سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۶
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
آن سوى خبر
پيرمحمدملازهى
آن سوى خبر
زنان سياستمدار
على رغم عدم پذيرش مقام نخست وزيرى از طرف «سونيا گاندى»، پيروزى غيرمترقبه حزب كنگره و مبارزه انتخاباتى او براى اين پيروزى، نظر تحسين آميز بسيارى از مفسران سياسى را برانگيخته است. اين زن ۵۸ ساله، سال هاى متمادى از ورود به صحنه سياست امتناع كرده بود.
با مبارزه انتخاباتى فعال او كه با حمايت فرزندانش همراه بود، خانواده «نهرو ـ گاندى» دوباره به صحنه سياست كشور هندوستان پا گذاشت.
خانواده اى كه كشور هند را بعد از اعلام استقلالش در سال ،۱۹۴۷ يعنى ۵۷ سال پيش، هدايت كرده بود. پيروزى بر حزب ملى گراى افراطى هندو، پيروزى درخشانى براى حزب كنگره و اين خانواده بود.
او بعد از رد مقام نخست وزيرى اظهار داشت: «هدف من، هيچگاه تصدى پست نخست وزيرى نبوده است. براى من، هميشه روشن بوده كه اگر زمانى در موقعيتى چون موقعيت امروز قرار گيرم، به نداى درون خود گوش خواهم داد. اين ندا امروز به من مى گويد بايد با تواضع تمام اين پست را رد كنم.»
سونيا گاندى در سال ۱۹۴۶ در نزديكى شهر «تورين» واقع در شمال ايتاليا در يك خانواده متوسط پايين و كاتوليك متولد شد. او به عنوان دانشجو در كالج زبان انگليسى با «راجيو گاندى» پسر نخست وزير آن زمان هندوستان خانم «اينديرا گاندى» آشنا شد. سونيا گاندى علاوه بر زبان مادرى به زبان هاى انگليسى، فرانسه، اسپانيايى و روسى مسلط است. در سال ،۱۹۶۸ دوستى او با راجيو گاندى به ازدواج آن دو منتهى شد.
سونيا گاندى به عنوان همسر يك خلبان در خطوط هوايى هندوستان، در گالرى ملى شهر «دهلى نو» به تعمير و مرمت تابلوهاى نقاشى قديمى و آثار هنرى پرداخت.
بعد از مرگ ناگهانى پسر بزرگ خانم گاندى، «مانجاى گاندى» كه به عنوان جانشين او انتخاب شده بود، پسر دوم او راجيو در سياست فعال شد. سونيا گاندى كه در ابتدا با فعاليت سياسى همسرش مخالف بود، از او حمايت كرد و او را در تبليغات انتخاباتى همراهى مى كرد. در باره وى در آن زمان گفته مى شد كه به دليل شخصيت برتر و محكم در خانه، در بسيارى از تصميم گيرى هاى راجيو گاندى شركت داشته و آنها را تحت تأثير قرار داده بود.
سونيا گاندى تصميم داشت از سياست كنار بماند؛ سياستى كه در سال ۱۹۸۴ خانم اينديرا گاندى مادر همسر و در سال ۱۹۹۱ همسرش راجيو گاندى را به كام مرگ كشيده بود.
ركود سياسى حزب كنگره در سال ۱۹۹۶ و شكست هاى پى درپى انتخاباتى باعث شد از حزب قديمى كنگره به رهبرى «جواهر لعل نهرو» كه سمبل بزرگى و درخشش سياسى بود، جزو كوچك و به هم ريخته اى باقى بماند.
از همه جا نمايندگان حزب به او مراجعه مى كردند و مى خواستند كه سونيا گاندى با شركتش در سياست، از برنامه اين حزب كه با نام خانواده گاندى عجين است، حمايت و در مبارزات انتخاباتى شركت كند و او هم اين مسؤوليت را پذيرفت.
با حضور مجدد نماينده اى از خانواده گاندى در فعاليت سياسى، حزب كنگره توانست آراى زيادى را كه از دست داده بود، دوباره به دست آورد.
سونيا گاندى توانست بخصوص از طرف زنان شركت كننده در انتخابات در مناطق محروم و روستايى مورد حمايت وسيع قرار گيرد و كرسى هاى جديدى را براى حزب كنگره در مجلس اين كشور ايجاد كند. پيروزى او در انتخابات مجلس راجستان در شمال هندوستان و در دهلى نو، اميدوارى را به آينده افزايش داد.
او زبان هندى را كاملاً ياد گرفته است و از نظر ظاهر نيز مانند زنان هندى لباس مى پوشد. محافظه كاران و افراطيان حزب مخالف هندو او را با نام «سونيا مانيو» نام قبل از ازدواجش مى خواندند و وى را به تمسخر مى گرفتند. اصليت ايتاليايى او با وجود پيروزى در انتخابات محلى برايش مشكل ايجاد مى كرد.
در انتخابات اين دوره سونيا گاندى دختر و پسرش «راهول» و «پريانكا» را با خود به روى صحنه هاى انتخاباتى برد و شيفتگى كه هنوز مردم هند به خانواده نهرو گاندى دارند، اميدوارى به پيروزى در انتخابات را بالا برد.
براى دختر او، پريانكا كه ازدواج كرده و خود مادر است، هم اميدوارى براى فعاليت در حزب كنگره وجود داشت. او در رشته علوم سياسى در دانشگاه دهلى نو و برادر جوانترش راهول در آمريكا تحصيل كرده اند.
پريانكا در مبارزه انتخاباتى، برنامه جامعه هندوستان بدون كاست را وعده مى داد. مسأله اى كه براى محافظه كاران هندو غيرقابل قبول و تابو است. سونيا و پريانكا سنتى سياسى را دنبال مى كنند كه در آن دختران و زنان به دنبال راه پدران و همسرانشان مى روند. از اين نمونه ها مى توان از «بى نظير بوتو» در پاكستان، «اينديرا گاندى» در هند، «حسينا واجه» در بنگلادش و «چانديرا كوماراتونگا» در سرى لانكا نامبرد.
منبع: راديو آلمان
هند، سرزمين عجايب
پيرمحمدملازهى
168345.jpg
نتايج انتخابات مجلس ملى چهارم هند (لوك سابا) از جهات متفاوتى غافلگير كننده توصيف شده است. اين غافلگيرى تنها براى طرف شكست خورده و يا طرف پيروز، يعنى حزب «بهاراتياجاناتا» و «حزب كنگره» نبوده است، بلكه صاحب نظران و محافل سياسى و مؤسسات نظر سنجى هند را با نوعى سر در گمى روبرو كرده است. غافلگير ى شكست حزب «بى.جى.پى» هنوز ادامه داشت كه خانم «سونيا گاندى» بيوه «راجيوگاندى» نخست وزير ترور شده اسبق، هند را با غافلگيرى جديدى روبرو كرد. خانم گاندى به رغم آنكه تمامى شرايط براى كسب مقام نخست وزيرى بزرگترين دموكراسى جهان و دومين كشور پرجمعيت بعد از چين با جمعيتى بالغ بر يك ميليارد نفر توسط او مهيا شده بود، به يكباره اعلام كرد كه حاضر به پذيرش نخست وزيرى نيست.
اين موضوع كه چرا حزب بهارا تياجانا تا شكست خورد و چه عواملى باعث شدند كه حزب كنگره بعد از هشت سال دورى از قدرت مجدداً به قدرت بازگردد، گرچه در روز هاى اول اعلام نتايج انتخابات توجه زيادى را جلب كرد، ولى واقعيت آن است كه خانم سونيا گاندى با انصراف از تصرف قدرت پيروزى حزب كنگره را ابعاد جديدى داد كه تا قبل از آن اساساً قابل تصور نبود. صاحب نظران و كارشناسانى كه پيرامون علل شكست ائتلاف دموكراتيك ملى» به رهبرى حزب بهاراتياجاناتا به كنكاش پرداخته بودند، متوجه موضوع حساس ترى شدند. خانم سونيا گاندى قدرت را داوطلبانه رها كرده و زمينه را براى نخست وزيرى «مان موهان سينگ» معمار اصلاحات اقتصادى هند فراهم كرد.
سؤال جدى اكنون درهند اين است كه چرا خانم سونيا گاندى در آستانه كسب قدرت كه همه چيز آماده براى پذيرش آن بود تا يك زن ايتاليايى تبار و كاتوليك نخست وزير كشورى شود كه به اندازه كافى بزرگ است و مسائل بزرگى نيز دارد، قدرت را رها كرد؟ آيا واقعاً همانطور كه برخى از كارشناسان و تحليل گران سياسى گفتند، خاندان گاندى ـ نهرو آمادگى از دست دادن سومين نسل نخست وزيرى را نداشت؟ اين سخن منصوب به «پريكايا» دختر راجيو گاندى كه گفته بود ما در بزرگ نخست وزير و پدر نخست وزيرش در عمليات تروريستى از دست داده است و نمى خواهد كه مادرش را در اين مقام از دست بدهد، تا چه اندازه در تصميم خانم سونيا گاندى براى رها كردن قدرت مؤثر بوده است؟ سؤالات از اين دست مى توانند متعدد تر و متنوع تر باشند. اما اين مهم نيست مهم آن است كه خانم سونيا گاندى انتخابى درست، موقت و سرنوشت ساز در راستاى منافع ملى هند كرد. موضوع اتخاذ شده گاندى در همان حال كه مخالفان ملى گراى «هندو» بخصوص شوراى جهانى هندو «آر.اى.اس» را خلع سلاح كرد، محبوبيت او را به نحو محسوسى در جامعه هند افزايش داده است. اين واقعيت را حتى كسانى كه تصور مى شد روزى براى حذف او از قدرت به خشونت روى بياورند، اعتراف كرده اند و زبان به ستايش آن پرداخته اند.
خانم سونيا گاندى با اين تصميم سرنوشت سازش، هند را در مسير جديدى از توسعه، كاهش تنش هاى قومى، مذهبى و تقويت وحدت ملى قرار داد. به نظر مى رسد كه سونيا گاندى در عمل ثابت كرده باشد كه مردم هند حق داشته اند به تبليغات حزب بهاراتياجاناتا كه تمركز خود را بر تبار ايتاليايى و مذهب مسيحى او قرار داده بود، توجه نكنند. هند اكنون سونيا گاندى را به عنوان يك هندى مسؤول و متعهد به منافع ملى كشورش پذيرفته است. در تاريخ، كمتر اتفاق افتاده است كه يك خارجى بتواند در افكار عمومى يك كشور كه وطن دوم اوست، تا اين حد جاى خود را باز كند. هند در انتخابات مجلس ملى اش با شخصيت هاى برجسته اى روبرو بود. اگر دو شخصيت رقيب يعنى «آتل بيهارى واجپايى» نخست وزير ائتلاف دموكراتيك ملى و خانم سونيا گاندى رهبر ائتلاف چپ را نماد قدرت رهبرى در نظر بگيريم، مى توان گفت هر دو پيروز بيرون آمده اند. واجپايى با بيان اين جمله كوتاه بعد از اعلام نتايج انتخابات كه گفت: «ما شكست خورديم، ولى هند پيروز شد» ، نام نيكى در تاريخ به ثبت رساند و خانم سونيا گاندى با انصراف داوطلبانه از مقامى كه سنت دموكراتيك هند، آن را حق طبيعى اش مى دانست و مردم هند نيز خواهان آن بودند، خود را وارد تاريخ هند كرد. احتمالاً آيندگان، هر دو رقيب را قهرمان خطاب خواهند كرد.
اما مسأله هند، قهرمانى اين يا آن رقيب حزبى نيست . هند مى خواهد راه توسعه و پيشرفت سياسى ـ اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خود را هموار كند. اين يك هدف ملى است و همه احزاب شكست خورده و پيروز در باره آن وحدت نظر دارند. گمان مى رود كه هندى ها زود تر از ساير ملت ها در جهان در حال توسعه، واقعيت هاى اجتناب ناپذير روند جهانى شدن را دريافته باشند. هماهنگى با اين روند، مهم ترين مسؤوليت حزبى در هند است. هند مى خواهد خود را براى شرايط متحول جهانى آماده كند. هند مى خواهد از مزاياى جهانى شدن بهره مند شود و زيانهاى آن را به حداقل كاهش دهد. اين هدف، دقيقاً بررسى شده و مشخص است و به نظر مى رسد كه حزب بهاراتياجاناتا و آقاى واجپايى به همان نسبت حزب كنگره و خانم سونيا گاندى به آن متعهد باشند. نوع حركت و موضع گيرى هاى سياسى آنها چنين موضوعى را ثابت مى كند. فرد در اين راستا مهم نيست، مهم روند و مسير حركت است. مسيرى كه در آن، هند جايگاه احترام آميز خود را در جهان و منطقه به دست بياورد. هدف يكسان، شناخته شده و ارزيابى شده است. تنها تفاوتى، اگر هست، در روش هاى تحقق اين هدف است.
با توجه به اين گونه واقعيت ها مى توان گفت كه انتخابات دور چهاردهم «لوك سابا» نقطه عطفى مهم در تاريخ معاصر هند است، نقطه عطف از اين جهت كه تكليف چرخش قدرت حزبى را قطعى كرده است. دموكراسى پارلمانى خاص هند پاسخ داده است. دموكراسى در هند نهادينه شده و آينده آن، اگر اتفاق غير مترقبه و خارجى نيفتد، كاملاً روشن شده است. تصرف قدرت خارج از قاعده بازى در هند دشوار خواهد بود و اين را شايد بزرگترين دست آورد هند بعد از استقلال اين كشور در سال ۱۹۴۷ ارزيابى كرد. گمان مى رود كه كشورهاى در حال توسعه از اين به بعد اگر واقعاً به دنبال حل سياسى و بدون خشونت بحث قدرت باشند، هند الگوى مناسب ترى از هر كشور ديگر در اختيار گذاشته است. قابل پيش بينى است كه راه توسعه هند در تماس ابعاد هموار شده باشد و هر حزبى كه در آينده در رأس قدرت قرار گيرد، همين راه را ادامه بدهد. بنابراين سؤال مهمتر، اكنون آن است كه هند دوره قدرت «مان موهان سينگ» باهند دوره حكومت «آتل بيهارى و اجپايى» چه تفاوت هايى خواهند داشت و در چه زمينه هايى همان راه قبلى را ادامه خواهد داد. در اين خصوص، جهت گيريهاى هند را در سه سطح مى توان مورد ارزيابى قرار داد.
اول: سياست داخلى
دوم: سياست منطقه اى
سوم: سياست بين المللى.
۱ـ سياست داخلى
بدون شك، مهمترين و بحث انگيزترين موضوع در داخل هند، بحث اصلاحات اقتصادى است كه حزب بى. جى. پى را در ارزيابى هاى آن دچار توهم كرده بود. هند در هشت سال قدرت ائتلاف دموكراتيك ملى پيشرفتهاى اقتصادى قابل توجهى داشت. توسعه رايانه اى هند واقعاً جاى شگفتى دارد. رشد اقتصادى هند به رغم جمعيت فراوان و بازدارنده توسعه، قابل قبول بوده است. هند نه تنها مسأله اصلى و استراتژيك حساس داخلى، يعنى مسأله غذا را حل كرده، بلكه به صورت يك كشور صادر كننده گندم، برنج و برخى از اقلام استراتژيك غذايى تبديل شده است. هند در اين مدت اصلاحات اقتصادى را به خوبى پيش برده و در زمينه صنعت، نيروى انسانى متخصص به جذب سرمايه و تكنولوژى پيشرفته در سطح مطلوبى قرار داشته است. درست با توجه به همين دستاوردهاى هند بود كه رهبران حزب بى. جى. پى درصدد بهره بردارى از آن براى تثبيت قدرت خود براى يك دوره ديگر برآمدند و انتخابات زودهنگام را هشت ماه قبل از اتمام دوره حكومتشان برگزار كردند. نادرستى ارزيابى و علل شكست حزب بهاراتيا جاناتا هم دقيقاً در همين واقعيت نهفته است.
ائتلاف دموكراتيك توسعه اقتصادى هند را به پيش برد، اما در توزيع مزاياى آن در جامعه ناموفق عمل كرد. واقعيت آن است كه توسعه اقتصادى و اصلاحات به عمل آمده اعتبار منطقه بين المللى هند را بالا برد، ولى محبوبيت حزب حاكم را در داخل كاهش داد، به طورى كه همين امر به پاشنه آشيل واجپايى درآمد. جهت گيرى اصلاحات اقتصادى، رشد و توسعه اقتصاد به طرف طبقات متوسط به بالا و نيروهاى تخصصى و تكنوكرات هند بود، چنين جهت گيرى پايه علمى داشت و نمى توان آن را رد كرد. توسعه صنعتى بدون درك منافع نيروهايى كه مى توانند آن را تحريك كنند و يا از حركت بازدارند، عملى نيست. صنعت نيازمند تراكم سرمايه و فن آورى است، اين هر دو در اختيار همان طبقات اجتماعى بودند كه رشد صنعتى هند را تسهيل كردند و طبقات فقير روستايى در عمل نقشى در آن نداشتند. اين جهت گيرى از نقطه نظر تئوريك اشتباه نيست. روند توسعه تقريباً همه كشورهاى صنعتى از چنين گذرگاههايى عبور كرده است. بنابراين تغيير مسير اين روند در دوره حكومت حزب كنگره هم دشوار خواهد بود. هرچند كه به دليل ماهيت گرايشهاى نيمه سوسياليستى حزب كنگره هند و احزاب چپ و كمونيست متحد آن ايجاب مى كند كه در توزيع مزاياى توسعه اقتصادى طبقات فقير، كشاورزان و كارگران را نيز شريك كنند، اما به نظر مى رسد كه اين شريك سازى بدون قيد و شرط و به تمامى، آنگونه نخواهد بود كه اصل توسعه و اصلاحات را با مشكل روبرو كند.
ظن غالب در اين خصوص، آن است كه دولت حزب كنگره اصل اصلاحات را ادامه دهد، ولى در توزيع مزاياى آن متفاوت تر از حزب بهاراتيا جاناتا عمل كند. رهبر حزب كمونيست ـ ماركسيست هند در اولين واكنش خود بعد از پيروزى حزب كنگره جمله اى گويا در همين ارتباط بر زبان رانده است. وى گفته است ما با اصلاحات موافق هستيم، ولى كشاورزان فقير هند را از ياد نخواهيم برد. ائتلاف چپ حاكم اصلاحات را ادامه مى دهد و احتمالاً اصلاحات اگر در جهت گيرى قابل تصور باشد، بر اين برداشت خواهد بود كه توسعه هند نبايد به قطب بندى اقتصادى جامعه منتهى شود. بلكه توزيع ثروت عادلانه تر شود. مردم هند نيز به اين برداشت كه توسعه در مراحل اوليه به ناچار باعث تمركز ثروت در دست گروههايى مى شود كه عامل تحريك آن هستند، رأى منفى دادند و اين تجربه را احتمالاً حزب كنگره تكرار نخواهد كرد.
با اين حال، اين واقعيت را بايد در نظر گرفت كه معمار اصلاحات اقتصادى هند سينگ اكنون خود نخست وزير هند است. حزب بهاراتيا جاناتا، در واقع وارث اصلاحاتى بود كه سينگ در دهه ۹۰ در مقام وزير دارايى هند طراحى كرد. منتها اگر بين ادامه اصلاحات و توسعه هند با عدالت اجتماعى مورد نظر ائتلاف چپ حاكم تناقضى پيش آيد، به نظر مى رسد كه سينگ عدالت را قربانى خواهد كرد، نه توسعه را. دلايلى نيز وجود دارند كه چنين واقعيتى را به اثبات مى رسانند. سينگ يك اقتصاددان برجسته و آگاه به روند اجتناب ناپذير جهانى سازى است. اين واقعيت را به درستى مى داند كه هند در هماهنگى با اين روند است كه مى تواند جاى خود را در اقتصاد متحول جهانى باز كند. تضاد با آن عامل عقب ماندگى، تشديد تضادها به افزايش قطب بنديها بين داراها و ندارها است و در نهايت، هند متنوع به لحاظ قومى، مذهبى و زبانى را به طرف هرج و مرج، تنشها و نا آرامى هاى سياسى و اجتماعى خواهند كشاند و چه بسا اين فرصت در اختيار منابع قدرت جهانى قرار دهد كه هند را بزرگتر از آن مى دانند كه لازم است و به طرف تقويت گرايشهاى قومى جدايى طلبانه متمايل هستند.
از اين رو، مى توان گفت كه دولتهاى حزبى در هند پايبند اصولى هستند كه در آن، اصل حفظ يكپارچگى ارضى و وحدت ملى هند است و بقيه امور از جمله توسعه عدالت اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى در درجه دوم اهميت قرار مى گيرند. اگر اين واقعيت به درستى درك نشود اقدام غيرمنتظره خانم سونيا گاندى و ترك داوطلبانه قدرت قابل فهم نخواهد شد. واقعيت مهمتر آن است كه هند درتوزيع قدرت و استقرار دموكراسى و چرخه آرام قدرت حزبى موفق شده است. دستيابى به توسعه و قدرت اقتصادى، علمى و فنى و توزيع مزاياى آن هدف بعدى است. اختلاف نظر حزب بى.جى.پى و كنگره دقيقاً در همين واقعيت نهفته است. برداشت و جبران ائتلاف دموكراتيك ملى آن بود كه در مرحله اول توليد سرمايه، دانش و فن بكنند و بعد سراغ طبقات محروم بروند و آنها را در رشد و توسعه شريك كنند. اما حزب كنگره بر اين باور است كه روستايى فقير هند صبور نيست و به درجه اى از آگاهى نرسيده است كه به بلندمدت فكر كند او مى خواهد خيلى فورى در اسرع وقت و بدون زحمت به مزايايى دست يابد كه طبقات متوسط به بالا با صبورى و زحمت به دست آورده اند. بنابراين به دور از واقعيت نخواهد بود، اگر بگوييم حزب بهارا تياجاناتا به اين دليل شكست خورد كه بين رشد اقتصادى و توزيع مزاياى آن تفاوت قائل شد و عدالت را در مرحله دوم قرار داد. جامعه هند اين برداشت را رد كرد.
در عين حال، تجربه بهاراتياجاناتا يك موضوع مهمتر را ثابت كرد كه به درد كشورهاى درحال توسعه هم مى خورد، اين تجربه كه توسعه و رشد يك جهتى نيست و ابعاد گوناگونى دارد، اصلاحات اقتصادى بدون توزيع مناسب مزاياى آن به قطب بندى مخرب در جامعه منتهى مى شود و چه بسا كه تمامى دستاوردها را در بروز خشونت ها از بين ببرد. از اين رو، قابل تصور است كه حزب كنگره تجربه بى جى پى را در اصلاحات تكرار بكند. اصل توسعه و اصل عدالت را در كنار هم مورد توجه قرار دهد و احتمالاً اين تنها تفاوت مهم دو حزب رقيب از جهت گيرى هاى سياست داخلى هند خواهد بود.
۲ـ سياست منطقه اى
هند دوره قدرت ائتلاف دموكراتيك ملى به رهبرى واجپايى در جهت گيرى هاى منطقه اى اش با مسائل متنوع و حساسى روبرو بود. گرچه مى توان گفت كه سياست منطقه اى هند در هشت سال گذشته فراز و نشيب هايى داشته، ولى در اين كه هدف آن تثبيت و تسهيل شرايط براى رشد و توسعه در داخل و افزايش اعتبار جهانى هند بوده است، ترديدى وجود ندارد. سياست منطقه اى هنددر دوره حكومت بى.جى.پى دو محور اساسى تر داشته است:
اول: مذاكره با پاكستان و حل مشكل كشمير
دوم: تقويت گرايش به اسرائيل و فاصله گرفتن از دنياى عرب و اسلام
حزب بى.جى.پى براى مذاكره با پاكستان گام هاى جدى برداشت. بخصوص بعد از انجام آزمايش هاى هسته اى هند و پاكستان در ماه مه ۱۹۹۸ م و دستيابى هند و پاكستان به سلاح هاى هسته اى، مذاكرات و يافتن راه حل سياسى براى مشكلات موجود، جدى تر شد. البته مذاكرات حتى در سطح سران در «آگرا» بين واجپايى و ارتشبد مشرف رئيس جمهورى پاكستان با دشوارى همراه بود و گاه قطع شد ولى درهرحال يك اصل پذيرفته شده است كه هند و پاكستان قبل از آنكه دير شود و ابتكار عمل صلح را از دست بدهند، خود ابتكار را به دست بگيرند و راه حلى براى مسأله كشمير بيابند. به نظر مى رسد كه اين ضرورت در اسلام آباد و دهلى نو درك شده و به همين دليل، مذاكرات، جدى تر از گذشته پيگيرى شده است. ظن غالب آن است كه دولت حزب كنگره نيز ادامه دهنده راهى باشد كه بى.جى.پى رفته است. اين كه خانم سونيا گاندى مهمترين اولويت منطقه اى هند را، مذاكره با پاكستان اعلام كرد، گوياى همين واقعيت است. روشن است كه بحران كشمير پيچيده تر از آن است كه انتظار راه حلى فورى درباره آن داشت، ولى جهت گيرى دولت جديد هند به طرف كاهش تنش ها با پاكستان خواهد بود. در مورد خاورميانه، درباره هر دو موضوع اصلى يعنى اشغال عراق و بحران فلسطين، دولت جديد هند سياست و جهت گيرى هاى خاص خود را خواهد داشت. گمان مى رود كه راهنماى عمل حزب كنگره هند منافع ملى باشد. منافع ملى هند برقرارى توازن در مناسبات بين اسرائيل، فلسطينيان و اعراب مسلمان است، تجربه اى كه هند در گذشته نيز داشته است. بنابر اين سياست خاورميانه اى هند تا حدى با دور قدرت بى.جى.پى متفاوت تر خواهد بود. اين تفاوت را در ماهيت و ذات دو حزب با دو نگرش مى توان سراغ گرفت. حزب بهاراتياجاناتا يك مذهب ملى گراى هواخواه فلسفه هندوئيزم بود و از اين جهت حزبى راست گراى مذهبى به حساب مى آمد. نظام صهيونيستى حاكم بر فلسطين اشغالى نيز تحت تأثير و يا لااقل پوشش مذهبى يهود عمل مى كند. اين درحالى است كه حزب كنگره، حزبى سكولار است و بنابر ماهيت سكولارش نمى تواند نژادپرستى صهيونيستى را تأييد كند. از اين رو، تعديل سياست خاروميانه اى هند به سود فلسطينيان و اعراب مسلمان قابل انتظار است، اما اين تعديل به معناى آن نخواهد بود كه اسرائيل فراموش شود. مناسبات با اسرائيل نيز ادامه خواهد داشت و گمان نمى رود هند پيش قدم تخريب اين مناسبات باشد. قراردادهاى موجود به ويژه «فالكون» احتمالاً از طرف هندى ها محترم شمرده خواهد شد، مگر آنكه اسرائيل خود يا تحت تأثير آمريكا در آن تجديدنظر كند. درارتباط با جمهورى اسلامى ايران ظن غالب آن است كه مناسبات رشد طبيعى خود را بيابد و روندى را كه حزب بهاراتياجاناتا آغاز كرده است، ادامه دهد. ايران و هند در بسيارى از زمينه ها مى توانند منافع مشترك داشته باشند. توسعه مناسبات در همين جهت مطلوب هر دو كشور خواهد بود. در مورد افغانستان و آسياى مركزى، شرق آسيا، آفريقا و مناطق ديگر تفاوت محسوسى در سياست حزب كنگره با حزب بى.جى.پى قابل انتظار نيست.
۳ـ سياست بين المللى
هند به عنوان يك قطب قدرت منطقه اى كه انتظار دارد با شناسايى منابع عمده قدرت جهانى روبرو گردد، اساساً نمى تواند سياست هاى متغيرى در پيش بگيرد. لذا انتظار نمى رود سياست بين المللى هند تحت تأثير جابه جايى حزبى قدرت قرار گيرد. لازمه حفظ قدرت در هر سطحى كه باشد، ثبات در سياست ها و جهت گيرى ها و با حداقل نوسانات احتمالى است. اين كه جهانيان ندانند كه با ساخت قدرت در يك كشور چگونه برخورد كنند، نه تنها امتيازى نيست، بلكه نشانه آشكار توسعه نيافتگى است. در يك كشور روبه توسعه ثبات، سياست ها امتيازى است كه نمى توان از آن به سادگى صرف نظر كرد. بنابراين سياست جهانى هند در سطح نخبگان هندى قطع نظر از تعلقات سياسى و حزبى شان و بادرنظر داشت منافع ملى كلان هند، طراحى و اجرا مى شود. اتكاى اصلى اين سياست، مباحث كارشناسى است و نه ديدگاه هاى يك فرد يا يك حزب خاص. در اين خصوص نيروهاى تخصصى وزارت خارجه هند، دانشگاه ها، مطبوعات و رسانه ها هركدام نقش خاص خود را دارند.
با اين حال، حزب كنگره هند به عنوان حزبى كه هند را به استقلال رساند و بيش از سه دهه در رأس قدرت بوده است، قطعاً ديدگاه هاى خاص خود را درباره مناسبات بين المللى هند دارد. اين حزب قطعاً تفاوت هاى عميق به وجود آمده در سياست جهانى را بعد از پايان جنگ سرد درك مى كند و ارزيابى هاى واقع بينانه اى از آن دارد. منابع قدرت مسلط و حاشيه اى روشن شده اند. لذا انتظار مى رود كه هند براى هركدام از منابع قدرت جهانى جايگاهى در سياست خارجى خود مناسب با وزن واقعى آنها درنظر بگيرد. به نظرمى رسد كه حزب كنگره گرايش جدى ترى به سوى جهانى چندقطبى بيابد. نگاهى كه درآن آمريكا، اروپا، روسيه، چين و ژاپن و يا هرمنبع قدرت ديگرى با تفاوت هاى اندك مطرح خواهندبود.
تجربه حزب كنگره از دوران جنگ سرد، احتمالاً هنوز هم كارايى خواهدداشت. در دوران جنگ سرد هند با هردو منبع قدرت جهانى اتحاد شوروى سابق و آمريكا مناسبات توسعه يافته اى برقراركرده بود. هرچند تا اين سياست متوازن ازطرف بلوك غرب تأييد نمى شد و اسرائيل را ازحد لازم به مسكو وابسته مى دانستند، منتها واقعيت آن است كه ازنظر خود هندى ها اين گونه نبوده است. حزب كنگره گمان مى رود كه به اين ميراث سياسى خود وفادار باقى مانده باشد. بنابراين سياست بين المللى هند در دوره جديد حكومت حزب كنگره توسعه مناسبات به لحاظ كردن اصل منافع ملى خواهدبود و با آمريكا، اتحاديه اروپا، روسيه، ژاپن و چين مناسبات متوازنى را درپيش خواهدگرفت. هرگاه از چنين زاويه اى به مناسبات بين المللى هند توجه كنيم گمان مى رود نگاه به هند از دو زاويه متفاوت كه در دوره حكومت بى.جى.پى درمقاطعى مطرح بوده اند، تاحدى غيرواقعى به نظرخواهدآمد.
نگاهى كه آينده هند را در اتحاداستراتژيك با آمريكا و اسرائيل تصورمى كرده است و براين باور بوده كه هند با چنين اتحادى از بقيه جهان صرفنظر مى كند، غيرواقعى است، همچنانكه نگاه تحليلى كه هند را درمحور شرق در اتحاد با چين و روسيه درمقابل دنياى غرب تصورمى كند نيز تحقق نيافتنى است و احتمالاً حزب كنگره هند در چنين اتحادى، منافع استراتژيك خود را نمى يابد. واقع بينانه تر آن است كه گفته شود هند بدون آنكه در بلوك بنديهاى سياسى و نظامى احتمالى در آينده، منافع ملى خود را جست وجو كند، درايجاد مناسبات متوازن كه تجربه آن را دارد، با تمامى منابع جهانى قدرت بالفعل و بالقوه منافع ملى خود را سراغ خواهدگرفت. گمان مى رود كه منابع قدرت جهانى نيز چنين جايگاهى را براى هند قابل درك بيابند و براى برهم زدن آن تلاش نكنند. بنابراين مى توان گفت كه سياست بين المللى هند با تحول چندانى روبرو نخواهدبود و تفاوت چندانى بين سياست حزب بى.جى.پى و حزب كنگره دراين مورد ويژه لااقل درظاهر قابل تصور نيست. چرا كه اصل حفاظت ازمنافع ملى و تماميت ارضى هند است و توسعه مناسبات خارجى با لحاظ كردن اين اصل بعد ملى دارد و نه حزبى كه جابه جايى قدرت حزبى آن را متحول كند.

• بقيه در صفحه ضميمه ۸


|   شناسنامه   |   آرشيو   |