ظاهراً پيروزى ۱ـ۴ مقابل تيمى كه گل اول بازى را هم زده بود قابل انتقادنيست و نبايد اين پيروزى و قهرمانى شيرين را به كام مربيان وبازيكنانى كه ازپس دورقيب سرسخت منطقه برآمده اند، تلخ كرد، اما اعتقاد براين است همين تيمى كه به راحتى سوريه را در دو بازى پى درپى برد و عراق را با كمى اشكال ازپاى درآورد و مى توانست درصورت رويارويى با اردن انتقام آن شكست ۰ـ۱ و اتفاقى را بگيرد، با تيمى كه هنوز توانايى و هنركاملش را بروز نداده و مثل بازيهاى بوسان روان و خروشان ظاهرنمى شود، فاصله بسياراست و دريك كلام هنوز تيم ملى ايران به آمادگى جسمى و همدلى و هماهنگى گروهى نرسيده و اشتباهات زيادى دارد كه اشاره به آنها، حالا كه با قدرت وبرترى مسلم درغرب آسيا قهرمان شده و جشنى خاطره انگيز را پشت سرنهاده است، شايد اثربخش تر باشد. سخن ما با تيمى است كه درنيمه اول پس از خوردن گل (دقيقه۴) تازمانى كه گل تساوى را زد (۳۴)، حدود نيم ساعت درهم ريخته، نامنسجم، تكرو و عصبى و غرغرو ظاهرشد و ازآن پس به خصوص در نيمه دوم از اين رو به آن رو شد.
اول اين را بگوييم كه بدون ترديد بازى دوم با سوريه، به مراتب فنى تر و فكورانه تر از بازى اول بود و گلهايى كه به ثمررسيد حساب شده تر به دست آمد.
گل اول حاصل سانتر خوب كعبى از راست، ضربه سر دايى به عقب، جاگيرى خوب كريمى و ضربه سر مجدد او بود.
گل دوم نتيجه فرار عالى برهانى درعمق دفاع حريف و روى پاس خوب كريمى بود كه وقتى با گذشت برهانى و پاس عرضى او همراه شد، باشليك سنگين دايى به تور آويخت و نودوچهارمين گل ملى دايى هم رقم خورد.
گل سوم از چپ توسط نكونام پايه گذارى شد. ارسال به موقع او اجازه سازماندهى به دفاع سوريه را نداد و همان پاس بلند با ضربه سر برهانى به عمق دروازه فرورفت.
براى گل چهارم سه نفر همكارى كردند، پاس دايى به كريمى و پاس روبه عقب او براى نكونام كه اين يكى هم با ضربه اى نسبتاً آرام گل چهارم را به نام خود ثبت كرد.
اين چهارگل پايه ريزى شده كه با همكارى نسبتاً خوبى به ثمررسيد، گلچين حداقل ده پانزده بار فرصتهاى گل ديگرى است كه متأسفانه به دليل خودخواهى، تكروى و غفلت از ياران منتظر خودى كه خواهان پاس مناسبى بودند، هدررفت.
دايى، كريمى و حتى برهانى و كاويانپور دراين روز، هركدام دوسه بار به دوستان خود بى اعتنايى كردند و تيم خود را از نتيجه اى شيرين تر و خاطره انگيزتر محروم ساختند.
از آنجا كه بيشتر نقطه ضعفهاى تيم ايران حاصل خودسرى ها و اشتباهات انفرادى است، اين بار بازيكنان تيم ملى را تك به تك زير ذره بين قرارمى دهيم و معتقديم كه اگر خود نيز به تماشاى اين بازى و بازيهاى ديگر بنشينند و بازى خود را به نقد بگذارند و بتوانند از آن اشتباهات بپرهيزند، درچين و درجام ملتهاى آسيا با اقتدار برتريهاى خود را به رخ تيمهاى شرق و غرب مى كشند.
پست به پست
> رحمتى ، جانشين ميرزاپور، در دوبازى آخر خود با عراق و سوريه، خروج هايى ترديدآميز داشت.
روى گلى كه در دقيقه ۴ از سوريه خورديم، خروج او كند و نامطمئن بود و خطرهايى كه مقابل عراق با آنها روبرو شد را فراموش نكنيم.
> گل محمدى، يكى از دو دفاع ميانى در سيستم ۴مدافع خطى دراين سيستم هنوز گيج و سردرگم است و از نظر قدرت بدنى، ضعف نشان مى دهد.
فاصله نامناسب او با نصرتى جوان هرمهاجمى را به هوس عبور از اين ناحيه مى اندازد. به گمان من او با نفوذهايش از مسؤوليت درگيرى تك به تك با مهاجمان سريع عربى مى گريزد. فراموش نكنيم كه جز ضربه هاى ايستگاهى كه به مهاجمان سرزن مى پيوندد از او انتظارمى رود مدافع خوبى باشد.
>نصرتى مدافع خوبى است. پرجنب وجوش ومسؤولانه به جنگ مهاجمان مى رود، گاهى در تكل زدن خطرناك عمل مى كند ودر برابر مهاجمان پابه توپ وسريع راه مقابله با آنها را نمى داند ومجبور به خطا واعتراض مى شود.
> كعبى با آن اندام ريز . مثل فلفل تندوتيز است وكوتاهى قدش را با هوش سرشار ونفس خستگى ناپذيرى كه دارد و او را در طول جناح راست با رفت وآمدهايش بازيكنى موفق نشان داده سرپوش نهاده است . او درست در راهى قدم گذارده است كه مهدوى كيا در راه جام جهانى ۹۸ پيمود. حسن ديگر كعبى در خدمت تيم بودن اوست.
>بداوى در جناح چپ دفاع، متكى به تكنيك خدادادى جنوبى و در بازى تهاجمى نقطه اطمينان است. اما او و كعبى هرگاه به اتفاق دست به نفوذ مى زنند، خط دفاع كم تعداد وضربه پذير مى شود وحريف با ضدحمله اى سريع سراز جاى خالى آنها درمى آورد وبا نفوذ از گوشها بين دومدافع ميانى ما شكاف مى اندازد و دروازه به شدت به خطر مى افتد. گل دقيقه ۴ سورى ها با يك ضدحمله تقريباً به چنين شكلى به ثمر رسيد.
>نكونام: دراين چندساله، درتيم پاس، در ليگ برتر و در تيم ملى كمتر نوسان داشته است و در پست تقريباً كم نظير است . دربازى دفاعى ، بازى سازى وتغيير آهنگ حركت تيمى به وظايفش آگاه است اما او كه شليك هاى سنگينى هم دارد به هدفگيرى شوتهايش دقت كافى نمى كند.
>كاويانپور مى تواند يكى از بهترين هافبكهاى دفاعى يا نفوذى تيم ايران باشد اگر به آمادگى دلخواه برسد واگر در پاس دادن امساك نكند و قدر سرعت بخشيدن به بازى را با پاسهاى به موقع بداند ودر شليكهايش دقت به خرج دهد او به وظيفه اى كه مربيان برعهده اش مى گذارند بايد متعهدتر باشد.
> كريمى بدون شك از گذشته جسورتر وپرتحرك تر است ومى تواند مثبت تر عمل كند. اما همچنان دردريبل زدن اصرار مى ورزد واجازه مى دهد مدافعان او را به قفس دفاعى بيندازند.
كريمى كه روز جمعه دوسه بار پاسهاى عالى اش برهانى ونكونام را درموقعيت گل قرار داد بايد بداند پاسهاى طلايى او به مراتب ارزشمندتر از دريبلهاى تماشايى اوست.
> نيكبخت متأسفانه قدر قدرت بدنى و دوندگى بى امان ومخربى كه روى دفاع حريف دارد را نمى داند. وقتى پابه توپ مى شود وسربه پايين در يك خط مستقيم توپ را حمل مى كند وپس از كمى طى طريق توپ را از دست مى دهد، وقت تيمش را هدر مى دهد وغافل است كه با يك پاس به موقع وفرار چه كمكى به تيم مى كند. گاهى تكرار اين صحنه ها معدل كار او را در يك بازى به صفر رسانده است. حيف نيست؟
> برهانى جوانى است پرجنب وجوش اما كم نفس كه تشنه گل زدن و دريبل زدن است و اتفاقاً درهردومورد هنرش را خوب بروز داده است ، اما او وقتى در خدمت يارانش قرار مى گيرد و با پاسى بموقع و يا فرارى بجا به قدرت تهاجمى تيم مى افزايد، مفيدترين و زهردارترين مهاجم تيم ملى مى شود. او نبايد فراموش كند كه در صورت تكروى خيلى زود دست او را مى خوانند وكارآيى اش را خنثى مى كنند.
>على دايى ، كاپيتان تيم وكسى كه بايد سرمشق والگوى يارانش باشد دوسه بار بى اعتنا به كعبى ، برهانى وديگران فرصت گل زدن را از آنان گرفت. با اين حال تعصب ودوندگى وانضباط او دراين سن وسال بايد الگوى ديگران قرار گيرد.
از بازيكنان ذخيره كه دراين ديدار به وقت آرامش بازى از دقايق ۷۰ به بعد به ميدان آمدند ، مى گذريم واشاره داريم به كمبودهاى ديگرى مثل پرسينگ در طول ۹۰دقيقه، غفلت از فضاسازى وبازى بدون توپ، تأخير در پاسكارى سريع پيش از آنكه دفاع مقابل سازماندهى كند، يا استقبال از پاس يارخودى به جاى آنكه منتظر توپ بمانيم ، دقت در پاس دادن و بموقع پاس دادن هم از نكاتى است كه مى تواندتيم ايران را كه با اضافه شدن رضايى ومهدوى كيا بسى كاملتر وشكيل تر مى كند به قدرت تيم برتر آسيا در بوسان تبديل كند.