|
|
|
|
|
|
|
با وجود انكارهاى وى پس از اقدام به جنايت
|
|
|
|
|
|
|
|
در پرونده حادثه كوى «الوند»
|
|
|
|
|
|
|
نامه پيش از خودكشى به بازپرس ويژه قتل
گروه حوادث: يك زن با بر جاى گذاشتن سه نامه براى بازپرس ويژه قتل، خانواده خودش و دوستانش سم خورد و خودكشى كرده است.اين زن ۳۹ساله كه به تنهايى زندگى مى كرد در منزلش واقع در جنوب تهران سم خورد و وقتى بازپرس حسينى براى بررسى صحنه مرگ وى اعزام شد پى برد قربانى قبل از اقدام به خودكشى نامه اى براى او نوشته است.
|
|
|
|
|
حمله مسلحانه به پمپ بنزين ازگل
گروه حوادث: يك مرد مسلح به كلاشينكف به پمپ بنزين پاسداران حمله كرد و پس از تيراندازى ۶۰ هزار تومان به سرقت برد.صبح ديروز ـ شنبه ۱۳ تيرماه ـ وقتى خودروى پژو آردى در برابر پمپ بنزين ازگل توقف كرد جوانى با صورت كشيده با يك قبضه اسلحه كلاشينكف پياده شد، سه گلوله شليك كرد و از دو مرد كه در محوطه پمپ بنزين بودند ۶۰ هزار تومان به سرقت برد.
|
|
|
|
|
فرار ۱۲ساعته يك سارق
گروه حوادث: يك جوان زنجيرقاپ كه توانسته بود از پليس آگاهى تهران فرار كند در كمتر از ۱۲ساعت دستگير شد.اين دزد جوان عصر پنجشنبه ۱۱تيرماه وقتى زنجير طلاى پسرى را در حوالى مشيريه قاپيده بود تحت تعقيب قرار گرفت و دستگير شد.وى اعتراف كرد كه به همراه دوستش سوار بر موتوسيكلت دست به زنجيرقاپى مى زده. متهم كه براى بازجويى بيشتر به مأموران اداره۱۸ تحويل داده شده بود، روز جمعه با استفاده از خلوتى پليس آگاهى تهران ابتدا از پنجره بازداشتگاه بيرون پريد و سپس با پاى شكسته توانست خود را به خيابانهاى اطراف پليس آگاهى رسانده و فرار كند.مأموران پليس با اطلاعاتى كه از متهم فرارى گرفته بودند صبح ديروز به خانه اش رفتند و وى را در آنجا به دام انداختند.
|
|
|
|
|
با وجود انكارهاى وى پس از اقدام به جنايت
قرار مجرميت نامادرى «الهه» صادر شد
|
|
|
گروه حوادث: قرار مجرميت زنى جوان كه دختر ناتنى اش را در جنگلهاى لويزان زنده به گور كرده است، به تأييد داديار اظهارنظر رسيد. نامادرى اين دختربچه هفت ساله كه «الهه» نام دارد، در آخرين مرحله بازجويى همه اعترافات خود را پس گرفت و گفت كه هيچ دخالتى در قتل دختر ناتنى اش نداشته است.روز سوم اسفندماه سال ،۸۲ «الهه» از مدرسه اش توسط زنى آشنا ربوده شد، پليس و دادگاه در نخستين فرضيه ها، نامادرى جوان وى را بازداشت كردند، اين زن هيچ اعترافى نكرد تا اينكه با آزادى مشروط وى، روز ۹ اسفندماه بود كه جسد «الهه» در جنگلهاى شيان لويزان از زير خاك بيرون كشيده شد.اين بار نامادرى «الهه» با توجه به سرنخهاى غير قابل انكار، نتوانست دخالت در قتل دختربچه را نپذيرد، نزديك بودن محل زنده به گور شدن «الهه» به خانه اين زن و نيز ادعاهاى شاهدانى كه او را در زمان ربودن دختر ناتنى اش از مدرسه ديده بودند، او را وادار به اعتراف كرد.اين زن به خاطر انتقام از شوهرش كه او را طلاق داده بود، تصميم به قتل دختر او «الهه» گرفته بود و در بازسازى صحنه قتل در برابر پليس به چگونگى ارتكاب اين جنايت پرداخت، اما بعد از انتقال به زندان اوين ادعا كرد همه اعترافاتش دروغ بوده و دخالتى در قتل «الهه» نداشته است. روز يكم تيرماه سال جارى بازپرس هنرمند قرار مجرميت نامادرى «الهه» را صادر كرد و رضوانفر از داديارى اظهارنظر نيز با بيان اينكه انكار بعد از اقرار، اگر مستندات روشن وجود داشته باشد، نمى تواند مثمرثمر باشد، قرار مجرميت را تأييد كرد تا پرونده براى رسيدگى به دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع شود.
|
|
|
|
|
مرگ دلخراش كارگر جوان در ميان شعله هاى آتش
|
|
|
گروه حوادث: انفجار مهيبى ناگهان آرامش سحرگاه منطقه قيامدشت در شهررى را به هم ريخت. سه مرد جوان وحشتزده به بيرون از ساختمان نيمه ساز دويدند. دامنه آتش سوزى به حدى بود كه تا لحظاتى پس از انفجار، هيچ كس نتوانست خود را به محوطه كوچك حياط خلوت كه جوان كارگر در ميان شعله هاى آتش گرفتار بود، برساند. وقتى دقايقى بعد اكيپهاى امداد آتش نشانى توانستند آتش را مهار كنند، پيكر سوخته پسر جوان به بيمارستان انتقال داده شد. درحالى كه تحقيقات مأموران آتش نشانى درباره علت بروز انفجار آغاز شده بود، يك تيم از پزشكان متخصص اقدامات خود را براى بازگرداندن كارگر جوان به زندگى آغاز كردند. سرانجام با مرگ اين جوان به دستور بازپرس ابراهيمى از شعبه سوم دادسراى شهررى بررسى هاى پليس آگاهى شهررى در اين باره شروع شد. مأموران امداد سازمان آتش نشانى، انفجار را ناشى از انتشار گاز از كپسول و انباشته شدن آن در محوطه كوچك حياط خلوت كه آبگرمكن نيز در آنجا روشن بود، اعلام كردند.بدين ترتيب بود كه تحقيقات جنايى در اين باره آغاز شد. دو كارگر ساختمانى به همراه مرد صاحبكار به آگاهى احضار شدند، ولى تنها دو جوان كارگر با حضور در نزد افسر ويژه تحت تحقيق قرار گرفتند و صاحبكار به طرز مرموزى ناپديد شده بود. يكى از كارگران ساختمانى در بازجويى هاى پليسى ادعا كرد: ما به همراه قربانى حادثه كه «محمد» نام داشت، در آن محل مشغول كار بوديم. صاحبكار از روز گذشته بر سر دستمزد با «محمد» اختلاف پيدا كرده بود. مى خواستيم چاى درست كنيم، بنابراين «محمد» يك شيلنگ پلاستيكى را از كپسول به گاز پيك نيك وصل كرد تا پيك نيك را پر كند. دقايقى گذشت، ناگهان اختلاف بين «محمد» و صاحبكار شدت بيشترى پيدا كرد. مرد صاحبكار عصبانى شده بود، شيلنگ را كشيد. شيلنگ از گاز پيك نيك جدا شده و گاز به شدت به صورت «محمد» پاشيد. به دنبال آن شعله هاى آتش آبگرمكن به گاز متراكم در فضاى كوچك حياط رسيد.مرد صاحبكار به طرف ما دويد. وقتى «محمد» قصد فرار داشت، ناگهان دو كپسول و گاز پيك نيك منفجر شدند. صورت «محمد» آتش گرفت، به همين دليل او نتوانست راه خروج را پيدا كند و در ميان شعله هاى آتش گرفتار شد.پزشكان قانونى نيز با تأييد سوختگى ۹۰ درصدى قربانى حادثه، اعلام كردند دو چشم «محمد» در همان دقايق نخستين انفجار بينايى شان را از دست داده اند.وقتى پس از دو هفته از اين حادثه مأموران مرد صاحبكار را بازداشت كردند، به دستور بازپرس ابراهيمى كارشناسان دادگسترى با بازديد از محل و تحقيق از دو شاهد عينى حادثه، مرد صاحبكار را ۷۵ درصد و قربانى حادثه را ۲۵ درصد در وقوع اين حادثه مقصر شناختند. از آنجايى كه اين اعلام نظر با اعتراض طرفين پرونده روبرو شده است، بنابه درخواست آنها، قرار است بزودى بازپرس نظر خود را در اين باره اعلام كند.
|
|
|
|
|
شكايت يك زن از شكنجه هاى شوهر پزشكش
گروه حوادث: يك مرد پزشك، بخاطر پنهان كردن كودك ۸ماهه اش و ضرب و شتم همسرجوانش به دادگاه خانواده يكى از شهرستانها احضار شد. همسر جوان اين پزشك در حالى كه دست راستش در گچ بود به قاضى گفت: شوهرم از بستگان دور ما است. او وقتى كودكى بيش نبود پدرش را از دست داده بود و بعد از تلاش زياد در رشته پزشكى قبول شد. وى گفت:گاهى او را در خانه اقوام مى ديدم و پدرم هربار او را تشويق مى كرد و مى گفت وقتى مدرك ات را بگيرى من برايت مطب مى زنم. من هم در آن سالها دانشجوى رشته پزشكى عمومى بودم. روزى كه شوهرم مرا از پدرم خواستگارى كرد سه سالى بود كه در مطب شخصى ام كار مى كردم . وى گفت: بعد از خواستگارى و قرار ازدواج ما به علت اينكه شوهرم در وضعيت بد مالى بود من به او كمك مالى مى كردم. در مدتى كه عقد بوديم با گرفتن وام و فروش آپارتمان خودم براى شوهرم يك پرايد خريدم و مطبى براى او اجاره كردم. وى گفت: آبان ماه سال ۸۰ بود كه با بهانه هاى بى پولى شوهرم، پدرم تمام هزينه هاى عروسى و مقدمات ازدواج را پرداخت كرد بعد از ازدواج هر شب شوهرم به مطب من مى آمد و تمام ويزيت ها را از منشى ام مى گرفت. همه پولهايى را كه داشتم از من گرفت تا آپارتمانى به نام من بخرد بعد از مدتى متوجه شدم كه او سند ماشين را به نام خودش زده است. وى با ناراحتى گفت: همان زمان ما به سفر مى رفتيم در بين راه با او جرو بحث كردم و او بعد از اينكه مرا كتك زد چند قرص به من داد و گفت اين قرصها تو را آرام مى كند. وقتى قرص ها را خوردم تا چند روز گيج بودم. در اين سفر شوهرم با نسخه اى ـ جزو مدارك موجوددر پرونده ـ چهل قرص آرامبخش ديگر به من خورانيد و مرا در حالى كه وضعيت بدى داشتم در ماشين رها كرد و براى گردش رفت. از ماشين به سختى پياده شده و درخواست كمك كردم. راننده يك اتوبوس به من كمك كرد و مرا به خانواده ام در شهرمان تحويل داد. پدر اين زن جوان به قاضى گفت: به موبايل دخترم كه زنگ زدم دامادم گفت زنم را گم كرده ام. به پليس خبر داديم و بالاخره پليس مرودشت موفق شد ماشين دامادم را متوقف كرده و او را بازداشت كند. دو روز بعد كه دخترم آمد، دامادم آزاد شد ولى به جاى اينكه به ديدن همسرش بيايد به خانه شان رفته و تمام قفل ها را عوض كرده بود. روز بعد دامادم را در خيابان ديدم و از او گله كردم ولى او گفت نگران نباش پزشكى قانونى را براى چه گذاشته اند. وى گفت: دخترم به خانه اش برگشت در حالى كه دامادم طبق معمول كاركرد همسرش را هرشب از منشى دريافت مى كرد. اين پزشك عمومى جوان گفت: گاهى بيماران ام كم مى شد و شوهرم برسر اينكه چرا درآمدم كم شده است مرا در حالى كه باردار بودم بشدت كتك مى زد. در يكى از اين درگيرى ها بينى ام را شكست. وى گفت: من به همه بيمارانم مشاوره مى دادم و آنها را به زندگى اميدوار مى كردم دلم نمى خواست ديگران بدانند كه با چه مشكلاتى دست به گريبانم. هميشه علت كبودى هاى صورت و چشمم را زمين خوردن عنوان مى كردم فكر مى كردم بالاخره شوهرم به زندگى مان علاقه مند مى شود. وى گفت: بچه مان كه به دنيا آمد مرا به محضر برد تا اعلام كنم مهريه ام را دريافت كرده ام ولى به هرجا كه رفتيم حضور پدرم را لازم دانستند. همين زمانها بود كه فهميدم شوهرم آپارتمان، ماشين و مطب را به نام خودش خريده است. او مى خواست تا تلفن خانه را هم به نام او بزنم و به اين علت مرا آنقدر تحت فشار و اذيت قراردادكه دستم شكست و از درد بيهوش شدم. اين زن با نشان دادن نظريه پزشكى قانونى گفت: شش روز با آمپول خواب آور مرا در خانه نگه داشت و پدرم كه نگران ما بود به خانه مان آمده بود و صداى ناله مرا شنيده بود ولى بخاطر اينكه گفته بودم مى خواهم زندگى كنم رفته بودند. وى گفت: چند روز بعد همراه يكى از افرادى كه در يكى ازبيمارستان ها بسترى بود، با پدرم تماس گرفت. وقتى از بيمارستان مرخص شدم دوباره شوهرم با من درگير شد و گفت دو ماه نمى توانم خرج تو را بدهم تا دستت خوب شود و بعد مرا از ماشين پياده كرد. اين زن جوان با گريه گفت: آقاى قاضى! پنجاه روز است كه دختر ۸ماهه ام را نديده ام شير من خشك شده است، او را به آغوش من بازگردانيد. اين زن در خاتمه از دادگاه خواست تا مبلغ ۸۰ميليون تومان كه در مدت ۳۰ماه ويزيت بيماران بوده و بقيه لوازم خانه و تلفن همراهش را به وى برگرداند. به گزارش خبرنگار ما، با دستور قاضى پرونده طفل ۸ماهه به مادرش تحويل داده شد و باتوجه به مدارك ارائه شده ازسوى اين زن داديارى دستور بازگرداندن مدارك اين زن را از سوى شوهرش صادر كرد. به گزارش خبرنگار ما تحقيقات دادگاه در مورد ساير موارد شكايت شده ازسوى اين زن در حال انجام است.
|
|
|
|
|
در پرونده حادثه كوى «الوند»
فقط پرونده يك پليس به دادسراى نظامى ارجاع شد
|
|
|
گروه حوادث: پرونده حادثه كوى الوند كه در آن ميهمان پارتى شبانه هدف گلوله پليس قرارگرفت و كشته شد، آخرين مرحله را در دادسراى امور جنايى تهران پشت سرگذاشت. بازپرس هنرمند در شعبه چهارم دادسراى امورجنايى در آخرين تصميم گيرى قضايى اش مأمور پليسى كه در بيمارستان كسرى حضور داشت و براى هواخواهى از نيروى گشت به سمت پرايد پسر جوان آتش گشوده است را مجرم به قتل غيرعمدى شناخت و پرونده وى را به دادسراى نظامى تهران ارجاع داد. در بخش ديگرى، دو مأمور پليس كه دخالتى در مرگ «محمدعلى نيكبخت» نداشتند تبرئه شدند و ۹ شركت كننده در پارتى نيز به اتهام رابطه نامشروع با قرار مجرميت مواجه شدند.بامداد پنجشنبه ۲۳ مردادماه سال ۸۲ تيمى از مأموران گشت كلانترى ۱۰۵ سنايى با دريافت گزارشى از برپايى پارتى شبانه در حوالى ميدان آرژانتين به خيابان الوند اعزام شد و به شناسايى آپارتمانى پرداخت كه ۲۹ دختر و پسر در آن گردهم آمده بودند.با محاصره محل برگزارى پارتى شبانه، «محمدعلى» ميهمان ۲۲ ساله به همران زن جوانى بر پرايد سفيدرنگش سوار شد تا فرار كند كه هدف گلوله پليس قرارگرفت و كشته شد.بازپرس هنرمند در نخستين دستور خود نظر به بازداشت سه مأمور پليس داد تا اينكه تحقيقات نشان داد يكى از گروهبانها كه هيچ ارتباط كارى با گشت پليس نداشت وقتى صداى تيراندازى را شنيده است به بيرون از بيمارستان رفته و به محض روبرو شدن با پرايد به سمت راننده اش شليك كرده است.بازپرس هنرمند، دو مأمور تيم گشت پليس را بى گناه شناخت. پرونده مأمور پليس بيمارستان كسرى را به دادسراى نظامى ارجاع داد و ۹ شركت كننده در پارتى شبانه را با قرار مجرميت در اختيار دادگاه عمومى تهران قرارداد.
|
|
|
|
|
جسد دخترى پاى ديوار
گروه حوادث: جسد يك دخترجوان كه به قتل رسيده است پاى ديوارى حوالى ميدان پونك كشف شد.ساعت ۷ صبح ديروز ـ شنبه ۱۳تيرماه ـ چندرهگذر با ديدن پيكربى جان و خون آلود دخترى كه كفش كتانى سياهرنگ زنانه به پاداشت پليس را درجريان قراردادند و ساعتى بعد بازپرس حسينى از شعبه هشتم دادسراى امورجنايى تهران بالاى سر جسد حضوريافت.آثارجراحت روى پيشانى دخترجوان كه ۲۰ساله نشان مى دهد، ديده مى شد، ازكيف زنانه قربانى خبرى نبود و حضور مورچگان روى جسد مشخص مى كرد اين جنايت شب قبل رخ داده و جسددخترناشناس بخاطر تاريكى، تا صبح كشف نشده است.
|
|
|
|