دومين جلسه رسيدگى به اتهامات خديجه جاهد معروف به «شهلا» درحالى برگزار شد كه او در جلسه نخست تمامى اظهارات قبلى اش درباره ماجراى ورود به خانه «فاطمه سحرخيزان» و قتل او را منكر شده بود.
قتل همسر ناصرمحمدخانى يكى از جنجالى ترين پرونده هاى جنايى در سال اخير بود كه سرانجام پس از بررسى هاى طولانى پليسى و قضايى «شهلا» به عنوان متهم به قتل معرفى و تحت محاكمه قرارگرفت.
در ابتداى جلسه قاضى جعفرزاده دستور داد تا بنا به درخواست، محققى وكيل اولياى دم فيلم كامل بازسازى صحنه قتل توسط متهم براى حاضران پخش شود.
وقتى پخش فيلم شروع شد، همه نگاهها به طرف «شهلا» بود او نزديكترين فرد به تلويزيون بود.
با شروع فيلم بازسازى صحنه سكوت در جلسه دادگاه حكمفرما شد. شهلا ماجراى آن شب را تشريح كرد. شب بود ناصر گفته بود كه با لاله به خانه دوستانش مى رود يا آنها به خانه ما مى آيند. چون چند شب قبل آنها در خانه لاله بودند، احتمال دادم كه آن شب آنها نزد دوستان خود مى روند. با كليدى كه همراه داشتم وارد خانه شدم. مانتو و كفشهايم را درآوردم. كفشها را پشت شوفاژ قرار دادم. رفتم آشپزخانه. نوشابه خوردم. خواستم بروم. صدايى شنيدم دويدم پشت پرده پنهان شدم. مهنوش و لاله به همراه بچه ها آمدند. بچه كوچك را كتك زدند. آنها دقايقى با هم صحبت كردند بعد لاله به مادرش زنگ زد گفت نگران نباش مهنوش پيشم است. گفت قرار است يك مرد از طرف پدر براى كارى مراجعه كند. او درحالى كه گريه مى كرد ادامه داد. ديروز روزه گرفته بودم ولى چون گرسنه شدم روزه ام را خوردم. بعد درباره مادر ناصر و اينكه اگر آدم خوبى باشد به ما زنگ مى زند صحبت كردند. بعد چون ديد نداشتم نديدم كجا و چه جورى خوابيدند ولى شنيدم كه گفت صبح بيدارم كن. صبح با صداى لاله بيدار شدم. او چايى درست كرده بود براى ميهمانش. فكر مى كنم چايى را با خرما خورد.
|
|
|
صبح كه بيدار شد، آمد آشپزخانه، ديگر بقيه اش را نديده بودم. خيلى ترسيده بودم آرزو كرده بودم كه كاش شب فرار مى كردم. مهنوش به لاله گفت از وسايل آرايشت استفاده كنم. بعد رفت و برداشت متوجه نشدم صبحانه خوردند يا نه. بعد مهنوش رفت.
ميزى داخل اتاق بود شماره تلفنى از آن آويزان بود. شماره را برداشتم. حالا قاضى از محمدخانى مى خواهد تا اگر چيزى از خانه اش سرقت شده بگويد.
ناصر گفت مقدارى پول نيست. چك هايم هم داخل جيبم بود الان نيست. يكسرى مدارك داخل پاكت پستى بود كه تغيير كرده بود. بعد شهلا گفت: آمدم مقدارى از لباسهاى ناصر را به هم ريختم. نمى دانم به جان ناصر دست نزدم به لباسهاى ناصر. ولى بعضى از لباسهاى خرده ريز را به هم ريختم. اين بعد از ماجراى قتل بود. روانى شده بودم. بيشتر لباسهاى ناصر را به هم ريختم چون اگر لباسهاى خانم را به هم مى ريختم مى فهميدند كه يك زن اين كار را انجام داده است مى خواستم اينگونه تداعى شود كه يك دزد حمله كرده است.
شهلا بعداز آن ماجرا چگونگى وقوع قتل را براى مأموران وقاضى دادگاه تشريح كرد.
دراين لحظه از دادگاه شهلا بدحال شد وقاضى جعفرزاده گفت: چون متهم تحمل ديدن فيلم وصحنه هاى آن را ندارد پخش فيلم را قطع مى كنيم كه «شهلا» گفت : نه قطع نكنيد ، بدى حالم به خاطر فيلم نيست ديروز به هنگام رفتن با اينكه شما در باره امنيت صحبت كرده بوديد به من حمله شده وبه گفته مأمور زندان با ميله فلزى به سرم زدند.
قاضى دادگاه گفت: شما مى توانيد ازاين افراد شكايت كرده واعلام جرم كنيد. وبا موافقت «شهلا» پخش صحنه بازسازى بار ديگر ادامه يافت. ولى دقايقى بعد بار ديگر متوقف شد. قاضى دادگاه گفت: مهنوش شب قتل را ميهمان لاله بوده . دو روز بعداز واقعه قتل از او بازجويى شده ، دقيقاً حرفهاى رد وبدل شده با گفته هاى «شهلا» در صحنه بازسازى قتل مطابقت داشت.
سپس قاضى جعفرزاده بنابه درخواست وكلاى متهم از آنهاخواست تا با حضور در جايگاه اگر صحبتى دارند بيان كنند.
خرمشاهى وكيل «شهلا» با اشاره به اينكه در دادگاه از نقش قتل دفاع نخواهد كرد، گفت: مادام كه هرمتهمى مطابق موازين قانونى محاكمه نشده وجرمش به اثبات نرسيده است ودر محاكم بالاتر حكم صادره تأييد نشده است متهم تلقى مى شود ومجرم نيست حتى پاره اى از حقوقدانان آن را محكوم عليه مى نامند.
خرمشاهى ادامه داد: در هيچ جاى قانون نيامده بلافاصله پس از تفهيم اتهام از او بخواهيم كه آخرين دفاع خود را بگوييد.
قاضى : شما مطالبى كه مى گوييد بخشى براى دانشگاهها خوب است. جايش در دادگاه نيست در كلاسهاى درس است . شما در دفاع از موكل خود حرف بزنيد . بحث وجدل بين قاضى و وكيل براى چنددقيقه ادامه يافت تا اينكه خرمشاهى گفت: من تكليف دارم در چارچوب قانون از موكلم دفاع كنم.
اگر من به تكليف قانونى ام عمل نكنم كه ديگر وكيل نيستم . بايستى ناظر به حق وحقوق قانونى موكل باشم ، از تشكيل دادگاههاى عمومى وانقلاب على رغم مخالفت هاى حقوقدانان بازپرس، بازجو و قاضى و…همه يك نفر شدند و اين شكل به وجود آمد. حالا بعداز يك دهه به اين نتيجه رسيدند اين مشكل وجود دارد.
سپس وى با اشاره به صحبت هاى مطرح شده از سوى قاضى دادگاه در جلسه روز نخست دادگاه گفت: ديروز در گفته هاى قاضى به اظهارات برادر خديجه جاهد واينكه او مطالبى گفته كه برخلاف اظهارات پيش آمده بود او گفته بود شهلا شب در خانه ما بوده است . من درخواست كردم آقاى جاهد و مادر او كه قبلاً تحقيق شده است از آنها به جايگاه وتحقيق شود.
وى ادامه داد: خانم جاهد بعداز اين ماجراى قتل به جاهاى مختلفى مى رود واقدامات روزانه را انجام مى دهد از منظر جرم شناسى يك نفر كه قتلى را انجام دهد بدون اينكه اطلاعى از مسائل جنايى داشته باشد دچار پريشانى روح وآشفتگى ظاهرى مى شود نمى تواند كارهاى يوميه را انجام دهد استدعاى ما اين است كه درجهت كشف صحت وسقم اين قضايا اين افراد به دادگاه دعوت شوند.
موضوع ديگر بحث ادله ومدارك در پرونده هاى كيفرى است كه حدوحصرى برآن نيست اينكه فيلم ونوار مى تواند مدرك قرار گيرد اين است كه مدرك مورد قبول واقع نمى شود . تذكر من جايگاه قانونى پخش نوار در دادگاه بود. زمانى كه شما به متهم اعلام مى كنيد اقرار كرده ايد در حقيقت تحديد حقوق متهم است.
اقرار در مسائل كيفرى ميزان ارزشش بستگى به نظر دادگاه وساير ادله ومدارك دارد. همين اقرار شهلا درجلسه دادگاه به نظر مى رسد تا زمانى كه تحقيقات مقدماتى تمام شود وپرونده آماده رسيدگى است به وكيل متهم اجازه مطالعه پرونده را مى دهند و وقت رسيدگى تعيين مى شود و آن روز روز اول دادگاه است، خانم جاهد در جلسه دادگاه اتهام را انكار كرد.
• بقيه در صفحه ۲۶ ( حوادث )