سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۳ - ۱۹ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 8, 2004
حوادث
سال دهم - شماره ۲۸۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
ضميمه ۸
آرشيو
در جلسه دوم محاكمه متهم به قتل همسر ناصر محمدخانى صورت گرفت
در حاشيه دادگاه
> ناصر محمد خانى بلافاصله پس از ورود به جلسه دادگاه دو فرزندش را در آغوش گرفت. آنها دقايقى پيشانى هايشان را به هم چسبانده و آرام مى گريستند.

> وقتى ناصر محمد خانى در دومين جلسه دادگاه همانند جلسه اول ديرتر از بقيه آمد درحاليكه به سرعت پله هاى ورودى به دادسرا را بالا مى رفت گفت: باز هم دير شد نمى دانم چرا هميشه دير مى شود.

> اعضاى خانواده «شهلا» در رديف سوم دادگاه و خانواده «لاله» در رديف دوم نشستند. برخورد والدين و خانواده «لاله» باناصر محمدخانى برخلاف روز اول گرمتر و صميمى تر شده بود.

> شهلا در ساعت ۹‎/۱۵ دقيقه در حاليكه بسيار پريشان و آشفته نشان مى داد باگفتن اينكه پس از رفتن از دادگاه كتك خورده است. به همراه يك مأمور زن وارد دادگاه شد.

> وقتى «شهلا» با ظاهرى كاملاً متفاوت باجلسه گذشته وارد دادسراى امور جنايى تهران شد.زندانبانان با بيان اينكه او كتك خورده است و حال و حوصله و ناى راه رفتن ندارد او را همراهى مى كردند.

> «شهلا» گفت كه ديروز مى خواستم با وكيل مدافعم حرف بزنم مسؤولان زندان نگذاشتند. البته اين ادعا تأييد نشده است.

> «شهلا» قبل از شروع دادگاه گفت كه قاضى بايستى حافظ جان من باشد و اين را در جلسه دادگاه خواهم گفت.

> در ابتداى دادگاه قاضى جعفرزاده از محدوديت مكان براى حضور همه خبرنگاران عذر خواهى كرد.

> به درخواست كتبى وكيل محققى براى از بين رفتن شائبه در تلقين به «شهلا» كه وى ادعا داشت در روز بازسازى صحنه قتل افسر پرونده برخى موارد را به وى تلقين كرده است، فيلم بازسازى صحنه قتل بطور كامل پخش شد.

> «شهلا» وقتى فيلم بازسازى صحنه قتل پخش مى شد به دقت آن رانگاه مى كرد و گاهى با خيره شدن به قاضى پرونده سرش راتكان مى داد.

> وقتى «شهلا» در خصوص شب قبل از قتل در فيلم بازسازى صحنه حرف مى زد و حرف هايى كه بين «لاله» و مادرش به صورت تلفنى راتوضيح مى داد مادر و خواهران «لاله» به گريه افتادند.

> «شهلا» كه منكر حضور در خانه «لاله» در شب قبل از جنايت ـ در اولين جلسه محاكمه ادعا كرد ـ شده بوددر فيلم بازسازى صحنه كوچكترين حرف هاى رد و بدل شده بين «لاله» با «مهنوش» شب قبل از قتل را تشريح كرد و حتى به نوع پوشش آنها در آن شب اشاره كرد.

> وقتى در جريان پخش فيلم بازسازى صحنه قتل، حال «شهلا» به هم خورد، به درخواست قاضى پرونده از پخش اين فيلم جلوگيرى شد و وقتى «شهلا» گفت بخاطر اين فيلم نبوده است كه حالت تهوع پيدا كرده است و مانعى در پخش فيلم نديد به ادامه پخش فيلم نظر داده شد.

> «شهلا» وقتى در فيلم بازسازى صحنه قتل نشان داده مى شد كه او چگونه با ضربه چوب به سر «لاله» در تختخواب زده است با نگاهى به «ناصر» جملات خاص را با حركات صورت و دهان به او گفت.

> «شهلا» در حين پخش آنجايى كه «لاله» زيردست و پاى او التماس مى كند، مقدارى متأثر شد. جلسه قبلى در اين صحنه «شهلا» گريه مى كرد.

> «شهلا» وقتى در فيلم پخش شده كه او مى گفت چاقو در دست «لاله» بود روى سينه اش نشستم به سمت وكيل خرمشاهى برگشت و مطالبى را براى تأييد اينكه دروغ پردازى كرده است بيان كرد.


> مادر «لاله» وقتى «شهلا» در بازسازى صحنه قتل چگونگى مرگ «لاله» و آخرين نفسهاى وى را شرح داد با صداى بلند گريه كرد با دست به صورتش كوبيد و گفت: چه كسى حاضر است از قاتل دخترم دفاع كند، چگونه مى توانيد از قاتل دفاع كنيد.

> قاضى پرونده در بيان چگونگى بازسازى صحنه قتل كه هيچ القايى از سوى پليس و قاضى در آن ديده نشد گفت كه در آن شب بازسازى به جز مأموران و قاضى، خبرنگارى از روزنامه ايران و عكاس اين روزنامه حضور داشتند و علت آن بخاطر خرابى دوربين تشخيص هويت و تجهيز اين خبرنگار و عكاس به دوربين ديجيتالى بود كه به آنان اجازه حضور داده شد تا تصاوير بازسازى صحنه در پرونده وجود داشته باشد.

> قاضى پرونده با توجه به اينكه حال «شهلا» مساعد نبود با هماهنگى مسؤولان قضايى از اورژانس و دكتر خواست كه در دادسراى امور جنايى تهران مستقر شوند.

> قاضى پرونده به وكيل مدافع «شهلا» و خود متهم گفت كه اگر حال خوشى ندارد و قادر به ادامه حضور در جلسه دادگاه نيست دستور تنفس صادر كند يا جلسه را به روز ديگرى موكول كند و «شهلا» گفت كه براى حالت تهوعى كه دارم از حضار عذر مى خواهم و درجلسه مى مانم.

> «شهلا» وقتى وكيل مدافع وى درحال دفاع بود درخواست معاينه از سوى دكتر اورژانس را مطرح كرد كه وى از صندلى هاى رديف جلوى دادگاه براى انتقال به بيرون برخاست ولى بنا به صلاحديد مأموران حراست با توجه به شلوغى پشت در دادگاه در نزديكى در خروجى روى صندلى نشست. مأموران اورژانس در دادگاه حضور يافتند و او را تحت معاينه قرار دادند.

> «شهلا» وقتى تحت معاينه بود در اعتراض به وكيل خانواده لاله عنوان كرد كه چرا او در روزنامه من را قاتل معرفى كرده است.

> «شهلا» به صلاحديد دكتر اورژانس به بيرون از دادگاه انتقال داده شد تا تحت معاينه قرار گيرد.

> قبل از شروع جلسه دادگاه قاضى خبر كناره گيرى «شعله سعدى» يكى از وكلاى اولياى دم را اعلام كرد.

> وقتى برادر «شهلا» ادعا كرد كه بعد از اعترافات «شهلا» از سوى افسر پرونده به اداره آگاهى فراخوانده شده است و از او خواسته شده تا بگويد شب قبل از قتل، «شهلا» در خانه نبوده است، قاضى به او شرح داد كه شما در بازجويى ها نزد من گفته ايد شب قبل از قتل وقتى از نمازخواندن در مسجد محله تان به خانه برگشتيد خواهرت در خانه پدرى يعنى در«خليج» بود، صبح روز قتل ساعت ۱۱ وقتى از خواب بيدار شدى باز او در خانه بود و وقتى از نماز ظهر كه در مسجد خوانده اى به خانه بازگشته اى باز در خانه بود.
اين در حالى است كه هم اقرار «شهلا» و هم مدارك غيرقابل انكار وجود دارد كه «شهلا» ساعت ۱۷ و ۴۰ دقيقه جلوى خانه «ناصر» بوده و با تلفن خانه «لاله» تماس گرفته است .ساعت ۸ همان شب آخرين تماس تلفنى با موبايلش به خواهرش ـ نرگس ـ داشت وموبايل را خاموش كرده است تااينكه ساعت ۱۱ صبح روز قتل براى اولين بار با تلفن خانه پدرى تماس گرفته است، «شهلا» در ساعت ۱۱ روز قتل به بانك رفته است در خيابان شريعتى وچگونه مى توانسته است همزمان هم در خانه پدرى باشد وهم به بانك برود.

> «شهلا» وقتى براى معاينه به بيرون ازدادگاه انتقال يافت در يكى از اتاق هاى دادسرا زير سرم رفت و دكتر اورژانس به خاطر افت فشار «شهلا» به وى سرم و آمپول ضد تهوع تزريق كرد.

> يكى از مسؤولان حراست دادگسترى وقتى «شهلا» خارج از دادگاه بود نزد قاضى جعفرزاده رفت و با بيان اينكه «شهلا» پس از تزريق آمپول و سرم آمادگى حضور در جلسه دادگاه را دارد از وى كسب تكليف كرد و قاضى دادگاه صلاح ديد «شهلا» براى استراحت به زندان اوين انتقال يابد.

> انتقال «شهلا» از دادسرا به خودروى زندان را هيچ كس نديد و متوجه آن نشد، صورتش را پشت چادر پنهان كرده بودند و هنوز محاكمه ادامه داشت كه او را پنهانى از اتاق معاينه خارج كردند.
در جلسه دوم محاكمه متهم به قتل همسر ناصر محمدخانى صورت گرفت
جدال وكلاى شهلا و خانواده لاله
168414.jpg
• بقيه از صفحه ۶ (داخلى)

شما گفته بوديد اقرار شما نزد قاضى بوده. اين اقرارها بى ارزش است. چون او انكار كرده است. سپس خرمشاهى بحث پرداختن به دفاعيات ماهوى را به وقت ديگرى موكول كرد. اين در حالى بود كه متهم پرونده به دليل پايين آمدن فشار خونش به بيرون از دادگاه منتقل شد تا از سوى مأموران اورژانس تحت مداوا قرار گيرد.
قاضى جعفرزاده نيز وكيل را خطاب قرار داده و گفت: چند سؤال از شما دارم. شما از چه وقتى وكالت پرونده را پذيرفته و وارد شديد شما مى توانستيد دعوت شهود را به دادگاه اعلام كنيد. ما تحقيقاتى كه مورد نظرشماست به صورت كامل انجام داده ايم . از نظر ما نيازى به تحقيقات ديگر نبود.
وكيل نيز با اشاره به صحبت هاى مورداشاره قاضى درباره مصطفى جاهد گفت: وقتى شهادت او مطرح شد، اين مسأله به فكرم رسيد كه بار ديگر از او در دادگاه تحقيق شود.
قاضى: يعنى اسم هر كسى كه در دادگاه مطرح شد بايد به دادگاه آورده و تحقيق شود.
وكيل: چه اشكالى دارد براى روشن شدن واقعيت اين تحقيقات انجام شود.
قاضى: شما در بيانات خود فيلم بازسازى صحنه را صحنه نمايش ذكر كرديد.
وكيل: گفتم صحنه بازسازى فيلم در دادگاه نمايش داده شد. و سؤالم اين بود كه آيا كار طبق قانون درست بود؟
در اين هنگام مصطفى جاهد برادر شهلا با حضور در جايگاه مخصوص و معرفى خود آماده پاسخ به پرسش ها شد و گفت: آن شب قبل از حادثه وقتى از مسجد برگشتم ، خديجه خانه بود. خودرو اش را پشت يك عقب نشينى مى گذاشت آن روز در مقابل در خانه پارك كرده بود. ساعت ۱۹ و ۳۰ دقيقه بود. حتى شعرى هم برايم خواند. تا ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه كه مى خواستم بخوابم او در خانه بود. صبح كه براى نماز صبح بيدار شدم او را هم بيدار كردم وقتى ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه برگشتم او را نديدم.
قاضى: شما بيشتر وقت رادر خواب بوديد؟
مصطفى : من مريضى دارم وبايد استراحت كنم.
قاضى دادگاه با تذكر اينكه شهادت دروغ جرم به حساب مى آيد خواست تا مصطفى اظهاراتش را بگويد. او گفت: تمام گفته هايم واقعى و به دور از دروغ است.
قاضى گفت: در حاليكه شهلا در آن ساعت ها از بانك پول از حساب محمدخانى برداشت كرده است چگونه مى توانست در خانه باشد؟ از طرفى شما در تحقيقات گفته بوديد كه شهلا اغلب شب ها در خانه بود. گاهى اوقات از مادر هم پرستارى مى كرد. و بيرون از خانه سپرى مى كرد.
شاهد پاسخ داد: او هرچه مى گفت ما هم مى پذيرفتيم چون بزرگتر از ماست. بعد از اعترافاتى كه خواهرم داشت افسرپرونده زنگ زد گفت بيا آگاهى و بگو كه درخانه نبوده است وگرنه قاضى برايت ۲سال زندان مى برد، من هم كه تا آن زمان پليس نرفته بودم ترسيدم و آن حرف ها را گفتم. چون وكيل مدافع شاكى پرونده سؤالى از شاهد نداشت قاضى ازوكيل اولياى دم خواست تا درجايگاه قرار بگيرند و اگر مطلبى دارد بيان كند.
محققى وكيل خانواده لاله گفت: امروز وقتى مى خواهم دراين باره بگويم وقتى مطبوعات روز را ديدم فكرنمى كردم تا اين اندازه موضوع منعكس كنند. با عنايت به جرمى كه ايجادشده و مردم جناب آقاى محمدخانى را به عنوان ورزشكارى معروف قبول دارند اين شرايط به وجود آمده است. مى خواهم بگويم فيلمى كه امروز پخش شد رئيس دادگاه و مأموران در بازسازى صحنه گرفته اند، با فيلم هاى ديگر تفاوت دارد. وقتى آن را ديدم گفتم آيا مى شود ترديدى درباره صادقانه بودن آن گفته ها كرد. متهم خصلتش دراين است كه منكر شود.
اعتقاد من براين بود كه چيزى بهتر از صادقانه حرف زدن نيست. متهم بسيار زيرك و باهوش است. اما از اين زيركى و باهوشى درچه راهى استفاده شود مهم است. فرزندى كه درميان ۱۲ تا ۱۴ بچه بزرگ شود، نيازمند بررسى است. يقيناً ثابت است كه شهلا جاهد آن شب در آن خانه بوده است، من وقتى ديروز به هنگام پخش صحنه هايى از فيلم، گريه هاى او را ديدم، تصوركردم او اكنون اعتراف خواهدكرد.
به عقيده من خانم جاهد آن شب بانقشه قبلى به قصدكشتن لاله رفته بود و تقاضا دارم خانم مهنوش كه شب قبل از حادثه درخانه لاله بوده را به دادگاه دعوت كنند. چون اين زن در دادگاه حضورنداشت قرار شد زمان ديگرى تحقيق از او انجام شود.
دراين هنگام خرمشاهى با اعتراض به وكيل اولياى دم گفت: او حق واردشدن درماهيت دفاع را ندارد، چون روزنخست دادگاه صحبت كرده است. قاضى جواب داد: چون وكالت از اولياى دم ـ مادر ـ را امروز آورده مشكلى نيست. سپس محققى ادامه داد: يك بار اقرار براى اثبات اتهام كافى است. ولى اين اقرار بايد با واقعيت تطبيق داشته باشد. اقرار وقتى ازسوى متهم صورت مى گيرد، بارها ديده شده كه پس ازمدتى منكرمى شود. بعد شهادت مشهوداست. دررابطه با اين قتل شاهدى نيست.
بعد هم علم قاضى است كه براى خود او حاصل مى شود. من تصورمى كنم براى رياست دادگاه كه خود تحقيق هم كرده است علم حاصل شده است. تقاضا دارم اگر نظرشان بر محكوميت متهم بود به علم خود هم استناد بكند. درپايان دادگاه قاضى گفت: چندين بار به صورت هاى متوالى از شهلا جاهد تحقيق شده و درهمه موارد او اعتراف كرده است در قسمتى از پرونده گفته كه جنون آنى به من دست داده بود كه بايد از پزشكان قانونى پرس وجو كنيم. سپس چون «شهلا» به دليل وخامت حالش به بهدارى زندان انتقال داده شده بود قاضى دادگاه ادامه دفاعيات وكلاى متهم را به ساعت ۱۰ روز بعد موكول كرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |