چهارشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۳ - ۱۱ جمادى الاول ۱۴۲۵
Wed, Jun 30, 2004
گردشگرى
سال دهم - شماره ۲۸۳۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
افق
آرشيو
ميراث فرهنگى در حقوق بين الملل
ميترا اسدنيا
ميراث فرهنگى در حقوق بين الملل
كنوانسيون حمايت از اموال فرهنگى
در برابر صدمات ناشى از مخاصمات مسلحانه
مخاصمات مسلحانه كه در نيمه نخست سده بيستم ميلادى در نقاط مختلف جهان روى داد و در رأس همه آنها دو جنگ جهانى اول و دوم خسارات فراوان و جبران ناپذيرى را بر آثار تاريخى و فرهنگى كشورهاى متخاصم وارد آورد. همين امر موجب شد تا سازمان علمى، فرهنگى و آموزشى ملل متحد (يونسكو) در سال ۱۹۵۴ به دعوت كشور هلند كنفرانسى را در شهر لاهه برگزار نمايد و كنوانسيونى را تحت عنوان «حمايت از اموال فرهنگى در برابر صدمات ناشى از مخاصمات مسلحانه»به تصويب برساند. آن چنان كه در مقدمه كنوانسيون آمده، تمام اموال فرهنگى در فرهنگ جهانى سهيم اند و لطمه به اموال فرهنگى هر قوم به منزله لطمه به اموال فرهنگى كليه بشريت است. بنابراين لازم است كه اموال مزبور مورد حمايت بين المللى قرار گيرند. اما اين حمايت كه در زمان جنگ وجه فورى ترى مى يابد، وقتى مؤثر خواهد بود كه در زمان صلح نيز اقداماتى براى حفاظت از اموال فرهنگى چه از نظر ملى و چه از نظر بين المللى به عمل آيد. براساس مقررات عمومى مربوط به حمايت از اموال فرهنگى در برابر صدمات ناشى از جنگ، كليه اموال منقول و غيرمنقول كه براى فرهنگ ملل داراى اهميت زيادى مى باشند، از قبيل آثار معمارى، هنرى يا تاريخى، مذهبى يا غيرمذهبى، مناظر باستانى و ساختمان هايى كه از اين حيث داراى ارزش هنرى، باستانى يا باستان شناسى باشند و همچنين مجموعه هاى علمى و مجموعه هاى مهم كتاب ها و اسناد و محل نگهدارى اين گونه اموال، در زمره اموال فرهنگى به حساب آمده و تحت حمايت قرار مى گيرند. تمام كشورهاى عضو كنوانسيون موظفند تا در زمان صلح تمهيدات لازم براى حفاظت از اموال فرهنگى در مقابل نتايج متصور از جنگ را فراهم آورده و در زمان جنگ چه در سرزمين خود و چه در سرزمين طرف هاى متخاصم از تخريب يا آسيب رسانى به اموال فرهنگى يا هر عمل خصمانه درباره اين آثار خوددارى ورزند. اعضا همچنين بايد از دستبرد به اموال فرهنگى در زمان جنگ جلوگيرى كنند و از مصادره اموال فرهنگى منقول در خاك طرف هاى متخاصم خوددارى ورزند. ضمن آن كه هرگونه عمل انتقالى عليه اموال فرهنگى نيز ممنوع است.
در زمانى كه تمام يا بخشى از يك سرزمين به اشغال درآمده، كشور اشغالگر بايد در حدود امكان مساعى مقامات ملى صالحه كشور اشغال شده را براى حفاظت و نگهدارى اموال فرهنگى تأمين كند و اگر در سرزمين اشغالى، اقدامى فورى براى حفاظت از يك اثر تاريخى كه در نتيجه جنگ آسيب ديده، لازم است، در حدود امكان لازم ترين اقدامات را به عمل آورد.
البته حمايت از اموال فرهنگى، تنها به اقدامات نظامى منحصر نمى شود، بلكه برابر كنوانسيون، اعضا بايد در زمان صلح مقرراتى را براى سربازان خود تنظيم كنند و ترتيبات خاصى را براى حمايت از اموال فرهنگى منظور دارند. حتى از آن بالاتر روح احترام به فرهنگ و اموال فرهنگى را نزد نيروهاى نظامى خود بپرورند و در سازمان نظامى، ادارات يا افرادى را براى مراقبت از اموال فرهنگى در نظر گيرند. علاوه بر حمايت هاى معمول، نوعى حفاظت مخصوص نيز در كنوانسيون ۱۹۵۴ يونسكو پيش بينى شده است. بدين ترتيب كه تعداد محدودى پناهگاه براى حفاظت از اموال فرهنگى منقول در زمان جنگ در نظرگرفته مى شود و نيز مراكز تاريخى و اموال فرهنگى غير منقول تحت حمايت مخصوص قرار مى گيرند. اما مشروط بر اين كه اين پناهگاهها و آثار تاريخى با مراكز صنعتى يا اهداف نظامى مهم كه نقاط حساس تلقى مى شوند، به حد كافى فاصله داشته باشند و مورد استفاده نظامى قرار نگيرند. پناهگاهها نيز بايد طورى ساخته شوند كه در برابر بمباران احتمالى مقاوم باشند. در صورتى كه كشورى از يك اثر تاريخى يا پناهگاه اموال فرهنگى استفاده نظامى كند، از آن مكان سلب مصونيت مى شود.
همچنين به هنگام حمل و نقل اموال فرهنگى، بايد از هرگونه اقدام خصمانه عليه آنها احتراز جست و در موارد حمل و نقل فورى، جريان حمل و نقل در حد امكان به طرفهاى متخاصم اطلاع داده شود و دست آخر اين كه مطابق كنوانسيون ۱۹۵۴ لاهه هر گونه عمل انتقامى و تلافى جويانه عليه اموال فرهنگى ممنوع است.
سر در به اين قشنگى، جون مى ده واسه خراب كردن!
171405.jpg
به اين سردر زيبا نگاه كنيد! در تهران صدها سردر شكوهمند از اين قبيل وجود دارد كه از دوره قاجار يا حداكثر اوايل دوره پهلوى باقى مانده اند. يعنى دست كم ۷۰ـ۸۰سال از عمرشان مى گذرد. اين سردرها در محله هاى قديمى مانند امامزاده يحيى، پامنار، سرتخت، بازار، اطراف ميدان بهارستان، تجريش و… پراكنده اند و روز به روز از تعدادشان كاسته مى شود. چرا؟ چون براى ساختن آپارتمان هاى شيك و قشنگ (!) خراب مى شوند. البته كسى هم نگفته كه هيچ ساختمانى را بخاطر وجود چنين سردرهايى خراب نكنند و هيچگونه نوسازى صورت نگيرد. اما آيا واقعاً نمى توان سردرهاى قديمى را كه حقيقتاً تابلوهاى هنرى بى بديلى هستند در كالبد ساختمانهاى جديد حفظ كرد و نگذاشت كه با مرگ سردرهاى قديمى، آخرين ته مانده هاى هويت تاريخى تهران نيز از دست برود؟ در نظر آوريد كه سردرى روبه حياط خانه باز مى شود و در طرح نوسازى نيز حياط در جاى خود باقى مى ماند، واقعاً چه لزومى دارد كه سردر و ديوار حياط ، آن هم به اين زبيايى و با اين قدمت تاريخى خراب شوند و جاى خود را به «شاهكارهاى بى هنرى» معماران بساز و بفروش بدهد؟!
شايد پاسخ به اين پرسش براى من و شما آسان باشد. اما گويا مديران شهرى و ميراث فرهنگى هنوز نتوانسته اند به راه حلى در اين باره دست يابند يا اين كه پاسخشان خيلى ساده تر از اين حرفهاست؛ يعنى در يك جمله كوتاه خلاصه مى شود: «خراب كن بره پى كارش، حوصله دارى ها!»
شايد هم براى بعضى لذتى در خراب كردن آثار تاريخى و هنرى نهفته است كه با حفظ آنها متصور نيست. اگر نتوانند چيز قشنگى بسازند، چيزهاى قشنگ را كه مى توانند خراب كنند!
سيراف
شبيه ونيز بود
ميترا اسدنيا
171402.jpg
طرح معرفى محوطه تاريخى سيراف براى ثبت در فهرست آثار جهانى يونسكو در دستور كار مسؤولان ميراث فرهنگى بوشهر قرار گرفته است.
«على ذاكرى» مدير ميراث فرهنگى بوشهر مى گويد: «با توجه به وسعت اين محوطه و آثار بى نظير به دست آمده در اين ناحيه، يا بسيارى از كارشناسان كه در اين زمينه تحقيقات گسترده اى داشته اند اين محوطه را واجد شرايط ثبت در فهرست آثار جهانى دانسته اند.»
در همين راستا دكتر ايرج نبى پور پزشك فوق تخصص غدد كه به مطالعات گسترده اى در زمينه مهندسى ژنتيك در محوطه باستانى سيراف دست زده است در بيان يكى از ويژگى هاى بندر سيراف براى ثبت در فهرست آثار جهانى، به تنوع ساختار جمعيتى در اين بندر باستانى اشاره مى كند و عقيده دارد: «براساس اسناد و شواهد به دست آمده در گذشته هاى دور حدود ۳۰۰ هزار نفر در سيراف زندگى مى كرده اند كه اين بندر را مبدل به پرجمعيت ترين بنادر جهان كرده بودند. علاوه بر اين كشف گورهاى متعددى كه حكايت از روش هاى متفاوت تدفين در اديان مختلف دارد و تنوع روش، مناسك، آداب آيينى در اين محوطه كه اشكال تدفين زرتشتى، اسلامى و اديان ديگر را نشان مى دهد، به نوعى بيانگر آزادى عقيده و همزيستى صلح جويانه و دموكراتيك در اين شهر، آن هم در سال هاى آغازين شكل گيرى و رشد تمدن اسلامى است.»
«حميد زارعى» باستان شناس و كارشناس واحد پژوهش ميراث فرهنگى بوشهر نيز در همين زمينه مى گويد: «براساس كشفيات و دستاوردهاى حاصله از تحقيقات «ديويد وايت هاوس» باستان شناس كانادايى در منطقه سيراف، وسعت و تنوع آثار در اين محوطه باستانى بسيار جالب و درخور بررسى هاى اساسى تر است.»
از جمله اين آثار مى توان به يك كاروانسرا و تجهيزات مربوط به گمرك از دوره ديالمه، يك حمام عمومى و بازار از دوران اوليه اسلامى، كوره هاى سفال پزى متعدد، يك قصر باشكوه و بسيار باعظمت مربوط به دوران آغازين اسلامى اشاره كرد. همچنين يك مسجد به نام مسجد جامع كه آن هم مسجد عظيمى است به دست آمده كه ستون هاى آن هنوز به خوبى پابرجاست. اما بنابه شواهد و قرائن قاطع پايه بنا به سبك ساسانى و متعلق به دوره ساسانى است و احتمال مى رود كه پيش تر آتشكده اى بوده كه در دوره اسلامى مبدل به مسجد شده است.
زارعى مى گويد: «عظمت گور دخمه و استوندان ها در سيراف بسيار عجيب و با اهميت است و به جرأت مى توان گفت كه استوندان هاى سيراف بزرگترين مجموعه استوندان هاى ايران و جهان است كه ما در هيچ جاى ديگرى با چنين مجموعه و حجم عظيمى از آثار برخورد نكرده ايم.»
اين پژوهشگر باستان شناس همچنين به چاه هايى اشاره مى كند كه در عمق ۳۸ تا ۴۰ مترى زمين و همگى از سنگ يكپارچه ساخته شده اند. آنگاه مى افزايد: «تأكيد مى كنم كه اين چاه ها همگى از سنگ يكپارچه ساخته شده اند از بالا تا پايين تا عمق ۴۰ مترى، كه البته دليل آن هنوز روشن نيست اما اين سنگ ها چندان محكم و نفوذناپذير بوده اند كه هنوز هم زنده و مورد استفاده اهالى منطقه سيراف هستند و هنوز هم آب شرب بندر طاهرى كه بندر بسيار بزرگى است از آب همين چاه هاى ساخته شده در دوره ايران باستان تأمين مى شود!
به گفته يكى از اعضاى شوراى بندر طاهرى استحكام اين سنگ ها به قدرى زياد بوده است كه براى نصب تلمبه در اين چاه ها و ايجاد پايه موردنياز، هيچ يك از متخصصان تاكنون نتوانسته اند با مته و اره هاى برقى اين سنگ ها را تراشيده و در آن نفوذ كنند. بنابراين جاى شگفتى است كه سازندگان اصلى اين چاه ها در دوران باستان با امكانات اندك تكنيكى چگونه توانسته اند اين چاه ها را تا عمق ۳۸ تا ۴۰ مترى و به قطر يك متر به طور يكپارچه تراشيده و شكل دهند!؟
حميد زارعى برگزارى كنگره سيراف را امرى ضرورى براى معرفى اين محوطه عظيم و شگفت باستانى مى داند و نسبت به ضرورت حفظ اين آثار ارزشمند جهانى در برابر هرگونه تخريب جزئى يا كلى تأكيد دارد.
«على ذاكرى» مدير ميراث فرهنگى بوشهر نيز در همين مورد به طرح آزادسازى عرصه و حريم سيراف و اقدامات صورت گرفته اشاره مى كند. او مى گويد: «از آنجا كه تمامى ساخت وسازهاى صورت گرفته در سيراف توسط روستاييان و مالكان اصلى زمين ها انجام شده، كارشناسان ميراث فرهنگى بوشهر ضمن تعيين عرصه و حريم اين محوطه باستانى، توافق مسؤولان استانى را در مورد خريد و تملك اين زمين ها جلب نموده اند، از اين رو بنابه توافق هاى صورت گرفته، مقرر شد با محاسبه وسعت اراضى تحت مالكيت خصوصى، زمينى در همان ابعاد از سوى سازمان منابع طبيعى استان دراختيار بنياد مسكن و شهرسازى بوشهر قرار گرفته و سپس تفكيك و مشخص شده و به عنوان زمين معوض به روستاييان و صاحبان زمين هاى موجود در محوطه باستانى سيراف واگذار شود.»
مدير ميراث فرهنگى بوشهر در پايان تأكيد مى كند كه اگرچه كليات اين طرح از نظر قانونى به تصويب رسيده اما اجرا و قطعيت كامل اين مصوبات مستلزم پيگيرى هاى جدى از سوى مسؤولان استان و ميراث فرهنگى است.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   |   ويژه ۴   | 
|   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   | 
|   گردشگرى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |