتى تعيين كننده در اروپا مى داند.
شرودر «خوسه لوئيس رودريگز، زاپاترو» نخست وزير اسپانيا بطور مشترك قصد همكارى در به جريان انداختن قطعنامه جديد عراق را دارند. علاوه بر اين، هر دو نفر در زمينه قانون اساسى اتحاديه اروپا به نقطه نظرات مشتركى نزديك شده اند».
آلمان و اسپانيا با همكارى فرانسه قصد دارند فعاليت خود را درزمينه تنظيم قطعنامه جديد عراق در مجمع امنيت سازمان ملل متحد آغاز كنند. صدراعظم آلمان ونخست وزير جديد اسپانيا در ديدار خود در برلين، اين موضوع را به اطلاع همگان رساندند.
شرودر برآمادگى كشورش جهت شركت در چنين مذاكراتى تأكيد كرد. اين موضوع با ديدگاه رئيس جمهورى فرانسه «ژاك شيراك» كه در پاريس با زاپاترو ديدار داشت نيز مطابقت دارد.
البته صدراعظم آلمان بر اهميت فرارسيدن لحظه اى مناسب براى قطعنامه جديد سازمان ملل متحدتأكيد كرد ودراين ميان، هيأت ميانجيگرى سازمان ملل متحد مى بايست منتظر بماند. شرودر آشكارا عنوان مى كندكه كشورهاى ديگر نيز يقيناً مى توانند در چنين ابتكار عملى سهيم شوند.
طبق اظهارات زاپاترو، دولت جديد اسپانيا گفت وگو با كشورهاى ديگر در مورد رسيدن به راه حلهاى جديد براى مسأله عراق را رهبرى خواهد كرد.
از ابتكار عمل سه كشور فرانسه، اسپانيا و آلمان هنوز هيچ سخنى به ميان نيامده است.
زاپاترو عنوان مى كند: «ما اينجا با دولت هاى آلمان ، فرانسه و در عين حال، ايالات متحده آمريكا هستيم در حال گفت وگو در مورد چشم اندازهايى كه مجمع امنيت سازمان ملل متحد بتواندپيشنهادهاى جديدى را عنوان كند». البته اسپانيا در اين مورد، ابتكارعملهاى يكسويه درباره قطعنامه جديدسازمان ملل متحد را در نظر ندارد.
ايده اصلى آن است كه اسپانيا، فرانسه و آلمان مى توانند به ايالات متحده در جهت يافتن راه حلى در عراق كمك كنند يا نه. گذشته از اين، دستيابى به فرمولى جديد براى حضورى بين المللى در عراق مطرح است كه از سوى مردم عراق، طولانى تر از حضور اشغالگران محسوب نشود.
زاپاترو عنوان كرده كه دولت مطبوعش با مداخله نظامى در عراق و افزايش شماراشغالگران در سال اخير موافق نبوده است.اما اسپانيا نيز قصد دارد پس از بازگشت نيروهايش بطور جدى در شكل دهى آينده عراق همكارى كند. البته اين موضوع مستلزم آن است كه عراق حاكميت خود را در صورت امكان هرچه سريعتر به دست گيرد. شرودر عنوان كردكه مطمئناً دير يا زود، قطعنامه اى جديد در مجمع امنيت سازمان ملل متحد در اين باره ارائه خواهد شد.
علاوه بر اين، اسپانيا و آلمان در گفت وگوهايشان درباره نياز مبرم اروپا به يك قانون اساسى كامل در راستاى رسيدن به اتحادى سريع اتفاق نظر داشتند. همچنين اسپانيا در نظر دارد اصل اكثريت مضاعف در زمينه تصميم گيرى در اتحاديه اروپا را تأييد كند.
شرودر چنين مى گويد: «من باكمال مسرت به آگاهى مى رسانم كه دولت جديد اسپانيا مشكلى با اصل اكثريت مضاعف ندارد. نخست وزير اسپانيا نيز توضيح مى دهد كه: «ما مطمئنيم ، در چهارچوب رياست ايرلند در اتحاديه اروپا به اتحادى كامل خواهيم رسيد».
به گفته وى، براى دستيابى به اتحادى كامل، نسبت به ۲ ماه گذشته بسيار نزديكتر شده ايم، چرا كه اصلاً قاعده اتحاد براساس «نزديكترين زمان قابل دسترسى» است. زاپاترو ادامه مى دهد كه «موتور اتحاديه اروپا» رادر آلمان و فرانسه مشاهده مى كند و قصد همكارى نزديكتر با دو كشور را دارد. وى گفت: كشورش قصد دارد در آينده، نقشى فعال را در اتحاديه اروپا بازى كند ودرمسير پيشرفت اتحاديه سهيم باشد.
شرودر اسپانيا را پس از تعويض دولت به عنوان يك نيروى مؤثر جديد در اروپا مى بيند.
صدراعظم آلمان عنوان مى كندكه حكومت سوسياليستى تازه به قدرت رسيده اسپانيا از «حركت و پويايى جديد» در راستاى روند اتحاد اروپا حمايت خواهد كرد.
منبع: هفته نامه اشپيگل
مترجم: اسماعيل محجوب
گفت و گوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «سيد اسدالله اطهرى»
مواضع تركيه در پرونده قبرس
قبرس حدود چهار دهه است كه به جزيره اى با دو دولت يا بهتر بگوييم دو كشور تبديل شده است، هرچند كه بخش شمالى به جز تركيه مورد شناسايى هيچ كشور ديگرى قرار نگرفته است. در اين ميان، بايد به نقش آنكارا در پرونده قبرس توجه داشت، چرا كه تركيه يكى از بازيگران اصلى قبرس پس از اشغال بخش شمالى آن در نيمه دهه ۷۰ ميلادى به شمار مى رود. در اينجا توجه خوانندگان گرامى را به گفت و گوى «ايران ديپلماتيك» با دكتر «سيد اسدا• اطهرى» استاد دانشگاه و متخصص مسائل خاورميانه در مورد نقش و مواضع تركيه درخصوص قبرس جلب مى كنيم.
\ آقاى دكتر اطهرى، بعد از استقلال قبرس (۱۹۶۰) چه شرايطى موجب اشغال بخشى از قبرس توسط ارتش تركيه شد؟
> تركيه و يونان همواره به عنوان دو رقيب منطقه اى داراى تخاصمات تاريخى بوده اند و اختلافات اين دو كشور در بحران قبرس هم حاصل اين تعارضات است. در قانون اساسى ۱۹۶۰ قبرس، آمده است كه سه وزير ترك تبار در هيأت دولت حضور يابند و در پارلمان ۵۰ نفرى قبرس نيز ۱۵ كرسى در اختيار تركهاى قبرس قرار گيرد. سه سال بعد از استقرار جمهورى قبرس، يونانى تبارها با تمسك به پاره اى از اقدامات تحريك آميز تركيه، تصميم به الحاق كامل بخش ترك نشين گرفتند و مقامات و نمايندگان ترك تبار پارلمان و دولت مشترك قبرس را از كار بركنار كردند. اين اقدام منجر به دخالت سازمان ملل متحد و همچنين انگليس به عنوان ضامن امنيت قبرس (مطابق معاهده ۱۹۵۹ زوريخ) شد، ولى با تداوم تنش بين دو قوميت قبرس، تركيه با استناد به معاهده زوريخ كه اين كشور را كفيل تركهاى قبرس معرفى كرده، به اسم دفاع از حقوق تركهاى قبرس، به اين جزيره لشگركشى كرد و ۳۶ درصد از خاك قبرس را به اشغال نظامى خود درآورد.
\ تبعات حمله نظامى ارتش تركيه به قبرس چه بود؟
> در دوران جنگ سرد، تركيه از اهميتى استراتژيك براى غرب برخوردار بود. اين كشور از سال ۱۹۴۸ نيز در فرايند همكارى با غرب قرار گرفته بود و نه تنها غرب نسبت به حمله تركيه اعتراض شديدى نشان نداد، بلكه حتى اتحاديه اروپا به نحوى، استناد تركيه به معاهده زوريخ را مورد تأييد قرار داد.
\ بعد از فروپاشى اتحاد شوروى، چرا غرب براى خروج ارتش تركيه از قبرس اقدام جدى انجام نداد؟
> در دوران انتقال تا زمان وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر، غرب و بويژه آمريكا، فاقد استراتژى مشخصى بود و به طور كلى، غرب خواستار حل مسأله قبرس به صورت صلح آميز بود.
\ چرا اتحاديه اروپا فشار خاصى بر تركيه وارد نكرد كه نيروهايش را از قبرس خارج كند؟
> فشار اتحاديه اين بود كه اگر تركيه مى خواهد وارد اتحاديه اروپا شود، بايد قبل از آن، مسأله قبرس را حل كند و در مجموع، موضوع قبرس يكى از موانع مهم پيوستن تركيه به اتحاديه بود.
\ نوع نگاه نظاميان تركيه نسبت به مسأله رفراندوم اتحاد قبرس چگونه بود؟
> مسلماً اردوغان بدون نظرخواهى با ارتش تركيه در اين خصوص موضعگيرى نكرده است، چون سياست خارجى اين كشور در شوراى امنيت ملى ساخته و پرداخته مى شود و بعداً به اجرا درمى آيد.
\ شما حمايت اردوغان از طرح عنان و تشويق ترك تبارهاى قبرس توسط او براى دادن رأى مثبت به اين طرح را در چارچوب نظر نظاميان تركيه ارزيابى مى كنيد؟
> من معتقدم كه دولت و ارتش به يك اجماع نظر رسيده اند و اتخاذ اين تصميم را مربوط به ساخت قدرت مى دانم و نه صرفاً شخص اردوغان و حزب او.
\ تحت چه شرايطى، ارتش تركيه حاضر به خروج از قبرس هست؟
> تا زمانى كه بتواند به اهداف مورد نظرش در مورد حفظ حقوق تركهاى قبرس و مسائل امنيتى دست پيدا كند و به صورت آبرومندانه اى از قبرس خارج شود. ارتش تركيه بايد توجيهى براى اشغال و عقب نشينى داشته باشد كه بتواند افكار عمومى تركيه را قانع كند.
\ دولت اردوغان با اشتياق زيادى از طرح عنان حمايت مى كرد. آيا اين طرح به نفع تركيه و تركهاى قبرس تنظيم شده بود يا اينكه اردوغان تلاش كرد از اين طريق از فشار احزاب داخلى مخالف بكاهد؟
> يكى از اهداف مهم اردوغان اين است كه تركيه عضو اتحاديه اروپا شود و مسأله قبرس همواره يكى از موانع عمده اين عضويت بوده است. تمام طرحها و لايحه هاى اصلاحى دولت اردوغان در همين چارچوب تهيه و تنظيم مى شود. علاوه بر اين، نبايد فراموش كنيم كه هيچ كشورى به جز تركيه، جمهورى خودخوانده قبرس شمالى را (ترك نشين) به رهبرى «رئوف دنكتاش» به رسميت نشناخته است. مردم تركيه نيز به معضلات خود آگاه و واقف هستند و همه تلاشهاى دولت اردوغان در جهت تحقق آرزوى اكثريت مردم تركيه، يعنى عضويت در اتحاديه اروپاست و ارتش تركيه هم بى توجه به منافع ملى تركيه نيست.
\ عكس العمل دنكتاش نسبت به رأى مثبت ۶۵ درصدى تركهاى قبرسى به طرح عنان چگونه بود؟
> دنكتاش احساس مى كند كه مردم به او خيانت كرده اند و در اين سالها آلت دست تركيه بوده است. به نظر من، او شرايط جديد بين المللى و مشكلات تركيه را درك نكرده و اينكه بالاخره بحران قبرس بايد حل و فصل شود. اگر دموكراسى هست، دنكتاش بايد به نظر مردم احترام بگذارد. درحالى كه او حتى سعى كرد كه ارتش و ناسيوناليستهاى تركيه را به نفع خود تحريك كند.
\ كاهش آراى حزب طرفدار دنكتاش به ۳۲ و افزايش آراى حزب تحت رهبرى «محمدعلى طلعت» (موافق اتحاد قبرس) در انتخابات دسامبر ۲۰۰۳ (دى ۱۳۸۲) آيا نشان دهنده آن هست كه مردم دنكتاش را كنار خواهند زد؟
> انتخابات ياد شده، افزايش پايگاه اجتماعى نيروهايى را نشان مى دهد كه خواستار وحدت قبرس هستند و شرايط جديد دنيا را نيز درك مى كنند و دنكتاش در موضع ضعف قرار گرفته است.
\ به چه دليل تركهاى قبرس برخلاف گذشته به سمت اتحاد با يونانى تبارها گرايش پيدا كرده اند؟
> مردم قبرس شمالى از موقعيت خود خسته شده اند. حتى يك بحران هويت در بين آنها ظاهر شده است، چون آنها خودشان را ترك با مليت قبرسى مى دانند، ولى به علت تحريمهاى بين المللى مجبورند كه با پاسپورت تركيه به كشورهاى ديگر سفر كنند. از طرف ديگر، با عضويت قبرس متحد در اتحاديه اروپا، ساز و كارهاى اتحاديه مانع تضييع حقوق اقليت ترك جزيره مى شود.
\ آيا اتحاديه براى خروج ارتش تركيه از قبرس شمالى، عليه تركيه به اقدام راديكالى دست مى زند؟
> خير، چون تركهاى قبرس به طرح عنان رأى مثبت داده اند و نقش دولت تركيه در تشويق آنها براى توافق با اتحاد قبرس غير قابل انكار است. به نظر مى آيد كه تلاش براى حل و فصل مسالمت آميز قبرس ادامه يابد.
\ آيا ارتش تركيه حاضر است كه از قبرس خارج شود؟
> به نظر من، ارتش تركيه به چنين اقدامى دست نمى زند. گزارشى از سوى اتحاديه اروپا ارائه شده كه كماليسم را از آن جهت كه اولويت را به دولت مى دهد، مانع توسعه و تحقق دموكراسى و جامعه مدنى در تركيه مى داند. اين گزارش، كشاكشى بين تركيه و اتحاديه به وجود آورده و اگر ارتش تركيه از قبرس خارج شود، اعتبار خود را خدشه دار كرده است.
\ در فدراسيون مورد نظر عنان، بخش ترك نشين قبرس، داراى خودمختارى زيادى است. آيا اين امتياز براى جلب رضايت تركيه و خصوصاً ارتش آن هست؟
> بله، حتى عنان مى گفت كه تركيه بايد بر موضوع قبرس، نظارت جدى داشته باشد. عنان مى خواست زمينه را براى خروج آبرومندانه ارتش تركيه از قبرس ايجاد كند.
\ آيا قبرس متحد، نيازى به ضمانت امنيتى انگليس و حضور نيروهاى آن در جزيره خواهد داشت؟
> در صورت اتحاد قبرس، آن توافقها بايستى مجدداً تعريف شود وگرنه انگليس به عنوان دولت اشغالگر تلقى خواهد شد. به نظر من، اين موضوع بستگى به نوع تعامل انگليس با دولت جديد قبرس خواهد داشت و مباحثى كه درباره استقلال جزيره توسط قبرسى ها مطرح خواهد شد.
\ براى تركيه چطور؟ آيا قبرس همچنان براى تركيه مهم هست؟
> براى تركيه هم همينطور است و به هرحال، قبرس يكى از مناطق نفوذ تركيه هست و برخى آمارها نيز نشان مى دهد كه ۷۸ درصد از ورودى هاى تجارى تركيه از طريق آبهاى قبرس صورت مى گيرد. ارتش تركيه تا تضمينهاى لازم را نگيرد، از اين حوزه نفوذ، عقب نشينى نخواهد كرد.
سلول هاى خفته بيدار مى شوند
168324.jpg
• بقيه از صفحه ضميمه ۱

> انتظار اشتباه
در حال حاضر، يافتن آثارى از اشخاص يا گروههاى مرتبط با القاعده براى سرويس هاى خط تروريستى و اطلاعاتى بسيار دشوار شده است و اين سرويس ها ناگزير از تاكتيك هايى جديد و مؤثرتر در اين راستا هستند. پيش از اين، رديابى سلول هاى خفته با توجه به تفاوت فردى و ظاهرى عوامل اين سلول ها آسانتر بود. چنين آثارى مى توانستند به عنوان عوامل شك برانگيز عمل كنند و به نقطه آغازين يك تحقيق و احتمالاً در نهايت، انجام يك عمليات خنثى سازى تبديل شوند. اما اكنون سلول هاى خفته به تجربه آموخته اند كه انجام يك عمليات موفق نيازمند فرق عادت ها .....منبعث از باورهاى دينى در نوع رفتار اجتماعى، لباس پوشيدن و آرايش چهره است. به نشانه ها حكايت از اين دارند كه عوامل حرفه اى القاعده اكنون با شرايط جديدى از جمله ظاهر فيزيكى آراسته و خوش تركيب و همچنين مهارت در دانش ها و هنرهاى روز دنيا دست  چين مى شوند.
دستگيرى يكى از عوامل اين شكبه در ژاپن را شايد بتوان به عنوان شاهدى بر اين مدعا ذكر كرد. اين فرد يك فرانسوى الجزايرى الاصل بود كه ظاهر اروپايى و همسر آلمانى اش توانست به عنوان امتيازى در برابر تحريك ظن مأموران امنيتى عمل كند. اين دستگيرى از طرفى ديگر حكايت از آن دارد كه سرويس هاى اطلاعاتى نه از طريق كشف خصيصه هاى رويه جديد كه همچنان با توسل به شيوه هاى آزموده گذشته مى توانند به يافتن آثارى از سلول هاى خفته شبكه القاعده نايل آيند.
(انتظار اشتباه) يكى از اين روش هاى آزموده است. گروههاى شبه نظامى القاعده هرگز نمى توانند كاملاً مستقل عمل كنند و از برقرارى ارتباط بى نياز باشند. اين گروهها بايد براى دريافت دستور و پشتيبانى هاى مالى با مديران ميانه تماس حاصل كنند.
هر يك از اين تماس ها، مى توانند اشتباهاتى را به همراه داشته باشند كه تشكيلات ضدتروريستى را براى توفيق در يك عمليات ردگيرى و انهدام يارى دهند. از طرفى اين تماس ها، بيشتر اوقات با ابزارهايى صورت مى گيرند كه مى توان از آنها به عنوان بهانه اى براى دستگيرى و يا بازجويى از عوامل سلول هاى خفته و در نهايت، محاكمه آنان بهره برد. مديران ميانه معمولاً پشتيبانى هاى مالى را از طريق كارت هاى اعتبارى يا حقه هاى مالى بدست اعضا و عوامل مى رسانند. عوامل نيز اغلب از اسنادى با هويت جعلى استفاده مى كنند. عناصر چنين جرايمى در دادگاه بسيار راحت تر قابل اثبات هستند تا اتهامات تروريستى.
از سوى ديگر، كارشناسان ضدتروريستى دريافته اند كه اعضاى سلولهاى خفته القاعده موظف به انجام مأموريتهاى متعدد درون تيمى هستند كه مى تواند شانس يك دستگيرى را درنهايت، منجر به خنثى سازى يك حمله طرح ريزى شده و در شرف انجام شود، افزايش دهند. بررسى حملات پيشين القاعده نشان مى دهد كه معمولاً در اين سلولها به دليل كمبود نيرو از همان اعضايى كه وظيفه «شناسايى اوليه» هدف را برعهده دارند، در تيم هاى حمله نيز استفاده مى شود. بديهى است كه چنين سيستمى، اين نوع گروهها را به نسبت تيم هايى كه براى هريك از مراحل عمليات خود افرادى متفاوت را به كار مى گيرند، در معرض دستگيرى و شكست عمليات قرارمى دهد.
روش ديگر در تئورى انتظار اشتباه توجه به علايم مشابه مربوط به مرحله شناسايى اوليه پيش از هر عمليات است. بررسى فعاليتهاى شبكه القاعده نشان مى دهند كه اين شبكه غالباً طى يك دوره دو يا سه ساله اجراى طرحهاى بزرگ خود را در دستور كار قرارمى دهد. هريك از اين طرحها نيازمند يك كار كارشناسى دقيق مبتنى بر اطلاعات جزيى از هدف و نحوه نزديك شدن به آن است. اين مرحله معمولاً داراى الگوهايى روتين و قابل پيش بينى اى هستند كه پيشتر براى سرويس هاى اطلاعاتى و ضدتروريستى چندان جذاب نمى نمودند. در حالى كه اكنون مى توان با برجسته كردن اين الگوها از ميان ساير اطلاعات به دست آمده، مرحله شناسايى اوليه يك عمليات تروريستى را به خوبى زيرنظر گرفت و عوامل سلولهاى خفته فعال را از طريق آن شناسايى كرد.
با همه اين تفاصيل، در حال حاضر، بسيارى از آژانس هاى امنيتى فعال در زمينه كشف عمليات تروريستى از مهارت كافى و لازم براى به كارگيرى صحيح و نتيجه بخش از اين تئورى محروم هستند. صرفنظر از اين نقيصه رايج در ميان اين آژانس ها، به نظر مى رسد كه كنترل القاعده جديد با نيرو و توان چند برابر از پيش ديگر امكان پذير نيست.
حمله جديدى در راه است
اف.بى.آى و رؤساى وزارتخانه دادگسترى آمريكا بالاخره مجبور شدند در روز ۲۵ مه (۶ خرداد) به زبان آمده و از احتمال وقوع يك حمله به درون خاك آمريكا در تابستان پرده بردارند. «رابرت مولر» و«جان اشكرافت» در يك كنفرانس خبرى به صراحت از آمريكايى ها خواستند تا مراقب عاملان القاعده و حاميان آنها در كشور باشند. برخى از مقامات اف.بى.آى اعلام كردند كه ماهيت حمله جديد به گونه اى است كه پيامدهاى اقتصادى و سياسى بسيار مخرب و عميقى به همراه خواهد داشت. اين مقامات اصرار دارند كه سطح تهديد ملى تا ۲۱ ژانويه (اول دى ماه)، يعنى يك روز پس از مراسم تحليف رياست جمهورى، يك درجه ارتقا يابد.
تشكيلات امنيتى آمريكا پيش از وضعيت تهديد كنونى، هشدارهايى را در مورد احتمال بروز حملاتى از نوع جديد توسط نيروهاى القاعده يا سلولهاى خفته داده بودند. اف.بى.آى در بولتنى كه آوريل گذشته (اسفند‎/ فروردين) منتشر كرد، در مورد حمله انتحارى به كمك وسايل نقليه اى نظير كاميون و يا كاميونت اخطار داد. بولتن ديگرى نيز كه دو هفته پيش توسط اين سازمان انتشار يافت، به مقامات امنيتى هشدار مى داد كه احتمال بروز حملات انتحارى بسيار جدى است. از اين مقامات خواسته شده بود تا به افرادى كه در هواى گرم ژاكت بلند پوشيده اند يا كسانى كه از لباسشان بوى موادشيميايى استشمام مى شود، ظنين شوند. افراد پليس و مأموران امنيتى همچنين بايد از احتمال وجود بمب گذاران انتحارى بالقوه اى كه احتمالاً ملبس به يونيفورم بوده و يا خود را به شكل زنان حامله درآورده اند، آگاه باشند.
با اين حال، به نظر مى رسد كه هشدار جديد به دليل سازگارى آن با موقعيت زمانى و مكانى مناسب كنونى بسيار جدى تر از هر اخطار ديگرى درگذشته است. آمريكايى ها اكنون مجبور هستند بخش عمده توان و بودجه خود را صرف سامان دادن به اوضاع عراق و افغانستان كنند. اين در حالى است كه سير صعودى در روزافزون قيمت نفت و اوضاع نابسامان اقتصادى و آمريكا عملاً تا حد زيادى امكان مانور بيشتر در مورد معضلات عمليات فرامرزى را از واشنگتن سلب كرده است. جامعه آمريكا در گذشته بارها نشان داده است كه بيش از هر كشور ديگرى در دنيا، اوضاع داخلى را به نسبت دغدغه هاى سياست خارجى دولت، با حساسيت بيشترى پيگيرى مى كند. بديهى است كه در چنين موقعيتى، امكان اثبات بى كفايتى دولت بوش در به ثمر رساندن جنگ عليه تروريسم، از طريق يك حمله جديد به درون خاك آمريكا، بسيار مؤثرتر خواهد بود. از طرفى به نظر مى رسد فراهم آمدن موقعيت عملياتى چون بمب گذارى در قطار مسافربرى مادريد كه نتايجى نظير بروز تحولات شگرف و بى سابقه در فضاى سياسى اسپانيا را به همراه آورد، قانع كننده ترين دليل براى القاعده به منظور انجام عملياتى مشابه در آستانه انتخابات رياست جمهورى آمريكا و به وجود آوردن موقعيتى نظير آنچه كه در نهايت موجب روى كار آمدن سياستمداران مخالف حزب حاكم سابق در اسپانيا شد، باشد.
طى ۴ هفته گذشته، كاخ سفيد و اعضاى كميته هاى اطلاعاتى مجلس سناى آمريكا توضيحات اف. بى. آى و سازمان اطلاعات مركزى اين كشور (CIA) را در مورد احتمال انجام يك عمليات جديد و مهم توسط القاعده در آستانه انتخابات رياست جمهورى سال جارى ميلادى آمريكا كه بخش ضد تروريستى سيا از آن با عنوان «تهديد انتخابات» نام برده است، دريافت كردند. اگرچه چنين تهديدى نيز پيشتر مطرح شده بود، اما كنجكاوى و پافشارى كاخ سفيد و سناتورهاى آمريكايى براى مطلع شدن از اطلاعات تكميلى در اين زمينه و ارزيابى دقيق از ميزان حضور نيروهاى القاعده، مهم و متفاوت بودن اين اخطار را نسبت به هشدارهاى پيشين تأييد مى كند. از طرفى، نزديك شدن زمان برگزارى انتخابات آمريكا نيز اين مقامات را قانع كرده است كه بايد «تهديد انتخابات» را جدى گرفت.
حمله دوم، كجا و چگونه؟
در شرايط كنونى، آژانسهاى اطلاعاتى و ضد تروريستى آمريكا در مورد انتخابات اهدافى توسط القاعده كه حمله به آنان نتايجى مختلف و در عين حال، گسترده به بار آورد، اجماع نظر دارند. اگر در حمله اول القاعده به خاك آمريكا، تخريب و خدشه دار ساختن وجهه شكست ناپذير اين كشور در جهان به عنوان اصلى ترين هدف آن معرفى مى شد، به نظر مى رسد كه حمله جديد به گونه اى طراحى شود كه بتواند بيشترين تأثير را در عرصه سياست و اقتصاد آمريكا در پى داشته باشد.
جمهوريخواهان آمريكا تلاش دارند تا از انتشار اطلاعات و جزئيات بيشتر در مورد پيش بينى ها از نحوه حمله جديد به خاك آمريكا و اهداف احتمالى آن به دليل تأثير منفى آن بر نتيجه دلخواهشان در انتخابات آتى جلوگيرى كنند. اما به هرحال، اطلاعات درز يافته و موثق حاكى هستند كه شبكه القاعده اين مرتبه درصدد است تا عمليات جديد به گونه اى طراحى شود كه ضمن برجاى گذاشتن تلفات زياد و وارد آوردن خسارات سنگين بر سيستم حمل و نقل و زيرساختهاى نفتى، به كاهش وجهه دولت آمريكا و سياستمداران اين كشور نيز منجر شود. در حال حاضر، براساس پيش بينى ها شهر «هوستون» در ايالت «تگزاس» در صدر فهرست اهداف حملات آتى القاعده قرار دارد. نه تنها بسيارى از زيرساختهاى نفتى آمريكا در هوستون واقع شده اند، بلكه اين شهر، ۵ ميليون نفر را در خود جاى مى دهد و زادگاه رئيس جمهور كنونى آمريكا نيز هست. حمله به هوستون پيامى مستقيم به كاخ سفيد خواهد بود مبنى بر اينكه القاعده بالاخره انتقام خود را از جورج بوش گرفته است.
نحوه و چگونگى بروز چنين حمله اى هنوز روشن نيست، اما به نظر مى رسد كه شبكه القاعده در حمله جديد به خاك آمريكا به جاى استفاده از «روشهاى غير مترقبه» نظير شيوه اى كه در حملات ۱۱ سپتامبر به كار برده شد، ترجيح مى دهد «تاكتيكهاى آزموده» پيشين را به كار گيرد. ريسك لو رفتن يك تاكتيك آزموده بسيار پايين تر از روشهاى غير مترقبه است. تاكتيك آزموده نياز به آماده سازى وسيع را منتفى مى كند و قادر است ابتكار عمل را از نيروهاى آماده كه بروز يك عمليات از طريق روشهاى غير مترقبه را انتظار دارند، بگيرد و آنان را غافلگير كند. محتمل ترين روش در عمليات جديد، تبديل كردن يك خودرو به بمبى متحرك و زدن آن به هدف است.
براساس اطلاعات درز يافته از تشكلات امنيتى و ضد تروريستى آمريكا، اين روش توسط يك سلول خفته در نيويورك پيش از اولين حمله به مركز تجارت جهانى در سال ۱۹۹۳ مورد بررسى قرار گرفته بود.
چنين سناريويى، در واقع مزاياى ديگرى از جمله امكان عمل در يك زمان كوتاه و استفاده از ضعف نيروهاى امنيتى را نيز دارا است. سلول يا سلولهاى خفته مأمور از خواب بيدار و مانند يك واحد نظامى وارد عمل مى كنند و به راحتى مى توانند بر واكنش سريع نيروهاى امنيتى و پليس فائق آيند. يافتن نقاط ضعف حريف و برخوردارى از يك زمان كوتاه تنها فاكتورهاى كليدى اى هستند كه هر واحد نظامى براى موفقيت به آنها نياز دارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |