يكشنبه ۲۱ تير ۱۳۸۳ - ۲۲ جمادى الاول ۱۴۲۵
Sun, Jul 11, 2004
فرهنگ و هنر
سال دهم - شماره ۲۸۴۹
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
افق
آرشيو
سير آنتولوژى در شعر معاصر ايران
درنگى بر زندگى و آثار طاهربن جلون
سير آنتولوژى در شعر معاصر ايران
فصلى براى روزهاى آفتابى
172938.jpg
آنتولوژى (anthology) در لغت به معناى اشعار برگزيده است. جنگ ها و كتاب هايى كه از اشعار شاعران مختلف فراهم مى آيد. آنتولوژى ها معمولاً خط محورى و هدف ويژه اى را دنبال مى كنند. يعنى اشعار و قطعات گردآورى شده در يك مجموعه، حول منطق و معيارى خاص قرار مى گيرد. برخى از مجموعه ها به بهانه مفاهيم و معانى خاصى جمع آورى مى شوند، تا اهميت مفهوم موردنظر را در فضاى ادبى نشان داده يا نسبت به آن موضوع گراميداشتى صورت بگيرد. مانند جمع آورى اشعارى درباره مضامينى مانند: گل، عشق، پدر، مادر، وطن، طبيعت، معلم و مفاهيم متعددى در حوزه سياست، جامعه، فرهنگ و مذهب.
بسيارى از انجمن هاى شعر، جلسات ادبى، نشريات ادبى، كنگره ها، كانون هاى ادبى و ... اعم از دولتى يا غيردولتى، بعد از مدتى حاصل فعاليت هاى خود را به صورت كتاب هايى منتشرمى كنند كه دربرگيرنده آثار برگزيده در جريان فعاليت هاى آنهاست. معمولاً چاپ اين آثار به عنوان گزارشى نهايى از دوره اى از فعاليت اين كانون هاى ادبى تلقى شده و بعضاً تلاشى براى تعيين خط مشى عمومى و فضاى ادبى جامعه نيز محسوب مى شود.
يكى از شاخص ترين آثار منتشر شده از اين نوع، انتشار آثار قرائت شده در شب هاى شعر خوشه (۱۳۴۷) است.
اين مجموعه كه به وسيله احمد شاملو تنظيم و تدوين شده است، دربر دارنده شعرهايى است كه در آن شب ها به وسيله شاعران خوانده شده است.
هدف اصلى اين مجموعه ارائه اغلب اشعار خوانده شده است. به اين دليل اشعار بسيار ضعيف در كنار قطعات خوب از شاعران مطرح قرار گرفته است. آثارى از اين دست كه حاصل يك دوره فعاليت ادبى متمركز يا غيرمتمركز است در طول تاريخ معاصر بسيار زياد است.
يكى از مشهورترين آنتولوژى هاى شعر معاصر كه محصول نشست ها و مباحثات ادبى خصوصى است كتاب «از نيما تابعد» به انتخاب فروغ فرخزاد است كه ضمناً يكى از بهترين و روشمندانه ترين مجموعه هاى انتخابى تاكنون است. اين اثر به طور ضمنى حاصل نشست ها و مباحثات ادبى فرخ زاد با شاعران و چهره هاى ادبى زمان وى است.
در برخى از مجموعه هاى گردآورى شده تا امروز، موقعيت هاى جغرافيايى، مرزها، تقسيم بندى هاى اقليمى و تجربه هاى بومى و محلى گروه هايى از شاعران تعيين كننده بوده است. اين تلاش ها معمولاً فعاليتى در برابر پديده مركزگرايى ادبى هم به شمار مى رود.
در اغلب موارد اين مجموعه ها، داراى مقدمه يا مؤخره اى در توضيح، تحليل و بررسى شعر معاصر يا تفسير و تحليل و نقد شعر هر يك از اين شاعران است. برخى از آثار نيز داراى شرح حال مختصرى از شاعران است كه در اين موارد ساختار كلى اثر به تذكره ها نزديك تر است.
از اين نظر آنتولوژى ها شعر ادامه همان كتاب هاى تذكره ادوار گذشته به شمار مى رود، با اين تفاوت كه اهميت تاريخى ـ ادبى اين آثار نسبت به تذكره ها كمتر است.
در تعداد محدودى از اين كتاب ها، مقدمه يا مباحث انتقادى مطرح شده از نظر كيفى و كمى آنقدر مهم و زياد است كه به اين كتاب ها اهميت مى بخشد و آنها را از شكل آنتولوژى صرف درمى آورد. بخش عمده اى از كارنامه «نقد شعر معاصر» در چنين كتاب هايى قابل دسترسى است.
گردآورى اشعار شاعران در كتاب هاى واحد و تذكره، در شعر فارسى سابقه اى طولانى دارد. حتى در ساير انواع ادبى از جمله داستان كوتاه، گردآورى مجموعه هايى از آثار مصنفين مختلف رواج داشته است.
آنتولوژى به مجموعه اشعار يك شاعر اطلاق نمى شود، حتى اگر منتقدى با هدف خاص از ميان آثار يك شاعر فراهم كرده باشد.
چنين مجموعه اى اگر با مباحث مفصل، ناقدانه و مفسرانه همراه باشد، در حوزه نقد ادبى دسته بندى مى شود.
شأن، ماهيت و جايگاه آنتولوژى هاى شعر معمولاً به نوع نگرش گردآورنده، يا ديدگاه زيبايى شناسى و انتقادى او بستگى دارد. دسته بندى كردن اين مجموعه ها در حوزه آنتولوژى يا خارج از آن هم به مسائل فوق بستگى دارد.
در تاريخ شعر نو تاكنون دهها اثر از اين نوع گردآورى و منتشر شده است. برخى از اين آثار نمونه هاى با ارزشى براى ارزيابى و شناخت اجمالى يا كلى تاريخ شعر معاصر به شمار مى روند. در عين حال تعداد زيادى از اين آثار جزو كتابهاى سطحى و «بازارى» هستند اما در عين حال هر يك از گردآورندگان اين مجموعه ها مدعى هستند كه منطق، وسواس و روشمندى خاص خود را در جمع آورى و تدوين كتابهايشان به كار بسته اند.
در حوزه شعر معاصر (شعر نو) نخستين اثر آنتولوژيك پس از چاپ «افسانه» نيما، به وسيله محمدضيا هشترودى تدوين و منتشر شد (۱۳۰۳ه. ش) اين كتاب كه «منتخبات آثارشعراى معاصر» نام داشت با نقد و معرفى كوتاهى از شاعران نيز همراه بود. انتشار اين دفتر ظاهراً با عكس العمل هاى متفاوتى همراه بود. از جمله اشعارى كه در اين كتاب آمده بود، منتخبى از اشعار نيما از جمله شعر «محبس» وى بود.
هشترودى در اين كتاب به نيما لقب «شاعر افسانه» داد و وى را با «سولى پرودوم» مقايسه كرد كه بعدها به نوعى موجب مباهات نيما بود.
به نظرمى رسد كه خود نيما انتظار چنين مسأله اى را نداشته است. اين كتاب آثار شاعران و نويسندگان ربع اول قرن ۱۴ (ه.ش) را انعكاس مى داد.
نيما در كتاب «ارزش احساسات» متانت و دقت هشترودى را در زمينه مطالعه ادبيات معاصر ستوده است. پس از انتشار «منتخبات آثار شعراى معاصر» گردآورى و انتشار آثارى از اين دست كه ظاهراً هر يك به دنبال هدف و روشى تازه تر بودند فزونى گرفت. از جمله برخى از گردآورندگان برگزيده هايى از شعر نو را به زبانهاى ديگرترجمه و منتشر كردند كه تلاشى براى شناساندن شعر نو و متجدد فارسى به غير فارسى به شمار مى رفت.
يكى از اين مجموعه ها در سال ۱۳۴۷ (ه.ش) به وسيله سيروس آتاباى منتشر شد كه «آوازهاى فردا» نام داشت.
آتاباى در اين اثر شعرهايى را از: احمد شاملو، نيما يوشيج، مهدى اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، منوچهر آتشى و … گردآورى كرده بود. ضمن اين كه در اين اثر توجه ويژه اى به احمدرضا احمدى شده بود. در اين مجموعه ۱۰ شعر از احمدرضا احمدى گنجانده شده بود. به نظر مى رسد كه اين توجه ويژه بى ارتباط با سليقه هاى مشترك شعر از احمدرضا احمدى گنجانده شده بود. به نظر مى رسد كه اين توجه ويژه بى ارتباط با سليقه هاى مشترك شعرى احمدى و آتاباى نبوده ا ست. اين دفتر حاوى مؤخره اى در معرفى شاعران و شناساندن شعر نو فارسى بود. آتاباى در اين مؤخره احمد شاملو را «شاعر فرصت طلب» ناميده بود.
از مطالعه كتابهاى آنتولوژى كه در طول ۸۰ سال گذشته جمع آورى و منتشر شده است، موضوع هاى متنوع و پر تعدادى را به عنوان بهانه اصلى براى گردآورى اين آثار مى توان ملاحظه كرد.
درنگى بر زندگى و آثار طاهربن جلون
بومى آفريقايى در قلب اروپا
172932.jpg
روزى كه طاهربن جلون جايزه «ايمپكت دابلين» را دريافت كرد، انگار فرانسوى ها يادشان رفته بود او يك مراكشى است و در بيشتر روزنامه هاى فرانسه نوشتند: با ارزش ترين جايزه ادبى به فرانسه آمد، البته جلون هم زياد از اين ماجرا ناراحت نيست. او مدتها است در فرانسه زندگى مى كند و اگر اندازه كوندرا طرفدار نداشته باشد، كمتر از آن هم نيست. شايد به اين خاطر كه با فرهنگ اروپا عجين شده است و به فرانسه مى نويسد، فرانسوى ها آنقدر دوست اش دارند كه چند سال پيش جايزه گنكور را به او هديه كردند.
اين نويسنده و شاعر مغربى به سال ۱۹۴۴ در شهر فس(مراكش) به دنيا آمد و از سال ۱۹۵۵ بين طنجه و پاريس در رفت و آمد است. فس شهرى قديمى و باستانى است كه در قرن ۹ميلادى توسط اعراب مهاجر بناشد. در ۱۲سالگى به طنجه رفت و در مدرسه با زبانهاى فرانسه و عربى آشنا شد. اما در خانه تنها به عربى حرف مى زد. حدود سال هاى ۱۹۶۵ در مبارزات دانشجويى شركت كرد و در همان ايام شعرهايى سرود كه بيشتر آنها سياسى بود و در سال ۱۹۶۶ زمانى كه مسؤوليت يكى از جنبش هاى دانشجويى را برعهده داشت، دستگير و محكوم به ۱۸ماه زندگى در اردوگاه نظامى شد.
در همين زمان بود كه اولين مجموعه شعرش را به زبان فرانسه در مراكش با نام «زخم هاى خورشيد» منتشر كرد كه در آن كوشيده بود اسطوره هاى كهن و افسانه هاى مغربى را با مسائل روز جامعه تلفيق كند. جلون با اينكه سالهاست در اروپا زندگى مى كند ارتباط اش را با سرزمين مادرى اش قطع نكرده، در بيشتر رمان هاى جلون، نقش زن مسأله اصلى است و مردان هميشه در حاشيه داستان قراردارند. او هرگز سعى در ستايش چيزهاى غيرواقعى نداشته است. هميشه تحسين و انتقادش درست و بجا بوده است.
بسيارى از دوستدارانش معتقدند او فرهنگ اسپانيايى و فرانسوى را درهم آميخته است و به طرحى نو در رمان دست يافته. جلون نخستين مغربى است كه جايزه گنكور را به خود اختصاص داده و از جمله نويسندگانى است كه درباره مسائل سياسى روز جهان اظهارنظر مى كند. روزنامه نگار فعالى است كه در روزنامه هايى همچون ال پائيس و لوموند يادداشت مى نويسد. مخالف سرسخت نژادپرستى است، اما از اين سوى بام هم نمى افتد و تعصب بيجا نشان نمى دهد. او معتقد است كه مسائل عاطفى بيش از مباحث سياسى ذهنيت مردم را متحول مى كند. زبان او شاعرانه است و همين لطافت زبانى از گزندگى آثارش كاسته است. او از ديدگاهى جهانى برخوردار است و در آثارش مى توان تمام مسائلى را كه با ميراث فرهنگى جامعه بشرى در ارتباط است، به راحتى ديد.
\\\
شايد در هيچ اثرى از ادبيات شمال آفريقاى شمالى، يا به عبارتى ادبيات مهاجرت تفاوت جنسى به اين روشنى بيان نشده است كه در رمان با چشمان شرمگين. نام داستان كه ريشه در كتاب مقدس و داستان آشنايى موسى با دختران شعيب برسر چاه دارد. رمان با زبانى شعرگونه و حال و هوايى رمزآلود شروع مى شود و به ماجراى زندگى دختركى روستايى كه در مغرب پا گرفته و در پاريس رشد كرده و به عرصه رسيده است، مى پردازد. دختر زيبايى كه تجربه تبعيد و مهاجرت را از سرگذرانده است.
راوى رمان دختركى است صبور و زيرك كه به تنهايى در برابر تمام دسيسه ها و تنگ نظرى هاى عمه اش مى ايستد. او روح آزاد و توانايى دارد كه توان مقابله با تمام ناملايمات را داراست. در واقع همچون بيشتر رمان هاى جلون دخترك به همراه ظرافت و پيچيدگى هايش جانمايه اصلى رمان را به وجود مى آورد.
او پس از مهاجرت به نوشتن روى مى آورد و در يادداشت هايش در ميان عدم قطعيت وابسته بودن يا نبودن به سرزمين اش سرگردان است. حس نوستالژيكى كه دختر گاهى نسبت به زادگاهش، روستايى در نهايت فقر، روستايى به غايت محروم و خرافه پيدا مى كند، همه اينها نشان از اين دارد كه در هر حال ارتباط و پيوند حقيقى ميان ريشه ها و اقليم ها و خاطره با هسته هاى درونى هستى وجود انسان است. انگار مسبب تمام اين رنجها محروميتى است كه در روستا بيداد مى كند و گروهى را آواره غربت و عده اى را در درياى جهل و خرافه غرق مى كند.
دخترك هنگام دلتنگى براى بازى كودكان چشم تراخمى با گربه مرده در كوچه هاى خاكى و كثيف مى گريد و آرزو مى كند كه روزى دوباره بچه ها را ببيند. اما در نهايت داستان دخترك تاب و توان برگشت و مقابله با آن همه تيرگى را ندارد. او كه پيشگويى پدربزرگ اش وبال گردنش شده و قرار است جامعه بربرزادگاه خود را نجات بدهد هرقدر بيشتر كلنجار مى رود كمتر نتيجه مى گيرد و در پايان درمى يابد كه نجات قوم كار او نيست. در صحنه گفت وگوى احمد و محمود پيرمردهايى كه خاطرات و رؤياهاى خود را تاخت مى زنند به وضوح خواننده اين مسأله را درك مى كند. تك گويى هاى زن در بخشهايى از داستان به اوج زيبايى و هيجان مى رسد. وقتى كه با نويسنده اى برخورد مى كند كه بعدها قرار است با او ازدواج كند. توصيف لحظه هاى مشتاق و عاشقانه به اوج و غايت خود مى رسد. او ناخودآگاه به همدردى با مردم زادبومش برمى آيد و با همراهى مردم آفتاب زده و خرافه پرست به كندوكاو براى دفينه مى رود، دفينه اى كه رازش در دستان ظريف دخترك (راوى) نهفته است، او كه دفينه و رازش را قصه اى بيش نمى داند در نهايت به سمت رازهستى و گنج جهان «آب» سوق پيدا مى كند.
راوى داستان در ميان دو فرهنگ متفاوت به دام افتاده است. او با كوبيدن ها و مخالفت هايش عقده ها و ترديدهاى درونى اش را بروز مى دهد، اما در نهايت اين ترديدها، در او روح استقلال و مقاومت و نيز واكنش و بازتابى سربلندانه و مصمم در مقابل برترى طلبى هاى مرد نمايان است.
در نهايت اينكه زبان داستان بسيار زيبا و خيال انگيز است. اما توصيفات درك و چيدن فضاهاى تودر تو و نامرتب داستان را تا حد زيادى پيچيده كرده است. داستان ميان واقعيت و مكنونات درونى راوى سيرمى كند و همين خيالپردازى ها و تك گويى هاى راوى گاه فهم داستان را سخت مى كند.

|   صفحه اول   |   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   اجتماعى   |   بين الملل   | 
|   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   گفت و گو   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   |   ويژه ۳   | 
|   ويژه ۴   |   ايران زمين   |   قيمت سكه و طلا   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   | 
|   اوقات شرعى   |   افق   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |