سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۳ - ۲۶ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 15, 2004
ويژه ۳
سال دهم - شماره ۲۸۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
آن سوى خبر
نادر كريمى جونى
آن سوى خبر
تركيه، اقدامى سياسى براى پيوستن به اتحاديه اروپا
«ليلا زانا» رهبر وفعال حقوق بشر كرد پس از ۱۰ سال از زندان تركيه آزاد شد. وى به علت صحبت به زبان كردى وپوشيدن لباس كردى در پارلمان به زندان انداخته شده بود. يك دادگاه درتركيه، دستور آزادى زانا با سه فعال ديگر كرد را صادر كرد. جريان دادگاه اين افراد به صورت وسيعى توسط مقامات ونهادهاى بين المللى از جمله اتحاديه اروپا مورد سرزنش قرار گرفته بود.آزادى زانا، البته دائمى نيست و وى قرار است هشتم ژوئن مجدداً در دادگاه به اتهامات خود پاسخ دهد. وزير دادگسترى تركيه پس از آزادى اين افراد گفت : ديگر نبايد مانعى براى آغاز مذاكرات و پيوستن ما به اتحاديه اروپا وجود داشته باشد. ليلا زانا در سال ۱۹۹۱ اولين زن كردى بود كه وارد پارلمان تركيه شد. در تركيه آن زمان، زبان كردى ممنوع بود و هرنوع انتشار كتاب يا پخش تلويزيونى نيز به اين زبان غيرممكن بود. پس از ورود به پارلمان، ليلا زانا آشكارا در پارلمان به كردى صحبت كرد و لباسهاى كردى برتن كرد. وى به دنبال اين اقدامات به ۱۴ سال زندان محكوم شد.
وى در اولين سخنرانى خود در پارلمان تركيه سوگند ياد كرد كه از تماميت ارضى واستقلال تركيه دفاع كند و به قانون اساسى وفادار بماند. وى گفت كه تلاش مى كند همبستگى مردم تركيه وكردها را بيش از پيش گسترش دهد. وى اين جمله آخر را به زبان كردى بيان كرد كه همين منجر به اعتراضات گسترده اى در پارلمان شد. درجريان دادگاه، ليلا زانا گفت كه توطئه اى براى وى ترتيب داده شده و وى هيچ يك از اتهامات را نمى پذيرد و اگر يكى از اتهامات وارد بود، او مسؤوليت آنها را حتى به قيمت جانش مى پذيرفت. در همين ارتباط، «امى گودمن» از سايت «دموكراسى » در پى آزاد شدن «ليلا زانا» با « كسانا يورد اتاپان » فعال حقوق بشر ترك و رهبر جمعيت آزادى بيان كه بارها به علت پشتيبانى از كردها به زندان افتاده است و نيز «جاناتان سادن» نماينده ديده بان حقوق بشر در تركيه به گفت وگو نشسته است . متن اين گفت وگوى كوتاه در پى مى آيد:
| جاناتان ، شما در هنگام آزادى ليلا از زندان در آنجا حضور داشتيد. براى ما از آن لحظه بگوييد؟
< من در جلسه اى با مقامات دولتى و برخى سازمانهاى حقوق بشر بودم. پس از جلسه ، تلفن شد كه ليلا زانا و سه نفر ديگر آزادشده اند كه خبرى بسيار مهم و خوشحال كننده بود . من در زمينه پرونده زانا ۱۰سال كار كرده ام. من با او و بسيارى ديگر ارتباط كارى داشتم. آنها ساعت ۵‎/۵ عصر آزاد شدند ومن به رستورانى در آنكارا به ديدن آنها رفتم. ما صحنه آزادى را دوباره از تلويزيون ديديم. من منتظر بودم كه پليس محل را محاصره كند و حضور چشمگير داشته باشد ، اما اينگونه نبود وبيرون زندان هزاران نفر براى خوشامدگويى به ليلا حضور داشتند. اين درست مثل صحنه آزادى «نلسون ماندلا» بود.اين چيزى است كه تركيه براى مدتهاى مديدى به آن احتياج داشت.
| حالا مى خواهم از «كسانايورداتاپان» فعال حقوق بشر در مورد عكس العمل سازمانها و گروههاى حقوق بشر و رسانه هاى تركيه در مورد اين مسأله بپرسم.
< لحظه آزادى ليلا زانا بسيار خوشحال كننده بود. اين مسأله براى من غيرمنتظره بود . پوشش رسانه اى اين مسأله بسيار وسيع تر از انتظار بود. تمام روزنامه هاى تركيه در صفحه اول به اين موضوع پرداختند. در تلويزيون نيز به اين موضوع پرداخته شد. برخى مى گويند اين يك اقدام سياسى حاوى پيامى براى اتحاديه اروپا است.
| جاناتان ، اولين چيزى كه ليلا زانا پس از خروج از زندان گفت، چه بود؟
< من در رستوران كه با او صحبت كردم، گفت به تمام اهدافى كه پيش از زندان رفتن داشت، معتقد و انتظار دارد طبق حقوق جامعه مدنى ، به وى اين آزادى داده شود تا اين اهداف را به دست بياورد. من اولين جملات او را پس از خروج از زندان متأسفانه از دست دادم .
ترجمه: آرمن نرسسيان
پاچه چى : جنگ داخلى نخواهيم داشت
169626.jpg
«عدنان پاچه چى » سياستمدار كهنه كار عراقى و عضو شوراى منحل شده حكومت انتقالى عراق چند روز پيش از اعلام اسامى دولت جديد عراق با اشپيگل به گفت وگو نشست تا نقطه نظرات خود را در مورد عراق و آينده اين كشور اعلام كند. البته وى پس از انتخاب غازى الياور به سمت رياست جمهورى، به گفته خودش، عرصه سياسى عراق را براى هميشه ترك كرد و به «لندن »رفت. با اين حال، مطالعه اين مصاحبه جهت آشنايى با مسائل عراق از جانب يكى از كسانى كه طى ماههاى گذشته دست اندركار امور عراق بود، خالى از لطف و بى فايده نخواهد بود. توجه خوانندگان را به مطالعه اين مصاحبه دعوت مى كنيم.
| آقاى پاچه چى، هر هفته سياستمداران عراقى توسط تروريستها كشته مى شوند و اين زنجيره خونين حملات ادامه پيدا مى كنند. شما هم در تهديد دائمى به سر مى بريد. چطور با اين وضعيت كنار مى آييد.
< من هم مانند بسيارى از سياستمداران بخصوص اعضاى شوراى حكومت انتقالى يك هدف هستم.
| البته اعضاى شورايى كه با انتقال قدرت ديگر وجود نخواهد داشت.
< ما بايد در ترس زندگى كنيم، هم امروز هم در آينده. بدون اين حملات و يا با آن، مأموريتى داريم كه بايد انجام دهيم. مامتعهد هستيم كه عراق جديد و بهترى بسازيم و مقدمات اين كار را فراهم كنيم.
| احتمال دارد شما رئيس جمهور شويد. اولين رئيس جمهورى پس از سقوط صدام، آن هم در كشورى كه داراى عقايد مذهبى و قوميتهاى مختلف است.
< اگر من رئيس جمهور شوم، رئيس جمهورى تمام عراقى ها خواهم بود. من اگر چه از يك خانواده سنى مذهب هستم، اما هيچ موقع باورهاى مذهبى، مرا هدايت نكرده اند. عراق جديد نبايد توسط مذهب اداره شود.
| شما با مشكل اساسى روبرو هستيد. دوره اشغال عراق قرار است رسماً در آخر ژوئن به پايان برسد. جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا اصرار دارد كه نيروهايش براى مدت نامحدودى در عراق باقى بمانند. اين به معناى انتقال كامل قدرت نيست.
< قرار است در اواسط ژوئن، شوراى امنيت سازمان ملل متحد قطعنامه اى را به تصويب برساند كه در آنها، نقش و صلاحيت و اختيارات نيروهاى بين المللى در عراق را مشخص كند. نيروهاى بين المللى طبق توافقى با دولت جديد عراق، جايگزين نيروهاى اشغالگر آمريكايى خواهند شد.
| اما آمريكاييها فرماندهى خود را (بر اين نيروها) از دست نخواهند داد؟
< به محض اينك يك دولت عراقى سوگند ياد كند، قانوناً نماينده جمهورى عراق خواهد شد و طبق قوانين بين المللى بايد به جرأت خاطرنشان كنم كه در اول ماه جولاى ، دولت جديد عراق تمام مسؤوليت امنيتى از جمله نيروهاى خارجى را به عهده خواهد گرفت.
| اين ديگر امر مخفيانه اى نيست كه اكثر عراقيها، آمريكاييها را به عنوان اشغالگران مى بينند، نه نيروهاى آزاديبخش.
< دولت جديد عراقى اين حق را خواهددانست كه در خواست تخليه و خروج نيروهاى خارجى را هر وقت ضرورى دانست، مطرح كند. اين فقط يك تئورى نيست.
| اما به نظر نمى رسد آمريكاييها همكارى كنند.
< مى دانم شما چه مى گوييد، اما بگذاريد واضح بگويم هر واحد نظامى آمريكايى كه پس از پايان اين ماه در عراق باقى بماند، ديگر جزو نيروهاى اشغالگر نيست. همه نيروها جزيى از نيروى بين المللى سازمان ملل متحد خواهند بود. اين نيروها از كشورهاى مختلفى از جمله عراق خواهند بود كه البته اين كار نيز با مشورت دولت جديد انجام خواهد شد.
| آيا اين نيروهاى بين المللى همانطورى كه «گرهارد شرودر»  پيشنهاد كرد، شامل كشورهاى اسلامى نيز خواهد بود؟
< در حال حاضر، هيچ نيرويى از كشورهاى اسلامى در عراق وجود ندارد. اما وضعيت مى تواند تغيير كند. من از اينكه كشورهاى اسلامى جزيى از نيروى بين المللى حاضر در عراق باشند، استقبال مى كنم.
| عراقى ها به خصوص جوانان پس از سقوط رژيم صدام اميدواريهاى بسيارى داشتند، اما به نظر مى رسد اميد به آينده در حال از بين رفتن باشد.
< هم كشورهاى اشغالگر و هم عراقى ها درست عمل نكردند. آمريكاييها گمان مى كردند وارد كشور توسعه نيافته اى مى شوند كه از آنها با گل استقبال مى شود و با مقاومت چندانى مواجه نمى شوند. عراقى ها هم تصور مى كردند در كوتاه مدت همه چيز روبراه مى شود.
آمريكاييها در كوتاه مدت فهميدند كه عراقى ها وطن پرست هستند و از وطن خود دفاع مى كنند، همانطور كه اجدادشان طى هزاران سال اين كار را انجام داده اند. عراق يك كشور جهان سومى نيست.
| به نظر مى رسد كه بوش و تيم او اطلاع زيادى درباره عراق نداشتند.
< ما مردمى با فرهنگ و با تاريخى هزاران ساله هستيم. آمريكاييها انتظار اين را نداشتند و شگفت زده شدند. آنها از تأسيسات زيربنايى ما چيزى نمى دانستند و گمان نمى بردند كه ديكتاتورى مثل صدام قسمت اعظم درآمدهاى نفتى را به اين زيربناها اختصاص داده است. درمقابل، عراقى ها هم فهميدند كه آمريكاييها جادوگر نيستند و نمى توانند در كوتاه مدت استانداردهاى زندگى را بهبود بخشند وامنيت و قانون را حاكم كنند.
| رسوايى زندان ابوغريب باعث متزلزل شدن اطمينان و اعتماد به آمريكاييها شده است. حتى گفته مى شود ژنرال «سانچز»  كه قرار است به زودى تعويض شود، خود شاهد برخى از اين شكنجه ها بوده است.
< انتظار چه واكنشى را از عراقيها داريد؟ فارغ از من، حرفه و وابستگى سياسى، همه ما از اين ماجراى هراسناك خشمگين هستيم.
| چگونه از اين شكنجه ها باخبر شديد؟
< من بيشتر درباره خشونتهاى آمريكايى ها در بازجوييهاى اوليه شنيده بودم. اما از شنيدن و ديدن تصاوير شكنجه و نقض حقوق انسانى عراقيها به شدت شوكه شدم.
| الآن چه انتظارى داريد؟
< نه تنها من، بلكه همه عراقيها مى خواهند كه تحقيق جدى در اين باره انجام شود و كسانى كه مسؤول اين كارند و افراد پشت پرده به شدت مجازات شوند. ما اين تضمين را مى خواهيم كه ديگر چنين اعمال و رفتارى ديگر تكرار نشود. تأثيرات روانى چنين اعمالى هرگز پاك نخواهد شد.
| موضوع ديگرى كه مايه نااميدى شده، عدم توانايى آمريكا براى حل مشكلات امنيتى است.
< اين موضوع متأسفانه صحيح است. اوضاع و شرايط پيچيده است. هر چقدر آمريكايى ها سختگير مى شوند مقاومت نيز قوى تر مى شود. دركشور هم اكنون به مقدارزيادى سلاح وجود دارد و عوامل خارجى بدون هيچ محدوديتى و مانعى وارد كشور مى شوند.
| منظورتان تروريست هاى مرتبط با القاعده است؟
< بله، هم آنها و هم مجرمانى كه از زندان ها فرار كرده اند. ديديد به محض اينكه بغداد سقوط كرد، فروشگاهها، ادارات دولتى، موزه ها همه و همه غارت شدند و آمريكايى ها هم هيچ كارى براى جلوگيرى از آن نكردند.
چيزى كه هم اكنون اتفاق مى افتد، بدتر است تمام شهرها از جمله بغداد ديگر ايمن نيستند.
راهزنان، بزرگراهها را به تصرف خود درآورده اند، پمپ بنزين ها در جاده ها منفجر مى شوند و شهروندان خارجى كه براى كمك و مشاركت در بازسازى به عراق آمده اند، گروگان گرفته شده و به قتل مى رسند. هدف اصلى دولت جديد بايد تأمين امنيت عمومى به هر هزينه اى باشد.
| چطورمى خواهيد به اين هدف دست پيدا كنيد؟
< به طورطبيعى، نيروهاى پليس ما براى اين منظور كافى نيستند. البته هر روز پليس هاى عراقى بيشترى مورد آموزش قرار مى گيرند. به همين منظور، ما نيازمند نيروهاى بين المللى هستيم كه در نبرد با تروريست ها و راهزن ها به يارى مان بشتابند.
| شبه نظاميان شيعه مانند سايرين خواهان خروج هر چه سريعتر آمريكاييها از عراق هستند. به نظر نمى رسد تا خروج آنها از عراق ، اوضاع آرام بگيرد؟
< هيچكس در جهان دوست ندارد با اشغالگران زندگى كند و ما مردم عراق هم در اين زمينه همين گونه ايم. اما خروج سريع نيروهاى آمريكايى از عراق در حال حاضر تنها مى تواند به تشديد مشكلات منجر شود. آنها تا حدى امنيت را برقرار كرده اند. به محض برگزارى انتخابات كه توافق كرده ايم زمان آن ژانويه سال آينده باشد و با تشكيل يك دولت مستقل كه كنترل امور را در دست بگيرد، ما ديگر نيازى به نيروهاى خارجى از جمله آمريكايى ها نخواهيم داشت.
| اما اگر اين شرايط ايده آل تا اوايل سال ۲۰۰۵ به دست نيايد آيا اين منجر به يك شورش عليه آمريكايى ها مى شود؟
< عراقى ها با تمديد اين حضور موافقت نخواهند كرد. برگزيدگان ما در توضيح اين تمديدهاى آمريكايى ها به عراقى ها دشوارى خواهند داشت.
| بوش متعهد شد كه دولت جديد عراق كنترل درآمدهاى نفتى را نيز خواهد داشت. فكر نمى كنيد آمريكايى ها در هر صورت، امتيازات خاصى را طلب كنند؟
< چنين چيزى اتفاق نمى افتد. نفت عراق به هيچكس به جز عراقى ها تعلق ندارد.
| در گذشته رئيس جمهورى آمريكا گفته بود كه فرانسه و آلمان، دو كشور مخالف با جنگ، از مشاركت در بازسازى عراق محروم خواهند ماند.
< دولت جديد عراق بر پايه چنين اظهارات و اعمالى عمل نخواهد كرد. عراق هميشه روابط خوبى با فرانسه و آلمان داشت و به اين روند ادامه مى دهد.
| عراق جديد بر پايه دموكراسى غربى بنا شده است. آيا همه گروهها و گرايش هاى سياسى اجازه حضور در انتخابات را خواهند داشت؟
< بله، همه آنها مى توانند در انتخابات شركت كنند.
| بدون هيچ محدوديتى؟ آيا به حزب بعث دوباره اجازه فعاليت داده مى شود؟
<نه، ما به حزب بعث اجازه نخواهيم داد كه از نو شروع كند.
| اين ناراحت كننده نيست. كه در بين همه، اين آمريكايى ها هستند كه مجدداً بعثى ها را فعال مى كنند؟ از آنها در نيروى نظامى و پليس استفاده مى كنند؟ آتش بس در فلوجه بدون تصور يكى از ژنرال هاى صدام ميسر نمى شد.
< البته، بعثى هاى زيادى وجود دارند كه قابل سرزنش نيستند. آنها اجازه دارند تا در انتخابات شركت كنند و مانند هر شهروند ديگر اين اجازه را دارند تا فعاليت سياسى نمايند. منظور من تنها افسران و مقامات رسمى بلندپايه بعثى بود.
| شما و رئيس فعلى شوراى حكومت انتقالى عراق (غازى الياور) به اين موضوع اعتراض كرديد كه آمريكايى ها «احمد چلبى» را كه زمانى مهمترين دوست پنتاگون بود، عنصر نامطلوب خوانده و او را متهم به افشاى اسرار دولتى و انتقال آنها به ايران كرده و دفتر او را مورد بازرسى قرار داده اند چرا؟
< ما در شورا پشت سر چلبى قرار گرفتيم. براى ما اين كار، يك اصل اخلاقى است. من چيز ديگرى ندارم كه به اين موضوع اضافه كنم.
| پيش از برقرارى صلح در خاورميانه در عراق صلح و آرامش برقرار مى شود؟
< ايالات متحده بايد از تجربيات اخير خود درس بگيرد و احتمالاً آنها اين كار را كرده اند. به هرحال، مشكل فلسطين ارتباطى با مشكل عراق ندارد اما ما عراقى ها با مردم فلسطين احساس همدردى مى كنيم و صادقانه اميدواريم كه آنها استقلال مورد نظرخود را در چارچوب مرزهاى ۱۹۶۷ به دست آورند.
| آيا اروپا بايد مشاركت قوى تر و مؤثرترى در بازسازى عراق جديد داشته باشد؟
< بدون هيچ شبهه اى بله. عراق به اروپا نزديكتر است و اين تنها از نظر جغرافيايى نيست.
| ما به خوش بينى شما احترام مى گذاريم، اما بسيارى از ناظران نگران آن هستند كه تنش هاى قومى و مذهبى در عراق از كنترل خارج مى شود و به جنگ داخلى منجر خواهد شد.
< عراقى ها مردم وطن پرستى هستند كه كشورشان را عاشقانه دوست دارند. ما جنگ داخلى نخواهيم داشت.
منبع: هفته نامه اشپيگل
مترجم: آرمن نرسسيان
افغانستان؛ پيشروى در باتلاق
نادر كريمى جونى
169590.jpg
«من تشكيل دولت ائتلافى را نمى پذيرم، چون ديده ام كه از اين بابت چه مصيبت ها و فاجعه هايى بر ملت افغان رفته است». «حامد كرزاى» اخيراً در گفت وگو با خبرنگاران در ژستى مقتدرانه، اين جملات را بر زبان آورد و بدين ترتيب، تشكيل هرگونه دولت ائتلافى را پس از انتخابات سپتامبر آينده رد كرد.
اما برخلاف اين ژست اقتدارطلبانه، كرزاى به خوبى مى داند كه ائتلاف ناپايدارى از جنگ  سالاران و شبه نظاميان، دولت موقت افغانستان را پديد آورده است؛ ائتلافى كه نه تنها حامد كرزاى را در تعقيب اهدافش دچار مشكل كرده، بلكه تك تك اعضاى آن از همين حال به فكر سهم خواهى از دولت آينده افغانستان افتاده و كرزاى را مجبور به پذيرش خواسته هايش كرده است.
نگاهى به ساختار قدرت در هيأت حاكمه افغانستان نشان مى دهد كه دولت اين كشور بيش از آنچه به نظر مى رسد، تحت سيطره جنگ سالاران و شبه نظاميان با نفوذ قرار دارد. چنان كه حداقل دو نفر از معاونان بلندپايه حامد كرزاى، مارشال فهيم و كريم خليلى، از بلندپايه ترين چهره هاى نظامى و شبه نظامى مجاهدين هستند كه در دولت از نفوذ زيادى برخوردارند. افزون بر اين، طى جلسه اى كه اخيراً در «كابل» برگزار شد و اخبار آن از سوى رسانه هاى مستقل تحت پوشش قرار گرفت، نمايندگان بلندپايه مجاهدين در ديدارى با كرزاى، در ازاى حمايت از نامزدى او در انتخابات سپتامبر آينده، از وى خواسته اند كه درخواست هاى شان را بپذيرد. اين مجاهدان كه افرادى همچون «برهان الدين ربانى»، «عبدالرسول سياف»، ژنرال «اسماعيل خان» والى هرات، ژنرال «عطامحمد» و ژنرال «داودخان» فرماندهان جبهه شمال و «حضرت على» فرمانده جبهه شرق، آنان را نمايندگى مى كرده اند، در ميان خواسته هاى خود به نكات مهمى همچون ضرورت شركت نيروهاى مجاهدين در ساختار آينده دولت، ارتش ملى و پليس، انعكاس نحوه هزينه كمك هاى بين المللى و جلوگيرى از استخدام افراد منحرف و بدنام در دولت، ارتش و پليس اشاره كرده اند. ناظران درباره اين درخواست ها تأكيد مى كنند كه چهره هاى متنفذ مجاهدين از هم اكنون براى حضور در پست هاى كليدى دولت و قواى نظامى براى آن كه بتوانند زيرساخت هاى جامعه را از طريق آن كنترل كنند، تلاش به عمل مى آورند. همين ناظران، حساب كشى سران مجاهدين از دولت كرزاى را در واقع به زير سؤال كشيدن استقلال و اقتدار دولت آينده افغانستان مى دانند.
از سوى ديگر، جلوگيرى از استخدام منحرف و بدنام اشاره غيرمستقيمى است به برنامه حامد كرزاى براى جذب نيروهاى رده پايين طالبان و پشتون هاى هوادار ملا «محمدعمر». چه پيش از اين، در برنامه اى كه ايجاد شكاف ميان رده هاى طالبان را هدف گرفته بود، كرزاى با ارسال پيامى به فرماندهان رده هاى ميانى و پايين طالبان، از آنان براى همكارى در ساختار دولت و نهادهاى مدنى كشور يارى طلبيد. سران مجاهدين در ميان خواسته هاى خود هرگونه مصالحه را با اين گونه نيروها رد كرده و به كارگيرى آنها در دولت ـ در هر مقام ـ را به عنوان به كارگيرى نيروهايى منحرف و بدنام مردود دانسته اند. به اين ترتيب، طرح يادشده كه نوعى آشتى ملى پديد مى آورد، عملاً ناكام ماند.
البته مشكلات افغانستان تنها در هيأت حاكمه آن خلاصه نمى شود و امنيت به عنوان مبنايى مهم در تأسيس يك جامعه، اكنون بيش از هر زمان ديگر در افغانستان شكننده و آسيب پذير به نظر مى رسد. تحليلگران، نخستين عامل بى ثباتى و فروپاشى امنيت در افغانستان را مصالحه سازمان ملل متحد و جامعه جهانى با جنگ سالاران مى دانند. آنان در توضيح اين امر مى گويند در حالى كه «توافقنامه بن» باقى ماندن هرگونه نيروى مسلح اعم از نظامى و يا شبه نظامى را در كابل ممنوع كرده بود، سازمان ملل متحد براى رعايت سقف زمانى برخى مأموريت هايش با جنگ سالاران مصالحه و از توافقنامه بن تخلف كرده، تداوم حضور جنگ سالاران را در كابل پذيرفت. از سوى ديگر، سوداگران مرگ و قاچاقچيان مواد مخدر كه بى ثباتى و تداوم مشكلات داخلى همواره به سود آنان بوده است، كماكان تهديدى بزرگ عليه شهروندان افغانى و افزون بر آن جامعه جهانى محسوب مى شود و در آخرين آمارهاى منتشر شده، نه تنها توليد مواد مخدر كاهش نيافته است، بلكه افزايشى نگران كننده در ميزان توليد اين مواد در افغانستان به چشم مى خورد.
در چنين شرايطى، روشن است كه ثبات در افغانستان پيش از آنكه واقعيتى عينى باشد، امرى ذهنى و دست نيافتنى است، چنان كه اگر نيروهاى ۶ هزار نفرى پاسدار صلح از افغانستان خارج شوند، هرلحظه امكان بروز جنگ فراگير و فروپاشى كامل امنيت داخلى كشور وجود دارد.
خبرنگاران مى گويند كه نمونه هاى زيادى درباره عدم حاكميت دولت مركزى بر كل كشور وجود دارد. آنان در اين باره به عنوان مثال مى گويند كه اخيراً افراد منتسب به طالبان، پيام هايى براى معلمان ولايت «زابل» در اين كشور ارسال داشته و از آنان خواسته اند كه اگر از تدريس پرهيز نكنند، جان خود را از دست خواهند داد. طالبان همچنين از خانواده هاى دختران دانش آموز در ولايت زابل خواسته اند كه از رفتن دخترانشان به مدرسه جلوگيرى كنند. همين خبرنگاران اضافه مى كنند كه طى هفته هاى اخير، چند مدرسه دخترانه در جنوب افغانستان از سوى عوامل ناشناس به آتش كشيده شده است.
به علاوه، گزارش هاى خبرى حاكى از آن است كه برخلاف تصور عمومى، نيروهاى القاعده و طالبان نه تنها در درون خاك پاكستان نيستند، كه در درون خاك افغانستان نيز مستقر هستند و هم اكنون حداقل يك گروه ۸۰۰ نفرى از نيروهاى طالبان به سركردگى ملا «دادالله» در نوار جنوبى افغانستان حضور دارد. البته حتى اگر اتهام حضور شبه نظاميان غيرقانونى در پاكستان هم درست باشد، باز اوضاع تغيير چندانى نمى كند، چرا كه پس از آوريل گذشته، «اسلام آباد» به عمليات پاكسازى منطقه وزيرستان و نواحى مرزى پاكستان با افغانستان در شمال، پايان داده و رسماً با نيروهاى مسلح ساكن اين ايالت، پيمان صلح امضا كرده است. در چنين شرايط بى ثباتى، بدين ترتيب، جامعه افغانستان نمى تواند به سوى توسعه گام بردارد. افغان ها در حالى نمايندگان سازمان هاى بين المللى را سوار بر خودروهاى گران قيمت و ساكن در خانه هاى بازسازى شده مشاهده مى كنند كه اين رفت وآمدها نتايج ملموسى براى افغان ها دربر نداشته است و تقريباً هيچ اميدى براى ايجاد توسعه پايدار ـ حداقل در ميان مدت ـ وجود ندارد. شرايط مزبور، اين پرسش مهم و اساسى را براى افغان ها پديد آورده است كه تحمل آن همه سختى هاى جنگ و تحقيرهاى بعد از آن آيا جز دستيابى به مفاهيم سرد و انتزاعى حقوق بشر و دموكراسى، نتيجه ملموس ديگرى دربر داشته است؟
از اين گذشته، اگر يكى از محورهاى مهم آزادى، توان انتقاد از قدرت و قدرتمندان باشد، آنگاه به جرأت مى توان گفت كه جامعه افغان تا دستيابى به دموكراسى، راه  درازى در پيش دارد. اخبار دريافتى در اين باره حاكى است كه حتى فرماندهان محلى مجاهدين نيز انتقاد از خود را برنمى تابند و در صورت ايراد انتقاد، انتقادكننده حتى ممكن است به مرگ تهديد شود. بدين ترتيب، تقريباً هيچ يك از شهروندان افغان جرأت انتقاد حتى از گروهك هاى مسلح را نمى يابد و آزادى بيان كه يكى از اصلى ترين شاخص هاى آزادى هاى مدنى در يك كشور محسوب مى شود، عملاً در افغانستان وجود ندارد.
آنچه در اين ميان مزيد علت شده، آن است كه افتراقات قومى در افغانستان پس از فروپاشى حكومت طالبان، نه تنها كاهش نيافته كه در حال اوج گيرى است. بررسى ها نشان مى دهد كه در زمان حكومت مجاهدين (پيش از به قدرت رسيدن طالبان) مجموعه نيروهاى حاكم درجهت تحقير قوم پشتون و اخراج آن از مناصب مهم تلاش مى كردند، اما با به قدرت رسيدن طالبان، وزنه سنگين تر، از آن پشتون تباران شد و پشتون ها با اخراج و سركوب ساير قوميت ها، با خشونت هرچه تمام تر، نفوذ خود را در سراسر افغانستان گسترش دادند. اما حال، با سقوط طالبان، نوبت پشتون هاست كه دوباره در زاويه قرار گيرند و تمامى موقعيت هاى اجتماعى را از دست بدهند. ناظران مسائل اجتماعى افغانستان در اين باره اعلام خطر مى كنند و مى گويند كه سركوب و تحقير پشتون ها كه حداقل يك بار محرك اصلى بروز پديده طالبان شد، هم اكنون مجدداً پشتون ها را به سوى نقطه انفجار هدايت مى كند. همين ناظران ابراز عقيده مى كنند كه كارگزاران سازمان ملل متحد با دفاع نادرست از درى ها، عملاً در چرخه نادرست تسويه حساب ميان درى ها و پشتون تباران دخالت كرده و موقعيت نامناسب ترى را به پشتون ها تحميل كرده است.
با همه اين مشكلات، كرزاى به ادامه دادن راهى كه هم اكنون در ميانه آن قرار دارد، مجبور است؛ او هفته گذشته به عنوان ميهمان در اجلاس گروه ۸ شركت كرد و از رهبران كشورهاى صنعتى براى حل مشكلات افغانستان يارى طلبيد. او امروز (سه شنبه) در ديدارى اختصاصى با جورج بوش، از واشنگتن براى كمك به حل بحران هاى داخلى افغانستان يارى مى طلبد. آن طور كه بيانيه مطبوعاتى كاخ سفيد مى گويد، دو رهبر در مذاكرات خود راه هاى گسترش روابط، مبارزه با تروريسم، مبارزه با توليد و قاچاق مواد مخدر، برگزارى انتخابات در سپتامبر آينده و راه هاى دستيابى به امنيت، توسعه و رفاه در افغانستان را مورد بحث و بررسى قرار خواهند داد. اين تلاش ها بيش از هر چيز نشانگر آن است كه رهبر افغانستان نه تنها در برابر مشكلات تسليم نشده كه مى كوشد از طريق يارى گرفتن ازمتحدان كشورش و يا قدرت هاى بزرگ بر اين مشكلات چيره شود. اما اگر او استراتژى صحيحى براى اداره و حل بحران هاى پيش رو برگزيده باشد، آيا اين تلاش حركت به درون باتلاقى خطرناك نيست؟


|   شناسنامه   |   آرشيو   |