گفت و گو با رئيس سازمان تربيت بدنى درباره نظام جامع، ورزش همگانى، اداره باشگاهها و ...
گفت و گو: زاهدى و پورزند / بخش نخست
پرسش ها
با معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان تربيت بدنى حرفهاى زيادى داشتيم. پرسش هايى كه از حدود آبانماه۸۰ تا حالا روى هم جمع شده بود. مقدارى از آنها عملاً به پاسخ رسيده بود. بعضى هايش كهنه شده اند و نمى تواند جواب نويى داشته باشد ولى تعدادى از آنها هنوز باب روز است. حتى طرح جامع ورزش كه گويا مبحث آن در زمان رياست هاشمى طبا بر سازمان تربيت بدنى در شوراى عالى ورزش ديكته شد و كارى از پيش نرفت، اما حالا به مرحله اجرا رسيده و به نظام راهبردى ورزش تغيير نام داده است. به هر حال، ما اين پرسش ها را با او در ميان گذارديم و او را رو در رو با تمامى ورزشكاران و ورزشدوستان ايرانى قرار داديم. بخوانيد كه ما از مهندس مهرعليزاده چه پرسيده ايم.
۱ـ از طرح جامع ورزش چقدر راضى هستيد و تا چه حد انتظار داريد مشكلات ورزش ما را حل كند و دچار سليقه ها نشود؟
۲ـ در طرح جامع صحبت از ورزش همگانى شده است. وظيفه معاون رئيس جمهور و متولى ورزش مملكت در مقابل اين طرح چيست؟ آيا مسؤول ورزش همگانى شما هستيد يا بهتر است شرايط همگانى شدن را فراهم كنيد؟
۳ـ اخيراً حضرتعالى به رؤساى فدراسيونها توصيه كرده ايد وقت خود را صرف كارهاى كوچك و جزيى نكنيد. آيا اين شامل مديران سازمان هم مى شود و آيا مى توان به اينگونه اظهارنظرها انتقاد كرد؟
۴ـ رؤساى فدراسيونها انتخابى هستند و گروهى در مجمع به آنها رأى مى دهند اما يك تبصره يا ماده به شما اجازه و اختيار مى دهد آنها را عزل كنيد. اين دومغاير يكديگر نيست؟ آيا فدراسيونها براساس برنامه اى كه قبلاً مى دهند در انتخابات فدراسيونها شركت نمى كنند و زمان كافى براى برنامه هاى خود نمى خواهند؟
۵ـ قدرت هر مدير و مسؤولى در هر دستگاه و سازمانى به حمايت مديران بالادست از اوست؟ آيا با اظهارنظرهاى جنبى پس از هر اتفاق و حادثه به اين شعله دامن زده نمى شود و مدير زيردست را تضعيف نمى كند؟
۶ـ گفته مى شود سازمان و دستگاه ورزش فقط براى مدال ارزش قايل است و فدراسيونها را بر حسب كسب مدال تحت فشار قرار مى دهد:
۷ـ گاهى بين نظارت و دخالت تفاوتى نمى بينيم. چرا؟ مسأله فوتبال و كشتى و حرفهايى كه مسؤولان مى زنند و سازمان و كميته المپيك مطرح مى كنند نظارت است يا دخالت؟ آيا اينها اختلاف و تضاد بين دودستگاه مديريت در ورزش به شمار نمى رود؟
۸ـ صندوق بازنشستگى و برقرارى مستمرى و حقوق براى قهرمانان ادوار گذشته از كارهاى مثبت جنابعالى است كه به دليل كمى وقت از مطرح كردن چگونگى و تضمين آن براى هميشه، فعلاً مى گذريم اما توليت دوباشگاه استقلال و پرسپوليس توسط سازمان كار درستى است؟ دست و پاى سازمان را نمى گيرد و شما را از كارهاى اساسى وعمومى باز نمى دارد؟ در اين مورد چه برنامه اى داريد؟
وقتى نتوانى زود به زود با مدير و مسؤولى ارتباط برقرار كنى و پاسخ پرسش هايت را بگيرى و ناچار شوى چندهفته و چندماه به انتظار بنشينى تا وقت مصاحبه اختصاصى بگيرى معلوم است كه همه حرفها و گفت و شنيدها تازه و جذاب نمى شوند و بعضى از پرسش ها كهنه و اغلب پاسخها تكرارى است. با اين حال مخاطب ما در روزنامه سياسى ايران حق دارد ابهاماتى را كه در ورزش با آن روبرو مى شود، اگرچه دير به دستش مى رسد و مثل ميوه نوبرانه و تر و تازه نيست، حداقل رسيده و سالم و عارى از پيرايه ها باشد. گفت وگوى ما با معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدنى با اين نيت انجام شد و دوساعت و نيم با صبورى مرد اول ورزش ايران ادامه پيدا كرد. خدا كند سؤالهاى ما همان باشد كه از ذهن خوانندگان فهيم و فرهيخته و دانش اندوخته روزنامه ايران مى گذرد و پاسخها آنقدر شفاف و رساكه آنان را به ورزش بيشتر دلگرم و صميمى نگه دارد.
حالا راحت تر از گذشته، حاضر به گفت وگو است و اشراف وى بر مسائل مختلف اين امكان را فراهم ساخته است تا به سادگى در ارتباط با موارد گوناگونى كه مطرح مى شود، صحبت كند و انتقادات را بشنود. اما گشوده شدن درهاى اتاقش به روى رسانه هاى جمعى، سهم تفكراتش در نگاه به بيرون كه از آغاز روشن و شفاف بود، بيشتر نمايان مى سازد و اين خود نشانگر احساس مسؤوليت وى در قبال وظايفى است كه بر عهده دارد. وجود نكات ريز و درشت و كمبود فرصت كافى باعث شد تا نتوانيم آنطور كه بايد و شايد پيرامون اوضاع و احوال ورزش پاى صحبتهاى مهندس محسن مهرعليزاده معاون رئيس جمهورى و رئيس سازمان تربيت بدنى بنشينيم. آنچه در پى مى آيد ماحصل اين گفت وگوى ۱۵۰دقيقه اى است.
رضايت از طرح جامع ـ انتظار در حل مشكلات
اولين پرسش از طرح جامع حاكى از درك صحيح و نگاه اساسى و دورانديشانه شما دارد. ورزش كشور نياز به طرحى جامع و اساسى داشت تا بدانيم كجا هستيم، به كجا بايد برويم و به كجا مى خواهيم برسيم. قاعده اين است كه اگر هدف مشخصى گذاشته نشود، در اجراى ورزش يا در اداره كشور و در هر زمينه اى همه حركتها مقطعى است و نتيجه اى نمى گيريم. هر چه به آينده دورتر نگاه كنيم، نتيجه كار مثبت تر است. حال با توجه به آنكه ۲۵ سال از پيروزى انقلاب گذشته و در سال بيست وششم هستيم بايد بپذيريم در ۸ـ۷ سال جنگ زياد به ورزش توجه نشد. در دوران بازسازى هم آخرين اولويت ورزش بود و بيشتربه كارهاى عمرانى، اقتصادى پرداخته شد. درواقع مسأله بازسازى ورزش ۳ سال پس از جنگ و درسال ۷۰ بود كه شروع شد.
ديرشروع شدن بازسازى ورزش در حالى صورت گرفت كه جمعيت بسيار جوانى داشتيم و در آستانه حد ماكزيمم اين رشد قرار گرفتيم. پس ضرورت تلاشى مضاعف احساس مى شد و كاش يك نفر بود كه اين كار را جمع مى كرد، فكرى اساسى داشت و برنامه ريزى مى كرد. اگر ما طى ۱۳ سال گذشته برنامه ريزى مى كرديم حالا وضع خيلى متفاوت بود.
به هر حال، طرح جامع (توسعه تربيت بدنى و ورزش كشور) ۱۴ ماه طول كشيد و ۴۷۰۰۰ ساعت كار كارشناسى توسط ۱۴ گروه كارى انجام شد كه شامل اساتيد دانشگاهها، متخصصان، مربيان، رؤساى فدراسيونها، روزنامه نگاران، كارشناسان و … بود. ما اقشار مختلف را جمع كرديم و نظامنامه اى براى نحوه تدوين آن نوشتيم.
رئيس جمهورى دريافتند، كار اساسى است
۳ـ۲ ماه پس از آمدنم به سازمان تربيت بدنى، اين نظامنامه را به شوراى عالى ورزش بردم. رئيس جمهورى گفت نظام جامع را آورده ايد؟ گفتم نه نظام نامه تدوين طرح جامع را آورده ام و ايشان خوشحال شدند چرا كه دريافتند، كارى اساسى صورت گرفته است. براى انجام اين كار از دو تيم مشاور تخصصى ـ ورزشى و مديريتى استفاده شده است تا نسبت به جمع آورى اطلاعات لازم در دنيا و چيدن آن درحد يك معمار مديريتى اقدام شود. البته يك گروه سوم ناظر هم داشتيم كه باعث شد خيلى علمى پيش رود.
ما به جاى كلمه طرح از اسم نظام استفاده كرديم و سند راهبردى نظام جامع توسعه تربيت بدنى را با يازده مؤلفه اصلى در مدل ايستا و ۴ مؤلفه پشتيبان طراحى كرديم. به طورى كه اين سند تضمين كننده منابع نيروى انسانى، چگونگى و ميزان آن، نقش سازمان تربيت بدنى، دانشگاهها، مؤسسات خصوصى، منابع مالى و مشخص كردن سهم دولت و بخش خصوصى است و اينكه به عنوان مثال در يك پروسه زمانى ۱۰ ساله نقش كدام يك پررنگ تر مى شود و با اينكه نقش دولت در قبال ورزشهاى حرفه اى، همگانى، قهرمانى و پرورشى طى چند سال اول چيست؟
قانونى كه۳۳ سال پيش نوشته شد…
در خصوص پشتوانه حقوقى، قوانين و مقررات بايد گفت آخرين قانونى كه ورزش با آن اداره مى شد سال ۱۳۵۰ نوشته شده است. آن زمان، حداكثر جمعيت كشور ۲۰ ميليون نفر بود. بنابراين بايد مواردى چون افزايش و تركيب جمعيتى، تغيير فرهنگ جامعه، بهره بردارى اجتماعى، فرهنگى، سياسى و تندرستى جامعه در نظام جديد لحاظ مى شد. گذشته از اين بايددر نظر گرفته مى شد كه در آن زمان دولت در قبال ورزش چه نقشى داشت و اكنون چه نقشى دارد؟ آيا درآن موقع درك لازم از ورزش حرفه اى وجود داشت؟ امروز نگاه ورزش در ايران و دنيا چگونه است؟ و يا در مورد فوتبال كه امروزه افزايش غرورملى، چسبندگى و اعتماد مردم به نظام ها، به رخ كشيدن توان مديريت، توان تيمى و كار گروهى را ديكته مى كند، وضعيت چگونه بوده و هست؟ به همين خاطر و براساس آنچه در دنيا ايجاب مى كند برآن شديم نظام جامع را طورى بنويسيم كه دربردارنده و پاسخگوى «نيازهاى امروز و رشد لازم در ۲۰ سال آينده باشد.»
در اين مسير ساختار سازمانى ورزش ما يكى از مشكلات بود. به طورى كه حدود ۱۸ ميليون دانش آموز در اختيار آموزش وپرورش هستند كه ۲۰ سال پيش تصميم گرفتند، كلاسهاى ورزش مدارس را تعطيل كنند. در صورتى كه اينها سرمايه هاى اصلى ما هستند. اگر من مسؤوليت خود را رها كنم و تنهابه دنبال درست كردن ۱۴ تيم باشم كه فايده اى ندارد. آن هم د ر شرايطى كه ۲ ميليون دانشجو، چند صدهزار سرباز و تعداد زيادى كارگر در كارخانجات داريم.
جزيره هاى پراكنده
تا قبل از تنظيم سند راهبردى ورزش همه دستگاهها به صورت جزيره عمل مى كردند اما با اين نظام جديد ساختار لازم براى تعامل مسؤوليت برنامه ريز كه فكر كند، كار كند و خط بدهد، فراهم شده است. در حال حاضر كاملاً از پيشرفت امور مربوط به نظام جامع راضى هستم و بايد بگويم خوشبختانه خيلى خوب پيش مى رود. به طورى كه ۳ بار در شوراى عالى ورزش و با حضور رئيس جمهورى به صورت ريز درباره آن بحث شده است و دوبار هم در جلسه هيأت وزيران در ارتباط با نظام جامع بررسى هاى لازم صورت گرفته است. از طرفى براى آنكه طرح در گنجه هاى كتابخانه ها نماند و مديران جديد بى توجه به اقدامات مديران قبلى به كار سليقه اى خود نپردازند، مكانيزم هايى طراحى شده است كه آن جزاير هرگز نتوانند پا را فراتر بگذارند. يكى از اين موارد تشكيل جلسات منظم شوراى عالى ورزش است. در صورتى كه در ساختار قبلى ساليانه ۲ تا ۳ جلسه تشكيل و مسائل به صورت عام و كلى مطرح مى شد. گذشته از اين مگر چند موضوع را مى توان در اين ۲ـ۳ جلسه مورد بررسى قرار داد.
در گذشته ورزش به دو دسته همگانى و قهرمانى تقسيم مى شد اما الان به ۴ دسته تقسيم شده است و با شكل گيرى سازمانهاى ورزشى پرورشى و حرفه اى امر پشتيبانى هم مورد نظر بوده است. در شوراى هر كدام از اين سازمانها نيز به دنيابت از رئيس جمهورى، رئيس سازمان تربيت بدنى و معاونين وزارتخانه ها حضور خواهند داشت و در چند وزارتخانه حتماً بايد معاونين آنها حضور داشته باشند تا تعامل، نظارت و تصويب بودجه سالانه صورت گيرد. به عنوان مثال پول پرورشى وزارت آموزش و پرورش به كيسه خودش مى رود و بايد ۸ميليارد تومان هزينه آن كنيم. در واقع با احياى اين بودجه، اين مبلغ به صندوق آموزش و پرورش ريخته مى شود. بهتر بگويم ما مكانيزمى طراحى كرده ايم كه راه «دررو» نداشته باشد. جداى از اين تصويب كرده ايم براى انجام اين امور مركز توسعه مديريت ورزش ايجاد شود كه رئيس آن، قائم مقام رئيس سازمان تربيت بدنى است.
در اين راستا ايجادمديريت لازم از طريق آموزش، نگهداشتن طرح «به روز » و اجراى طرح وظايفى است كه بر عهده داريم.