|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
نگاه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نوازنده برجسته دو تار:
|
|
|
|
خسرو سينايى:
|
|
|
|
|
|
مدير تالار وحدت دعوت كرد
|
|
|
|
|
|
امروز با
|
|
|
|
• تعدادى از اجساد كه داراى سوختگى كامل هستند با رسيدن تيم اعزامى از تهران شناسايى خواهند شد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
دولت لايحه اصلاحيه قانون بيمه شخص ثالث را تصويب كرد
گروه اقتصادى: دولت لايحه اصلاحيه قانون بيمه شخص ثالث را تصويب كرد. اين لايحه به زودى به مجلس شوراى اسلامى ارائه مى شود. به گزارش روابط عمومى بيمه مركزى ايران در قانون فعلى بيمه شخص ثالث، خسارت وارده به رانندگان فاقد گواهينامه رانندگى ولو اينكه هيچگونه تقصيرى در وقوع حادثه نداشته باشند، تحت پوشش بيمه قرارندارد كه در لايحه اصلاحيه اين قانون، اين استثنا حذف شده است. عبدالناصر همتى رئيس كل بيمه مركزى ايران ضمن بيان اين مطلب افزود: در قانون فعلى بيمه شخص ثالث علاوه بر راننده وسيله نقليه مشمول حادثه، بيمه گذار، همسر، فرزندان، پدر و مادر و اجداد تحت تكفل بيمه گذار و همچنين كاركنان بيمه گذار مسؤول حادثه تحت پوشش بيمه قرارندارند كه در لايحه اصلاحى پيشنهادى، اين موارد صرفاً محدود به راننده وسيله نقليه مشمول حادثه شده است. وى اظهار داشت: بيمه مركزى ايران براساس مطالعات تطبيقى در كشورهاى مختلف و نيز در جهت به روز كردن قانون بيمه شخص ثالث از مدتها پيش با كسب نظر شركت هاى بيمه و بيمه گذاران و صاحبنظران، اصلاح قانون فعلى شخص ثالث را در دستور كار خود قرارداد كه نهايتاً جهت طرح در مجلس به صورت لايحه چهارشنبه گذشته در دولت به تصويب رسيد.
|
|
|
|
|
يادداشت
هيولايى، درون سينما
در ميان هزاران خبرى كه هر روز بر روى خروجى خبرگزارى هاى اينترنتى و غيره منتشر مى شود، معمولاً خبرهايى يافت مى شود كه استخوان سوز است و برخوردبا آن به مثابه يك خبر چنان سخت و پيچيده است كه نمى توان در دو خط توضيح داد. سينماى ايران درگير بازى جيم سازان شده است. جيم سازان در حاشيه حساسيت نهادهاى مسؤول با فيلم هاى متفاوت به توليد انبوه مى پردازند و اينگونه سينماى چشم و ابرو مثل قارچ رشد مى كند. فيلمسازى ۱۲ فيلم جيم مى سازد و مطبوعات سينمايى او را نمى شناسند و بازيگرى چهره شهر است و كسى او را به جا نمى آورد اما واقعيت اين است كه چنين پديده اى فقط در شرايط كشور ما امكان دارد. واقعيت تلخ اين است كه نگاه مميزانه كه كسى از لزوم وجود آن طفره نمى رود درگير چند اسم و چند سوژه مى شود و در اين ميان نسل قابل احترام و استخوان خردكرده سينما حذف مى شود. گردونه سينماى ايران بدون سينايى هم خواهد چرخيد. اما نمى تواند خاطره تلخ فرياد «يارى» او را بشنود و چيزى نگويد! سكوت معنادار «سينما» فعلاً در اين مقطع بى معنى است چرا كه بى حرمتى به سينماگرى چون سينايى فردا گريبانگير بسيارى خواهد شد كه امروز خود را در حاشيه امن احساس مى كنند…
|
|
|
|
|
نگاه
مايكل مور هم مثل بوش
شايد اين ضرب المثل قديمى را شنيده باشيد كه برخى ها از آب گل آلود ماهى مى گيرند و شايد هيچ مثالى به اندازه فيلم «فارنهايت ۹/۱۱» مايكل مور تداعى گر اين جمله نباشد. اين فيلم ضد بوش از فاكتور «اطلاع رسانى» در شرايطى كه همه افكار عمومى متوجه بوش و سياستهاى او شده است به نفع خود استفاده كرده است. اما تبليغاتى كه اين فيلم اين روزها با بردن نخل طلا و مصاحبه هاى مختلف با مور انجام مى دهد اين فاكتور را تحت الشعاع خود قرار داده است تا جايى كه فيلم مور از سوى برخى منتقدين به تصوير كشيدن بديهياتى در مورد بوش و بن لادن توصيف شده. مور در مصاحبه اى با سى ان ان گفته بود كه دولت بوش در دستگيرى بن لادن پس از يازده سپتامبر همت چندانى به خرج نداد و در عوض تمام توجه خود را معطوف جنگ با عراق كرد. مور همچنين افزود كه دولت آمريكا تنها يازده هزار سرباز را براى دستگيرى بن لادن عازم افغانستان كرد در حالى كه تعداد نيروهاى پليس منهتن از اين رقم نيز بيشتر است. و مور همه اين جملات را در شرايطى به زبان رانده است كه كاخ سفيد براى فيلم مايكل مور حتى پشيزى هم قائل نيست كه بخواهد آن را قابل بحث بشمارد. اين كنش ها و واكنش هاى حاشيه اى با جنبه تبليغاتى حداقل تا پايان اكران رسمى اين فيلم فروش آن را تضمين خواهند كرد چرا كه فيلم مايكل مور براى مردم حكم همان بازى موش و گربه را دارد كه البته اين گربه زرنگ در طول همه اين سالها آن شم سينمايى قوى خود را داشته. در شرايطى كه كشتار دسته جمعى دانش آموزان در مدرسه كلمباين تيتر بسيارى از محافل مطبوعاتى شده بود مايكل مور به سراغ فرهنگ اسلحه پرورى در آمريكا مى رود و در سالى كه جورج بوش و جنگ او با عراق واكنش هاى متفاوتى را برانگيخته است، پروژه بعدى فيلمسازى او به انعكاس اين واكنشها و اهداف پنهانى بوش از راه اندازى اين جنگ پرداخته است. مستندسازى به نام مور با مجموعه اى از تبليغات و جنجال آفرينى هاى حاشيه اى به سراغ سوژه اى مى رود كه مردم آن را بدون هيچ گونه هضم محتوايى مى بلعند و ديدن آن را اداى دين به وجدان معذب خود ـ بخاطر جنگ عراق، به خاطر انتخاب جورج بوش و... ـ مى دانند. فارنهايت ۹/۱۱ قرص آرام بخشى است كه به مردم آمريكا تجويز شده و پشت اين نسخه تبليغاتى انجام گرفته كه تماشاگر عادى را راضى نگاه مى دارد. اگر نقد مثبتى بر فيلم وارد باشد همچون برخى صحنه هاى تكان دهنده آن كه قطعاً هر تماشاگرى را متأثر مى كند قابل تأمل است و اگر فيلم بخاطر به تصوير كشيدن پاره اى از موضوعات بديهى همچون سستى و سهل انگارى جورج بوش در يافتن بن لادن بى ارزش تلقى شود باز هم بايد فارغ از هرگونه پيش داورى و تبليغات به كالبد شكافى آن پرداخت. بنابراين توصيه مى كنيم كه اگر زمانى به سراغ «فارنهايت ۹/۱۱» رفتيد نه به قصد توبيخ جورج بوش و نه به قصد توجيه واقعيات بلكه صرفاً براى ديدن يك فيلم به تماشاى آن بنشينيد. فيلمى كه اگر چه منتقدان را سر درگم كرده اما نظر مساعد كن را به دست آورده است و شايد با حذف آن فاكتور تبليغاتى نظر مساعد شما را هم به دست آورد.
|
|
|
|
|
پاراجانف هم آرزوى فيلم ساختن در ايران را داشت
«هشتادمين سالروز تولد سرگئى پاراجانف همزمان با ساير كشورهاى دنيا در بنياد آفرينشهاى هنرى نياوران گرامى داشته شد.» يروان قازانچيان رئيس انجمن تئاتر و مدير دانشكده سينماتئاتر ارمنستان، پنجشنبه در مراسم گشايش اين برنامه «پاراجانف » را يك هنرمند شاخص رؤياپرداز خواند و درباره اش گفت: او يك شاعر، نقاش، آهنگساز و فيلمساز بزرگى بود. «ويگن برخورداريان»، معاون موزه پاراجانف نيز طى سخنانى در اين مراسم اعلام كرد: شب هشتادمين سالروز تولد پاراجانف در روسيه، آمريكا، ارمنستان و بسيارى از كشورهاى دنيا گرامى داشته شده است. برخورداريان خاطرنشان كرد: پاراجانف رؤياهاى فراوانى داشت كه يكى از آنها ساختن فيلمى در ايران بود كه فرصتش را نيافت.
|
|
|
|
|
نمايش پرافتخارترين فيلم تاريخ سينماى مستند هلند
عصر فردا و طى مراسمى در خانه هنرمندان، «چشم انداز سينماى مستند هلند» رسماً آغاز به كار خواهد كرد. به گزارش روابط عمومى مركز گسترش سينماى مستند و تجربى، در مراسم افتتاحيه كه ساعت ۱۸ فردا با حضور مسؤولان، هنرمندان، ميهمانان خارجى، نمايندگان رسانه هاى گروهى در سالن نمايش خانه هنرمندان برگزار خواهد شد. پس از سخنرانى «لوئى فان خاسترن» مستندساز سرشناس هلندى، فيلم هاى مستند «شيشه» ساخته «برت هانسترا» (پرافتخارترين فيلم تاريخ سينما با كسب بيش از ۷۵ جايزه بين المللى) و «يكه و تنها؛ قانون زاغه نشين» ساخته «ژوس دوپاتر» به نمايش درخواهد آمد. گفتنى است كه «چشم انداز سينماى مستند هلند» به همت «مركز گسترش سينماى مستند و تجربى» و «انجمن سينماى جوانان ايران» و با مشاركت شبكه ۴ سيما، هواپيمايى «هما»، خانه هنرمندان، از ۸ تا ۱۱ تيرماه، در «سينما فلسطين» و «خانه هنرمندان» برگزار خواهد شد. همزمان، كتاب چشم انداز سينماى مستند هلند نيز به همت «دكتر احمد ضابطى جهرمى» مدرس دانشگاه، مستندساز و كارشناس مطرح سينماى هلند، منتشر و در دسترس عموم علاقه مندان قرار خواهد گرفت.
|
|
|
|
|
پنجاه فيلم ايرانى در بارسلونا به نمايش درآمد
پنجاه فيلم ايرانى، از تاريخ ۱۹ تا ۲۹آوريل در مركز فرهنگى، هنرى c.c.c.b شهر بارسلونا، به نمايش درآمد. نظام منوچهرى، سينماگر ايرانى كه مديريت جمع آورى و انتخاب اين فيلمها را در مجموعه اى تحت عنوان «فيلمهاى ايرانى پرواز مى كنند» به عهده داشته است در گفت وگو با ايسنا اين مجموعه را در قالب ده برنامه شامل فيلمهاى كوتاه و بلند سينمايى عنوان كرد كه در برنامه اى به نام «زير پوست ايران» در مركزفرهنگى ـ هنرى شهر بارسلونا، به نمايش درآمده اند. وى افزود: اين برنامه ها، براساس موضوعات فيلمها شكل گرفته و با استقبال مردم و مطبوعات اسپانيا روبرو شده اند. بازيگر فيلم ايستگاه متروك در ادامه گفت: اين فيلمها مانند قاليچه هاى پرنده اى هستند كه فرهنگ وهنر ايران را به سراسر جهان عرضه مى كنند و براى من، صداقت، مهمترين شاخص در بيان انديشه هاى فيلمساز است. منوچهرى كه چندماه را، به جمع آورى و انتخاب فيلمهاى كوتاه و بلند سينمايى اختصاص داده است در پايان به قسمتهايى از مقاله به نام «هنر ايران آينه و انعكاس» اشاره كرد و گفت: اين مقاله به قلم ويدال اوليوارس نويسنده ال كالتورال كل مجموعه حاوى تازگى و سرزندگى شاعرانه اى است كه در ميان آنها فيلمها پويايى خاصى را دارا هستند. لازم به ذكر است اين مجموعه براساس فيلمهاى بلند سينمايى و فيلمهاى كوتاه مستند، مستند تجربى و داستانى در محدوده زمانى ۵ تا ۳۵ دقيقه شكل گرفته كه براى اولين بار در اسپانيا به نمايش درآمده است و نامهايى چون عباس كيارستمى، بهمن فرمان آرا، فريدون رهنما، محسن مخملباف و فيلمسازان جوانترى چون عليرضا رئيسيان، ناصر رفائى، عليرضا امينى و دهها فيلمساز فيلمهاى كوتاه ديده مى شود.
|
|
|
|
|
نوازنده برجسته دو تار:
مقام هاى موسيقى خراسان در معرض آسيب است
عثمان محمدپرست دوتارنواز برجسته جنوب خراسان از مسؤولان فرهنگى خواست پيش از آنكه دير شود نسبت به ضبط و ثبت مقام هاى موسيقى در خراسان اقدام كنند. وى در گفت وگو با ايسنا ضمن اشاره به اينكه به جاى ضبط و ثبت آثار خود مشغول كار كشاورزى آن هم براى گذران زندگى است، گفت: موسيقى نواحى خراسان به طور جدى در معرض آسيب قرار گرفته است. اين نوازنده با تأكيد بر وظيفه دولت و نهادهاى فرهنگى نسبت به ضبط و ثبت مقام هاى موسيقى افزود: هر چند جسته و گريخته در اين راه كارهايى انجام شده است اما اين كارها با گستره موسيقى مقامى خراسان قابل قياس نيست. محمدپرست در ادامه تصريح كرد: از آنجايى كه بناى موسيقى مقامى مبتنى بر بداهه نوازى است، امكان آسيب ديدگى آن بيشتر مى شود به ويژه كه از آموزش اصولى نيز خبرى نيست.
|
|
|
|
|
خسرو سينايى:
حتى نمى خواهم درباره سينما حرف بزنم!
|
|
|
خسرو سينايى بار ديگر به عملكردهاى مسؤولين سينمايى اعتراض كرد. او كه پس از نمايش ناقص فيلم عروس آتش از تلويزيون به شدت نسبت به اين اقدام تلويزيون اعتراض كرد و حتى تهديد به كناره گيرى از سينما نموده و تا امروز به اين تهديد خود پايبند است. او مجدداً در گفت وگو با ايسنا گفت: «من ۳۷سال براى اين سينما زحمت كشيده ام و عاقبتم اين شد و هيچكس يك كلمه هم در اعتراض به زبان نياورد. البته من از بدنه سينما دلخور نيستم. من گفته ام اين سينما به من نيازى ندارد و من هم به اين سينما نيازى ندارم. من خانه مى نشينم كتاب ترجمه مى كنم، تدريس مى كنم و زندگى ام را مى گذرانم. اگر خواستم بعضى وقتها براى دلم فيلم مستند مى سازم. سينايى افزود: من سينما را دوست داشته و هميشه هم دوست دارم و كار خودم را مى كنم ولى به اين نتيجه رسيده ام كه رابطه من با سينما مثل آب و روغن است و همديگر را دفع مى كنيم. من براى شما نمونه اى مى آورم. فيلم زنده باد را در آغاز انقلاب ساختيم براى اين كه سينماى مستقل ومعتبرى داشته باشيم. زنده باد اولين فيلم (بعد از انقلاب) بود كه در يك جشنواره الف بين المللى يعنى جشنواره كارلووى وارى در سال ۱۹۸۰ جايزه گرفت. شما اصلاً كجا اسم اين فيلم را مى بينيد؟ همين فيلم را كه خواستند در ايران نمايش دهند رئيس سنديكاى سينماداران آمدو گفت: گفتند سر در سينماها، صور قبيحه است و حق نداريد سردر بزنيد؟ در تلويزيون آن زمان و روزنامه ها نمى شد تبليغ كرد . فيلم زنده باد در شرايطى روى پرده رفت كه سردر سينمايى نداشتيم. البته سر در سينما را با هزار بدبختى پول جمع كرده و آن را چاپ كرده بوديم و فقط يك دست خونى بود بر ديوار و يك سرى سايه اى كه مشت كردند . فيلم زنده باد در اين شرايط بر روى پرده آمد. بعد از چهار روز كه مردم حتى در جنوب تهران در وسط فيلم، دست مى زدند فيلم را برداشتند و بعد توقيف شد و بعد همه سينماها سر در زدند! من با سينماى ايران ديگر كارى ندارم. اصلاً نه با خانه سينما، سينما وتمامى اين ماجراها كارى ندارم. من اصلاً نمى خواهم راجع به سينما حرف بزنم! خسرو سينايى، فيلمساز پيشكسوت سينماى ايران، درباره عملكرد هيأت مديره خانه سينما و ابوالحسن داوودى رئيس هيأت مديره، همزمان با انتخابات جديد در خانه سينما به خبرنگار هنرى ايسنا گفت: من با سينماى ايران ديگر كارى ندارم. > مديرعامل مركز گسترش سينماى مستند وتجربى، نسبت به اظهارات خسروسينايى درباره كناره گيرى از سينما واكنش نشان دادو برخورد ورفتار صورت گرفته با فيلمسازى چون سينايى را در شأن جامعه اسلامى ايران ندانست. محمدآفريده درگفت وگو با ايسنا با اظهار نگرانى از دل آزردگى خسرو سينايى گفت: به عنوان يك مقام مسؤول ويك مسلمان ازاين آزردگى و دلخورى سينايى بسيار ناراحت وآزرده هستم واز سوى همه عذرخواهى خود را از برخوردى كه با اثر ايشان صورت گرفته اعلام مى كنم. سرپرست انجمن سينماى جوانان گفت: شخصاً اينگونه برخوردها با فيلمسازان فرهيخته اى چون سينايى را زيبنده نمى دانم وبا شناخت نزديكى كه از مسؤولان سينما وسيما دارم مى دانم كه آنها ازاين مسأله راضى نبودند و درجهت رفع اين سوءتفاهم اقدام مى كنند ومطمئن هستم كه ديگر اينگونه موارد تكرار نمى شود. وى افزود: سينماگران فرهيخته اى چون آقاى سينايى، هنرمندان ممتازى هستند كه براى توليد آثار خود سالها زحمت كشيده و تحقيق كرده اند مخصوصاً در آثار مستند كه زحمت طاقت فرسايى صرف پژوهش وتحقيق مى شود. وى تأكيد كرد : خسرو سينايى از فيلمسازان مطرح سينماى ايران است كه هم توانسته آثارى متفاوت ومتفكرانه توليد كند وهم مخاطب فرهيخته خود را داشته باشد. حتى بى تفاوت به جشنواره هاى خارجى بوده وبه فكر فرهنگ ايران بوده است. آفريده پخش فيلم «عروس آتش» از شبكه پنج سيما را در ايام عيد نادرست عنوان كرد وگفت: اين فيلم بايد در برنامه هايى چون سينما يك يا سينما چهار به نمايش درآمده وبا تجزيه وتحليل ونقد كارشناسانه منتقدان همراه شود. وى با اشاره به حديثى از حضرت على (ع) تأكيد كرد: بى تفاوتى نسبت به آزردگى يك فرد هنرمند در جامعه اسلامى، قابل تحمل نيست.
|
|
|
|
|
همه گلايه هاى پروانه معصومى
«اين خط رو بگير و بيا» معصومانه و با نگاهى كنجكاو دنبال اين خط از سال ۱۳۵۱ آمد وآمد تا به امروز رسيد. از رگبار (بهرام بيضايى) تا مجموعه هاى تلويزيونى امروز. آنچه اما پروانه معصومى را به ياد مى آورد همان نگاه معصوم است. اما اين بار معصومى كمى بر آشفته سخن گفت. معصومى به ايسنا گفت: «مگر من بازيگر اين مملكت نيستم؟ مگر من از سال ۵۱ به طور مداوم در سينماى ايران حضور ندارم؟ پس چرا نبايد باشم؟ چرا من در يك محل صنفى مثل خانه سينما هيچ جايگاهى ندارم.» او كه اين روزها در يكى از شهرهاى شمالى كشور روزگار مى گذراند از هيأت مديره خانه سينما گله مند است:« من تا دو سال گذشته كه از سوى آقاى جعفرى جوزانى براى هيأت داوران خانه سينما دعوت شدم،
خانه سينما را بلد نبودم، اكنون هم علاوه بر اينكه عضو انجمن بازيگران نيستم، هيچ ارتباطى هم با آنجا ندارم.» معصومى را كه در آثارى چون كلاغ ، بى تا، گل هاى داودى و ناصرالدين شاه آكتورسينما، ديده ايم در ادامه افزود: «من جزو هيأت مؤسس خانه سينما بودم كه بعداً به دلايلى بيرون آمدم اما وقتى هم كه خانه سينما افتتاح شد من را دعوت نكردند آنها از من مى خواستند كه صلاحيت هنرمندان ديگر را تأييد كنم. ولى من در اين جايگاه نبودم». معصومى مدت هاست كه درعرصه سينما فعاليت ندارد و بيشتر مورد توجه سازندگان سريالهاى تلويزيونى قرارگرفته است.
|
|
|
|
|
مدير تالار وحدت دعوت كرد
بزرگان تئاتر به تالار وحدت بيايند
گروه فرهنگ و هنر ـ هيچ كارگردانى درخواستى براى اجراى نمايش در تالار وحدت به بنياد رودكى يا تالار نداده است. على آيينه ساز مدير تالار وحدت كه در جمع خبرنگاران سخن مى گفت در پاسخ به اين سؤال كه در تالار وحدت هر سال ۴نمايش به روى صحنه مى رود و بزرگان عرصه تئاتر سهم كمى در اين آمار دارند، گفت: تالار يك مركز كاملاً اجرايى است و مركز هنرهاى نمايشى متولى تئاتر كشور است با اين حال تاكنون از كارگردانان مطرح تئاتر كشور هيچ درخواستى براى اجراى نمايش در تالار وحدت ارائه نشده است. وى ادامه داد كه با فعاليت گروه تخصصى نمايش در بنياد رودكى اين مركز فرهنگى هنرى پذيراى درخواست همكارى با كارگردانان بزرگ تئاتر است. آيينه ساز با اشاره به اينكه نمايش رابعه از ابتداى سال در تالار وحدت به روى صحنه رفته است گفت: در فصل پاييز نمايش «نوبت ديوانگى» به كارگردانى هادى مرزبان اجرا خواهد شد و بعد از اين نمايش هنوز براى اجراى دونمايش ديگر تصميم گرفته نشده است. مدير تالار وحدت در ادامه از اجراى ۳۱۹برنامه تا بهمن ماه در اين تالار بزرگ خبر داد. وى گفت: ۱۲گروه كلاسيك با ۷۶اجرا، ۱۱گروه موسيقى سنتى با ۲۵اجرا، ۷گروه نواحى با ۱۴اجرا برنامه هاى سالانه موسيقى تالار خواهند بود. در ميان اين برنامه ها اسامى موزيسين هايى همچون همايون خرم، سيمين غانم و عليرضا مشايخى ديده مى شود. مدير تالار وحدت با اشاره به اينكه خصوصى شدن يكى از اهداف فعاليت تالار وحدت است گفت: دولت مستقيم به بنياد رودكى كمك نمى كند و بودجه ناچيزى را در اختياراين مركز قرار مى دهد. اين پشتيبانى تا چندسال ادامه خواهد داشت تا اينكه تالار به خودكفايى دست يابد. وى برگزارى ۱۶همايش را در تالار وحدت يكى از همكاريهاى دولتى برشمرد و گفت: ۵۷برنامه جشنواره اى همچون جشنواره گل ياس، اهداى كتاب سال، جشنواره عروسكى تهران و جشنواره تئاتر و موسيقى كشور تا بهمن ماه در تالار برگزار مى شود. آيينه ساز در پاسخ به اين سؤال كه پس از گذشت ۸ماه از فعاليت بنياد رودكى و تالار وحدت به عنوان مهمترين تالار اين مركز فرهنگى هنرى آيا بنياد برنامه اى براى اجراى كنسرتهاى پاپ دارد يا نه گفت: با اجراى اين كنسرتها تالار وحدت به عنوان تالار ملى كشور مورد سؤال دوسويه قرار مى گيرد و تصميم بنياد براى اجراى موسيقى پاپ در تالار وحدت اجراى برنامه هايى همچون محمد نورى است و اين شاخصه موسيقى پاپ در اين مركز خواهد بود. وى در پايان از كاهش قيمت بليت ها براى جذب مخاطب بيشتر به تالار وحدت در آينده نزديك خبر داد.
|
|
|
|
|
با تو مى گويم
روى زمين چيزى گرانبهاتر از انسان و در انسان چيزى گرانبهاتر از انديشه وى نيست. ويليام هميلتون
|
|
|
|
|
امروز با
محسن ميرزايى
گروه فرهنگ و هنر ـ ساير محمدى: اخيراً كتابى در دو جلد تأليف و منتشركرده ايد به نام «تاريخچه بريگاد و ديويزيون قزاق» يا از كلنل دومانتويچ تاميرپنج رضاخان سوادكوهى، اول بفرماييد، دومانتويچ كى بود؟ \ دومانتويچ سرهنگ ستاد ارتش قفقاز بود. يعنى هميشه امپراتوران روسيه يكى از برادرانشان را به قفقاز مى فرستادند و تمام امور قفقاز و ايران به عهده وى بود. يعنى مسائل ايران هرچه بود در تفليس مى بايد حل و فصل مى شد. وقتى برادر شاه درآنجا مقيم مى شد يعنى نايب السلطنه بود. نايب السلطنه هم براى خودش ستاد خاصى داشت و كلنل دومانتويچ هم افسر ستاد نايب السلطنه در قفقاز بود. > انگيزه شما از نوشتن اين كتاب چه بود؟ و چه مدت طول كشيد تا تاريخ آن دوره را بنويسيد؟ \ درخانواده ما مقدارى اسناد از آن دوران مانده بود و يكى از خويشان ما در دوره قاجار وزيرلشگر بود. يعنى رئيس دارايى كل ارتش بود. اين اسناد از اسناد باقيمانده از وزير لشگر است. درمورد قزاق هم بايد گفت كه منظم ترين بخش ازارتش ايران بود و تحت فرماندهى افسران روسى باعضويت مهاجران. مهاجران بعد از جنگ هاى ايران و روس درزمان فتحعلى شاه نخواستند تحت حكومت غيرايرانى قراربگيرند و به داخل ايران كوچيدند. براى عباس ميرزا درجنگ ها جانفشانى ها كردند و متقابلاً اين گروه نزد پادشاهان قاجار خيلى عزيز بودند و صاحب ملك و املاك فراوان شدند و زندگى مرفهى داشتند. ناصرالدين شاه به اين فكر افتاد كه چون اين عده سابقه نظامى گرى دارند آنها را دور هم جمع كند ودر نتيجه مهاجران ايرانى را كه وطن دوست ترين وبهترين مردمان زمان خود بودند وبسيار متدين بودند تحت فرماندهى افسران قزاق روسى قرار دهد وبريگاد سواره قزاق تشكيل شود. > اين كتاب كدام گوشه از تاريخ معاصر ايران را براى محققان ومورخان روشن مى كند؟ \ اين كتاب روشنگر بسيارى از زواياى تاريخ ايران در نيمه اول قرن بيستم است . ما در كل اطلاعاتى كه راجع به قزاق ها داريم از ده ـ بيست صفحه در تاريخ ايران تجاوز نمى كند. اين كتاب، تنها كتابى است كه حدود يكصد وچند سند به همراه صدها قطعه عكس منتشرنشده دست اول را براى اولين بار در اختيار محققين قرار مى دهد و براى پژوهشگران مى تواند منبعى باشد كه تاريخ آن دوره را بازخوانى كنند. تاكنون تحقيق وسيعى دراين مورد وجود نداشته است. >در جلد دوم كتاب سندى آمده كه ديدگاههاى ملك الشعراى بهار در مورد رضاخان ميرپنج را نشان مى دهد. اين اسناد آيا تا حالا چاپ نشده بود؟ \ آنچه راجع به رضاخان ميرپنج دراين كتاب آمده، جز يك سرى موارد خاص كه مصاحبه من با مرحوم سرلشگر شقاقى است بقيه قبلاً چاپ شده بود. آنچه مربوط به ديدگاه بهار مى شود قبلاً هم چاپ شده بود وجزو اسناد بازيافته امروز نيست. راجع به رضاخان يك مسأله مهم ديگر هم هست كه مربوط به سن وسال او مى شود من طى مصاحبه اى كه با مرحوم سرلشگر شفاعى داشتم، به اين نكته پى بردم. شفاعى زمانى كه رضاخان سرهنگ بود، آجودان او محسوب مى شد ـ رضاخان در دوره جنگ جهانى اول زمانى كه مى خواست ترفيع بگيرد مى بايست يك بيوگرافى از خودش مى داد كه مرحوم شفاعى مأمور شد كه بيوگرافى رضاخان را بنويسد و در آنجا معلوم مى شود كه رضاخان از زمان دومانتويچ در قزاقخانه بوده است. در حالى كه در اسناد ديگر غير از اين است. تفاوت زمانى اين مسأله ده ـ دوازده سال مى شود كه سن اعلام شده رضاشاه را بيشتر نشان مى دهد و تنها انگليسيها سن واقعى اش را مى دانستند. > در فصلى از كتاب به اين موضوع مى پردازيد كه شاه خود را مديون آيرم مى دانست. چرا؟ \ دليلش اين است كه آيرم فرمانده اش به حساب مى آمد. آيرم رئيس ستاد قزاقخانه بود. رضاشاه هم يك سرهنگ بود. آيرم افسرى تحصيلكرده و رئيس ستاد قزاقخانه بود. از طرف ديگر قوم و خويش زنش هم محسوب مى شد. در مورد تاج الملوك هم بايد گفت كه رضاشاه او را به اصرار گرفت پدرزنش از قزاقان معتبر بود و نمى خواستند به رضاشاه دختر بدهند. در قزاقخانه دو دسته افراد بودند، عده اى تبار قفقازى داشتند و عده اى تبار ايرانى. آنها كه تبار قفقازى داشتند دست به سياه و سفيد نمى زدند. فقط كار فرماندهى و تعليم سواركارى و جنگ را متقبل مى شدند و پاك كردن طويله اسبها و كارهاى پست را به سايرين محول مى كردند. آيرم هم تبار قفقازى داشت و به رضاشاه خيلى كمك كرد.
|
|
|
|
|
جزئيات حادثه دلخراش نصرت آباد از زبان مسؤولان و شاهدان عينى
• تعدادى از اجساد كه داراى سوختگى كامل هستند با رسيدن تيم اعزامى از تهران شناسايى خواهند شد
گروه حوادث ـ دلايل و چگونگى وقوع حادثه دلخراش جاده «نصرت آباد» كه در آن ۷۱ نفر كشته و ۱۰۷ نفر زخمى شده اند از سوى پليس راهنمايى و رانندگى اعلام شد. سردار انصارى ـ معاون راهنمايى و رانندگى ناجا ـ سرعت غير مجاز و عدم توانايى راننده تانكر سوخت در كنترل وسيله نقليه راعامل اصلى دانست و گفت: اين تريلر ۱۸ چرخ حامل ۱۸ هزار ليتر بنزين بود كه در ۱۱۰ كيلومترى جاده بم ـ زاهدان به علت سرعت زياد و عدم توجه به جلو، ابتدا با يك دستگاه تريلر حامل گازوئيل برخورد كرد و به علت شدت برخورد تانكر سوخت از تريلر جدا شده و با اتوبوسى كه در سمت چپ توقف كرده بود، برخورد مى كند. شدت برخورد باعث انفجار مى شود و اين آغاز حادثه دلخراش بوده است و به زودى اظهار نظر فنى و قطعى اعلام خواهد شد. وى با اشاره به اينكه پخش شدن گازوئيل در محل عامل تشديد كننده اين حادثه بوده است گفت: شعله هاى آتش تا شعاع ۵۰ مترى وسعت داشت و باعث سوختن ۱۲ وسيله نقليه ـ ۶ اتوبوس دو كاميون و دو تانكر و ۲ خودروى سوارى وانت شده است. سردار انصارى در باره علت تجمع وسايل نقليه در محل مذكور افزود: نصرت آباد مكانى در ميان بم و زاهدان است و خروجى استان سيستان و بلوچستان به كرمان محسوب مى شود. براساس مصوبه شوراى امنيت اين محل تحت پوشش نيروى انتظامى قرار دارد و محل كنترل و مبارزه با قاچاق مواد مخدر به حساب مى آيد. به دليل امنيت اين محل مردم نيز براى استراحت حين مسافرت در پاركينگى كه در همين مكان وجود دارد توقف و استراحت مى كنند كه متأسفانه چند اتومبيل نيز در محل اين پاركينگ صدمه ديده اند. قاضى پرونده حادثه نيز گفت: به زودى اجساد ناشناخته به وسيله تيم اعزامى از تهران و با انجام آزمايش DNA شناسايى مى شوند. رضا دردى زاده به ايسنا، گفت: تعدادى از اجساد كه داراى سوختگى كامل هستند با رسيدن تيم اعزامى از تهران شناسايى خواهند شد. وى تصريح كرد: ۸۰ درصد از قربانيان به طور كامل سوخته و مابقى سوختگى نسبى دارند. قاضى دردى زاده خاطرنشان كرد: اولياى دم مى توانند با ارائه مدارك قانونى و طرح شكايت به پاسگاه انتظامى نصرت آباد، حق و حقوق جان باختگان اين حادثه را پيگيرى كنند. همچنين فرماندار زاهدان ، افزود: از آن جايى كه اكثر كشته شدگان قابل شناسايى نيستند، براى تحويل آنها به خانواده هايشان اقداماتى نظير شناسايى جنسيت و سن جان باختگان و تطبيق آنها با مشخصات اعلام شده از سوى پايانه انجام مى شود. مدير كل سازمان پزشكى قانونى استان سيستان و بلوچستان نيز گفت: در زمان حاضر ۷۱ جسد از حادثه پنجشنبه شب در مركز پزشك قانونى زاهدان وجود دارد كه متخصصان در حال بررسى و شناسايى اين اجساد هستند. دكتر «عليرضا منصورى» اضافه كرد: برخى از اجساد بر اثر سوختگى كامل از بين رفته و تنها مقدارى از استخوانهاى آنها باقى مانده كه كارشناسان اين مركز از روى بقاياى اين اجساد جنسيت، سن و غيره را شناسايى خواهند كرد. \ از زبان يك نجات يافته مهندس هنگامه شهركى يكى از نجات يافتگان حادثه تصادف محور زاهدان ـ بم در مورد چگونگى حادثه به خبرنگار ما گفت: ساعت يك ربع به ۱۱ بود. بازرسى از اتوبوس ما تمام شده بود. در حدود ۱۰ اتوبوس و تريلى و تانكر سمت ما و ۱۲ اتوبوس و تانكر در سمت ديگر جاده ـ كرمان به زاهدان ـ توقف كرده بودند. در يك لحظه همين طور كه به جاده نگاه مى كردم، متوجه آتش و اشتعال شدم. در حاليكه هيچ صداى برخورد و تصادفى نبود. وى گفت: چند اتوبوس يك در داشتند و چون جمعيت نمى توانستند خارج شوند در آتش كه به سرعت اتوبوس ها را فرا مى گرفت مى سوختند. به سرعت از اتوبوس بيرون آمدم. چند مأمور ما را به طرف خاكريز هاى نزديك پايگاه شهيد صدوقى هدايت كردند. خطر انفجار بنزين و مهمات موجود در پايگاه بود. در حالى كه به طرف خاكريز ها مى دويدم صداى انفجارها بلند شد. عده اى در حاليكه آتش گرفته بودند مى دويدند. وزش باد باعث مى شد تا شعله آتش بيشتر شود. عده اى از مردم باحالت نيمه سوخته خود را روى خاكها مى انداختند عده اى به طرف بيابان ها مى دويدند وعده اى نيز ايستاده بودند و با صداى بلند گريه مى كردند. به خاكريز كه رسيدم با موبايلم كه به گردنم بود به پليس ۱۱۰ تلفن زدم مى دانستم كه حداقل تا يك ساعت ديگر نيروهاى امدادى مى توانند خودشان را برسانند. از پشت خاكريز به جاده نگاه مى كردم. صحنه فوق العاده وحشتناكى بود. اين نجات يافته مى گويد: وقتى نيروهاى امدادى آمدند كه انفجارها تمام شده بود. آنهايى كه در حال مرگ بودند، سوخته بودند. درحدود ۵۰ متر شعاع آتش بود و تا شعاع يك كيلومترى تنها استخوان مانده بود. مردهاى بلوچ به طرف اتوبوس هاى ذوب شده و سوخته مى رفتند. در اتوبوس ها فقط جمجمه ها مانده بود و با ديدن جمجمه ها شيون مى كردند. وقتى به جاده برگشتم و اتوبوسى را كه سوار آن بوديم ديدم جز تكه اى آهن ذوب شده چيزى از آن باقى نمانده بود. آسفالت ها هم ذوب شده بود. به طرف پاسگاه برگشتم.ياد مأمورى افتادم كه تابلوى ايست در دست داشت، بدن سوخته مأمور با تابلوى سوخته ايست در دستش هنوز همانجا بود. وى اضافه كرد: پاسگاه و پايگاهى به آن اهميت كه محل مبارزه با اشرار و قاچاقچيان مواد مخدر است در حد اطفاى حريق براى خودش هم تجهيزات نداشت. اگر نكات ايمنى رعايت مى شد و تمام اتوبوسها و تانكرها و وسايل نقليه سوارى را در كنار هم و در يك سراشيبى براى بازرسى كنار هم نگه نمى داشتند و ماشين هايى كه بازرسى شده بودند زودتر حركت مى كردند و مسائل و نكات ايمنى رعايت مى شد حداقل ۷۵درصد نجات يافته بودند. وى گفت: ديدم كه از روى جنازه هاى كنار جاده آمار داده مى شد و اين آمار واقعيتى نبود كه ما شاهدش بوديم. اى كاش مسؤولان به فكر پيشگيرى از تكرار اين حوادث باشند كه جهنمى ديگر را در گوشه ديگرى از كشور مان شاهد نباشيم.
|
|
|
|
|
پرونده اختلاس ميلياردى از ۵ بانك
پرونده اختلاس ميلياردى از بانكهاى صادرات ايران، تجارت، ملت، رفاه كارگران و ملى جهت رسيدگى در دستور كار قضايى دادسراى كاركنان دولت قرارگرفت. متهمان پرونده توسط مأموران شناسايى و دستگير شدند. به گزارش خبرنگار قضايى ما، تعدادى از متهمان اصلى اين پرونده پس از تفهيم اتهام با قرار بازداشت موقت به زندان معرفى شدند و تعدادى نيز با قرار وثيقه مناسب تا زمان محاكمه آزاد شدند. حسينيان بازپرس شعبه ۶دادسراى كاركنان دولت با اعلام اين مطلب در گفت وگويى با خبرنگار ما، درخصوص اختلاس از بانك صادرات ايران گفت: چهار كارمند يكى از شعبه هاى بانك صادرات به همراه دوتن از مشتريان خود طى چند مرحله با جعل اسناد دولتى و سندسازى مبلغ يك ميليارد و ۲۰۰ميليون تومان اختلاس كرده بودند كه با همكارى حراست بانك متهمان شناسايى و دستگير شده اند. وى افزود: رئيس شعبه به همراه سه عضو ديگر بانك، با اسناد مجعول و جعلى مبالغ اختلاس شده را به حساب دو مشترى خود واريز مى كردند. حسينيان ادامه داد: متهمان تاكنون ۸۰۰ميليون تومان وجوه اختلاس شده را به بانك عودت دادند. وى درخصوص اختلاس از بانك تجارت گفت: رئيس يكى ازشعبه هاى بانك تجارت با اسناد جعلى و مجعول مبلغ ۵۰۰ميليون تومان از بانك اختلاس كرده است كه مأموران پس از اطلاع از اين اختلاس نامبرده را دستگير كردند. وى گفت: در حال حاضر وى با قراربازداشت موقت در زندان به سر مى برد و تحقيقات درباره نامبرده ادامه دارد. وى افزود: در شعبه هاى بانك رفاه كارگران، ملى و ملت نيز اختلاس هاى كلانى صورت گرفته است كه كارمندان خاطى با استفاده از حسابهاى سپرده راكد سوءاستفاده كرده و بطور غيرقانونى از آن حسابها برداشت مى كردند و وجه موردنظررا به حساب فرد مورد نظر واريز مى كردند. همچنين زمانى كه مشترى وجهى را به حساب سپرده خود واريز مى كرد كارمند خاطى عمليات بانكى را در دفترچه مشترى اعمال مى كرد، اما اين كار در رايانه و در حساب مشترى عمل نمى شد. حسينيان در خصوص كارچاق كن ها در دادگسترى و دادسراى تهران گفت: كارچاق كن ها افرادى هستند كه در مجتمع هاى دادگسترى يا دادسراها به افراد ناآگاه و ساده لوح كه گرفتار هستند وعده و وعيد به آنها مى دهند و پولى از آنها مى گيرند و به نوعى كلاهبردارى مى كنند. حفاظت اطلاعات قوه قضاييه به شدت با اين موارد برخورد كرده است و در حال حاضر پرونده عده اى كارچاق كن كه با عناوين جعلى مانند مأمور حفاظت اطلاعات، كارمند قضايى، يا از آشنايان قاضى و بازپرس هستند و از مراجعه كنندگان به دستگاه قضايى كلاهبردارى كرده اند تحت رسيدگى است و متهمان پرونده نيز با قرارتأمين مناسب در بازداشت به سرمى برند. وى افزود: دستگاه قضايى با متخلفان كه در دستگاه قضايى و يا دستگاههاى دولتى هستند و از موقعيت شغلى خود براى فريب ارباب رجوع استفاده مى كنند با قاطعيت برخورد خواهدكرد و آنان را به اشد مجازات خواهدرساند.
|
|
|
|
|
محاكمه عمادالدين باقى فردا برگزار مى شود
محاكمه عمادالدين باقى ـ نويسنده ـ با شكايت معاون دادستان تهران به اتهام توهين، در دادگاه عمومى و جزايى تهران فردا ـ دوشنبه ـ برگزار مى شود. به گزارش خبرنگار قضايى ما، شعبه ۶ بازپرسى دادسراى كاركنان دولت به رياست حسينيان پس از رسيدگى به شكايت معاون دادستان تهران به عنوان نماينده مدعى العموم، عليه عمادالدين باقى، پرونده نامبرده را از حيث توهين براى رسيدگى به شعبه ۱۰۰۹ دادگاه عمومى و جزايى ارجاع داد. همچنين بازپرس، عمادالدين باقى را در رابطه با اتهام نشر اكاذيب بيگناه شناخت و قرار منع تعقيب صادر كرد. صالح نيكبخت وكيل مدافع باقى درخصوص محاكمه موكل خود اظهار داشت: روز دوشنبه هشتم تيرماه به اتفاق «باقى» در دادگاه عمومى حاضر خواهيم شد تا از اتهامات مطروحه دفاع كنيم. وى افزود: موكل من معتقد است كه محاكمه وى بايد با حضور اعضاى هيأت منصفه مطبوعات باشد، چون اتهامى كه به او وارد شده است يك اتهام مطبوعاتى است.
|
|
|
|
|
نخست وزير پاكستان استعفا داد
گروه بين الملل ـ «ظفرالله خان جمالى» نخست وزير پاكستان ديروز استعفاى خود و انحلال دولت خود را اعلام كرد و به ماه ها گمانه زنى درباره رابطه خود با حاكم نظامى كشورش پايان داد. به گزارش خبرگزارى فرانسه، وى گفت: من از سمت نخست وزيرى استعفا كردم. از چند ماه پيش شايعه شده بود كه رابطه او و ارتشبد پرويز مشرف تيره شده است. جمالى كوشيد كه شايعات را رد كند، ولى مشرف هرگز علناً از وى حمايت نكرد. ناظران مى گويند كه مشرف از ناتوانى جمالى براى مهار قانونگذاران مخالف به ستوه آمده بود. «چودرى شجاعت حسين» به عنوان جانشين جمالى معرفى شده است.
|
|
|
|