|
شكست طرح امپراتورى درايالات متحده
|
|
|
|
پاورقى
|
|
|
|
|
|
همزمان با عادى سازى روابط ديپلماتيك با عراق
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
استقبال جامعه بين الملل از انتقال قدرت در عراق
|
|
|
|
شيراك:
|
|
|
|
|
شكست طرح امپراتورى درايالات متحده
از اجماع تا ترديد
|
|
|
ورشكستگى بديهى طرح امپراتورى در عراق حاكميت ايالات متحده را با بحران مشروعيت مواجه ساخته است. اعتراض عليه سياست جورج دبليو بوش شدت گرفته ومقامات بالاى دولت را دربرمى گيرد . كولين پاول آشكارا ازاين سياست فاصله گرفته و افسران فعال مى دانند كه ايالات متحده به سوى شكست مى رود. يكى ازاين افسران، آينده را چنين مى بيند: «ما نمى توانيم زمان زيادى اين راه را ادامه دهيم. مردم آمريكا آن را نخواهند پذيرفت». در اوت ۱۹۶۴ ، واشنگتن وارد جنگى فاجعه بار وبيهوده در آسيا شدكه به بهاى جان هزاران آمريكايى وميليونها ويتنامى تمام شد. آنچه ادامه جنگ ويتنام را ترغيب مى كرد، عمدتاً احساس بيم «از دست دادن اعتبار و وجهه» ايالات متحده بود تا تهديد «سرايت» كمونيستى درآسياى خاورى (پيامدهاى زنجيره اى). جنگ ويتنام نزديك ده سال طول كشيد وبا شكاف برداشتن جامعه آمريكا پايان يافت. در حالى كه اذهان روشن درون دولت از همان سال ۱۹۶۷ مى دانستند كه جنگ را از پيش باخته اند، لازم بود تا ۱۹۷۳ صبر كرد تا آقاى ريچارد نيكسون كه در ۱۹۶۸ انتخاب شده بود و چون رئيس جمهورى قبلى، ليندون جانسون براين باور بود كه «نبايد اولين رئيس جمهورى آمريكا باشد كه جنگ را مى بازد»، سرانجام تصميم به عقب نشينى گرفته و دولت سايگون را به حال خود رها كرد. اما او با روحيه انتقامجويش مى خواست كه «با له كردن اين كشور كثافت، ويتنام شمالى [زير بمب ها] ، نشانه اى از خود بگذارد. همچنان كه استانلى كارنوو مى نويسد : جنگ «زياده روى، كوته بينى و دورويى» رهبران نخبه را نشان داد.(۱) چهل سال بعد، شبح ويتنام دوباره برفراز ايالات متحده سنگينى مى كند. جناح راست تندروى دولت بوش در سال ۲۰۰۰ به قول ريچارد پرل با اين فكر وخيال برسر كار آمد كه «اراده پيروزى را مستقر» كرده و «سندرم [عارضه ] ويتنام» را براى هميشه به خاك سپارد. اما آنان كشور را در جنگى تجربى كه به يك بحران عميق حقانيت ختم مى شود، گير انداخته اند. ظاهراً تاريخ تكرار مى شود: در اواخر سالهاى ،۱۹۶۰ بخش مهمى از جمعيت آمريكا احساس داشت كه «هيأت حاكمه عقل خود را از دست داده » است.(۲) يك سال پس از تجاوز به عراق ، جامعه آمريكا مجدداً به صورت عميقى پراكنده است و كشور در حال ترديد به سر مى برد. افكار عمومى در حال تغيير است: افشاى اعمال شكنجه درزندان هاى عراق به طرز فجيعى بر حيثيت دولت ضربه زده و اين امر بر واقعيت مورد قبول اكثريت مردم يعنى كه جنگ به جاى كاهش خطر تروريسم آن را افزايش داده، اضافه شده است. (۳) هزينه هاى بيش از پيش فاحش اين انتقادات «واقع بينانه» زمانى برجسته مى گردند كه آنها را از ابتدا تا پايان با انتقادات كارمندان عاليرتبه دستگاه اطلاعاتى كنار هم بگذاريم. براى مثال،از نظر ريچارد كلارك با سى سال تجربه، «رئيس جمهورى ايالات متحده با تجاوز به عراق، تيشه به ريشه جنگ برضد تروريسم زده است. (۴) همچنين ميلت بييردن افسر ارشد سابق سيا، مى گويد كه ايالات متحده ، نه تنها«دشمنى را كه خوب نمى شناخت، ضعيف ارزيابى كرد» (۵) بلكه در عراق با وضعيتى مشابه با اوضاع نيروهاى شوروى در افغانستان مواجه شده است. رئيس پيشين سيا در عربستان، رى كلوز حتى فراتر مى رود: «استراتژى كلى آمريكا در عراق كه برپايه پيش بينى ها و توصيه هاى نومحافظه كاران دسيسه باز واشنگتن بنا شده است، سرانجام به فاجعه اى تبديل شد كه ناظرين آگاه آن را از پيش محتمل مى دانستند.» (۶) در ميان ديگر نشانه هاى گوياى اختلافات نهادى حكومتى، به جابجايى رؤساى سيا در بغداد اشاره كنيم: در طول يك سال، سه نفر مختلف به اين مسؤوليت منصوب گشته اند و گويا دومى را به خاطر واقع بينى در گزارش قدرت شورشيان تغيير داده اند. اما در مورد وزارت خارجه كه درپى تغييرات حاصل در نهادهاى حكومتى پس از ۱۱ سپتامبر ،۲۰۰۱ به نفع پنتاگون به حاشيه رانده شده است، بايد گفت كه كاركنان آن ميان افسردگى، بهت و خشم سرگردانند. از اتفاقات نادر، اعلام علنى اين خشم همگانى از سوى لارى ويلكرسون رئيس دفتر وزير خارجه و كولين پاول است. او اين خشم را با افشاى خيالبافان [نظير ريچارد پرل يا پل ولفوويتز] كه هرگز هيچ جنگى را نديده و مردان و زنان را گستاخانه به آغوش مرگ مى فرستند» بيان كرد. (۷) هزينه انسانى و مالى بى اندازه بيش از انتظار اشغال عراق كه خود مسأله ساز است به اضافه برملاشدن ارزيابى افراطى تهديد عراق، موجب انتقاد گرديده است. آنتونى كوردسمن از مركز مطالعات استراتژيك و بين المللى (S ICS) (۸) معتقد است كه «ائتلاف و ايالات متحده به طور آگاهانه و گسترده تصميم گرفتند كه بهاى واقعى انسانى نبردها را كمتر ارزيابى كنند» و از اين طريق تلفات ائتلاف را ناچيز جلوه داده و «به طور عمدى، تلفات عراقى ها را به حساب نياورند.» آمار تلفات در تاريخ ۱۷ آوريل ۲۰۰۴ هزاران زخمى وخيم (۲۴۴۹ نفر بر طبق آمار رسمى ۳۱ مارس) و ۷۰۰ كشته آمريكايى اعلام شد. اما، اين آمار تعداد زخمى ها را كمتر از واقعيت حساب كرده است. زيرا، طبق گفته سرهنگ آلن دى لين، مسؤول پايگاه آندروز كه زخمى ها ابتدا به آنجا انتقال مى يابند (مصاحبه با راديوى دولتى ان پى آر NPR در ۲۸ ژوئيه ۲۰۰۳): «من نمى توانم رقم صحيحى به شما بدهم زيرا جزو اطلاعات سرى است ولى مى توانم بگويم كه از آغاز جنگ بيش از ۴۰۰۰ [زخمى] در آندروز اقامت كرده اند و اگر افرادى را كه از طريق اينجا به مكانهاى ديگر از جمله بيمارستانهاى والتر رير و بتسدا اعزام مى گردند، به حساب آوريم اين رقم دو برابر مى شود. از قربانيان غيرنظامى عراق كه بين ۹ تا ۱۱ هزار كشته تخمين زده مى شوند، هرگز نامى برده نمى شود. آنچه به هزينه مالى جنگ مربوط مى شود، آقاى كوردسمن رقم پنجاه تا صدميليارددلار را كه رسماً از سوى اداره بودجه كنگره براى مقطع ۲۰۰۷ـ۲۰۰۴ پيش بينى شده بود، نادرست مى داند. اين ارقام با «رقمى كه هزينه واقعى ايجاد اقتصادى جديد كه پاسخگوى نيازهاى انسانى باشد» فاصله بسيار دارد. حتى با فرض اينكه «جنگ و خرابكارى به بار سنگين نيفزايد، باز هم رقم تخمينى بدون ترديد از سطح مالى مورد نياز كمتر است. بودجه بازسازى و به راه اندازى دولت ممكن است به ۹۴ تا ۱۶۰ ميليارددلار براى مقطع زمانى فوق برسد. درحالى كه درآمد نفتى كشور ميان ۴۴ و ۸۸ ميليارد تخمين زده مى شود و بدون ترديد كمتر از ۷۰ ميلياردخواهد بود.» روى هم رفته، شاهد فروريختن برترى ايدئولوژيكى درونى دولت هستيم. كاخ سفيد اگر فرمول گارى فيليپس (نويسنده) را به كار ببريم، براى به سرانجام رساندن سياست تغيير استراتژيك خود و تضمين پيروزى انتخابات در ،۲۰۰۴ بر روى «شور جنگى آمريكاييها» حساب مى كرد. كاخ سفيد همچنين بر روى هراس ناشى از سپتامبر ۲۰۰۱ و خشم ناشى از اين ترس براى بسيج جامعه حول وضعيت امنيت ملى و تضمين يكپارچگى نخبگان جامعه و هموار كردن تضادهاى دموكراسى آمريكايى حساب مى كرد. به اين علت با تحميل قرائتى ثنويت گرا و سفيد يا سياه ديدن و عالم گير كردن چالش تروريستى، دولت بوش درصدد متحد ساختن كشور در پشت رياست جمهورى كه پيش از آن در اقليت و شديداً مورد ترديد بود، برآمد كه در آغاز با موفقيتهايى نيز همراه بود. جنب و جوش ناشى از شبح انهدام اتمى مايه و ترسى شد كه راه را به سوى تمركز فوق العاده قدرت اجرايى، به حاشيه راندن ضدـ قدرتها، به خودكامگى دولتى و به كرات به نقض حمايتهاى اوليه پيش بينى شده در قانون اساسى باز كرد. اين هراس سريعاً به خشم ملى گرايانه تبديل گشت و خود خشم نيز توسط قوه مجريه تقويت شده و عليه همه كسانى كه در داخل چون در خارج، جرأت مخالفت با دولت داشتند، مورد استفاده قرار گرفت. به عقيده آناتول لييوان از بنياد كارنگى، اين «هيسترى وطن خواهانه افراطى» مشابه روحيه حاكم بر اروپاييان پيش از سال،۱۹۱۴ به تمايلات رياست جمهورى امپراتورمآب خدمت كرده است. حاكميت پشت ديوار ضخيمى از اسرار پناه گرفته و مخالفتها را به سكوت واداشته و افكارعمومى آمريكايى را براى جنگ آماده ساخته است. حاكميت در كارزار جعل اخبار عليه بازرسان سازمان ملل متحد وارد شده و به شايعه پردازى تدارك شده توسط رهبرى غيرنظامى پنتاگون اعتبار بخشيد و مدعى شد كه بين صدام حسين و حوادث ۱۱سپتامر ارتباط وجود دارد. دولت آمريكا با تأييد آمريكاييان تحت تأثير سوءقصدها (نزديك به دوسوم جمعيت آمريكا از مداخله در عراق پشتيبانى كردند.) موفق به سر هم كردن يك اجماع ملى شد. اين اجماع در حال خرد شدن بر سر شهرهاى عراق و كوهستانهاى افغانستان است. همچنان كه جرمى شاپيرو از انستيتو بروكلين معتقد است، جنگ عراق «طرح امپراتورى» را بر باد داده است. اتحادملى بر توان دولت در حفظ جامعه در شرايط بسيج دائمى تكيه داشت. به هنگام جنگ سرد، وجود دشمنى فراگير امكان داده بود كه توانهاى مختلف جامعه را در تلاشى همگانى و طولانى مدت نسبتاً منسجم هدايت كند. به استثناى ويتنام، ايثار خواسته شده ضعيف بود: حكومت اقتصادى از نوع كينز Keynesien * به مردم هم چماق و هم نان قندى عرضه مى كرد. در دوره پس از جنگ سرد، «به استثناى تراشيدن يك دشمن خارجى نيرومند در يك شكل فرهنگى جديد به منظور هدفهاى سياسى» (۹) بسيج دائمى بسيار مشكل آفرين گشته است. اما، اگر در مقياس مشخصى اسلام گرايى راديكال، جايگزين شوروى به عنوان دشمن عمده در اذهان عمومى شده است، چشم انداز يك جنگ بى نتيجه و با هزينه هاى نجومى، موجب قطبى شدن عميق جامعه گشته است. يك سال پيش، ائتلاف جمهورى خواهان كه در جنوب و ايالات غربى پايه دارد، تقويت شد و كسى نمى توانست فرضيه شكست جورج دبليوبوش را در انتخابات۲۰۰۴ پيش بكشد. حزب دموكرات كه درگير كشمكشهاى درونى بود و به خاطر تأييد گسترده جنگ از سوى رهبرانش سكوت اختيار كرده بود، بيرون از بازى تلقى مى شد. اكنون با بهره گيرى از رها شدن خشم خفته در پايه هاى حزب، پايه اى كه در اثر اجراى مقررات عقب مانده مربوط به قانون اساسى از پيروزى محروم شد (رأى گيرى غيرمستقيم از طريق رأى دهندگان بزرگ ايالتى)، وضع تغيير كرده است.آينده طرح امپراتورى دولت بوش به نتيجه انتخابات سال۲۰۰۴ بستگى دارد. در صورت پيروزى حزب دموكرات مى توان شاهد «بازگشت قدرتمندانه به همكارى و تجديد بنياد روابط ميان اروپا و آمريكا باشيم. يعنى مديريت مبتنى بر اجماع بيشتر و واقع بينانه تر روابط بين المللى. آنتونى بلينكن مشاور سياست خارجى گروه دموكرات در سنا، اين مطلب را تأييد كرد. اين امر به معنى بازگشت وضعيت «تغيير نيافته پيشين» نبوده بلكه شايد شرايطى ايجاد نمايد كه بتوان رشد بحران را متوقف كرد. در غير اين صورت، خطر فرار به جلو و عينيت بخشيدن به پيشگويى خود تحققى راست آمريكا، خطر «برخورد تمدنها» كه اسلام را در برابر غرب قرار دهد، وجود دارد. در آن صورت، نظام بين المللى در برابر فشارهاى غيرقابل تحمل قرار خواهد گرفت. ايالات متحده ميان جهش دموكراتيك و سير قهقرايى خودكامه طولانى در نوسان است. وسوسه امپراتورى به شدت ضعيف شده، ولى از ميان نرفته است. در روز ۱۴ژانويه،۲۰۰۴ معاون رئيس جمهورى ديك چنى، با غرور به «شوراى امور جهانى لس آنجلس» LAWAC مى گفت كه «تغييرات اساسى و مؤثرى كه در ساختار نيروهاى نظامى ما، در استراتژى امنيت جهانى ما به وجود آمده و نيز تغييرات حاصل در روش هاى استفاده ما از نيروهاى نظامى مان از جنگ جهانى دوم به بعد، همگى بخشى از ميراث اين دولت به شمار خواهند رفت.» و براى ريچارد پرل (۱۰) راه روشن است: «[رژيمهاى ايران و كره شمالى] خطر غيرقابل تحملى براى امنيت آمريكا به شمار مى روند. ما بايد به سختى عليه آنها و تمام حاميان مالى تروريسم، سوريه، ليبى و عربستان سعودى وارد عمل شويم و ما وقت زيادى نداريم.» * سياست توسعه توليد و اشتغال از طريق دخالت كنترل سرمايه گذارى و غيره: برداشت اقتصادى منسوب به جان ميناردكينز (اقتصاددان انگليسى ـ ۱۹۴۶ـ۱۸۸۳) John Maynard Keynes پانوشتها در روزنامه موجود است. منبع: لوموند ديپلماتيك
|
|
|
|
|
پاورقى
طرح حمله
نوشته: باب وود وارد مترجم: كابك خبيرى اين مقام رسمى به من گفت: «در مورد مشرف بايد بگويم كه ما به شدت روى او حساب مى كنيم. ما به نقطه همكارى با پاكستانى ها رسيده ايم. درج هر گونه مطلب در رسانه ها مى تواند باعث ناراحتى آنها از ما شده، و پاكستانى ها تصور مى كنند كه ما با اين كار قصد داريم آنها را تحت فشار قرار دهيم». او در ادامه گفت: «اطلاعات موجود كاملاً سطحى است. آنچه ما در اختيار داريم بيشتر استدلالى است تا استنتاجى ». لن داونى ، سردبير اجرايى واشنگتن پست، با اين مقام سيا صحبت كرده وتصميم گرفت تا از درج مقاله خوددارى كند. چند روز بعد، واشنگتن پست مطلب را بدون اشاره به سفر تنت به چاپ رساند. اين مطلب به عنوان سرمقاله در روز سه شنبه چهارم سپتامبر، در قالب يك تيتر دوجمله اى به چاپ رسيد: «آمريكا در هراس از اقدامات هسته اى بن لادن، توجه به بمب كثيف امنيت را تحت تأثير خود قرار داده است». چهار ماه بعد، يك مقام ارشد سيا عنوان نمود كه «اين سازمان نتوانسته آنچه را كه آمريكا از آن مى ترسد، در افغانستان پيدا كند. آيا در جاى ديگرى است ؟ فكر نمى كنم هنوز به انتهاى كار نزديك شده باشيم». اين ترس هيچ گاه از بين نرفت. رئيس جمهور و شوراى امنيت ملى او با احتمال حمله اى با ابعاد به مراتب گسترده تر از ۱۱سپتامبر دست وپنجه نرم مى كردند. دراين قالب، تشخيص عكس العمل مناسب كار بسيار دشوارى بود. به هرجهت تا پيش از ۱۱ سپتامبر هيچ كس حتى تصورش را هم نمى كرد كه دزديدن يك هواپيما و كوبيدن آن به ساختمانها ، مى تواند همانند يك موشك عمل كرده وباعث مرگ هزاران انسان شود. تنت عنوان نمود كه پس از جنگ خليج فارس، بازرسان تسليحاتى دريافته بودند كه صدام، هشت راه متفاوت براى دستيابى به سلاح هسته اى در اختيار دارد. راههايى كه گرچه ابتدايى وناقص بودند، اما تهديدكننده است. چندروز پيش از كريسمس، درحالى در واشنگتن همه چيز بطور طبيعى وآرام در حال سپرى شدن بود، وكيل كوچك اما جدى ۵۱ساله اى ساعتها در اتاق ۲۷۶ ساختمان قديمى دفتر اجرايى، جنب كاخ سفيد، به كار مشغول بود. اتاق تاريخى، تاريك، آرام، كه در آن شومينه و پيش بخارى وجود دارد. اين اتاق، در زمانى كه تئودور روزولت دستيار وزيردفاع در امور نيروى دريايى بود، اتاق كار وى بوده و پس از آن هم زمانى كه فرانكلين روزولت عهده دار همين سمت شده بود، دراين اتاق حضور داشته است. ساكن كنونى اين اتاق، پرونده ها ونوشته ها را بطور منظمى دسته بندى كرده ونگاهدارى مى نمود. شايد بتوان او را در زمره گروه خاص وكوچكى از مقامات واشنگتن، يعنى افرادى كه در پشت پرده فعاليت مى كنند، قلمداد كرد. علاوه براين او، يعنى آى لوئيس ليبى جونيور، يكى از اصلى ترين اعضاى تشكيلات شوراى امنيت ملى بوش مى باشد. ليبى فردى است موقر و در عين حال جدى و خشك، كه همه اغلب او را به اسم مستعار «اسكوتر» (روروك) مى شناسند. ليبى سه عنوان رسمى دارد. رئيس كاركنان ديك چنى، معاون رئيس جمهور، مشاور امنيت ملى معاون رئيس جمهور و نهايتاً دستيار رئيس جمهور. تا قبل از او، هيچكس هم زمان عهده دار اين سمتها نشده بود. او به خودى خود يك مركز قدرت است كه در عين حال اشاعه دهنده ديدگاهها و نگرشهاى چنى نيز محسوب مى گردد. ليبى در عين حال به نوعى شاگرد ولفوويتز محسوب مى گردد. او در دهه۱۹۸۰ و زمانى كه ولفوويتز معاون وزير امور خارجى بود و در دهه ۱۹۹۰ زمانى كه وى معاون برنامه ريزى چنى در پنتاگون بود، براى او كار مى كرد. مسؤوليت ليبى در پنتاگون، كار بر روى سلاحهاى شيميايى و ميكروبى صدام حسين بود. در موقعيت فعلى، ليبى يكى از دو نفرى بود كه در جلسات شوراى امنيت ملى با حضور رئيس جمهور و يا جلسات مجزا به رياست رايس شركت مى كرد. اين در حالى بود كه آنان در زمره اعضاى رسمى شوراى امنيت ملى نبودند. (نفر ديگر استيفن هادلى، معاون رايس است). او از اين جايگاه ويژه استفاده كرده و نقش فعالى را در جلسات و بحثها در تكميل سياست امنيت ملى بوش ايفا مى كرد. از آنجايى كه چنى مسؤوليت عملياتى مستقيمى را در امور نظامى، ديپلماسى، اطلاعاتى و حوزه هاى مرتبط بر عهده نداشت، نه او و نه ليبى خود را درگير بحرانها و كشمكشهاى روزانه نمى كردند، مگر آنكه خود تصميم مى گرفتند وارد موضوع شوند. آنان مى توانستند به راحتى خود را وارد اصلى ترين موضوعات برنامه ريزى و تصميم گيرى نمايند. اما در نهايت ليبى مى دانست كه اصلى ترين كاركرد چنى، توصيه به شوراى امنيت ملى و از همه مهمتر، رئيس جمهور است. ادامه دارد
|
|
|
|
|
زندانيان گوانتانامو از حق دسترسى به دادگاههاى آمريكا برخوردار مى شوند
|
|
|
گروه بين الملل ـ ديوان عالى آمريكا حكم داده است كه زندانيان خليج گوانتانامو، كه بسيارى از آنها اكنون بيش از دو سال بدون آنكه رسماً متهم شوند به ظن فعاليتهاى تروريستى تحت بازداشت بوده اند، از حق اعتراض به بازداشت خود در دادگاههاى آمريكا برخوردارند. به گزارش بى بى سى ـ هم اكنون درحدود ۶۰۰نفر در پايگاه دريايى آمريكا در «خليج گوانتانامو » كه اصلاً متعلق به كوبا اما تحت كنترل آمريكاست نگهدارى مى شوند. اكثر آنها در پاكستان وافغانستان دستگير شده اند و چهار شهروند انگليسى نيز درميان آنها هستند. دولت بوش گفته است از حق بازداشت آنها براى دوره اى نامحدود برخوردار است، به اين دليل كه ممكن است اطلاعات امنيتى ارزشمندى در موردالقاعده دراختيار داشته باشند. دولت بوش استدلال كرده است كه از آنجا كه اين پايگاه دريايى جزو خاك آمريكا نيست، بنابراين از حوزه قضايى دادگاههاى آمريكايى خارج است. اما ديوان عالى آمريكا اين استدلال را رد واعلام كرد كه افراد تحت بازداشت از به چالش گرفتن حبس خود در دادگاه هاى آمريكايى برخوردارند چرا كه گوانتانامو عملاً در كنترل آمريكاست. اين تصميم بدان معنى نيست كه زندانيان گوانتانامو فوراً آزاد خواهند شد ، اما وكلا مى توانند با تشكيل پرونده در دادگاههاى آمريكا خواستار آزادى آنها شوند. اين تصميم براى دولت بوش نامطلوب وشكستى حقوقى به حساب مى آيد، اما ديوان عالى آمريكا در ساير موارد رأى داده است كه افراد مظنون به فعاليت هاى تروريستى رامى توان تا زمانى كه به دادگاه دسترسى داشته باشند، بدون واردكردن اتهام يا برگزارى محاكمه، در حبس نگاه داشت. به اين ترتيب با اين كه قضات ديوان عالى محدوديت هايى را برنحوه برخورد دولت با اين افراد قائل شده اند ، اما آنها آشكار نمى خواهند اين محدوديت ها به لحاظ حقوقى بيش از حد دست وپاگير شود.
|
|
|
|
|
همزمان با عادى سازى روابط ديپلماتيك با عراق
سفارت آمريكا در بغداد گشايش يافت
گروه بين الملل ـ درپى انتقال حاكميت به دولت موقت عراق واعلام خاتمه رسمى دوره اشغال آن كشور توسط نيروهاى ائتلاف به رهبرى آمريكا، سفير ايالات متحده وارد عراق شد و مأموريت خود را آغاز كرد. به گزارش بى بى سى، ايالات متحده براى نخستين بار پس از آنكه در سال ۱۹۹۰ روابط سياسى خود را با دولت سابق عراق قطع كرد، سفارتخانه خود دربغداد را رسماً فعال وجان نگروپونته، نماينده سابق آمريكا درسازمان ملل متحد را به عنوان سفير به بغداد اعزام كرد. نگروپونته در رأس بزرگترين سفارتخانه ايالات متحده در جهان قرار مى گيرد كه داراى يكهزار و هفتصد كارمند است. مأموريت وى از جمله شامل نظارت بر تخصيص حدود ۱۸ ميليارد دلار كمك اقتصادى آمريكا براى بازسازى عراق است. به عنوان نماينده آمريكادر سازمان ملل متحد، نگروپونته از نزديك در شكل گيرى سياست كشور خود در قبال عراق و به خصوص مباحثات شوراى امنيت در اين زمينه همكارى داشته است. به گفته كارشناسان ، نگروپونته بايد بكوشد از هر نوع اقدامى كه به ادامه مداخله آمريكا در امور عراق تعبير شود خوددارى ورزد. دور ه مأموريت وى در سازمان ملل دو سال و نيم قبل آغاز شد. سفيران آمريكا در خارج قبل از تصدى سمت خود توسط رئيس جمهورى به منظور بررسى و تأييد به مجلس سناى آمريكا معرفى مى شوند. سناى آمريكا ظرف هشت روز پيشنهاد رئيس جمهورى براى انتصاب نگروپونته را تأييد كرد كه از نظر سرعت رسيدگى و تأييد سفراى ايالات متحده كم سابقه بوده است. بودجه پيش بينى شده سفارت براى سال مالى ۲۰۰۵ حدود ۱ ميليارد دلار پيش بينى شده كه شامل هزينه بازسازى ساختمان سفارتخانه نمى شود. سفارت آمريكا در عراق در زمينه هاى ديگرى از جمله نظارت بر احترام به حقوق بشر در اين كشور و ارائه مشاوره به مقامات عراقى در زمينه برگزارى دادگاه هاى رسيدگى به پرونده هاى جنايت جنگى عليه مقامات ارشد رژيم سابق نيز فعاليت خواهد داشت.
|
|
|
|
|
قتل يك گروگان آمريكايى درعراق
گروه بين الملل ـ يك شبكه تلويزيونى عربى گزارش داد كه شورشيان عراقى يك سرباز آمريكايى را كه از چند ماه قبل گروگان گرفته بودند، كشته اند. به گزارش بى بى سى ـ شبكه الجزيره مردى را كه چشمان او بسته و روى زمين نشسته بود، نشان داد، اما از نمايش صحنه قتل خوددارى كرد. گفته مى شود او به ضرب گلوله كشته شده است. براساس اين گزارش اين سرباز در ماه آوريل به گروگان گرفته شده بود. در آن زمان، سربازى به نام كيت ماپين در پى شبيخونى به يك كاروان نظامى آمريكا در غرب بغداد ربوده شده بود. ارتش آمريكا هنوز در اين باره اظهار نظر نكرده است. اين در حالى است كه شورشيان عراقى يكشنبه يك نظامى آمريكايى و يك كارگر پاكستانى را به گروگان گرفته و تهديدكرده اند كه در صورت برآورده نشدن خواسته هايشان آنها را به قتل خواهند رساند. همچنين شركت تركيه اى كه دو تن از كارمندانش در عراق به گروگان گرفته شده اند، اعلام كردكه حاضر است همكارى هاى خود را با ارتش آمريكا درعراق، براى آزادى كارمندانش متوقف كند. پس از اعلام موافقت شركت كايتكس با درخواست گروگان گيران مبنى بر متوقف كردن همكارى شان با ارتش آمريكا در عراق، اين دو گروگان تركيه اى اجازه يافتند با خانواده هايشان تماس گرفته وخبر آزادى خود را يك هفته پس از موافقت شركت،اعلام كنند. پدران اين دو گروگان در يك گفت وگوى تلفنى اعلام كردند كه فرزندانشان در سلامت كامل هستند.
|
|
|
|
|
استقرار نيروهاى جديد ناتو در افغانستان
«ژاپ دوهوپ شيفر» دبيركل پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) در استانبول گفت كه براى تقويت «ناتو» در افغانستان، نيروهاى جديد اين پيمان ظرف شش تا هشت هفته آتى در افغانستان مستقر خواهند شد. به گزارش ايرنا، شيفر، اين مطلب را بعد از ديدار وگفت وگو با «حامد كرزاى» رئيس دولت افغانستان در يك گفت وگوى مطبوعاتى مشترك با وى اعلام كرد. ناتو تصميم گرفته تعداد نيروهاى خود را در افغانستان از ۶۵۰۰ نفر به ۱۰ هزارتن افزايش داده و حيطه مأموريت آن را به نقاط شمالى و غربى افغانستان توسعه دهد. شيفر، افزود كه «ناتو» متعهد شده است كه در آستانه انتخابات عمومى در افغانستان كه قرار است در شهريورماه آينده برگزار شود، نيروى بيشترى به آن كشور اعزام كند. او گفت: واحدهاى جديد ناتو، حداكثر ظرف شش تا هشت ماه در افغانستان مستقر خواهند شد.
|
|
|
|
|
ارزيابى مثبت كره شمالى از پيشرفت مذاكرات شش جانبه
وزارت امور خارجه كره شمالى با انتشار بيانيه اى، دور سوم مذاكرات شش جانبه پكن درباره حل صلح آميز مسأله هسته اى را مثبت توصيف كرد. به گزارش ايرنا، اين دوراز مذاكرات با حضور هيأت هاى آمريكا، چين، كره شمالى، كره جنوبى، روسيه و ژاپن هفته گذشته در پايتخت چين برگزار شد و دوطرف با برگزارى دور چهارم آن در ماه سپتامبر امسال موافقت كردند. در اين بيانيه كه خبرگزارى كره شمالى آن را منتشر كرد، آمده است: در گفت و گوهاى شش جانبه پكن دستاوردهاى مهم و مثبتى حاصل شده، اما پيونگ يانگ و واشنگتن همچنان براى حل مسأله هسته اى اختلافاتى دارند.
|
|
|
|
|
استقبال جامعه بين الملل از انتقال قدرت در عراق
بوش: اين يك دستاورد معنوى غرور آفرين است
|
|
|
گروه بين الملل ـ در حالى كه انتقال زودهنگام حاكميت به عراقى ها واكنش هاى متفاوتى برانگيخته است، جورج بوش آن را يك پيروزى سياسى تلقى مى كند، هرچند كه نتايج يك نظرسنجى نشان مى دهد ميزان محبوبيتش به پايين ترين سطح از زمان انتخابش به عنوان رئيس جمهور آمريكا تنزل يافته است. به گزارش خبرگزارى فرانسه، بوش در حاشيه اجلاس سران ناتو آن را يك «دستيابى معنوى غرورآفرين» خواند و گفت: پس از چندين دهه حكومت بيرحمانه يك رژيم وحشت آفرين، مردم عراق كشور خود را باز يافته اند. اين روزى اميد بخش براى عراقى ها و روزى است كه تروريست ها اميدوار بودند آن را هرگز نبينند. در حالى كه نظرسنجى ها نشان مى دهند حمايت آمريكايى ها از جنگ و محبوبيت بوش به شدت افت كرده، تحليلگران مى گويند كه رئيس جمهور جنگ طلب ايالات متحده مى خواست كه بحران عراق را از صدر اخبار رسانه ها دور كند. وضعيت امنيتى عراق به قدرى نامطمئن است كه آمريكا ناگزير شد واگذارى حاكميت را دو روز زود تر از موعد و طى مراسمى ۲۰ دقيقه اى برگزار كند. ريچارد هالبروك نماينده دولت بيل كلينتون در سازمان ملل و مشاور سياسى جان كرى، گفت كه اين مراسم استعاره اى براى كل «دوره مصيبت بار و تأسف بار اشغال » است. هالبروك گفت كه دولت جديدعراق مفيد خواهد بود، ولى افزود: صادقانه مى گويم كه اين كار مانند پرش از سكوى پرش است بدون آن كه بدانيم استخر آب دارد يا خير. آنچه براى بوش نگران كننده تر است، افكار عمومى آمريكا ييان است كه فقط ۴۲ درصد شان به بوش رأى مثبت داده و ۶۰درصد شان معتقدند جنگ عراق ارزش اين همه هزينه را نداشته است. در حالى كه ۵۱درصد آمريكايى ها عملكرد بوش در كاخ سفيد را نمى پسندند، اين پايين ترين رقم براى وى است. در نظرسنجى شبكه هاى سى.ان.ان، يو.اس.اى تودى و مؤسسه گالوپ، مردم آمريكا بر اين باورند كه انتقال قدرت از حكومت آمريكايى به مردم عراق نه تنها نشانه موفقيت و پيروزى براى آمريكا نيست، بلكه نشانه يك شكست است، زيرا موضوع ثبات در عراق به رغم قول هاى داده شده، محقق نشده است. نظرسنجى گالوپ نشان داد كه از هر ۱۰ آمريكايى، شش تن انتقال قدرت را بدون ايجاد ثبات درعراق يك شكست مى دانند. همچنين در اين نظرسنجى نشان داده شد كه از هر ۱۰ آمريكايى، شش تن گمان نمى كنند كه ثبات در عراق ظرف پنج سال آينده برقرار شود و ۶۳درصد نيز گفتند كه نيروهاى آمريكايى بايد سه سال يا بيشتر در عراق بمانند. ۷۰درصد نيز اعلام كردند كه آمريكا بايد يك تعداد قابل توجهى نيرو براى حداقل دو سال در عراق داشته باشد. در همين حال، ۵۴درصد اظهار اميدوارى كردند كه انتقال قدرت بتواند ثبات را در عراق باعث شود. در اين نظرسنجى همچنين ۵۵درصد گفتند كه حمله به عراق باعث ايجاد تروريست هاى بيشتر و تهديد امنيت آمريكا شده است. همچنين ۴۴درصد اعلام كردند كه ارتباطى ميان جنگ عراق و جنگ با ترور نمى بينند. اما جان كرى، نامزد دموكرات ها در انتخابات رياست جمهورى آمريكا، تكرار درخواستش از بوش براى كمك گرفتن از كشورهاى ديگر براى برقرارى ثبات در عراق، گفت كه اولين قدم براى انتقال موفقيت آميز قدرت در عراق، حفظ امنيت است. كرى اظهار داشت: رئيس جمهور نبايد حمايت از سوى متحدانش را تنها به پيدا كردن راه حل يا حرف زدن ختم كند؛ بلكه بايداز حمايت واقعى پرسنل، نيروها و پول كافى جهت كمك به آموزش نيروهاى امنيتى برخوردار شود. در همين حال «دونالد رامسفلد» وزير دفاع آمريكا طى سخنانى در استانبول گفت كه انتقال قدرت در عراق، احتمالاً موجب متوقف شدن تروريسمى كه اين كشور را به ستوه آورده است، نمى شود. وى افزود: احتمال دارد در گذر زمان و در حالى كه مردم عراق دولت موقت خود را مورد حمايت قرار مى دهند، موفق به برقرارى امنيت شويم. در همين حال، همسايگان عراق از انتقال قدرت پيش از موقع در عراق استقبال كرده و ابراز اميدوارى كرده اند كه اين امر نهايتاً خشونت هاى مداوم در اين كشور را متوقف سازد. كويت و اردن متحدان نزديك آمريكا ابراز اميدوارى كرده اند كه انتقال قدرت بنيان امنيت و ثبات شود. ملك عبدالله پادشاه اردن گفت كه او مطمئن است كه عراق از اين پس آزادى و استقلال خود را باز خواهد يافت. دولت تركيه نيز حمايت خود را اعلام كرده است. سوريه كه از مخالفان تهاجم تحت فرماندهى آمريكا به عراق بود از دولت جديد عراق خواست تا به حضور نيروهاى ائتلاف خاتمه دهد. ديدگاه مشابهى نيز از سوى ايران بيان شده است. احمد ماهر، وزير خارجه مصر، گفت: انتقال قدرت احياى ثبات در عراق را تسهيل خواهد كرد. اتحاديه عرب نيز گفت اميدوار است انتقال قدرت گامى به سوى بازگرداندن حاكميت كامل به مردم عراق باشد. يكى از خبرنگاران بى.بى.سى در قاهره مى گويد كه براى بسيارى از اعراب، مشروعيت دولت تازه عراق به اين بستگى خواهد داشت كه چقدر از دولت آمريكا دورى گزيند. همچنين هيأت دولت عربستان سعودى در نشست هفتگى خود از انتقال قدرت به دولت موقت عراق استقبال كرد. به گزارش خبرگزارى رسمى عربستان، دولت سعودى انتقال قدرت به دولت موقت عراق را گامى در راه بازگشت مجدد حاكميت اين كشور به مردم و بازسازى عراق با استفاده از امكانات داخلى برشمرد. همچنين «لائورو باجو» رئيس شوراى امنيت طى اطلاعيه اى از انتقال «كامل حاكميت و استقلال» به يك دولت موقت عراقى و پايان گرفتن اشغال در اين كشور استقبال كرد. وى در اطلاعيه خود خاطرنشان ساخت: اعضاى شوراى امنيت حاكميت، استقلال، وحدت و تماميت ارضى اين كشور را مورد تأكيد قرار دادند. كوفى عنان نيز با استقبال از اين كه عراق به خانواده كشورهاى مستقل و داراى حق حاكميت بازگشته، از تمام عراقى ها خواست به دولت جديد و موقت خود كمك كند. دبيركل سازمان ملل حكومت مستقل، داراى حق حاكميت، متحد و داراى حق تماميت ارضى عراق را تأييد كرد. اخضر ابراهيمى، نماينده ويژه عنان در عراق، نيز گفت: قدرتهاى اشغالگر پيشين و دولت جديد عراق بايد به مردم عراق نشان دهند كه ۱۵۰ هزار نيروى خارجى در عراق براى كمك و حمايت از دولت براى برقرارى امنيت باقى مانده اند و سرانجام از عراق خارج خواهند شد. اما رغد، دختر ارشد صدام، در موضع گيرى مخالفت آميزى نسبت به روند انتقال قدرت به حكومت عراق اعلام كرد كه در صورت ارزيابى اوضاع عراق، خواهيم ديد كه چيز جديدى در اين كشور رخ نداده است. رغد افزود: انتقال قدرت پيش از موعد مقرر به حكومت عراق را نمى توان تحولى جديد خواند.
|
|
|
|
|
شيراك:
بوش به مسائلى مى پردازد كه ارتباطى به او ندارد
ژاك شيراك اظهارداشت كه جورج بوش به مسائلى مى پردازد كه ارتباطى به وى ندارد. به گزارش ايسنا رئيس جمهورى فرانسه، دركنفرانس مطبوعاتى كه درحاشيه اجلاس ناتو دراستانبول برگزارشد، بيان داشت: جورج بوش رئيس جمهورى آمريكا، نه تنها ازحدومرزش گذشته است، بلكه به مسائلى مى پردازد كه ارتباطى با وى ندارد. وى افزود: اين مسأله به مانند اين است كه من به آمريكا توضيح بدهم كه چگونه با مكزيك رابطه برقراركند. شيراك در ادامه، درخواست تركيه براى عضويت دراتحاديه اروپا را تأكيدكرد و گفت: اين كشور بايد به يك سرى معيارهاى سياستى اتحاديه اروپا، عمل كند.
|
|
|
|