سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
ضميمه ۸
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
نادر كريمى جونى
هند، سرزمين عجايب
• بقيه از صفحه ضميمه ۶

جمع بندى كلى
چنانكه اشاره شد، انتخابات دوره چهاردهم «لوك سابا» به نتايجى خلاف انتظار رهبران احزاب، تحليلگران سياسى و آگاهان به مسائل هند منتهى شدو حزب بهاراتياجاناتا قدرت را درمساعدترين شرايط از نقطه نظر رهبران آن به حزب كنگره واگذاركرد.
سونيا گاندى رهبر حزب كنگره داوطلبانه از حق خود براى دستيابى به نخست وزيرى هند صرفنظركرد و براى اولين بار، يك زن با تبارخارجى كه مى توانست نخست وزير بزرگترين دموكراسى جهان شود با طيب خاطر ازحق خود صرفنظركرد، اما اين كناره گيرى داوطلبانه از قدرت درمحاسباتى دقيق تر صورت گرفت كه نتايج آن در آينده هم براى حزب كنگره، هم هند و هم خاندان گاندى نهرو مثبت تلقى مى شود.
حزب كنگره و هند دراين مرحله ترجيح دادند كه رهبرى نسل چهارم خاندان گاندى ـ نهرو را به عروس ايتاليايى تبار و مسيحى كاتوليك خود ندهند كه ممكن است براى بخشى از جامعه افراطى هندو مذهب قابل هضم نباشد و باعث بروز مشكلاتى شود.
نسل چهارم رهبرى احتمالاً براى فرزندان مشترك سونيا گاندى و راجيوگاندى، رائول و پريكايا نگاه داشته مى شود تا در آن هيچگونه مناقشه اى زيانبار براى منافع و امنيت ملى هند نباشد.
درخشش نسبتاً خوب فرزندان راجيوگاندى و نوادگان خانم اينديراگاندى نخست وزيران اسبق دراولين آزمون سياسى شان و راهيابى شان به مجلس ملى هند، دورنماى آينده سياسى شان را روشن نشان مى دهد.
پيروزى حزب كنگره در انتخابات اخيرمجلس ملى هند نشان داد كه درهشت سال دورى از قدرت رهبران اين حزب بيكار نبوده اند و ضعف هاى حزبى را شناخته، بررسى كرده و درصدد جبران آن برآمده بودند.
يكى از اين ضعف ها در سطح رهبرى بوده است.
حزب كنگره و هند يكبار ديگر به ميراث خاندان بانفوذ پاتت اول نهرو و وكيل مدافعى كه زندگى اش را وقف فقراى هند كرده بود، مراجعه كرده اند.
اعتماد به آينده همچنانكه مردم هند را به شوق مى آورد، براى خاندان گاندى ـ نهرو نيز شوق آور است.
سرنوشت هند با سرنوشت خاندان گاندى نهرو گره خورده است.
سونيا گاندى با صرفنظركردن از قدرت آينده هندو آينده خاندان گاندى ـ نهرو را پاس داشت.
تاريخ هند احتمالاً زنى باريك اندام و موجودى را با تبار ايتاليايى و كاتوليك مذهب در دل خود مثبت خواهدكرد كه شجاعتى ازخود نشان داد كه كمتركسى درآستانه ورود به قدرت ازخود بروز مى دهد.
هند سرزمين عجايب است. يك خارجى هم وقتى در اين سرزمين عجيب قرارمى گيرد، رفتارى عجيب خواهدداشت.
سونيا گاندى يكى ازهمين خارجيان هندى شده است كه صرفنظر كردنش از قدرت عجيب نبوده است.
توطئه ۳جانبه عليه مردم سالارى بوليوى
آن يك راز سر به مهر نبود، ولى هيچكس توجه نمى كرد: برخى گروهها براى بى ثبات كردن دولت «كارلوس مسا» رئيس جمهورى بوليوى، توطئه كودتا مى چينند تا فروش گاز بوليوى به شيلى را به رغم ابراز اراده ملى مردم در مخالفت با چنان قراردادى قطعيت بخشند.
البته مقامات دولت آمريكا در اين توطئه يد طولايى دارند (كه البته از آستين «ديويد گرين لى» و دوستانش در سيا و حتى مقامات سازمان به اصطلاح امدادرسانى US AID» خارج شده است) افشاى يك يادداشت ضداطلاعاتى كه توسط منابع محرمانه بوليوى و شيلى نگاشته شده بود، اين دسيسه را برملا ساخت و سپس «اوو مورالس» نماينده كنگره بوليوى اين اقدام كودتا را محكوم كرد و بدين ترتيب، پرسشهايى مطرح شد. بله، خوانندگان محترم، جنبش ها و نهادهاى اجتماعى نيز كارهاى ضداطلاعاتى انجام مى دهند، ولى اجازه دهيد يكى يكى به اين موضوع بپردازيم.
فشارهاى راستگرايان
رئيس جمهور مسا پس از كسب قدرت در اكتبر ۲۰۰۳ قول داد از طريق يك همه پرسى با مردم بوليوى درباره صادرات احتمالى گاز به شيلى و ساير بازارها (عمدتاً در مكزيك و ايالات متحده) مشورت كند. اين يكى از خواسته هاى قيامى بود كه سلف «مسا» يعنى «گونزالو سانچز دلوزادا» را سرنگون كرد. همانطور كه پيش بينى مى شد، گروههاى صاحب منافع كه از آن همه پرسى احساس خطر مى كردند، براى حفاظت ا زكسب و كار خود بسيج شدند. در بين آنها، شركتهاى چندمليتى انرژى مانند «انرون»، «ريپسول» و «بى.جى» به چشم مى خوردند كه استخراج و حمل ونقل نفت و گاز بوليوى، آرژانتين، شيلى، اروگوئه و ساير كشورها را تحت كنترل دارند. در همين راستا، بنا به آن گزارش ضداطلاعاتى، اعضاى نيروهاى مسلح بوليوى همراه سياستمداران مرتبط با رئيس جمهورى سابق جهت اعمال فشار به دولت توطئه چيده اند.
در بحبوحه اين فشارهاى راست گرايان (و سرمايه دارى بين الملل)، چند بازيگردان آمريكايى نقش آفرينى كرده و در هفته هاى اخير هم به دولت «مسا» و هم به بخشهاى اجتماعى فشار آورده و بيش از پيش به دخالت در امور داخلى بوليوى پرداخته اند. يك نمونه بارز، مناقشه اخير در منطقه «يونگانس» بود كه كشاورزان «كوكا» جاده ها را بستند و احداث يك پايگاه در «لارنيكونادا» را كه بودجه اش توسط دولت آمريكا تأمين مى شود، متوقف كردند. همانگونه كه «آلكس كنترراس» رئيس دفتر «ناركو نيوز» در آمريكاى جنوبى مى گويد، محاصره ها از ۵ آوريل آغاز شد و پس از توافق بين كشاورزان و «آلفونسو فروفينو» وزير دولت بوليوى پايان يافت. ثمره اين توافقنامه، گفت وگوى عميق تر بين كشاورزان كوكا و دولت، توقف انهدام يونگاس و تعليق احداث پادگان در لارنيكونادا بود.
همان روز گرين لى با بازديد از دفتر وزير امور خارجه بوليوى براى اعلام اين نكته كه مسأله موادمخدر موضوع «حساسى» است، بر حرارت اين كشمكش افزود، اما حاضر نشد علناً موضعش را ابراز كند، در عوض، پرسشها را به مسأله معاهده اى منحرف كرد كه به مقامات نظامى آمريكا به خاطر آنچه در خاك بوليوى انجام مى دهند، مصونيت مى بخشد. اين معاهده كه به امضاى دولت «سانچز دلوزادا» رسيد، هرگز در كنگره ملى بوليوى تصويب نشد. گرين لى گفت: اميدواريم كه آن معاهده در يكى از همين روزها تصويب شود، زيرا مى خواهيم با بوليوى همكارى كنيم.
سه نقشه يك مثلث
آيا اين مبحث ارتباطى با مضمون اين مقاله دارد؟ بنا به گزارش ضداطلاعاتى، ظاهراً بى ارتباط هم نيست. در اين يادداشت آمده است: پرسنل اطلاعاتى سفارت آمريكا با ساير سازمانهاى جاسوسى (شيلى و اسرائيل) براى بى ثبات كردن دولت مسا همكارى مى كنند. اهداف آنها جلوگيرى از همه پرسى، توقف پارلمان، تصويب قانون جديد هيدروكربنها و دستيابى به فروش گاز از طريق شيلى است.
به منظور نيل به اين اهداف، عوامل سيا در مورد فرضيه ها و نقشه هاى گوناگون كار مى كنند. درحقيقت، سه نقشه اساسى هست كه نه تنها به دولت كارلوس مسا و حاكميت بوليوى تعرض مى كند، بلكه اراده ملت را درهم مى شكند: كودتا، برگزارى انتخابات زودهنگام يا تعطيلى كنگره.
بنا به اطلاعات به دست آمده از اين گزارش، هدف اصلى از آماده  سازى كودتا، برانگيختن واكنش نهادهاى اجتماعى براى ايجاد هرج و مرج و تفرقه داخلى است تا ورود نيروهاى نظامى شيلى تحت حمايت تفنگداران دريايى آمريكا جهت «آرام كردن» بوليوى توجيه شود. درنتيجه، آنها بساط نهادهاى اجتماعى را برمى چينند و دولتى را به قدرت مى رسانند كه مطابق اميال گروههاى صاحب منافع عمل كند، يعنى عملياتى شبيه كودتا عليه «ژان برتران آريستيد» در هائيتى. رهبرى كودتا برعهده «مقامات نظامى، رؤساى پليس و سفارت آمريكا خواهد بود.»
اما بنا به اين گزارش ضداطلاعاتى، آماده سازى كودتا با مشكل مواجه شده، چراكه برخى از فرماندهان نظامى واكنش هاى ميهن پرستانه به نمايش گذاشته و موجب شده اند تاريخ كودتا از ۲۵ مارس به زمان ديگرى موكول شود. در ميان فهرست اسامى فرماندهان نظامى و پليس ذكر شده در اين گزارش كه برخى از آنها بازنشسته شده اند، چند ژنرال ارتش مانند «ميگل ويدائوره»، «لوئيس وارگاس» و «اورلاند وپانياگا» و نيز چندين سرهنگ پليس كه همگى با «كارلوس سانچزبرزيان» وزيردفاع سابق ارتباط دارند، به چشم مى خورند. برزيان كه در حكومت «سانچزدلوزادا» خدمت كرده بود، مقصر كشتار دهقانان و شهروندان «ال آكتو» در اكتبر گذشته است.
تاخت و تاز نيروهاى شيليايى
به هرحال برخى از مقامات نظامى شيلى به بوليوى آمده اند تا سازماندهى اين نقشه را ادامه و در مناطق مرزى اعمال خرابكارانه انجام دهند. به موازات اين اقدامات، حركات غيرعادى نيروها و تسليحات شيلى در مرز شيلى و بوليوى، بخصوص در «كولچانه» در شمال شيلى، مشاهده شده است و دهها واحد ويژه (به استعداد ۵۰۰ نفر)، تانك، سوخت و مهمات مستقر شده اند. ساكنان شهرهاى كوچك جنوب بوليوى (در منطقه «اويونى» كه بزرگترين بيابان نمك دنيا در آن واقع شده) نيز ورود نيروهاى نظامى شيلى را محكوم كرده اند و مى گويند كه آنها وارد اين شهرها مى شوند و به گونه اى عمل مى كنند كه گويى در شهرهاى كشور خودشان جولان مى دهند.
اما چنانچه اين نقشه به شكست انجامد، سازمانهاى جاسوسى شيلى، اسرائيل و آمريكا نقشه «ب» را به اجرا خواهندگذاشت: اعمال فشار به دولت مسا براى برگزارى انتخابات زودهنگام. به نظر مى آيد «خورخه توتو كويروگا» رئيس جمهورى سابق بوليوى در اين توطئه دست داشته باشد و به همدستانش در بوليوى دستور مى دهد براى برگزارى انتخابات زودهنگام در «مه يا ژوئن ۲۰۰۵» تلاش كنند. هدف آنها، جلوگيرى از اصلاح قانون هيدروكربنها و محقق ساختن صادرات گاز به شيلى است. اين امر معقول به نظر مى رسد، زيرا كويروگا در خلال بازديدش در دسامبر ۲۰۰۲ از ايالات متحده، اولين توافقنامه هاى فروش گاز بوليوى را با جورج بوش امضا كرد.
چنانچه نقشه هاى «الف» و «ب» متوقف شود، نقشه «پ» زمينه را براى تعطيلى كنگره و انحلالش فراهم مى آورد يا دست كم سناتور «لئوپولفدو فرناندز» از حزب تأسيس شده توسط ديكتاتور معدوم «هوگو بانزر» و «كويروگا» براى آماده سازى كودتا تا ماه آگوست آينده در سمتش به عنوان رئيس سنا بماند. طبق قانون اساسى بوليوى، چنانچه رئيس جمهور و معاونش قادر به اجراى وظايف نباشند، به عبارت ديگر، اگر توطئه چينان موفق به سرنگونى كارلوس مسا شوند، در حال حاضر، بوليوى معاون رئيس جمهور ندارد، پيش از استعفاى سانچز دلوزادا، مسا معاون رئيس جمهورى بود. رئيس سنا، رئيس جمهورى جديد خواهدشد.
توطئه مرخصى گرفتگان
اين سند ضد اطلاعاتى تنها مدرك اين مسائل نيست. ژنرال «لوئيس آراندا گرانادوس» فرمانده نيروهاى مسلح در ۲۶ مارس در تلويزيون محلى اعلام كرد: «ژنرالها، سرهنگ و افسران ميان پايه اى كه از نيروهاى مسلح مرخصى گرفته اند، مى كوشند دولت كارلوس مسا را به كمك برخى احزاب سياسى و اتحاديه هاى كارگرى بى ثبات كنند.»
درواقع، ساعاتى پس از آن كه اوو مورالس نماينده كنگره اين گزارش ضداطلاعاتى را فاش كرد، رهبر جنبش انقلابى چپ در پارلمان از «گوتساوو آردوندو» وزيردفاع خواست درباره اين توطئه كودتا گزارش دهد. وى گفت: «ما از وزير دفاع مى خواهيم درباره بيانات فرمانده نيروهاى مسلح توضيح دهد كه چگونه مقامات پليس و ارتش كه مرخصى گرفته اند، نقشه كودتا مى كشند.»
مقامات آمريكايى در حالى كه احتمال مداخله نظامى مستقيم (يا غيرمستقيم) را ارزيابى مى كنند، در فكر دخالت در همه امورى هستند كه آينده بوليوى را شكل مى بخشد. سازمان USAID اخيراً يك طرح توسعه اجتماعى و دموكراتيك را در شهر «ال آتو» كانون شورش اكتبر پيش، به راه انداختند. آمريكايى ها ۳۰۰ ميليون دلار را اساساً صرف اجير كردن آدم و ترغيب گفتمانى مى كنند كه با سياستهاى آمريكا مانند فروش گاز سازگارى دارد.
در نمونه اى مشابه، «ناركونيوز» چند روز پيش گزارشى را دريافت كرد كه برخى سازمانهاى تحت حمايت دولت آمريكا را به اعمال نفوذ بر پارلمان بوليوى متهم كرد. «اسكار اوليورا» رهبر حزب كارگر، «لئونيلدا زوريتا»، رهبر كشاورزان كوكا و «لوئيس سانچز» مدافع، حقوق بشر اين اتهام را در بيانيه اى در يك سمينار در «كوچا بامبا» مطرح كردند. اين بيانيه كه براى چند سازمان رسانه اى ارسال شد، بر مداخله مؤسسه ملى دموكراتيك براى امور بين الملل و مؤسسه بين المللى جمهورى اشاره دارد. اين دو نهاد فعالانه در توطئه هاى كودتا عليه دولت «هوگو چاوز» در ونزوئلا دخالت داشته اند. به عنوان مثال، در ۱۲ آوريل ،۲۰۰۲ در فاكسى كه براى رسانه ها ارسال شد، «جورج فولسون» رئيس مؤسسه بين المللى جمهورى از سقوط چاوز از قدرت ابراز خرسندى كرد.
حمله به مردم سالارى آمريكاى لاتين
همانگونه كه خوانندگان گرامى مى بينند، آنچه در اكتبر ۲۰۰۳ در بوليوى آغاز شد، هنوز به فرجام نرسيده است و به گفته رهبران اجتماعى بوليوى، گروههاى خارجى مرتبط با بانكها وشركتهاى نفتى يك استراتژى كامل براى مرحله تازه تسلط بر مردم بوليوى تدوين مى كنند. در كشاكش بازيهاى سرنوشت، لازم است به ياد داشته باشيم (و به خاطر بياوريم) رئيس جمهورى كنونى شيلى، «ريكاردو لاگوس» به اصطلاح سوسياليست، در كشورى زندگى مى كند كه دولت سوسياليست سالوادور آلنده را ژنرال آگوستوپينوشه با يك پروژه سياسى بسيار مشابه سرنگون كرد. ما نمى دانيم آيا لاگوس قتل عام ها و تبعيدهاى فراوان از جمله تبعيد خود را كه به فرمان اين ديكتاور صورت گرفته بود، به خاطر مى آورد يا اينكه امروز او خودش، همان شيوه هاى بى رحمانه دشمنانش را پيشه كرده است؟ ما بايد هوشيار باشيم، زيرا اين حمله اخير به مردم سالارى و جنبشهاى اجتماعى در آمريكاى لاتين تازه آغاز شده است و متأسفانه ما ناگزيريم در اين باره گزارشهاى بيشترى بدهيم.
* نويسنده: چيبولگمن
منبع: ناركو نيوز‎/ مترجم: رضا اسدى
نگاه به آفريقا، پاسخ به رقبا
نادر كريمى جونى
168354.jpg
تلاش ماههاى اخير ايالات متحده براى ايجاد پايگاههاى مبارزه با تروريست ها در شمال آفريقا و مشخصاً در الجزاير و افزون بر آن، بهبود روابط ميان طرابلس و واشنگتن طى هفته هاى اخير اين پرسش مهم و راهبردى را در محافل سياسى آفريقا پديد آورده كه بعد از گذشت چند دهه، آيا ديدگاه واشنگتن در باره آفريقا تغييريافته است؟ و آيا در مورد آنچه كه اراده ايالات متحده براى مبازره با تروريسم خوانده مى شود، سرانجام كاخ سفيد و كشورهاى آفريقايى به تعاملات جديدترى دست يافته اند؟
به نظر مى رسد كه موضوع، عميق تر ازآن باشد كه در چارچوب مبارزه با تروريسم محدود شود و اگر روابط ايالات متحده با كشورهاى آفريقايى در سه مرحله دوران جنگ سرد، پيش از يازدهم سپتامبر و پس از آن بررسى شود، آنگاه شايد بتوان پاسخ هاى دقيق تر به اين سؤالات داد.
تقريباً هيچ اختلاف نظرى در مورد نگاه امنيتى ـ استراتژيك ايالات متحده آمريكا به آفريقا در طول جنگ سرد وجود ندارد. گذشته از مصر كه پس از «جمال عبدالناصر» و مشخصاً پس از كنفرانس «كمپ ديويد» به طور محسوسى به واشنگتن گرايش پيدا كرد و در چارچوب مناقشه خاورميانه به يكى از متحدان منطقه اى و دريافت كنندگان كمك از ايالات متحده تبديل شد، ساير كشورهاى حاشيه شمالى آفريقا حتى پس ازپايان جنگ سرد نيز فاصله خود را با واشنگتن حفظ كردند و با فروپاشى اتحاد شوروى سابق به جاى نزديكى به آمريكا، به تشكيل يا تقويت اتحاديه هاى منطقه اى و گاه همكارى با ساير كشورهاى كمونيستى مانند چين و يا اروپا روى آوردند.
در اين دوران ـ جنگ سرد ـ ايالات متحده نه تنها در شمال كه در مركز و جنوب آفريقا نيز تنها براى محدود ساختن نفوذ اتحاد شوروى سابق تلاش مى كرد و مهمترين ملاحظه كاخ سفيد در اين باره كاهش و يا حداقل حوزه نفوذ مسكو به معدود كشورهايى بود كه اتحاد شوروى را به عنوان متحد استراتژيك پذيرفته بودند. در اين باره ، البته ساير متحدان آمريكا كه روابط نزديكترى با كشورهاى آفريقايى داشتند، خواسته يا ناخواسته در راستاى منافع ايالات متحده عمل مى كردند چنانكه اتحاديه كشورهاى فرانسوى زبان (فرانكوفون) كه تعداد قابل توجهى از اعضاى آن در شمال، مركز و جنوب آفريقا قراردارند و يا كشورهاى جامعه مشترك المنافع انگليس كه برخى كشورهاى ثروتمند و با نفوذ آفريقايى، مانند آفريقاى جنوبى، را دربرمى گيرد، ديوار نفوذناپذيرى درمقابل توسعه متحدان اتحادى شوروى در آفريقا ايجاد كرده بودند. به اين ترتيب، اگرچه كشورى مانند روآندا و يا آفريقاى مركزى هيچ گاه در صف متحدان آمريكا قرارنگرفتند، اما ايستادگى شان در مقابل اتحاد با مسكو، خود به خود دايره نفوذ اتحادى شوروى سابق در قاره سياه را محدود كرده بود. ضمن آنكه ضعف اقتصادى متحدان آفريقايى اتحاد شوروى سابق، عملاً مسكو را به پرداخت كمكهاى مختلف اقتصادى ـ نظامى به اين كشورها ـ براى حفظ شان ـ مجبور كرده و همين امر با توجه به توان محدود اقتصادى مسكو، به شدت بر قدرت مانور رهبران اتحاد شوروى در آفريقا تأثيرمنفى گذاشته بود.
همين خدمت متحدان اروپايى به واشنگتن در كنار اين نكته مهم كه آفريقا منطقه ژئوپلتيك عمده اى در جهان محسوب نمى شود، باعث شده بود تا اگر نه به طور كامل، كه حداقل به ميزان زيادى از توجه رهبران كاخ سفيد به قاره سياه كاسته شود. چنانكه در تمامى دوران جنگ سرد، هيچ يك از پايگاههاى استراتژيك نظامى آمريكا در آفريقا تأسيس نشد. آفريقا از نظر اقتصادى نيز هيچ جذابيتى براى كاخ سفيد نداشته است، چه آنكه در تمامى دوران جنگ سرد به جز نيجريه كه به سبب بهره مندى از ثروت نفت، روابط به نسبت خوبى با محافل نفتى آمريكا برقرار كرده بود، ساير كشورهاى اين قاره ارتباط اقتصادى بسيار اندكى با ايالات متحده داشتند، چنانكه تمامى قاره آفريقا تنها يك درصد از كالاهاى وارداتى ايالات متحده آمريكا را تأمين مى كردند. همچنين آمارها نشان مى دهد كه سرمايه گذارى ايالات متحده در برزيل به تنهايى با ميزان كل سرمايه گذارى اين كشور در قاره آفريقا برابرى مى كرده است.
در اين ميان، تقريباً هيچ شكى وجود ندارد كه فروپاشى اتحاد شوروى سابق رتبه ژئوپلتيكى آفريقا را متنزل كرده و بدين ترتيب، از ميزان توجه ايالات متحده به آفريقا پس از سال ۱۹۹۰ به شدت كاسته شد. ناظران در اين باره با اشاره به فروپاشى بلوك شرق يادآورى مى كنند كه پيوستن يا تسليم متحدان اتحاد شوروى سابق درمقابل ايالات متحده به ترس آمريكا در مورد گسترش كمونيست در آفريقا پايان داده و باعث شد تا رهبران كاخ سفيد كه در سالهاى ابتدايى دهه ۹۰ با مشكلاتى همچون اشغال كويت از سوى عراق، مناقشه خاورميانه، گسترش ناتو به شرق و ... مواجه بودند، توجه بازهم كمترى را به آفريقا و كشورهاى آفريقايى معطوف كنند.
افزون بر اين و درپى بروز خشونت هاى قومى در مناطق بالكان، ايالات متحده براى كاهش تنش هاى بين المللى و در راستاى گسترش صلح، توجه خود را به كاهش مشكلات قومى ـ منطقه اى آفريقا نيز معطوف كرد. اين رفتار واشنگتن به ويژه با تلاشهاى رهبران كاخ سفيد براى ايجاد مفهوم تك ابرقدرتى و ابرقدرت مسؤول انطباق داشت؛ همانگونه كه ماجراى صربستان و يوگسلاوى سابق با دخالت ايالات متحده و قرارداد صلح ديتون پايان يافت، در آفريقا نيز برخى مناقشات در سومالى، ليبريا، روآندا و ... با دخالتهاى آمريكا آرام شد. چه در دوران پس از جنگ سرد، تثبيت مفهوم تك ابرقدرتى، تحميل آن به افكار عمومى جهان و نيز متحدان اروپايى، مستلزم حضور مقتدرانه و تصميم سازى مؤثر درباره تحولات جهانى بود كه ايالات متحده نمونه هايى از اين رفتار به اصطلاح مسؤولانه براى رهبرى و مديريت تحولات جهانى را با ملت سازى در سومالى، دخالت در مناقشات ليبريا، اعمال نفوذ براى به قدرت رسيدن و بر سر قدرت ماندن «ژان برتراند آريستيد» و عملياتهايى از اين دست انجام داد.
با اين وجود، نمى توان انكار كرد كه وقوع حادثه يازده سپتامبر همان گونه كه وجهه استراتژيك نگاه ايالات متحده درباره مسائل جهانى را تقويت كرد، درباره آفريقا نيز اين حادثه تأثيرگذار شد و به اين دليل، نگاه رهبران كاخ سفيد به قاره آفريقا پس از يازده سپتامبر ۲۰۰۱ دچار تحول اساسى شد. در اين باره، نكته روشن آن است كه ايالات متحده تنش هاى موجود در آفريقا را به عنوان عامل گسترش نا امنى كه مقدمه اى براى بروز حركتهاى تروريستى خواهد بود، تلقى كرد كه از اين بابت، واشنگتن تلاش عمده اى را براى كاهش تنش هاى سياسى ـ نظامى در كشورهاى آفريقايى به عمل آورد. همچنين اقدامات بشردوستانه واشنگتن براى احياى پرستيژ ايالات متحده در كشورهاى ضعيف و توسعه نيافته نيز دنبال شد، چنانكه «جورج بوش» سال گذشته طى سفرى به پنج كشور آفريقايى، ۵ ميليارد دلار براى مبارزه با بيمارى ايدز اختصاص داد كه از اين بابت شايد بتوان گفت كه هم اهداف و هم دستاوردهاى سفر سال گذشته بوش به كشورهاى آفريقايى با آنچه كه سلف او «بيل كلينتون» در سفرى دوازده روزه به آفريقا انجام داد، به طور كلى متفاوت باشد.
بررسى سفر بوش، همچنين دو محور عمده را در استراتژى و سياستگذارى نوين كاخ سفيد نشان مى دهد؛ نخست آنكه ايالات متحده درصدد قطع و يا كاهش وابستگى خود به نفت خاورميانه است و ديگر آنكه در راستاى تسلط هرچه بيشتر بر رقبا و در پوشش مبارزه با تروريسم، آمريكا در صدد گسترش هرچه بيشتر نفوذ خود در كشورهاى مهم آفريقاست. در اين باره، ناظران امور آفريقا مى گويند كه تلاشهاى اخير آمريكا براى هرچه فعال تر كردن حوزه هاى نفتى آفريقا در كشورهايى نظير الجزاير، گابن، نيجريه و دست آخر ليبى و افزون بر اين كشورها، در برخى ميادين احتمالى دريايى در مديترانه و اقيانوس اطلس گام مهمى براى كاستن از ميزان وابستگى آمريكا به انرژى خاورميانه محسوب مى شود. همين ناظران توضيح مى دهند كه در پى حوادث اخير و به ويژه پس از حمله آمريكا به عراق كه با نارضايتى شديد و اعتراض هاى تند مقامات عرب مواجه شد، ايالات متحده دريافت كه براى تأمين انرژى نمى تواند تنها به كشورهاى حاشيه خليج فارس متكى باشد. حال، اگر اخبارى كه درخصوص اراده استراتژيست هاى آمريكايى براى اجراى طرح خاورميانه بزرگ جدى تلقى شود، اين احتمال كه كاخ سفيد مى خواهد با انتقال بخشى از نيازمندى هاى نفتى خود به آفريقا، وابستگى خود را به اعراب كاهش دهد و زمينه را براى اجراى كامل و بدون مزاحم طرحهاى خاورميانه اى اش آماده كند، تقويت مى شود. چه در صورت اجراى اين طرح و بروز مناقشه احتمالى ميان اعراب با آمريكا ممكن است نگاه مهربان اعراب خليج فارس به واشنگتن تغيير يابد. اين امر سابقه نيز داشته است؛ جدا از شوك نفتى دهه ۷۰ ميلادى، هنگامى كه در سال ۲۰۰۲ ميلادى ايالات متحده بر حمايت مطلق از اسرائيل اصرار مى كرد، اميرعبدالله وليعهد عربستان، در واكنش خشم آلودى، واشنگتن را به بهره گيرى از سلاح نفت تهديد كرد. حال، اگرچه آن تهديد كه با ژست حمايت از فلسطين و براى نافذ شدن طرح صلح امير عبدالله مطرح شد، هيچ گاه عملى نشد، اما هيچ بعيد نيست كه به هنگام در معرض تهديد قرارگرفتن ماهيت حكومتهاى عرب، اينگونه تهديدات جامه عمل به خود بپوشد.
افزون بر اين، روشن است كه در تعريف نزديكى به آفريقا، كاخ سفيد نوعى ديدگاه استراتژيك را نيز در آن لحاظ كرده است؛ وقوع حادثه يازدهم سپتامبر و نقش سلفى هاى مسلمان در حمله به منافع آمريكا و اروپا در بندرعدن، كراچى و عربستان، به ويژه باتوجه به خاستگاه سلفى هاى مسلمان ـ الجزاير ـ آمريكا را ناگزير كرده است تا براى آنچه كه ريشه كنى ترور و تروريسم خوانده مى شود، حضور فعال ترى در آفريقا و به ويژه نواحى مسلمان نشين آن داشته باشد.
اما اين حضور فعال تر در آفريقا، خود، نوعى هماوردطلبى درمقابل متحدان پيشين و رقباى امروز نيز محسوب مى شود، طى ماههاى اخير ايالات متحده به ويژه براى تحت فشار گذاشتن رقيب ديرين خود، فرانسه كه در جريان جنگ عليه عراق، مشكلات آزاردهنده اى براى كاخ سفيد به وجود آورد و همچنين تنبيه متحد ناسپاس خويش ـ آلمان ـ تصميم گرفته است به حوزه نفوذ آلمان و فرانسه در آفريقا دست اندازى كند. بدين جهت، ايالات متحده باحضور در كشورهاى مهم آفريقايى و به ويژه با ايجاد پايگاههاى استراتژيك نظامى در خاك نزديك ترين متحد آفريقايى فرانسه، الجزاير، پاسخ هاى متقابلى را براى رهبران «اليزه» ارسال كرده است كه به نظر مى رسد دامنه اين حركتهاى تلافى جويانه در ماههاى آينده و احتمالاً پس از پيروزى نومحافظه كاران آمريكا و بوش در انتخابات رياست جمهورى به نحو مؤثرى گسترش يابد.
در عين حال، اين نكته مهم نيز قابل يادآورى است كه اين هماوردطلبى ميان آمريكا و رقبايش در آفريقا، ممكن است هيچ دستاورد قابل ملاحظه اى براى شهروندان آفريقايى نداشته باشد چه در طول ساليان متمادى آفريقاييان همواره شاهد استعمار و تسويه حساب قدرتهاى بزرگ در خاك بوده و بارها وجه المصالحه معاملات اين قدرت ها قرارگرفته اند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |