پنجشنبه ۱۸ تير ۱۳۸۳ - ۱۹ جمادى الاول ۱۴۲۵
Thu, Jul 8, 2004
گفت و گو
سال دهم - شماره ۲۸۴۶
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
چشم انداز
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
در گفت وگو با محمدرضا كردى، استاد دانشگاه
پاى صحبت «مايكل اوون» فوتباليست شاخص انگليس
در گفت وگو با محمدرضا كردى، استاد دانشگاه
مقاومت مخفى
در برابر علمى كردن ورزش
172524.jpg
سعيد پورزند

سالهاست كه بحث علمى كردن ورزش به سبب بروز شكستها و ناكامى تيمهاى مختلف ملى مطرح مى شود اما هر بار كه حساسيتها اوج گرفته بعد از مدتى دوباره فروكش مى كند. اين در شرايطى است كه در پى تدوين طرح جامع تربيت بدنى و ورزش، انتظاراتى در جهت خروج از چرخه سنتى ديدگاههاى حاكم بر فضاى رشته هاى مختلف ورزشى شكل گرفته است. يكى از مواردى كه مى تواند در اين ارتباط مثمرثمر واقع شود، جذب نيروهاى تحصيلكرده و متخصص در امر تربيت بدنى و جذب آنان توسط دستگاه ورزش و زيرمجموعه هايش است.
به واقع آنچه كه به صورت علم و تحقيق در نزد اساتيد تربيت بدنى وجود دارد بايد به شكلى قابل قبول به مرحله اجرايى وارد شود تا شاهد ايجاد ثبات و حركت رو به رشد در بخش ورزش كشور باشيم. موضوعى كه براى سالها به عنوان يك اختلاف فكرى ميان مسؤولان وفعالان دانشگاهى مطرح بود. در همين ارتباط و نظر به قرار گيرى طرح جامع در روند اجرايى آن، با دكتر محمدرضا كردى استاد دانشگاه و مدير كل دفتر تحقيقات و امور فرهنگى سازمان تربيت بدنى به گفت وگو نشستيم.
| نسبت به علمى كردن ورزش چه تفاوتى در نگاه مسؤولان كنونى ورزش با مسؤولان پيشين به وجود آمده است؟
< اگر بخواهيم وضع كنونى را با سالهاى گذشته مقايسه كنيم بايداذعان داشت نگاه سازمان تربيت بدنى و مسؤولان مربوطه در هر دوره اى بسته به شرايط موجود، نگاهى خاص و شايد يك بعدى به ورزش بوده است. به عنوان مثال در مقطعى به ساخت و سازها توجه شده، در مقطعى ديگر ايجاد ساختارهاى جديد لحاظ شده، در جايى داشتن برنامه و برنامه ريزى كلان و جامع در ورزش كشور در نظر گرفته شده و در برهه اى تربيت نيروى انسانى مدنظر قرار گرفته است. در واقع به نظر مى رسد در هر دوره اى، خلأ وجودداشته و آنطور كه بايد و شايد به آن پرداخته نشده است.
| در گذشته ديدگاه حاكم در قبال حضور نيروهاى تحصيلكرده چگونه بود و اكنون براى نزديك كردن جامعه دانشگاهى به بدنه اجرايى ورزش چه اقداماتى صورت گرفته است؟
< ما در مقطعى طى ۱۵ـ۱۰سال گذشته با يك نوع سياست انقباضى براى حضور نيروهاى تحصيلكرده در ورزش كشور مواجه بوديم و واقعاً بحث جدا بودن نيروهاى دانشگاهى از مراكز اجرايى ورزش در ساليان گذشته كاملاً محسوس و مشهود بود. آنچه در اين دوره در بخش معاونت فرهنگى ـ آموزشى سازمان تربيت بدنى رخ داده، اين است كه ما سياست نزديك كردن نيروهاى دانشگاهى و تحصيلكرده به دستگاههاى ورزشى را دنبال كرده ايم و با وجود آن سابقه گذشته و سياست انقباضى، خوشبختانه گامهاى مؤثرى برداشته شد.
هر چند اين اقدامات كافى نيست ولى اين امر اتفاق افتاد و عملاً حضورنيروهاى دانشگاهى را در برخى از فدراسيونها و ادارات كل شاهد هستيم. براى اين مهم روشهايى مثل عضويت اعضاى هيأت علمى دانشگاهها در كميته هاى تحقيقات ادارات كل تربيت بدنى و فدراسيونها را به كار گرفتيم.
| در خصوص حضور نيروهاى تحصيلكرده در باشگاهها نيز اقدامى صورت گرفته است؟
< باشگاهها بايد خودشان اين قضيه را دنبال كنند واگر اعلام نياز نمايند ما به آنها كمك مى كنيم. آنچه در شرايط فعلى شكل گرفته اين است كه ما علاوه بر حضور اعضاى هيأت علمى در كميته هاى تحقيقاتى، از آنان به عنوان مدرس كارگاههاى آموزشى استفاده مى كنيم. بطورى كه در نقاط مختلف كشور كارگاههاى متعددى را برگزار كرديم. هم اكنون نيز بالغ بر ۴۰نفر از اعضاى هيأت علمى دانشگاهها بطور مستقيم در كميته هاى تحقيقاتى استانها و فدراسيونها و همچنين به عنوان مدرس همكارى دارند. در اين راستا تقريباً استانهاى مهم كشور تحت پوشش قرار دارند.
| در شرايط فعلى بحث علمى كردن ورزش تا چه حد به صورت جدى دنبال مى شود؟
< اعتقاد ما اين است كه بطور جدى از نظر تئورى خيلى جلوتر از برنامه هاى اجرايى و عملياتى هستيم چرا كه اطلاعات زيادى نزد اساتيد و عالمان ورزش وجود دارد كه متأسفانه زمينه هاى اجرايى آنها كم است و بايد بيش از گذشته در ميادين عمل به آنها پرداخت. در اين ارتباط يكى از اقدامات كاربردى، به كارگيرى مباحث تئورى در فرآيند آماده سازى تيمهاى ملى است. به عنوان مثال كميته علمى ـ فرهنگى ستاد بازيهاى المپيك۲۰۰۴ آتن و بازيهاى آسيايى۲۰۰۶ قطر وزير مجموعه هاى آن مانند كميته تست دوپينگ، كميته نظارت و كميته پزشكى ـ ورزشى تشكيل شده اند. اين كميته ها به دنبال تحقق اين مسأله هستند كه ما مباحث علمى را در برنامه هاى عملياتى فدراسيونها جارى كنيم. منتها اين مهم نيازمند زمان و صبر و حوصله است تا بتدريج از اين روند سنتى خارج شده و فرآيند علمى را بر مجموعه فعاليتها حاكم كنيم. از طرفى تدوين و اجراى طرح جامع ورزش كشور به تحقق اين فرآيند كمك زيادى خواهد كرد و بسيارى از مباحث علمى از طريق تحقق اين طرح در كشور نهادينه مى شود.
| چه زمانى مى توانيم شاهد اثربخشى اين اقدامات باشيم؟
< همانطور كه مى دانيد بحث اثربخشى بلافاصله قابل اندازه گيرى نيست. آنچه براى ما حايز اهميت بوده اين است كه در اين هياهو و فضاى اجرازدگى ما توانستيم نقطه نظرات مديران و مسؤولان را به سمت مباحثى علمى، آموزشى و پژوهشى جلب كنيم تا اينها به سمت مشاركتهاى علمى بيايند. ما توانستيم با از بين بردن سياستهاى انقباضى، اين سه را بشكنيم.
به طورى كه وضعيت كنونى با گذشته غيرقابل مقايسه است و در حال حاضر خلأ حضور متخصصين ورزش كشور درعرصه هاى مختلف به خوبى احساس مى شود. اميدواريم اين حركت تداوم يابد و هر چه جلوتر مى رويم شاهد حضور گسترده اساتيد، متخصصين و كارشناسان واقعى در صحنه هاى تصميم گيرى ورزش باشيم.
| دراين باره چه موانعى وجود دارد؟
< بدنه سازمان سالها به وضعيتى كه داشته عادت كرده و مقاومت مى كند به همين خاطر ايجاد تغيير نگرش به زمان نياز دارد. درست مثل طرح جامع كه همين واكنشها در قبال آن احساس مى شد اما مرور زمان خيلى ها را همسو كرد. درواقع ما براى علمى كردن ورزش با همين نوع مشكلات مواجه هستيم. وقتى تدوين يك طرح با برخى ذهنيت هاى خاص كه برخاسته از داشتن تفكر سنتى آن افراد است روبرو مى شود، مشخص است كه فرآيند علمى كردن ورزش خيلى سريع اتفاق نمى افتد و نياز به برنامه ريزى اساسى و مستمر دارد. عقيده دارم علمى كردن ورزش ابزار مى خواهد و ابزار آن هم در اختيار متخصصين و اساتيد تربيت بدنى است و تا زمانى كه شرايط را براى حضور گسترده متخصصان و اساتيد فراهم نكنيم، علمى كردن ورزش اتفاق نمى افتد. از همين رو افراد متخصص بايد قدم جلو بگذارند، دلسوزى و احساس وظيفه كنند و چنانچه شرايط هر چند كاملى هم براى حضورشان فراهم نشد، در مقاطعى كه اين امكان به وجود آمد، اقدام نمايند. هم اكنون از سوى برخى از مديران اجرايى ورزش اين گله مندى از اساتيد وجود دارد كه تمايلى به حضور نشان نمى دهند.
| نگاه برنامه توسعه به فرآيند علمى كردن ورزش چه بوده و ميزان استقبال فدراسيونهاى ورزشى از اين امر تا چه حد بوده است؟
< در برنامه هاى اول و دوم توسعه، توجه به مبانى علمى در ورزش مورد تأكيد خاص بوده، در برنامه سوم مورد اشاره قرار گرفته و برنامه چهارم نيز برمبناى علمى شدن ورزش نوشته شده و اين امر شايد به عنوان مهمترين بخش مورد اشاره قرار گرفته است. درخصوص استقبال فدراسيونها نيز بايد بگويم زمانى فدراسيونها جواب نمى دادند اما الان فضايى براى تعامل ايجاد شده است و احساس مى كنيم دستگاهى مشغول بررسى است. البته يك سرى هنوز توجيه نشده اند و برخى استقبال كرده اند كه روانشناس يا بدنساز مى خواهيم. در هيچ دوره اى اين تعامل بين دانشگاهها و بخشهاى عملياتى اجرايى ورزش كشور وجود نداشته و فدراسيونها و هيأتها بايد از آخرين يافته هاى علمى استقبال كنند. مگر چقدر مى توان به روشهاى سنتى و آزمون و خطا اتكا كرد؟ هر بار كه در ميدانى برنده مى شويم براى ده سال عقب مى افتيم. چند سال است كه تيم هاى نوجوانان، جوانان و اميدمان نتيجه نمى گيرند؟
آيا بدون توجه به مباحث و مبانى علمى كسب ۷ مدال در المپيك ۲۰۰۸ و ۱۱ مدال در المپيك ۲۰۱۲ امكان دارد؟ آيا مى توان به تصاحب ۴۵ مدال در بازيهاى آسيايى ۲۰۰۶ و ۵۵ مدال در بازيهاى آسيايى ۲۰۱۰ اميد داشت؟ پس لزوم تغيير بينش احساس مى شود و بايد بپذيرند كه از متخصصين در ابعاد مختلف استفاده شود.
اينكه علمى شدن ورزش مورد توجه جدى قرار نمى گيرد به نقش مسؤولين، رسانه ها و متخصصان بازمى گردد. به عنوان مثال ما براى گماردن مديران در رده هاى مختلف مديريتى بايد تعيين ضابطه كنيم و شرايط احراز پستهاى مديريتى در فدراسيونها و ادارات كل را ايجاد نماييم. اكنون واقعاً اين پرسش مطرح است كه هركسى مى تواند رئيس يك فدراسيون شود؟ چه ويژگى هايى براى تصدى اين پست لازم است؟ و …
| جايگاه پژوهش در ورزش چگونه است؟ و چه ميزان بودجه تحقيقاتى از سوى سازمان براى كارهاى تحقيقاتى لحاظ شده است؟
< ما براساس بند قانونى كه مصوب است، موظف شديم نسبت به سازماندهى امر پژوهش در ورزش با همكارى وزارت علوم، تحقيقات و فن آورى اقدام كنيم. با توجه به آنكه نهاد و متولى اصلى پژوهش در كشور وزارت علوم است، از طريق پژوهشكده تربيت بدنى وزارت علوم، قدم هاى اوليه برداشته شد و در اجرا هم ما از طريق دعوت از رئيس پژوهشكده و مديركل تحقيقات و توسعه تربيت بدنى وزارت آموزش وپرورش، در جلسات شوراى تحقيقات و مطالعات سازمان عملاً اين كار را شروع كرديم. در سال گذشته هم حدود ۳۰۰ ميليون تومان بودجه تحقيقاتى داشتيم. ولى ما در امر تحقيق و پژوهش، با مشكلاتى مواجه هستيم چرا كه جنس پولى كه داريم از جنس پول تحقيقاتى نيست و برخلاف روالى كه در دانشگاهها و مراكز پژوهشى براى هزينه كردن اعتبارات پژوهشى وجود دارد، چنين موضوعى در سازمان تربيت بدنى نيست. از سوى ديگر معمولاً براى هزينه كردن بودجه هاى تحقيقاتى گرفتار بوروكراسى ادارى و مالى هستيم.
| آنچه كه در امر تحقيقات در ورزش كشور به چشم مى خورد اين است كه كارها به شكل موازى و از سوى دستگاههاى مختلف پى گرفته مى شود. نظر شما در اين باره چيست؟
< ما بايدتعريف دقيقى از ارتباط سازمانى دستگاههاى ورزشى براى جلوگيرى از كارهاى موازى داشته باشيم و بودجه فرآيند علمى شدن ورزش را از ساير بودجه ها تفكيك كرده و از روند جابجايى بودجه ها واقعاً جلوگيرى كنيم. البته اين كار در سازمان به  خوبى اتفاق افتاده است. اينكه دقتر تحقيقات در بخش پژوهش چه وظيفه اى دارد و يا وظايف آكادمى ملى المپيك، دانشگاهها، پژوهشكده تربيت بدنى، فدراسيونها و ادارات كل چه هست؟ پرسشى است كه بايد در جواب آن گفت، هيچ چاره اى نداريم جز آنكه كارى را ملى تعريف كنيم و از كارهاى موازى بپرهيزيم.
پاى صحبت «مايكل اوون» فوتباليست شاخص انگليس
ديدار انگليس و فرانسه به تاريخ نبردهاى كلاسيك پيوست
172515.jpg
مايكل اوون بى نياز از معرفى است. او همپا با ديويد بكام شناخته شده ترين فوتباليست انگليس و از ستاره هاى فروزان فوتبال جهان از ۱۹۹۷ به اين سو بوده و هر چند در ليورپول به جام هاى درجه دوم اكتفا كرده و با تيم ملى انگليس هم در جام هاى جهانى ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ به دستاورد فوق العاده اى نرسيد و يورو ۲۰۰۴ هم براى او و يارانش بى حاصل باقى ماند، اما در مهارت هاى والاى فردى اين فوتباليست ۱۷۲ سانتى مترى و ۶۸ كيلويى متولد شهر چستر انگليس ترديدى وجود ندارد و او به گفته ناظران و شخص خودش نه فقط از كوتاهى قد و كوچكى جثه اش ضررى نديده، توانسته است از آنها به عنوان عاملى مؤثر براى «حركت پنهان» در محوطه جريمه حريفان سود جويد و با ظهور هاى ناگهانى و حرفه اى گرى خود ضرباتى كارى و سريع را به حريفان وارد كند.
ببينيم خودش درباره ديروز و امروز و فردا چه مى گويد.
\ اولين خاطره اى كه از پرداختن به فوتبال داريد، كدام است؟
> قضيه برمى گردد به زمانى كه۵ يا ۶ سال بيشتر نداشتم. پدرم عادت داشت كه من و دو برادر بزرگم ترى و اندرو را به پارك محل ببرد و با ما فوتبال بازى كند. معمولاً كار به يك بازى «دو به دو» كشيده مى شد. من و پدرم يك تيم را تشكيل مى داديم و ترى و اندرو تيم ديگر را.
در آن زمان نيز مثل امروز ديوانه  گلزنى بودم. پدرم متوجه استعداد خاص من در فوتبال شده بود.
وقتى در مسابقات فوتبال مدارس شركت كردم و براى تيم مدرسه دى سايد به ميدان آمدم، توانستم در يك فصل ۹۷ گل بزنم كه بالاتر از ركورد گلزنى ايان راش (گلزن افسانه اى و ولزى سابق ليورپول) بود.
\ و بعد؟
> همان موقع بود كه باشگاههاى حرفه اى به من علاقه مند شدند.
\ آيا از همان موقع ليورپول را دوست داشتيد؟ چگونه عضو اين تيم شديد؟
> حقيقت آن است كه من اورتون (همشهرى و رقيب بزرگ ليورپول) را دوست داشتم. دليل آن مشخص است. پدرم (كه نام كوچك او نيز اندرو است) در جوانى براى اورتون بازى مى كرد و حتى موقعى كه دوران عضويت اش در اين تيم تمام شد، به طور مستمربليت هاى مسابقات خانگى اين تيم را به دست مى آورد و مرا به تماشاى مسابقات آن مى برد. آن موقع گرى لينه كر بازيكن محبوب من بود. به تدريج سر و كله «واسطه»هاى باشگاههايى مثل منچستر يونايتد، شفيلد ونزدى، ركسهام و البته ليورپول و اورتون پيدا شد كه از من مى خواستند براى حضور امتحانى در تمرينات آنان به نزدشان بروم. سرانجام ليورپول را انتخاب كردم، چون آنجا بيشتر احساس راحتى مى كردم. سيستم جوان پرورى در اين باشگاه و آكادمى فوتبال باشگاه كه زير نظر استيو هايوى عمل مى كرد، خيلى موفق بودند.
\آيا انتظار داشتيد اين قدر سريع موفق شويد؟
> خب، من از همان آغاز با افراد بزرگتر ازخودم بازى مى كردم و با اينكه از آنها بسيار كوچكتر بودم اما تأثيرم را آشكار مى ساختم. قد و وزن كوچكترم يك امتياز و عامل منفى نبود و برعكس سرعتم باعث مى شد كه از مخمصه ها فرار كنم. بعداً مرا به مدرسه عالى فوتبال ليلرهال فرستادند كه زير مجموعه اتحاديه فوتبال انگليس بود و عضو تيم منتخب مدارس كشورم شدم. در زمان تعطيلات هم اجازه مى دادند كه با تيم اصلى ليورپول تمرين كنم.
\ به شروع جوانى تان سفر كنيم. از اولين بازى تان براى تيم ملى بزرگسالان انگليس چه چيزى را به ياد مى آوريد؟
> يادم مى آيد كه مطبوعات بسيار شلوغ كرده بودند، زيرا بدل به جوانترين بازيكن در قرن بيستم شده بودم كه براى اين تيم بازى مى كردم. دقيقاً با «۱۸سال و ۵۰روز» سن. در آن زمان فقط سابقه انجام يك بازى را براى تيم ملى زير ۲۱سال انگليس داشتم و در نتيجه بايد گفت كه پيشرفت سريعى را تجربه كرده بودم. به هر حال اولين بازى ملى ام در برابر شيلى بود. با اين حال پايان شيرينى نداشت. چون بازى را ۰ـ۲ باختيم. در تمام رده هاى سنى پايين تر، من در بازيهاى نخست خود گلزنى كرده بودم، در نتيجه جاى ناراحتى داشت كه چرا در جمع بزرگسالان چنين نكرده ام.
\ حتماً گل فراموش نشدنى و تاريخى اى كه در جام جهانى۱۹۹۸ به آرژانتين زديد، آن قضيه را جبران كرده است؟
> چگونه مى توانم آن گل را فراموش كنم؟ همه جا صحبت آن در ميان بوده است. خود من بيش از ۱۰۰بار آن را روى ويديو ديده ام ولى باز از آن سير نشده ام. عجب بود كه با آن سن كم (۱۸سال) آن كار را انجام دادم ولى شايد به خاطر همان جوانى اصلاً به اين فكر نكردم كه چه دارم انجام مى دهم. توپ را از ديويد بكام گرفتم و به سمت دروازه به حركت درآمدم. هرچه به دروازه نزديكتر شدم، بيشتر حس كردم كه امكان گلزنى را دارم. به هر حال گل شد و دنيا بعد از آن به شدت براى من تغيير يافت. يادم مى آيد ساعتى بعد از اتمام آن بازى به خانه ام زنگ زدم و دوستى به من گفت مايكل، زندگى تو بعد از اين هرگز همانى نخواهد بود كه قبلاً  بوده است. او راست مى گفت.
\ به نظر شما جايگاه فعلى انگليس در فوتبال دنيا كدام است؟
> ما بالقوه يكى از كشورهاى اول در اين ورزش هستيم اما بايد از توان و استعداد خود به درستى سود جوييم و كارى كنيم كه استعداد موجود بارور شود. همين الآن شما در انگليس جوانان بالنده اى را مى يابيد. مثل اشلى كول، وين رونى، جوكول، فرانك لمپارد، لدلى كينگ و داريوژواسل. دو سال ديگر كه بگذرد، اينها پخته تر مى شوند و باعث ارتقاى تيم ملى مى گردند. شايد ما در رقابتهاى بزرگ خوب نتيجه نگرفته باشيم، اما توان انجام اين كار را داريم.
\ ليورپول طى سالهاى اخير بخصوص در ليگ برتر انگليس خوب نتيجه نگرفته است و دليل بركنارى ژرار هوليه (سرمربى فرانسوى و مخلوع ليورپول) نيز همين مسأله بوده است. آيا قبول داريد كه پيشينه درخشان باشگاه مى طلبد و ايجاب مى كند كه هواداران آن از شما و ياران تان نتايج بهترى را بطلبند؟
> همه ما بابت پيشينه و پيروزيهاى ليورپول احساس غرور مى كنيم و اين را هم مى دانيم كه خواه ناخواه ما را با تيمهاى درخشان سابق باشگاه قياس خواهند كرد. اين يك فشار اضافى را به ما وارد مى كند اما چاره اى نيست و بايد به آن خو بگيريم كه همين كار را هم كرده ايم. همه انتظار دارند ما همان بردهاى بزرگ باشگاه در دو دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ را تكرار كنيم كه البته غيرممكن است و حتى كسب تداوم و استمرارى همانند منچستريونايتد و آرسنال نيز براى ما آسان نبوده است. چه مى شود كرد كه هواداران ما رتبه اى پايين تر از اولى را قبول ندارند.
\ ظاهراً  تصميم گرفته ايد فصل آتى را هم در انفليد بگذرانيد.
> همين طور است، قرار بود كه در صورت كسب مجوز حضور در ليگ قهرمانان اروپا بمانم وهمين كار را كردم. اما اين كه در آينده چه خواهد شد، نمى دانم.
\طى سالهاى اخير مصدوميت ران وكشيدگى عضله هاى آن حتى يك هفته هم شما را راحت نگذاشته است . براى حل آن چه برنامه اى داريد؟
> برنامه هاى زيادى داشته و اجرا كرده ام. اما متأسفانه ثمر نداده است. بعداز اتمام جام جهانى ۲۰۰۲ به يك سرى كارهاى ويژه درمانى وتمرينى مثل كار با وزنه پرداختم اما هنوز هم مشكل حل نشده است. مى دانيد رأى ونظر پزشكان چيست؟ آنها مى گويند سرعت درجا واستارت من به شكل و حدى است كه ماهيچه هاى پايم ظرفيت پذيرش و جواب دادن به آن را ندارند. براساس نسخه تجويزى آنها سعى در افزودن برتوان ماهيچه هاى پايم داشته ام اما به اين نتيجه رسيده ام كه اين مشكل مادرزادى ومنحصر به فرد تا پايان عمر بازيگرى ام با من خواهد ماند.
\در ۲۵ سالگى سابقه ۹ سال بازى در بالاترين سطح فوتبال انگليس وجهان را داريد وفتوحات بسيارى كسب كرده ايد. واقعاً ايده آل ها و اهداف باقى مانده براى شماكدام ها است؟
> همان طور كه اشاره كرديد، هنوز جامهاى بسيارى را نبرده ام وجاى خالى افتخارات متعددى در كارنامه من محسوس است. دلم مى خواهد اينها را به دست بياورم تا وقتى بچه ام (كه حالا فقط يك سال دارد) بزرگ شد ويا حتى براى نوه هايم به نمايش بگذارم و داستان فتح آنها را برايشان شرح بدهم. در ضمن بسيار دلم مى خواهد كه ركورد گلزنى بابى چارلتون را هم در تيم ملى انگليس (برابر با ۴۰گل زده) بشكنم ودراين قضيه جدى ومصر هستم.
\ و برداشت تان را از رقابتهاى جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۴ كه در پرتغال برگزار شد ، بگوييد.
> ديديد كه تيم ها چقدر به هم نزديك بودند وبه جز مواردى بسيار معدود هيچ تيمى در حاشيه امنيت قرار نداشت ونتيجه بازيها قابل پيش بينى نبود. با اين حال ماندگارترين تصوير براى من ، متأسفانه دوگلى است كه زين الدين زيدان فرانسوى در ثانيه هاى وقت تلف شده به ما زد وبرد ۰ـ۱ ما در برابر فرانسه را به باخت ۱ـ۲ بدل كرد. با اين حال معتقدم كه اين نبرد به جمع مسابقات كلاسيك تاريخ پيوسته است، هرچند كه ما بازنده آن بوديم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |