|
موج حملات جديد در عربستان؛
|
|
|
|
• ۳۵۳زندانى ۱۱ تا ۱۸ ساله در فلسطين اشغالى در زندان هاى اسرائيل شكنجه مى شوند
|
|
|
|
|
|
نگاه
درافشانى
|
|
|
|
|
موج حملات جديد در عربستان؛
استراتژى جديد القاعده
پاريس ـ مسعود دهقانى ماجراى گروگانگيرى اخير حدود ۵۰نفر از اتباع كشورهاى خارجى در «الخبر » عربستان در نهايت با آزادسازى بيش از ۲۵ نفر از گروگانها و كشته شدن حدود ۲۲نفر همچنين فرار سه مهاجم و دستگيرى رئيس اين گروه به پايان رسيد. با اين حال، اهميت اين حادثه به گونه اى است كه تحليلگران و رسانه هاى مختلف جهان در مورد دامنه و ابعاد مختلف آن هنوز به انتشار مطلب مى پردازند. واقعيت اين است كه اين حمله كه چندمين حمله جدى القاعده در خاك عربستان تلقى مى شود، از اهميت ويژه اى برخوردار است، زيرا برخلاف حملات پراكنده در گذشته، در اين حمله، عملاً نيروهاى القاعده هرچند به صورت غيرمستقيم، اما به طور جدى تهديدى بارز عليه منافع نفتى اين كشور را به اجرا درآوردند. پيشتر، اين گروه تروريستى دراوايل ماه مه ميلادى نيز با حمله به دفتر نفتى يك شركت آمريكايى در شهر بندرى «ينبع» در حاشيه درياى سرخ موجب كشته شدن ۵تبعه غربى شدند، اما به اعتقاد تحليلگران غربى، حمله نيروهاى القاعده با حمله ينبع از بعد عملياتى و حتى نمادى قابل قياس نيست، زيرا اين بندر از نظر صادرات نفتى تنها درصد ناچيزى از توليدات نفتى عربستان را تشكيل مى دهد، در حالى كه در الخبر، بسيارى از شركتهاى مهم نفتى جهان حضور دارند و نام و حساسيت اين مركز نفتى براى بسيارى از كارشناسان آشناست. از طرفى، جزئيات عمليات نيز حائز توجه است. نحوه نفوذ و ورود مهاجمان به محل استقرار خارجيها، به گروگان گرفتن آنها و كشاندن آنها به هتل «اوآزيس » كه به اعتقاد بسيارى، يكى از نمادهاى مهم امنيتى در عربستان است، همچنين جسارت آنها در اجراى اين عمليات و خشونت به كار گرفته شده در طرح درخواستهاى خود (كه با سر بريدن تعدادى از گروگانها همراه بود) و موفقيت سه نفر از گروه چهار نفرى در گريز از صحنه مورد ارزيابى و توجه تحليلگران قرار دارد و جملگى اين حوادث ترديد نسبت به ميزان توانايى نيروهاى عربستان در مقابله با اين گروههاى راديكال را مطرح مى كند. علاوه بر اين ، انتخاب استراتژيك القاعده در روى آوردن به اينگونه اقدامات درخاك عربستان كه اهداف دوگانه حمله به منافع آمريكا در جهان و مقابله با سياستهاى آمريكايى حكمرانان سعودى را دنبال مى كند، نيز شايان توجه است.اين گروه همانگونه كه در بيانيه هاى خود منتشر كرده، يكى از اهداف خود از اين عمليات را «پاكسازى سرزمين مقدس عربستان از وجودمشركين و كفار »خوانده است. بى شك، با توجه به حضور ۷ميليون خارجى كه ۳۰هزار نفر آنها را آمريكايى ها تشكيل مى دهند، انتخاب اين استراتژى يكى از سهل ترين راهها براى اعمال فشار بر دولت سعودى است. انتخاب خارجى ها به عنوان هدف بالقوه كه در حقيقت اهداف ساده و قابل دسترسى هستند از نظر تبليغاتى، برد گسترده اى دارد و از ديدگاه القاعده مى تواندموجب خروج اتباع غربى از خاك عربستان شود. در همين راستاست كه شايد اين گروه توصيه اخير دولت آمريكا به شهروندان حاضر در خاك عربستان مبنى بر ترك اين كشور را موفقيتى براى خودتوصيف مى كند. در اين حال، نبايد فراموش كرد كه خروج تكنيسينها ومشاورين خارجى كه عموماً از كشورهاى غربى هستند، نيز مى تواند دولت عربستان را كه بعد از ماهها ترديد، عاقبت به جنگ تمام عيار با اين نيروهاى افراطى روى آورده است، روز به روز تحت فشار بيشترى قرار دهد و به زعم رهبران القاعده، بيش از پيش، زمينه فروپاشى آن رامهيا كند و به استناد آنچه كه در بيانيه هاى اين گروه آمده است، به جلوگيرى از غارت منابع مسلمين و به دست گرفتن كنترل چاههاى نفتى «توسط مردم اين كشور» بينجامد. وهابيون سعودى كه زمانى نه تنها به تأمين مالى براى ترويج انديشه هاى خود در جهان عمل مى كردند، بلكه به ويژه در زمان جنگ سرد در تقويت بنيه مالى نهضتهاى مختلف از جبهه يونيتا در آنگولا گرفته تا كنتراها در نيكاراگوئه دخالت داشتند، امروز با واقعيتى به نام القاعده روبرو هستند كه بر دامنه خشونت آن روز به روز افزوده تر مى شود. در همين حال، نبايد فراموش كرد كه پيمان اين كشور با مهمترين متحد غربى خود يعنى آمريكا كه از دهه۳۰ ميلادى برپايه مبادله نفت اين كشور در ازاى تأمين امنيت آنها از سوى واشنگتن شكل گرفته بود، به ويژه بعداز حادثه يازده سپتامبر رو به ضعف گذاشته است و امروز بى هيچ ترديدى ، فضاى سرد و حاكى از بى اعتمادى ميان دو كشور برقرار شده است. بدين ترتيب مى توان گفت امروز عربستان از يكسو با از دست دادن تدريجى حاميان بيرونى خود و از سوى ديگر، با چالش فروپاشى پايه هاى ايدئولوژى وهابى خود در درون كه براى صدور آن به جهان ازهيچ امكانى فروگذار نمى كرد، روبرو است. اينكه امروز القاعده تا چه حد موفق شود به اهداف خود در عربستان دست يابد، موضوع ديگرى است، اما واقعيت آن است كه سير تحولات عربستان به گونه اى است كه بى شك، اين كشور بعد از سالها آرامش نسبى در آستانه عبور از دوران پرتلاطمى قرار دارد كه فرجام آن، شكست سياستهاى سعوديها در خلال دو دهه گذشته خواهد بود.
|
|
|
|
|
زندانيان كوچك
• ۳۵۳زندانى ۱۱ تا ۱۸ ساله در فلسطين اشغالى در زندان هاى اسرائيل شكنجه مى شوند
دو نهاد غير دولتى و مستقل اسرائيلى با برپايى كارزارى در نظر دارند توجه افكار عمومى جهان را نسبت به اعمال شكنجه بر كودكان ونوجوانان فلسطينى و سرنوشت آنان در زندانهاى اسرائيل جلب كنند. «دفاع بين المللى از كودكان» و «كودكان را نجات دهيد» دو نهادى هستند كه اين كمپين را در همكارى تنگاتنگ با «يونيسف» آغاز كرده اند. واقعيت آن است كه پس از شروع دومين انتفاضه فلسطينى در سال ،۲۰۰۰ هزاران كودك و نوجوان فلسطينى بين سنين ۱۱ تا ۱۸ سالگى توسط نيروهاى امنيتى اسرائيل دستگير و به ز ندانهاى رسمى و مخصوص اين كشور انتقال داده شده اند. از اين تعداد، هم اكنون ۳۵۳ نفر هنوز در پشت ميله هاى زندان به سر مى برند و قوانين حاكم بر زندان و شرايط نگهدارى آنان با بزرگسالان يكسان است. براساس آنچه سازماندهندگان اين كارزار مى گويند «جرم ۹۰ درصد كودكان و نوجوانان، سنگ پرانى به سوى سربازان و وسايط نقليه نظاميان اسرائيلى بوده و به همين علت حكم محكوميت شان صادر شده است. براساس قوانين نظامى، اين عمل «امنيت كشور اسرائيل را به خطر انداخته است.» براساس ادعاى ارتش «آنان يا در حين عمل سنگ پرانى دستگير شده اند و يا به جمع آورى سنگ و انباركردن آن در مدارس مشغول بوده اند.» در اين حال دستگاه قضايى اسرائيل هفته ها و در برخى موارد ماهها، خانواده هاى بازداشت شدگان را در بى خبرى محض گذاشته و هيچگونه اطلاعى از سرنوشت فرزندانشان به آنان نداده بود. اين گزارش حاكى است: «راكان ساويد» نوجوان ۱۲ ساله اهل «هره شو»، در حالى دستگير شد كه سربازان با كمين در توالت مدرسه در انتظارش بوده اند. وى در يك دادگاه فرمايشى و كوتاه مدت به شش ماه زندان، ۸ ماه حبس تعليقى و پرداخت ۶ هزار شكيل (۱۱۰۰ يورو) محكوم شد. در تمامى اين مدت، خانواده وى اجازه ملاقات دريافت نكرد. تنها و در روز محاكمه به اين خانواده فرصت يك ديدار ۲ دقيقه اى براى دلدارى ساويد داده شد. وسايل ارتباط جمعى در اسرائيل به ندرت در مورد بازداشت كودكان فلسطينى گزارش و يا خبرى درج كرده اند يا مى كنند. گذشته از همه اينها و غير ممكن اينكه نمى توان از طريق ارتش اسرائيل به اطلاعاتى در مورد سن، علت محكوميت و حكم صادره در مورد اين كودكان دست يافت. اطلاعاتى كه سازماندهندگان كارزار در اختيار دارند عمدتاً از سوى يك نهاد حقوق بشر اسرائيلى در اختيارشان گذاشته شده و شامل اسناد كتبى و فيلمهايى است كه در آنها شاهدان عينى گزارش داده اند. براساس اين مدارك، بسيارى از دستگير شدگان مجبور به تحمل مجازاتهاى طاقت فرسايى بوده اند. از جمله ممنوعيت استفاده از توالت پس از ساعت ۱۰ شب، شكنجه در هنگام بازجويى ها و ممانعت از خوابيدن زندانى، در بسيارى از موارد، كودكانى بوده اند كه از شدت فشارهاى روحى و روانى تا به مرز جنون و خودكشى سوق داده شده اند. اين دونهاد در گزارش خود افزوده اند : «ما مدارك و شواهدى در اختيار داريم كه براساس آنها در يك سلول ۹ مترى حدود ۲۰ كودك و نوجوان نگهدارى مى شوند. از تنبيهات مرسوم همچنين مى توان از دريغ داشتن غذا و نور به آنان نام برد.»
|
|
|
|
|
اسد: در كنار عرفات هستيم
|
|
|
شبكه تلويزيونى «الجزيره» قطر مصاحبه اى با «بشاراسد» رئيس جمهورى سوريه انجام داد كه طى آن، وى ديدگاههاى خود در مورد اوضاع بين المللى، آخرين رويدادهاى عراق و فلسطين، روابط دمشق با برخى از كشورها ونيز اوضاع داخلى سوريه را مطرح كرد. وى در مورد اوضاع در فلسطين وعراق ونيز قولهايى كه «آريل شارون» هنگام ديدار خود از واشنگتن در مورد ترور رهبران حماس وآزار و اذيت ياسرعرفات مطرح كرد، اظهار داشت: همين شارون بود كه ترور شيخ احمد ياسين» و دكتر «رنتيسى » را انجام داد وهمين شخص بود كه جنايات «صبرا» ، «شتيلا» و «ديرياسين» را مرتكب شد. اسرائيل خود را با حرف معرفى نمى كند، بلكه با كشت وكشتار خود را مطرح مى كند و معناى دموكراسى اسرائيل همين است. همه مى دانند كه گروههاى فشار اسرائيل همواره در حال فعاليت هستند. اما در برابر آن، گروههاى فشار عربى وجود ندارد. بنابراين كافى نيست كه بگوييم عهدنامه بالفور دوباره تجديد شده است و يا اينكه ناسزا بگوييم، بلكه بايد فكر كنيم چگونه به سوى آينده حركت كنيم. اسد در مورد آمادگى سوريه براى از سرگيرى گفت وگوها با اسرائيل به رغم عدم همكارى اين كشور گفت: ما همواره آمادگى خود را براى برقرارى صلح اعلام كرده ايم ، آن هم بدون اشاره به نام بردن اشخاص، زيرا برنامه آشكارى داريم. حق ثابتى وجود داردكه قطعنامه هاى شوراى امنيت آن را تأييد مى كنند وبراساس همين اصل است كه ما مى گوييم در صورت وجود شرايط مناسب آماده گفت وگو با اسرائيل هستيم. رئيس جمهورى سوريه در خصوص طرح انتخاب مقاومت وبه هم خوردن معادلات قدرت اظهار داشت: مقاومت فقط از نظر نظامى نيست، بلكه يك حركت مردمى، عمومى ومشروع است و هركارى كه مردمى باشد ، مشروعيت نيز خواهد داشت. اسد در ادامه، در مورد موضعگيرى دمشق در مورد مسأله فلسطين وجانبدارى از ياسر عرفات كه در محاصره اسرائيلى ها قرار دارد، گفت: مسأله اين نيست كه ما با عرفات يا عليه او هستيم. ما در كنار عرفات هستيم، مادام كه او عليه انتفاضه مشروع ملت فلسطين قرار نگيرد. اما اين كار به معنى آن نيست كه ما با راهبرد سياسى اى كه او آغاز كرده است وتاكنون هم ادامه دارد، موافق هستيم. خط مشى ما اين است كه در منازعات داخلى دخالت نمى كنيم، زيرا اين يك موضوع داخلى است اما به آنان مى گوييم بياييد با همديگر باشيم، زيرا دشمن مشتركى داريم. وى ادامه داد كه هرنوع تهديد از سوى اسرائيل قابل پيش بينى است . اين اولين بار نيست كه آنها ما را تهديد مى كنند، اسرائيل اگر تهديد هم نكند، بالاخره تهديد وجود دارد، بويژه از سوى رژيمى كه هيچ كس به او اعتمادندارد، زيرا براساس كشتار و نابودى پايه گذارى شده است. وى در مورد اوضاع عراق، پس از يك سال از اشغال اين كشور توسط نيروهاى آمريكايى ، گفت: پيش از اين طى مصاحبه هاى خود گفتم كه آنان يعنى اشغالگران در باتلاق گرفتار خواهند شد. نه تنها آمريكاييها، بلكه تمامى نيروهاى اشغالگر. عراقيها هم بهاى آن را خواهند پرداخت. كشورهاى همسايه عراق نيز بهاى همسايگى را به صورت مستقيم خواهندپرداخت، زيرا آنچه در عراق رخ مى دهد، به صورت مستقيم برآنها اثر مى گذارد واوضاع اعراب هم بدتر خواهد شد. آنچه آمريكاييها در عراق از آن مى گويند، اشغالگرى بيش نيست. آنها در عراق شكست خورده اند واين موضوع نيازى به تحليل ندارد. بشار اسد در پاسخ به اين سؤال كه آيا عمليات مسلحانه اى كه در عراق عليه نيروهاى آمريكايى يا مواضع ديگر صورت مى گيرد، مقاومت است يا خير، اظهار داشت: هرمقاومتى كه مردمى باشد، مشروع است. هنگامى كه ملت فلسطين مقاومت خود را مقاومت مى نامد، ما و ديگران حق نداريم نام ديگرى بر آن بگذاريم، زيرا حمايت ملت اين نام را براو نهاده است. درعراق هم هرمقاومتى كه عليه نيروهاى اشغالگر نباشدوموردحمايت مردم عراق قرار نگيرد، ما آن را محكوم مى كنيم. رئيس جمهورى سوريه در مورد اتهامات آمريكا مبنى بردخالت دمشق در اوضاع داخلى عراق واجازه دادن سوريه به عناصر تروريست براى ورود به عراق از قلمرو سوريه، گفت: ما اين موضوع را قبل از اشغال عراق با تعدادى از مسؤولان آمريكايى و اروپايى مورد بحث قرار داديم. من به آنان گفتم چند اسم را به من بدهيد و بگوييد چگونه وارد عراق شدند؟ اما آنها هيچ اطلاعاتى ندادند. اين قابل پيش بينى بود كه آنها مسؤوليت شكست خود را به دوش ديگران بيندازند. اسد سپس به روابط دمشق و واشنگتن اشاره كرد وگفت: اين روابط هم اكنون موضوع گفت وگو و تبادل نظر است، اما به آن معنى نيست كه روابط خوب باشد، زيرا اين روابط بطور دائم و بطور روزانه در برابر گروههاى موجود در داخل محافل آمريكايى همواره در حال تغيير است. در حقيقت نمى توان گفت كه ما از بحران در روابط مى ترسيم ويا اينكه از فرونشاندن آن مطمئن هستيم . اين يك حالت موقت در روابط فيمابين است . اين روابط مراحل مختلفى را گذرانده و فراز ونشيب داشته است . حتى در برخى مراحل دو كشور در رو در روى يكديگر قرار گرفته بودند. وى در مورد نقش اتحاديه اروپا در خاورميانه گفت: تجربه نشان داده است كه اروپا ساز وكار فعالانه اى در دست ندارد . برخى آن را با مسائل اقتصادى ويا سياسى مرتبط مى دانند. اما به نظرم، علاوه برآن، اختلاف در اتخاذ تصميم ميان اين كشورها وجود دارد. وى در مورد خطرناك ترين چالش هايى كه سوريه با آن روبرو است ، ابراز عقيده كرد: سوريه به عنوان يك كشور درمنطقه باچالشهاى امنيتى، اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى روبرو است . اين چالشها، چالشهايى هستند كه اكثريت كشورهاى جهان با آن مواجهند. اما منطقه خاورميانه وضع خاصى دارد و سوريه هم دركوران حوادث قرار دارد. چالشهاى امنيتى وجود داشت، اما پس از به كار بردن روش غلط مبارزه با تروريسم در افغانستان وپس از اشغال عراق وخطرهاى روزانه در برخورد با مسأله عراق، اين چالشها به صورت فزاينده اى درآمد. بشار اسد در بخش ديگرى از اين مصاحبه در مورد روابط با تركيه و روابط ويژه با ايران طى ۲۵سال گذشته وامكان هماهنگى سه جانبه سوريه ـ ايران ـ و تركيه، اظهار داشت: روابط ما باتركيه از روابط سه گانه اى كه از آن سخن مى گوييم، جداست. زيرا اين روابط، خصوصيات ويژه اى هم در مراحل خوب و هم در مراحل بد دارد. ما با تركها نقاط مشتركى داريم كه در جهش سريع به سوى برقرارى روابط درسالهاى گذشته كمك كرد. مهمترين اين نقاط مشترك، تمايل يكسان و صداقت در برخورد بود. مسأله عراق ما را واداشت كه خطر مستقيم ومشابه را برسوريه، تركيه و ايران احساس كنيم. دولت تركيه، سياست خروج از عزلت وبهبود روابط با كشورهاى ديگر بويژه سوريه وايران را در پيش گرفت. اشغال عراق هم عوامل وحدت اين سه كشور همسايه عراق را تقويت كرد و خطرات مشتركى كه با آن روبرو هستند، هماهنگى بين آنان را در سطح بالايى قرار داد. وى سپس در مورد اوضاع داخلى سوريه گفت: از ابتدا در سوريه موضوع اصلاحات داخلى مطرح بود، اما اگر با خارج رابطه داشته باشداز نظر ما مردود است . هنگامى كه اصلاحات با دخالت توأم باشد، مطلقاً مردود است و قابل بحث هم نيست. ما در فرايند پيشرفت سياسى، اقتصادى وفرهنگى قرار داريم واين فرايند كار آسانى نيست ومن هم عصاى سحرآميزى در اختيار ندارم، بخصوص اينكه موقعيت وداده هاى ما آشكار است . ممكن است در زمينه هاى بسيارى قصور وجود داشته باشد ، اما ما بيشترين زمينه اى كه برروى آن تأكيد مى كنيم، مسأله معيشت شهروندان سورى است. در مورد حوادث اخير قاميشلى و اينكه آيا اين حوادث به دخالت خارجى ارتباط داشتند يا خير از رئيس جمهورى سوريه سؤال شد. وى در پاسخ گفت: هيچگونه دخالت خارجى ثابت نشده است . ميان آنان كه شناسنامه ندارند و ميان حوادث قاميشلى فرق وجود دارد. آنچه رخ داد، مسابقه اى بود كه به درگيرى انجاميد وسرانجام شكل قومى به خود گرفت . اين بار اول بود كه چنين حادثه اى در سوريه رخ مى دهد. موضوع شناسنامه، عمرى ۴۲ساله دارد. قانون سرشمارى اى وجود دارد كه به برخى اشخاص تابعيت داده شد وبه برخى ديگر داده نشد، با وجود اينكه مستحق آن هستند.
|
|
|
|
|
نگاه
يك بارديگر قذافى...
درافشانى
مقايسه ماهيت انقلاب ليبى با انقلاب آمريكا و اين كه هدف مشترك اين دو، مبارزه با تئوكراسى يا همان دين سالارى بوده است، تنها از عهده ذهن خلاق رهبر ليبى برمى آيد. خصوصاً آن كه يك سيگار آمريكايى بر لب داشته باشد و يا پوزخندى كه حواله «حسنى مبارك» در اجلاس سران در تونس مى دهد، با لبخند بگويد: ماركش آمريكايى است. پر بى راه نگفته اند كه دنيا واقعاً كوچك است و نبايد فريب ظاهر دنيا را خورد. هنوز در يادها و خاطره ها، ابروهاى گره خورده و نطق هاى آتشين قذافى كه يك تنه مبارز مى طلبيد و اعراب را قربانى سياست هاى ذليلانه رهبرانى ضعيف و حتى نوكرصفت قلمداد مى كرد، باقى است. هم او بود كه اكثر رهبران عرب را كوتوله هاى سياسى توصيف مى كرد كه مجد و عظمت اعراب را بازيچه خودخواهى ها و حفظ منافع خود در برابر استعمار و امپرياليسم قرار داده اند. از اين رو، وقتى «سليم الحص» يكى از نخست وزيران سابق لبنان از قذافى و شخصيت او، چيزى در حد ستون پنجم آمريكا در منطقه ياد مى كند، مى توان به واقعيت كوچكى دنيا واقف شد. نمى توان اظهارات سليم الحص درباره قذافى را يك تسويه حساب شخصى محسوب كرد. چرا كه مدتى است اعراب نيز نظرى همانند الحص داشته اند و اين گونه، رهبر ليبى را نقد مى كنند. ساقط شدن رژيم بعث عراق و زندانى شدن صدام حسين كه از قضا او نيز همواره رهبران آمريكا را به مسخره مى گرفت و تحقير مى كرد، رهبر ليبى را در سراشيبى خطرناك تجديدنظر طلبى قرار داده است. او كه با دلارهاى نفتى تنها از لوله مسلسل هاى جريانات رهايى بخش با غرب و آمريكا سخن مى گفت، براى حفظ اقتدار و رهايى از سقوط، اينك در مسيرى قرار گرفته كه غرب و آمريكا او را الگويى تقريباً دلخواه معرفى مى كنند. سياست تنش زدايى قذافى با غرب و آمريكا آن چنان در مدارى داغ قرار گرفته است كه بيش از همه يك تسليم بى چون و چرا را به تصوير مى كشد. از اين رو، هرچند رهبر ليبى كه ديگر تمايلى به ايفاى نقش يك نظامى را در اداره كشور از خود نشان نمى دهد، در مناسبت هاى مختلف نقطه نظرات تكرارى خود را درباره اعراب و ضعف و زبونى رهبران آن بيان مى كند، ولى شايد تعبير سليم الحص از شخصيت قذافى كه كمى جسورانه نيز مى نمايد، سرنوشت البته ناخوشايند براى رهبرى است كه تلاش مى كند باز هم خود را متمايز از ديگران نشان دهد؛ رهبرى كه راه حل موردنظرش براى مناقشه فلسطين ايجاد كشورى تحت عنوان «اسراطين» است و جالب آنكه براى زندانى بودن صدام حسين دل مى سوزاند. اين همه جز از عهده شخصيت قذافى كه بر جنجال سازى برآمده از رفتارى غيرمتعارف تأكيد دارد، ساخته نيست. با اين وجود، قذافى همواره در صدد بوده تاشگفتى ساز باشد. اين خواست، باز هم او را بر سر زبان ها نگه خواهد داشت و باز هم يكبار ديگر، قذافى....
|
|
|
|