سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۳ - ۲۶ ربيع الثانى ۱۴۲۵
Tue, Jun 15, 2004
ويژه ۸
سال دهم - شماره ۲۸۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ويژه ۵
ويژه ۶
ويژه ۷
ويژه ۸
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
افق
آرشيو
آرمن نرسسيان
ديدگاه
محمدمهدى غفارى
زلزله سياسى در دولت تونى بلر
• بقيه از صفحه ويژه ۶

اما حزب محافظه كار از يك زاويه توانسته يك پيروزى نسبى را به دست آورد و آن، پيدا كردن جاى پاهاى كوچك براى بازگشت به درون دايره اى است كه بتواند تا اندازه اى به اعتماد سازى بپردازد. كار براى محافظه كاران بريتانيا دشوار است، يكى از آن جهت كه بايد از نقطه سكون در جناح اقليت واپوزيسيون به سمت بزرگنمايى اشتباهات حزب رقيب حركت كرده و توجه مثبت مردم را به خود جلب كنند و در اين راستا، بر مدت زمان نسبتاً قابل توجه دورى از قدرت و ناتوانى در ارائه يك وجهه قوى فائق آيند.
مشكل بعدى محافظه كاران بريتانيا به رهبرى هووارد كه با مشكل اول ارتباط مستقيم دارد، آن است كه محافظه كاران از مشكل مقوبليت به معناى شايستگى و لياقت براى انجام كارهاى بزرگ رنج مى برد. مردم بريتانيا از جنگ در عراق به شدت ناراضى هستند، اما در لياقت بلر و مديريت اقتصادى وكارآمدى تيم رهبرى كننده حزب، كمتر دچار چرخش در مواضع شده اند.اين بدان دليل است كه ميزان اشتغال ايجاد شده در دوران تونى بلر، در كنار شاخص هاى ديگرى چون كاهش ميزان جرايم و ارائه خدمات شهرى در كلان شهرها، درجه بالايى از رضايت مردمى را جلب كرده است. پيروزى لوينگستون كه از حزب كارگر بود و پس از اخراج از حزب بار ديگر بدان پذيرفته شد، خود شاهدى بر اين مدعاست كه خدمات وى در پايتخت در مقابل مشكل سياسى عراق، بقاى وى را تضمين كرد؛ هرچند كه «استيو نوريس» رقيب وى از حزب محافظه كار ، در اين دور از رقابت به شكل نسبتاً خطرناكى به وى نزديك شده بود.
هووارد با وجود زبان شمشير گونه در استفاده از طعنه و كنايات وفرصت طلايى درماندگى بلر در عراق، نتوانسته است به مردم كشورش نشان دهد كه وى مرد انجام كارى هست كه رهبران قبلى حزب («ايان دانكن اسميت » و «ويليام هيگ» ) قادر به انجام آن نشدند. درسايه شكست انتخاباتى روز پنجشنبه حزب كارگر، حزب محافظه كار عملاً آراى ريخته تونى بلر را به خود اختصاص نداد. در جمع بندى نهايى بايد گفت كه برگ برنده احتمالى محافظه كاران و يا بقاى حزب كارگر در رأس قدرت، در دست خود حزب كارگر است، چون اگر اين حزب بتواند ابتكار عمل را در جلب حمايت سياسى مردم به كار گيرد و در درون حزب با چالش گسترده اى درگير نشود، آنگاه، حزب محافظه كار برگى براى بازى در مقابل حزب كارگر در انتخابات سراسرى بعدى نخواهد داشت.
به نظر مى رسد كه محافظه كاران خود نيك مى دانند كه نتايج انتخابات دهم ژوئن براى انتخابات بعدى تضمين كننده پيروزى نيست. ليام فاكس در اين باره گفت كه وى«حتى براى يك دقيقه» هم چنين ادعايى نخواهد كرد. اما نكته جالبى كه زلزله انتخاباتى پنجشنبه گذشته در بريتانيا داشت، تأثيرگذارى و تأثيرپذيرى تحولات اين چنينى در دو كشور بريتانيا و ايالات متحده آمريكاست. به نظرم، دولت تونى بلر اين شانس را دارد كه بقاى دولت بوش در آمريكا، رأى دهندگان ساكن جزيره را قانع كند كه در رقابت واحساسات تاريخى نسبت به آمريكايى ها، پشت سر نخست وزيرشان صف حمايت ببندند. دشوار بتوان تصور كرد كه شكست بوش و يا وقوع تحولات خارج از انتظار، بقاى بلر را تضمين كند. «پيتر كيلفويل» وزير سابق دفاع بريتانيا مى گويد: اكنون نوبت آن رسيده است كه بلر تشخيص دهد كه آيا براى حزب كارگر يك دارايى ارزشمند است يا يك منبع دردسر و فشار. به گفته اين وزير سابق، تنها زمان مشخص خواهدكرد كه بلر چه تصميمى خواهد گرفت. البته بسيار بعيد است كه تونى بلر با بالا بردن پرچم سفيد ، از كار كنار رود.
ماجراجويى جديد اسرائيل در لبنان
• بقيه از صفحه ويژه ۱

برخى محافل صهيونيستى درباره آنچه كه در لبنان براى اسرائيل اتفاق افتاد، از آن به عنوان يك تحقير براى اين رژيم ياد كرده اند. از اين بابت، اسرائيل در پى عقب نشينى از جنوب لبنان است، ضمن آنكه كشتزارهاى شبعا را همچنان در اشغال خود نگه داشت، در عين حال تل آويو تلاش كرده است تا با هدف قرار دادن نقاطى در خاك لبنان، تهديدهاى خود را عليه اين كشور استمرار ببخشد و بر اوضاع داخلى لبنان تأثيرگذار باشد. با اين حال، يك نكته را نمى توان مورد غفلت قرار داد. حمله نظامى به حومه بيروت و پيشتر از آن، تهاجم هوايى به حومه دمشق از سوى اسرائيل، بى ترديد با شرايط بحرانى منطقه و حضور اشغالگرانه آمريكا در عراق بى ارتباط نيست. اسرائيل كه بيش از ۵۰ سال پس از تأسيس و غصب فلسطين، از چتر حمايتى آمريكا، همواره در جهت سياستهاى توسعه طلبانه و تروريستى خود سود برده، در شرايط حاضر كه آمريكا خود به ماجراجويى در عراق مشغول است، با اطمينان بيشترى سياستهاى ماجراجويانه خود را در منطقه دنبال مى كند.
اجراى عدالت در سيرالئون
«سافيناتو كاروما» فقط ۹ سال داشت كه چشمانش براى آخرين بار چيزى را ديدند: قتل پدرش!
شورشيان به خانه شان يورش آورده بودند و با همان شقاوت خاص خود، نخست، مرد خانواده را كشتند و بعد به سراغ دخترش رفتند. سافيناتو داشت شيون مى كرد و بى اختيار اشك مى ريخت و آدمكشان به او دستور دادند كه ساكت شود. وقتى اين طفل وحشت زده آرام نگرفت، آنها چشمانش را از حدقه بيرون آوردند.
وى سرش را پايين مى اندازد و با صدايى آرام مى گويد: وقتى هنوز گريه مى كردم، يك چشمم را بيرون كشيدند و درون ديگرى، پلاستيك مذاب ريختند. اين وضعيت برايم بغرنج است، زيرا نابينايى بسيار سخت است.
او اكنون ۱۴ سال دارد و خانواده اش وى را رها كرده اند، سافيناتو حالا در مدرسه نابينايان «ميلتون مارگاى» در «فرى تاون» زندگى مى كند.
او تمام جزئيات آن روز هولناك و آخرين چيزى را كه ديد، به ياد مى آورد، ولى نگرشى باورنكردنى دارد. مى گويد: پروردگار فرموده است كه ما بايد بدكاران را ببخشيم، براى همين من، آنها را به خاطر رضاى خدا مى بخشم.
درك بخشش، گاهى دشوار است، چرا كه عدالت و مجازات ملموس تر به نظر مى رسد. ده ها هزار نفر در جنگ داخلى بيرحمانه و ويرانگر سيرالئون كشته شدند و سرگذشت هاى زيادى مانند داستان سافيناتو رقم خورد. اكنون صلح به اين كشور زيبا بازگشته، ولى زخم هاى برجامانده، عميق است و بازسازى آن ساليان سال به درازا خواهد كشيد.
كميسيون حقيقت و آشتى، بسيارى از جنايات پنهان را برملا كرده و اكنون دادگاهى تشكيل شده است تا مجرمان را به كيفر برساند، دادگاه ويژه سيرالئون، در واقع، يك دادگاه بين المللى جنايى است كه به طور مشترك توسط سازمان ملل متحد و دولت سيرالئون اداره مى شود. اولين دادرسى مربوط به محاكمه سه مرد متهم به ۸ فقره جرم شامل قتل غيرقانونى، خشونت بدنى، شكنجه روانى، غارت، آتش افروزى، ايجاد رعب و وحشت، هتك حرمت و «مجازات» هستند. آنها سركردگان نيروى دفاع غيرنظامى بودند كه يك گروه شبه نظامى طرفدار دولت بود.
يكى از آنها، «سام هينگا نورمن» رهبر جوخه «كاماجور»ها بود كه با غيرنظاميان رفتار خشونت آميزى داشتند. البته اگر فوداى سانكو در بازداشت نمى مرد، او نيز محاكمه مى شد. «چارلز تيلور» رئيس جمهورى سابق ليبريا و مسؤول برانگيختن جنگ هاى خونين غرب آفريقا نيز دوران تبعيدش را در نيجريه مى گذراند و بايد غيابى محاكمه شود.
دادستان اصلى به نام «ديويد كرين» ۱۳ حكم جلب صادر كرده است كه ۹ نفر از متهمان در بازداشت به سر مى برند، دو نفرشان مرده اند و دو نفر ديگر متوارى اند.
او تأكيد كرد كه تحقيقات ادامه دارد و افراد بيشترى احضار خواهند شد. وى گفت: من در آگوست ۲۰۰۲ به اينجا رسيدم و روند تحقيق و تفهيم اتهام كسانى را كه بيشترين مسؤوليت را داشتند، آغاز كردم. ما به اينجا آمده ايم تا نماينده ۵۰۰ هزار انسانى باشيم كه به قتل رسيدند، معلول شدند و مورد تجاوز قرار گرفتند و اميدواريم بتوانيم بخشى از عدالت را در حقشان اعمال كنيم.
همه اين تلاش ها براى جارى ساختن عدالت است تا قربانيان جنگ داخلى سيرالئون عدالت را جارى و سارى ببينند، قاضى «بنجامين ايتوه» در نطق آغازين خود در اولين جلسه محاكمه بر اهميت اين مسأله تأكيد ورزيد و گفت: تأخير در اجراى عدالت به مثابه سلب آن است.
وى به دادستان و وكلاى مدافع هشدار داد كه بيش از حد ضرورى، در دادرسى وقفه ايجاد نكنند، چرا كه وقفه هاى طولانى و پرهزينه دادگاه هاى مشابه براى جنايات جنگى روآندا و يوگسلاوى سابق را ناكارآمد ساخته است. تنها ساعاتى پس از گشايش در اولين روز، دادگاه ويژه سيرالئون به تعويق افتاد، زيرا «سام هينگانورمن» وكيل مدافعش را اخراج كرد.
من در اردوگاه كمك به معلولان جنگ، «الحاجى امين يوسوجاركا» را يافتم كه وقتى مى خواست مانع از هتك حرمت به دخترش شود، شورشيان دست وى را قطع كردند. او اكنون به عنوان رئيس انجمن قطع عضوشدگان و مجروحان سيرالئون در دادگاه ناظر است و اعتقاد دارد محاكمه مجرمان براى بازسازى اين كشور ضرورى است. وى مى گويد: اگر دست برادرتان را قطع مى كنيد، لازم است كه عدالت جارى شود و مجرمان به دادگاه قانون كشانده شوند. بايد آنها درس عبرت بگيرند تا مطمئن شويم آنچه اتفاق افتاد، تكرار نخواهد شد.
در هفته ها و ماه هاى آتى، اين دادگاه حكايات هولناكى از جنايات شورشيان در جنگى را خواهند شنيد كه به مرگ ده ها هزار نفر و نابودى زندگى هزاران نفر ديگر انجاميد. تنها اگر مردم سيرالئون ببينند كه عدالت اجرا مى شود آنگاه اين دادگاه مى تواند در پيشگيرى از وقوع مجدد اين جنايات مخوف و كمك به التيام زخم هاى جنگ داخلى مؤثر باشد.
مترجم: رضا اسدى
منبع: بى.بى.سى
«پدر ملت» بازنشسته مى شود
آرمن نرسسيان
169620.jpg
«ساموئل دانيل شافيشونا نجوما» اولين رئيس جمهورى ناميبيا پس از استقلال اين كشور است. او براى اولين بار در سال ۱۹۹۰ طى انتخاباتى كه زير نظر سازمان ملل متحد برگزار شد، به اين سمت انتخاب شد و توانست در سالهاى ۱۹۹۴ و ۱۹۹۵ مجدداً با رأى اكثريت مردم اين سمت را دوباره در اختيار گيرد.
او رئيس سازمان «سواپو» است كه مقاومت مسلحانه اى را عليه اشغالگران خارجى و قدرت استعمارى آفريقاى جنوبى به راه انداخت. براى سالها، آفريقاى جنوبى با سياستهاى آپارتايدى خود ناميبيا را اداره مى كرد و بهترين منابع كشور را فقط به سفيدپوستان اختصاص مى داد و بومى هاى ناميبيايى به عنوان شهروند درجه دوم محسوب مى شدند و از هرنوع مشاركت فعال در كشور محروم بودند. سواپو با رهبرى نجوما توانست به استعمار آفريقاى جنوبى پايان دهد.
در اولين انتخابات پس از استقلال كشور كه با سرپرستى سازمان ملل متحد انجام شد، نجوما با اكثريت آراى مردم به رياست جمهورى ناميبيا دست يافت. وى در دوره دوم رياست جمهورى خود قانون اساسى را تغيير داد تا بتواند براى سومين بار به اين سمت دست پيدا كند.
براى سومين انتخاب، او موفق شد ۷۶‎/۸ درصد آرا را جذب كند. قانون اساسى فعلى كشور به او اجازه نمى دهد كه براى بار چهارم نامزد اين سمت شود. او خود نيز اعلام كرده است كه تمايلى به ادامه رياست جمهورى ندارد، اما منتقدان او از آن هراس دارند كه وى در آخرين لحظه، مجدداً وارد صحنه شود.
شعار نجوما طى اين سالها «آفريقا براى آفريقاييان» بوده است. او برنامه اصلاحات ارضى را شروع كرد كه طى آن، زمينهاى سفيدپوسان به سياهان بازگردانده مى شد. سفيدپوستان اگرچه درصد بسيار كمى از جمعيت كشور را تشكيل مى دهند، اما اكثر زمينهاى كشاورزى مرغوب را در اختيار داشته اند. نجوما مى گويد: اين كار با حسن نيت و ميل و رضايت انجام شده و هيچ زورى در ميان نبوده است.
رهبر سالخورده ناميبيا در ۱۲ مه ۱۹۲۹ در نواحى شمالى كشور متولد شده است. سالهاى اوليه را به كار در مزرعه پرداخت و آموزشهاى مقدماتى را در مدرسه شبانه متعلق به ميسيونرها طى كرد. در ۱۶ سالگى، مدرسه را ترك كرد تا در راه آهن كار كند. او در ،۱۹۶۲ رهبرى سواپو (سازمان خلق آفريقاى جنوب غربى) را در دست گرفت و به قيام مسلحانه عليه آفريقاى جنوبى پرداخت كه توانست با اين مبارزات سرنوشت جديدى را براى كشورش رقم بزند.
نجوما طى دوران زمامدارى خود به خاطر رويكرد مناسبش نسبت به سفيدپوستان، مورد تحسين قرار گرفته است، اما منتقدانش مى گويند: وى هميشه روشهاى اقتدارگرايانه اى در برابر مسائل اتخاذ مى كند. به او كه ريش سفيد و هميشه لبخندى بر لب دارد، لقب «بابانوئل سياه» را داده اند. او معمولاً از پاسخگويى به روزنامه نگاران خوددارى مى كند و مى گويد: تنها به حزب پاسخ مى دهد. اگرچه برخى منتقد سياستهاى او هستند، اما هيچ كس نمى تواند محبوبيت زياد او را انكار كند. با اين ميزان از محبوبيت، جانشين وى قطعاً كار سختى در كاخ جديدالاحداث رياست جمهورى ناميبيا خواهد داشت. در پايتخت ناميبيا، كاخى جديد براى سكونت رئيس جمهور ساخته مى شود، اما اين بنا هنگامى كه به اتام برسد، رئيس جمهور ديگرى به جز نجوما وارد آن مى شود.
تحليلگران مى گويند بزرگترين مشكل نجوما، مسأله اصلاحات ارضى است. سياهان از سرعت كم اين اصلاحات ناراضى هستند و مى خواهند روند واگذارى زمينها سرعت پيدا كند. در اين ميان، سفيدپوستها مى گويند: زمينهاى خود را جهت رضايت دولت واگذار مى كنند، اما مقامات دولتى مى گويند آنها تنها زمينهاى نامرغوب را به دولت واگذار مى كنند. در همين حال، اتحاديه شبه نظامى كشاورزان سياهپوست، سفيدپوستان را تهديد كرده است كه از زور براى گرفتن زمينها استفاده مى كند. اين گروه از افراد مى گويند: بسيارى از زمينهاى مرغوب سياهپوستان، در نهايت به مقامات دولتى مى رسد. آنها مى گويند كه براى پس گرفتن زمينها از سفيدپوستان از الگوى زيمبابوه استفاده خواهند كرد. در زيمبابوه، زمينهاى سفيدپوستان از راههاى خشونت آميز بازپس گرفته شده. نجوما كه از دوستان و طرفداران«رابرت موگابه» رئيس جمهورى زيمبابوه است، مى گويد: ناميبيا مانند زيمبابوه نيست و به هيچ كس اجازه نمى دهد كه قانون شكنى كند.
۱۴ سال از استقلال ناميبيا مى گذرد، اما اين كشور كماكان بدون تغيير مانده است. «ويندهوك» (پايتخت) كماكان يك شهر سفيدپوست است. فروشگاههاى بزرگ و زيبا پر از جنس و خيابانها تميز هستند. مردم شهر نيز به قانون احترام مى گذارند و به نظر نمى رسد كه تمايلى به قانون شكنى داشته باشند، چون در آن صورت با سام نجوما طرف خواهند بود.
سام نجوما كه لقب پدر ملت را با خود دارد، ۷۵ ساله است، اما كمتر نشانى از سالخوردگى در او ديده مى شود كه شايد علت آن ورزش روزانه به مدت ۱‎/۵ ساعت باشد. ناميبيايى ها به شدت به او احترام مى گذارند و او را به دليل مبارزاتش دوست دارند.
از جمله بايد اشاره كرد كه در اول مارس ،۱۹۶۰ نجوماى ۳۰ ساله از طرف مقامات آفريقاى جنوبى به تبعيد فرستاده شد. او پس از ۳ هفته از تبعيد بازگشت، اما دستگير شد و مجدداً به زامبيا تبعيد شد. طى شش سال تبعيد بود كه او سواپو را به يك جنبش فعال مردمى تبديل كرد.
مخالفان نجوما، ديپلماتها و مردم مى گويند: در صورت كناره گيرى از قدرت، او تعهد خود را به دموكراسى در كشورش نشان داده است. نجوما كه پنج دهه در عرصه سياسى فعال بوده است، به همراه موگابه تنها رهبرانى هستند كه از زمان استقلال كشورهايشان كماكان رئيس جمهور باقى مانده اند.
نجوما به خاطر سياستهاى خود در برابر بيمارى ايدز، مورد ستايش جامعه بين الملل قرار گرفته، اما مشكلات زيادى هنوز در كشور وجود دارد. در اين كشور ۱‎/۸ ميليون نفرى، فقر گسترده است و بيكارى تا ۴۰ درصد وجود دارد. آب و برق به همه كشور نمى رسد، اما مزيتى كه اين كشور دارد، اين است كه زيرساختهاى مدرنى وجود دارد و سرمايه گذاريهاى خارجى در اين كشور صورت مى گيرد. پس از اينكه نجوما اعلام كرد كه ديگر نمى خواهد رئيس جمهور باشد، برخى نگران آن شدند كه با كناره گيرى وى، كشور ثبات خود را از دست خواهد داد، اما باز اين سواپو بود كه امور را در دست گرفت و با اعلام نامزد مورد حمايت خود و نجوما، پيشاپيش رئيس جمهورى آينده كشور را معرفى كرد. «هيفيكه پونى پوهامبا» وزير اصلاحات ارضى از طرف سواپو به عنوان نامزد انتخابات سال آينده رياست جمهورى معرفى شده است. وى كه ۶۸ ساله است، وزير محبوب نجومابه شمار مى رود.
پيش از اين، دو وزير ديگر كابينه هم نامزد انتخابات شده بودند كه توسط نجوما اخراج شدند. «ناهاس آنگولا» وزير سابق آموزش عالى و «هيديپو هاموتينا» وزير سابق امور خارجه اعلام كرده اند كه در انتخابات سال آينده شركت مى كنند. اين دو وزير به خاطر عدم همراهى با پوهامبا اخراج شدند. ناظران بر اين باورند كه پيروزى پوهامبا به منزله چراغ سبزى براى ادامه اصلاحات ارضى است كه نجوما در پيش گرفته بود. اصلاحات ارضى مورد نظر آنها بر توزيع مجدد زمينهاى سفيدپوستان به كشاورزان سياهپوست فقير با پرداخت غرامت تأكيد مى كند. به نظر بسيارى، پيروزى او در انتخابات ۲۰۰۵ قطعى است. «پدر ملت» بازنشسته مى شود تا چهره محبوبش وارد كاخ نوساز و مجلل رياست جمهورى شود.
ديدگاه
برزيل و چين
مناسبات فرامنطقه اى
محمدمهدى غفارى
«هوجين تائو» رئيس جمهورى و دبيركل حزب كمونيست چين با لوييز ايناسيو لولا داسيلوا (لولا) همتاى برزيلى خود در پكن ديدار و درباره مناسبات دوجانبه، منطقه اى و بين المللى بحث و تبادل نظر كرد.
«لولا»  به عنوان نخستين رئيس جمهورى چپ گراى برزيل، قبل از سفر به چين در يك مصاحبه مطبوعاتى گفت: برزيل و چين نه تنها بر تحكيم روابط دوجانبه تأكيد دارند، بلكه در زمينه هاى تكنولوژيكى و دفاعى نيز همكارى مطلوبى را آغاز كرده اند. همكارى چين و برزيل در پرتاب ماهواره  و توليد برخى ادوات نظامى در سالهاى گذشته گوياى اين امر است.
برزيل به عنوان پنجمين كشور جهان از حيث مساحت و داراى منابع كانى، بازار مناسبى براى چين محسوب مى شود. در نقطه مقابل، چين نيز به دليل داشتن بازار بزرگ و پرمصرف براى سرمايه گذاران برزيلى جذاب است و در آستانه تبديل شدن به دومين شريك تجارى برزيل در سال۲۰۰۴ قرار دارد. با توجه به اين فاكتورها، برآورد شده است كه حجم مبادلات تجارى دو كشور طى سال۲۰۰۵ ـ ۲۰۰۴ به شش ميليارد دلار برسد. در كنار همكاريهاى اقتصادى و تجارى پكن و برازيليا، نياز دو كشور را در خصوص همگرايى سياسى و امنيتى نبايد ناديده گرفت.
برزيل با به رسميت شناختن چين واحد به مركزيت پكن، سعى دارد حمايت چين را در كسب كرسى دايم شوراى امنيت سازمان ملل متحد جلب كند؛ موضوعى كه در ديدار رهبران دو كشور مدنظر قرار گرفت.
همچنين دو رئيس جمهورى با توجه به وجود تفكر سلطه جويى توسط يك قدرت در جهان، مشاركت فعالانه در امور بين المللى در مقابله با اين ايده را ضرورى دانستند و در عين حال، درباره فرايند چندقطبى شدن جهان تمايل خود را براى همكارى هرچه بيشتر نشان داده اند.
رئيس جمهورى برزيل با مهم خواندن نقش چين در سياست خارجى برزيل تصريح كرد: با يافتن بسترهاى مناسب براى همكارى با چين ، تحت هيچ شرايطى توقف نخواهد كرد.
چين نيز در سياست نگاه به آمريكاى لاتين، اگرچه همكاريهاى اقتصادى و تجارى را در اولويت قرار داده است، اما اين منطقه از ديرباز عرصه جدال سياسى چين و حكومت جزيره تايوان براى يارگيرى سياسى محسوب مى شد. به همين دليل، چين سعى مى كند با تقويت همكاريهاى سياسى، تلاشهاى حكومت جزيره تايوان را در برقرارى روابط ديپلماتيك در چارچوب اغواى «ديپلماسى دلار»  ناكام بگذارد.
با توجه به آنچه گفته شد، اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه هميشه كوباى تحت رهبرى فيدل كاسترو و سپس ونزوئلاى تحت رهبرى چاوز كه «هردو مخالف جدى تسلط آمريكا بر آمريكاى لاتين هستند» نقطه خوبى براى ورود رهبران چين به حياط خلوت آمريكا* محسوب مى شد. زيرا آمريكا و بسيارى از كشورهاى صنعتى و قدرتمند اروپا در آمريكاى لاتين حضور گسترده اى داشتند و چين تنها يك بازيگر حاشيه اى قلمداد مى شد.
بدون ترديد، مى توان گفت ادامه تخاصم «هاوانا» و «كاراكاس» با سلطه جويى واشنگتن، دليل اصلى پكن براى همكارى اقتصادى و همگرايى سياسى با كوبا و ونزوئلا بوده است. با توجه به تكيه چين به انديشه هاى انسانى و ترويج سوسياليسم (البته) به شيوه چينى، اين رويكرد پكن در دوران جنگ سرد بسيار برجسته مى نمود. حمايت چين از اراده  هاوانا مبنى بر دفاع از استقلال و حاكميت ملى و دفاع پكن از ديگر كشورهاى آمريكاى لاتين كه به دنبال احياى سياست مستقل ملى دربرابر آمريكا بوده اند، تا حدودى مؤيد اين ديدگاه است.
اما راهبرد چين براى حضور در آمريكاى لاتين به ويژه در سالهاى دهه ۹۰ ميلادى و بعد از آن، با توجه به شرايط حاكم بر منطقه و جهان تعيين شده است، در بعد اقتصادى راهبرد مذكور منوط به اين است كه چين تا چه حد مى تواند در منطقه آمريكاى لاتين سرمايه گذارى كند و پيشنهادهاى پكن در مقايسه با كشورهاى آمريكا و اروپا چگونه خواهد بود؟ از منظر سياسى، دولت چين با در نظر گرفتن جايگاه و موقعيت خود به عنوان عضو دايم شوراى امنيت سازمان ملل متحد به همراه مسؤوليت پذيرى بيشتر در حل وفصل مسائل منطقه تلاش كرد و در همان حال، با طرح جهان چندقطبى، كم كردن فاصله شمال و جنوب، همكارى جنوب ـ جنوب بر لزوم مقابله با سياست هاى يكجانبه گرايى آمريكا و شرايط صندوق بين المللى پول و ديگر نهادهاى مالى جهان تأكيد كرده است.
در مورد اينكه چين با اين اقدامات خود مى تواند از شكل يك بازيگر حاشيه اى در آمريكاى لاتين خارج شود، هنوز جاى بحث دارد. اما اين واقعيت را نمى توان از نظر دور داشت كه چين طى سالهاى گذشته با اتخاذ يك ديپلماسى فعال، توانست همكارى اقتصادى روبه رشدى را با بيشتر كشورهاى آمريكاى لاتين آغاز كند.
چين طى اين سالها تلاش كرد تا روابط ساده و به عبارتى، خنثى خود را با برزيل، مكزيك، آرژانتين، اروگوئه، شيلى و … ديگران رابه حالت پويا و بالنده دربياورد. به گونه اى كه حجم مبادلات تجارى چين با آمريكاى لاتين تا پايان سال ۲۰۰۲ ميلادى، به ۱۷ميليارد و ۸۲۶ ميليون دلار رسيد.
چين با تحكيم مناسبات سياسى و اقتصادى خود با آمريكاى لاتين به دولت آمريكا نشان داده است كه تابع قدرت و شرايط غرب نيست و به حكم حفظ منافع فراقاره اى خود، روابط با همه كشورهاى آمريكاى لاتين را گسترش خواهد داد. هم اكنون رهبران چين و آمريكاى لاتين پذيرفته اند كه روابط فى مابين از اعتبار خاصى برخوردار است، به ويژه آنكه شرايط جهانى، منطقه اى و قابليت كشورها نيز اهميت آن را دوچندان خواهد كرد.
* اشاره به تئورى «جيمز مونروثه» رئيس جمهورى آمريكا در قرن نوزدهم مبنى بر اينكه آمريكاى لاتين حياط خلوت آمريكا است و ديگران حق حضور و نفوذ در اين منطقه را ندارند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |