|
|
|
ديپلماتهاى ايران وتركيه پس از چند دهه ماندن در سطح يك روابط معمولى اكنون به فكر يك تحول جديد افتاده اند . تهران وآنكارا بطور عميق احساس مى كنند كه با عصر رقابت وچالش روزهاى فروپاشى شوروى فاصله گرفته اند. حوادث و فعل وانفعالات اخير نه تنها بين اين دوهمسايه جدايى نمى اندازد بلكه بزرگترين محرك براى همگرايى استراتژيك آنها شده است. تركها وايرانيها در ظل دونظام ايدئولوژيك متفاوت يك آرزوى مشترك را در سر مى پرورانند وآن تبديل كشورشان به قطب ديپلماسى در منطقه. اولين مأموريت سفيران اعزامى آنكارا وتهران يافتن فرمولهاى جديد تعميق همكارى درسطح منطقه است. چندين طرح و پروژه مهم در پوشه ديپلماتهاى دوكشور گنجانده شده تا شايد دو دولت كهنسال منطقه عصر جديد خاورميانه را به گونه ديگرى آغاز كنند. « بوزكورت آران» ، درگفت وگوى خود با روزنامه « ايران» با افتخار تمام مى گويد كه بطور متوسط هرماه يك وزير تركيه از ايران ديدن مى كند. او كه به جز تجربه مديريت حوزه اقتصادى وزارت خارجه تركيه سابقه نمايندگى دريونسكو را دركارنامه خود دارد اميدوار است ، توصيه هاى خاتمى و اردوغان را براى شكستن طلسم مناسبات فرهنگى بشكند. براين اساس گفت وگو با آقاى سفير، نقد وتحليل آن چيزى است كه امروز ، موانع تحول در روابط تاريخى تهران وآنكارا ناميده مى شود. گروه سياسى
\ اگر موافق باشيد بحث را از وضعيت فعلى روابط ايران وتركيه شروع كنيم در آسيب شناسى اين روابط فكر مى كنيد ضعف و خلأهاى مناسبات دو كشور چيست؟
> قبل از هرچيز يك موضوع مهم را بايد مورد تأكيد قرار دهم و آن اينكه بين تركيه وايران هيچ مسأله و مشكل مهمى وجود ندارد، ضمن اينكه درباره مسائل منطقه اى يك منفعت مشترك وهمگرايى ملموس بين دو كشور وجود دارد، البته اين بدان معنا نيست كه دو كشور عين هم هستند، مسلماً تفاوت هايى وجود دارد ولى سعى بر اين است كه تفاوت ها در حد كمترى در سياست خارجى ومناسبات دو طرف انعكاس پيدا كند. روابط ايران و تركيه در همه ابعاد در حال گسترش است و ما خواستار عمق بخشيدن به آن هستيم، وقتى روابط داراى عمق باشد، طبيعى است كه اختلافات و نكات منفى هيچ گاه نقش بازدارنده، نخواهند داشت. به طور خلاصه بگويم روابط دو كشور در مسير تحول قرار دارد و ما تلاش مى كنيم اين وضع تسهيل پيدا كرده وبيش از پيش بهبود يابد.
\ شما در آغاز مأموريت خود در تهران چه مكانيزم هاى مشخصى براى رفع اين مشكلات و تعميق روابط در نظر داريد؟
> مكانيزم هاى لازم بين دو كشور موجود است، براى مثال اگر شوراى همكارى اقتصادى بين تركيه و ايران را در نظر بگيريم مى بينيم كه رياست شورا در عالى ترين سطح يعنى با نخست وزير تركيه وهمتاى ايرانى ايشان آقاى عارف است، فكر نمى كنم تركيه شوراى همكارى ديگرى با كشورى داشته باشد كه رياست آن با نخست وزير باشد، ما چنين مكانيزم هايى را در اختيار داريم، همين طور در بعد سياسى سالى يك بار قائم مقام و معاونين ارشد وزراى امور خارجه دو كشور گرد هم آمده و مسائل را مورد بحث و گفت وگو قرار مى دهند، به طور متوسط هرماه يك وزير از تركيه به ايران مى آيد، كابينه كشور من متشكل از ۲۵ وزير است كه فكر مى كنم تا ماه آينده ديگر ۲۵ عضو كابينه هركدام حداقل يك بار به ايران سفر كرده باشند. اين وضع نشان از اراده سياسى موجود بين دو كشور دارد كه وجود اين اراده بسيار مطلوب است.
\ آقاى سفير هرچند در ارزيابى شما از روابط ايران و تركيه موارد سوء تفاهم جدى به چشم نمى آيد ، منتها با يك واقعيت مهم روبرو هستيم كه آهنگ مثبت و رو به گسترش روابط هراز گاه با تلاطم و نوسان هايى مواجه مى شود، نوسان هايى كه شايد روابط را متوقف نمى سازد ولى موجب تزلزل هايى شديد مى شود، نظر شما دراين باره چيست؟
> با شما موافقم كه گاه تزلزل هايى در روابط دو كشور وجود داشته، ولى معتقدم اراده موجود براى پيشرفت روابط بايد در بهترين سطح قرار گيرد، براى تحقق هرچه بهتر اين مهم لازم است هر دو كشور در مواردى كه طرف مقابل به آن حساسيت دارد دقت مناسبى لحاظ كنند. البته هميشه مسائل بين كشورهاى همسايه بيشتر است و كشورهايى كه به لحاظ جغرافيايى از هم دور هستند كمتر دچار مسأله نسبت به هم هستند . من بر اين اعتقادم كه براى حل مسائل دو كشور همسايه اول بايد جلوى بزرگ نمايى گرفته شده و بعد با اقدام سريع آنچه محل مناقشه قرار گرفته را حل و برطرف كرد.
\ سؤال قبل يك نكته تكميلى هم دارد، ايران و تركيه در منطقه اى قرار دارند كه با بازيگران و قدرت هاى بين المللى سروكار پيداكرده اند، درحال حاضر اين بازيگران و قدرت ها تقاضاهاى ويژه اى از ايران و تركيه دارند. مشخصاً سياست آمريكا شايد درمرحله اى چنين باشد كه ايران و تركيه بيش ازاين به هم نزديك نشوند، آيا مى توان از نقش قدرت هاى بين المللى به عنوان يك عامل بازدارنده، درهمكارى فزاينده ايران و تركيه يادكرد؟
> ايران و تركيه دو دولت تاريخى درمنطقه هستند و درطول عمر خويش هيچگاه تحت نفوذ هيچ كشورى قرارنداشته و سياست خود را به طور مستقل اداره كرده اند، به واقع دو كشور ايران و تركيه درموضوع حاكميت خود بسيار حساس هستند و من مطمئن هستم كه اين دو كشور هيچ موقع تحت نفوذ كشورى قرارنگرفته و براساس مطالبات يا دستورهاى كشور ديگر سياست هاى خود را مشخص نمى كنند. ايران و تركيه از آن رو هميشه به روابط با همسايگان خود اهميت قايل شده اند كه منافع خود را دراولويت قرارداده اند، اگر ما هزارسال است كه با ايران همسايه هستيم، همسايگى مان هزارها سال ديگر هم ادامه خواهدداشت و به همين جهت است كه ما به روابط با ايران خيلى اهميت مى دهيم و موضوع روابط خود با ايران را به دقت دنبال مى كنيم.
\ بخشى از نوسان ها و نگرانى ها ريشه در يك تجربه تاريخى دارد. زمان فروپاشى شوروى و تشكيل جمهوريهاى تازه، ايران و تركيه يكبار مقابل هم قرارگرفتند. حال اين نگرانى مطرح است كه آينده عراق و رقابت بر سر آن بين آمريكا و قدرت هاى منطقه به آهنگ مناسبات ايران و تركيه ضربه وارد خواهدكرد؟
> تحولات موجود در عراق ازجمله عناصرى هستند كه باعث نزديكى بيشتر تركيه و ايران شده اند، درخصوص عراق نقاط مشابهى ميان ما وجوددارد و اين موضوع به تعميق روابط دوكشور بيشتر كمك كرده است.
ما درمورد تحولات عراق انديشه هاى جدى داريم مثل اينكه بايد نظم و ثبات برقرار شود، نظمى كه بتواند حافظ ثبات باشد، بايد نظامى روى كار بيايد كه امكان اختلاف و درگيرى به قوميت ها ندهد، درتمام اين موارد ما صاحب انديشه هايى هستيم كه با ايران مشترك است، زيرا تحولات عراق به يك ميزان تركيه و ايران را كه از همسايگان عراق هستند، تحت تأثير قرارمى دهد.
\ آيا شما برآورد دقيقى از تأثير تحولات عراق بر آينده سياسى منطقه داريد؟ يعنى فكرمى كنيد پس ازكشمكش هاى رخ داده درعراق آينده منطقه ما چگونه خواهدبود؟ و چه بخشى از اين تغيير و تحولات براى ايران و تركيه چالش و چه بخشى فرصت خواهدبود؟
> روى كارآمدن نظامى كه بتواند برقراركننده ثبات درعراق باشد، براى تركيه و ايران خيلى مهم است، چون درغير اين صورت آينده منطقه دچار بى ثباتى خواهدشد، مهم اين است كه عناصر برقراركننده تعادل و تعامل موجود بين قوميت هاى موجود درعراق بايد به حاكميت اين كشور هم منتقل شود و اگر اين طور نبوده و بى ثباتى و عدم امنيت درعراق تداوم داشته باشد، منطقه تحت تأثير قرارخواهدگرفت.
\ منظور از سؤال قبلى بيشتر اين بود كه آيا دامنه تغييرات به كل خاورميانه تسرى پيداخواهدكرد؟ آيا در تركيه هم اين تصور وجوددارد كه پس از جنگ هاى افغانستان و عراق موج جديدى از اصلاح گرى و دموكراسى درمنطقه رخ خواهدداد؟ و ساختارهاى سياسى منطقه دچار تغيير و تحول خواهدشد؟
> سؤال بسيار خوبى است ، من گفتم مهمترين مسأله عراق است ، البته موارد ديگرى هم درمنطقه وجود دارد مثل بحران قره باغ ميان آذربايجان وارمنستان يا چالش هاى ديگرى كه وجود دارد اما مهمترين مسأله عراق است در قسمت دوم سؤال اگر منظورتان همان طرح خاورميانه بزرگ باشد، بايد گفت مطالبات و اصلاحاتى كه بايد انجام شود، مى بايد از طرف مردم جوامع باشد، يعنى اصلاحات يا تغيير بايد در چارچوب درخواست ملتها باشد نه نتيجه اعمال فشار خارجى، اگر تغيير وشفاف سازى سياسى در چنين عرصه اى باشد تحولات مثبت خواهد بودوالا مداخله از خارج نسبت به منطقه درآينده شرايط دشوارترى به دنبال خواهد داشت.
\ تركيه تغيير وتحول درمنطقه خاورميانه را اجتناب ناپذير مى داند، اين نظر در سخنان مقام هاى ارشد ترك همچون رئيس جمهور و نخست وزير و وزير امور خارجه عيان است ، اين ديدگاه با نظر برخى كشورهاى منطقه خصوصاً كشورهاى عرب سازگار نيست دراين ميان تركيه چگونه خود را با واقعيات منطقه تطبيق مى دهد ودر چنين فضايى چه نقشى براى خود متصور است؟
> تركيه درمقامى نيست كه بخواهد نقش ايفا كرده وبا اعمال نفوذ براى كشورهاى ديگر تعيين تكليف كند كه چه كارى بايد انجام بدهند يا ندهند، تركيه هيچ گاه درسياست هايش چنين رويه اى را دنبال نكرده ونخواهدكرد، منتها در بحث رفرم و تغييراتى كه اشاره كرديد از نظر تركيه بعضى رفرم ها مسلماً انجام خواهد شد، ازجمله درمورد مسؤوليت پذيرى كشورها، شفاف سازى امور، مبارزه با فساد و… اگر دقت كرده باشيد تركيه اصلاحات و رفرم را از خود شروع كرده ومعتقد است اين نوع اصلاحات درهمه كشورها انجام خواهد شد وچنين اصلاحاتى براى جوامع منطقه ما ضرورى است ، اما هيچ گاه تركيه خود را الگويى براى باقى كشورها قرار نداده است.
\ البته اينكه تركيه الگوشدن را آرزو نمى كند يك تعارف است اگر ايران وتركيه با ظرفيت هاى بزرگ تاريخى ، فرهنگى و اقتصادى خود را در منطقه به عنوان الگو مطرح كنند ايرادى ندارد، مخصوصاً از آن رو كه دوكشور به هرحال در پى مدلى از اصلاحات رفته و اميدوارند اين مدل از طرف كشورهاى ديگر هم دنبال شود، يعنى ايران وتركيه بالقوه به سمت الگوشدن رفته اند.
> گفتم كه از نظر تركيه تغيير و رفرم در منطقه اجتناب ناپذير است، اينكه از نتيجه اين تغييرات هم بايد فرصت سازى شده وچالشها را مديريت كرد اتفاقاً از نقاط مشترك انديشه تركيه وايران است اما يك موضوع مهم وجود دارد وآن اينكه از نظر ما وشما مطالبات اصلاحى بايد از داخل هركشورى درآمده ودرچارچوب شرايط و ويژگى آن كشور صورت پيدا كند، ممكن است يك سرى مبانى در ايران وتركيه اعمال شده باشد كه سازگار با شرايط كشورهاى ديگر نباشد يا اينكه ما يك سرى اصلاحات در تركيه انجام داده ايم كه ممكن است ايرانى ها آنها را دوست نداشته باشند.
\ در انتهاى بحث سياست هاى منطقه اى يك ابهام نزد ايرانى ها مطرح مى شود وآن اينكه تعيين اولويت هاى سياست خارجى تركيه چگونه است؟ هميشه اين گمان در اينجا وجود داشته كه اولويت اول تركيه همكارى با اروپا و آمريكا بوده و بعد نوبت به خاورميانه و همسايگان مى رسد، آيا در اين رده بندى تحولى رخ داده است؟
> اولويت بندى هميشه امكانپذير نيست، تركيه هميشه به رابطه با همسايگانش اهميت داده، بخصوص در سالهاى اخير براى گسترش رابطه با همسايه ها مثل يونان، بلغارستان، ايران و سوريه اهميت زيادى قائل شده است، اينها در حالى صورت گرفته كه تركيه تلاش مى كند وارد اتحاديه اروپا بشود، يعنى هيچكدام آلترناتيو ديگرى قرار نگرفته است. ما رابطه با همسايگان را قربانى ارتباط با غرب نمى كنيم و هر كدام اينها جايگاه ويژه خود را دارند، اين را هم بگويم كه ايران و تركيه از لحاظ فرهنگى و ساير موضوعات داراى روابط تاريخى مى باشند و اگر يك بحران بخواهد در روابط دو كشور شكل بگيرد اولين واكنش از طرف مردم تركيه خواهد بود. يك مثال نشان خواهد دادكه مسائل سياست خارجى با چه دقتى از طرف مردم تركيه از نزديك دنبال مى شود، اگر خاطرتان باشد درخواستى بود براى عبور سربازان آمريكا ازخاك تركيه به عراق كه پارلمان تركيه اين لايحه را رد كرد، اين نشان مى دهد مردم بر مسائل اشراف دارند و اينكه كشور ثالثى خواهان بحران در روابط ايران و تركيه باشد مورد اعتناى مردم تركيه نخواهد بود، مسلما ًاگر بحرانى بخواهد در روابط ايران و تركيه شكل بگيرد اولين واكنش را مردم تركيه نشان مى دهند.
\ اگر موافق باشيد كمى در موردمسائل دوجانبه هم صحبت كنيم، وقتى سخن از نزديك شدن دو كشور مى رود اين نزديكى بايد مصداق خود را نشان بدهد، با وجود اراده سياسى دو كشور، اما شاهد تلاطم و چالشهايى هم در روابط دو طرف هستيم، مثل حل نشدن بحث فنى انتقال گاز ايران به تركيه يا برخى مشكلات در مسير همكارى شركتهاى دو طرف، حال اراده سياسى موجود چگونه مى تواند بر اين تلاطم ها و موانع غالب شود؟
> وقتى روابط بين كشورها گسترده مى شود، ممكن است اختلاف سليقه هايى پيدا شود، كه مسلماً با گفت وگو و تعامل برطرف خواهند شد، امروز رقمى در مورد حجم تجارت ايران و تركيه ديدم كه نشان مى داد امسال هم حجم تجارت دو كشور حدود ۵۰درصد افزايش خواهد يافت. اگر مسأله صدور گاز ايران به تركيه را در نظر بگيريم يك طرف شركت بوتاش تركيه را داريم و طرف ديگر شركت گاز ايران را كه درباره قيمت گاز صادراتى اختلافى بين آنها وجوددارد، ولى اين اختلاف نظر با گفت وگوهايى كه انجام مى شود به هر حال از بين رفته و حل خواهد شد، البته اگر هم اختلاف ادامه پيدا كند ما ضمن قرارداد موادى داريم مبنى بر اينكه اختلاف را چگونه مى توان از بين برد، يعنى راهكارها مشخص است. مطمئن باشيد كه زندگى هميشه پستى و بلندى دارد و آرامش مطلق متعلق به پس از مرگ است، تا روابط برقرار است، پستى و بلندى هم در مسير آن وجود خواهد داشت.
\ در مورد مشكلى كه در مورد همكارى شركت تركيه اى «تاو» در پروژه فرودگاه بين المللى اما م(ره) در ايران پيش آمده مايل هستيم نگاه و نظر طرف ترك را بدانيم و اينكه سرانجام كار به كجا رسيده و چه تصميماتى اتخاذ خواهد شد؟
|
|
|
> عقد قرارداد با شركت «تاو» فعلاً به نتيجه نرسيده و موضوع قطعى نشده است، البته علايم مثبتى رادر ايران مشاهده مى كنيم و احتمال دارد در آينده اين همكارى دوباره برقرار شود. موضوع پيش آمده بستگى به شركت تاو نداشته است، يعنى مقامات ايرانى تا به حال اعلام نكرده اند كه شركت «تاو» مثلاً داراى مشكل امنيتى يا غيره بوده و يا اينكه «تاو» قصور و اشتباهى را مرتكب شده يا مشكلى ايجاد كرده است. ما معتقديم كه ارتباط بين مقامات ايرانى در اين مورد ادامه دارد و هماهنگى بيشترى در حال شكل گيرى است و معتقدم كه د رنهايت هم نتيجه مثبتى حاصل خواهد شد. مراودات و تبادل نظر و همكارى بين ايران و تركيه در موارد مشابه ادامه داشته و در حال دستيابى به نتايجى هستيم، براى مثال در حال حاضر بزرگترين مجتمع پتروشيمى تركيه در حال خصوصى سازى و فروش است و مقامات ترك به دوستان ايرانى پيشنهاد داده اند كه شما هم براى خريدارى اين مجتمع مى توانيد وارد عمل شويد.
\ شركتهاى ايرانى در چه حد و ميزانى در تركيه فعال هستند؟ مثل اينكه پيشنهاد ديگرى ازطرف تركيه براى حضور شركتهاى ايرانى درپروژه هاى گازرسانى به شهرهاى تركيه نيز مطرح است؟
> در مورد ميزان فعاليت شركتهاى ايرانى در تركيه سفير محترم ايران در آنكارا اطلاعات دقيق ترى داشته و مى توانند در اختيار شما قرار دهند اما در مورد گازرسانى به شهرها، بله ما هميشه مايل بوده ايم كه در زمينه گازرسانى به شهرهاى تركيه از تجربيات ايرانى ها استفاده كنيم و اين را در ملاقات هاى مختلف هميشه مطرح كرده ايم.
\ دربحث اقتصادى سؤال اصلى اين است چه چيزى در ايران براى ترك ها مهم است؟ بازار مصرف ايران يا پروژه ها و معاملاتى كه از طرف دولت به مناقصه و مزايده گذاشته مى شود و يا زمينه هاى بكرى كه سرمايه گذاران ترك در ايران كشف مى كنند؟
> من به عنوان نماينده بخش دولتى نمى توانم تعيين كنم كه براى بخش خصوصى چه مواردى مهم است و خود بخش خصوصى بهتر تشخيص مى دهد كه در چه مواردى بهتر مى تواند سرمايه گذارى كند. منتها اين را بگويم كه در سال ۲۰۰۳ ميلادى تركيه به عنوان سومين كشور سرمايه گذار در ايران شناخته شد، مسلماً در ايران انرژى و دستمزد ارزان است و بخش خصوصى تركيه علاقه به سرمايه گذارى در ايران دارد، مانند شركت «تاو» يا شركتى كه برنده مناقصه اپراتور دوم تلفن همراه شد يا شركتهاى نساجى كه حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزاردلار در ايران سرمايه گذارى كرده اند، همچنين شركتهاى توليدكننده پروفيل و در و پنجره آلومينيومى كه به اينجا آمده اند؛ طيف عمده سرمايه گذاران بخش خصوصى ما كه به ايران آمده اند سرمايه گذاران سطوح متوسط هستند كه به تنهايى مى توانند سرمايه گذارى كرده و توليداتى داشته باشند.
\ برخى مقامات ايران اظهار اميدوارى كرده بودند كه دوره مأموريت شما آغازى براى دوطرفه شدن جريان دادوستد اقتصادى دو كشور باشد، چنين آرزويى آيا زمينه تحقق دارد؟
> اين آرزوى بجايى است و من هم همين آرزو را دارم، البته مى دانيد كه در دوره اى يك ميليون نفر ايرانى در استانبول زندگى مى كردند و بيشتر آنها در بخشهاى كوچك اقتصادى فعال بوده و مثلاً مغازه اى را در استانبول اداره مى كردند، الان نمى دانم اين رقم و آمار چگونه است، اما به هر حال اينها نتيجه طبيعى همسايگى دو كشور است.
\ فكر نمى كنيد با توجه به صبغه تجارى روابط ايران و تركيه بخش اقتصادى تركيه از انتصاب سفيرى در ايران كه داراى سوابق فرهنگى و كار در يونسكو است نگران باشد؟
> من قبل از اينكه نماينده دايم تركيه در يونسكو باشم مديركل روابط اقتصادى دوجانبه در وزارت امورخارجه بوده ام.
\ آقاى سفير بخش فرهنگى روابط ايران و تركيه نياز به تأمل جدى دارد، درتركيه كه به لحاظ احزاب و رسانه ها و حضور جريان هاى روشنفكرى جامعه متكثر است، خارج از بخش دولت چه مقدار براى روابط با ايران تأكيد و توجه مى شود وجامعه غيردولتى چقدر به اين موضوع مى انديشد؟
> ايران و تركيه هزارسال است كه همسايه اند و در بخشهاى مختلف جامعه تركيه اطلاعات زيادى درباره ايران وجود دارد، مردم تركيه علاقه و احترام خاصى براى ملت ايران قايل هستند و طبيعى است كه براى گسترش روابط با ايران فعاليت زيادى انجام مى گيرد.
\ در تركيه نيز مانند ايران چند جناح قدرت داريم كه هركدام بخشى از حكومت را در دست دارند و معدل رقابت جناح هاى قدرت تعيين مى كند سياست خارجى چه مقدار به اروپا يا آمريكا يا ايران رسميت بدهد. فكر نمى كنيد مانند روزهاى نخست فروپاشى شوروى هنوز گروههايى هستند كه مخالف گسترش بيش از حد روابط تركيه با ايران بوده و به صورت بازدارنده عمل كنند؟
> ببينيد در تركيه حكومت ها در انتخابات و با رأى مردم قدرت را در دست مى گيرند و هر دولتى سياستهاى خود را دنبال مى كند، در اين بين سازمانهاى عمومى، روشنفكران، ارتش و ديگران به دولت كمك مى كنند ولى معناى آن چنين نيست كه نظر گروهها و سازمانهاى مختلف عيناً درسياستهاى دولت اعمال شود، سياست هاى خاصى هست كه طراحى شده و اعمال مى شود. خصوصاً در سياست خارجى ، البته حكومت هايى به طور ائتلافى درتركيه روى كار آمده اند كه اختلاف نظر و كشمكش هايى در درون خود داشته اند ولى با اين وجود هر دولتى كه درتركيه روى كار مى آيد، عيناً نظر گروههاى موجود را اعمال نمى كند، در مورد ايران انتخاب و روى كار آمدن آقاى خاتمى به عنوان رياست جمهورى و اهميتى كه ايشان به گسترش روابط داد باعث شد در تركيه احساس نزديكى به ايران تقويت شود.
\ بعد از تشكيل دولت خاتمى، سياست خارجى ايران به سمت يك تحول سوق يافت و امكانى فراهم شد كه روابط ما با ساير كشورها غير از ارتباط دولتى در سطح گروههاى مطبوعاتى، دانشگاهى هنرى و فرهنگى هم متحول شود،مثلاً با اروپا رشته هاى داد و ستد فرهنگى و غيردولتى گسترش پيدا كرد، ولى چنين اتفاقى در مورد تركيه روى نداد، با توجه به مسؤوليت هاى فرهنگى كه داشتيد مى توانيد توضيح بدهيد كه چرا چنين نشد؟
> گفتم هر قدر روابط تنوع پيدا كند عمق آن بيشتر مى شود، مسلماً در اين زمينه اصحاب مطبوعات، متفكران و نويسندگان مى توانند صاحب نفوذ وتأثير فراوانى باشند، بله در اين زمينه قدرى عقب هستيم ما بايد بتوانيم به اين نوع مهم ارتباط دوطرف وسعت بدهيم، مثلاً در زمينه ورزش هم ارتباط ها بايد گسترش پيدا كند تا مردم دوكشور را نزديكتر كرده و ارتباط تنها به صورت دولتى نباشد.
\ قرار گرفتن ايران و تركيه در يك منطقه خاص و آلوده امنيتى، جنبه هاى امنيتى و احتياط آميز را بر نوع نگاه ايرانيها و تركها حاكم كرده وقتى در مطبوعات ما يا دوستان تركمان بحث روابط دوكشور مى شود ناخودآگاه مواردى چون سازمان امنيت تركيه(ميت) يا ارتش تركيه و سپاه ايران و غيره تداعى مى شوند، اين نگاهها از عوامل آزاردهنده ما مطبوعاتى هاست چرا كه فكر مى كنيم وظيفه ديپلماتها و رسانه ها شكستن فضاهاى امنيتى و مطرح كردن جريان زندگى دوطرف و مسائل فرهنگى است. به نظر شما چرا اين گونه نيست؟
> شايد علت منطقه اى باشد كه ما در آن قرار داريم، براى مثال ميان ايران و عراق ۸سال جنگ بوديا اينكه بعد از آن عراق به كويت حمله كرد و بعد به عراق حمله شد. يعنى منطقه هميشه با بحران مواجه بوده است، لذا در جوامع آن اندازه كه بايد به موارد اجتماعى فرصت داده شود، نمى شود، اما نيازهاى اجتماعى به قوت خود باقى هستند و جوامع بايد از آنچه شما جريان زندگى و تجربه جوامع خوانديد مطلع باشند، شما در مؤسسه ايران مجله اى داريد به نام « ايران آذرين »كه مربوط به دكوراسيون است، در تركيه در مورد دكوراسيون صدمجله منتشر مى شود بعيد مى دانم كه اصحاب اين رسانه ها نياز به تعامل با يكديگر نداشته باشند، يك مورد ديگر را هم بايد توضيح بدهم در تركيه چنين نيست كه وقتى نام ايران مى آيد بلافاصله صحبت از سرباز وارتش وسپاه ايران بشود، يعنى اينها اول به ذهن ما نمى رسد، امروز در جامعه تركيه فيلمهاى ايرانى خيلى مورد توجه مردم قرار دارند و شايد قبل از هر چيز به ياد مردم ما مى افتند.
\ احتمالاً شما به علت علاقه به نشريات فرهنگى و سينمايى بيشتر اين نوع خبرها را مى خوانيد اما در روزنامه هاى كثيرالانتشار و تلويزيون هاى تركيه تيتر اخبارايران بيشتر (هر چند نه به غلظت سالهاى قبل) سياسى و امنيتى است.
> اگر چنين باشد اصلاً درست نيست، براى اينكه تركيه هيچ گاه احساس خطرى از جانب ايران نداشته است، صريح تر بگويم تركيه ايران را به عنوان يك عنصر خطر و تهديد هيچ گاه ارزيابى نكرده و نمى كند، خبرهاى مربوط به ايران هم در تركيه منحصر به مسائل امنيتى نيست. دغدغه من اين است كه موضوعات ايران را براى مطبوعات تركيه جذابتر كنم، يعنى نه تنها براى مطبوعات حتى براى دوستان خودم، چرا كه آنها وقتى به ايران مى آيند، مى گويند ما اصلاً انتظار چنين كشورى را نداشتيم، به همين دليل ما هر قدر بتوانيم افراد بيشترى از تركيه به ايران بياوريم در انتقال تصوير مطلوب از ايران موفقتر خواهيم بود، از اين روست كه من مايل هستم مقامات تركيه بيشتر به ايران بيايند چون هر قدر كه بيايند نتايج بهترى به دست خواهد آمد.
\ يعنى سيماى ما بهتر از صدايمان است؟
> چهره ايران خيلى بهتر از صدا و تبليغى است كه در بيرون درباره ايران وجوددارد، البته در مطبوعات اروپا هر از چندگاه اخبارى درباره ايران درج مى شودكه مثبت نيستند و حتى در مطبوعات تركيه هم گاهى چنين اخبارى وجود دارد ولى وقتى مردم مى آيند و ازنزديك ايران را مى بينند متوجه مى شوند واقعيت با آنچه كه در مواردى شنيده اند بسيار متفاوت است.
\ ماهنوز بر اين نظريم كه گسترش روابط اقتصادى و تجارى ايران و تركيه آرزوى يك تحول عميق در مناسبات دوجامعه را محقق نكرده و تنها با گشوده شدن باب روابط فكرى و فرهنگى است كه اين اتفاق حاصل مى شود. نظر شما چيست؟
> كاملاً با شما موافق هستم وجالب است كه بگويم آقايان خاتمى و خرازى هم در اولين ملاقات من با ايشان همين موارد را خاطرنشان كردند.