|
|
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
|
|
|
|
به بهانه فستيوال چكناواريان درتالار وحدت
|
|
|
|
|
|
|
عكسنامه
سيزدهمين شماره نشريه تخصصى «عكسنامه» ويژه بهار ۸۳ منتشر شد. دراين شماره گفت و گوى و ينچه آلتى بالوكاس ساماراس، كنجكاوى اهريمنى و زيبايى شناسى عكاسى مستند ، تاريخ عكاسى شرايط بشرى، تجربه ها، عكاسى تجسمى هنرى پر تناقض و ... به چاپ رسيده است. اين نشريه كه به سر دبيرى بهمن جلالى و رعنا جوادى آماده مى شود از اين پس هر سه ماه يكبار منتشر خواهد شد.
|
|
|
|
|
كارنامه
چهل و سومين شماره ماهنامه فرهنگى، ادبى، اجتماعى «كارنامه» ويژه تير ماه به بازار نشر وارد شد. در شماره جديد كارنامه مطالبى از منوچهر آتشى، اسدالله امرايى، سپيده زرين پناه، حافظ موسوى ، فتح الله بى نياز و... به چاپ رسيده است .همچنين از ديگر مطالب كارنامه مى توان به آثارى از نورى اشنايدر آدامز، فرهاد پيربال ، ديديه كاان، لارس گلين اشتين، تو بياس و.لف و جى. داور ويلسون اشاره كرد.
|
|
|
|
|
آموزش هنر
يازدهمين شماره نشريه داخلى مركز گسترش آموزش هاى هنرى منتشر شد. اين نشريه كه با همت مركز گسترش آموز شهاى هنرى منتشر مى شود حاوى اين مطالب است : چگونه هنر را در مركز برنامه آموزشى ياد بگيريم، رابطه بين مديريت و متخصص هنر دبستان، آموزش هنر در مدارس ابتدايى ( مبانى نظرى، رويكردها، ويژگى ها)، آموزش موسيقى در انگلستان، روش نقاشى گل با آبرنگ، نگاهى به برنامه ريزان درسى ، استفاده از ICTدر آموزش موسيقى و...
|
|
|
|
|
پنجشنبه بازار كتاب
بازار در سيطره پژوهش
گروه فرهنگ و هنر ـ هفته اى كه گذشت بازار نشر در حوزه ادبيات به لحاظ كمى هفته اى كم رونق را سپرى كرد. فقر كتابهاى شعر همچنان تداوم دارد. اما چاپ خاطرات، پژوهش ، آثار تاريخى وسياسى قابل تأمل است. مرورى داريم بركتابهايى كه درهفته هاى گذشته برپيشخوان كتابفروشى ها قرار گرفتند. | داستان، رمان «سه شنبه هاى راه راه وثانيه هاى سربى» رمانى به قلم ليلى فرهادپور نويسنده و روزنامه نگار است كه رويدادهاى سياسى وفرهنگى دهه هفتاد جامعه ايران را دستمايه اين اثر قرار داده است. ناشر اين كتاب انتشارات روشنگران ومطالعات زنان است. «يك نوشيدنى درخيابانى كه بار ديگر از آن نخواهى گذشت» مجموعه دوازده داستان كوتاه و يك نمايشنامه به قلم دكتر ايرج نوبخت است كه نشر دنياى نو چاپ ومنتشر كرده است. «روز بى كسى » مجموعه اى از نمايشنامه هاى ناصر كوشان است كه انتشارات كتاب ايران به بازار فرستاد. چوگان باز، رؤياى نيمه شب ، عكس يادگارى عناوين بخشى از هفت نمايشنامه «روز بى كسى» است . نشر مركز هفته گذشته مجموعه اى از برجسته ترين داستانهاى كوتاه دوقرن اخير از ادگار آلن پو، كافكا، جويس، وولف، هرمان ملويل، كورتاسار و… را با انتخاب وترجمه حسن افشار دركتابى به نام «يك درخت، يك صخره ، يك ابر» تجديدچاپ كرد. مترجم اين كتاب را در سه بخش تدوين كرده كه «دوران اول » با شنل گوگول آغاز مى شود. «عصرطلايى» با اثرى از توماس مان و دوران معاصر با داستانى از بورخس، اين كتاب ۸۲۲ صفحه با جلد گالينكور به چاپ سوم رسيد. نشر مركز كتاب «معصوميت وتجربه» كه درآمدى برفلسفه ادبيات كودك به قلم مرتضى خسرو نژاد بود را به چاپ دوم رساند. در حوزه ادبيات كودك و نوجوان انتشارات كاروان رمان «جزيره شگفت انگيز يو» اثر فرانك بوئم نويسنده آمريكايى را با برگردان متين پدرامى به بازار فرستاد. همين ناشر «ماجراهاى جويندگان گنج» اثر اى.بى. نسبيت باترجمه صوفيا محمودى را هم چاپ ومنتشر كرده است. مجموعه سه جلدى«بچه هاى كوچه» به قلم محمدميركيانى توسط كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان به بازار آمد. «گرد آفريد» براساس داستانى از شاهنامه همراه با تصويرهاى على اكبر صادقى از سوى همين انتشاراتى منتشر شد. چاپ اول اين كتاب در سال ۵۲ منتشر شده بود. «شال بامو» رمانى به قلم فريده لاشايى است كه چاپ اول آن زمستان ۸۲ به بازار آمده بود، اكنون به چاپ دوم رسيد. ناشر اين كتاب انتشارات بازتاب نگار است. همين ناشر «اوالونا» اثر ايزابل آلنده با ترجمه خليل رستم خانى را به بازار فرستاد. اوالونا در سال هاى گذشته باترجمه هاى ديگرى نيز منتشر شده بود. «صدسال تنهايى» اثر شاخص گابريل گارسيا ماركز كه برنده نوبل ۱۹۸۲ شده بود و ترجمه هاى متفاوتى از آن درايران منتشر شده، به قلم كيومرث پارساى براساس متن كامل آخرين نسخه اسپانيايى كه در سال ۹۹ ميلادى توسط نويسنده ويرايش شده، به فارسى برگردانده شد و توسط نشر آريابان در كمتر از دوماه به چاپ دوم رسيد. «آبروى از دست رفته كاترينابلوم» يكى از شاخص ترين آثار هاينريش بل با ترجمه حسن نقره چى از سوى انتشارات نيلوفر به بازار آمد. اين رمان كوتاه قبل از انقلاب به قلم شريف لنكرانى ترجمه و از سوى انتشارات خوارزمى منتشر شده بود كه سال ها در بازار كتاب ناياب بود. «گرسنه » رمانى از كنوت هامسون با ترجمه احمدگلشيرى است كه مؤسسه انتشارت نگاه آن را چاپ ومنتشر كرده است. احمدگلشيرى مجموعه اى از رمان هاى كوتاه وكلاسيك هاى مدرن را در دست ترجمه دارد كه از اين مجموعه هفته گذشته «دوئل» از چخوف را ترجمه وتوسط همين ناشر به بازار فرستاد و هفته آينده رمان«سال هاى سگى» را منتشر مى كند. مؤسسه انتشارات نگاه رمان «بابك» اثر جلال برگشاد با ترجمه رحيم رئيس نيا و رضا انزابى نژاد را تجديد چاپ كرده است. اين رمان تاريخى هم اكنون به چاپ نهم رسيد. «تير خلاص» داستان هاى كوتاه امبروز بيرس طنزنويس مشهور آمريكايى است كه با ترجمه عليرضا طاهرى عراقى از سوى نشر كتاب نادر منتشر شد. همين ناشر متن كامل خاطرات محمود فروغى فرزند محمدعلى فروغى و سفير سابق ايران درآمريكارا چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب از مجموعه طرح تاريخى شفاهى ايران به كوشش حبيب لاجوردى فراهم آمده است. «نقاب» رمانى از احمدانتظارخير از سوى نشر علمى به بازار آمد. «ميراث تاجماه» رمان تازه اى از فريده گلبو را همين ناشر منتشر نمود. «جار و جنجال در باغ گواوا» رمانى ازكى ران دساى نويسنده هندى الاصل مقيم آمريكا است كه به قلم فروغ پورياورى ترجمه و توسط نشر علم به بازار آمد. اين اثر به عنوان بهترين آثار نوشتارى هند جاى گرفت و ابتدا به صورت پاورقى در نشريه نيويورك منتشر شد. «زنده ام كه روايت كنم» اولين جلد از خاطرات گابريل گارسيا ماركز است كه با ترجمه كاوه ميرعباسى از متن اسپانيايى به فارسى برگردانده شد و از سوى نشر نى به بازار آمد. اين كتاب با ترجمه ديگرى در واپسين روزهاى سال ۸۲ هم توسط ناشرى ديگر منتشر شد. «درباره ادبيات و هنر» مجموعه مقالاتى از لوكاچ، ماركس، گرامشى، تامسون و … است كه به قلم اصغر مهدى زادگان از سوى مؤسسه انتشارات نگاه به بازار آمد. «جيمز جويس» نويسنده مشهور ايرلندى و خالق اوليس برترين رمان قرن بيستم عنوان كتابى از چستر جى. اندرسن است كه به مناسبت صدمين سال تولد اوليس توسط ماهرخ دبيرى، ملك كاشى و احمد ميرعابدينى به فارسى ترجمه و از سوى نشر فرازان به بازار آمد. چاپ جديدى از گلستان سعدى براساس نسخه تصحيح شده محمدعلى فروغى با مقدمه، شرح، توضيحات، تعليقات و فهارس از دكتر منوچهر دانش پژوه عضو هيأت علمى دانشگاه علامه طباطبايى به بازار كتاب عرضه شده است. اين كتاب توسط انتشارات هيرمند در ۳۸۰۰ نسخه چاپ شده است. | سياست، تاريخ، هنر «اكولوژى ماركس، ماترياليسم و طبيعت» اثرى از جان بلامى فاستر با ترجمه اكبر معصوم بيگى است كه نشر ديگر به بازار فرستاد. «ماركسيم و نقد ادبى» اثر ترى ايگلتون كتاب ديگرى است كه اكبر معصوم بيگى آن را ترجمه و نشر ديگر منتشر كرد. همين ناشر «سه چهره دموكراسى» اثر مكفرسن با برگردان مجيد مددى را به بازار فرستاد. «نامه هاى ماكسيم گوركى» اثر ديگر اين ناشر با ترجمه حسين نير منتشر شده است. «اميرعباس هويدا» به روايت اسناد ساواك عنوان كتابى است كه تحت عنوان رجال عصر پهلوى از سوى مركز بررسى اسناد تاريخى تدوين و تأليف و منتشر مى شود. جلد اول هويدا منتشر شده و جلد دوم آن در راه است. ناشر اين كتاب اميدوار است با ورود اين حجم از اطلاعات به حوزه تاريخ معاصر ايران، راه پژوهش هاى تازه درباره انقلاب اسلامى هموار گردد. همين مؤسسه تحقيقاتى از مجموعه چپ در ايران به روايت اسناد ساواك «حزب توده در خارج از كشور» را در دو جلد چاپ و منتشر كرده است. كتاب دوازدهم و سيزدهم از مجموعه «انقلاب اسلامى به روايت اسناد ساواك» نيز توسط مركز بررسى اسناد تاريخى تدوين و منتشر شده است. مجموعه مقالات « همايش اسناد و تاريخ معاصر» در آذر ۱۳۸۱ در سه جلد كتاب فراهم آمده و مركز بررسى اسناد تاريخى به عنوان ناشر آن را چاپ و منتشر كرده است. بيست و ششمين جلد از كتابهاى ياران امام به روايت اسناد ساواك به «شهيد آيت الله دكتر محمد مفتح» اختصاص داده شده كه مركز بررسى اسناد تاريخى به عنوان تدوينگر و ناشر آن را چاپ و منتشر كرده است.
|
|
|
|
|
به بهانه فستيوال چكناواريان درتالار وحدت
عرصه خالى موسيقى!
|
|
|
در برگزارى يك فستيوال موسيقى، شايد عجيب نباشد كه نام يك موسيقيدان بر عنوان فستيوال نقش ببندد. اما موضوع زمانى عجيب و جالب مى شود كه بدانيد اين موسيقيدان، خود برگزاركننده فستيوالى براى خود و با نام خود است. نگران نباشيد! موضوع چندان هم پيچيده نيست. از اواخر خردادماه، تالار وحدت شاهد اجراى متوالى اركستر در تالار رودكى، به رهبرى لوريس چكناواريان در فستيوالى تحت همين نام بوده است. اگر از چكناواريان و موسيقى اش بگذريم و مسائل پشت پرده حضور متوالى و مستمر او را در ايران ناديده بگيريم، برگزارى اين فستيوال بهانه اى است كه به ماجراى بنياد رودكى كه برگزاركننده اين كنسرت وفستيوال بوده است، بپردازيم. از سال ،۱۳۸۰ زمزمه هاى تأسيس بنياد رودكى به عنوان عالى ترين مرجع اجرايى تئاتر و موسيقى بر سر زبانها افتاد. اين بنياد نيمه خصوصى ـ نيمه دولتى قرار بود چهار مركز عمده شامل تالاروحدت، تئاترشهر، مجتمع فرهنگى آزادى و فرهنگسراى نياوران را تحت تكفل خود درآورد. شايعه ها حكايت از آن داشت كه امور اجرا و برنامه ريزى درعرصه تئاتر و موسيقى به اين بخش واگذار شده و مراكز موسيقى و تئاتر تنها به صدور مجوز و نظارت بر حسن اجرا خواهندپرداخت. خصوصى سازى شعارى است كه طى سالهاى اخير ورد زبان بسيارى از مسؤولين و سياستگذاران بوده است. اين شعار كه رفته رفته در بسيارى عرصه هاى اقتصادى ـ اجتماعى شكل عملى و جدى به خود گرفته حوزه فرهنگ را نيز بى نصيب نگذارده است. تأسيس رسمى بنياد رودكى در سال گذشته و آغاز فعاليتهاى آن درسال جارى، مهر تأييدى بر اين رويه است. حال تا چه اندازه اين بنياد مى تواند موفق عمل كند، نياز به گذشت زمان دارد. اما آنچه مسلم است، فرهنگ در كليت خود با چالش ها و مسائلى روبروست كه آن را از ساير فعاليتهاى اقتصادى جامعه متمايز مى كند. در نگاه اول فعاليت فرهنگى، حركتى منفعل و تثبيت شده است كه نه تنها رويكرد اقتصادى ندارد بلكه نياز به بودجه و امكانات در امور اجرايى نيز دارد. به عنوان مثال جشنواره ها و گردهمايى هاى موسيقى در همه سالهاى گذشته تنها با بودجه و امكانات دولتى، قابل اجرا بوده است. اما بحث اقتصاد و فرهنگ رويه ديگرى نيز دارد. بازنگرى در مبانى توسعه جامعه و توجه جدى به فرهنگ، دو حركت بنيادين را باعث خواهد شد. رشد و ارتقاى فرهنگ از يك سو و حركت به سوى فعاليتهاى اقتصادى گسترده هنر از سوى ديگر، دو طيف مهم در نگاه توسعه اى مبتنى بر فرهنگ نهفته است. كشور ايران داراى سرمايه ها و ذخاير عظيمى است. واقعيت آن است كه ميزان رشد و ارتقاى ما در عرصه صنعت اگر نگوييم ضعيف اما در حدى پايين بوده است. در سطحى ديگر، با ذخاير و منابعى گسترده از فرهنگ روبروييم كه با برنامه ريزى كلان، نه تنها شاهد رشد فرهنگى خواهيم بود، كه به سمت و سوى نوعى رشد اقتصاد فرهنگى كشانده خواهيم شد. امروزه در اروپا جشنواره ها، فستيوالها و همايش هاى مختلفى مثلاً در حوزه موسيقى اجرا مى شود. مركز موسيقى و يا بنياد تازه تأسيس رودكى مى تواند با اجراى سيستم هاى اصولى و برنامه ريزى بلندمدت، زمينه را براى حضور گسترده و شبكه اى گروههاى ايرانى اعم از موسيقى كلاسيك ايران و موسيقى نواحى فراهم آورد. در طولانى مدت، اين رويكرد، نه تنها با ايجاد انگيزه، رقابت و حضور مداوم، زمينه رشد جريانهاى فعال موسيقى را سبب خواهدشد، كه از سوى ديگر، شرايط درآمدزايى و رشد اقتصاد هنر موسيقى را نيز فراهم خواهدكرد. در هرحال، بنياد رودكى را بايد به فال نيك گرفت. هرچند در بدو ورود به حوزه موسيقى، عملكرد بنياد براى هر موسيقيدان جدى و آگاه، همچنان عجيب بوده است. فستيوال موسيقى چكناواريان، پديده اى نيست كه به راحتى بتوان از كنار آن گذشت. در حالى كه بسيارى از موسيقيدانان جدى و برجسته ايرانى، مجالى براى بروز و حضور نداشته و اغلب آنان گوشه انزوا گزيده اند، اين رهبر ارمنى طى سه سال گذشته، عرصه را براى تاخت و تاز، خالى ديده است، درحالى كه بسيارى از آهنگسازان و رهبران بنام ايرانى، به گوشه انزوا خزيده اند يا رخت مهاجرت از ايران بسته اند. بى مناسبت نيست اگر بپرسيم هوشنگ استوار كجاست؟ ثمين باغچه بان كجاست؟ رهبرانى نظير فرهاد مشكواة، على رهبرى، چه مى كنند؟ برادران صهبايى چرا ديگر در ايران حضور ندارند. نوازندگان برجسته اى چون منوچهر انصارى، خادم ميثاق و بديعى كجا هستند؟ از سه سال پيش كه اركستر ۱۸۰نفره ارمنستان به رهبرى چكناواريان در ايران حضور يافت، اجراهاى متعدد اين رهبر با اركسترهاى مختلف گويا به يك سنت موسيقى بدل شده است. انواع و اقسام اجراها با اصول و مبانى دور از سنت اين موسيقى موفقيت اين رهبر بشاش و ظاهراً مهربان و خندان را فراهم آورده است. اما صهبايى كناره گيرى مى كند. نوازندگان اركستر بخصوص در سازهاى بادى تحليل مى روند و از ديگر آهنگسازان ايرانى خبرى نيست.
|
|
|
|
|
راه رفتن روى مرز
|
|
|
نقدى بر اثر «ناشكيبا» با صداى همايون شجريان
يك اثر هنرى را مى توان از جنبه هاى مختلف مورد بررسى قرار داد، در نحوه ارتباط مخاطب با هر اثر هنرى بايد محتواى اثر، شيوه كار و هدف مصنف مورد توجه قرار گيرد. آلبوم «ناشكيبا» به آهنگسازى اردشير كامكار و با صداى همايون شجريان اثرى است كه در حوزه اى نامشخص از موسيقى قرار دارد، زيرا «ناشكيبا» داراى هويت مستقلى در موسيقى نيست. بحث هويت در موسيقى بايد با داشتن ايده روشن، كسب دانش نظرى و عملى عميق و جست وجو در اصالت هاى انديشگرانه فرهنگ موسيقى شكل پذيرد. اما در مواجهه با اين اثر دچار نوعى بلاتكليفى و سردرگمى هستيم. در ارزيابى اين اثر، يكى وجه كمى (تكنيك هاى اجرايى و نحوه آوازخوانى) و ديگرى وجه كيفى (روح حاكم بر اثر و محتواى آن) بايد مورد توجه قرار گيرد. از جنبه وجه كمى، اين اثر هرگز در حد و اندازه نام و آوازه مجريان آن نيست. اردشير كامكار بى شك از نوازندگان خوب و با تكنيك كمانچه در دو دهه اخير بوده است ولى بايد دانست كه وارد شدن در حوزه آهنگسازى و تصنيف سازى وسواس و دقت نظر بيشترى را طلب مى كند و قطعاً هر نوازنده اى جايز به ورود به عرصه آهنگسازى نيست. اردشير كامكار و بقيه اعضاى خانواده كامكارها را مى توان تنها به عنوان نوازندگان خوب در اجراى كارهاى گروهى دانست كه نوازنده قطعات ساخته و پرداخته موسيقيدانانى نظير: محمدرضا لطفى، حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان باشند، بى شك سابقه همكارى كامكارها با نامبردگان دليلى موجه براين مدعا است. به نظر مى رسد اجراى ترانه ها و قطعات عاميانه موسيقى كردى با تنظيم هاى عامه پسند، سطح موسيقى كامكارها را تنزل داده است. قطعات ساخته شده در اين اثر با وجود تعدد نوازندگان هرگز داراى وجاهت لازم براى نوازنده اى با سابقه اردشير كامكار نيست. تصانيفى كه نه از تلفيق خوب شعر و موسيقى بهره اى برده اند و نه از جملات خوب و تأثيرگذار موسيقى، هرچند كه برخى از تصانيف موجود در آلبوم ياد شده يادآور تصانيفى از فرامرز پايور (بت عيار) و كيهان كلهر (اى عاشقان) است. خواننده اثر «ناشكيبا» همايون شجريان بى شك از توانايى تكنيكى و موسيقايى بالايى برخوردار است و آواز «شور» ارائه شده در آلبوم گواهى بر اين مدعاست هرچند كه «جواب آواز»ها جز در برخى از جملات داراى استحكام و بيان موسيقى درخور آواز نيست. در روى «ب» نوار اين اشكال گريبانگير همايون شجريان و اردشير كامكار توأمان است. اين حقيقت كه هيچ يك از كامكارها خود را به عنوان نوازنده اى «ويرتئوز (تكنواز)» به جامعه موسيقى معرفى نكرده اند نيز تبديل به معضلى براى آنها گشته است. شايد آنها وقوفى به مرتبه بالا و شامخ تكنواز بودن در حوزه موسيقى شرق ندارند و به همين سبب است كه هويت موسيقى خود را در قالب گروه نوازى خانوادگى يا ژست هاى آهنگسازى مى بينند. نكته قابل تأمل درباره همايون شجريان اين است كه چطور همنشينى او با موسيقيدانانى نظير حسين عليزاده و كيهان كلهر و همكارى در اجراى كنسرت و ارائه آثارى نظير «زمستان است»، «بى تو به سر نمى شود» و «فرياد» به همراه پدرش محمدرضا شجريان در پرورش حساسيت او براى ارائه «اثر» و انتصاب نوع موسيقى نقشى نداشته است. آلبوم قبلى همايون شجريان و اثر جديد او بى شك نشانگر نداشتن انديشه اى عميق و بيانى مستقل در موسيقى است. خواننده بايد بداند صرفاً داشتن توانايى و احاطه بر مطالب موسيقى تنها شرط لازم نيست، نحوه استفاده از دانسته ها و بيان آنها امرى مهم تر از اين توانايى است. اگر او بتواند مرز ميان موسيقى جدى و هنرى را از موسيقى غيرجدى و غيرهنرى بشناسد و از راه رفتن روى اين مرز بپرهيزد، بى شك در ارائه آثارش حساسيت بيشترى به خرج مى دهد. خوشبختانه همايون شجريان مانند ديگر نوازندگان و خوانندگان جوان، دچار بعضى از معضلات مانند: پيدا كردن ناشر براى انتشار اثر، نگرانى از بابت عرضه و فروش و نداشتن مخاطب نيست. نداشتن دغدغه هايى اين چنينى مى تواند هر مؤلف جوانى را به سمت ارائه كار هنرى و جدى تر سوق دهد. على پندار
|
|
|
|