پنجشنبه ۴ تير ۱۳۸۳ - ۵ جمادى الاول ۱۴۲۵
Thu, Jun 24, 2004
گزارش
سال دهم - شماره ۲۸۳۲
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
جوابيه
در گزارش مندرج در روزنامه ايران مورخ ۸۳‎/۳‎/۲۳ كه درباره مشكلات بهداشت و درمان بم بود، به وجود اتوبوس دندانپزشكى و كاستى هاى موجود در آن اشاره شده است و از آن به عنوان يك مكان دولتى ياد شده است. لازم به ذكر است كه اولين اتوبوس دندانپزشكى به صورت كلينيك سيار توسط شركت تعاونى دندانپزشكان ايران و با كمك شوراى شهر تهران در سال ۸۰ تجهيز و راه اندازى شده است كه تا زمان وقوع زلزله در بم در مركز بهزيستى تهران به فعاليت و ارائه خدمات رايگان مشغول بود. اما از ابتداى بروز مشكلات ناشى از وقوع زلزله، اين اتوبوس به شهر بم گسيل شد. محل اتوبوس ابتدا ميان عدالت بم (راهنمايى) بود و هم اكنون در داخل سازمان بهزيستى قرارداد.
شركت تعاونى دندانپزشكان
غربت موزه هاى ايران
170715.jpg
بعد از سياست و اجتماع، حال نوبت «بى اعتنايى» به موزه ها رسيده است.
گويا روان ايرانى از تماشاى گنجينه هاى تاريخ و فرهنگ كه هر يك معرف تكه اى از هويت جمعى مان است، سيراب نمى شود. چه اگر غير از اين بود ميانگين بازديدكنندگان از يكى از موزه هاى معروف پايتخت نه ۴۵ هزار نفر ظرف پنج سال كه ۵۰۰ هزار ظرف يكسال بود.
آمار بازديدكنندگان از موزه ها رو به كاهش است. سالى كه رفت، ۳ درصد از شمار بازديدكنندگان موزه ها كاسته شد و سال پيش رو هم آنطور نيست كه از سكوت و سكون حاكم بر اين مجموعه ها بكاهد. راست اينكه نوبت «بى اعتنايى » به موزه ها رسيده است.
و اين گونه است كه مدير كاخ موزه نياوران مى گويد موزه ها روى دستمان مانده است.
مسعود صالحى معتقد است فرهنگ موزه دارى و بازديد از آن به طور كامل وارد ايران نشده است. مى گويد نتوانسته ايم استانداردهاى بومى را در موزه ها اجرا كنيم. مى گويد همه همراه با اشياى داخل موزه ها رو به فرسوده شدن گذاشته ايم؛ با اين تفاوت كه بر قدر و قيمت اشياى موزه ها افزوده مى شود و از عمر و حوصله ساختمان هاى موزه و مديريت موزه ها كاسته مى شود. پايان اين قصه چگونه خواهد بود؟
از گذشته ها
در نظامنامه موزه ملى كه تاريخ تأسيس آن به سال ۱۲۹۵ بر مى گردد، گفته شده كه يكى از بزرگترين شرافت هاى هر ملت حفظ تاريخ ادوار زندگى و جمع آورى صنايع آثار ملى و تاريخى آن ملت است.
دكتر على اصغر ميرفتاح، رئيس مركز آموزش عالى ميراث فرهنگى، موزه را يك نهاد ملى مى داند كه اكثر كشورها از قرن نوزدهم به بعد، به تأسيس آن توجه داشته اند. به گفته وى در آغاز تشكيل موزه ها، جنبه هنرى محدودى مورد توجه قرار مى گرفت. اما به مرور زمان و تحت تأثير هنرمندان، زمينه هاى مختلف هنرى مورد انديشه قرار گرفت و لذا مى بينيم كه موزه ها از حالت عمومى به سوى موزه هاى تخصصى گسترش پيدا مى كند. موزه هايى چون موزه فرش، موزه شيشه (آبگينه)، موزه مردم شناسى و ... كه هر يك در حيطه خود بهترين يادگار فعاليت انديشه اند كه فكر هنرمندان اعصار و قرون ايران را به نمايش گذاشته اند.»
«فرهنگ ديدار از موزه ها» كه مدتى است از آن صحبت مى شود، به اعتقاد دكتر ميرفتاح، باعث تأثير در رشد و توسعه فرهنگى، دريافت تغييرات فرهنگى و جايگاه ثبت سنت هاى گذشته مى شود كه متأسفانه اين فرهنگ دركشورهاى در حال توسعه، بسيار ضعيف است.
دانش آموزان و موزه ها
دانش آموزان در ايران با موزه آشنا نيستند و تنها ساعاتى براى تفريح و خارج شدن از فضاى درسى، از موزه ها بازديد مى كنند.
حال آنكه بازديد از موزه ها در مقاطع تحصيلى به درك مفاهيم فرهنگى، تاريخى و ملى كمك مى كند و مضامين تاريخى و علمى را كه در مدارس به طور ذهنى آموزش داده مى شود، در بازديد از موزه ها به طور عينى ديده و لمس مى شود.
صالحى در اين باره مى گويد: «اگر رفتن دانش آموزان به موزه ها، صرفاً جنبه تفننى داشته باشد، نه تنها هيچ تأثير مثبتى نخواهد گذاشت، بلكه باعث انزجار آنها نيز مى شود.» وى مى گويد مديريت موزه ها با بازديد دانش آموزان از موزه مخالف نيست اما چون هيچ برنامه آموزشى براى بازديد آنها از موزه ها وجود ندارد، لذا اين بازديد، هيچ كمكى به درك مفاهيم درسى نمى كند و جذابيتى براى دانش آموزان ندارد.
صالحى معتقد است كه اگر براى هر ماده درسى، از موزه مربوط به آن بازديد شود و يا برخى از كلاس هاى آموزشى درسى مثل تاريخ هنر در درون يك موزه تاريخى برگزار شود، درك مفاهيم توسط دانش آموزان بهتر و سريع تر خواهد بود.
مدير كاخ موزه نياوران در توضيح بيشتر اين مطلب مى گويد: «ما پيش بينى مى كنيم بتوانيم كلاس هاى درسى را در موزه برپا كنيم كه براى شركت كنندگان و دانش آموزان جذاب باشد. به عنوان مثال موزه آرميتاژ در سن پترزبورگ كه بيش از ۸ ميليون شىء تاريخى دارد، در مقايسه با موزه ملى ايران كه ۳۰۰ هزار شى تاريخى دارد، داراى كلاس هاى درسى است كه هر بار دانشجويان و دانش آموزان در اين موزه شركت مى كنند. ما مى توانيم كلاس هاى معمارى، هنر و تاريخ را در همين مجموعه برگزار كنيم، كما اين كه اينجا يك موزه هنرهاى معاصر كوچك است كه بسيارى از آثار اصلى وجود دارد و دانشجويان هنر مى توانند از آن بهره بگيرند.»
دكتر ميرفتاح نيز در تفكيك موزه علمى از موزه تاريخى مى گويد: «اين گروه ازموزه ها، بيشترين بازديدكننده را دارا هستند و بر اساس مجموعه آثار طبيعى مانند مجموعه هاى زمين شناسى، گياه شناسى، زيست شناسى تشكيل شده است. اما در موزه تاريخى مجموعه دست ساخته هاى انسان از قديمى ترين دوران تاكنون مانند سفالينه ها، ظروف سنگى و فلزى، مجسمه ها و ماكت ها و... در معرض ديد است.»
اگر تعداد بازديدكنندگان از موزه هاى خارج از كشور، آمارى قابل توجه را به خود اختصاص مى دهد، مى توان آن را در وجود عواملى چون قرار گرفتن موزه ها درمحل هاى مناسب با توجه به پراكندگى جمعيت، تشكيل موزه در ساختمان هايى با معمارى خاص و از همه مهم تر شناخت كافى مديران موزه از ويژگى هاى مخاطبان خويش و تلاش مستمر براى جذب آنها و تأمين نيازها و خواسته هاى مخاطبين دانست.
به عبارتى اگر آمار بازديدكنندگان از موزه ها در كشور ما رو به كاستى است، بايد پرسيد كه تا چه حد در مسير تشكيل  يك موزه، شناخت جامعه و مشخص كردن مخاطبان موزه را گام برداشته ايم. شناخت نيازهاى فرهنگى قشرهاى مختلف مخاطبان در بازديد از هر موزه به طور جداگانه، اولين قدم در مسير جذ ب بازديدكننده از موزه است.
خصوصى سازى و احياى موزه ها
مكان هاى فرهنگى ـ باستانى، جزو ميراث تاريخى و گنجينه هاى ارزشمند كشورها محسوب مى شوند، به علاوه اين مراكز مى توانند در آمد چشم گيرى هم براى كشورها داشته باشد مشروط بر آن كه به امر خصوصى سازى موزه ها بيشتر توجه شود.
البته چنين رويه اى در اروپا با واكنش هاى متفاوتى روبرو شد. برنامه هاى دولت ايتاليا براى خصوصى سازى بخشى از ميراث فرهنگى اين كشور باعث خشم و انزجار در ميان بزرگان فرهنگ و اشخاص سرشناس شده است. موزه لوور كه زمانى هزينه آن، از طرف دولت به طور كامل تأمين مى شد، امروزه تنها هفتاد درصد از صد و ده ميليون دلار بودجه سالانه خود را دريافت مى كند.
موزه يوفيزه در فلورانس نيز ورشكسته شده است تا جايى كه نمى تواند حتى صورتحساب برق خود را پرداخت كند.
موزه هاى اروپا با تلاش براى دريافتن منابع جايگزينى نقدينگى، در صدداند تا مديريت اسفناك خود را بهبود بخشند.
اگر چه وزير جديد فرهنگ فرانسه، از طرح جديد استقلال بيشتر موزه هاى ملى، طرفدارى كرده است، ولى در عين حال تأكيد مى كند كه اين طرح به معنى خصوصى سازى نيست. بلكه به مفهوم مسؤوليت است. دولت ايتاليا با ايجاد يك سازمان جديد به منظور اداره و فروش گنجينه هاى فرهنگى اين كشور، يك برنامه جسورانه را براى كاهش بحران عالى مؤسسات فرهنگى ارا ئه كرده است.
درنهايت، تمام دولت هاى اروپايى، از طريق نوعى مشاركت با بخش خصوصى براى اداره موزه ها، مجبورند كه از اين روش پيروى كنند. با كنترل و سرپرستى بهتر براى مثال، با بهبود فعاليت هاى آموزشى با استفاده از تكنولوژى صوتى تصويرى، شايد حتى استانداردها نيز ارتقا يابند.
از طرفى بيشتر نهادهاى فرهنگى آمريكا به طور خصوصى اداره مى شوند و دولت فدرال نه دخالت چندانى در امور آنها مى كند و نه كمك نقدى قابل توجهى را ارائه مى دهد. شايد به همين خاطر باشد كه اين نهادها جزو بهترين ها در دنيا به شمار مى روند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |