|
پاى صحبت «مايكل اوون» فوتباليست شاخص انگليس
ديدار انگليس و فرانسه به تاريخ نبردهاى كلاسيك پيوست
|
|
|
مايكل اوون بى نياز از معرفى است. او همپا با ديويد بكام شناخته شده ترين فوتباليست انگليس و از ستاره هاى فروزان فوتبال جهان از ۱۹۹۷ به اين سو بوده و هر چند در ليورپول به جام هاى درجه دوم اكتفا كرده و با تيم ملى انگليس هم در جام هاى جهانى ۱۹۹۸ و ۲۰۰۲ به دستاورد فوق العاده اى نرسيد و يورو ۲۰۰۴ هم براى او و يارانش بى حاصل باقى ماند، اما در مهارت هاى والاى فردى اين فوتباليست ۱۷۲ سانتى مترى و ۶۸ كيلويى متولد شهر چستر انگليس ترديدى وجود ندارد و او به گفته ناظران و شخص خودش نه فقط از كوتاهى قد و كوچكى جثه اش ضررى نديده، توانسته است از آنها به عنوان عاملى مؤثر براى «حركت پنهان» در محوطه جريمه حريفان سود جويد و با ظهور هاى ناگهانى و حرفه اى گرى خود ضرباتى كارى و سريع را به حريفان وارد كند. ببينيم خودش درباره ديروز و امروز و فردا چه مى گويد. \ اولين خاطره اى كه از پرداختن به فوتبال داريد، كدام است؟ > قضيه برمى گردد به زمانى كه۵ يا ۶ سال بيشتر نداشتم. پدرم عادت داشت كه من و دو برادر بزرگم ترى و اندرو را به پارك محل ببرد و با ما فوتبال بازى كند. معمولاً كار به يك بازى «دو به دو» كشيده مى شد. من و پدرم يك تيم را تشكيل مى داديم و ترى و اندرو تيم ديگر را. در آن زمان نيز مثل امروز ديوانه گلزنى بودم. پدرم متوجه استعداد خاص من در فوتبال شده بود. وقتى در مسابقات فوتبال مدارس شركت كردم و براى تيم مدرسه دى سايد به ميدان آمدم، توانستم در يك فصل ۹۷ گل بزنم كه بالاتر از ركورد گلزنى ايان راش (گلزن افسانه اى و ولزى سابق ليورپول) بود. \ و بعد؟ > همان موقع بود كه باشگاههاى حرفه اى به من علاقه مند شدند. \ آيا از همان موقع ليورپول را دوست داشتيد؟ چگونه عضو اين تيم شديد؟ > حقيقت آن است كه من اورتون (همشهرى و رقيب بزرگ ليورپول) را دوست داشتم. دليل آن مشخص است. پدرم (كه نام كوچك او نيز اندرو است) در جوانى براى اورتون بازى مى كرد و حتى موقعى كه دوران عضويت اش در اين تيم تمام شد، به طور مستمربليت هاى مسابقات خانگى اين تيم را به دست مى آورد و مرا به تماشاى مسابقات آن مى برد. آن موقع گرى لينه كر بازيكن محبوب من بود. به تدريج سر و كله «واسطه»هاى باشگاههايى مثل منچستر يونايتد، شفيلد ونزدى، ركسهام و البته ليورپول و اورتون پيدا شد كه از من مى خواستند براى حضور امتحانى در تمرينات آنان به نزدشان بروم. سرانجام ليورپول را انتخاب كردم، چون آنجا بيشتر احساس راحتى مى كردم. سيستم جوان پرورى در اين باشگاه و آكادمى فوتبال باشگاه كه زير نظر استيو هايوى عمل مى كرد، خيلى موفق بودند. \ آيا انتظار داشتيد اين قدر سريع موفق شويد؟ > خب، من از همان آغاز با افراد بزرگتر ازخودم بازى مى كردم و با اينكه از آنها بسيار كوچكتر بودم اما تأثيرم را آشكار مى ساختم. قد و وزن كوچكترم يك امتياز و عامل منفى نبود و برعكس سرعتم باعث مى شد كه از مخمصه ها فرار كنم. بعداً مرا به مدرسه عالى فوتبال ليلرهال فرستادند كه زير مجموعه اتحاديه فوتبال انگليس بود و عضو تيم منتخب مدارس كشورم شدم. در زمان تعطيلات هم اجازه مى دادند كه با تيم اصلى ليورپول تمرين كنم. \ به شروع جوانى تان سفر كنيم. از اولين بازى تان براى تيم ملى بزرگسالان انگليس چه چيزى را به ياد مى آوريد؟ > يادم مى آيد كه مطبوعات بسيار شلوغ كرده بودند، زيرا بدل به جوانترين بازيكن در قرن بيستم شده بودم كه براى اين تيم بازى مى كردم. دقيقاً با «۱۸سال و ۵۰روز» سن. در آن زمان فقط سابقه انجام يك بازى را براى تيم ملى زير ۲۱سال انگليس داشتم و در نتيجه بايد گفت كه پيشرفت سريعى را تجربه كرده بودم. به هر حال اولين بازى ملى ام در برابر شيلى بود. با اين حال پايان شيرينى نداشت. چون بازى را ۰ـ۲ باختيم. در تمام رده هاى سنى پايين تر، من در بازيهاى نخست خود گلزنى كرده بودم، در نتيجه جاى ناراحتى داشت كه چرا در جمع بزرگسالان چنين نكرده ام. \ حتماً گل فراموش نشدنى و تاريخى اى كه در جام جهانى۱۹۹۸ به آرژانتين زديد، آن قضيه را جبران كرده است؟ > چگونه مى توانم آن گل را فراموش كنم؟ همه جا صحبت آن در ميان بوده است. خود من بيش از ۱۰۰بار آن را روى ويديو ديده ام ولى باز از آن سير نشده ام. عجب بود كه با آن سن كم (۱۸سال) آن كار را انجام دادم ولى شايد به خاطر همان جوانى اصلاً به اين فكر نكردم كه چه دارم انجام مى دهم. توپ را از ديويد بكام گرفتم و به سمت دروازه به حركت درآمدم. هرچه به دروازه نزديكتر شدم، بيشتر حس كردم كه امكان گلزنى را دارم. به هر حال گل شد و دنيا بعد از آن به شدت براى من تغيير يافت. يادم مى آيد ساعتى بعد از اتمام آن بازى به خانه ام زنگ زدم و دوستى به من گفت مايكل، زندگى تو بعد از اين هرگز همانى نخواهد بود كه قبلاً بوده است. او راست مى گفت. \ به نظر شما جايگاه فعلى انگليس در فوتبال دنيا كدام است؟ > ما بالقوه يكى از كشورهاى اول در اين ورزش هستيم اما بايد از توان و استعداد خود به درستى سود جوييم و كارى كنيم كه استعداد موجود بارور شود. همين الآن شما در انگليس جوانان بالنده اى را مى يابيد. مثل اشلى كول، وين رونى، جوكول، فرانك لمپارد، لدلى كينگ و داريوژواسل. دو سال ديگر كه بگذرد، اينها پخته تر مى شوند و باعث ارتقاى تيم ملى مى گردند. شايد ما در رقابتهاى بزرگ خوب نتيجه نگرفته باشيم، اما توان انجام اين كار را داريم. \ ليورپول طى سالهاى اخير بخصوص در ليگ برتر انگليس خوب نتيجه نگرفته است و دليل بركنارى ژرار هوليه (سرمربى فرانسوى و مخلوع ليورپول) نيز همين مسأله بوده است. آيا قبول داريد كه پيشينه درخشان باشگاه مى طلبد و ايجاب مى كند كه هواداران آن از شما و ياران تان نتايج بهترى را بطلبند؟ > همه ما بابت پيشينه و پيروزيهاى ليورپول احساس غرور مى كنيم و اين را هم مى دانيم كه خواه ناخواه ما را با تيمهاى درخشان سابق باشگاه قياس خواهند كرد. اين يك فشار اضافى را به ما وارد مى كند اما چاره اى نيست و بايد به آن خو بگيريم كه همين كار را هم كرده ايم. همه انتظار دارند ما همان بردهاى بزرگ باشگاه در دو دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ را تكرار كنيم كه البته غيرممكن است و حتى كسب تداوم و استمرارى همانند منچستريونايتد و آرسنال نيز براى ما آسان نبوده است. چه مى شود كرد كه هواداران ما رتبه اى پايين تر از اولى را قبول ندارند. \ ظاهراً تصميم گرفته ايد فصل آتى را هم در انفليد بگذرانيد. > همين طور است، قرار بود كه در صورت كسب مجوز حضور در ليگ قهرمانان اروپا بمانم وهمين كار را كردم. اما اين كه در آينده چه خواهد شد، نمى دانم. \ طى سالهاى اخير مصدوميت ران وكشيدگى عضله هاى آن حتى يك هفته هم شما را راحت نگذاشته است . براى حل آن چه برنامه اى داريد؟ > برنامه هاى زيادى داشته و اجرا كرده ام. اما متأسفانه ثمر نداده است. بعداز اتمام جام جهانى ۲۰۰۲ به يك سرى كارهاى ويژه درمانى وتمرينى مثل كار با وزنه پرداختم اما هنوز هم مشكل حل نشده است. مى دانيد رأى ونظر پزشكان چيست؟ آنها مى گويند سرعت درجا واستارت من به شكل و حدى است كه ماهيچه هاى پايم ظرفيت پذيرش و جواب دادن به آن را ندارند. براساس نسخه تجويزى آنها سعى در افزودن برتوان ماهيچه هاى پايم داشته ام اما به اين نتيجه رسيده ام كه اين مشكل مادرزادى ومنحصر به فرد تا پايان عمر بازيگرى ام با من خواهد ماند. \ در ۲۵ سالگى سابقه ۹ سال بازى در بالاترين سطح فوتبال انگليس وجهان را داريد وفتوحات بسيارى كسب كرده ايد. واقعاً ايده آل ها و اهداف باقى مانده براى شماكدام ها است؟ > همان طور كه اشاره كرديد، هنوز جامهاى بسيارى را نبرده ام وجاى خالى افتخارات متعددى در كارنامه من محسوس است. دلم مى خواهد اينها را به دست بياورم تا وقتى بچه ام (كه حالا فقط يك سال دارد) بزرگ شد ويا حتى براى نوه هايم به نمايش بگذارم و داستان فتح آنها را برايشان شرح بدهم. در ضمن بسيار دلم مى خواهد كه ركورد گلزنى بابى چارلتون را هم در تيم ملى انگليس (برابر با ۴۰گل زده) بشكنم ودراين قضيه جدى ومصر هستم. \ و برداشت تان را از رقابتهاى جام ملتهاى اروپا ۲۰۰۴ كه در پرتغال برگزار شد ، بگوييد. > ديديد كه تيم ها چقدر به هم نزديك بودند وبه جز مواردى بسيار معدود هيچ تيمى در حاشيه امنيت قرار نداشت ونتيجه بازيها قابل پيش بينى نبود. با اين حال ماندگارترين تصوير براى من ، متأسفانه دوگلى است كه زين الدين زيدان فرانسوى در ثانيه هاى وقت تلف شده به ما زد وبرد ۰ـ۱ ما در برابر فرانسه را به باخت ۱ـ۲ بدل كرد. با اين حال معتقدم كه اين نبرد به جمع مسابقات كلاسيك تاريخ پيوسته است، هرچند كه ما بازنده آن بوديم.
|