جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۳ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Fri, Jun 11, 2004
صفحه آخر
سال دهم - شماره ۲۸۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
حقوق
اينترنت
گزارش زندگى
گفت و گو
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تصوير
گوناگون
افق
آرشيو
چنين نزديك
دوردست گفت وگو با على راضى كارگردان ايرانى تئاتر دايى وانيا در فرانسه
نگاهى به عكسهاى «مجتبى فلاحى»  خرداد۸۳
وقتى گودو تئاتر شهر را آتش زد
168906.jpg
صبا رادمان
روز جمعه هشتم خردادماه سال جارى مجموعه تئاتر شهر، آتش گرفت. در اين آتش سوزى، سالن خورشيد به طور كامل تخريب، سالن قشقايى سى درصد و مابقى سالن ها كمى آسيب ديد. درباره علت اين آتش سوزى، بحث ها و صحبت هاى زيادى به گوش مى رسد، براى اطلاع از كم و كيف ماجرا با محمد بهرامى، مسؤول روابط عمومى تئاتر شهر به گفت وگو نشستيم:
\ در طول مدت جشنواره فجر نيز چند بار آتش سوزى هاى كوچكى رخ داد كه توسط افراد گوناگون به سرعت مهار و خاموش شد، قبل از آن هم چند بارى به شكل پراكنده شاهد آتش سوزى در اين مجموعه بوده ايم، به نظر شما تمام اين اتفاقات نمى تواند خبر از يك مشكل بزرگ و اساسى در اين مجموعه بدهد؟
> به هرحال حجم و فشار كار در مجموعه تئاتر شهر بسيار بالاست به طورى كه در حال حاضر تنها مجموعه فعال تئاترى كشور محسوب مى شود و همين طور اگر اغراق نباشد به جرأت مى توان گفت يكى از فعال ترين مجموعه هاى تئاتر جهان است كه به شكل مرتب در آن برنامه اجرا مى شود، مسلماً چنين مجموعه اى نياز به يك سرى نكات ايمنى دارد كه بعد از اين اتفاقات، بايد با تأمل بيشترى به آن پرداخته شود، آقاى دكتر نشان هم در حال بررسى براى ايمنى ساختمان هستند تا برنامه ريزى صحيح و اصولى اى براى اين مجموعه بزرگ درنظر گرفته شود زيرا در طول سال، ما چيزى حدود شصت و چند اجرا بر صحنه و حدود سى برنامه نمايشنامه خواهى در اين مجموعه داريم كه حدود دويست تا دويست و پنجاه هزار نفر هم از اين برنامه ها ديدن مى كنند، بنابراين بايد كه به اين ساختمان و نكات ايمنى آن توجه درست و اصولى اى شود.
\ در خبرها اعلام شد كه تئاتر شهر پس از آتش سوزى، به علت تعميرات تعطيل شده و اجراها در آن متوقف مى شوند، اما عملاً چنين اتفاقى نيفتاد و به جز سالن قشقايى و اصلى، كليه سالن ها به اجراى خود ادامه دادند، شما به عنوان مسؤول روابط عمومى اين تناقض را در كجا مى بينيد؟
> من حقيقتاً نمى دانم اين بحث هاى مطبوعاتى از كجا نشأت گرفته، زيرا ما در همان روز جمعه هم كه اين اتفاق رخ داد، به جز تالار قشقايى و اصلى، تمامى سالن ها به اجراى خود پرداختند و از روز يكشنبه دهم خرداد، به جز تالار قشقايى، تمام سالن ها برنامه دارند و تالار قشقايى هم از روز يكشنبه هفدهم خرداد، اجراى نمايش «قصه شهر فرنگ شهر ما» شروع خواهد شد.
\ يكى از بحث هاى حاشيه اى كه وجود دارد، اين است كه پس از آتش سوزى هاى جشنواره، مدتى عملاً سالن ها خالى بود و اگرچه تئاتر شهر به شكل رسمى به جز ايام نوروز، هرگز تعطيل نبود، اما اجراها خيلى تك و توك و با فاصله زمانى نسبتاً زياد انجام مى شد و به ناگهان با تغيير رياست تئاتر شهر و در حقيقت در زمان عدم وجود رئيس رسمى در تئاتر شهر، اين مجموعه آتش مى گيرد، به عقيده شما تمام اين اتفاقات نمى تواند خبر از يك برنامه عمدى و از پيش تعيين شده براى خرابكارى بدهد؟
> درباره رياست تئاتر شهر كه در حال حاضر موقتاً تا زمان معرفى رئيس رسمى، آقاى دكتر نشان، خود مسؤوليت تئاتر شهر را به عهده گرفته اند اما درباره اتفاقى كه افتاد بايد بگويم ما معمولاً براى آثارى كه «در خانه خورشيد» اجرا مى شوند، دكور نمى سازيم و تنها تلاش مى كرديم به وسيله اختلاف سطح و طراحى حجمى، نياز گروه را برطرف سازيم اما اين بار كارگردان نمايش «در انتظار گودو» به شدت بر ساختن دكور اصرار ورزيد. بنابراين مجبور شديم براى جوش دادن فلزات به هم، از دستگاه جوشكارى استفاده كنيم و همين موضوع آتش سوزى را در مجموعه به وجود آورد. البته اين موضوع زنگ خطرى بود براى ما كه بدانيم ديگر زمان آن رسيده تا با توجه به عمر اين بنا در بهينه سازى امكاناتش اقدام كرده و موارد ايمنى را هم تا حد ممكن بالا ببريم.
\ خب پس بايد از ساموئل بكت متشكر باشيم كه اين زنگ خطر را براى ما به صدا درآورد.
> دقيقاً.
\ از شوخى گذشته، فكر نمى كنيد كه اين چندبار آتش سوزى پشت هم خبر از يك برنامه خرابكارى بدهد؟
> كارشناسان آتش نشانى و بيمه در حال بررسى اين موضوع هستند اما من به شخصه اين امر را كمى دور از ذهن مى دانم و فكر مى كنم و اميدوارم تمامى كسانى كه به اين محل پا مى گذارند، همگى به اين مجموعه علاقه داشته و انشاءالله كه كسى قصد لطمه زدن به اين بنا را نداشته باشد.
\ ما هم اميدواريم كه اين طور باشد، اما اميدوارى تنها كافى نيست، شواهد امر برخلاف اين نظر مى دهند.
> كارشناسان مشغول بررسى هستند و تنها چيزى كه در حال حاضر مسجل است اين است كه ما بايد با توجه به شرايط مان احتياط بيشترى داشته باشيم زيرا اينجا بنايى است كه لبريز است از چوب و پارچه و كابل هاى برق و چنين بنايى، نياز به نكات ايمنى اى دارد كه اميدواريم از اين به بعد درنظر گرفته شود.
\ يعنى پشت هم بودن اتفاقات را مربوط به هم نمى دانيد؟
> نه، نمى خواهم و نمى توانم آن را باور كنم و اميدوارم كه چنين چيزى نباشد، البته باز هم ما منتظر نظر كارشناسان هستيم.
\ در صحبت هايتان اشاره فرموديد به دليل حجم بالاى پارچه و فرسوده بودن بنا، زمان زيادى است كه شاهد اتفاقاتى از اين شكل هستيم...
> خب ساختمان فرسوده است و اين اتفاقات در بناى فرسوده پيش مى آيد. اين ساختمان از سال پنجاه و يك تاكنون بدون وقفه در حال خدمت رسانى است، انتظار زيادى از آن نبايد داشت.
\ بحث من هم دقيقاً همين است، از سال پنجاه و يك تاكنون تكنولوژى جهان بسيار پيشرفت كرده است، در حال حاضر موادى ساخته شده اند براى جلوگيرى از آتش گرفتن چوب و يا پارچه هايى توليد شده اند كه نسوز هستند، آيا تئاتر شهر برنامه اى براى جلوگيرى از شعله ور شدن حريق (كه با توجه به حجم كار و فرسوده بودن ساختمان و وسايل آن، احتمال آن بسيار بالا رفته است) دارد يا خير؟
> پيشنهاد شما قابل پيگيرى است و قطعاً اين بحث را به آقاى دكتر نشان منتقل خواهم كرد هرچند كه براى بنا، كارى نمى شود كرد اما براى چوب و پارچه و بخش هاى قابل ترميم، حتماً به پيشنهاد شما توجه كرده و آن را با رئيس مجموعه و دفتر عمرانى وزارت ارشاد در ميان مى گذارم تا در صورت موجود بودن اين لوازم در ايران به سرعت خريدارى و نصب شود و در غير اين صورت هم، تمامى توان خود را به كار خواهيم بست تا انشاءالله بتوانيم از خارج از كشور، لوازم را تهيه و تئاتر شهر را مجهز به لوازم ايمنى كنيم تا ديگر شاهد چنين اتفاقاتى نباشيم.
چنين نزديك
مركزى براى تحقق يك رؤيا
پريس تنظيفى
تكاپو از زمانى آغاز شد كه هيأت دولت به شكل رسمى آيين نامه خود مبنى بر امكان اختصاص نيم درصد بودجه عمرانى دستگاهها و ادارات و نهادهاى تابع خود را به خريد آثار هنرى اعلام كرد. از همان زمان تصور به وجود آمدن بازار بزرگى براى آثار هنرى در داخل كشور بود كه همگان را متوجه كاستى هاى موجود بر سر راه عملى كردن اين امر كرد. پيش از هر چيزى كسى نمى دانست اين آثار را بايد چگونه و از چه طريقى خريد. گالرى هاى هنرى يكى از گزينه هاى مطلوب به شمار مى رفتند، اما اين گالريها با توجه به خصوصى بودنشان نمى توانستند اعتماد بخش دولتى را به خود جلب كنند. بنابراين، در همان زمان تلاشهاى مختلفى براى رفع نقص عدم وجود واسطه معتبر براى دستگاههاى دولتى، صورت گرفت. خانه هنرمندان ايران در همان زمان با تدوين آيين نامه كارشناسى و ارزيابى آثار هنرى، ملاكهاى تعيين قيمت آثار هنرهاى تجسمى را از ديدگاه خود مشخص كرد. براساس اين آيين نامه كه با عنايت به مجوز شماره ‎/۲۵۹۵۶ت ۲۱۶۱۹ مورخ ۸۱‎/۶‎/۲۰ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى تدوين شده است، خانه هنرمندان موظف است با تشكيل يك گروه كارشناسى اقدام به تعيين قيمت آثار هنرهاى تجسمى كند. بر طبق مفاد همين آيين نامه، كارشناسى و ارزيابى آثار هنرى با توجه به مفاد ذيل صورت مى گيرد: سابقه فعاليتهاى هنرى در زمينه خلق آثار، تعداد نمايشگاهها، جوايز داخلى و خارجى، داشتن آثارى در كلكسيونها و موزه هاى داخلى و خارجى، كيفيت زيبايى شناسى اثر، جنبه مداومت و استمرار در خلق اثر هنرى در طول زمان، اصالت اثر هنرى، جنبه ابداع و نوآورى در خلق اثر هنرى، نوع مواد و مصالح به كار رفته در اثر، نوع و تكنيك به كار گرفته شده در اثر هنرى، ابعاد و اندازه اثر، توجه ويژه به اوضاع اقتصادى كشور و تورم اقتصادى در جامعه، ارزشهاى هنرى و اقتصادى آثار هنرمندان گرانقدرى كه فوت شده اند و توجه به نرخ آثار هنرمند در زمان ارزشيابى و قيمت گذارى. براساس اين آيين نامه با توجه به گستردگى شاخه هاى گوناگون هنرهاى تجسمى به هنگام ارزيابى آثار از هر رشته دو نفر به عنوان كارشناس به جمع كارشناسان خانه هنرمندان اضافه مى شوند. در همان موقع حسين خسروجردى، رزيتا شرف جهان و صغرى زارع به عنوان كارشناسان خانه هنرمندان براى يك دوره يك ساله برگزيده شدند. با اين وجود، هرچند تشكيل اين نهاد مى توانست در كنار برپايى حراج بزرگ آثار هنرى كه توسط نگارخانه هاى تهران برپا مى شود، مشكل خريد آثار هنرى را مرتفع كند، اما رفته رفته مشكل بزرگترى در زمينه معاملات آثار هنرى در ايران مطرح شد. مشكل جديد را مى توان به اين ترتيب حل كرد: به هنگام معامله يك اثر هنرى آيا كليه حقوق مترتب با آن نيز به فروش مى رسد يا خير؟ در واقع با وجودى كه از سال ۱۳۵۳ در ايران قوانين حمايت از حق مؤلف به تصويب رسيده است، تاكنون اجراى اين قوانين مسكوت مانده است. سابقه ايران در تصويب قوانين حمايتى از حقوق مؤلف به سال ۱۳۳۲ باز مى گردد. در حال حاضر براساس قانون مصوب قابل اجرا در ايران در اين زمينه به خوبى مى توان از حقوق مؤلفان و پديدآورندگان آثار هنرى در دادگاههاى قضايى كشور دفاع كرد. مطابق اين قوانين، مؤلف، منصف و پديدآورنده اثر بدون در نظر گرفتن سليقه و روش خلق اثر از حمايت حقوقى برخوردار است. همچنين اثر شامل هر نوع كتاب، جزوه، نمايشنامه و يا هر نوع نوشته ادبى و هنرى، شعر و تصنيف، هر نوع اثر سمعى و بصرى، اثر موسيقى، نقاشى يا طرح و نقش يا نقشه هاى جغرافيايى و طرحهاى تزئينى، هر نوع پيكره، اثر معمارى، عكاسى، آثار ابتكارى هنرهاى دستى، هر نوع اثر ابتكارى كه بر پايه ميراث فرهنگى به وجود آمده باشد، هر نوع اثر فنى و يا هر نوع اثر ابتكارى ديگر كه از تركيب آثار مذكور به وجود آمده باشد، مى شود. اضافه مى شود قوانين حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم افزارهاى رايانه اى نيز در سال ۱۳۷۹ به تصويب مجلس شوراى اسلامى رسيد. گفتنى است حقوق مادى آثار مشمول قوانين حمايت از حق مالكيت معنوى مى تواند از طريق وراثت، وصيت، رضايت و قرارداد به غير واگذار شود. بايد توجه داشت كه برطبق اين قوانين اگر خالق اثر فوت كند حق مالكيت مادى و معنوى اثر وى به مدت سى سال به وارث منتقل مى شود و پس از اتمام اين مدت اين حق به مدت سى سال ديگر دراختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است و بعد از طى اين مدت اثر حقوق اثر جنبه عمومى مى يابد و حق استفاده از آن آزاد مى شود. بر طبق قوانين حمايت از حقوق مؤلف جارى كشور هركس كه تمام يا قسمتى از اثر ديگرى را به نام خود يا حتى به نام پديدآورنده اثر، بدون كسب اجازه، منتشر كند به حبس از شش ماه تا سه سال محكوم مى شود. همچنين هيچ كس به صرف مالكيت اثر حق نابودى آن را ندارد. بنابراين به هنگام معامله آثار هنرى و خريد اين آثار توسط دستگاه ها و ادارات دولتى، يكى از مهمترين مسائل حقوق مورد معامله با توجه به قوانين مصوبه كشور بود. در اين جا بود كه مركز هنرهاى تجسمى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى با تأسيس يك دفتر به نام مركز حمايت از آفرينش هاى هنرى كه از ماه جارى فعاليت هاى خود را آغاز خواهد كرد يكى از مهمترين دغدغه هاى آشكار شده در بازار هنر ايران را مرتفع كرد. اهميت شفاف شدن حقوق مورد معامله به هنگام معامله اثر هنرى به حدى است كه بخش بزرگى از بازار هنر ايران با آغاز به كار اين دفتر به شكلى پويا تحريك خواهد شد و خريدار و فروشنده هر دو ذى نفع خواهند بود. عليرضا سميع آذر، رئيس مركز هنرهاى تجسمى و سرپرست موزه هنرهاى معاصر تهران در رابطه با انجام اين اقدام، مى گويد: مركز حمايت از آفرينش هاى هنرى، با تدوين قراردادهاى نمونه در زمينه معاملات هنرى به حمايت از حقوق خريداران، فروشندگان و خالقان اثر هنرى مى پردازد. وى ادامه مى دهد: يكى از مسائل و مشكلاتى كه در زمينه معاملات آثار هنرى در ايران وجود دارد، روشن نبودن حقوق طرفين معامله است. در حال حاضر بسيار اتفاق مى افتد كه براى مثال اثرى معامله مى شود اما، ناشرى غير از خريدار اصلى اثر، اقدام به تكثير نسخه هاى چاپى آن مى كند. در صورتى كه قرارداد روشنى بين خالق و خريدار اثر امضا شود و حقوق طرفين در آن مشخص شده باشد، با اينگونه مسائل در بازار هنرى ايران روبرو نخواهيم بود. به همين جهت پس از مطالعات و انجام مشاوره هاى حقوقى زياد، مركز حمايت از آفرينش هاى هنرى، افتتاح شد. در اين مركز قراردادهاى نمونه با درنظر گرفتن حقوق طرفين يك معامله هنرى، تهيه و تدوين شده است. قراردادهايى كه رواج آنها در جامعه هنرى ايران، باعث مى شود تا خريداران و پديدآورندگان آثار هنرى از دستيابى به حق خود، مطمئن شوند. وى همچنين اضافه كرد: با شروع كار اين مركز به آثار هنرهاى تجسمى، گواهى ثبت اعطا مى شود. با راه اندازى اين مركز، هنرمندان مى توانند آثار خود در زمينه هاى مختلف، اعم از طرح، نقاشى، مجسمه، هنر جديد و ... را در اين مركز ثبت كرده و گواهى ثبت دريافت كنند. با انجام اين كار و دريافت گواهى ثبت، هنرمند به شكل قانونى خالق ايده اثر خود شناخته مى شود و امكان هر نوع كپى بردارى و يا تكثير غيرقانونى آن از بين مى رود. به نظر مى رسد با توجه به تحولات به وقوع پيوسته در عرصه هنرهاى تجسمى ايران، اين هنر وارد مرحله جديدى از تكوين خود در ايران شده است.
نمايشگاه عكاسان جوان ايرانى در پاريس
168894.jpg
در ادامه جشنواره بهار ايرانى، نمايشگاه عكاسى ديگرى در سالن Fnac Montparnasse از تاريخ ۲۵ مى ۲۰۰۴ افتتاح شد. در اين نمايشگاه شاهد آثار تعدادى از هنرمندان جوان ايرانى هستيم كه عبارتند از: مهگامه پروانه، دادبه بصير، محسن يزدى پور، مجيد كورنگ بهشتى، محمد غزالى و رضا سيدپايدارى. مهگامه پروانه متولد ۱۹۷۲ در تهران مى باشد و تحصيلاتش را در رشته عكاسى در دانشگاه آزاد تهران به اتمام رسانيده است. اولين نمايشگاه وى در سال ۱۹۹۸ در خانه عكاسان در تهران بود، در سال ۲۰۰۳ نيز اقدام به برپايى نمايشگاههايى در لس آنجلس و همچنين در دانشگاه سوربون فرانسه كرده بود. دادبه بصير متولد ۱۹۷۸ در تهران و دانشجوى سال آخر رشته عكاسى در دانشگاه آزاد تهران مى باشد. اولين نمايشگاه او در سال ۲۰۰۱ در گالرى آفرينه شهرستان اصفهان بود، همان سال در نمايشگاه ديگرى در آمريكا نيز شركت داشت و ...
محسن يزدى پور متولد ۱۹۸۰ در تهران مى باشد كه تحصيلاتش را در رشته عكاسى در دانشگاه آزاد تهران به اتمام رسانيده است. نخستين نمايشگاه وى در سال ۲۰۰۱ در مركز فرهنگى شهر، بوده است و بعد از آن نيز در نمايشگاههاى مختلفى شركت داشته است. مجيد كورنگ بهشتى متولد ۱۹۶۷ در اصفهان مى باشد. او هم در زمينه نقاشى و هم عكاسى فعاليت مى كند؛ آثار عكاسى وى در سالهاى ۱۹۹۸ ، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ در خانه عكاسان تهران به نمايش گذاشته شده است، از جمله فعاليتهاى وى مى توان به انتشار كتاب «گسترش بى انتها» اشاره كرد. محمد غزالى متولد ۱۹۸۰ در تهران و دانشجوى سال آخر رشته عكاسى در دانشگاه آزاد تهران مى باشد كه نخستين بار آثارش را در سال ۲۰۰۲ در گالرى دريابيگى به نمايش گذاشته است. بعد از آن نيز اقدام به برپايى نمايشگاه عكاسى از متروى تهران در گالرى راه ابريشم كرده است، همچنين كتاب «من اطرافم را دوست دارم» از آثار وى است. رضا سيدپايدارى متولد ۱۹۷۹ در تهران مى باشد، او نيز دانشجوى سال آخر رشته عكاسى در دانشگاه آزاد تهران است. نخستين نمايشگاه او در سال ۲۰۰۲ در گالرى دريابيگى بود. وى نيز در سال ۲۰۰۳ اقدام به برپايى نمايشگاه عكاسى از متروى تهران در گالرى راه ابريشم كرده است. اين نمايشگاه تا تاريخ ۱۲ ژوئن ادامه خواهد داشت.
دوردست گفت وگو با على راضى كارگردان ايرانى تئاتر دايى وانيا در فرانسه
عكسى ناواضح
ازدايى وانياى چخوف
168897.jpg
«دايى وانيا روى فرش ايرانى» يكى از تئاترهايى بود كه در جشنواره بهار ايرانى در پاريس روى صحنه رفت. اين نمايش، با نگاهى ايرانى به اثر چخوف، به دو زبان فارسى و فرانسه به اجرا درآمد. در اين نمايش سه هنرمند فرانسوى و دو هنرمند ايرانى ايفاى نقش مى كردند كه عبارتند از: لوران جليلى، گلچهره دامغانى، اريكا تريپير، استفان كوتين و تيرى اسكاتلين
چكامه بزرگمهر گفت وگويى با على راضى، كارگردان اين نمايش انجام داده است كه مى خوانيد:
\ چرا دايى و انيا روى فرش ايرانى؟
> «دايى وانياى چخوف، يك متن جهانى است كه من سعى كردم نگاهى ايرانى به آن داشته باشم، نگاهى تماتيك، بصرى كردن تم و تكرار ابتذال زندگى، كه شايد جامع ترين تم زندگى ما هم همان تكرارى شدن زندگى ها و ابتذال موجود در اين زندگى تكرارى است. اينكه چگونه همه ما در حصارهاى روابط گرفتار شديم. روابط تكرارى، عشق هاى تكرارى و زندگى تكرارى، هرچه هم سعى مى كنيم از آنها فرار كنيم، بيشتر به داخل آن فرو مى رويم، مى توان گفت كه دايى وانيا، يك پلان از زندگى هر روزه همه ماست.»
\ از ويژگى هايى كه در اين كار به چشم مى خورد، خاصيت دو زبانه بودن آن بود، چرا كار دو زبانه را انتخاب كرديد؟ و آيا فكر نمى كنيد اين دو زبانه بودن مشكلاتى را براى بيننده به وجود مى آورد و مغز تماشاچى دايماً درگير با انطباق و ترجمه و تفسير است؟
> «دو زبانه بودن، ويژگى خاصى است كه به شخصيت اجراى ما برمى گردد، مى توانم بگويم كه در اينجا اصالت تصاوير با فيزيك بدن ساخته مى شود، مفاهيم و رابطه هاى موجود در تئاتر را سعى كرديم كه با تصاوير بيان كنيم نه صرفاً با كلام و ديالوگ، در واقع كلام خود سعى مى كند كه تبديل به يك عامل زيبايى شناسنانه بشود، ما از وجه موزيكال زبان استفاده كرديم، در اين اجرا بين دو زبان فرانسه و فارسى، سنتزى ديده مى شود كه باهم مخلوط مى شوند و تماشاچى در نهايت متوجه اتفاقات مى شود. البته قبلاً هم كارهاى دو زبانه وجود داشته مثلاً كارهاى پيتر بروك، اما فكر مى كنم در ايران بعد از انقلاب چنين كارى انجام نشده باشد.»
168885.jpg
\ اين نظر شماست اما اجراى «دايى وانيا» به مدت يك ساعت و ربع طول كشيد و خيلى ها بعد از پايان نمايش هم متوجه موضوع نمايش نشده بودند، شايد بتوان گفت دچار ابهام و سردرگمى بودند، چرا؟
> «ابهام از ويژگيهاى مهم اين كار است. مثال مى زنم در يك نمايشگاه ممكن است يكسرى عكسهاى فولو و يك سرى عكسهاى فوكوس باشد، اما هيچ كس نمى تواند بگويد كدام سرى عكسها بر ديگرى ارجحيت دارند، هركدام ويژگى خاص خود را دارند ، مى توان گفت كه ما هم عكسى فولو از دايى وانياى چخوف گرفتيم. حال اگر هم اين سؤال بعد از پايان نمايش براى تماشاچى پيش آيد كه بگويد «چى شد؟» و يا «كه چى؟» من خوشحال مى شوم و فكر مى كنم كه كار موفق بوده است. هدف ما در اين كار انتقال سر راست يك موضوع نبوده بلكه هدف منتقل كردن دسته اى متراكم از احساسات بود كه تماشاچى را گرفتار و درگير احساسات متناقضى بكنيم تا زمانى كه تئاتر تمام شد در ذهن او پر از علامتهاى سؤال باشد، همانطور كه گفتم دايى وانيا، پلانى از زندگى است، ذهن تماشاچى هم پر از سؤالهايى مى شود كه همواره در زندگى نيز با اوست.»
نگاهى به عكسهاى «مجتبى فلاحى»  خرداد۸۳
گالرى طراحان آزاد
و جهانش همه ويران يكسر
168909.jpg
يك روزى خواهيم ديد چيزى را كه به عنوان واقيت پذيرفته ايم، خيالى بيش نبوده و از اين جهان موهوم نيز بزرگتر است. سالوادور دالى
۱
از دوم تا هفتم خردادماه امسال، عكسهاى مجتبى فلاحى در گالرى طراحان آزاد در معرض ديد بينندگان پيگير عكاسى قرارگرفته بود. ۱۰قطعه عكس تك رنگ با تن (مايه) قهوه اى زنگارى در قطع بزرگ كه پلات ديجيتال از روى نگاتيو است. د رنگاه نخست، كارها در ژانر عكاسى معمارى Architecture Photograpy دسته بندى مى شود اما با تأمل بيشتر، نتيجه اى ديگر حاصل مى آيد. عكاسى معمارى نيست به چند دليل اول اينكه عكسها اصلا ً شارپ sharp نيستند، (وضوح ندارند و جزئيات معمارى بنا نيز معلوم نيست) عكسها توصيفى نيست، ميزانسن وتركيب بندى در آنها بيانگر استوارى اسطوره سان بنايى تاريخى و باستانى هم نيست و نگاه به ابژه ها حتى عكاسانه نيز نيست و بيشتر نگاه و بيان يك نقاش را تداعى مى كند.
۲
نقاش عكاس در سفرى كه به لبنان نموده است از در بعلبك عكاسى كرده كه تماماً  مربوط به دوران باستان است كه البته سپرى شدن چند هزار سال از برپايى آنها، اكنون ويرانه اى بيشتر در چشم نمى آيد. اما ساختار كلى و فنداسيون آنها، هنوز در سلامت و صلابت، در چشمانمان مى نشينند و حاصل سفرنامه اى تصويرى است از آن سرزمين. قاب اول: Temple ـ پرستشگاه خدايان يونانى ـ در نماى دور (لانگ شات) كه ساختار عمومى و كلى آن به وضوح آشكار است اما بافتار و جزئيات معمارى آن به چشم نمى آيد ـ معمارى عمارت نحله معمارى يونانى است تاق بلند سقف شيب دار و ستونهاى حمال بلند، كه تماما ً از سنگ هم در ساختار هم در بافتار ـ ساخته شده است كه البته از معمارى رومى غنى تر است. قاب دوم: در نمايى از زاويه پايين به بالا Low Angle از ستونهاى بلند Stoa ـ عمارت رواق يونانى ـ كه ابعادى غول آسا يافته اند و سر از آسمان درآورده اند ـ (البته در تمام اين ۸عكس «آسمان»  چيزى جز فضاى خالى خنثى را در ديدگان ما نمى نشاند.) در قاب سوم، ابژه (مدل) يك فريم ارتقا يافته و Volut ـ طومارى سرستون Moscarom ـ سر شير سنگى، قاب را پر كرده اند و همان ستونهاى بلند Stoa در اينجا به پلانى ديگر راه برده اند واز كنار و همسطح نماى اصلى در عمق قاب حضور دارد.
قاب چهارم باكمى تغيير زاويه بى آنكه به ارتقا و فهم بصرى ما بيفزايد، ادامه يكنواخت چند قاب پيش است و در اين ميان اين قاب پنجم، توالى نماهاى قبل را مى برد و از جنس و فرم ديگراست. درختى خشكيده با چند شاخه سالمند در گوشه حياط و پس زمينه ايوان و مقرنس كه عمق تيره و بافتار محو دارد و هلالى طاقنماى آن در كنتراست شديد با كل بناست. يك عمارت بيزانسى كه اكنون مسجدى است.
با قاب ششم و هفتم به داستان قبل از آن درخت برمى گرديم و تكرار و تكرار واماقاب هشتم: با فرود آمدن عكاس ما نيز با نما هم زاويه مى شويم و كمى هم از پايين تر، پله هاى سنگى ويرانه اى را طى مى كنيم و به صحن بى سقف همان Temple (معبد خدايان يونانى) نزول اجلال ! مى كنيم بى آنكه سقفى و آسمانى بر ما سايه افكنده باشد اما اين قاب، ويرانى را از درون باز مى نماياند و استعاره اى غنى از مفهوم ضمنى ويرانى و آشوب (كائوس) است كه خود از مجاز به عيان درآمده است و شايد جهان ذهنى ما را نيز اشغال كند. و بعد از آن سه قاب، به يك مجموعه سه لته اى مى رسيم كه جنس و فرم آن بيشتر به قاب درخت شبيه است و مى توان آن را يك conceptual (مفهوم) دانست. قاب راست يك نماى هوايى Air shot از عمارتى شبيه صومعه برفراز كوه و قاب چپ دريا و جزيره و در اين ميان، نمايى درشت از سرديس مريم مقدس كه غمگين و فكور پايين را مى نگرد و آنچه مى بيند و مى بينيم قوس سر نيزه هايى است كه به تاج عيسى اى ناصرى مى ماند. و در نماى آخر كه ادامه قاب هاى معبد يونانى است، سطح سنگى متخلخلى بازنمايى شده است. با شكافى تيره در چپ و حفره اى تيره تر در راست آن. نما چنان نزديك است كه فاقد شكل و فرم است و فقط بافت آن ديده مى شود. حفره هاى روى سنگ، چشمى است گشوده بر ما يا روزنه اى كه ما درون اثر را تماشا كنيم و يا از آن به درون آن بافت بريزيم و ساحت درون آن را طى كنيم و سير و سلوكى شايد؟ اين نماى آبستره (انتزاعى) مى تواند همه انگاره هاى فوق الذكر را در ذهن بيننده فعال كند و غنا بخشد. [در مجسمه هاى مدرن بعد از رودن، مثل هنرى مور و باربارا هيپورث و پرويز تناولى و ... حفره ايجاد شده بر سازه ها و حجم، براى نفوذ بيننده در درون اثر است و در اين تصوير نيز شايد اينگونه باشد]. از مرور اين چند قاب موصوف ( بى آنكه آن سه قاب درخت و مريم مقدس و صخره هاى دوگانه مرجانى كه به صخره مرگ موصوفند را در نظر داشته باشيم) فرجامى حاصل مى آيد كه محصول چيدمان قاب ها بر ديوار است كه توالى و روايت خطى اين سفرنامه تصويرى، يكى از وجوه بصرى اين ديدمان است. بيننده نيز مى تواند با همين كنش، قاب ها را مرور و از آنها عبور كند و به جانب در خروجى گالرى برود يا در آستانه هر قاب بايستد و به جانب آن برود تا قاب ، پنجره اى باشد براى تماشا. ... و اما تأمل در عكس هاى «مجتبى فلاحى» شايد بتواند دريچه اى يا حتى روزنه اى بر ذهن و نگاه او و ما بگشايد كه اين البته جز با تغيير منظر يا گشودن فضا و نگاه در جوانب اثر و بالاخره رعايت دموكراسى بينشگرى و سر آخر گفت و شنفت با آثار حاصل نمى آيد. معبد يونانى به عنوان نشانه، مى تواند اشاره باشد به جانب يونانى كه مدرنيسم ميراث دار آن وجه خردورز انه آن است در تقابل بامعمارى بيزانسى و قرون وسطى اى؛ تركيب اين ها در يك خط روايى (به اين صورتى كه عكاس اجرا كرده) به گزاره اى پست مدرنيستى ره مى برد (هر چند ترجيح مى دهم كه پيوند آن ها را با تاريخ و تبار اين نحله رايج با قطعيت بيان نكنم.) آنچه او ديده همه ويرانى است، حس دلتنگانه (نوستالژيك) از جهان ذهنى و مثالى موعود.
اين جهان آسمانش تهى است كه به آسمان متصل نيست، از آسمان نيامده و اگر فرود آيد اماپرواز نخواهد كرد كه اگر كند ايكاروس خواهد شد. آسمانش خالى، زمينش ويران و نشستن رو به اين منظره هول انگيز به آپوكاليپسى ( آخر الزمانى) در درون، دهان مى گشايد و بى جهت نيست كه در اين مهلكه روزنه اى به اميدمى جويد آنگاه كه چشم فرو مى بندد و در خيال، اميد و بشارتى در درونش زبانه مى كشد.
آن درخت شعله ور اما بى برگ در آن گوشه رواق بيزانس يامريم عذرا كه از خار تاج پسرش برآمده بر آن جلجتا و حال پرواز كرده ... و آن دو جزيره مرجانى صخره مرگ، در چشم اندازى دور كه شايد همان paradise آنها و پرديس ما باشد كه اما سكو و لنگر گاهى ندارد تا پروازش را فرودى باشد و باز چشم باز مى گشايد و جهانش همه ويران است.
تندرستى
ـ ژن عامل سرطان پروستات كشف شد: دانشمندان انگليسى موفق به كشف ژنى شدند كه نقش اصلى در ايجاد سرطان پروستات و ديگر تومورهاى خطرناك بازى مى كند، بطوريكه ۶۷% سلولهاى سرطانى داراى اين ژن كه به نام E2F3 معروف است مى باشند. با بررسى اين ژن خاص مى توان نوع و وخامت تومورهاى سرطانى را تعيين كرد. تنها راه شناسايى اين سرطان، اندازه گيرى شاخص آنتى ژن پروستات است كه در واقع اندازه گيرى نوعى پروتئين مى باشد كه توسط غده پروستات ساخته مى شود. هر گاه اين ژن بيش از اندازه فعال شود، پروتئين مضاعفى ترشح مى كند كه باعث تكثير و توسعه تومورها مى شود. سرطان پروستات كه سالانه جان ۲۰۰۰۰۰ نفر را در سراسر جهان مى گيرد، معمولاً بعد از يك دوره ۱۰ تا ۱۵ ساله در صورت عدم درمان وخيم تر مى شود و همراه با درد بسيار موجب از بين رفتن بيمار مى شود، جراحى، پرتودرمانى و هورمون درمانى از روشهاى درمانى موجود است. سرطان پروستات در مردان كمتر از ۴۵ سال نادر است اما با افزايش سن خصوصاً بالاى ۶۵ سال قربانى بسيارى مى گيرد.
ـ تأثير مثبت كامپيوتر در رشد مغزى كودكان: مطالعات بر روى بچه هاى پيش دبستانى نشان داده است كودكانى كه از كامپيوتر استفاده مى كنند و به نحوه كار با آن آشنا هستند، در آموزش ها و تعاليم درسى از ديگران موفق ترند. كار با كامپيوتر (۳ تا ۴ بار در هفته) توانايى ذهنى كودكان در تشخيص اعداد و حروف و تصاوير را بالا مى برد و توانمنديهاى آنها را توسعه مى دهد. بطوريكه چنين كودكانى پيشرفت درسى و آمادگى بيشترى دارند. البته متخصصان همواره در مورد مضرات استفاده بيش از حد كامپيوتر توسط بچه ها و احتمال جايگزينى كامل آن با بازيهاى فيزيكى و اسباب بازيهاى كودكانه و بازى با همسن و سالان هشدار داده اند، از اين رو محدود كردن زمان كار با اين وسيله و استفاده از نرم افزارهاى آموزشى را قوياً توصيه مى كنند. آنها هم چنين هيچ نشانه مثبتى از بازيهاى ويديويى يا الكترونيكى بر روى مغز كودكان مشاهده نكردند.
ـ ورود جريان هواى تازه ميكروب سرماخوردگى را از بين مى برد: دانشمندان دريافتند رابطه اى مستقيم بين بيماريهاى تنفسى افرادساكن در ساختمانها و سيستم تهويه هوا وجود دارد، آنهابااستفاده از تكنيك ملكولى موفق به شناسايى ويروس ها و ميكروب هاى موجود در هواى تنفسى و مخاط بينى افراد شدند كه نشان مى داد، كاهش قدرت تهويه و عدم جابه جايى هواى اماكن، منجر به افزايش تراكم دى اكسيد كربن مى شود كه خود عامل افزايش احتمال بيماريهاى مسرى وعفونى است. حال آنكه ورودهواى تازه به داخل محل زندگى يا كار (داخل سيستم تهويه) از ميزان تراكم وانباشتگى ويروس ها و ميكروبها كه عامل سرماخوردگى در فيلترهاى هواى دستگاههاى تهويه مى كاهد. گفتنى است اين ويروس ها و ميكروبها از تعليق ائروسل (تعليق در هوا) جابه جا مى شوند لذا مى توان با جريان هواى تازه آنها را پراكنده كرد.
ـ سير، يك آنتى بيوتيك طبيعى است: سير كه به واسطه فوايد بى شمار به گل سبزيجات معروف است، به نام رز بدبو نيز گفته مى شود، سير كه حاوى تركيبات سولفورى است مى تواند به جنگ بيماريهاى قلبى برود و ازتشكيل لخته هاى خونى و انسداد شرائين جلوگيرى كند، همچنين قادر است كلسترول بد و فشارخون را نيز كاهش دهد. سير خام باكتريها و قارچها را نيز از بين برده و مانند يك آنتى بيوتيك عمل مى كند. نكته مهم اين است كه سير را نيز بايد مانند ساير سبزيجات تازه مصرف كرد و از محلهايى خريدارى كرد كه كمترين جابه جايى را ازتوليدكننده اصلى داشته باشند، چرا كه جابه جايى زيادسبزيجات باعث از بين رفتن موادمغذى (ويتامين) ، موادمعدنى و مواد فيتوشيميايى آن مى گردد.
سرطان تخمدان، قاتل خاموش و خطرناك: اغلب اوقات سرطان تخمدان تا زمانى كه ديگر دير شده است، قابل شناسايى نيست، اما اخيراً  پزشكان اعلام كرده اند، علائمى هشداردهنده وجود دارد كه به محض بروز بايد به پزشك متخصص مراجعه كرد. نفخ شكم، درد لگن خاصره، تكرر ادرار، احساس ناگهانى نياز به ادرار، درد پشت، يبوست، خستگى مفرط و اختلال در قاعدگى مى توانند نشانه هايى از تومورهاى تخمدانى باشند. اين عوارض مى توانند همزمان و بطور ناگهانى بروز كنند. اهميت شناسايى زودهنگام اين بيمارى از اين جهت زياد است كه مى تواند به طور متوسط ۵سال به طول عمر متوسط بيمار بيفزايد. اينطور به نظر مى رسد سرطان تخمدان را نيز با كمى توجه و دقت مى توان تشخيص داد و آمار سالانه ۴۰۰هزار مرگ و مير در جهان را به حداقل رساند.
ـ بدخوابى يكى از مضرات و پيامدهاى جدى تماشاى بيش از اندازه تلويزيون در كودكان است: نوجوانانى كه روزانه ۳ساعت يا بيشتر از وقتشان را به تماشاى تلويزيون اختصاص مى دهند، دو برابر ديگران، در سالهاى آتى زندگى خود در خواب دچار مشكل مى شوند. گفتنى است، عادات رفتارى غلط در سنين پايين (مثل تماشاى زياد تلويزيون و بعضى برنامه ها، سيگار كشيدن و...) سلامت بدن را به شدت تحت تأثير قرار مى دهند و آنها با مشكلات عديده اى در خواب، متابوليسم، سيستم ايمنى بدن و خستگى مفرط و افسردگى روبرو مى شوند. خيره شدن به صفحه نورانى تلويزيون به مدت طولانى و خصوصاً  در ساعات پايانى روز چرخه خواب ـ بيدارى افراد را مختل كرده و ساعت بيولوژيكى آنها را به هم مى ريزد.
منبع: www. reuters. com ـ مترجم: مينا منقوليان
نگاه هفته
169014.jpg
نگاه هفته

|   صفحه اول   |   سياسى   |   بين الملل   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   حقوق   | 
|   اينترنت   |   گزارش زندگى   |   گفت و گو   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   | 
|   تصوير   |   گوناگون   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |