جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۳ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Fri, Jun 11, 2004
تصوير
سال دهم - شماره ۲۸۱۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
بين الملل
سينما
گزارش
فرهنگ و انديشه
حقوق
اينترنت
گزارش زندگى
گفت و گو
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
تصوير
گوناگون
افق
آرشيو
كوتاه از سريال
برداشت اول
گفت وگو با محسن رمضانى بازيگر و كارگردان نابينا
نگاهى به سريال نقطه چين
نماياب
بادبانها

پيش توليد سريال «بادبانها» به كارگردانى مسعودكرامتى براى گروه فيلم و سريال شبكه پنج سيما آغازشد.
تهيه كنندگى اين فيلم به عهده مهران رسام است. داستان اين سريال درباره زن و شوهر جوانى است كه در كلبه اى رؤيايى و زيبا درمنطقه اى ييلاقى زندگى آرام و لذت بخشى دارند. مرد كه مهندس كشاورزى است، تصميم مى گيرد با استفاده از وام بانك به پرورش ماهى بپردازد و...

«باباى كوچولوى من»

شاپور قريب كارگردان سريال هاى تلويزيونى چون «بازى پنهان» اين روزها سرگرم ساخت سريال جديدى به نام «باباى كوچولوى من» است.
اين سريال به سفارش صداوسيماى مركز زنجان، براى شبكه يك ساخته مى شود و بازيگرانى چون منوچهر نوذرى، نيمارئيسى، داريوش اسدزاده، حميد ميهن دوست، على جلالى و آتش تقى پور در آن حضور دارند. موضوع داستان اين سريال درباره دردسرهايى است كه يك پدر و پسر در ازدواج هاى خود با آنها روبرو مى شوند. مهرداد نيك نام تهيه كننده اين سريال است اين كار براى پخش در ۱۳قسمت ۴۵دقيقه اى ساخته مى شود.

اژدهاى پنجم

فيلم سينمايى «اژدهاى پنجم» براى شبكه دو سيما درمرحله دوبله قراردارد. اژدهاى پنجم داستان جنگ بين دو قبيله و نيروهاى خير و شر است.
فرزند يك امپراتور چينى كه آخرين نفر در نسل امپراتورى است، همسرش را كه فرزندى هم درراه دارد، مى رنجاند و...

مسابقه آشپزى

يكى از شركت هاى لوازم خانگى درحال ساخت يك مسابقه آشپزى است. اين مسابقه درگروه خانواده شبكه اول تهيه و توليدمى شود.
دراين مسابقه تعدادى از بازيگران، هنرمندان و ورزشكاران سرشناس درزمينه آشپزى به رقابت با يكديگر مى پردازند. يكى از چهره هاى معروف سينما و تلويزيون هم مجرى اين برنامه است.

شب مهتابى

فيلم تلويزيونى «شب مهتابى» به كارگردانى جعفر آنى زاده براى شبكه اول سيما درحال توليداست.
اين فيلم داستان زنى است كه به بيمارى لاعلاجى مبتلاشده است و همه از شفاى او نااميد شده اند.
او دخترى را به فرزندخواندگى پذيرفته و او را بزرگ كرده اما... دراين فيلم شراره رفام، بهزاد رحيم خانى، اميدزندگانى، فلور نظرى و... بازى مى كنند.

كاغذديوارى زرد

فيلم تلويزيونى «كاغذديوارى زرد» اين روزها مراحل ساخت انيميشن خود را مى گذراند. اين تله فيلم را رامين عباسچى تهيه و توليد كرده است و داستان آن درباره زن نويسنده اى است كه دچار اختلالات روحى است.
ازطرفى شوهر او كه روانشناس است قصد دارد ازطريق پرستارش او را روانى كند، درنهايت زن نيز دچار توهماتى مى شود و... فريمافرجامى، اسماعيل محرابى، نگين صدق گويا و... از بازيگران اين فيلم هستند.

خانه به دوش

مجموعه تلويزيونى «خانه به دوش» براى ۳۰ قسمت ۴۵دقيقه اى به نويسندگى و كارگردانى رضاعطاران در شبكه سوم سيما تهيه و توليد مى شود.
اين سريال درباره زندگى دو خانواده است كه يكى از آن خانواده ها مرفه و تازه به دوران رسيده هستند و ديگرى خانواده اى فقير كه امور زندگى خود را با وانتى قراضه مى گذرانند. اين سريال براى پخش درماه مبارك رمضان درنظرگرفته شده است و درآن مهران رحيمى، حميد لولايى، فلور نظرى ، اميرجلالى و... حضور دارند.
كوتاه از سريال
نواى موسيقى در آواى ايرانى
168975.jpg
«آواى ايران» عنوان برنامه اى است از شبكه ۴ سيما كه در آن به مرور آثار استاد شجريان و به طور كلى موسيقى ايران از دوره قاجار تاكنون مى پردازد. محمدرضا جعفرى، تهيه كننده اين برنامه درباره نحوه ساخت آن مى گويد: «در بخش آثار موسيقى به بيان تمام اطلاعات موجود از هر اثر اعم از نوازندگان اثر، تاريخ ضبط، صدابردار، گوينده، دستگاههاى موسيقايى، پيش درآمدها، مقدمه ها و رديف هاى آوازى مى پردازيم. آموزش رديف هاى موسيقى ايرانى و سازها و شناخت سازها نيز دراين برنامه گنجانده شده است.
در «آواى ايران» قرار است آثار اساتيدى چون على اكبر فراهانى، آقا غلامحسين خان، ميرزاعبدالله، ميرزا حسينقلى، درويش خان، ابوالحسن اقبال آذر، سيداحمدخان و جناب دماوندى بررسى شود. همچنين در قسمت هاى آينده از آثار استادان ديگرى چون على اكبر شهبازى، ابوالحسن صبا، كلنل على نقى خان وزيرى، نيز ياد خواهدشد.
باتوجه به موفقيت اين برنامه قرار است برنامه هايى درباره خوشنويسى، نگارگرى، قاليبافى، گليم بافى، نقاشى مدرن ايرانى و ... نيز ساخته شود. برنامه «آواى ايران» هر هفته دوشنبه ساعت ۲۲ از شبكه ۴ سيما پخش شود.
برداشت اول
شبكه هاى استانى
هلن عبادى
تأسيس شبكه هاى اختصاصى براى هر استان از جمله اقداماتى بود كه در زمان رياست دكترلاريجانى بر صداوسيما صورت گرفت. افتتاح شبكه هاى استانى در چند سال اخير كه هركدام با سرعت هرچه تمام ايجاد و تأسيس و راه اندازى شدند در همان سالهاى اوليه با يك مشكل بزرگ روبرو بود. عدم برنامه ريزى دقيق و بودجه اى قابل توجه براى ساخت برنامه هاى بومى باعث بروز اختلالات زيادى در امور برنامه سازى در اين شبكه ها شد. تلويزيون با تأكيد بر اين مسأله كه خود نيز دچار كمبود بودجه است، در ابتداى راه حداقل بودجه را در اختيار شبكه هاى استانى قرارداد. روى آوردن اين شبكه ها در همان بدو تأسيس به پخش برنامه هاى سراسرى و سريال هايى كه قبلاً از طريق همين شبكه ها پخش شده است؛ ذهنيت بدى در مردم استان هاى مختلف به وجود آورده بود به طورى كه ترجيح مى دادند به جاى تماشاى شبكه استانى خود به سراغ يكى از شبكه هاى سراسرى بروند. مشكل ديگر اين شبكه ها نبود برنامه سازان قوى در امر برنامه سازى در اين سريالهاست. هرچند به تازگى برخى از كارگردانان و بازيگران مطرح براى كار در اين شبكه ها دعوت مى شوند اما هنوز هم از حضور نيروهاى ورزيده بومى خبرى نيست. البته از ابتدا ايجاد شبكه هاى استانى در شهرهاى مختلف كشور اجراى تعجيلى يك طرح زمانبر بود اما به نظر مى رسيد مديران مسؤول در اين زمينه در نظر داشتند به تجربه هاى جديدى دست پيدا كنند. به همين خاطر از همان ابتدا تنها پخش اخبار استانى را آن هم در ساعاتى محدود در دستور كار شبكه ها قراردادند. در بقيه ساعتهايى كه آنتن در اختيار شبكه ها قرارداشت، برنامه ها و سريالهاى چندبار مصرف پخش مى شد. آنچه در شبكه هاى استانى مهم به نظر مى رسد، استفاده از فرهنگ بومى و منطقه اى نشان دادن دغدغه ها و فرهنگ و آداب و رسوم مردم در قالب نمايش و سريال است. شبكه هاى استانى از طرفى آيينه اى هستنداز فرهنگ و پيشرفت يك استان و نبايد به اين مسأله تأكيد داشت كه توليدات شبكه هاى استانى مى تواند توليدات ضعيفى باشد كه قابليت پخش از شبكه هاى سراسرى را ندارند. تخصيص نيروهاى كارآمد در اين شبكه ها باتوجه به آغاز راه بودن آنها امرى ضرورى است و مديران جديد تلويزيون بايد به اين مسأله توجه زيادى داشته باشند.
گفت وگو با محسن رمضانى بازيگر و كارگردان نابينا
هنوز دوشنبه هاى خدا تمام نشده
168972.jpg
افسانه قانع
محسن رمضانى ديگر آن پسر كوچك «رنگ خدا» نيست كه كسى دوستش نداشته باشد. الان محسن جوان در كنار ادامه تحصيل و بازيگرى كارگردان شده است. اولين كارگردان نابينايى كه توانست فيلم دو دقيقه اى «صداى آشنا» را بسازد. او با اين كار مى خواست بفهمانديك نابينا مى تواند توانايى هاى ديگرى هم داشته باشد. در اين گفت وگو محسن از همه چيز صبحت كرد. از شايعاتى كه درباره اش شده، از نحوه ساخت دو فيلمى كه در آن حضور داشته، از مسابقه اى كه هر سال در ۱۰ ارديبهشت ماه برگزار مى كند و در آن بهترين دوست و شيرين ترين درس و بهترين معلم و ... را معرفى مى كند و از بيكارى مادر و برادرانش. يك گپ صميمانه با محسن رمضانى كه مى خوانيد:
\صميمى ترين دوستى كه دارى چه كسى است؟
>احسان زبيدابى كه اهل اهواز است. من هر سال ۱۰ ارديبهشت ماه صميمى ترين دوست، شيرين ترين درس و بهترين معلم را انتخاب مى كنم.
\چرا تاريخ ۱۰ ارديبهشت را براى اين كار انتخاب كردى؟
>به خاطر اينكه در آن زمان چند سال پيش يك خبرنگار از من پرسيد چرا صميمى ترين دوستم را معرفى نمى كنم. آن روز ۱۰ ارديبهشت بود و تصميم گرفتم هر سال در اين تاريخ بهترين دوست، شيرين ترين درس و بهترين معلم را معرفى كنم.
\بعد از سريال چراغ هاى خاموش در چه كارهايى بازى كردى؟
>بعد از چراغ هاى خاموش نامه هاى زيادى به مراكز سينمايى نوشتم. مى خواستم فيلمى بسازم آن موقع مى خواستم فيلم «صداى ديوار» را بسازم. اما مشكلات مالى داشتم. بعد فيلمنامه اى درباره رسم و رسومات شهر خودم شيروان نوشتم. با كمك يكى از بستگانم به آنجا رفتم بعد با كمك آقاى خوانجانى قرار شد فيلم «صداى آشنا» را بسازم كه اين فيلم كوتاه را در چند جلسه با كمك عوامل ساختم.
\موضوع اين فيلم درباره چه چيزى است؟
>موضوع آن درباره يك پسر نابينا و دختر نابينايى است. داستان به اين صورت است كه دختر دنبال آدرسى مى گردد و زنگ خانه اى را مى زند پسر نابينا كه نقش آن را خودم بازى كردم، احساس مى كند صداى دختر برايش خيلى آشنا است و فكر مى كند صداى آن دختر را سر يكى از فيلم هايى كه بازى مى كرده شنيده است. اما مى فهمد كه اشتباه كرده است.
\بعد از صداهاى آشنا در P.O.V بازى كردى؟
> بله. در آن فيلم من نقش كارگردان نابينايى را بازى مى كنم كه مشغول تهيه فيلمى هستم.
\چرا تصميم گرفتى كارگردان بشوى؟
>مى خواستم هنر نابينايان را به جامعه نشان بدهم. مى خواستم بگويم نابينا فقط قادر نيست بازى كند بلكه كارهاى سخت ديگرى هم مى تواند انجام دهد.
\الان نگاه مردم به تو چگونه است؟
>بعضى ها فكر مى كنند چون در چند فيلم بازى كرده ام، خودم را مى گيرم اما اصلاً اينطور نيست.
\يادم مى آيد قبل از اينكه در سريال «چراغ هاى خاموش» بازى كنى، خيلى دوست داشتى پشت صحنه فيلم «به رنگ خدا» را بسازى؟
>بله اين تصميم را داشتم. مى خواستم فيلمى را بسازم به نام «عشق در دل» مى خواستم جديت كار خودم و آقاى مجيدى را در فيلم «رنگ خدا» نشان بدهم از ماه رمضان سال گذشته نيز آقاى دلپاك به من قول دادند فيلم هاى پشت صحنه را در اختيارم قرار دهند اما هنوز دوشنبه هاى خدا تمام نشده است.
\چرا؟
>چون قول داده بودند يك روز دوشنبه اين كار را انجام دهند.
\بعد از «به رنگ خدا» چقدر با مجيدى در ارتباط هستى و در كارهايت با او مشورت مى كنى؟
>بعضى ها مى پرسند حالا كه مجيدى با تو كارى ندارد به سراغت مى آيد؟ مى خواهم بگويم مجيدى به من لطف دارند اما اگر نمى رسند تماس با من داشته باشند، به خاطر گرفتارى هاى كارى ايشان است. نبايد سوءتفاهم به وجود بيايد.
\ P.O.V يك فيلم بلند است؟
>يك فيلم كوتاه ۲۰ دقيقه اى است.
\چگونه توانستى «صداهاى آشنا» را كارگردانى كنى؟
> در ابتدا از عواملى استفاده كردم كه به آنها اطمينان داشتم. روز اول كار به آنها گفتم دوست دارم تصويربردار حكم چشم مرا داشته باشد. يعنى از نظر تصوير او تصميم مى گرفت كه چگونه باشد و از نظر صدا خودم مى گفتم كه كار بايد چگونه باشد. به على اللهى فيلمبردار كار گفتم بايد دوربين را طورى تنظيم كنى كه خيالم راحت شود آن صحنه اى كه مورد نظر من است تصويربردارى شده است در غير اين صورت آن صحنه بارها بايد تكرار شود تا آن صحنه اى كه مى خواستم گرفته شود.
\ درمورد توهم مردم شايعاتى را مى گويند؟
> گاهى اوقات مى شنيدم كه مردم مى گفتند محسن رمضانى داراى ماشين، موبايل و خانه است. هرماه پول كلانى به حسابم واريزمى شود.
الآن من پرداخت يكى از وام هايم را به يكى از آشنايانم گذاشتم كه ماهى ۶۱هزارتومان بايد بپردازد.
برادرم نامزد دارد و بيكار است. در شهر ما رسم است كه جهيزيه را داماد مى دهد و هنوز نتوانسته ازدواج كند و اگر كارى براى برادرم پيدانشود من از نظر روحى نمى توانم در امتحانات پايان سال نمرات خوبى بياورم.
\ فكرمى كنى براى حل اين مشكل چه كارى از دست تو برمى آيد؟
> نمى دانم. اگر پول داشتم به برادرانم كمك مى كردم. سوار تاكسى مى شوم براى يك مسيركوتاه ازمن دوبرابر پول مى گيرد. وقتى اعتراض مى كنم، مى گويد تو پول دارى. حتى بعضى از اقوام خودم هم باورنمى كنند من پولدار نيستم. دوست دارم امكاناتى فراهم شود تا برادرانم سركار بروند.
\ درحساب بانكى چقدر پول دارى؟
> ۱۰هزارتومان، آن هم عيدى هايم است كه پس اندازكردم تا موقعى كه پول نداشتيم از آن استفاده كنم.
\ مادرت هنوز كارمى كند؟
> بعد از عمل جراحى كه انجام داد، نمى تواند زياد كاركند و كارهم هنوز برايش پيدانشده است.
\ خرج شما را چه كسى مى دهد؟
> مستمرى پدرم است كه ماهى ۱۰۶هزارتومان مى شود. با اين پول ۳۵هزارتومان پول اجاره خانه، گاز،برق، تلفن و ساير هزينه هاى زندگى را بايد بدهيم.
\ براى فيلم هايى كه ساختى چقدر پول گرفتى؟
> براى ۲كار مجموعاً ۱۰۰هزارتومان گرفتم.
\ چرا مثل ساير بازيگران حرفه اى سر دستمزد بحث نمى كنى؟
> براى اينكه اگر اين كار را مى كردم تهيه كننده به خاطر مشكلات مالى حاضرنمى شد فيلم را بسازد.
\ از P.O.V بگو. طرحش از تو بود يا آقاى نوذرى؟
> طرح فيلم از ايشان بود و در برخى از صحنه ها من نظراتم را مى گفتم.
\ چه نظراتى مى دادى؟
> در برخى جاها تصورات يك فرد نابينا را واردكارمى كردم. مثلاً خصوصيات بازيگرى كه مى خواستم دركار بازى كند را به گونه اى سؤال مى كردم كه تمام ويژگى هاى بازيگر را مى فهميدم.
\ براى انتخاب بازيگر چگونه مى فهمى كه فلان بازيگر خصوصيات فيزيكى و نوع بازى كه مى كند همان چيزى است كه تو درنظردارى؟
> من يك دستيار دارم. اول به او مى گويم كه بازيگر اين نقش بايد صورت بيضى شكلى داشته باشد، بينى خاصى داشته باشد، ابروهاى كشيده اى داشته باشد و... بعد از اينكه توضيحات لازم را دادم از بازيگر مى خواهم كه به من دروغ نگويد . بعد از دستيارانم مى پرسم كه آيا دراين صحنه بازيگر فلان رنگ لباسى كه من مى خواستم پوشيده است اگر دستيارانم تصديق كردند، مى پذيرم.
\ راستى نگفتى بهترين هاى امسال از نظر تو چه كسانى هستند؟
> خوش صداترين دانش آموز نابينا ميلادقربانى است. شيرين ترين درس تاريخ و جغرافى و اجتماعى آقاى اسلامى است. معلم نمونه دبير رياضى مسعودشجاعى است. صميمى ترين دوست هم احسان زبيدابى است.
\ وقتى دلت مى گيرد چه كارمى كنى؟
> موسيقى گوش مى دهم و يا گاهى مصيبت حضرت زهراكه به زبان تركى مى خواند را گوش مى دهم و زار زار گريه مى كنم.
نگاهى به سريال نقطه چين
تبليغ ، خنده و ديگر هيچ
168969.jpg
با وجود گذشت سال ها از ساخت برنامه هاى روتين شبانه، هنوز دست اندركاران اين نوع برنامه ها ياد نگرفته اند هميشه مرزهايى بين كمدى و طنز وجود دارد. هرچند در اين برنامه ها سعى مى شود از مسائل ومشكلات اجتماعى براى طرح ريزى برنامه هاى خود استفاده كنند اما هميشه نگاه ها در سطح باقى مى ماند. در حال حاضر سريال نقطه چين تنها سريال روتين شبانه در ميان كليه شبكه هاى تلويزيونى به حساب مى آيد. اين امتياز مى تواند توسط كارگردان و نويسندگان به شايستگى مورد استفاده قرار گيرد. اما اين اتفاق هيچ گاه به شكل صحيح نمى افتد.
با نگاهى گذرا به برنامه هاى اخير اين مجموعه ، به خوبى روشن مى شود با وجود يكه تاز بودن آن در ميان شبكه هاى تلويزيون؛ نه تنها تغيير ساختارى نكرده بلكه ازنظر ساختارى همچنان در سطح باقى مانده است. البته بندرت اتفاق مى افتد برخى از داستان هاى اين سريال متناسب با حال و هواى مسائل روز جامعه باشد. اما وقتى همان اتفاقات كم هم دستمايه نويسندگان اين برنامه قرار مى گيرد، به نازل ترين شكل ممكن ازآن استفاده مى شود. به عنوان مثال برنامه مربوط به زلزله در تهران با وجود آنكه هنوز مردم درتب وتاب اين حادثه هستند، نتوانست درعين مفرح بودن پيام رسانى كند.دراين برنامه تنها آنچه وجود دارد از قبيل شايعه وترس مردم در ابتدايى ترين شكل ممكن نشان داده شد.در صورتى كه اين برنامه مى توانست از قالب كمدى خود براى آموزش دادن بهترين استفاده راكند. بى شك برنامه شبانه نقطه چين در ساعت پخش خود بيشترين بيننده را دارد. درنتيجه در آن ساعت كه مردم فقط مى خواهند بخندند، مى توان بخوبى اطلاع رسانى كرد.داستان مربوط به تأسيس شبكه هاى خصوصى در آن طرف آب نيز پرداخت خوبى نداشت. هرچند در ابتدا سعى شده بود به گونه اى به شبكه هاى تلويزيونى ايرانيان مقيم لس آنجلس پرداخته شود اما اين نگاه آنقدر ضيعف بود كه تصور مى شد استفاده از اين سوژه فقط براى خنداندن و قراردادن بازيگران در يك موقعيت طنز است.
ديگر اينكه نوع نگاه او به شبكه هاى خصوصى كه در حال حاضر بسيارى از محققان معتقد به ايجاد آن هستند؛ مى توانست بخوبى جهت گيرى آن سازمان را نشان دهد.
حتى در قسمت تأسيس يك مجله براى چاپ اشعار جابرى هم نويسندگان داستان را به نازل ترين شكل ممكن طراحى كرده بودند. با وجود قراردادن شخصيت ها در بستر داستانى كه هر روز سعى مى كند متنوع ومتفاوت باشد اما بازيگران عادت كرده اند مسير داستان را همانطور كه خود مى خواهند وعادت كرده اند پيش ببرند. در واقع مى توان گفت دراين اواخر اين بازيگران هستند كه تعيين مى كنند داستان چگونه بايد پيش رود و به تكرار خود مى پردازند و در اين ميان بيننده اى كه براى ديدن اين مجموعه شرطى شده است مى تواند تا انتهاى برنامه حدس بزند شخصيت ها در مقابل مسائل مطرح شده چه واكنشى از خود نشان مى دهند ودر واقع به تكرار مى رسند. شايد گفتن اين حرف براى برنامه اى كه تنها چندين قسمت از آن باقيمانده است، دير باشد؛ اما بايد گفت مجموعه نقطه چين مى تواند در كنار شرايط سخت توليد اين گونه برنامه ها نگاه بهترى نسبت به مسائل روز جامعه داشته باشد. اين يك اصل تأييد شده است كه مردم از برنامه هاى تفريحى وسرگرم كننده بيشترين آموزش را مى گيرند. اما متأسفانه دست اندركاران به اين مسأله توجه نمى كنند. همانطور كه براى مردم به خوبى جا افتاده كه پشتوانه مالى اين برنامه يكى ، دو شركت كالاهاى خارجى هستند وازاين نظر تبليغ خوبى براى آن شركتهاست ، به همان اندازه نيز دست اندركاران بايد متوجه باشند دركنار مسائل تبليغى وتجارى وتفريح وسرگرمى مردم نياز به يادگيرى وتبادل اطلاعات دارند. تنها با مسخره كردن برخى افراد و يا مسائل اجتماعى نمى توان انتظار داشت به افكار بيننده ها جهت داده شده است . به نظر مى رسد دراين برنامه تنها تبليغ مهم است نه چيز ديگرى.
در بررسى هاى ريشه اى در ميان شبكه هاى تلويزيونى در دنيا مى بينيم ساخت اين برنامه هاى طنز، تبليغى وترويجى قدمت زيادى دارد. اما در همان برنامه ها در درجه اول جلب نظر مخاطب وپاسخگويى به نيازهاى او مهم است تا تبليغ فلان كارخانه به عنوان پشتوانه مالى برنامه . اگر مك دونالد ويا كوكاكولا سرمايه گذار يكى از برنامه هاى تلويزيونى مى شوند، ديگر حضور مك دونالد و يا كوكاكولا در سراسر برنامه به عنوان يك آرم تبليغاتى مهم نيست بلكه هدف اين شركتها پيام رسانى و دادن اطلاعات موردنياز مردم درباره مسائل روز جامعه است. دراين زمان است كه مخاطب تلويزيون در ناخودآگاه ذهن خود نام اين شركتها را نگه مى دارد. نه اينكه آرم شركت معنايش لحظه به لحظه فلان محصول براى فروش دربازار مهم باشد. حتى اگر نگاهى به سريال جذاب هشدار به كبرى ۱۱ داشته باشيم ، مى بينيم كه درجه اول سريال يك كار پليسى پرهيجان است و در درجه بعد تبليغ خودروهاى فلان كارخانه مطرح ماشين سازى ! از همه مهمتر در جريان داستان است كه مخاطب با قابليت هاى كالايى كه درباره آن تبليغ صورت مى گيرد، آشنا مى شود و بعد انتخاب مى شود.
هرچندسريال نقطه چين در نوع خود تحول تلويزيون را نسبت به تبليغ كالاها نشان مى دهد اما در همان ابتداى امر بايد مشخص مى كرد استفاده ازاين شيوه چيست؟ تبليغ صرف يا اطلاع رسانى وتبليغ غيرمستقيم.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   بين الملل   |   سينما   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   حقوق   | 
|   اينترنت   |   گزارش زندگى   |   گفت و گو   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   | 
|   تصوير   |   گوناگون   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |