سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۷
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
چشم انداز
تصميم سازان
حميدرضا رسولى
على نجاتى
چشم انداز
۱۰ رويداد كه جهان بايد درباره آنها مطلع شود
در جهان غالباً رويدادهايى به وقوع مى پيوندند كه با وجود اهميت آنها كمتر مورد توجه رسانه ها قرار مى گيرند و انعكاس خبرى چندانى پيدا نمى كنند. اداره اطلاعات همگانى سازمان ملل متحد اخيراً ۱۰ رويدادى را كه جهانيان بايد بيشتر درباره آنها بدانند، به صورت خلاصه تهيه كرده است.
گفتنى است كه از اين پس، در هر شماره «ايران ديپلماتيك» يك بخش از اين مطلب از نظرخوانندگان گرامى خواهد گذشت.
اوگاندا؛ كودكان سرباز در مركز بحران فزاينده انسانى
در حالى كه شورش مسلحانه، پيشرفت اوگاندا را در جهت رفاه اقتصادى تهديد مى كند، كودكان سرباز، به عنوان محور خشونت مرگبار و وضع انسانى اضطرارى فزاينده، پديدار مى شوند.
شهر «كامپالا»، پايتخت پر جنب وجوش و شلوغ اوگاندا درجنوب، مشخص كننده تغيير اوگاندا از كشور گرفتار در فساد اقتصادى به سوى رفاه و رونق است. اوگاندا با رشد بيش از ۸ درصدى توليد ناخالص ملى در طول سه سال گذشته، نمونه اى قابل قبول و جذاب از اميد براى ساير ملت هاى آفريقايى است. با اين حال، شورش هاى مسلحانه در شمال و شرق اوگاندا يكى از بزرگترين جمعيت هاى آواره آفريقا را به وجود آورده است.
شورش ۱۸ ساله ارتش مقاومت «لرد» (Lord) عليه دولت، ۱‎/۶ ميليون نفر از مردم اوگاندا ـ كه نيمى از آنان كودك هستند ـ را مجبور كرده است به اردوگاههاى نكبت بار و پراز آواره فرار كنند تا از حملات و كشتارهاى وحشيانه در امان بمانند. تعداد آوارگان داخل اين كشور از سال ۲۰۰۲ تقريباً سه برابر شده است و حملات به هدفهاى بى دفاع غيرنظامى توسط كودكان سربازى ادامه دارد كه بسيار جوانتر از قربانيان خود هستند.
ناراحت كننده ترين جنبه بحران، اين واقعيت است كه اين جنگ، جنگ كودكان عليه كودكان است، زيرا كودكان تقريباً ۹۰ درصد سربازان ارتش مقاومت لرد را تشكيل مى دهند. بعضى از آنان هشت ساله هستند و در جريان حمله به روستاها به زور به عضويت اين ارتش درمى آيند. آنان را وادار به خشونت و وحشيگرى با كودكانى كه مانند خود آنان ربوده شده اند و حتى براداران و خواهران خود مى كنند. كودكانى كه بخواهند فرار كنند، كشته مى شوند. براى كسانى كه با ترس مداوم زندگى مى كنند، خشونت شيوه اى براى زندگى مى شود و لطمات روانى وارده به آنان غيرقابل محاسبه است. انبوه كودكان، از بيم ربوده شدن، غالباً همراه مادران خود، هر شب خانه هاى خود را در روستاها رها مى كنند و ساعتها پياده مى روند تا به امنيت نسبى شهرهاى عمده برسند و با طلوع روشنايى به خانه بازمى گردند. حدود ۴۰ هزار «شب رو» درمقابل خانه هاى ديگران، در مدارس، حياط بيمارستانها يا پاركينگ هاى اتوبوسها مى خوابند تا از دام ارتش مقاومت لرد فرار كنند.
از شروع شورش در دهه ۱۹۸۰ حدود ۳۰ هزار كودك ربوده شده اند تا به عنوان سرباز و باربر يا «همسر و كنيز» شورشيان كار و بچه هاى آنان را بزرگ كنند. با ربوده شدن ۱۰ هزاركودك فقط در ۱۸ ماه گذشته، اين تعداد افزايش يافته است.
با وجود وخامت شرايط انسانى، كمتر از ۱۰ درصد از ۱۳۰ ميليون دلار درخواستى جامعه بشردوستانه براى ۲۰۰۴ دريافت شده است. سوء تغذيه كودكان در بعضى مناطق تا ۳۰ درصد برآورد شده است. وحشت از حملات شورشيان عوارض زيانبار شديدى براى فصل كشاورزى سال ۲۰۰۴ داشته و خطر تشديد كمبودهاى غذايى شديد فعلى را در ماههاى آينده بيشتر كرده است. با تمام شدن ذخاير دارويى و فرار امدادگران بهداشتى از حملات ارتش مقاومت لرد، مؤسسات بهداشتى با دشوارى به كار خود ادامه مى دهند.
در شرايطى كه فرآيند صلح در كشور همسايه، سودان، به پيشرفت هاى چشمگيرى دست مى يابد، اين تحولات، صلح را در اوگاندا آسيب پذير مى كند.
«داستان موفقيت» كه نمايشگر اوگاندا در اذهان سياستگذاران اقتصادى دنياست، با فاجعه مناقشه در شمال و شرق اين كشور كه نشانى از فروكش كردن آن وجود ندارد، تضادى آشكار و آزاردهنده دارد.
تصميم سازان
تروريستى كه همكار سيا بود
حميدرضا رسولى
168300.jpg
نام «اسامه بن لادن» از معروفترين نامهاى جهان در دوران كنونى است كه بسيارى از دستگاههاى امنيتى از جمله آمريكا براى يافتن اطلاعات در جهت دستگيرى وى تلاش مى كنند.
بن لادن كيست؟ و چگونه به افغانستان انتقال يافت تا با سفرش، جهادى بزرگ را برپا سازد؟ و به چه دليل، دستگاههاى امنيتى به دنبال وى هستند و در حقيقت، اتهامات بن لادن چيست؟ بن لادن به سال ۱۹۵۷ از مادرى سورى به دنيا آمد كه برادران و خواهران بسيارى از جمله «محمدعوض بن لادن» داشت. پدرش در سال ۱۹۳۰ از «جده» به «وادى حضرالموت» آمد و پس از چندى شغل حمالى در بندر جده را آغاز كرد تا به پيمانكارى بزرگ در آينده تبديل شود. در سال ۱۹۶۹ پدر اسامه «مسجدالاقصى» را بعد از آتش سوزى بازسازى كرد، همچنانكه در توسعه اوليه «حرمين الشرفين» سهم عمده اى داشت. بارى، بن لادن در سن ۹ سالگى پدرش را از دست داد و در دانشگاه جده در رشته اقتصاد مدرك خود را گرفت. رابطه بن لادن با افغانستان به چند هفته پيش از آغاز جنگ اتحاد شوروى سابق در ۲۶ سپتامبر ۱۹۷۹ بازمى گردد، از آنجا كه همراه جنگجويان افغان به مبارزه با كمونيست ها پرداختند و با حضور گسترده در درگيرى جلال آباد، اتحاد شوروى را به عقب نشينى از افغانستان وادار كرد. وى در آن سالها، همكارى بسيار نزديك با سازمان سيا داشت. اما پس از آن، اين مناسبات دچار تغيير شد. بن لادن، آزادى كشورش از سلطه آمريكا را به عنوان اصلى ترين هدف در مبارزاتش عنوان مى كند و تمام جهان را به جهاد عليه سياستهاى آمريكا و دولت يهود فرامى خواند و با اين تفكر بود كه برقرارى روابط با سازمانهاى اسلامى در دولتهاى اسلامى را آغاز كرد. وى درخصوص انفجارهاى سفارت آمريكا در شرق آفريقا مى گويد: باوجود كشته شدن برخى افراد بى گناه در كشورهاى آفريقايى، جهان اسلام و شخصيتهاى جهانى از ضربه خوردن آمريكا شاد شدند، زيرا آمريكاييان و يهوديان همواره به دنبال تحقير مسلمانان هستند. البته سالها پيش از بمب گذاريهاى كنيا و تانزانيا، بن لادن گروه القاعده را تأسيس (سال ۱۹۸۸) كرد. بعد از عقب نشينى اتحاد شوروى سابق از افغانستان، بن لادن به عربستان سعودى بازگشت و با آگاهى از ممنوع الخروج شدن خود، دليل آن را نتيجه تبانى قدرتهاى بزرگ عنوان كرد و اقدام به برپايى سخنرانى هاى عمومى كرد. اين درحالى بود كه وزارت كشور عربستان سعودى علاوه بر ممنوع الخروج كردن اسامه، او را از فعاليتهاى علنى نيز منع كرد. درمقابل، در شرايطى كه هنوز جنگ عراق عليه كويت آغاز نشده بود، بن لادن با نگارش رساله اى به نصيحت دولت متبوعش پرداخت، اما با وخيم تر شدن اوضاع ـ پس از اين جنگ ـ وى به دليل محدوديت بيشتر در فعاليتهايش، با هدف بازگشت به افغانستان، عربستان را ترك كرد.
او در سال ۱۹۹۲ به خارطوم رفت و در پايان همان سال نيز اموالش بلوكه شد تا جايى كه پرونده وى به داغ ترين موضوع دستگاههاى جاسوسى آمريكا تبديل شد. در سال ،۱۹۹۴ دولت عربستان مليت سعودى او را لغو كرد كه اين اقدام، بن لادن را به انجام فعاليتهاى علنى عليه عربستان سعودى تحريك كرد. طى ساليان بعد، همزمان با اقامت بن لادن در سودان، حوادث سومالى، يمن و انفجار رياض اتفاق افتاد كه در پى آنها، بن لادن به انجام شان عليه منافع آمريكا افتخار مى كرد، اما به طور مستقيم مسؤوليت عملياتها را برعهده نمى گرفت. به تدريج، فشار آمريكا براى اخراج يا تسليم اسامه بن لادن بر دولتهاى عربى افزايش يافت و به دنبال اين فشارها، بن لادن و دوستانش با خروج از سودان به افغانستان بازگشتند. بازگشت آنان همزمان با تسلط طالبان بر شهر «جلال آباد» بود و بيانيه قيام عليه نيروهاى آمريكايى در نوامبر ۱۹۹۶ نيز منتشر شد. اين در شرايطى بود كه هر انفجارى عليه منافع آمريكا در جهان به بن لادن و پيروانش نسبت داده مى شد تا وى دشمن سرسخت آمريكا به شمار آيد و در هر فاجعه اى انگشت اتهام به سوى وى دراز مى شد. اما اسامه در ميان بخشى از افكار عمومى جهان اسلام به عنوان قهرمان تلقى مى شد. از جمله اتهامات آمريكا عليه بن لادن به موارد زير مى توان اشاره كرد: ۱_ صدور دستور كشتار نيروهاى آمريكايى در يمن به سال ۱۹۹۲ . ۲ـ همراهى گروه بن لادن با جماعت اسلامى مصر براى ترور رئيس جمهور حسنى مبارك «آديس آبابا» به سال ۱۹۹۵ . ۳ـ برپايى گروه جهاد اسلامى مصر كه روابط نزديكى با گروه القاعده داشت. اين گروه در انفجار سفارت مصر در پاكستان در سال ۱۹۹۵ كه موجب كشتار بيش از ۲۰ نفر مصرى و پاكستانى شد، نقش داشت. ۴ـ اقدام به انفجار يك هليكوپتر آمريكا در منطقه اقيانوسيه. ۵ـ اقدام هواداران بن لادن به انفجار ساختمان سربازان آمريكايى در رياض در سال ۱۹۹۵ . ۶ـ صدور بيانيه جنگ عليه آمريكا در سال ،۱۹۹۶ تا جايى كه بن لادن تصريح كرد: كشتار يك سرباز آمريكايى از اتلاف وقت در هر امرى بهتر است. ۷ـ وى در فوريه سال ۱۹۹۸ جبهه بين الملل اسلامى را براى جهاد عليه يهوديان و صليبى ها با نيت حمله به آمريكا و هم پيمانانش اعلام كرد. در سال ،۱۹۹۸ آمريكا با هدف انتقام گيرى، تعدادى از مراكز بن لادن را مورد حمله قرارداد كه اين مراكز شامل شش اردوگاه وابسته به القاعده و كارخانه داروسازى در سودان مى شدند. آمريكا مدعى شده بود كه سلاحهاى شيميايى در اين كارخانه توليد مى شوند. اما بعد از هجوم به كارخانه، ادعاى خود را پس گرفت حمله را براساس اطلاعات نادرست عنوان كرد. بن لادن با محكوم كردن جنگ آمريكا عليه عراق، آن را چنين تحليل مى نمايد: «آمريكا با بهانه به كارگيرى سلاحهاى شيميايى عليه كردها توسط بغداد به عراق حمله كرد، در حالى كه سلاحها را به وسيله مزدورانش در منطقه توزيع نمود و هنگامى كه عراق تبديل به قدرتى در منطقه و تهديدى عليه امنيت يهود محسوب شد، هجوم بر آن را آغاز كرد، در حالى كه دولت آمريكا سلاحهاى اتمى را در «هيروشيما» و «ناكازاكى» به كار گرفت و در حقيقت، هر حمله اى به جهان اسلام به سوى دولت آمريكا به دليل حمايت از اسرائيل است، اما اگر آمريكا خواهان حفظ قدرت خود در جهان است، بايد متوجه بيدارى ملتها و حركتهاى سازمانهاى اسلامى باشد.» بن لادن دليل فعاليت خود را تلاشى براى مطالبه حقوق مسلمان مى داند و دستيابى به سلاحهاى كشتارجمعى توسط گروه القاعده را اينگونه ارزيابى مى كند: در زمانى كه اسرائيل صدها بمب هسته اى و خوشه اى در اختيار دارد و نيز در جهان غرب اينگونه سلاحها به صورت فراوان وجود دارند. دستيابى به آن حق طبيعى مان محسوب مى شود. در سپتامبر ،۲۰۰۱ آمريكا، بن لادن را به طراحى حملات به ساختمان تجارت جهانى متهم كرد كه سه هزار قربانى و خسارت اقتصادى به ارزش ۱۵۰ ميليارد دلار برجاى گذاشت در همان زمان، جورج بوش رئيس جمهور آمريكا، سازمان القاعده به رياست بن لادن را در رأس سازمانهاى تروريستى قرارداد. صداى ضبط شده بن لادن در ۱۰ سپتامبر سال ۲۰۰۲ كه طرح حمله به ساختمان تجارت جهانى را مورد تمجيد قرارداد نيز به عقيده بسيارى، دليلى براى مشاركت او در انفجارها بوده است.
كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد در يك نگاه
على نجاتى
يكى از اهداف و مقاصد سازمان ملل متحد (علاوه بر وظيفه حفظ صلح و امنيت بين المللى) براساس مقررات مندرج در منشور «حصول همكارى بين المللى در حل مسائلى است كه داراى جنبه هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى يا بشردوستى و پيشبرد و تشويق احترام به حقوق بشر و آزاديهاى اساسى براى همگان بدون تبعيض از حيث نژاد، جنس، زبان يا مذهب» است.(۱)
مواد ۵۵ و ۵۶ منشور در راستاى تحقق اين هدف اساسى، دولتهاى عضو را مكلف كرده است كه در همكارى با سازمان ملل متحد، اقدامات انفرادى يا دسته جمعى براى احترام جهانى و مؤثر حقوق بشر و آزاديهاى اساسى براى همه بدون تبعيض معمول دارند.
معذلك، منشور با آنكه چارچوب مفهومى و نهادين حقوق بشر را تنظيم كرده است، نه تعريفى از حقوق بشر عرضه كرده، نه دقيقاً محتواى اين حقوق را معين داشته و نه از شيوه هاى تضمين گفت و گو كرده است، اما به شوراى اقتصادى و اجتماعى (ECOSOC) مأموريت داده است كه براى ترويج و توسعه حقوق بشر كميسيون ويژه اى (كميسيون حقوق بشر) تأسيس كند.(۲)
وظايف كميسيون حقوق بشر
اين كميسيون از بدو تأسيس تحت نظر مجمع عمومى و شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد تلاش كرده است كه ابتدا كاستى هاى منشور را در حوزه تدوين مقررات حقوق بشر برطرف كند، آنگاه با ايجاد آيين هاى مناسب، راه اجراى مؤثر حقوق بشر در جهان را هموار نمايد و سپس سيستم منظم براى تنظيم مقررات آن تأمين كند. كار كميسيون داراى سه بعد مختلف بوده است: استانداردسازى، ارتقابخشى و اجرا كه هر يك از آنها در برهه خاصى از زمان مورد توجه كميسيون قرار گرفته است. از ابتداى تأسيس سازمان ملل تا اواسط دهه ۵۰ ميلادى، كار كميسيون به استانداردسازى (يعنى تعريف اصول اساسى حقوق بشر) منحصر بوده است و در همين راستا، طرح اعلاميه جهانى حقوق بشر و سپس طرح ميثاقهاى حقوق بشر را تهيه كرد. مجمع عمومى، طرح نخستين را در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ و طرح دوم را در ۱۹۶۶ به تصويب رساند.(۳) پس از آن، اقدامات ترويجى (ارتقابخش) در دستور كار قرار گرفت، از جمله از طريق خدمات مشاوره اى، سمينارهاى منطقه اى و انجمنهاى بشردوستانه. سپس از اواخر دهه ۱۹۶۰ برنامه تغيير كرد و مكانيسمهاى اجراى استانداردهاى تعبيه شده، مورد توجه واقع شد. مسأله اجرا با پيش بينى آيين ويژه اى به وسيله كميسيون براى ملاحظه نقض حقوق بشر توسط كشورهاى خاص يا بررسى موضوعات خاص (رويكرد موضوعى) تعقيب شد.
ساختار، مكانيسمها و آيين ها
كميسيون حقوق بشر مركب از ۳۵ كشور(۴) بوده است كه هرساله نشستهاى مرتبى را به مدت شش هفته ـ مارس تا آوريل هر سال ـ برگزار مى كند. معمولاً بيش از ۳۰۰۰ نماينده از دولتهاى عضو، دولتهاى ناظر و سازمانهاى غير دولتى (NGOs) در اين جلسات شركت مى كنند. همچنين كميسيون مى تواند در فواصل ميان نشستهاى مرتب سالانه، نشستهاى ويژه اى را نيز مشروط به پذيرش اكثريت كشورهاى عضو برگزار كند.(۵)
مكانيسمها و آيين كار كميسيون حقوق بشر عمدتاً در زمينه بررسى، نظارت و گزارش دهى درخصوص وضعيت كشور يا سرزمين خاص (مكانيسم نظارت كشورى) و نيز پديده هاى اصلى نقض حقوق بشر (مكانيسم نظارت موضوعى) در سراسر جهان است.(۶) اين مكانيسمها و آيين ها، اجمالاً به عنوان آيين خاص كميسيون حقوق بشر قلمداد مى شود. مكانيسم نظارت كشورى به دو گونه است: اول، بر اساس قطعنامه ۱۲۳۵ شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد، كميسيون اجازه يافت تا «اطلاعات مربوط به نقض شديد حقوق بشر را بررسى كند» و «مطالعاتى را درباره وضعيتهايى كه الگوى مداومى از نقض حقوق آشكار مى كند، به عمل آورد.» درحال حاضر، قطعنامه مزبور به عنوان مبنايى براى كميسيون در جهت ايجاد آيين علنى به منظور تحقيق در زمينه نقض حقوق بشر توسط كشورهاى خاص، مورد استفاده قرار گرفته است، از اين رو، كميسيون، گروه كارى يا گزارشگران ويژه اى را براى بررسى ادعاهايى كه عليه كشورهاى خاصى صورت مى گيرد، انتخاب كرد تا وضعيت نقض حقوق بشر را در اسناد خاصى جمع آورى و در نشست علنى كميسيون ارائه كنند. دوم، از ۱۹۷۰ آيين علنى به وسيله يك آيين محرمانه تكميل شد، يعنى اينكه شوراى اقتصادى و اجتماعى سازمان ملل متحد با تصويب قطعنامه ۱۵۰۳ به كميسيون اجازه داد تا به مكاتباتى كه از سوى افراد و سازمان غيردولتى صورت مى گيرد، ترتيب اثر دهد. پس از آن، كار كميسيون، جمع آورى نامه هايى بود كه هرساله با ادعاى نقض حقوق بشر بدان ارجاع مى شد و غالباً بدون پاسخ باقى مى ماند. علاوه بر اين، اين قطعنامه به كميسيون فرعى منع تبعيض و حمايت از اقليتها(۷) وابسته به كميسيون حقوق بشر اجازه مى داد تا به نامه هايى كه به طور خصوصى از طرف دبيركل با مضمون نقض گسترده و شديد حقوق بشر دريافت مى شد، توجه كند. در نتيجه، چنانچه وضعيتى مطابق قطعنامه ۱۵۰۳ به كميسيون ارجاع مى شد، بايد كميته ويژه اى (Ad hoc Committee) را تشكيل مى داد تا با رضايت صريح دولت مربوطه، در مورد وضعيت مزبور تحقيق نمايد. كليه اقدامات مطابق قطعنامه ۱۵۰۳ محرمانه بود تا زمانى كه كميسيون مى خواست توصيه هايى را به شوراى اقتصادى و اجتماعى ارائه كند. اما در مورد رويكرد موضوعى، كميسيون از سال ۱۹۸۰ گروههاى كارى و گزارشگران ويژه اى را در برخى موضوعات خاص نظير ناپديد شدن اجبارى، بازداشتهاى خودسرانه، آزادى بيان، حق بر توسعه و... انتخاب كرد. به طور كلى، گروههاى كارى و گزارشگران ويژه، گزارشهاى كلى ارائه مى كنند كه حاكى از نظارت بر عملكرد دولتها در موضوعات مربوطه است و به عنوان مبنايى براى بحث در نشست علنى كميسيون مورد توجه قرار مى گيرد. گروههاى كارى و گزارشگران ويژه صرفاً به موضوعات انتزاعى توجه نمى كنند، بلكه به نقض حقوق بشر تمامى كشورها توجه مى نمايند و هيچ كشورى از اين مسأله مستثنى نيست.
تأمل
بسيارى از دول عضو ملل متحد در آغاز كار اين سازمان معتقد بودند كه كميسيون حقوق بشر، مركز مناسبى براى موارد نقض حقوق بشر است، ولى واقعيت، خلاف آن را به اثبات رساند، چرا كه كميسيون تمامى شكايتهاى مربوطه را بدون استثنا به ديگر اركان سازمان ملل متحد ارجاع مى داد. البته از اوايل دهه ،۱۹۷۰ كميسيسون با احتياط فعاليت خود را گسترش داد، با اين همه فقدان ضمانت اجرا يا اختيارات اجرايى، كارايى كميسيون را در اين خصوص محدود ساخته است.(۸)
با اين وصف، تا زمانى كه ساختار كميسيون تغيير پيدا نكند و جنبه حقوقى بر رويكرد سياسى كنونى غلبه نيابد، كميسيون نمى تواند در نظارت، ارتقا و اجرا چندان كارايى داشته باشد.
پانوشت:
۱ـ بند ۳ ماده ۱ منشور ملل متحد.
۲ـ ماده ۶۸ منشور ملل متحد.
۳ـ اصطلاحاً به اعلاميه جهانى حقوق بشر، ميثاق بين المللى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى، ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى و پروتكل مربوطه، منشور حقوق بشر اطلاق مى گردد.
۴ـ از مهمترين كشورهاى عضو درحال حاضر مى توان به عربستان سعودى، ژاپن و چين از آسيا، انگليس، آلمان و ايتاليا از اروپا، ايالات متحده آمريكا، كوبا و آرژانتين از آمريكا و آفريقاى جنوبى، مصر و سودان از آفريقا اشاره كرد.
۵ـ ظاهراً از بدو تأسيس كميسيون تاكنون پنج مرتبه چنين نشستهايى برگزار گرديد، از جمله درباره يوگسلاوى سابق، رواندا، تيمور شرقى و فلسطين اشغالى.
www.unhchr.ch/htm/menu2/2/chr.htm
۷ـ در سال ۱۹۹۹ شوراى اقتصادى و اجتماعى عنوان كميسيون فرعى منع تبعيض و حمايت از اقليتها را به كميسيون فرعى ارتقا و حمايت از حقوق بشر تغيير داد.
۸ـ رابرت بلدسو، بوسچيك، فرهنگ حقوق بين الملل، ترجمه بهمن آقايى، تهران، گنج دانش، ،۱۳۷۵ ص ۱۱۹ .
مرز آزادى و نقش سياست و اخلاق در رسانه ها
168294.jpg
درسال ۱۹۸۵ ميلادى، سازمان خبرنگاران بدون مرز در فرانسه، براى حمايت از آزادى بيان و حقوق خبرنگاران سراسر جهان تأسيس شد. يكى از موارد بسيار مهمى كه در دستور كار اين سازمان قراردارد، جلوگيرى از سانسور و تشويق اظهارنظر آزاد، به دور از هرگونه دلهره است. اما مسأله سانسور را مى توان از دو بعد كاملاً متفاوت بررسى كرد. آيا بايد با سانسور از هر نوع آن مقابله كرد و موافق آزادى مطلق بود؟ آيا مى توان هر تصوير شنيعى را به نمايش گذارد؟ آيا نمايش دادن اعدام انسانها در ملأ عام، محكوم و يا حتى بى گناه، تأثيرى بسيار منفى در روحيه مردم نمى گذارد؟ آيا بايد تصوير عراقى شكنجه شده در زندان ابوغريب را توسط نظاميان آمريكايى و انگليسى نمايش داد؟ اسيرى كه كيسه اى بر سر دارد و پوتين شكنجه گر به سرش مى خورد و ادرار نظامى بر سرو صورتش مى پاشد و يا اين كه بايد اينگونه تصاوير را سانسور كرد و به اين ترتيب براين جنايات سرپوش نهاد و دست ستمگران را بازگذارد؟ آيا بديل ديگرى در اين ارتباط وجود ندارد؟ رأس هر ساعت، اخبار شبكه تلويزيونى «الجزيره» شروع مى شود. اين مهمترين شبكه خبرى جهان عرب است. همه روزه، تازه ترين خبرها به همراه تصوير از صحنه هاى جنگ و درگيرى در عراق در اين شبكه تلويزيونى به نمايش درمى آيد. بيشتراخبار با نوشته اى توضيحى همراه است كه در بالاى صفحه، سمت راست قرارگرفته و متن آن چنين است: «ويژه شبكه تلويزيونى الجزيره» از جمله اين خبرها، كشته شدن چهار مأمور امنيتى آمريكا در عراق بود كه جنجال برانگيز شد. برصفحه اين تلويزيون نشان داده شد كه چگونه چهارنظام آمريكايى در عراق به قتل مى رسند، اجساد آنها آتش زده مى شود، مورد بى حرمتى قرار مى گيرد و در انتها از پلى آويزان مى شود: و همين مسأله بحث برسر حدود آزادى رسانه هاى گروهى، نقش سياست و اخلاق برآنها و حدود اختياراتشان را، يك بار ديگر، برسر زبانها انداخت.
آنچه مشخص است اين است كه اخبار بسيارى از طرف قدرت هاى بزرگ دنيا سانسور مى شوند. دولتمردان نمى خواهند مردم متوجه اهداف آنها شوند و تحت تأثير عاطفى قرار گيرند. در مقابل، بسيارى خبرها، از طرف گروه هاى كوچك در اختيار رسانه هاى مختلف قرارمى گيرند و بحث درباره نشان دادن ويا ندادن اين گزارش ها و دلايل اخلاقى موجود در هر مورد، همچنان ادامه دارد. تصويرهاى شنيع شكنجه و اذيت و آزار اسراى عراقى توسط مأموران آمريكايى و انگليسى از جمله در زندان مخوف ابوغريب، كه پس از ماهها سانسور، سرانجام به روزنامه ها و تلويزيون هاى سراسر جهان راه يافت، حكايت از اين معضل سردرگم دارد.
شبكه تلويزيونى الجزيره، اولين فرستنده اى بود كه صحنه كشته شدن سربازان آمريكايى را نشان داد. رئيس بخش «قاهره» اين فرستنده «حسين عبدالرانى»، موافق به نمايش گذاردن چنين تصاويرى برصحنه تلويزيون خود است. او مى گويد: «اين ويديو رو به ما دادن، شما خودتون ژورناليست هستين و مى دونين كه وقتى چنين خبر مهمى مى رسه، بايد پخشش كرد.»
وى سپس با تأكيد مى گويد: «ما هميشه به اين نكته توجه مى كنيم كه كارمون انسانى باشه. يك نكته براى ما خيلى با اهميته. ما اجازه سانسور خبرى رو نمى ديم. ما خبرهاى گوناگونى پخش مى كنيم. همونطور كه گفتم، بايد واقعيت ها رو به مردم گفت. در ضمن، ما براى مردم كار مى كنيم و وقتى اونا اين جورى خوششون مى ياد و از ما اين شيوه خبرى و چنين تصويرهايى مى خوان، خب ما هم نشونشون مى ديم. ببينيد، بيننده هاى ما حدود ۴۰ميليون نفر ند. اونا از ما توقع دارند كه واقعيت ها رو نشون بديم. كسانى هم كه اين ويديوها رو در اختيار ما قرارمى دن، خوب مى دونن كه مردم خواهان ديدن اين صحنه ها هستن. اما در چارچوب اين سياست كلى، سعى مى كنيم تا اونجا كه ممكنه اعمال خشونت آميز رو كمتر نشون بديم.»
«پاتريك لكلرك» خبرنگار سابق شبكه اول تلويزيون سراسرى آلمان در خاورميانه و رئيس بخش خارجى منطقه جنوب غرب آلمان در تلويزيون دولتى اين كشور، در مورد اين كه چه تصاويرى را مى توان نشان داد و چه تصويرهايى را نبايد به نمايش گذارد، تجربه فراوانى دارد. او مى داند كه همه روزه اين بحث در ميان مسؤولان شبكه هاى تلويزيونى درمى گيرد كه با تصاويرى از اين گونه چه كنند. لكلرك و مسؤولان شبكه اول تلويزيون سراسرى آلمان اما، سياستشان با سياست تلويزيون الجزيره كاملاً متفاوت است. وى در اين مورد مى گويد: «قطعاً خبرنگاران ما هم، از سراسر جهان، چنين تصويرهايى برامون مى فرستند، اما ما همه روزه، با ديدن دوباره و دوباره اين فيلمها، بحثهايى طولانى با همكارامون به راه مى اندازيم كه آيا مى شه اونها رونشون داد و يا اين كه به نمايش گذاردنشون صحيح نيست.»
«حسين عبدالرانى» در جواب اين سؤال كه مرز اخلاقى براى پخش مطالب تلويزيونى چيست، با تعجب مى گويد: «البته بايد بگم كه ما استانداردهاى جهانى رو دقيقاً رعايت مى كنيم. در اين مورد، ما هيچ تفاوتى با فرستنده هاى خبرى ديگه، مثل سى ان ان و يا فرستنده هاى آلمانى ندارم. البته اينطور هم نيست كه ما هر مطلبى رو نشون بديم. نه، به ما تا به حال ويديوهاى بسيارى با تصويرهايى شديداً دردناك، در مورد مثلاً اسارت ژاپنى ها در عراق رسيده، ولى ما به همين علتى كه گفتيد نشونشون نداديم.اين مشخص مى كنه كه ما توجه زيادى مى كنيم به اين كه چه مطلبى در برنامه ها گنجونده بشه و چه مطلبى رو نبايد نشون داد. همونطور كه گفتم، ما استانداردهاى بين المللى رو دقيقاً رعايت مى كنيم.»
سخنان عبدالرانى، رئيس بخش قاهره فرستنده الجزيره، در بسيارى موارد صحيح است. الجزيره تصويرهاى تكان دهنده اى در اختيار دارد كه نشان نمى دهد و به همين جهت حتى در موردهايى به خودسانسورى دست مى زند. براى مثال اين فرستنده، صحنه دردناك شليك تيرخلاص و كشته شدن اسير ايتاليايى در عراق را در اختيار داشت، اما آن را نشان نداد.
مقامات آمريكايى درگير جنگ در عراق، مسؤولان شبكه تلويزيونى الجزيره را بشدت متهم مى كنند كه برنامه هاى ضدآمريكايى يك طرفه و غيراخلاقى پخش مى كند. آنها نشان دادن تصويرهاى طولانى جنگ در عراق را به صورتى بسيار طولانى و خسته كننده مناسب نمى دانند. عبدالرانى، بشدت اين اتهام آمريكاييان را در يكجانبه نگرى شبكه الجزيره رد مى كند و براين نظر است كه الجزيره فقط به پخش حقايق مى پردازد و هيچگونه جانبدارى در پخش گزارش هاى خود ندارد.
برصفحه تلويزيون عربى الجزيره مى توان به همراه موسيقى متن در زمينه برنامه ها، علاوه بر اخبار روزانه، بحث هاى سياسى و گزارش هايى در مورد درگيرى هاى عراق، دنبال كرد. در اين تلويزيون مى توان تصوير سربازان آمريكايى را ديد كه به مراقبت از تأسيسات نظامى مشغولند، هلى كوپترهايى را ديد كه مواضع خود را به آتش بسته اند، جت هاى جنگنده اى را ديد كه به سرعت براى بمباران مناطق مختلف درحركتند و اجساد غيرنظاميان و نظاميان را در كنار مناطق مسكونى مشاهده كرد. «جورج دبليو بوش» رئيس جمهورى آمريكا، نيز فرستنده تلويزيونى الجزيره را نمى پسندد. بوش اما بيشتر رسانه هاى گروهى ، حتى آنهايى را كه در آمريكا فعاليت مى كنند، متهم به يكجانبه نگرى مى كند. او خود گفته است كه روزنامه اى نمى خواند و اطلاعات ضرورى را از مشاوران خود دريافت مى كند. بنابراين به هيچ وجه تعجب آور نيست اگر بوش برحقايق سرپوش گذارد و آگاهانه جلوى بسيارى از واقعيت ها را بگيرد و تا آنجا كه ممكن است خبررسانى رسانه ها را، بخصوص در مورد درگيرى ها در عراق با اشكال مواجه كند.
منبع: راديو آلمان


|   شناسنامه   |   آرشيو   |