يكشنبه ۷ تير ۱۳۸۳ - ۸ جمادى الاول ۱۴۲۵
Sun, Jun 27, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۸۳۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
گزارشى از هفته ويديو آرت درنگارخانه آبان
ويديو آرت صداى يخچال وگريه بچه
171057.jpg
ضرب المثل هاى چينى فراوانى درباره هنرمدرن وجوددارد. اما دررابطه با ويديو آرت، تنها در يكى از متون برجامانده از كنفسيوس مطلبى با اين مضمون وجوددارد كه: «گيننه، گيننه، گيننه، جين جانه جانانه» معنى اين سخن حكيم چينى كه پس از مواجهه با نخستين ويديو آرت يونان باستان آن را برزبان آورد اين است كه موادلازم براى برپايى هفته ويديو آرت عبارتند از يك اتاق كوچك كه دور تا دور آن حدود ۲۰ صندلى چيده شده است و برروى يكى از ديوارها تصاويرى به عنوان ويديو آرت پخش مى شود.
البته اگر افرادى مانند احمد نادعليان، دكتر الستى، عليرضا سميع آذر و كاميار فاروقى نيز براى سخنرانى پس از نمايش آثار دعوت شوند، اين هفته از طعم شيرين ترى برخوردار خواهدشد.
براساس همين دستورالعمل، هفته ويديو آرتى درنگارخانه آبان شكل گرفت. حال اينكه دركجاى جهان مرسوم است كه آثار ويديو آرت را مانند فيلم سينمايى پشت سر هم پخش كنند معلوم نيست.
اينكه اين آثار اصلاً ويديو آرت محسوب مى شوند يا خير بحث ديگرى است كه چون كنفسيوس به آن نپرداخته، شايد بهتر باشد اصلاً آن را فراموش كنيم.
سپر به سپر
در سومين روز از هفته ويديو آرت قراربود دكتر عليرضا سميع آذر، رئيس مركز هنرهاى تجسمى به عنوان سخنران دراين برنامه حاضر شود.
هرچند سميع آذر با بيش از يك ساعت تأخير به نگارخانه آبان رسيد.
سميع آذر درحرف هاى خود ابتدا به زمينه هاى شكل گيرى اين هنر در اروپا پرداخت: «دراوايل دهه ۱۹۷۰ ميلادى، تمام توجه ها به فردگرايى معطوف شد. اين اتفاق درواقع واكنشى بود به تمام جمع گرايى هاى كلان پس از جنگ جهانى دوم كه فرديت را دراجتماع حل كرده بود.
اين ديدگاه هم دركشورهاى كاپيتاليستى و هم دركشورهاى سوسياليستى وجودداشت.
به همين دليل، جنبش روشنفكرى در تمام دنيا به دنبال فرديت ازدست رفته بود.
احياى اين فردگرايى درهنر، مستلزم پيداكردن شيوه هاى بيانى تازه اى بود.
براى مثال در دنياى موسيقى، گروههاى پاپ پديد آمدند كه نسبت به جامعه و سيستم سربه انقياد گذاشتند.
رئيس مركز هنرهاى تجسمى در سخنان خود چندمثال ازمعمارى كه رشته تخصصى خود اوست، ذكركرد و سپس به توليدات تازه كمپانى سونى درآن دوران يعنى واكمن و دوربين ويديويى پرداخت.
درهمين دوران و دراوايل دهه ،۱۹۷۰ كمپانى سونى وسيله بسيار جديدى را كه نقش عمده اى در فردگرايى داشت روانه بازاركرد كه همان واكمن بود. معنى استفاده از اين وسيله اين نبود كه مى توانيد موسيقى گوش دهيد؛ بلكه اين مفهوم را داشت كه فرداستفاده كننده از آن مى توانست نسبت به دنياى اطراف خود كرشود، همه چيز را به نوعى انكاركند و درخلوت خود غرق شود.
اما واكمن نتوانست به دنياى هنر واردشود و به عنوان يك مديوم جديد مورداستفاده قرارنگرفت.
توليدبعدى كمپانى سونى، ويديوهاى كوچك خانگى بود كه درواقع امكان ايجاد يك كارخانه توليد فيلم را دراختيار استفاده كنندگان از آن قرارمى داد.
ويديو پس از آنكه به عنوان يك وسيله جديد در دنياى هنر مورداستفاده قرارگرفت، توانست رشته هاى ديگر هنرى مانند موسيقى و تئاتر را نيز به خدمت بگيرد.
ساده ترين شكل ويديو آرت در ابتدا ساختن يك فيلم بود اما با پديدآمدن ويديو اينستاليشن ها، ديگر خود فيلم سوژه اصلى اين هنر محسوب نمى شد.
پس ازمدتى شيوه هاى ديگر ويديو آرت نيز به وجود آمد كه براساس ارتباط تعاملى با مخاطب استواربود. براى مثال سازندگان ويديو آرت براى نمايش آثار خود از چندپرده و چند تصوير استفاده مى كردند كه درنتيجه، مخاطب حق انتخاب ازميان آنها را پيدامى كرد.»
به غير از اين بحث ها كه معمولاً همه جا درباره ويديو آرت مطرح مى شود، بخش پايانى صحبت هاى سميع آذر جذاب تر از بقيه صحبت هاى او بود: «ويديو آرت چيزى بود براى نفى شىء بودن اثر هنرى؛ چرا كه شىء هنرى هرقدر متعهد باشد بازهم كالايى است فرهنگى در خدمت بورژوازى. ويديو آرت يك شىء نيست حتى اگر غيرقابل تكثير باشد.
درواقع ويديو آرت چيزى نيست جز پرفرمانس و هپنينگ كه بازهم در امتداد شخصى شدن هنر هنرمند است كه فكرمى كرد در نظام توتاليتر راه به موزه ها نمى برد؛ اما با اين شيوه، باور دردمندانه خود را به شكل قدرتمندى مى تواند ارائه كند.
ويديو آرت در مبارزه با آنچه در سيطره موزه دارها و گالرى دارها بود به شدت فداكارانه برخورد مى كند چرا كه قابل خريد وفروش نيست.»
مسؤولان برپايى اين هفته ويديو آرت كار خوبى كردند كه درطول پنج روز اين آثار را پشت سر هم نمايش دادند؛ چرا كه حتى ابرانسان نيچه هم تحمل ديدن همه اين آثار را پشت سرهم و دريك روز نداشت. آن هم آثارى كه هركدام از آنها مى توانستند حداكثر يك يا دو دقيقه باشد اما درحدود ۱۰ دقيقه با اعصاب مخاطب بازى مى كردند.
چت به سبك هنرى
دو روز قبل از عليرضا سميع آذر، احمدنادعليان درنگارخانه آبان درباره وب آرت صحبت كرد. ديگر از اين جالب تر نمى شد كه همزمان با صحبت هاى نادعليان و توضيحات او درباره فعاليت هايى كه درزمينه وب آرت انجام داده بود با يك وب كم از حاضران در برنامه و خود نادعليان تصاويرى برروى اينترنت قرارمى گرفت و درچت روم ها پخش مى شد.
مشخص نيست چرا كارشناسان آنقدر از چت كردن بدمى گويند و آن را اعتيادآور مى دانند. آن هم درحالى كه جذاب ترين بخش اين سخنرانى مربوط به همين چت كردن مى شد و حتى از صحبت هاى نادعليان هم جذاب تر بود. براى مثال به اين ديالوگ اينترنتى كه همزمان با صحبت هاى نادعليان برروى ديوار پشت سر او پخش مى شد توجه كنيد:
ـ الآن تو ايران هستى.
ـ آره. چه جالب.
ـ مواظب باش، ويديو آرته.
ـ راجع به چى صحبت مى كنيد؟
بنده خدايى كه مشغول چت كردن بود نمى توانست چيزى از صحبت ها بفهمد چون فقط تصاوير اين جلسه را مى توانست از طريق اينترنت دريافت كند.
نادعليان اول از همه راجع به همين هفته ويديو آرت صحبت كرد و گفت: «نمايش چند اثر ويديو آرت، پشت سرهم، معناى ويديو آرت را از بين مى برد. اين هنر بدون فضاى پيرامون آن بى معنا است و اينستاليشن هم بايد با آن همراه باشد. درواقع هنرمندانى كه خود را فيلمساز نمى دانستند به سراغ ويديو آرت رفتند و بايد به اين نكته توجه كرد كه ويديو آرتيست بودن، با هر فردى كه از ويديو در كارش استفاده مى كند، تفاوت دارد.»
بعد از آن، نادعليان به سراغ دلايل به وجود آمدن ويديو آرت رفت: «از دهه ۱۹۶۰ به بعد براى افراد، فقط اين مهم بود كه هنرمند باشند و براى آنها مهم نبود از چه ابزارى استفاده مى كنند. به همين دليل، هنرمندان از ويديو هم به عنوان يك امكان در هنرهاى تجسمى استفاده كردند. يكى ديگر از دلايل رشد ويديو آرت، نقش آن در ثبت هنرهاى ميرا است. در هنرهاى جديد اين توانايى را نداريم كه براى مثال با دى آرت يا پرفرمانس را ثبت كنيم درحالى كه ويديو اين امكان را دراختيار هنرمندان قرار مى دهد. اين هنر، بسيار سرپايى و كوتاه است و مانند يك چرخه تكرار مى شود. به همين دليل هيچ كس ويديو آرت را نمى برد در سالن سينما و در سئانس هاى مختلف نمايش دهد.»
هرچند اكثر آثارى كه در نگارخانه آبان به نمايش درآمدند از آن جنبه كوتاه و سرپايى بودن كه نادعليان صحبتش را مى كرد، برخوردار نبودند اما از نظر تكرار، همه هنرمندان تاريخ را روسفيد كردند. تكرار تصاوير آدم هاى خوش تيپى كه روى يك اسكله براى دوربين ادا درمى آوردند و يا بنده خدايى كه نزديك به ۱۰ دقيقه بافتنى مى بافت و در آخر همه بافته هايش را باز مى كرد آنقدر عميق بود كه حتى هر فرد هنرنشناسى را نيز در برابر اين تكرار به زانو درمى آورد.
ايده خوب، اجراى بد
كاميار فاروقى آخرين سخنران هفته ويديو آرت بود. اين جلسه از يك سخنرانى يك طرفه فاصله داشت و تقريباً به جلسه اى براى اظهارنظر افراد حاضر تبديل شد. فاروقى كه خود با يك اثر در اين هفته ويديو آرت شركت كرده بود، معتقد بود: «داشتن يك ايده خوب در ويديو آرت بسيار مهم است. به نظر من نوع ابزار در اين رشته نمى تواند بسيار مؤثر باشد؛ بلكه ديد حرفه اى سازنده حرف نخست را مى زند. اما بايد اين مسأله را نيز درنظر داشته باشيم كه يك ايده خوب با اجراى خوب بسيار تفاوت دارد. عده اى كه ايده هاى خوبى دارند، خودشان تصميم مى گيرند با يك هندى كم كار خود را بسازند. به همين دليل بسيارى از اين آثار حرفه اى نيستند. همانطور كه ايده خوب اهميت دارد، ديد حرفه اى سازنده اثر بسيار مؤثر است. اگر يك فيلمبردار، كمپوزيسيون و كادربندى را به درستى بشناسد مى تواند با يك هندى كم هم كار دوربين ۳۵ را انجام دهد. به همين دليل فكر مى كنم بيشتر آثارى كه در اين هفته ويديو آرت به نمايش درآمدند به دليل نوع دكوپاژ و محتوا به عنوان فيلم كوتاه طبقه بندى مى شوند؛ اما چند تا از آنها اگر خوب تدوين مى شدند، مى توانستند ويديو آرت باشند.»
نخستين هفته ويديو آرت نگارخانه آبان درحالى به پايان رسيد كه علاوه بر ضعف هاى بسيار در آثار ارائه شده، نحوه برگزارى آن نيز دچار مشكلاتى بود. هرچند در فضاهايى كه آثار ويديو آرت يا ويديو اينستاليشن به نمايش مى آيند هيچ محدوديتى در زمان رفت و آمد تماشاگران و يا چرخش آنها در نمايشگاه وجود ندارد اما صداى خاموش و روشن شدن موتور يك يخچال يا گريه يك كودك خردسال هم در آنها شنيده نمى شود.
باز كردن باب بحث
كتايون مقدم، مسؤول نگارخانه آبان درباره اهداف برگزارى هفته ويديو آرت در اين نگارخانه مى گويد: «هدف اصلى ما نمايش اين آثار نبود. ما مى خواستيم نمونه هايى از آثارى كه در اين رشته كار شده است و آنها را مى شناختيم، ارائه كنيم تا باب بحث جدى درباره اين رشته هنرى باز شود. به همين دليل نيز از بين آثارى كه به دستمان رسيد، انتخابى انجام نداديم و همه آثار را به نمايش گذاشتيم. فراخوانى نيز در نمايشگاه هنر جديد داديم تا افرادى كه ما نمى شناسيم و در اين رشته كار مى كنند، آثار خود را براى ما بياورند ولى هيچ فردى از طريق آن فراخوان به ما مراجعه نكرد.»
مقدم كه خود بر كيفيت آثار اين نمايشگاه انتقاد دارد معتقد است: «بحث هاى فراوانى درباره اينكه كدام يك از اين آثار به معناى حقيقى ويديو آرت است، وجود دارد. افرادى نيز كه به عنوان سخنران در اين برنامه حاضر شدند، ديدگاه هاى مختلف خود را درباره اين هنر مطرح كردند. اما همانطور كه پيش از اين گفتم، منظور ما از برپايى اين برنامه، فراهم كردن امكانى براى مطالعه دقيق اين رشته هنرى و انجام كارهاى حرفه اى تر در اين عرصه بود.»
مقدم كه برپايى دومين هفته ويديو آرت را در دى ماه امسال در برنامه نگارخانه خود گنجانده، اميدوار است بتواند با جذب سرمايه و پيدا كردن اسپانسر، امكان اجراى ويديو اينستاليشن را در نگارخانه خود فراهم كند.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   | 
|   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |