|
|
|
يادداشت
|
|
|
|
|
|
كمك هزينه براى
|
|
|
|
امير نادرى و جعفر پناهى
|
|
|
|
|
|
|
|
موزه سينمابرگزار كرد
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز با
|
|
|
|
|
|
روز گذشته
|
|
|
|
|
نمايش «حريم» در مجموعه پرواز به روى صحنه رفت
نمايش «حريم» به كارگردانى حسين مهكام از شب گذشته در مجموعه فرهنگى پرواز به روى صحنه رفت. به گزارش ايرنا، اين نمايش كه داستانى از دوران سكوت وخانه نشينى حضرت على (ع) را روايت مى كند به مناسبت بزرگداشت ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) به روى صحنه رفته است. نمايش «حريم» با استفاده از بازيگران گروه «ثنا» اجرا مى شود و تماشاى آن كه تا ۱۰شب ادامه خواهد داشت براى عموم رايگان است. داستان نمايش «حريم» با راهب نصرانى كه به اسلام گرويده آغاز مى شود. مأمورى براى گرفتن بيعت او با خليفه به دير مسيحيان مى رود و آنگاه كه متوجه مسلمان شدن وى مى شود، راهب را به قتل مى رساند و... شايان ذكر است، سالن پرواز در خيابان پيروزى، جنب ايستگاه سليمانيه واقع است.
|
|
|
|
|
يادداشت
كتاب هاى تكرارى!
در زمانه اى كه آمار مطالعه بسيار پايين است و رغبت مطالعه روبه افول و انگيزه خريد كتاب به دلايل مختلف از جمله وضعيت نابسامان اقتصادى در حد صفر مى باشد، در روزگارى كه دولت محترم، سعى در افزايش آمار مطالعه و علاقه مند كردن مخاطب به كتاب و كتابخوانى دارد و در اين راه سرمايه هاى ميلياردى را صرف مى نمايد، در جايى كه ناشران، مترجمان، مؤلفان، تصويرگران، ليتوگراف ها، چاپخانه داران و ديگر اقشار زحمتكش و عاشق اين صنف كه براى اعتلاى فرهنگ مملكت از جان و دل مايه مى گذارند، در حالى كه مسؤولان فرهنگى كشور سعى در برگزارى همايش ها، سمينارها و انواع نشست ها در مناسبت هاى مختلف و ... دارند تا بلكه اعتبار فرهنگى ايران باستانى در حد آبرومندى حفظ شود يا حداقل از افول و انحطاط آن جلوگيرى شود و بالاخره در دوره اى كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به هر طريق ممكن با معافيت هاى مختلف سعى در سرپا نگه داشتن ناشرانى دارد كه زندگى خود را وقف فرهنگ مكتوب كرده اند تا مبادا عطاى اين حرفه شريف را به لقايش بخشيده و خود را از مشكلات عديده آن برهانند، متأسفانه شاهد پخش تيزرهايى هستيم كه كمك فراوانى به ضربه زدن به فرهنگ مكتوب ميهنمان مى نمايد. ماجرا از اين قرار است: در تبليغ براى شبكه پيام نما، پلان اول، بچه اى را به نمايش مى گذارد كه در حال تورق كتاب هايى است كه اصلاً با سن او تناسب ندارد. آنچنان صفحات كتاب را ورق مى زند كه گويى با آن پدركشتگى دارد. در پلان بعدى قهرمان كوچولويمان كتاب هاى نامناسبى را كه خود گواهى است بر عدم آگاهى و انتخاب درست كارگردان محترم از كتب فرهنگى، محكم بر پيشخوان آشپزخانه مى كوبد و بيان مى دارد: «از كتاب هاى تكرارى خسته شدم». مادر پسربچه براى اينكه نازدانه اش بهانه اى نداشته باشد تلويزيون را روشن كرده و بقيه ماجرا: آيا مسؤولان ارشد سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران نبايد به جاى تخريب اندك علاقه اى كه به فرهنگ كتابخوانى در ميان ملت بزرگوارمان، على الخصوص كودكان و نوجوانان عزيز كه آينده سازان فرداى اين كشور هستند، بسترى براى تبليغ همه جانبه اين خصيصه كه در كشورهاى پيشرفته و حتى در حال توسعه بسيار پررنگ است ولى در كشور ما متأسفانه به كلى در حال محو شدن است فراهم آورند؟ در جايى كه آمار سرانه كتابخوانى در كشور ما در سال از چند دقيقه تجاوز نمى كند تبليغ انواع چيپس و پفك و شكلات و ... كه نه تنها خاصيتى ندارند بلكه مضر نيز است به جاى معرفى كتاب هاى مختلف و تشويق كودكان به امر كتاب و كتابخوانى گناهى نابخشودنى است. *مدير اجرايى انجمن فرهنگى ناشران كتاب كودك
|
|
|
|
|
پايان توسكاى لندن
|
|
|
نمايش پراستقبال «توسكا» پس از چهار دهه اجرا در اپراخانه سلطنتى لندن به زودى صحنه را ترك خواهد گفت. به گزارش بى بى سى اين نمايش كه براى نخستين بار با بازى ماريا كاياس و تيتوگوبى در سال ۱۹۶۴ بر روى صحنه رفت بخاطر لباسهاى پرشكوه بازيگران و دكور پرتجمل صحنه درآن روزها با استقبال كم نظير تماشاگران مواجه شد بطوريكه براى نخستين اجراى آن بيش از ۱۲۰ هزار نفر متقاضى رزرو صندلى دراين سالن اپرا شدند. در شب افتتاحيه اين نمايش مارياكاياس به مدت ۴۰ دقيقه مورد تشويق ممتد تماشاگران قرار گرفت ودر طول همه اين سالها نمايش ياد شده بيش از ۲۳۰ بار بر روى صحنه رفت. برپايه اين گزارش در مدت برپايى اين نمايش در خلال اين چهاردهه تاكنون چهره هاى برجسته اى از دنياى اپرا در اين نمايش حضور يافته اند. كه برخى از آنها عبارت بوده اند از پلاسيدو دومينگو و خواننده افسانه اى تنور «لوچيانو پاواروتى» كه آخرين حضور او در اپرا با اين نمايش در سال ۲۰۰۲ بود. به نقل از بى بى سى در طول همه اين سالها دكور صحنه نمايش توسكا تغييرى نكرد اما از لباس پرشكوه بازيگران تنها معدودى از آنها در اجراهاى اخير مورد استفاده قرار مى گرفتند. اپراخانه سلطنتى لندن امتياز اجراى اين نمايش را از اين پس به« Chicago Lyric theatre » در آمريكا فروخته است و «توسكا» از اين پس به كارگردانى جان كاكس در اين مكان جديد به اجرا ادامه خواهد داد.
|
|
|
|
|
كمك هزينه براى
عروسكهاى جشنواره دهم
نخستين كمك هزينه گروههاى پذيرفته شده در دهمين جشنواره بين المللى نمايش عروسكى هفته آينده پرداخت خواهدشد. بهروز غريب پور، رئيس «مبارك يونيما» درگفت وگو با ايسنا با اعلام اين خبر گفت: از آنجا كه مقدمات برگزارى جشنواره به دلايلى دير فراهم شد، مى كوشيم تا زمان ازدست رفته را جبران كنيم و به همين جهت گروهها مى توانند با دريافت نخستين كمك هزينه خود، ساخت عروسك ها را آغازكنند. وى به حضور ميهمانان و استادانى از كشورهاى اتريش، هند و فرانسه اشاره كرد و گفت: دربخش بين الملل جشنواره مى كوشيم بيشتر تمركزمان بركشورهاى آسيايى باشد. زيرا كشورهايى همچون تاجيكستان، ارمنستان، تركمنستان و... بعد از فروپاشى شوروى سابق آنطور كه بايد و شايد به جشنواره ها دعوت نشده اند و ما مى كوشيم تا هنرمندان آسيايى را بيش از پيش به يكديگر نزديك كنيم. به گفته وى، رئيس يونيما نيز ازجمله ميهمانان اين دوره از جشنواره خواهدبود كه يك سخنرانى خواهدداشت و احتمالاً كارگاه آموزشى نيز برگزارخواهدكرد. مديرعامل خانه هنرمندان ايران بااشاره به برگزارى دهمين جشنواره عروسكى در پايان شهريورماه گفت: برگزارى اين جشنواره تعمداً دراين تاريخ صورت مى گيرد چرا كه دراين زمان سه عيد بزرگ درپيش داريم و اميدواريم افتتاحيه جشنواره در فضاى بازتئاترشهر تبديل به يك جشن واقعى شود.
|
|
|
|
|
امير نادرى و جعفر پناهى
در جشنواره رام الله
نخستين جشنواره فيلم در كرانه باخترى از روز پنجشنبه ۸ ژوئيه درشهر رام الله برگزار مى شود. «جشنواره بين المللى فيلم رام الله» كه نخستين جشنواره فيلم فلسطينى است با فيلم «خاطرات موتوسيكلت» آخرين ساخته والتر ساليس، فيلمساز برزيلى و اجراى زنده موسيقى توسط سمير جبران، موسيقيدان برجسته فلسطينى افتتاح خواهد شد. در اين جشنواره كه تا روز ۱۴ ژوئيه ادامه خواهد داشت، ۴۰ فيلم از سراسر جهان به نمايش در خواهد آمد. در «جشنواره بين المللى فيلم رام الله» فيلمسازان معتبرى مانند اميركوستوريتسا شركت خواهند داشت. فيلم مشيت الهى ساخته اليا سليمان، كارگردان فلسطينى نيزدر اين جشنواره به نمايش گذاشته خواهد شد. از ايران فيلمهاى آب، باد، خاك ساخته اميرنادرى و طلاى سرخ ساخته جعفر پناهى در اين جشنواره نمايش داده مى شود. فيلم موسيقى ما آخرين ساخته ژان لوك گدار، فيلمساز برجسته فرانسوى و فيلم ساعت بيست و پنجم ساخته اسپايك لى كارگردان آمريكايى در اين جشنواره به نمايش درخواهند آمد. به گفته برگزار كنندگان اين جشنواره تنها فيلمهاى اسرائيلى هستند كه جايى دراين جشنواره نخواهندداشت. آدم زعبى مدير جشنواره فيلم رام الله گفت: «تا زمانى كه اسرائيلى ها در اراضى فلسطينى حضور دارند ما نمى توانيم با آنها روابط عادى داشته باشيم.» برگزارى «جشنواره فيلم رام الله» با «جشنواره فيلم بيت المقدس» كه از سوى اسرائيل برگزار مى شود، همزمان است. اما زعبى گفت كه هيچ قصدى براى برگزارى«جشنواره بين المللى فيلم رام الله» در اين زمان به منظور تحت الشعاع قرار دادن جشنواره اسرائيلى در كار نبوده است. وى علت اين همزمانى را حاضر نشدن مركز فرهنگى رام الله اعلام كرد كه قرار بود در ماه ژوئن افتتاح شود. برگزار كنندگان جشنواره براى آن عده اى كه به علت محدوديت هاى اسرائيلى ها براى رفت و آمد، نمى توانند به سينما بروند سينماهاى سيارى در نظر گرفته اند كه به مناطق فلسطينى نشين فرستاد مى شوند.
|
|
|
|
|
كانون ملى منتقدان برگزيدگانش را معرفى كرد
برگزيدگان كانون ملى منتقدان ايران، عصر ديروز طى مراسمى در تئاتر شهر معرفى شدند. در اين مراسم پيام يان هربرت رئيس كانون جهانى منتقدان تئاتر به مناسبت مراسم سالانه كانون ملى منتقدان ايران قرائت شد. همچنين جرمى كينگستون، منتقد نشريه تايمز انگلستان و مدرس دوره آموزشى نقد تئاتر در تهران، زمستان ۸۲ نيز در پيامى جداگانه اين روز را به كانون ملى منتقدان تبريك گفت. فرح يگانه، عضو هيأت مديره و مسؤول روابط عمومى كانون ملى منتقد ايران، اسامى بهترين هاى برگزيده تئاتر سال را بدين شرح اعلام كرد:پژوهشگر برگزيده: دكتر جابر عناصرى، نمايشنامه نويس برگزيده: عليرضا نادرى،كارگردان برگزيده: مجيد واحدى زاده، بازيگر زن برگزيده: نگار عابدى، بازيگر مرد برگزيده: مهدى سلطانى، طراح صحنه برگزيده: حسين فدايى حسين، آهنگساز برگزيده: سعيد ذهنى، منتقد برگزيده از داخل كانون: رضا آشفته، منتقد برگزيده از خارج كانون: سام فرزانه.
|
|
|
|
|
مدال طلاى آكادمى فيلم اسپانيا به باندراس و آجانى
آكادمى فيلم اسپانيا از آنتونيو باندراس بخاطر موفقيت حرفه اى اش در طول همه اين سالها وكسب وجهه اى جهانى پس از نخستين حضور خود در فيلمهاى پدرو آلمودوار بااهداى مدالى از طلا تجليل كرد. به گزارش رويتر اين آكادمى سينماى باندراس را بخاطر فعاليتهاى ارزنده و درخشانش به عنوان بازيگر ونيز ترويج فرهنگ اسپانيا از طريق حرفه بازيگرى به دريافت اين مدال مفتخر ساخت. باندراس ۴۳ساله پيش ازاين به بهانه سن كم خود درمقايسه با كارگردانان بزرگى كه مدالهايى افتخارى دريافت مى كنند از پذيرش اين مدال طلا امتناع ورزيده بود. او گفت: «وقتى گفتند كه قرار است اين مدال به من داده شود شوكه شدم چون اين مدالى است كه معمولاً به افرادباتجريه وبا سن وسالى بيشتر از من داده مى شود. گفتنى است باندراس كه تاكنون در فيلمهاى زيادى همچون «اويتا» و «فيلادلفيا» بازى كرده است سال بعد در «زورو ۲» كه در ادامه ماسك زورو ساخته خواهد شد ايفاى نقش خواهد كرد. >جشنواره فيلم مونترال قصد دارد در سال جارى باتوجهى خاص به فعاليت حرفه اى «ايزابل آجانى » بازيگر معروف فرانسوى از دستاوردهاى ارزنده او درعرصه سينما تجليل كند. به گزارش فرانس پرس درجشنواره امسال كه از ۲۶ اوت تاهشتم سپتامبر برپا خواهد شد بخش ويژه به نمايش پنج فيلم بسيار معروف ازاين بازيگر همچون داستان آدل اچ اختصاص خواهد يافت. «serge losique» مدير جشنواره امسال در تجليل ازاين بازيگر سرشناس گفت: «براى علاقه مندان به سينما آجانى هنرمندى خارق العاده است چه در وطنش وچه به هنگامى كه در قالب شخصيتهاى استثنايى قرار مى گيرد و آن را با هنرمندى وظرافتى خاص ايفا مى كند. بازى درخشان او باعث شده كه وى به فهرستى از ستارگان برتر همچون گرتاگاربو، مارلين ديتريش ، اينگريد برگمن و كاترين هپبورن بپيوندد.
|
|
|
|
|
موزه سينمابرگزار كرد
تجليل از ارامنه سينماى ايران
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر ـ افتخار مى كنيم كه جشن سينماى ارامنه را موزه سينما برگزار مى كند. عزت الله انتظامى (رئيس هيأت مديره موزه سينما) با بيان اين مطلب در مراسم افتتاح نمايشگاه ارامنه و سينماى ايران افزود: از آغاز پيدايش سينما در ايران، ارامنه نقش مؤثرى را در بهره بردارى از اين هنر ـ صنعت به عهده داشتند. همانطور كه مى توان به فيلمبردارى نخستين مستندسياحتى توسط ژرژ اسماعيلوف، راه اندازى نخستين سالن سينما در شهرستانها توسط الك ساگينيان، ساخت نخستين فيلم هاى داستانى سينماى ايران توسط اوهانيانس و … را به عنوان تأثيرگذارى ارامنه در سينماى ايران ياد كرد. انتظامى افزود: موزه سينما خانه هنرمندان ايرانى و ارامنه است. دراين برنامه كه در سينما كوچك موزه سينما برگزار شد سينماگران ارمنى و غيرارمنى سينما حاضر بودند. كامران ملكى ـ مسؤول امور رسانه اى موزه سينما ـ در ادامه اين مراسم از چگونگى روند برپايى دومين نمايشگاه فصلى موزه سينما سخن گفت. وى به سرفصل هاى جديدى از تاريخ سينماى ارامنه اشاره كرد وافزود: با توجه به اينكه بخشى از تاريخ سينماى ارامنه در اين نمايشگاه ارائه شده بايد تاريخ حضور ارامنه در ايران دوباره نگارش شود. ملكى همچنين از افتتاح رسمى سينماى كوچك موزه براى نمايش آثار كلاسيك دنيا وفيلمهاى ايرانى بازيرنويس فارسى درمردادماه خبر داد و گفت: همزمان با افتتاح اين سالن نمايش فيلم، عضوگيرى كلوپ موزه سينما آغاز خواهد شد. رئيس شوراى خليفه گرى ارامنه سخنران ديگر اين مراسم هم گفت: سينماگران ارمنى در سينما تنها نبوده اند، آنان با دوستان غيرارمنى خود در پيدايش سينماى ايران همكار بوده اند. در پايان اين برنامه بخشهايى از فيلم «پرومو» ساخته آناهيد آباد كه درباره نقش ارامنه درسينماى ايران به همت موزه سينما ساخته شده به نمايش درآمد.
|
|
|
|
|
وصيتنامه براندو و ده فرزندش
|
|
|
برخلاف شايعاتى در مورد فقر و فلاكت مادى براندو در سالهاى پايانى عمر و نيز زمزمه هايى مبنى بر آنكه اين ستاره فقيد به هنگام مرگ از خود پولى به جا نگذاشت، براندو ثروتى به ارزش ۲۱/۶ميليون دلار براى وراثش به ارث گذاشته است. به گزارش رويتر براندو در اين وصيت نامه كه در دادگاه عالى لس آنجلس تنظيم شده است به نام ده تن از فرزندان خود به عنوان وراثش اشاره مى كند اما دخترخوانده ۳۲ساله خود «پتر ابراندو و كوروال» و نيز نوه پسرى خود از دختر فقيدش «چيه نه» را كه «توكى براندو» نام دارد از ارث محروم كرده است. براساس اين وصيت نامه دارايى واملاك حقيقى اين ستاره فقيد به ارزش ۱۸/۶ميليون دلار و نيز متعلقات شخصى اش به ارزش ۳ميليون دلار به وراث وى خواهد رسيد اما به چگونگى تقسيم آن اشاره اى نشده است. علاوه بر اين در اين وصيت نامه قيد شده است كه از محل دارايى وى به دوتن از دوستان براندو «آليس مارچاك» و «بلانچه هال» ماهانه مبلغى به عنوان مقررى داده شود. براندو همچنين در ظرف كمتر از دوهفته پيش از مرگ خود در اين وصيت نامه تغيير و تحولاتى داده بود و به نام سه تن از نزديكان خود مايك مداوى دوست و تهيه كننده اش، لارى درسلر، مدير تجارى اش و نيز دوست صميمى اش آورا داگلاس را به عنوان مجريان اين وصيت نامه اشاره كرده بود. بر پايه اين گزارش جسد براندو هفته گذشته در مراسمى بسيار خصوصى آنگونه كه اين ستاره صاحبنام پيش ازمرگش همواره بر چگونگى اجراى آن تأكيد كرده بود سوزانده شد. گفتنى است براندو در سالهاى پايانى عمر رويه اى بسيارمحافظه كارانه تر در فاش كردن اسرار زندگى خصوصى اش در پيش گرفته بود و پس از نيم قرن حضور در عرصه سينما با فيلمهاى ماندگارى همچون «پدرخوانده»، «دربارانداز» و... به انزوايى خود خواسته تن داده بود. وى اول ژوئيه و در سن ۸۰سالگى در منزل مسكونى اش در بورلى هيلز درگذشت.
|
|
|
|
|
با تو مى گويم
• بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. امرسون
|
|
|
|
|
امروز با
محمدرضايى راد
محمد رضايى رادمتولد سال۱۳۴۵ و كارشناس ارشد فرهنگ و زبانهاى باستانى است. او جزو منتقدان و نويسندگان فعال عرصه فرهنگ و نمايش به شمار مى آيد. رضايى راد تاكنون آثارى چون مبانى انديشه سياسى در خردفردايى،[...] نشانه شناسى سانسور و سكوت سخن و مجموعه داستان بچه هاى مدرسه همت از كتابهايى است كه تأليف كرده است. همچنين فيلمنامه هاى مجموعه بچه هاى مدرسه همت (رضا ميركريمى)، مجموعه تجربه (سيروس حسن پور)، كودك و سرباز (رضاميركريمى)، چريكه هورام (فرهادمهران فر) و قدمگاه (محمدمهدى عسگرپور) را نوشته و نمايشنامه هاى هشتمين خان ، عروسى شغال، گوش كن، رقصى چنين و بر فراز برجكها نيز از آثار او به شمار مى آيد. او سال گذشته خود كارگردانى نمايش رقصى چنين را نيز بر عهده داشت. رضايى رادبه عنوان نويسنده بانشريات كارنامه، هفت، كتاب ماه، دفترهاى تئاتر و روزنامه هاى شرق، صبح آزادگان، نشاط و آبان همكارى داشته است. > فيلمنامه قدمگاه برچه اساسى شكل گرفت؟ \ اين فيلمنامه را در ابتدا به سفارش تهيه كننده، يعنى، محمدرضا تخت كشيان نوشتم. درواقع آقاى عسگرپور زمانى به عنوان كارگردان پروژه برگزيده شد كه فيلمنامه شكل اصلى خود را يافته بود. مشكل نهايى فيلمنامه البته با مشورت ايشان و افراد ديگرى كه فيلمنامه را خوانده بودند، شكل گرفت. من البته ايشان را از سالها پيش مى شناختم و ايشان را همواره در پوزيسيون يك مدير ديده بودم. همين مسأله البته موجب نگرانيهايى مى شد كه در طول كار ايشان نشان دادندكه مى توانند به راحتى از مرتبه يك مدير به مرتبه يك همكار و يك هنرمند نقل مكان كنند. > اين سالها شما را بيشتر به عنوان نمايشنامه نويس مى شناختيم، چطور شد تصميم گرفتيد رقصى چنين را كارگردانى كنيد؟ \ تجربه كارگردانى من، مقدم بر نمايشنامه نويسى شكل گرفته است. در سالهاى ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹ در رشت سه نمايشنامه عروسكهاى بهرام بيضايى، سيزيف و مرگ روبرمرل و قبل از شروع حسين اقدامى را به روى صحنه برده بودم. اما خدمت سربازى و سپس تحصيل در مقطع فوق ليسانس درتهران موجب فترتى چندساله ميان من و تئاتر به وجود آورد. اين فترت را من بانوشتن نقدها و پژوهش تئاترى و نمايشنامه پر كردم. تا اينكه سال گذشته، پس از پايان نگارش «رقصى چنين...» احساس كردم كه اين متنى است كه بايدخودم آن راكارگردانى كنم. خوشبختانه گروه همراه و همدل اين نمايش و لذت همكارى با آنان مرا به ادامه اين تجربه فرامى خواند. > زمان اجراى عمومى كار مشخص شده است؟ \ بله.رقصى چنين اواخر شهريورماه امسال در تالار مولوى اجرا خواهد شد. پيش از آن نيز بر فراز برجكها (رحيم نوروزى) اجرا مى شود. > چه كارهايى را براى آينده تدارك ديده ايد؟ \ به تازگى نگارش نمايشنامه بازگشت به خان نخست را به پايان رسانده ام كه قرار است آروند دشت آرا آن را براى جشنواره امسال آماده كند. نمايشنامه ديگرى را نيز با نام گزارش خواب در دست نگارش دارم. فيلمنامه اى را هم براى فريدون نوشته ام و صحبتهايى هم براى نگارش دو فيلمنامه ديگر با يكى دو كارگردان داشته ام اميدوارم پس از چند سال بدقولى به نشر نيلا، امسال كتاب نقد آثار نعلبنديان (نمايشنامه نويس) را آماده كنم. نگارش نخستين رمانم را به نام... و اين تنها بازى جهان بود را به تازگى به پايان رسانده ام. خودم فكر مى كنم اين رمان جذاب ترين تجربه نوشتارى من در چند سال اخير است.
|
|
|
|
|
لاله و لادن در خوابهايى كه ديدم
|
|
|
گروه فرهنگ و هنر: محمدعلى صفورا به تازگى ساخت يك فيلم كوتاه مستند ـ داستانى را درباره لاله و لادن، دوقلوهاى به هم چسبيده به پايان رسانده است. اين فيلم خوابهايى كه ديده ايم نام دارد. صفورا پيش از اين نيز چند فيلم انيميشن ، مستند و داستانى را جلوى دوربين برده است. صفورا به «ايران » گفت: « اين فيلم نيمه مستند، نيمه داستانى است. فيلم با خوابهاى يك زن و مرد آغاز مى شود. يك هفته پس از بازگرداندن جنازه هاى دوقلوها مشغول تصويربردارى شدم و با دفن و مراسم سوگوارى كار را به پايان رساندم. سعى كرده ام در اين فيلم بيشتر احساسات مردم عادى را درباره آنان تصوير كنم.» صفورا خود تدوين و تصويربردارى فيلم را بر عهده داشته است. صفورا تاكنون چند فيلم داستانى، انيميشن و مستند را جلوى دوربين برده است. فيلم قبلى او روز، نامه نام داشت كه در ارتباط با غرق شدن شش دانش آموز دختر در درياچه مصنوعى پارك شهر ساخته شده بود. اين فيلم علاوه بر شركت در چند جشنواره خارجى، از شبكه آرته فرانسه نيز پخش شده است. مدت زمان فيلم خوابهايى كه ديدم، سيزده دقيقه است. صفورا اين فيلم را با مشاركت مركز گسترش سينماى مستند و تجربى تهيه كرده است.
|
|
|
|
|
روز گذشته
سومين جلسه محاكمه آقاجرى برگزار شد
|
|
|
هاشم آقاجرى مدرس گروه تاريخ دانشگاه تربيت مدرس در سومين جلسه محاكمه، در برابر اتهامات وارده از خود دفاع كرد. به گزارش خبرنگار قضايى ما، از ساعت هشت و پانزده دقيقه صبح ديروز ـ شنبه بيستم تيرماه ـ حدود ۱۵ الى ۲۰ نفر با تجمع در مقابل درب اصلى دادسراى عمومى و انقلاب تهران واقع درميدان ارگ با شعارهايى از جمله مرگ بر ضدولايت فقيه، مرگ بر منافق، هاشم آقاجرى اعدام بايد گردد، آقاجرى حياكن، انقلاب رو رها كن، اشد مجازات هاشم آقاجرى را از دادگاه خواستار شدند. بر اساس همين گزارش، دقايقى بعد همسر و دختران آقاجرى قصد ورود به ساختمان دادسرا را داشتند كه با تجمع كنندگان مواجه شدند كه منجر به درگيرى لفظى بين خانواده آقاجرى و تجمع كنندگان شد. تعدادى از تجمع كنندگان به خبرنگار ما گفتند كه ما از امت حزب الله هستيم و از دانشگاه و مدارس آمده ايم. اين گزارش حاكيست حدود ساعت ۹ صبح محسن كديور، مصطفى تاج زاده، محمد سيف زاده، عرب سرخى، محمد بسته نگار، محمد توسلى، عليرضا علوى تبار، ابراهيم يزدى، ميرخانى، زرگرى نژاد و محمدعلى اكبرى در راهروى شعبه ۱۰۸۳ دادگاه عمومى منتظر ورود هاشم آقاجرى بودند كه به جز تاج زاده و سيف زاده بقيه در جلسه دادگاه حاضر شدند. بر پايه اين گزارش، ساعت ۹ صبح خبرنگاران داخلى و خارجى اجازه يافتند براى تهيه گزارش و خبر وارد سالن دادگاه شوند. با ورود خبرنگاران به داخل سالن دادگاه، تجمع كنندگان در برابر دادسراى عمومى نيز از در جنوبى دادسرا با سر دادن شعار وارد راهروى دادگاه شدند كه در همين موقع مأموران زندان هاشم آقاجرى را با لباس شخصى از طريق در جنوبى به دادسراى سالن دادگاه هدايت كردند. تجمع كنندگان با مشاهده هاشم آقاجرى كه با عصا به دادگاه آمده بود، شعار مرگ بر منافق، آقاجرى اعدام بايد گردد راسر دادند. در همين لحظه موافقان آقاجرى از جمله خانواده، دوستان و آشنايان نامبرده با كف زدن آقاجرى را حمايت كردند. به گزارش خبرنگار قضايى ما، ساعت ده و پانزده دقيقه با ورود قاضى محمد اسلامى به سالن دادگاه، جلسه محاكمه رسميت يافت. اما شعار مرگ بر منافق تجمع كنندگان در راهروى دادگاه همچنان شنيده مى شد. قاضى دادگاه خطاب به مأموران حراست قوه قضاييه گفت: نظم بيرون دادگاه با من نيست و اگر سر و صداها بيشتر شود، جلسه دادگاه را ترك خواهم كرد. بر اساس همين گزارش، ۵ تن از تجمع كنندگان وارد سالن دادگاه شدند و هنگامى كه خواهر آقاجرى قصد داشت در جايگاه خود بنشيند، آنان به او اعلام كردند، اگر حرفى بزند، جوابش را خواهند داد. بر اساس همين گزارش، آقاجرى با اعلام قاضى دادگاه در جايگاه مخصوص قرار گرفت و به دفاع از خود پرداخت. وى با رد اتهامات وارده گفت: ديشب نخوابيده ام و ضمناً به دليل اينكه از روز سه شنبه گذشته كليه تلفن هاى زندان قطع بوده است من هيچگونه ارتباطى با وكيل مدافع خود نداشته ام. وى افزود: طبق اطلاعات قبلى كه روز دوشنبه گذشته، دادگاه به من اعلام كرده بود سومين جلسه محاكمه ام قرار بود روز سه شنبه شانزدهم تير برگزار شود اما روز سه شنبه از دادگاه خبرى نشد. درنتيجه امروز ـ شنبه بيستم تيرماه ـ ساعت هفت صبح به من اعلام كردند كه امروز جلسه دادگاه است و على رغم بى خوابى و خستگى وظيفه خود دانستم در دادگاه شركت كنم و حسن نيت خودم را بار ديگر ثابت كنم. وى افزود: در برخى از روزنامه ها و جرايد كلماتى از مطالب من جابه جا چاپ شده است و اگر به خبرنگاران اجازه داده مى شد كه با خودشان ضبط صوت بياورند ديگر مشكلى پيش نمى آمد. چون خبرنگاران نمى توانند ۶ ساعت مذاكره جلسه را با دقت كامل يادداشت كنند، در نتيجه چنين اشتباهاتى از سوى خبرنگاران يك امر طبيعى است. آقاجرى در پاسخ به شكايت مدعى العموم درباره اتهام اهانت به ساحت فقها و علماى اسلام و مرجعيت شيعه گفت: نويسنده ادعانامه آورده است كه متهم با تقسيم غيرمنطقى و غيراسلامى مردم به طبقه روحانى و جسمانى و سوءاستفاده از اين حقيقت با استعمال و استخدام كلماتى وهن آميز و تمسخرآميز مانند «چى چى الاسلام» به مراجع، فقها و علماى اسلام اهانت نموده است. وى گفت: اين تقسيم بندى من نيست و من هرگز به مراجع و فقها اهانت نكرده ام. آدميان جامعه تقسيم مى شوند به جامعه روحانى و جامعه روحانيت. اگر گروهى را كه در صفت روحانيت هستند، تحليل بكنيم، آيا مرتكب جرم شده ايم. در جامعه ما طبقات متمايزى وجود دارد كه يكى از طبقات، طبقه جسمانى است.ما عالم داريم. در طبقه اسلامى بين معلم و متعلم يك رابطه پويا وجود دارد. وى افزود: رابطه روحانى و جسمانى، رابطه ابدى است. رابطه جسمانى قابل تبديل به روحانى نيست. در جامعه اسلامى، عالم وظيفه تعليم را به عهده دارد. معلم، متعلم خود را رشد و تكامل مى بخشد تا روزى كه او اساساً صاحب علم شود، ضمناً روحانى با عالم فرق مى كند. وى گفت: اين تقسيم بندى كه در كيفرخواست مطرح شده است يك موضعگيرى انتقادى است و اين مسأله تقسيم بندى ما نيست. من در سخنرانى ام اين را گفته ام كه در اسلام چنين چيزى وجود ندارد، بلكه اين يك اصطلاح در جامعه ماست. اين انتقاد نوانديشان قرن بيستم است. وى گفت: پوشيدن لباس روحانيت براى عده اى نوعى جوهر رمزى ايجاد مى كند، فردى دست به لباس (روحانيت) مى زد و بعد به صورتش مى كشد و فكر مى كند شفا يافته است. نماينده مدعى العموم گفت: اتهام شما اهانت است، نه بحث فلسفى، سياسى، شما در دفاعيات خود گفته ايد كه اهانت نكرده ايد بلكه منظورتان انتقاد بوده است. ولى وقتى كلمه «چى چى الاسلام» در سخنرانى مطرح كرديد باعث تمسخر حاضران شد. اين اهانت به يك صنف است. آقاجرى پاسخ داد: فكر مى كنم موضوع شكايت يك كلمه است حجت الاسلام و چى چى الاسلام اين عرف جامعه است وقتى مى خواهند مطلبى را جمع كنند. آن جمله را خلاصه ادا مى كنند. و من هم در جمع روشنفكران و دانشجويان مى خواستم از كلمات كوتاه استفاده كنم كه چى چى الاسلام گفتم. وى گفت: اهانت به مقدسات بايد دو ركن معنوى و مادى را دارا باشد تا هدف گوينده تمسخر و وهن باشد و من مقام تمسخر نبودم. من در مقام تحليل بودم. هرگز قصد اهانت به مقدسات را نداشتم و ندارم. ضمناً اگر روحانيت جزو مقدسات باشد بايد شاكى خصوصى از من شكايت مى كرد. در حالى كه مقدسات ذات باريتعالى و معصومين عليه السلام است. اگر كسى به گروهى از روحانيت چيزى بگويد، اين اهانت به يك گروه است، در حالى كه روحانيت جزو مقدسات نيست. وى گفت: اهانت بايد انشايى باشد نه خبرى، و ضمناً بايد مخاطب مشخص داشته باشد. اهانت در كلى گويى تحقق پيدا نمى كند. اگر بگويم برخى از ايرانيان اين چنين هستند، اين اهانت محسوب نمى شود. آقاجرى گفت: بنده قصد توهينى نداشتم، بلكه در مقام توضيح ديدگاههاى دكتر شريعتى بودم و ممكن است ديدگاه وى خطا باشد. اما ديدگاه با جرم قانونى متفاوت است. آقاجرى ادامه داد: در ادعا نامه آمده است كه من امر تقليد را كه از مسلمات دين است زير سؤال برده ام. در حالى كه اين طور نيست. امر تقليد از نظر اسلام و شيعه عام كلمه است. من تقليد شرعى را رد نكرده ام، خودم از آيت الله منتظرى تقليد مى كنم. من رفتار يك عده عاقد را نقد كردم. آنها در امر ازدواج برخى از مسائل را سخت مى گيرند. رفتار آنان با شريعت متضاد است. هرگز اهانت به احكام شرعى و مقدسات نكرده ام. بلكه مطالب من انتقاد به قشر خاصى است و در سخنرانى همدان اين موضوع را نقادى و تحليل كرده ام. مطالب من در امور عرفى، اجتماعى، تاريخى و عقلى بوده است. بر پايه اين گزارش، قاضى اسلامى از وى خواست كه درباره سخنرانى خود در دانشگاه شهيد بهشتى توضيح دهد، كه آقاجرى گفت: در ادعانامه نماينده مدعى العموم آمده است كه من يك سخنرانى در دانشگاه شهيد بهشتى كرده ام كه اين سخنرانى در تاريخ ۷۹/۵/۲۶ در نشريه عصر ما به چاپ رسيده و در آن سخنرانى، صريحاً و بدون پروا به مقدسات و باورهاى دينى جامعه توهين كرده ام. وى گفت: در سخنرانى گفته ام كه ماركس در باب دين گفته است هرچند كه تمام حقيقت نيست، اما بخشى از حقيقت را در خود دارد. گواه و دليل اين امر، تاريخ دين و بويژه تاريخ حكومت هاى دينى است. متأسفانه حكومت هاى دينى در طول تاريخ اغلب نشان داده اند كه افيون توده هاى مردمند زيرا گوهر دين كه آگاهى و رهايى است آنجا كه در چنبره قدرت قرار مى گيرد، تبديل به آگاهى كاذب و وارونه اى مى شود. وى افزود: در حكومت هاى دينى معمولاً با نام خدا انسان را به قربانگاه مى برند و قربانى مى كنند. به نام دين، خرد، عقل و علم را ذبح مى كنند و به نام روحانيت، ملت و آزادى مردم را پايمال مى كنند. آقاجرى ادامه داد: سخن ماركس درباره اديان كاذب بود اديانى كه تبديل شد به ثروت و قدرت و اين مسأله را نقد كردم. وى گفت: من چه گناه بزرگى مرتكب شدم، كه دروغگويان در بمباران تبليغاتى به نفع يك جناح خاص مرا مورد تهاجم قرار دادند. نقد من نقد دين توحيدى، اسلام محمدى، تشيع علوى نيست، بلكه نقد افرادى است كه با زرو زور دين را تفسير مى كنند. اگر دينى ابزار قدرت و ثروت شود آزادى را سركوب خواهد كرد و چنين دينى، حكومت دين راستين نيست.
|
|
|
|