|
دشواريهاى كار در معدن زغال سنگ كرمان
مرگ ۱۲۷نفر طى ۲۴ سال
|
|
|
بخش پايانى گزارش و عكس : احمدجلالى فراهانى
قرار است برويم بالا. مهندس كريمى همراهى كه با من از شركت زغال سنگ آمده است با شوخى مى گويد : « ديدى نمردى؟!» و من دلم براى اين تاريكى بى انتها تنگ مى شود. زنگ سوم هم نواخته مى شود. مهندس همراهمان دستگاه زنگ را نشان مى دهد ومى گويد «مال هفتاد سال پيشه» . هفتاد سال! شايد شوخى مى كند. مى پرسم: «اگر آنها كه داشتند كوه را سوراخ مى كردند برايشان اتفاقى بيفتد شما از كجا مى فهميد؟» مى گويد: «با تلفن. آنجا تلفن دارند . فقط گوشى را برمى دارند و زنگ مى زنند وحادثه را گزارش مى دهند». حالا به سطح زمين رسيده ايم و نور. يكى از كارگران هم همراهمان است. سياهى صورتش تو را ياد تلخك هاى دربارى نمايشها مى اندازد. تمام صورتش سياه و دور چشمهايش سفيد است. بالا كه مى رسيم راضى نمى شوم با همراهان برگردم به دفتر معدن. دلم مى خواهد كارگران را تنها ببينم. بدون هيچ واسطه اى. عكاسى را بهانه مى كنى و مى گويى «دوربينم فيلم رد نكرده، ميشه دوباره برگردم پايين؟» مهندس كريمى واسطه مى شود و مهندس همراهمان كه سركارگر معدن هم هست مى پذيرد. به اتفاق همان كارگر سياه مانده از زغال دوباره به عمق چهارصدمترى زيرزمين برمى گردى. « و اين خود گزارش ديگريست». از ذهنت عبارتى مثل اين عبور مى كند و با تمام مرارت هاى كلاه ايمنى و باطرى و دوربين و… نوشتن را شروع مى كنى.
سختى هست ومرگ نيست به اعماق كه مى رسيم «على » حرف دلش را مى زند. « اينجا چه مى كنى؟» و وقتى مى فهمد خبرنگارم سفره دلش را پهن مى كند «آقا ما اينجا كارمان خيلى سخت است و حقوق و دستمزدمان با سختى كارمان همخوانى ندارد. مثلاً من كه هفت سال سابقه كار دارم ۱۵۰هزار تومان مى گيرم و كسى هم كه تازه كاره همين پول رو مى گيره. ـ بيشترين دستمزدتان چقدر است؟ > از او مى پرسى و پاسخ مى دهد «بستگى به نوع استخدام دارد. اگر امانى باشى… ـ امانى يعنى چى؟ ـ يعنى به استخدام دولت درآمده باشى… اگر امانى باشى حقوقت ثابت است چه كار بكنى چه كارنكنى. اگر قراردادى باشى هرچه قدر كار كنى حقوق مى گيرى. مثلاً اگر از هرواگن ۱۸۰هزارتومان نصيب پيمانكار بشود ممكن است براى تو روزى سه تا چهار هزار تومان داشته باشد و يا بيشتر… از دور نورهاى كوچك دسته دسته به طرف ما مى آيند. معلوم است كه ساعت از دو هم گذشته و وقت تعويض شيفت است. نورهاى كوچك بزرگ مى شوند وكارگران خسته و سياه نزديكمان مى شوند و با آنها در باره كارشان صحبت مى كنى. يكى از آنهامى گويد «ما اينجا مشكل مرگ و زخمى شدن نداريم اما حقوقمان كم است. خيلى كم است. درمقابل كارى كه انجام مى دهيم پول خيلى ناچيزى مى گيريم». او اهل مشهد است و نامش غلامرضا است و پاسخ درستى درمقابل اين سؤال كه «تو كه اهل مشهدى اينجا چه مى كنى؟» نمى دهد. مى گويد «من با پيمانكار قرارداد دارم. اما پيمانكار در ازاى پول هنگفتى كه به واسطه قراردادش گيرش مى آيد به من حقوق و دستمزد مناسبى پرداخت نمى كند». برخى از كارگرها هم به «فصل ۱۳» شهره اند. فرق «فصل ۱۳» اى ها با بقيه قراردادى ها دراين است كه آنهاتا زمانى كه پيمانكار در معدن كار مى كند، در معدن كار مى كنندوسالهاى كارشان تا زمانى كه شركت پيمانكار آنها را اخراج نكرده و ياخودشان نرفته اند به عنوان سابقه كار محسوب مى شود، اما اگر پيمانكار به هردليلى از ادامه كار با شركت زغال سنگ منصرف بشود، آنها هم ديگر سابقه كارى نخواهند داشت و اين مسأله كارگران را خيلى عذاب مى دهدواز نداشتن امنيت شغلى بسيار نگرانند. دراين باره يكى از مسؤولين شركت زغال سنگ كه اصرار فراوانى برعدم نوشتن نام و سمتش دارد مى گويد: «بدترين مسأله در ميان كارگران همين مسأله است . چرا كه آنها عملاً براى هيچ كار مى كنند. وقتى قرار شد معادن هم به جرگه خصوصى سازى كشور بپيوندند، مهمترين و درعين حال سخت ترين بخش كارهاى معدنى را كه همان استخراج است به عهده اين بخش گذاشتند واز آنجايى كه اين بخش حاضر به ريسك پذيرى و پرداخت هزينه هاى گزاف براى كار و استخراج در معادن نيست و در مناقصه ها شركتهاى پيمانكارى كه سهامدارانش كارگران بازنشسته معدن هستند برنده مى شوند و چون تمام سرنوشت كارى آنها وابسته به قيمت ونرخ زغال سنگ در بازارهاى داخلى وجهانى است واين قيمت مثل نفت دائماً بالا وپايين مى شود، آنها مجبورند كه براى جبران ضررهاى احتمالى وسودآورى، حقوق كمتر از حداستانداردى را به كارگران خود پرداخت كنند». و اين در حالى است كه بنا به گفته هاى اين مسؤول يك كارگرى كه دراستخدام دولت است گاه حقوقش به بيش از ۳۰۰هزارتومان هم مى رسد درحالى كه كارگرى كه با پيمانكار بخش خصوصى طرف حساب است شايد بيشتر از او كار كند، اما درآمدى كمتر از ۸۰هزارتومان داشته باشد. او دراين باره مى گويد: «با اين روش مسلماً كارگرانى كه طرف قرارداد پيمانكاران بخش خصوصى هستند انگيزه چندانى براى ادامه كار در معادن زغال سنگ ندارند و بعداز گذشت يكى دوسال معدن را ترك مى كنند». از نظر او فرآيند خصوصى سازى گرچه پديده اى مطلوب در بخش اقتصادمعدن است اما اين امر بهتراست در مراحلى به جز استخراج وانتقال صورت بگيرد. رفاه اجتماعى از كارگرانى كه دراين تاريكى دوره ات كرده اند و با كنجكاوى از پشت صورتهاى دوده گرفته شان نگاهت مى كنند سؤال مى كنى كه كسى اطلاعات چندانى دراين باره ندارد: ـ اگر يكى از كارگرها خداى نكرده درحين انجام كار حادثه ببيند شركت زغال سنگ چه كارهايى براى خانواده اش مى كند؟ آنها چيزى نمى دانند وهمين ندانستن آنها شايد مهر تأييدى باشد براينكه تعداد تلفات انسانى در معادل زغال سنگ كرمان آنقدرها هم كه گفته مى شود نيست و پخش چنين اخبارى بيشتر به شايعه مى ماند. سؤالت را البته يكى از معاونين اين شركت پاسخ مى دهد او مى گويد: «پرداخت ديه كامل توسط شركت يا پيمانكار طبق قانون انجام مى شود. ضمن آنكه خانواده مصدومين تا آخر عمر حقوق متوفى را براساس قانون كار دريافت خواهندكرد. شركت زغال سنگ كرمان علاوه بر اين امكانات ديگرى هم دراختيار كارگرانش قرارمى دهد كه برخى از آنها عبارتند از خدمات درمانى كه فراتر از حدمعمول و دفترچه هاى بيمه هستند. بطورى كه كارگران اين شركت حتى دندانهايشان را كه شامل بيمه هم نمى شود بطور رايگان مداوا مى كنند. علاوه بر اين خانه هاى سازمانى نيز دراختيار كارگران است كه تا چندسال پيش با پايين ترين نرخ ممكن (ماهى ۳۰۰تومان) از آنها اجاره دريافت مى شد و چندسالى است كه خانه ها به خود كارگران واگذارشده و براساس نرخ هاى رايج از آنها اجاره دريافت مى شود. حتى به گفته «امرى» مديرروابط عمومى شركت زغال سنگ كرمان پول و هزينه برق اين خانه ها را تاچندى پيش شركت زغال سنگ پرداخت مى كرده كه باتوجه به سياست هاى مديريت جديد اين شركت اين هزينه هم ديگر توسط خودكارگران پرداخت خواهدشد. وابستگى بيش از حد با كارگرها به سطح زمين بازمى گرديم و ديدن نورخورشيد، آن هم در ظهرگرم تابستانى هجدك زندگى دوباره است. احساس زندانيانى را دارم كه بعد ازمدتها از تاريكى به درآمده اند و چشمهايشان طاقت ديدن نور را ندارد. ياد حرفهاى «اسدى» مدير روابط عمومى شركت زغال سنگ كرمان مى افتم كه مى گفت تا آن پايين نروى و آن همه مشقت را از نزديك نبينى نمى فهمى كه كار در معدن يعنى چى؟ با ديدن همين چندساعت هم من مطمئنم نتوانستم اوج سختى و مرارت كار در معادن زغال سنگ را درك كنم و براى اين موضوع بايد روزها درآن پايين باشى تا به اصل ماجرا برسى. زغال سنگى كه همراه ما بالا مى آيد قرار است دركارخانه زغال شويى به خاكستر كنسانتره تبديل شود. يعنى مواد باطله آن درآنجا جدامى شود و باقى مانده آن با ۹۰درصد خاكستر به كارخانجات ذوب آهن اصفهان منتقل مى شود. كارخانه ذوب آهن اصفهان تنها مشترى محصولات معادن زغال سنگ كرمان است و گاهى شنيده مى شود كه مسؤولين اين كارخانه قصد خريد زغال سنگ از كشورهاى چين و يا استراليا را دارند. مهندس «بهمن ضيائيان» دراين باره مى گويد كه كيفيت زغال سنگ معادن كرمان هيچ تفاوتى با زغال سنگ هاى خارجى ندارد. تنها تفاوت اين دو در قيمت آنهاست كه زغال سنگ خارجى حدود ۱۴۰دلار براى هرتن قيمت دارد كه بابت انتقال آن هم ۳۰ تا ۴۰ دلار ديگر بر قيمت آن افزوده مى شود. و اين درحالى است كه زغال سنگ كرمان هرتن ۸۲ هزارتومان است كه درمقايسه با قيمت زغال سنگ خارجى خيلى ارزانتر و با صرفه تر است. علاوه بر وابستگى شديدى كه معادن زغال سنگ كرمان به كارخانه ذوب آهن اصفهان دارند، عدم دريافت هرگونه بودجه و اعتبار از دولت و نداشتن سوبسيد درهيچ بخش و زمينه اى بزرگترين مسأله اين شركت و شركتهاى مشابه است. مهندس ضيائيان مدير معدن هجدك دراين باره مى گويد: متأسفانه دولت ارزش و اعتبارى را كه براى صنعت قائل است براى معادن قائل نيست و اين مسأله دور از انصاف است. دولت كمتر به ما كمك مى كند و ما مجبوريم تمام بحرانهاى ناشى از بالا و پايين شدن قيمت زغال سنگ را خودمان مديريت كنيم. درحالى كه يكى از اشتغال زا ترين و پردرآمدترين بخش هاى اقتصادى كشور، با كمى توجه مسؤولين مى تواند بخش معدن و بخصوص معادن زغال سنگ كرمان باشد. با سپرده شدن بخش هايى از معادن زغال سنگ كرمان به پيمانكاران بخش خصوصى كه از سال ۱۳۷۰ آغازشده است تعداد كارگران اين معادن از هفت هزار نفر به سه هزار نفررسيده كه ۹۹درصد آنها به طور مستقيم در معدن و بخش استخراج و توليد هستند و همچنين ۵۰درصد افرادى كه در بخش تونل فعالند از مستخدمين دولت هستند. معادن زغال سنگ كرمان سالانه بيش از ۹۰۰هزار تا يك ميليون تن زغال خالص توليدمى كنند كه بين ۷۰ تا ۷۵درصد توليدكل كشور را به خود اختصاص مى دهد. درتمام مدتى كه براى تهيه گزارش به معادن كرمان رفته بودم كسى منكر فرسوده بودن و كهنگى تجهيزات اين معادن نشد و بنا به گفته يكى از مسؤولين معدن هجدك ساختار و تجهيزاتى كه درمعادن زغال سنگ كرمان استفاده مى شود، همان ساختار و تجهيزاتى است كه روسها در سال ۱۳۴۰ با خودشان به كرمان آورده اند. وقت بازگشتن است و كارگران شيفت دوم معدن درحال آماده شدن براى پايين رفتن هستند. براى خداحافظى به دفتر مديران معدن مى رويم و آن ميان كاغذى به دستم مى رسد كه درآن نوشته شده «آمار كاركنان شركت زغال سنگ كرمان درطول سال گذشته نسبت به سال قبل از آن حدود ۲۰درصد كاهش را نشان مى دهد ولى تعداد پيمانكاران تغييرى نكرده است. نظر به اينكه قرارداد پيمانكاران يكساله است، تعداد كاركنان بخش پيمانكارى داراى تغييرات شديد بوده و ارائه تعداد دقيق كاركنان اين بخش مقدور نيست. درجاى ديگر اين نوشته آمده «ميزان حوادث ناشى از كار در سال ۱۳۸۲ نسبت به سال ۱۳۸۱ حدود ۴۶درصد كاهش داشته و حوادث منجر به فوت نيز درمقايسه با سال گذشته ۵۰درصد كاهش داشته است. درسال ۱۳۸۱ ازمجموع ۴حادثه منجر به فوت ۲نفر در قسمتهاى زيرزمينى (يك نفر هجدك، يك نفر پابدانا) و ۲نفر درمعادن روباز هجدك جان باخته اند. سال ۱۳۸۲ دوحادثه منجر به فوت به وقوع پيوسته كه هردو ناشى از رانندگى بوده. يك نفر به دليل واژگونى لودر درمعدن هجدك و نفر دوم براثر واژگونى بلدوزر در معدن كمار جان باخته اند. ضريب شدت حادثه درمقايسه با سال ،۱۳۸۱ ۹۴درصد كاهش داشته و درهمين مدت ضريب تكرار حادثه نيز ۸/۳۶ واحد كاهش داشته است. در آخر اين نامه كه ازطرف بازرسى ايمنى و بهداشت محيط زيست شركت زغال سنگ كرمان به مديريت عامل آن نوشته شده آمده «تعداد حوادث ناشى از كار دراين بخش در سال ۱۳۸۲ نسبت به سال قبل از آن ۴۵درصد كاهش داشته ولى حوادث مرگبار دراين بخش نسبت به سال ،۱۳۸۱ سه برابر شده كه يك مورد از آن درمعادن زيرزمينى معدن «حشونى» به دليل خفگى در زغال بوده و دو حادثه ديگر كه معدن كمار به دليلى واژگونى بلدوزر و ديگرى دركارخانه زغال شويى «زرند» هنگام تخليه لوله از تريلر پيش آمده.
|