سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۳ - ۲۶ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 15, 2004
فرهنگ و پايدارى
سال دهم - شماره ۲۸۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
جنگى بزرگتر از انسان ها
169695.jpg
ادبيات اردوگاهى گونه اى ادبى است با درونمايه درام كه به شرح رنج و مشقات انسان در شرايط اسارت به دست دشمن
اختصاص دارد. اين گونه ادبى، نماى نزديكى از زندگى دو انسان كه به هر دليلى با هم دشمن اند و پس از يك مقابله آتشبارى
مجبورند در كنار هم زندگى كنند و رو در روى هم قرار گيرند به دست مى دهد.
بى ترديد ترسيم لحظات چنين زندگى اى بسيار خواندنى و با سويه هاى فلسفى ـ روانشناختى
بيانگر ابعاد وجودى انسان است.
|
ادبيات اردوگاهى به طور شفاهى همزاد جنگ است اما به صورت مكتوب تاريخ زيادى ندارد.
در كشورمان با كمى تساهل تاريخچه اين گونه ادبى به اولين خاطره نويسى هاى زندانيان سياسى در دوران رژيم پهلوى
باز مى گردد و پس از انقلاب و جنگ تحميلى با نام مرتضى سرهنگى عجين است.
سرهنگى كار ادبيات جنگ را با ثبت خاطرات اسيرهاى عراقى آغاز كرد و همين فعاليت پاى او را به دفتر ادبيات حوزه هنرى كشيد كه محصول آن صدها جلد كتاب جنگى با مضامين درخور توجه كه حداقل ده ها جلد از آنها آثار ماندگار ادبى محسوب مى شوند.
چند و چون ادبيات اردوگاهى را با آقا مرتضى درميان گذاشتيم و ايشان به مثابه يك محقق، مورخ و اديب سؤالاتمان را پاسخ گفت.

\آقاى سرهنگى «ادبيات اردوگاهى» را گونه اى از ادبيات جنگ مى دانند، مايلم هرچند به اجمال نظر شما را بدانم.
> همين طور است! معمولاً ادبيات اردوگاهى هم در بر دارنده گوشه هايى از جنگ است و هم زندگى اردوگاهى يك اسير جنگى را تصوير مى كند. شايد به همين دليل است كه اين ادبيات هم از جنبه ادبى و هم از جنبه تاريخى قابل اعتنا و استناد است.
\ در واقع دو فصل مستقل و كلى دارد.
> بله! يك فصل در ميدان ها و خطوط نبرد مى گذرد تا سرباز به اسارت نيروهاى دشمن درآيد، فصل دوم هم شروع زندگى سخت و طاقت فرساى اسارت است.
\ مى توانيم بگوييم اين ادبيات گونه اى ادبيات غربى هم هست؟
> مهمترين شاخصه ادبيات جنگ تجربى بودن آن است. جنگى كه پاى انسان در ميان است.
به ياد مانده هاى ذهنى يا به اصطلاح امروز «خاطرات» كه راوى ـ اول شخص ـ آن را بيان مى كند براساس ديده ها و تجربه هاى فردى اوست. تقريباً مى توانيم بگوييم كه همه اين گونه هاى ادبى در قالب و فرم خاطرات تدوين شده است. وقتى خاطرات يك اسير جنگى را مطالعه مى كنيد هيچ چيز را در آن ساختگى نمى بينيد.
\ براى درك زندگى اردوگاهى يك اسير جنگى مطالعه خاطرات او كافى است؟
> اين موضوع بستگى به ميزان علاقه مندى ما دارد و همين طور نياز ما به بيشتر دانستن از اين زندگى پنهان و خشن. ما در ادبيات اردوگاهى با انسانى طرف هستيم كه ممكن است حتى «هوا» را هم از او بگيرند. من و شما در جنگ نبوده ايم و به اسارت هم درنيامده ايم تا همه هويت مان در يك شماره خلاصه شود. بنابراين هر حكايت و روايتى كه از اردوگاه ها برايمان گفته شود راهى است براى درك زندگى يك اسير جنگى.
\ و خاطرات يكى از راه هاى اصلى است.
> بله! اما گونه هاى ديگر ادبى نيز در اردوگاه ها خلق مى شود؛ شعر، قطعه هاى ادبى، نمايشنامه كه از همه اينها مهمتر «نامه هاى» اسيران جنگى است كه هر كدام انبان كوچكى از رازهاست.
\ تصور نمى كنيد موضوع نامه هاى اسيران جنگى هم مثل خاطرات بحث مستقلى باشد؟
> يقيناً همين طور است. گونه هاى ديگر هم مستعد تحقيق و پژوهش هستند اما خاطرات و نامه ها ارتباط درونى ترى با اسير جنگى دارد به همين دليل از مطالعه آنها بهتر مى توان به درون و برون يك اسير جنگى راه يافت.
\ مى دانيد چه تعداد نامه از اسيران جنگى ايران از اردوگاه هاى عراق به ايران نوشته شده است؟
> حدود شش ميليون نامه!
\ شش ميليون!!
> تعجب مى كنيد؟ اين آمار را چند سال پيش از يكى از مديران هلال احمر خودمان شنيدم. بله شش ميليون نامه ميان اسيران جنگى ايران و خانواده هايشان رد و بدل شده است.
\ حالا اين نامه ها كجاست؟
> اگر سردبير شما مى داند، من هم مى دانم!
\ به نظر مى رسد اگر به بحث نامه ها نزديك شويم از موضوع اصلى خودمان دور خواهيم شد. موافق هستيد اين بحث را به فرصت ديگرى موكول كنيم.
> موافقم.
\ بسيارى از صاحبنظران ادبيات جنگ، منشأ ادبيات اردوگاهى را جنگ جهانى دوم مى دانند.
> ژانر ادبيات اردوگاهى اختصاص به قرن بيستم دارد. اين قرن كه چندسالى است به پايان رسيده، دوجنگ هولناك را در ورق هاى تقويم خود دارد. ميليون ها انسان دراين دو جنگ به اسارت درآمدند و طبيعى است كه بسترمناسبى براى ظهور اين گونه ادبى فراهم شود.
اگر به آسانى از جنگ جهانى اول ۱۹۱۸ـ۱۹۱۴ بگذريم كه سخت است، مى توان جنگ جهانى دوم ۱۹۴۵ـ۱۹۳۹ را منشأ ادبيات اردوگاهى دانست.
\ آيا پس از گذشت سال ها از جنگ جهانى دوم ما مى توانيم به آثار تازه اى از ادبيات اردوگاهى دست پيداكنيم.
> كتاب سلاخ خانه شماره پنج نوشته كورت ونه گات بيست و سه سال پس از پايان جنگ جهانى دوم نوشته شد. اين كتاب در ايران ترجمه شده است.
ونه گات اسيرجنگى بود و شاهد مرگ ۱۳۴۰۰۰ انسانى بود كه در شهر درسدن توسط هواپيماى متفقين دربمباران كشته شدند. اندوه اسارت اندوه عميقى است و مانند گدازه آتشفشان يك روزى فوران خواهدكرد.
169569.jpg
\ اين اندوهى كه مى گوييد ممكن است همزمان با دوران اسارت خود را به صورت مكتوب نشان دهد، يعنى يك اسيرجنگى يادداشت روزانه بنويسد؟
> شما مى دانيد قلم و كاغذ در اردوگاههاى اسيران جنگى از اشياى ممنوعه است. دراردوگاههاى عراق به شدت دراين مورد سخت گيرى مى كردند.
تا به حال با دو مورد يادداشت روزانه از اردوگاه هاى عراق روبرو بوده ام. اولين بار در روستاى «تهمتن كلا» از روستاهاى بند پى آمل بود. جوادمحمدپور يكى از اسيران ايرانى بود كه موفق شد بخشى از سال هاى اسارت خود را روى كاغذ هاى «لف» ـ كه كاغذ ظريفى است در اندازه ۴*۷ سانت كه براى پيچيدن توتون سيگار دراختيار اسيران ايرانى قرار مى گرفت ـ بنويسد و بازحمت زياد به ايران بياورد. حاصل اين يادداشت هاى روزانه به همراه خاطرات او كتابى دوجلدى شد به نام «ديوارهاى بغداد» كه اكنون ناياب است.
\ از مورد دوم هم بگوييد.
> مورد دوم كار عجيبى است! اسيران ايرانى مجموعه سخنرانى هاى حاج آقا ابوترابى را كه به مناسبت هاى مختلف در اردوگاه ها، مخفيانه انجام مى شد روى كاغذهايى نوشته و به ايران آوردند. حاصل اين نوشته ها كتاب ارزشمندى شد باعنوان «ازتربت كربلا» كه اين كتاب امروز در بازار هست و شايد ازنادر يادگارهاى مكتوب ايشان باشد.
\ از اسيران جنگى غيرايرانى هم يادداشت روزانه داريم؟
> كتاب «گفت وگو با مرگ» نوشته آرتوركستلر را فقط ديده ام. اين نويسنده معروف در جنگ هاى داخلى اسپانيا ۱۹۳۷ به اسارت نيروهاى فرانكو درآمد. البته بخش هايى از اين اثر يادداشت روزانه اوست و چقدر خواندنى است. درحالى كه فقط يكصدروز اسارت كشيده بود.
\ آقاى سرهنگى شما مقاله اى باعنوان «خنده در اسارت» نوشته ايد، اين مقاله درهمان سال هاى اول انتشار روزنامه ايران در صفحه هاى ميانى اين روزنامه چاپ شد. مى پرسم چرا از ميان اين همه موضوع متنوع كه در اردوگاههاى اسيران جنگى ايران در عراق هست شما به موضوع «خنده» پرداخته ايد؟
>همه موضوعهايى كه در دنياى اسارت مى گذرد، برايم قابل اعتنا است، چون موضوعها كاملاً انسانى هستند. تا امروز كه با هم حرف مى زنيم، حدود يكصد عنوان كتاب از خاطرات اسيران ايرانى منتشر شده، آنقدر موضوعهاى تازه و باور نكردنى در اين خاطرات هست كه به راحتى دهان هر محقق خوش ذوقى را آب مى اندازد.
\ از جمله خنده در اسارت!
> بله! خنديدن در اسارت از موضوعهاى كاملاً غيرعادى است. فراهم كردن زمينه طنز در دنياى اسارت از خنديدن هم غيرعادى تر و حتى تا مرز محال است. طنز در شرايط عادى به وجود نمى آيد، اساساً بروز طنز به يك فرهنگ غنى نيازمند است و اسيران جنگى ايران از اين روحيه برخوردار بودند.
\ مى توانيم بگوييم كه اسيران ايرانى اين روحيه را از جبهه ها به اردوگاهها بردند؟
> چرا نمى توانيم! جبهه هاى جنگ ما، جبهه جوانى بود و خنده و شوخى رونق زيادى داشت. يكى از فوايد خنديدن در اسارت كوچك كردن ديكتاتورى مثل صدام و بزرگترهايش بود. خنده آن محيط سخت و خشن را نرم مى كرد تا اسير ايرانى بتواند انبوهى از خشونت و جهل قومى را تحمل كند. شما مى دانيد اولين چيزى كه هر اسير جنگى ياد مى گيرد، حس زنده ماندن است. اين فن را اسيران ما به خوبى آموخته بودند و حاج آقا ابوترابى سهم بسيار بزرگى در ياد دادن اين فن داشت. شما نگاه كنيد به القابى كه اسيران ما به صدام داده بودند، مانند سيفون، حاج هوشنگ، ابولى، گراز، هوشنگ خان، پالان دوز، قلى و...
\ در واقع اردوگاههاى اسيران جنگى نوعى ميدان جنگ است.
> ترديد نكنيد! با اين تفاوت كه سلاح اسير جنگى در اردوگاهها رفتار و گفتار است. تحمل اين دنياى بى عاطفه كه دشمن به شما چسبيده است، بسيار دشوارتر از ماندن در خطوط مقدم ميدانهاى نبرد است.
\ شما چه شاخصه ديگرى در خاطرات اسيران جنگى ايران مى بينيد؟
> نكته اى كه برايم جالب است، اين است كه اسير ايرانى فقط خاطرات خودش را ننوشته، بلكه خاطرات ديگرانى را هم گفته كه ممكن است تا آخر عمر قلم برندارند و ننويسند كه چه به روزشان آورده اند. بسيارى از خاطرات فردى پر است از خاطرات ديگرانى كه در اطرافش زندگى مى كنند و هر يك در لحظه هايى كه او سپرى كرده است، شريك بوده اند.
\ آيا خاطره اى از يك اسير ايرانى داريم كه مدعى باشد همه حوادث دوران اسارتش را نوشته؟
> نه تنها هيچ يك از اسيران ايرانى چنين ادعايى ندارند، حتى نويسنده نامدار روسى مانند «الكساندر سولژنيتسين» هم كه خاطرات دوران اسارتش را در كتاب ۷۷۸ صفحه  اى اش با عنوان «مجمع الجزاير گولاگ» نوشته، مدعى نيست. او اين كتاب را تقديم كرده است به: «آنانى كه چندان زنده نماندند كه اين حكايتها را بازگو كنند و باشد كه از سر تقصير من كه همه چيز را نديدم، همه چيز را به خاطر نسپردم، همه را به فراست درنيافتم، درگذرند.»
دنياى اسارت چنين دنيايى است. حتى بعضى از اسيران ايرانى براى نوشتن خاطرات خود از حافظه دوستانشان هم استفاده مى كنند، يك مثال برايتان بياورم. يعقوب مرادى يك آزاده ورامينى است. كتاب خاطرات او «زندگى در مه» نام دارد. در صفحه هايى از اين كتاب مى گويد كه نام مادرم را فراموش كرده بودم! دو ركعت نماز خواندم تا نام مادرم يادم بيايد و نامه اى براى او بنويسم.
\ پس اينكه مى گويند جنگها از آدم ها بزرگترند، جمله درستى است.
> من مى گويم جمله قشنگى است. اگر شما براى جنگيدن خود معنا داشته باشيد، براى مجروح شدن خودتان هم معنا داريد، براى معلول دايمى شدن خود هم معنا داريد، براى اسارت خود هم معنا داريد. من اين «معنا» را به عنوان «دفاع» مى گيرم. دفاع منطبق با فطرت انسانى مى گويم در جنگهاى دفاعى اين آدم ها هستند كه از جنگ ها بزرگترند! چون دفاع مى كنند. روسها در برابر هجوم آلمان ها بزرگتر از جنگ بودند، ويتنامى ها در برابر اشغال آمريكايى ها بزرگتر از جنگ بودند، ايرانى ها در برابر ارتش هفده مليتى عراقى ها بزرگتر از جنگ بودند. اگر بزرگتر نبودند، غلبه نمى كردند. چون براى جنگ خود معنا داشتند.
\ تصور من اين است كه ادبيات جنگ ما ظرفيت زيادى براى جهانى شدن دارد
> ببينيد! درست است كه بسيارى از جنگ ها به خاطر اختلافات مرزى اتفاق مى افتد اما ادبيات آن بى مرز است. چون انسانى است. عراق در جنگ با ما تنها نبود. عرض كردم، در اردوگاههاى نگهدارى اسيران عراقى در ايران از هفده مليت اسير جنگى داشتيم. از كشورهاى، اردن، سودان، لبنان، مصر و ... در روزهاى جنگ واقعاً ملت ايران با دشوارى بزرگى روبرو بود، اما توانست با اراده اى كه در جنگ هاى دفاعى در وجود انسانها ظهور مى كند بر اين دشوارى غلبه كند و اجازه ندهد عراق به اهدافى كه در خاك ما داشت برسد.
\ آقاى سرهنگى، گفت وگوى ما درباره ادبيات جنگ بخصوص ادبيات اردوگاهى ظاهراً به آسانى تمام شدنى نيست. اميدوارم در فرصت هايى كه به دست مى آيد بازهم درباره اين موضوع باهم گفت وگو كنيم اما مى خواهم يك پرسشى ديگر مطرح كنم. در اين دو دهه اى كه با ادبيات جنگ مان درگير هستيد موقعيت كلى اين ادبيات را چطور مى بينيد؟
> اين ادبيات مردمى و گرم كه رهاورد فداكارى هاى يك نسل است، نسلى كه مدافع همه زيبايى هاى اين سرزمين بودهم يك رشد و بلوغ طبيعى داشته است.
\ علت آن را هم بگوييد.
> اولين علت آن اين است كه سربازان زمان جنگ منتظر مورخان و اديبان نشدند و خودشان راه را براى بالا آمدن آن گدازه آتشفشان بازكردند. دومين علت آن، نبود آدم هاى سياسى در اين حوزه ادبى است. آدم هاى حرفه اى كه در هر فصلى جايى را اشغال مى كنند و حسابى وقت اين مملكت را مى گيرند؛ از وزارتخانه ها گرفته تا شوراى شهر، از مجلس گرفته تا صنعت و معدن و هنر. اى كاش به اندازه ادعايى كه داشتند كار بلد بودند.
\ از فرصتى كه براى اين گفت وگو فراهم كرديد از شما تشكر مى كنم. با اين كه مى دانم حرفهاى زيادى در حوزه ادبيات جنگ باقى مانده است.
> من هم از شما تشكر مى كنم. اين را هم مى گويم از زمانى كه جنگ وجود داشته خاطرات هم بوده. از زمانى كه زندان يا اردوگاه وجود داشته خاطرات اسارت هم بوده است. با اين همه با ادبيات جنگ راهى جز بيان حقيقت ندارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |